کسی که نسبت به ارزش خود دچار تردید است و خود را آدم ناقابلی تصور میکند، مسلماً قدرت ابراز وجود نیز نخواهد داشت و از هر عملی که نشانهی برازندگی و برجستگی شخصیت است خودبهخود اجتناب میکند.
مثلاً؛ قادر نخواهد بود تمایلات و آرزوهای معقول و منطقی خود را ابراز دارد، خود را ناقابلتر از آن میداند که از کسی تقاضایی بکند، خود را بیوجودتر از آن میداند که کاری را صرفاً به خاطر دل خودش یا در جهت منافع خودش انجام دهد، قادر نخواهد بود به راحتی عقاید خود را ابراز دارد یا از کسی انتقاد کند، به خودش نمیبیند که به دیگران دستور و فرمان دهد - حتی به کسانی که زیر دست او کار میکنند.
قادر نیست دوستانی را که واقعاً دلش میخواهد و با آنها همفکری و سنخیت دارد برای خود انتخاب کند، در مقابل حملهی دیگران نمیتواند از خودش دفاع نماید، قدرت «نه» گفتن ندارد.
نمیتواند در هیچ زمینهای تصمیم قاطعی بگیرد، نمیتواند از خودش نظر و عقیده مستقلی داشته باشد بلکه همیشه عقیدهی خود را تابع عقیدهی دیگران قرار میدهد، نمیتواند برای زندگی خود طرح و نقشه معینی داشته باشد، امور زندگی خود را حتی در زمینههای مهمی مثل؛ شغل و ازدواج به دست اتفاق و «هرچه پیشآید خوش آید» میسپارد؛ به طور دقیق و روشن نمیداند از زندگی چه میخواهد و چه هدفی دارد.
ترسهای شدید عصبی باعث میشود که به طور کلی از زندگی وحشت داشته باشد و نتواند با امور زندگی رابطهای راحت و بیدغدغه برقرار کند، یا به علت همین ترسهای موهوم عصبی، قادر نخواهد بود که با تمام زندگی در رابطه باشد، بلکه؛ همیشه تنها با گوشههایی از زندگی در رابطه است، مثلاً؛ تمام زندگی و روابط خود را محدود به امور جنسی میکند؛ یا تمام فعالیتهای خود را متمرکز در تحصیل ثروت مینماید.
شخصیت عصبی زمانه ما | کارن هورنای
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍10❤5👏3🕊3
احساس حقارت و بیارزشی منجر به این میشود که؛ شخص نتواند ابراز شخصیت و ابراز وجود نماید. یعنی؛ تعدادی «ترمز» های روحی در او به وجود میآید و مانع میشود که او بتواند از امکانات و استعدادهای خود به نحو مطلوبی استفاده کند و شخصیت خود را رونق و شکوفایی بخشد.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
کارن هورنای
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍10❤9
زن در جوامع مردسالار، «دیگری» انگاشته میشود و منعکسکنندهی فرافکنیهای غالب و ضدفانتزیهای دوران است. اسطورهای که برای سرکوب سکسوالیته زنانه و برای کنترل بیشتر مردان بر ظرفیتهای زایای زن به کار میرود.
با در نظر گرفتن تعاریف جنسیتی در قالب موهبتهای «طبیعی»، تفسیرهای واهی غربی زنانگی را با تسلیم شدن، نوع دوستی، همدلی، ابراز احساسات و همچنین مازوخیسم، افسردگی و ناگفتنیها تداعی میکند. در مقابل مردانگی مقاصد روشنگری از عقلانیت، جاهطلبی، خودآیینی و خوداتکایی را به تصویر میکشد.
حتی در مقالهی همدلانه فروید، زنانگی تا اندازهای با «طبیعت زنان که با کارکرد جنسیشان متعین شده» تعریف میشود. فروید با اشاره به مسئلهمندی زنان، یعنی عملکرد ضعیفترشان، اضافه میکند. او «این واقعیت را نادیده نمیگیرد که یک زن ممکن است در دیگر جنبه ها نیز انسان باشد. فروید انسانانگاری مغالطهآمیز سلولهای جنسی را چون الگویی برای [توضیح] «فعال بودگی مردانه» و «انفعال» محجوب زنانه را کنار میگذارد؛ انفعالی که به تخمک سرشار از مواد مغذیای تشبیه شده که صبورانه در انتظار دخول اسپرم رقابتطلب است. او با تصحیح این خطای برهمنهی به ما یادآوری کرد که زنان میتوانند فعالیت بسیاری در مسیرهای متنوعی داشته باشند و مردان نمیتوانند بدون سازگاری منفعلانه فراوان در کنار همنوعان خود زندگی کنند».
بااینحال؛ به رغم تأیید دوجنسیبودگی روانی «هرفرد، ترکیبی از صفات شخصیتی متعلق به جنس خود و جنس مخالف را نشان میدهد، حتی؛ در نظریهپردازی او نیز انفعال همچنان عنصری زنانه و لیبیدو مردانه در نظر شده است. بااینحال؛ بسیاری از روانکاوان معاصر درگیر یک دیدگاه دوگانهی ذاتانگارانه نیستند و تمایل دارند به جای کف زدن، برای دست کشیدن ادیپی همانندسازی با جنس متقابل، چندوجهی بودن جنسیت را بپذیرند.
دیدگاه های معاصر بر زنانگی، جنسیت و هویت زایا | جوآن رافائل لف
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤4👍3👎1
عشقی که از والدینمان دریافت میکردیم، هرگز نمیتواند الگوی کارآمدی برای تجربهی عشقی ما در بزرگسالی باشد. دلیل اصلی این امر این است که؛ آن زمان کودک بودیم و اکنون فرد بالغی هستیم، یک دوگانگی با چند انشعاب اصلی.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
الگوی ما از عشق کامل از جانفشانی پر مهر والدینمان برگرفته میشود. الگویی که الزاماً همیشه در روابط بزرگسالی به خوبی پیاده نمیشود.
در بزرگسالی، ناخودآگاه همچنان تحت تأثیر همان تصویرهای کودکی از عشق والدینمان نسبت به خودمان هستیم. بهترین تجربهی سالهای آغازین زندگی خود را با روابط فعلی خود مقایسه میکنیم و شدیداً طالب همان تجربه برای رابطهٔ کنونیمان هستیم. و این مقایسه فوق العاده ویرانگر و غیرمنصفانه است.آلن دوباتن
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤8👍3
مهم ترین چیزی که از ظرفیت عشق ورزی اقتباس میشود؛ احساس حق شناسی است. حق شناسی، در ساختن ارتباط با ابژه خوب ضروری است و همچنین مبنای قدردانی از خوبی دیگران و خود است.
ریشهٔ حق شناسی در هیجانات و نگرشهای برخاسته در ابتدایی ترین مراحل نوزادی است، یعنی؛ زمانیکه مادر برای نوزاد تنها ابژه است. پیوند اولیه، اساس تمامی روابط بعدی با فرد محبوب است. طبق گفته های کلاین، شدت غبطه و ظرفیت عشق ورزی، مؤلفهٔ ذاتی مستحکمی دارند.
"ظرفيت لذت بردن کامل از رابطهٔ اولیه با پستان، بنیانی را برای تجربه کردن لذت از جانب منابع گوناگون فراهم میکند".
حق شناسی، ارتباط تنگاتنگی با اعتماد به چهره های خوب دارد. ظرفیت نوزاد برای سرمایه گذاری بر اولین ابژه بیرونی با لیبیدو، منجر به مستقر کردن ابژه خوبی میشود که خویشتن را دوست دارد و از آن محافظت میکند و توسط خویشتن دوست داشته میشود و مورد محافظت قرار میگیرد. این مبنای ایجاد اعتماد به خوب بودن یک نفر است.
هرچه خشنودی از پستان بیشتر باشد، لذت و حق شناسی بیشتری احساس میشود و آرزوی بیشتری برای بازگشت لذت وجود خواهد داشت. این تجربه مکرر، حق شناسی را در عمیق ترین سطوح ممکن میسازد و نقش مهمی در ظرفیت ترمیم و والایش خواهد داشت.
حق شناسی همچنین ارتباط نزدیکی با سخاوت مندی دارد. وقتی یک ابژه خوب جذب میشود فرد میتواند هدایای آن را با دیگران قسمت و توانایی دادنِ خود را بیشتر کند (کلاین، ۱۹۵۷).
پیشگامان روانکاوی کودک
بئاتریس مارکمن روبینز
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤4👍4
عاشقی که سر قرار حاضر نشده، فکر میکند کاملاً بیهوده است که به زن محبوبش بگوید قرار را فراموش کرده است. در این صورت؛ خانم هم در جواب بیمعطلی خواهد گفت؛ «اگر یک سال پیش بود، فراموش نمیکردی! معلوم است که دیگر به من اهمیت نمیدهی».
حتی اگر عاشق به توضیح روانشناختی فوق متوسل شود و سعی کند به بهانهی فشار کاری فراموشیاش را توجیه کند، تنها نتیجهی ممکن این خواهد بود که؛ خانم که در این موقعیت مانند یک دکتر روانکاو تیزبین خواهد شد در جواب خواهد گفت؛ «چقدر عجیب است که گرفتاریهای کاری این چنینی در گذشته هرگز پیش نمیآمد!».
بههمین نحو؛ در شرایط خدمت نظام نیز میان ناتوانی از اجرای دستورات که ناشی از فراموشی است با عدم اجرای آگاهانهی دستورات تفاوتی قائل نمیشوند، و البته درست هم همین است. سرباز نباید اجرای دستورات ارتش را فراموش کند. اگر با وجود آگاهی از دستورات، باز آنها را فراموش کند، دلیلش این است که انگیزههایی که او را به اجرای فرمان ارتش وامیدارند با انگیزههای متقابل در تضادند.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
در زندگی دو موقعیت هست که در آنها حتی فرد عادی نیز، تا آنجا که پای قصد در کار باشد، میفهمد که نمیتوان فراموشی را پدیدهای ابتدایی دانست، بلکه حق دارد چنین نتیجهگیری کند که انگیزههای نهانی وجود دارند. مواردی که من در نظر دارم روابط عاشقانه و انضباط ارتشی است.
عاشقی که سر قرار حاضر نشده، فکر میکند کاملاً بیهوده است که به زن محبوبش بگوید قرار را فراموش کرده است. در این صورت؛ خانم هم در جواب بیمعطلی خواهد گفت؛ «اگر یک سال پیش بود، فراموش نمیکردی! معلوم است که دیگر به من اهمیت نمیدهی».
حتی اگر عاشق به توضیح روانشناختی فوق متوسل شود و سعی کند به بهانهی فشار کاری فراموشیاش را توجیه کند، تنها نتیجهی ممکن این خواهد بود که؛ خانم که در این موقعیت مانند یک دکتر روانکاو تیزبین خواهد شد در جواب خواهد گفت؛ «چقدر عجیب است که گرفتاریهای کاری این چنینی در گذشته هرگز پیش نمیآمد!».
بههمین نحو؛ در شرایط خدمت نظام نیز میان ناتوانی از اجرای دستورات که ناشی از فراموشی است با عدم اجرای آگاهانهی دستورات تفاوتی قائل نمیشوند، و البته درست هم همین است. سرباز نباید اجرای دستورات ارتش را فراموش کند. اگر با وجود آگاهی از دستورات، باز آنها را فراموش کند، دلیلش این است که انگیزههایی که او را به اجرای فرمان ارتش وامیدارند با انگیزههای متقابل در تضادند.
آسیب شناسی روانی زندگی روزمره
زیگموند فروید
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍7❤3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📌چرا چیزی که میخواهیم را به دست نمیآوریم؟!
دکتر بروس لیپتن
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
دکتر بروس لیپتن
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍6❤3😢3
کلید برتری هنر، علاوه بر پیامرسانی، این است که؛ دریافتکننده را بدون اینکه متوجه بشود دگرگون میسازد. هنر که تجلی ناخودآگاه روح بشر است، میداند که چگونه راهش را به سرچشمه بازیابد و بر آن تأثیر بگذارد.
به همین دلایل؛ هیتلر چنین مصرانه از هنر سخن میگفت. «هنر، مأموریتی است متعالی که تعصب را طلب میکند» یکی از بیانیه های مشهور او در این خصوص و «هنر یگانه حاصل نامیرای کار انسانی است» جمله دیگرش در این باره است.
چون هنر بر همگان تأثیر میگذاشت، پیشوا را قادر میساخت که مطابق ارادهاش به مردم شکل دهد. در واقع؛ این بر عهدهی فرد نبود تا بر مبنای ایدئال خود راه زندگیاش را زیباتر بسازد، فرد و منافع شخصی باید تابع جمع و منافع عمومی میبود و جمع نیز خود مطیع امر رهبرش.
حد و مرزهای هنر | تزوتان تودوروف
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤7👍4
کودک دیدهنشده، شفادهندۀ زخمی
برای بسیاری از افرادی که در کودکی دیده نشدند، مراقبت اجباری باعث میشود؛ احساس کنند قدرتمندند، قهرمانی هستند که با بحرانها سازگار میشود، و کوهی هستند که هرکسی وقتی مشکلی دارد میتواند به آنها تکیه کند. و درحالیکه این افراد خودشان احساس نیاز و وحشت دارند، اما این احساسات را دیگر در خودشان نمیبینند، بلکه فقط در دیگران میبینند.
به همین خاطر؛ آنها راحت با افراد نیازمند ارتباط برقرار میکنند و راهی برای بهترشدن آنها مییابند. اصلاً به همین علت است که؛ برخی از این کودکان دیده نشده تصمیم میگیرند وارد شغلهای حمایتی شوند، مثل؛ شغل رواندرمانی.
هر کدام از این افراد در یک جایی از این طیف قرار دارند: در یک سر طیف؛ آنها بر اساس رنجهایی که خودشان داشتند با افراد دردمند احساس نزدیکی میکنند (شفادهندۀ زخمی) و در سر دیگر طیف؛ کاملاً با رنجهای خود قطع ارتباط کردهاند و تمام تلاششان را میکنند که مطمئن شوند آن رنج مربوط به دیگری است.
در هر دو حالت؛ توانایی کمککردن مؤثر به دیگران بستگی دارد به توانایی آنها برای اینکه هم رنج خودشان و هم رنج طرف مقابل را در ذهنشان داشته باشند، و درعینحال؛ آنها را جدا از هم نگه دارند تا بتوانند تفاوت بین رنج خودشان و رنجی را که میخواهند به آن کمک کنند درک کنند.
از طرفی؛ میزان کمکی که آنها میتوانند به دیگران بکنند بستگی دارد به اینکه رابطهشان با میزان قدرت خودشان چگونه است و چقدر در فرایند رواندرمانی خودشان روی این موضوع کار کردهاند.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
برای بسیاری از افرادی که در کودکی دیده نشدند، مراقبت اجباری باعث میشود؛ احساس کنند قدرتمندند، قهرمانی هستند که با بحرانها سازگار میشود، و کوهی هستند که هرکسی وقتی مشکلی دارد میتواند به آنها تکیه کند. و درحالیکه این افراد خودشان احساس نیاز و وحشت دارند، اما این احساسات را دیگر در خودشان نمیبینند، بلکه فقط در دیگران میبینند.
به همین خاطر؛ آنها راحت با افراد نیازمند ارتباط برقرار میکنند و راهی برای بهترشدن آنها مییابند. اصلاً به همین علت است که؛ برخی از این کودکان دیده نشده تصمیم میگیرند وارد شغلهای حمایتی شوند، مثل؛ شغل رواندرمانی.
هر کدام از این افراد در یک جایی از این طیف قرار دارند: در یک سر طیف؛ آنها بر اساس رنجهایی که خودشان داشتند با افراد دردمند احساس نزدیکی میکنند (شفادهندۀ زخمی) و در سر دیگر طیف؛ کاملاً با رنجهای خود قطع ارتباط کردهاند و تمام تلاششان را میکنند که مطمئن شوند آن رنج مربوط به دیگری است.
در هر دو حالت؛ توانایی کمککردن مؤثر به دیگران بستگی دارد به توانایی آنها برای اینکه هم رنج خودشان و هم رنج طرف مقابل را در ذهنشان داشته باشند، و درعینحال؛ آنها را جدا از هم نگه دارند تا بتوانند تفاوت بین رنج خودشان و رنجی را که میخواهند به آن کمک کنند درک کنند.
از طرفی؛ میزان کمکی که آنها میتوانند به دیگران بکنند بستگی دارد به اینکه رابطهشان با میزان قدرت خودشان چگونه است و چقدر در فرایند رواندرمانی خودشان روی این موضوع کار کردهاند.
درمان کودک دیدهنشده در بزرگسالی
کاترین استاوفر
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤11👍4👏1
آنچه ما شخصیت فرد مینامیم وقتی آشکار میشود که سرنوشت همه این تکانه ها مشخص شده باشند و در غیراینصورت؛ همانطور که همه میدانیم، شخصیت به طور خیلی نادرستی به اصطلاح «خوب» یا «شرور» تعریف میشود. انسان به ندرت کاملاً خوب یا شرور است؛ او از بعضی جنبهها «خوب» و از بعضی جنبهها «شرور» است. یا به عبارتی؛ در شرایط خاصی «خوب» و در شرایط دیگری «شرور» میشود. جالب است که بدانیم، معمولاً تکانههای شدید «بد» در دوران اولیهی زندگی کودک، شرط لازم خوب بودن در دورههای بعدی زندگی وی است.
خودخواهی بسیار بارز دوران کودکی ممکن است بسیار مفید باشد و او را به شهروندی فداکار تبدیل کند، همچنین؛ بیشتر بشردوستان آرمانگرا و حامیان حیوانات از شکنجه و آزار حیوانات به اینجا رسیدهاند.
تبدیل تکانههای «شر» نتیجه دو عامل مؤثر در حس مشابه یکی درونی و دیگری بیرونی است. عامل درونی، شامل؛ تأثیرگذاری تکانههای خودخواهانه یا شرورانه است که از طریق نیروهای طبیعی شهوانی نیز پراحساسترین نیازهای عاشقانهی انسان تفسیر میشوند. تکانههای خودخواهانه علاوه بر مؤلفههای شهوانی به تکانه های اجتماعی تبدیل میشوند. ما میآموزیم که ارزش دوست داشته شدن را مزیت بدانیم برای اینکه از دیگر مزایا چشم بپوشیم. عامل بیرونی؛ نیروی آموزش و پرورش است که مظهر نیازهای محیط متمدنانه است و با تأثیر مستقیم از محیط فرهنگی پیش میرود.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
خودخواهی بسیار بارز دوران کودکی ممکن است بسیار مفید باشد و او را به شهروندی فداکار تبدیل کند، همچنین؛ بیشتر بشردوستان آرمانگرا و حامیان حیوانات از شکنجه و آزار حیوانات به اینجا رسیدهاند.
تبدیل تکانههای «شر» نتیجه دو عامل مؤثر در حس مشابه یکی درونی و دیگری بیرونی است. عامل درونی، شامل؛ تأثیرگذاری تکانههای خودخواهانه یا شرورانه است که از طریق نیروهای طبیعی شهوانی نیز پراحساسترین نیازهای عاشقانهی انسان تفسیر میشوند. تکانههای خودخواهانه علاوه بر مؤلفههای شهوانی به تکانه های اجتماعی تبدیل میشوند. ما میآموزیم که ارزش دوست داشته شدن را مزیت بدانیم برای اینکه از دیگر مزایا چشم بپوشیم. عامل بیرونی؛ نیروی آموزش و پرورش است که مظهر نیازهای محیط متمدنانه است و با تأثیر مستقیم از محیط فرهنگی پیش میرود.
تأملاتی درباره جنگ و مرگ
زیگموند فروید
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤4👍4
بيماران اختلال شخصيت مرزی، سطح بالايی از ناايمنی در سبک دلبستگی را نشان ميدهند كه منجر به وابستگی مخرب يا آشفته به الگوهای دلبستگی ميشود و زمانی كه همه مسائل به نوعی به اين وابستگی مخرب ارجاع داده ميشود، الگوی ترک خشمگينانه ديده مـيشود. بـه عبارتی؛ آنها بين مراقبت جويی وسواس گونه و ترک خشمگینانه در نوسان هستند.
این افراد، مشتاق به نزديكی و گرفتن امنيت از اشكال دلبستگيشان هستند و در نتيجه؛ گرفتار و آشفته ميشوند. اين امنيت جويی اغلب ناکام میشود و خشم را افزايش ميدهد كـه در قالب الگوی ترک خشمگينانه تجلي مييابد.
افرادی كه تمايل به ارتباط نزديک و صميمی دارند، امـا در مقابل تحقير شدن يا وابستگی به شكل واكنشی عمـل ميكنند. و اين شبیه الگویی است که مییر و همکاران با عنوان پروتوتايپ اختلال شخصيت مرزي نام مـيبرنـد: دمـدمي مزاج بودن و دوسوگرايي در روابط. آنها نمي توانند ميان خود و ديگران تمايز قائل شوند مگر آنكه قبلاً تصوير يک «چهره ارضاء كننده» را كه حضوری پايدار و باثبـات دارد، درونی سازي كرده باشد.
هراس كودک از آن اسـت كه مبادا مادر او را براي هميشه ترک كند و ديگر بازگشتی در كار نباشد. بيمار مرزی، دائماً چيـزی شـبيه ايـن نـوع «اضطراب جدايی» كوبنده را مجدداً در بزرگسالی تجربـه ميكند.
ذهنيتهای طرحوارهای، تجربهی کودکآزاری و سبکهای دلبستگی در اختلال شخصيت مرزي
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍6😢6❤4👏1🤔1
هیجان در نوزادان ماهیت شدید و قدرتمندی دارد. ابژه ناکام کننده (ابژه بد) به صورت یک آزار رسان ترسناک احساس میشود. تمایل پستان خوب، تبدیل شدن به پستان آرمانی است که میبایست تمایلی حریصانه برای خشنودی بیحد و مرز بیدرنگ و دائمی را ارضا کند.
نوزاد برای محافظت از خود در مقابل ناکامی و خطر ناشی از ابژه های ترسناک و آزار رسان، مکانیسم های دفاعی چندی را بنا میکند. یکی از این مکانیسم ها؛ آرمانی سازی است. این پستان آرمانی شده همواره در دسترس و خشنود کننده است و پیامد جانبی پستان آزار رسان است. آرمانی سازی دفاعی در مقابل اضطراب گزند و آسیب است.پستان آرمانی شده، پیامد جانبی پستان آزار رسان است و مادامی که آرمانی سازی از نیاز برای محافظت شدن از ابژه های آزار رسان منشعب شود این روشی برای دفاع در مقابل اضطراب خواهد بود.
ملانی کلاین
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤6👍3
در آزار هیجانی، از آنجاییکه فرد دائم مجبور است خلق منفی مکرر خود را مدیریت کند، ظرفیت فرد برای تنظیم مؤثر هیجاناتش به شدت کاهش پیدا میکند.
نکته دیگر این است که؛ در آزار هیجانی به جای اینکه فرد بتواند هیجانات خود را به خوبی الگوگیری و ابراز کند، هیجانات نادیده گرفته میشوند و حتی ممکن است جلوی آنها گرفته و فرد برای ابراز آن تنبیه شود. در نتیجه؛ توانایی کودک به منظور بیان، توصیف و تفسیر هیجاناتش به خطر میافتد و هیجانات منبع ناشناختهای که ممکن است باعث پریشانی شوند، انگاشته میشوند.
تجربه آزار هیجانی کودکی و ویژگیهای اختلال شخصیت مرزی در بزرگسالی
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍6❤3
شاید فکر کنی که اگر با افراد متعددی عشق بازی کنی، دوست داشتنی و مهم هستی. شاید احساس کنی که با همآغوشی های فراوان، عزت نفس آسیب دیدهات التیام پیدا خواهد کرد و مورد توجه و تحسین قرار گرفتهای. شاید فکر کنی که تنها دارایی با ارزشات زیبایی ظاهری و بدن توست و بخواهی که با روابط جنسی متعدد شاهدی بر مدعای خود بیابی.
اما این روابط مصنوعی درد جانکاه تنهاییات را از بین نمیبرد. اینکه احساس میکنی مورد میل و علاقه دیگری واقع شدی و برای خودت کسی شدی، امنیتی پوشالی و موقت برایت فراهم میآورد.هنگامیکه خودتنبیهی به بخشی اساسی از پویاییهای روان تبدیل میشود، احساس حقارت و انحرافات مازوخیستی در روابط آشکار میشود.
تو در درونت تنها هستی و رابطه با انسانی دیگر تنهاییات را زائل نخواهد کرد. ابتدا باید خودت را، یعنی؛ همه آنچیزی که در تو میگذرد را بشناسی و پیدا کنی، تا بر تنهایی درونیات غلبه کنی.
از تو بیزارم، ترکم نکن
جرالد جی، کرایزمن و هال استراوس
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤15👍10
ماهیت سرکوبی، مانع گذاشتن بر سر راه خودآگاه شدن بازنماییهایی است که رانه را نمایندگی میکنند، اما هدف اختصاصی آن، سرکوب کردن توسعه و بسط یافتن عاطفه است: «اگر این هدف محقق نشود، آنگاه کار سرکوب ناتمام است.»
عاطفه را نمیتوان سرکوب کرد، اما سرکوب آن، هدف سرکوبی است. در نتیجه، اگر بخواهیم دقیق صحبت کنیم، ما چیزی به عنوان عواطف ناخودآگاه نداریم، بلکه تشکیلاتی داریم که با انرژی بارگذاری شدهاند و در جستجوی عبور از سد پیشاخودآگاه هستند.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
عاطفه را نمیتوان سرکوب کرد، اما سرکوب آن، هدف سرکوبی است. در نتیجه، اگر بخواهیم دقیق صحبت کنیم، ما چیزی به عنوان عواطف ناخودآگاه نداریم، بلکه تشکیلاتی داریم که با انرژی بارگذاری شدهاند و در جستجوی عبور از سد پیشاخودآگاه هستند.
بیماری های روان تنی از منظر روانکاوی معاصر
ماریلیا آیزنشتاین
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍8❤4
آدم مدرن بیش از هر چیز میخواهد حواسش از پیچیدگی نیازهایش پرت شود، چه آن را «اعمال ریاضیاتی مدام و پیوسته» بنامیم، چه «انسانزدایی» یا «فقیر ساختن طبیعت انسانی»، نیازها را باید تقلیل یا به تناسب کاهش دهیم.
و استقرار ضمنی یا صریح زبان و ادبیات سلامت روان، یعنی؛ خودانگیختگی در برابر حسابگری و امیال حسی جسمی در برابر انتزاع، مثل همیشه به عنوان یک پروژه شبه آرمانشهرگرایانه و آزادیخواهانه به کار گرفته میشود.
پول به عنوان وجه رایج روابط انسانی- حرف زدن بر این اساس که آدمها (یا چیزها) ارزش دارند یا نه، و چقدر میارزند- چیزی را که طبیعت انسانی مینامیم، تا حد دلسرد کننده ای کوچک میکند. مسئله فقط این نیست که ثروتمند بودن دیوانگی است، بلکه رضایت دادن به زبان پول هم میتواند شکلی از دیوانگی باشد.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
و استقرار ضمنی یا صریح زبان و ادبیات سلامت روان، یعنی؛ خودانگیختگی در برابر حسابگری و امیال حسی جسمی در برابر انتزاع، مثل همیشه به عنوان یک پروژه شبه آرمانشهرگرایانه و آزادیخواهانه به کار گرفته میشود.
پول به عنوان وجه رایج روابط انسانی- حرف زدن بر این اساس که آدمها (یا چیزها) ارزش دارند یا نه، و چقدر میارزند- چیزی را که طبیعت انسانی مینامیم، تا حد دلسرد کننده ای کوچک میکند. مسئله فقط این نیست که ثروتمند بودن دیوانگی است، بلکه رضایت دادن به زبان پول هم میتواند شکلی از دیوانگی باشد.
عقل در برابر جنون | آدام فیلیپس
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍5👏2❤1
در نظر کلاین؛ فانتزی بازنمود رواني سائق غریزی است. سائق غریزی ماهیتی زیستی دارد و فانتزی بازنمود روانی سرشت زیستی آدمی است.
سائقهای غریزی باید به نحوی دگرگون شوند تا پیامدی روانی، یعنی فانتزی بیافرینند(آیزاکس، ۱۹۵۲). عامل این دگرگونی آن بخشی از ذهن است که اید نام دارد. سائقهای غریزی که بخشی از سرشت زیستی آدمی است از بدو تولد حاضر است و کارکرد دگرگونکنندهی اید هم از همان آغاز در جریان است.
دنیای نوزاد در آغاز ماهیت بدنی دارد و فانتزی نمودی است از تلاش نوزاد برای دگرگون ساختن پدیدههای جسمانی به روانی. حتی در بزرگسالی نیز فانتزی هرگز پیوندش را با بدن قطع نمیکند. محتوای فانتزی در نهایت همواره راجع است به افکار و احساسات مرتبط با عملکرد و محتویات بدن خود در رابطهاش با عملکرد و محتویات بدن دیگری.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
سائقهای غریزی باید به نحوی دگرگون شوند تا پیامدی روانی، یعنی فانتزی بیافرینند(آیزاکس، ۱۹۵۲). عامل این دگرگونی آن بخشی از ذهن است که اید نام دارد. سائقهای غریزی که بخشی از سرشت زیستی آدمی است از بدو تولد حاضر است و کارکرد دگرگونکنندهی اید هم از همان آغاز در جریان است.
دنیای نوزاد در آغاز ماهیت بدنی دارد و فانتزی نمودی است از تلاش نوزاد برای دگرگون ساختن پدیدههای جسمانی به روانی. حتی در بزرگسالی نیز فانتزی هرگز پیوندش را با بدن قطع نمیکند. محتوای فانتزی در نهایت همواره راجع است به افکار و احساسات مرتبط با عملکرد و محتویات بدن خود در رابطهاش با عملکرد و محتویات بدن دیگری.
ماتریس ذهن | تامس آگدن
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤6
همواره این پرسش دربارهی نامههای عاشقانه مطرح است که مخاطب آنها واقعاً چه کسی است؟!
هنرمندی به نام سوفی کال، در یکی از نمایشگاه هایش نامهی عاشقانهای را به نمایش گذاشت که عاشق پیشین اش به زنی دیگر نوشته بود. اما کال تصمیم گرفته بود نام آن زن دیگر را خط بزند و به جای آن نام خودش را بنویسد. به این ترتیب؛ کال به عنوان بخشی از پروژهی هنری خود به سادگی نامهی عاشقانهای برای خودش نوشت. این موضوع ادعای ژاک لکان را تأیید میکند که؛ براساس آن سوژهای که نامهی عاشقانه مینویسد، در واقع معشوق را مورد خطاب قرار نمیدهد، بلکه؛ نامه را برای کسی جز خودش نمینویسد.
مهم نیست عاشق تا چه حد تلاش میکند در نامه جوهر معشوق را به تصویر بکشد. او در وهلهی نخست خودش را مخاطب قرار میدهد، یعنی؛ دارد با امیال، فانتزیها و خودشیفتگی خود_با تمام آنچه احساس عشق او را برمیسازد_ مواجه میشود. در عین حال؛ نویسندهی نامهی عاشقانه به طرز ویژهای با اضطراب نیز سروکار مییابد.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
هنرمندی به نام سوفی کال، در یکی از نمایشگاه هایش نامهی عاشقانهای را به نمایش گذاشت که عاشق پیشین اش به زنی دیگر نوشته بود. اما کال تصمیم گرفته بود نام آن زن دیگر را خط بزند و به جای آن نام خودش را بنویسد. به این ترتیب؛ کال به عنوان بخشی از پروژهی هنری خود به سادگی نامهی عاشقانهای برای خودش نوشت. این موضوع ادعای ژاک لکان را تأیید میکند که؛ براساس آن سوژهای که نامهی عاشقانه مینویسد، در واقع معشوق را مورد خطاب قرار نمیدهد، بلکه؛ نامه را برای کسی جز خودش نمینویسد.
مهم نیست عاشق تا چه حد تلاش میکند در نامه جوهر معشوق را به تصویر بکشد. او در وهلهی نخست خودش را مخاطب قرار میدهد، یعنی؛ دارد با امیال، فانتزیها و خودشیفتگی خود_با تمام آنچه احساس عشق او را برمیسازد_ مواجه میشود. در عین حال؛ نویسندهی نامهی عاشقانه به طرز ویژهای با اضطراب نیز سروکار مییابد.
درباره اضطراب | رناتا سالکل
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤9👍6🤔1
اضطراب عشق در وهلهی اول به این واقعیت مربوط است که؛ عاشقان همیشه عاشق آن چیزی در معشوق میشوند که [معشوق] آن را ندارد_آنچه روانکاوی لکانی ابژهی کوچک a مینامد_و چیزی جز فقدان خود را نیز به شریکشان عرضه نمیکنند.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
اما در شیوه ی سروکار یافتن افراد با فقدان خود و با فقدان دیگری، میتوان تفاوتهای روشنی میان افراد هیستریک، وسواسی و منحرف مشاهده کرد.درباره اضطراب | رناتا سالکل
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤7👍3
از بد روزگار، روانکاوی نتوانسته است از نگاه رسانههای جمعی در امان بماند و به مُد روز تبدیل شده است.
روانکاوان که سابقاً از جمله «قربانیان» این پدیده های معاصر نبودهاند، اکنون خواسته یا ناخواسته پایشان به آنها باز شده است. امروزه روز حتی مد شده که روانکاوی را تحقیر و بیاعتبار کنند، درست مانند چندی پیش که باب شده بود دعویاش را مبنی بر اینکه نگرش تازهای دربارهی جهان است و برای هر بحران راه حلی در آستین دارد، بپذیرند. اما روانکاوی با تکیه بر تکنیکهای مشاهدهنگر و آزمودن نظریههای خویش، همچنان کارایی خود را حفظ کرده و تضمین داده که فردا نیز به اندازهی امروز کارآمد و سودمند خواهد بود.
در آغاز عشق بود | ژولیا كريستوا
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍9❤1👏1