چگونه ما امروزه دوباره به مقاربت جنسي تمايل نـشان ميدهيم، آن هم در عصري كه امكان دستيابي مستقيم به آن وجود دارد. به طوريكه، به خاطر نبود موانع (برخلاف گذشته) كه ارزش ابژهي جنسي را بالاتر ميبردند، ابژهي جنسي هر چه بيشتر كم بهاتر شده است- يا به نقل از فرمول بندي كلاسيك فرويد:
"ارزش ذهنيِ نيازهاي اروتيكي، زماني كه به راحتي ارضاء شوند، كاسته مي شود. وجود يك مانع به منظور بالا بردن ليبيدو ضروري است. ِو جايي كه موانع طبيعي براي ارضاء كافي نباشند افراد در هر زمان قراردادهايي را بنا مي كنند تا قادر به لذت بردن از عشق باشند."
از اين منظر، عشق باوقار اينگونه به نظر ميرسد كه بيـشتر اسـتراتژيِ بنيـادين بـراي ترفيـع دادن ارزش ابژه باشد كه موانع قراردادی را در برابر قابلیت حصول آن ايجاد میكند. زماني كـه لكـان در سمينار دوبارهاش، بيشتر چكيدهی فرمولبندی پارادوكس عشق باوقار را آماده مـیكند، ظـاهراً چيزي مشابه، ولي در عين حال اساساً متفاوت میگويد:
"بسياري از رفتارهـاي پالوده، بـا وانمـود كردن به اينكه اين مائيم كه مانعي را در راه آن قرار دادهايم، غياب روابـط جنسی را واژگـون میكنند.
از اين رو؛ مسئله به اين سادگي نيست كه ما موانع قراردادی اضافی براي بـالا بـردن ارزش ابژه قرار میدهيم، بلكه؛ موانع خارجی كه ما را در دسترسی پيدا كردن به ابژه بینتيجه میگذارند، دقيقا در خلق كردن توهمی وجود دارد كه بدون آن، ابژه مستقيما قابل دسترس خواهد بود. چيزی كه يك چنين موانعي از اين راه پنهان میكنند، امكان ناپذيری ذاتیِ حصول ابژه است.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
"ارزش ذهنيِ نيازهاي اروتيكي، زماني كه به راحتي ارضاء شوند، كاسته مي شود. وجود يك مانع به منظور بالا بردن ليبيدو ضروري است. ِو جايي كه موانع طبيعي براي ارضاء كافي نباشند افراد در هر زمان قراردادهايي را بنا مي كنند تا قادر به لذت بردن از عشق باشند."
از اين منظر، عشق باوقار اينگونه به نظر ميرسد كه بيـشتر اسـتراتژيِ بنيـادين بـراي ترفيـع دادن ارزش ابژه باشد كه موانع قراردادی را در برابر قابلیت حصول آن ايجاد میكند. زماني كـه لكـان در سمينار دوبارهاش، بيشتر چكيدهی فرمولبندی پارادوكس عشق باوقار را آماده مـیكند، ظـاهراً چيزي مشابه، ولي در عين حال اساساً متفاوت میگويد:
"بسياري از رفتارهـاي پالوده، بـا وانمـود كردن به اينكه اين مائيم كه مانعي را در راه آن قرار دادهايم، غياب روابـط جنسی را واژگـون میكنند.
از اين رو؛ مسئله به اين سادگي نيست كه ما موانع قراردادی اضافی براي بـالا بـردن ارزش ابژه قرار میدهيم، بلكه؛ موانع خارجی كه ما را در دسترسی پيدا كردن به ابژه بینتيجه میگذارند، دقيقا در خلق كردن توهمی وجود دارد كه بدون آن، ابژه مستقيما قابل دسترس خواهد بود. چيزی كه يك چنين موانعي از اين راه پنهان میكنند، امكان ناپذيری ذاتیِ حصول ابژه است.
در باب سکس مجازی | اسلاوی ژیژک
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍6❤3👏3
عمل ختنه خارج از فاکتورهای زیستشناختی، نقش اساسی را در ساختاربندی ناخودآگاه ما ایفا میکند. در عرصهی تمایز اساسی مابین «بودن» و «داشتن» نمایان شده و برای «حوزه ناخودآگاه» الگوی روانی همه فقدانهای ما را تشکیل میدهد.
وقایع ناگوار گذشته را جابهجا کرده (تولدی که مرا از شکم مادر اخته کرده است، از شیر گرفتنی که مرا از سینه/ شیر محروم کرده است، عضلههای تنگکنندهای (اسفنکتر) که مرا از مدفوعات داخلی محروم میسازند و فاجعه بزرگ مرگ را پیش بینی میکند.
«حوزهٔ ناخودآگاه مرگ را نمیشناسد»، مرگِ خودِ سوژه که خود را فناناپذیر احساس کرده و مفهوم زمان ندارد، اما قطع عضو بیانگر تشویش فقدان شیء از ورای فقدان قسمتی از سوژه است.
تحلیل روانکاوانهی متون ادبی
ژان بلمن نوئل
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍4❤3
از لحظه ورود به هستی، آدمی درگیر یک گفتار جنسی است؛ از طرفی، او پیوند جسمانی والدین را نمایان میکند. و از طرف دیگر؛ بدین دلیل که والدین قبل از اعلام کردن جنس کودک، با دادنِ اسم به او، بر روی جنس کودک به خیالپردازی پرداختهاند.
موضوع جنسیت به نظر فروید فراتر از بُعد تناسلی سخت و خشک است. بُعدی که همچون فعالیت اندام های جنسی تعریف میشود. به خاطر این که هم شامل چیزهایی است که مرتبط با اولین نارضایتی ها - غرایزی کمابیش ملموس با نارضایتیهای والدین ما - است و همچنین آغازی است برای ارتباط ما با دنیای خارج. حال آنکه این ارتباط در مراحل اولیه در نقاط معین جسم آدمی صورت میگیرد. گرایش غریزی دیداری چشم یک مجرای واقعی برای دسترسی بدن به حساب نمیآید اما منطقی که از نابود کردن چشمها سخن میگوید این احساس را دارد که چشم همچون یک دهان کار میکند.
بُعد جنسی گویای این مطلب است که؛ جسم ما بلافاصله و کاملا از آغاز مرکز تبادلات سیالات گوناگونی است که یا به آن نفوذ میکنند و یا از آن خارج میشوند. باید اذعان کرد که جسم ما به همراه این سیالات سخن میگوید قبل از اینکه با کلمات حرف بزنیم.
تحلیل روانکاوانهی متون ادبی
ژان بلمن نوئل
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤2👍2
آیا نمیدانید که این اشتیاق سینهی مادر نیست که اضطراب را بر میانگیزد، بلکه نزدیکی به آن است که موجب اضطراب میشود؟ !
آنچه اضطراب را برمیانگیزد هر چیزی است که به ما اعلام میدارد و به طور گذرا بیان میکند که ما دوباره به آغوش مادر برگردانده خواهیم شد. این مسئله با آنچه گفته شد، یعنی؛ ریتم حضور و غياب متناوب مادر تناقضی ندارد. مدرک این مدعا این است که کودک با تکرار این بازی حضور و غیاب سرگرم میشود. امنیت حضور، امکان غیبت است.
غمانگیزترین چیز برای نوزاد دقیقاً در لحظهای است که وقتی رابطهای که او خود را بر اساس آن بنا نهاده به دلیل فقدانی او را به سمت میل میکشاند، از هم می گسلد و این رابطه زمانی بیشترین آسیب را میبیند که هیچ امکانی برای هیچ فقدانی وجود نداشته باشد. یعنی؛ زمانی که مادر همیشه پشت فرزند و همراه اوست، به ویژه زمانی که کفل او را میشوید. این مدلی از درخواست است، درخواستی که هیچ گاه کم نمیشود.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
آنچه اضطراب را برمیانگیزد هر چیزی است که به ما اعلام میدارد و به طور گذرا بیان میکند که ما دوباره به آغوش مادر برگردانده خواهیم شد. این مسئله با آنچه گفته شد، یعنی؛ ریتم حضور و غياب متناوب مادر تناقضی ندارد. مدرک این مدعا این است که کودک با تکرار این بازی حضور و غیاب سرگرم میشود. امنیت حضور، امکان غیبت است.
غمانگیزترین چیز برای نوزاد دقیقاً در لحظهای است که وقتی رابطهای که او خود را بر اساس آن بنا نهاده به دلیل فقدانی او را به سمت میل میکشاند، از هم می گسلد و این رابطه زمانی بیشترین آسیب را میبیند که هیچ امکانی برای هیچ فقدانی وجود نداشته باشد. یعنی؛ زمانی که مادر همیشه پشت فرزند و همراه اوست، به ویژه زمانی که کفل او را میشوید. این مدلی از درخواست است، درخواستی که هیچ گاه کم نمیشود.
اضطراب | ژاک لاکان
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤5👍1🕊1
وقتی مجرد بودن تحملناپذیر باشد، آدم اصلاً چارچوب ذهنی خوبی برای انتخاب منطقی شریک زندگیاش ندارد. برای اینکه احتمال ایجاد یک رابطهی خوب را افزایش دهیم، نباید با دورنمای سالها تنهایی هیچ مشکلی داشته باشیم. وگرنه به جای اینکه همسرمان را که ما را از تجرد درآورده دوست داشته باشیم، از مجرد بودن متنفر میشویم.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
اما متأسفانه پس از رسیدن به سن خاصی، جامعه مجرد بودن را به طرز خطرناکی نامناسب میداند. روابط اجتماعی کمکم پلاسیده میشود، زن و شوهرها از اینکه یک آدم مجرد استقلال داشته باشد و دائما آنها را این طرف و آن طرف دعوت کند احساس خطر میکنند، بعضیها احساس میکنند اگر تنهایی سینما بروند مثل جذامیها هستند.
برقراری رابطهی جنسی هم دشوار میشود. با وجود همهی ابزارهای جدید و آزادیهای فرضی امروزی، رابطهی جنسی داشتن به طرز دیوانهکنندهای دشوار میشود و انتظار انجام این کار به طور مرتب با افراد جدید غالبا منجر به تحقیر طاقتفرسا میشود.آلن دوباتن
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍15❤4
یکی از دلایلی که احساس میکنیم باید ازدواج کنیم این است که؛ مانع تسلط بی امان عشق بر روح و روان مان شویم.
نمایشهای عاشقانه و هیجانهایی که به هیچ جا نمیرسند، امان ما را میبرند، برای چالشهای دیگر بیقراریم. امیدواریم که ازدواج بتواند قاطعانه به تسلط دردناک عشق بر زندگیمان خاتمه دهد.
ازدواج نمیتواند این کار را بکند و نخواهد کرد؛ در ازدواج هم همان قدر شک، امید، ترس طرد شدن و خیانت هست که در خارج از ازدواج پیدا میشود. ازدواج فقط از دید مجردها ممکن است آرام، بدون حادثه و به طور رشک برانگیزی کسلکننده باشد.
آلن دوباتن
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍8❤5
ندانستن برایم تحملپذیر نیست، پس به روشهایی پناه میبرم تا زودتر از این «ندانستن» خلاص شوم.
افراد مبتلا به شرم بنیادین، برای رسیدن به راهحل مسائل صبور نیستند، چون؛ ندانستنِ پاسخ مسائل یا ناآگاهی میتواند برایشان غیرقابلتحمل باشد. آنها درپی یافتن راهحلی سریع برای مشکلاتاند و تمایل دارند پاسخهای سادهانگارانۀ رهبران مذهبی و روانشناسان زرد را بپذیرند تا از این طریق بتوانند اضطراب ناشی از عدم اطمینان و بلاتکلیفیشان را کاهش دهند.
برای ایجاد تغییر مثبت در این مراجعان، به ابزارهایی برای تنظیم ترس و استرس نیاز داریم. همانطور که یکی از مراجعان من میگفت؛ «میتونم همینجایی که هستم باشم، میتونم جایی رو که میخوام برم هم تحمل کنم، ولی نمیتونم بلاتکلیفی بین اینجا یا اونجا بودن رو تحمل کنم.»
چرا رواندرمانی مؤثر است؟!
لوئیس کازولینو
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤7👍4👏4
خودفریبی، اضطراب را کاهش میدهد و ما انسانها در فریبدادن خودمان بی نظیریم. خودفریبی، اضطراب را کاهش میدهد، اما درعینحال، احتمال اینکه موفق شویم دیگران را هم فریب دهیم افزایش میدهد.
یعنی؛ اگر خودفریبیهای خودمان را باور کنیم، احتمال کمی دارد که بتوانیم افکار و نیتهای واقعیمان را از طریق رفتارهای غیرکلامیمان به دیگران بفهمانیم. مکانیسم واکنش وارونه، یعنی؛ رفتارها و احساساتی که درتقابل با خواست واقعی ماست، اغلب در فریبدادن دیگران موفق عمل میکند. بنابراین؛ ما انسانها ذاتاً حقهباز به دنیا آمدهایم و در فریبدادن خودمان بینظیریم.
چرا رواندرمانی مؤثر است؟!
لوئیس کازولینو
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤5👏4👍1
وقتی روانکاوی بد فهمیده شود یا به شکل مبتذل و عامیانه دربیاید، همچنان که نمونههای آن را از چند دهه پیش در تمامی زیرشاخههای روانشناسی میبینیم، خودش میتواند بخشی از این سیستم ایدئولوژیکی باشد که ذهن و تفکر مردم را مبهم و مغشوش میکند و بر آنها سلطه مییابد.
چند بار دیدهاید که استفاده از نوشتهها، گفتهها یا نظرات یک روانپزشک یا روانکاو موجب بستهشدن جریان آزاد فکری شود و جلو آزادی بیان را بگیرد؟! برخی واژهها تبدیل به اصطلاحات بهظاهر مقدس شدند _ مانند؛ «تابآوری»، «نارسیسم»، «فرافکنی»، «اختلال خلق» یا «اختلال دوقطبی» _ در حدی که استفاده از آنها موجب میشود کل حاضران ساکت شوند و به شکل اجباری و کورکورانه به تعریف و تمجید آن شخص بپردازند. این یعنی؛ تمامیت خواهی فکری مخرب و مضر، و خلاصشدن از آن بسیار حیاتی است.
یکی دیگر از روشهای وحشتناک سلطهگری و تخریب که به اندازۀ خودکامگی مستقیم نیست و ظرافت بیشتری دارد بازیدادن است. بازیدادن یعنی؛ بدون اینکه مستقیم از دیگری درخواستی بکنیم، او را مجبور به رفتاری کنیم که انتخاب خودش نیست. یعنی؛ بدون اینکه انگیزۀ واضحمان را به او بگوییم او را غیرمستقیم تحت فشار بگذاریم تا کاری را که انتخاب خودش نیست انجام دهد.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
چند بار دیدهاید که استفاده از نوشتهها، گفتهها یا نظرات یک روانپزشک یا روانکاو موجب بستهشدن جریان آزاد فکری شود و جلو آزادی بیان را بگیرد؟! برخی واژهها تبدیل به اصطلاحات بهظاهر مقدس شدند _ مانند؛ «تابآوری»، «نارسیسم»، «فرافکنی»، «اختلال خلق» یا «اختلال دوقطبی» _ در حدی که استفاده از آنها موجب میشود کل حاضران ساکت شوند و به شکل اجباری و کورکورانه به تعریف و تمجید آن شخص بپردازند. این یعنی؛ تمامیت خواهی فکری مخرب و مضر، و خلاصشدن از آن بسیار حیاتی است.
یکی دیگر از روشهای وحشتناک سلطهگری و تخریب که به اندازۀ خودکامگی مستقیم نیست و ظرافت بیشتری دارد بازیدادن است. بازیدادن یعنی؛ بدون اینکه مستقیم از دیگری درخواستی بکنیم، او را مجبور به رفتاری کنیم که انتخاب خودش نیست. یعنی؛ بدون اینکه انگیزۀ واضحمان را به او بگوییم او را غیرمستقیم تحت فشار بگذاریم تا کاری را که انتخاب خودش نیست انجام دهد.
فرار از زندان عاطفی| ساوریو تاماسلا
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍7❤5
پروژه روانکاوی، شاهکار زندگی فروید، نه فقط به عنوان بخشی از تاریخ پزشکی، بلکه به سان فصلی از تاریخ قصهگویی باید نگریسته شود.
فروید دریافت که؛ برخی از نشانگان، داستانهایی معلق و ناگفتهاند؛ قصههایی که در انتظار روایت شدن هستند، اما گویی بیانشان ناممکن است! نشانگانی وجود داشتند که کلمات یارای توصیفشان نبود؛ آنجا که واژهها ممنوع یا دستنیافتنی بودند. فروید دریافت که سخن گفتن درباره نشانگان، راهی است برای اینکه افراد بتوانند درباره آنچه برایشان از هر چیز دیگری مهمتر است یا آنچه به زندگیشان ارزش زیستن میبخشد (یا نمیبخشد)سخن بگویند و به ان معنا ببخشند.
او آسیبشناسی را همچون گفتگویی ناتمام، شیوهای نوین از سخن گفتن به زبانی جدید میخواند. روانکاوی به قصهای بدل شد در باب اینکه چرا مردم نمیتوانند سخن بگویند، و اینکه دقیقاً چه چیزهایی را نمیتوانند بر زبان بیاورند. و فروید در زمانه ی خودش با سخن گفتن (و نوشتن) در اینباره، لب به سخن گشود.
آدام فیلیپس
ترجمه علیرضا کلانتری
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤7👍4👏1
گام نهادن روی طناب باریک سکونت عاطفی
این جُستار میکوشد گونهای از سلوک درمانی را که بهطور فعال و درگیرانه در رابطه متجلی میشود و «سکونت عاطفی» نام دارد، توصیف کند. در قلب سکونت عاطفی، توانایی درمانگر نهفته است که به واقعیت بیمار وارد شود، بیآنکه همزمان از واقعیت خویش فاصله گیرد. نقطهٔ مقابل سکونت عاطفی، نگرش ابژهانگارانهٔ درمانگر است.
افراطیترین شکل این نگرش را میتوان در ماتریالیسم خام و رفتارگرایی یافت، جایی که کل مفهوم انسان بهمثابهٔ سوژهای تجربهکننده از میان برداشته میشود. اما هر شیوهای از رابطه که تجربههای مورد بررسی را از بسترشان جدا سازد، آنها را به ابژه بدل میکند.
زیگموند فروید بهطور مشهور رویکردی را برای بالینگر روانکاو توصیه کرد که آن را «توجه شناور یکنواخت» نامید. او بر این باور بود که حساسیت تحلیلگر نسبت به جریان تجارب بیمار، از راه نوعی توجه سیال و گشوده، که از پیشانگارهها و مقاصد آگاهانه فارغ باشد، به حداکثر میرسد.
فروید همچنین پیشنهاد کرد که این همراهی بیهدف با تداعیهای آزاد بیمار، اجازه میدهد ایدهها و شهودهایی از دل فعالیت ذهنی ناهشیار تحلیلگر سربرآورند و بهگونهای خودجوش، معانی پنهان در مواد بالینی را آشکار سازند.
سکونت عاطفی نیز بر آن است که در رویکرد خود به جهان بیمار، حالتی از گشودگی را حفظ کند، بیآنکه از پیش به وجود محتوایی خاص یا موضوعی روانشناختی در آن فرضی بگیرد. اما این نگرش گشوده نه در تعلیق پیشانگارهها، بلکه در جستوجوی نواحی همآوایی میانذهنی نهفته است.
درک تحلیلگر از وضعیت تجربهشدهٔ بیمار، وابسته به توانایی او در یافتن مشابهتهایی در جهان شخصی خویش است، صحنههای عاطفی و لحظاتی که به تجارب در حال بررسی شباهت دارند.
فراخوانی چنین سرزمینهایی از همپوشانی به سطح آگاهی تأملی، این امکان را فراهم میآورد که تحلیلگر بهمثابهٔ روحی همسرنوشت، در حیات ذهنی بیمار مشارکت ورزد.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
این جُستار میکوشد گونهای از سلوک درمانی را که بهطور فعال و درگیرانه در رابطه متجلی میشود و «سکونت عاطفی» نام دارد، توصیف کند. در قلب سکونت عاطفی، توانایی درمانگر نهفته است که به واقعیت بیمار وارد شود، بیآنکه همزمان از واقعیت خویش فاصله گیرد. نقطهٔ مقابل سکونت عاطفی، نگرش ابژهانگارانهٔ درمانگر است.
افراطیترین شکل این نگرش را میتوان در ماتریالیسم خام و رفتارگرایی یافت، جایی که کل مفهوم انسان بهمثابهٔ سوژهای تجربهکننده از میان برداشته میشود. اما هر شیوهای از رابطه که تجربههای مورد بررسی را از بسترشان جدا سازد، آنها را به ابژه بدل میکند.
زیگموند فروید بهطور مشهور رویکردی را برای بالینگر روانکاو توصیه کرد که آن را «توجه شناور یکنواخت» نامید. او بر این باور بود که حساسیت تحلیلگر نسبت به جریان تجارب بیمار، از راه نوعی توجه سیال و گشوده، که از پیشانگارهها و مقاصد آگاهانه فارغ باشد، به حداکثر میرسد.
فروید همچنین پیشنهاد کرد که این همراهی بیهدف با تداعیهای آزاد بیمار، اجازه میدهد ایدهها و شهودهایی از دل فعالیت ذهنی ناهشیار تحلیلگر سربرآورند و بهگونهای خودجوش، معانی پنهان در مواد بالینی را آشکار سازند.
سکونت عاطفی نیز بر آن است که در رویکرد خود به جهان بیمار، حالتی از گشودگی را حفظ کند، بیآنکه از پیش به وجود محتوایی خاص یا موضوعی روانشناختی در آن فرضی بگیرد. اما این نگرش گشوده نه در تعلیق پیشانگارهها، بلکه در جستوجوی نواحی همآوایی میانذهنی نهفته است.
درک تحلیلگر از وضعیت تجربهشدهٔ بیمار، وابسته به توانایی او در یافتن مشابهتهایی در جهان شخصی خویش است، صحنههای عاطفی و لحظاتی که به تجارب در حال بررسی شباهت دارند.
فراخوانی چنین سرزمینهایی از همپوشانی به سطح آگاهی تأملی، این امکان را فراهم میآورد که تحلیلگر بهمثابهٔ روحی همسرنوشت، در حیات ذهنی بیمار مشارکت ورزد.
نویسنده: جرج اَتوود و رابرت استولورُو
ترجمه: تیم ترجمهٔ تداعی
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤3👍3
ما تمایل داریم بیندیشیم که جهان همانگونه است که میبینیم و به همین اندازه تصور میکنیم که مردم همان گونهاند که ما میپنداریم.
هر چند احتمال فریبِ محسوس در اینجا به طور نامحدودی بزرگتر از تصور ما از جهان مادی است، ما هنوز به سادگی، روانشناسی خود را بر انسانهای همتای خود معطوف میکنیم. بدین طریق؛ هر کسی برای خود کمابیش گروهی از روابط تخیلی را میآفریند که اساساً مبتنی بر فرافکنیاند.
در میان رواننژندها، حتی مواردی هست که فرافکنیهای خیالی تنها وسیلهی رابطهی انسانی را به وجود میآورد. شخصی که من عمدتاً از طریق فرافکنیها تصور میکنم یک ایماگو (انگاره) یا متناوباً حامل ایماگوها یا نمادهاست.
روانکاوی که تجربهی عملی در بحث مربوط به ارزش «سطح ذهنی» و «سطح عینی» نکتهی ویژه نخواهد دید. اما هرچه عمیقتر در مسئلهی رؤیاها غور کنیم، جنبههای فنی درمان عملی بیشتری باید مورد توجه قرار گیرند. از این نظر؛ «نیاز، واقعاً مادرِ اختراع است»، زیرا؛ روانکاو پیوسته باید بکوشد که روشهای فنی خود را به گونهای تحول بخشد که حتی دشوارترین موارد موثر واقع شوند.
ما این را مدیون مشکلاتی هستیم که از طریق درمان روزمرهی بیماران با آن مواجه میشویم و ناگزیریم نظریاتی را قاعدهمند کنیم که پایه های عقاید روزانهی ما را میلرزاند.
رؤیاها | کارل گوستاو یونگ
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍4❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مری استل دوپن، روانکاو و نویسنده، در این ویدئو توضیح میدهد که نارسیستها غریزۀ خیلی قویای دارند، یعنی؛ بو میکشند و زمان هایی وارد زندگی تان میشوند که شما احساس آسیبپذیری، تنهایی و شکنندگی دارید.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
▫️بازنشر از پیج اینستاگرام:
instagram.com/rira.psychology
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍8❤4😢2
تداعی آزاد مستلزم این است که؛ روانکاوی مایل باشد تا حدی در درام غیر عقلانی انتقال مشارکت کند. این الزام هم چالشی است که روانکاوان و روانکاوی در آن رشد میکنند و هم تکلیفی است طاقتفرسا، زیرا؛ انتقال تنشی بین تجارب بزرگسالی و کودکی، تفکر بزرگسالی و کودکی، اهداف بزرگسالی و کودکی ایجاد میکند که هم در مورد روانکاو صادق است و هم بیمار.
روانکاو، بایست راهی بیابد تا تجربهی انتقال را با توان محافظت از واقعیت_سنجی خودش و هدفش در کمک به بیمار برای تقویت تداعیها را ترکیب کند.
به نظر میرسد که؛ روانکاوان از نظر سبکهای مدیریت و شیوههای صورتبندی، نه تنها از درمانگری به درمانگر دیگر، بلکه؛ از انتقالی به انتقال دیگر و از بیماری به بیمار دیگر و حتی از زمانی به زمان دیگر در طول زندگیشان، متفاوت و متنوع باشند. همچنین؛ هر روانکاو علاوه بر توسعهی ترکیب مشاهدات روانکاوانه، صورتبندیها و تکنیک خودش، بایستی آن جنبههای شخصی خلقوخو را که تجربه و مدیریت انتقال را تسهیل میکند رشد دهد.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
روانکاو، بایست راهی بیابد تا تجربهی انتقال را با توان محافظت از واقعیت_سنجی خودش و هدفش در کمک به بیمار برای تقویت تداعیها را ترکیب کند.
به نظر میرسد که؛ روانکاوان از نظر سبکهای مدیریت و شیوههای صورتبندی، نه تنها از درمانگری به درمانگر دیگر، بلکه؛ از انتقالی به انتقال دیگر و از بیماری به بیمار دیگر و حتی از زمانی به زمان دیگر در طول زندگیشان، متفاوت و متنوع باشند. همچنین؛ هر روانکاو علاوه بر توسعهی ترکیب مشاهدات روانکاوانه، صورتبندیها و تکنیک خودش، بایستی آن جنبههای شخصی خلقوخو را که تجربه و مدیریت انتقال را تسهیل میکند رشد دهد.
تداعی آزاد | آنتون ا. کریس
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍5❤3
روانکاوان برخلاف بیماران، به تجربهی فرایند روانکاوی بسیار علاقهمند هستند. بنابراین؛ من در اینجا برای توصیف احساس و بافت روانکاوی به تداعی های روانکاو تکیه میکنم.
وقتی درمان آغاز میشود، معمولاً خیلی کم درباره بیمار میدانیم، حتی پس از چندین جلسه ارزیابی! با این حال؛ در شروع میدانیم که کجا ایستادهایم، زیرا؛ ما و بیمار هر دو در آغاز راهیم، نیروی محرکه تداعیها زیر تسلط تأثیرات خودآگاه و نیمهخودآگاه است.
همانطور که مطمئناً، اما در کمال شگفتی به زودی در آب های ناشناخته سفر خواهیم کرد، البته فقط تا آنجا که روش تداعی آزاد قابل اجرا باشد و تا آنجا که بدان آویخته باشیم.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
وقتی درمان آغاز میشود، معمولاً خیلی کم درباره بیمار میدانیم، حتی پس از چندین جلسه ارزیابی! با این حال؛ در شروع میدانیم که کجا ایستادهایم، زیرا؛ ما و بیمار هر دو در آغاز راهیم، نیروی محرکه تداعیها زیر تسلط تأثیرات خودآگاه و نیمهخودآگاه است.
همانطور که مطمئناً، اما در کمال شگفتی به زودی در آب های ناشناخته سفر خواهیم کرد، البته فقط تا آنجا که روش تداعی آزاد قابل اجرا باشد و تا آنجا که بدان آویخته باشیم.
تداعی آزاد | آنتون ا. کریس
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍7❤3👏1
ما در بزرگسالی عشق بیقید و شرط لازم نداریم، حتی از سوی درمانگران. این یک نیاز کودکانه است و هرگز در دورههای بعدی زندگی برآورده نمیشود و اگر کسی این واقعیت را نپذیرد، دچار توهم محض است.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
اما چیزهای خوب دیگری از قبیل؛ اعتماد و صداقت و احترام و اطمینان و درک شدن هستند که میتوانیم از درمانگران دریافت کنیم.
همچنین؛ درمانگران این توانایی را دارند تا احساساتشان را شفاف بیان کنند و جلو اذیت و ناراحت شدن ما را بگیرند. ولی اگر درمانگری قول میدهد که بی هیچ قید و شرطی ما را دوست خواهد داشت، ما باید از او دور شویم و از دورویی و نادانی او بر حذر باشیم.دلهرههای کودکی | آلیس میلر
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤12👍7👏5
ممکن است برای بسیاری از ما نیز دست کشیدن از این باور که در انسانها غریزهای به سوی تکامل وجود دارد، دشوار باشد؛ غریزهای که انسانها را به سطح متعالی فعلی رشد عقلانی و والایی اخلاقیشان رسانده است و میتوان انتظار داشت رشد و بالندگی آنها را به بالاترین سطحشان ارتقا دهد (رشد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند).
اما من به وجود چنین غریزهی درونی باور ندارم و نمیتوانم بفهمم که چگونه قرار است این توهم نیکخواهانه به وقوع بپیوندد.
به نظر من؛ چنین میرسد که رشد فعلی انسان شرح و بیان متفاوتی با رشد سایر حیوانات ندارد. آنچه در اقلیتی از افراد انسانی به عنوان کششِ خستگیناپذیر به سوی کمال بیشتر به چشم میخورد، فقط میتواند به پیامد واپسزدگی یا سرکوب غریزهای تعبیر شود که بر پایهی باارزشترینها در تمدن انسان قرار میگیرد.
سرکوب غریزه، هرگز مانع تلاش برای ارضای کامل را (که تکرار تجربهی اولیه را شامل است) نمیگیرد. هیچگونه شکلبندیهای جایگزینی یا واکنشی، و هیچگونه والایش برای حذف تنش مصرّانهی غریزهی سرکوبشده کافی نخواهد بود؛ و به لحاظ مقدار، بین لذت ارضایی خواسته شده و لذتی که عملا به دست آمده، تفاوت از زمین تا آسمان است.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
اما من به وجود چنین غریزهی درونی باور ندارم و نمیتوانم بفهمم که چگونه قرار است این توهم نیکخواهانه به وقوع بپیوندد.
به نظر من؛ چنین میرسد که رشد فعلی انسان شرح و بیان متفاوتی با رشد سایر حیوانات ندارد. آنچه در اقلیتی از افراد انسانی به عنوان کششِ خستگیناپذیر به سوی کمال بیشتر به چشم میخورد، فقط میتواند به پیامد واپسزدگی یا سرکوب غریزهای تعبیر شود که بر پایهی باارزشترینها در تمدن انسان قرار میگیرد.
سرکوب غریزه، هرگز مانع تلاش برای ارضای کامل را (که تکرار تجربهی اولیه را شامل است) نمیگیرد. هیچگونه شکلبندیهای جایگزینی یا واکنشی، و هیچگونه والایش برای حذف تنش مصرّانهی غریزهی سرکوبشده کافی نخواهد بود؛ و به لحاظ مقدار، بین لذت ارضایی خواسته شده و لذتی که عملا به دست آمده، تفاوت از زمین تا آسمان است.
فراسوی اصل لذت | زیگموند فروید
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤8👍4
فروید عاشق شدن را فرایند ترمیمی میداند که در آن یافتن یک ابژه در واقع به منزله بازیافتن آن است.
وی اظهار داشت که؛ انتخاب شرکای زندگی فرصتی فراهم میکند تا دوباره شادی و هیجان نهفته در آرزوی ادیپی ممنوعه تجربه شود. پس از آن، نظریهی او دربارهی عشق از تمرکز مکان نگاری بر آرزوی نهفتهی ادیپی فراتر رفت تا تأثیر ساختاری "منِ آرمانی" و نیروهای اقتصادی موجود در لیبیدوی نارسیستیک را در بر بگیرد.
در نتیجه؛ فروید عنوان کرد که نه تنها والد بلکه "خود" میتواند از طریق فرافکنی من آرمانی، به عنوان مدلی برای ابژه عشقی در نظر گرفته شود.
گلن گابارد
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤8👍4
بعنوان یک تحلیل گر(تراپیست)، باید یاد بگیریم که تجربیات اتاق درمان را در ادامه جمله"بعنوان یک تراپیست باید بگم که..." نگوئیم.
هیجانات تجربه شده در اتاق درمان، صرفا محدود به بیمار نیست، تحلیل گر نیز هیجاناتی را تجربه میکند، اما برعکس بیمار سعی در ابراز آنها در رابطه درمانی ندارد، هرچند به احتمال زیاد بصورت ناهشیار بروز پیدا خواهند کرد.
بخشی از به اشتراک گذاشتن لحظات درمان در فضای مجازی میتواند به احساسات ناخوشایند و غالباً خوشایند مربوط باشد. به این صورت که مهر تأیید و یا ردی بر عملکرد تحلیلگر باشد تا این احساسات برای وی پذیرفتنی تر باشند. این رخداد، بیشتر از منطق و علم افروزی سعی در ابراز هیجانات در فراسوی اتاق درمان دارد و نظرات دیگران میتواند رابطه و اتحاد درمانی تحلیلگر و بیمار را در فضای درمانی تحت تاثیر خود قرار داده و مانعی بر سر راه درمان باشد.
بطور کل باید به یاد بسپاریم که؛ فضای مجازی دفترچه یادداشت پیرامون تجربیات رابطه درمانی نیست. حتی اگر با حفظ محرمانه بودن اطلاعات بیمار مطلبی را به اشتراک بگذاریم، باز خطر تعمیم یک تجربه به سایر تجربیات را شاهد هستیم.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
هیجانات تجربه شده در اتاق درمان، صرفا محدود به بیمار نیست، تحلیل گر نیز هیجاناتی را تجربه میکند، اما برعکس بیمار سعی در ابراز آنها در رابطه درمانی ندارد، هرچند به احتمال زیاد بصورت ناهشیار بروز پیدا خواهند کرد.
بخشی از به اشتراک گذاشتن لحظات درمان در فضای مجازی میتواند به احساسات ناخوشایند و غالباً خوشایند مربوط باشد. به این صورت که مهر تأیید و یا ردی بر عملکرد تحلیلگر باشد تا این احساسات برای وی پذیرفتنی تر باشند. این رخداد، بیشتر از منطق و علم افروزی سعی در ابراز هیجانات در فراسوی اتاق درمان دارد و نظرات دیگران میتواند رابطه و اتحاد درمانی تحلیلگر و بیمار را در فضای درمانی تحت تاثیر خود قرار داده و مانعی بر سر راه درمان باشد.
بطور کل باید به یاد بسپاریم که؛ فضای مجازی دفترچه یادداشت پیرامون تجربیات رابطه درمانی نیست. حتی اگر با حفظ محرمانه بودن اطلاعات بیمار مطلبی را به اشتراک بگذاریم، باز خطر تعمیم یک تجربه به سایر تجربیات را شاهد هستیم.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍16❤4👎1
لمس، سکوت و ارتباط چشمی در ارتباط
✍یونس اقتداری
عملی که گاها سکس تراپیست ها هم توصیه به تجربه آن میکنند. و در عمل جنسی مابین زوجین، بطور همزمان چندین فعالیت انجام میشود. و نه تنها عمل جنسی، بلکه عملی از قبل در آغوش گرفتن محبوب در خیابان هم ما شاهد یک الگوی تکراری و تکرار پذیر هستیم، در آغوش گیری، سکوت و زمزمه مادرانه/پدرانه ی دوست دارم در گوش محبوب مان.
ارتباط چشمی، لمس و در آغوش گیری و مکیدن پستان و... برای مادر و نوزاد لذت بخش است و اصیل ترین ارتباط را رقم میزند؛ ارتباط دو ذهنیت ناهشیار! این اعمال در کودکی به شکل گیری و رشد احساسات و عواطف نوزاد و تقویت این احساسات خوشایند در مادر دامن میزند و در بزرگسالی افراد به دنبال تجربه مجدد چنین لذت خوشایند بی بدیلی خواهند بود.
لمس کودکی، لمس دو ناهشیار است که بعدترها در لمس بصورت هشیارانه خود را نشان میدهد. همآمیزی و همآغوشی زوجین، اگر با کلام همراه باشد، لذتبخش و غنی تر خواهد بود. اما افرادی هستند که سکوت را ترجیح میدهند، سکوت نه به معنای کناره گیری و بی توجهی، بلکه به معنای تلاش بیشتر برای همآمیزی و یکی شدن دو زوج است. تلاشی در امتداد تلاش دوسویه نوزاد_مادر برای اتصال دو ناهشیار، بدون گفت و گو و یا با گفت و گوی یک طرفه و در عین حال نفوذ به دیگری و تاثیر پذیری/گذاشتن با ارتباط چشمی!
اجتناب از تماس چشمی در سکس، میتواند عملی در جهت اجتناب از صمیمیت و یکی شدن با دیگری و در عین حال راز آلود ماندن فرد باشد. موردی که غالباً در افراد نارسیسیم شاهد آن هستیم، همانطور که سلمان اختر برای این تیپ شخصیتی عمل جنسی را عملی در جهت حفظ برتری و در خدمت امیال شان میدانست و تا آنجا که میتوانستند از رویارویی چهره ها اجتناب میکردند: "مردان نارسیستیک، ترجیح میدهند از پشت دخول داشته باشند و زنان نارسیستیک ترجیح میدهند در حالی مقاربت جنسی داشته باشند که در رو قرار بگیرند. بنابراین هر دو از نزدیکی صورت جلوگیری میکنند و در جست و جوی کنترل بدنی بیشتر بر حرکات خود هستند".
اعمالی از قبیل؛ تمایل به سکوت، ارتباط چشمی، به عمل درآوردن فانتزی های اروتیک در بستر ارتباط زوجی، در نگاه اول گاها شاید عجیب به نظر برسند اما همین تنوع بخشی است که به ارتباط جنسی لذت بخش کمک میکند و اجتناب از آن نه تنها رضایت جنسی را کاهش که به فاصله گیری عاطفی نیز دامن میزند(کرنبرگ).
عملی چون نگاه کردن به چشم دیگری در ارتباط عاطفی/جنسی نشان از نزدیکی، صمیمیت و لذت است و بستن چشم ها میتواند حفظ فاصله و پناه بردن به فانتزی برای لذت بردن بیشتر باشد و البته اگر ارتباطی لذت بخش نباشد و یا حتی نه لذت بخش بلکه بی نهایت دردناک باشد، مثل؛ افرادی که سکچوال ابیوز را تجربه کرده اند، بستن چشم، مقاومت در برابر ارتباط پوستی، داد و فریاد که نشان از نارضایتی ست، چنگ زدن به نیت تخریب دیگری و...، در آن لحظه میتواند برای محافظت از خود و به نوعی مقاومت نیز باشد، مقاومت در برابر نزدیک نشدن و لذت نبردن از دیگری. هرچند که تحت فشار جسم نزدیک است، اما از ارتباط لذت بخش ناهشیار جلوگیری بعمل میآید، تا رنجش سوپرایگو در کمترین حد ممکن باشد و فرد در عمل انجام شده شریک جرم مجرم نباشد.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
✍یونس اقتداری
در کودکی، ابتدا لمس و بعد گفت و گو اساس ارتباط است، در بزرگسالی از گفت و گو به لمس میرسیم و شاید لذتبخش ترین بُعد این باشد که لمس و گفت و گو همزمان باشد.
عملی که گاها سکس تراپیست ها هم توصیه به تجربه آن میکنند. و در عمل جنسی مابین زوجین، بطور همزمان چندین فعالیت انجام میشود. و نه تنها عمل جنسی، بلکه عملی از قبل در آغوش گرفتن محبوب در خیابان هم ما شاهد یک الگوی تکراری و تکرار پذیر هستیم، در آغوش گیری، سکوت و زمزمه مادرانه/پدرانه ی دوست دارم در گوش محبوب مان.
ارتباط چشمی، لمس و در آغوش گیری و مکیدن پستان و... برای مادر و نوزاد لذت بخش است و اصیل ترین ارتباط را رقم میزند؛ ارتباط دو ذهنیت ناهشیار! این اعمال در کودکی به شکل گیری و رشد احساسات و عواطف نوزاد و تقویت این احساسات خوشایند در مادر دامن میزند و در بزرگسالی افراد به دنبال تجربه مجدد چنین لذت خوشایند بی بدیلی خواهند بود.
لمس کودکی، لمس دو ناهشیار است که بعدترها در لمس بصورت هشیارانه خود را نشان میدهد. همآمیزی و همآغوشی زوجین، اگر با کلام همراه باشد، لذتبخش و غنی تر خواهد بود. اما افرادی هستند که سکوت را ترجیح میدهند، سکوت نه به معنای کناره گیری و بی توجهی، بلکه به معنای تلاش بیشتر برای همآمیزی و یکی شدن دو زوج است. تلاشی در امتداد تلاش دوسویه نوزاد_مادر برای اتصال دو ناهشیار، بدون گفت و گو و یا با گفت و گوی یک طرفه و در عین حال نفوذ به دیگری و تاثیر پذیری/گذاشتن با ارتباط چشمی!
اجتناب از تماس چشمی در سکس، میتواند عملی در جهت اجتناب از صمیمیت و یکی شدن با دیگری و در عین حال راز آلود ماندن فرد باشد. موردی که غالباً در افراد نارسیسیم شاهد آن هستیم، همانطور که سلمان اختر برای این تیپ شخصیتی عمل جنسی را عملی در جهت حفظ برتری و در خدمت امیال شان میدانست و تا آنجا که میتوانستند از رویارویی چهره ها اجتناب میکردند: "مردان نارسیستیک، ترجیح میدهند از پشت دخول داشته باشند و زنان نارسیستیک ترجیح میدهند در حالی مقاربت جنسی داشته باشند که در رو قرار بگیرند. بنابراین هر دو از نزدیکی صورت جلوگیری میکنند و در جست و جوی کنترل بدنی بیشتر بر حرکات خود هستند".
اعمالی از قبیل؛ تمایل به سکوت، ارتباط چشمی، به عمل درآوردن فانتزی های اروتیک در بستر ارتباط زوجی، در نگاه اول گاها شاید عجیب به نظر برسند اما همین تنوع بخشی است که به ارتباط جنسی لذت بخش کمک میکند و اجتناب از آن نه تنها رضایت جنسی را کاهش که به فاصله گیری عاطفی نیز دامن میزند(کرنبرگ).
عملی چون نگاه کردن به چشم دیگری در ارتباط عاطفی/جنسی نشان از نزدیکی، صمیمیت و لذت است و بستن چشم ها میتواند حفظ فاصله و پناه بردن به فانتزی برای لذت بردن بیشتر باشد و البته اگر ارتباطی لذت بخش نباشد و یا حتی نه لذت بخش بلکه بی نهایت دردناک باشد، مثل؛ افرادی که سکچوال ابیوز را تجربه کرده اند، بستن چشم، مقاومت در برابر ارتباط پوستی، داد و فریاد که نشان از نارضایتی ست، چنگ زدن به نیت تخریب دیگری و...، در آن لحظه میتواند برای محافظت از خود و به نوعی مقاومت نیز باشد، مقاومت در برابر نزدیک نشدن و لذت نبردن از دیگری. هرچند که تحت فشار جسم نزدیک است، اما از ارتباط لذت بخش ناهشیار جلوگیری بعمل میآید، تا رنجش سوپرایگو در کمترین حد ممکن باشد و فرد در عمل انجام شده شریک جرم مجرم نباشد.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍11❤9👏2
وقتی کودکِ ناخواسته پا به این دنیا میگذارد، متوجه میشود که هیچکس او را نمیخواهد و استقبال گرمی از او نمیکند. این تجربۀ نخواستنیبودن در تکتک سلولهای او ثبت میشود و در بزرگسالی هربار که وارد محیط جدیدی میشود، آن صحنۀ اولیه در سطح ناهشیار برایش تکرار میشود و حس میکند که انگار هیچکس او را نمیخواهد و وجودش را نمیپذیرد.
وحشتناک است که نوزاد مورد بیتوجهی و بیتفاوتی مراقبانش قرار گیرد. اگر مراقبان او را نادیده بگیرند، او وارد دنیایی میشود که سرد و بیاعتناست، دنیایی که نمیتواند روی چیزی تأثیر بگذارد و هیچ چیز خوبی دریافت نمیکند. این موضوع ترس زیادی در کودکان دیدهنشده ایجاد میکند.
ترس، یک پاسخ واقعبینانه برای کودکی است که در چنین موقعیتی قرار دارد چون کودکی که از او مراقبت نشود، ممکن است بهراحتی جانش را از دست بدهد. وقتی رشد کودک به همین شکل ادامه پیدا کند، این ترس هم ادامه مییابد. بسیاری از افرادی که با این ترس زندگی میکنند یاد میگیرند آن را بیحس و خاموش کنند تا دیگر آن را حس نکنند و فلجشان نکند.
اما این ترس احتمالاً در بدن حضور دارد و خودش را به شکلهای گوناگون نشان میدهد، مثل؛ اضطراب داشتن بدون علت خاصی، یا تنش بدنی و بیماری، یا خجالتیبودن، یا فوبیاها، یا ترس از فلجشدن در حضور دیگران، یا اجتناب از ارتباطات صمیمی و روابط اجتماعی، و یا یک استرس دائمی.
درمان کودک دیدهنشده در بزرگسالی
کاترین استاوفر
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤5👍2