این حقیقت که روان ما به لحاظ داینامیکی و اقتصادی به شیوههایی کار میکند که ما نسبت به آنها آگاهی نداریم به معنای محرومیت روان نیست! به عنوان مثال؛ تعداد خیلی کمی از ما از اشتیاق های جنسی دوران آغازین خود، با درون مایههای زنای با محارم، همجنسگرایی و پیشاتناسلی آگاه هستیم.
به همین منوال؛ همهی ما نسبتاً در خصوص رنجهای دوران کودکی، خشم دوران ابتدایی زندگی یا احساسات ناشی از حسادت و احساسات جنایت باری که درون کودک پنهان شده و نسبت به نزدیک ترین و عزیز ترین افراد دوران کودکی احساس میشود، ناآگاه هستیم.
این تکانههای ابتدایی، همگی خروجیهای بالقوهی چندی در زندگی بزرگسالی ما دارند. در حالت ایدئال؛ تمایلات نارسیستیک، تهاجمی و لیبیدینال اولیه در روابط عشقی و جنسی و نیز زندگی حرفه ای و اجتماعی و همچنین در آنچه آن را فعالیتهای والایشی مینامیم ظهور کافی پیدا خواهد کرد.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
به همین منوال؛ همهی ما نسبتاً در خصوص رنجهای دوران کودکی، خشم دوران ابتدایی زندگی یا احساسات ناشی از حسادت و احساسات جنایت باری که درون کودک پنهان شده و نسبت به نزدیک ترین و عزیز ترین افراد دوران کودکی احساس میشود، ناآگاه هستیم.
این تکانههای ابتدایی، همگی خروجیهای بالقوهی چندی در زندگی بزرگسالی ما دارند. در حالت ایدئال؛ تمایلات نارسیستیک، تهاجمی و لیبیدینال اولیه در روابط عشقی و جنسی و نیز زندگی حرفه ای و اجتماعی و همچنین در آنچه آن را فعالیتهای والایشی مینامیم ظهور کافی پیدا خواهد کرد.
تئاتر بدن | جویس مک دوگال
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤3👍2👏1
شخصیتهای خودشیفته تمایل دارند افرادی را برای ازدواج انتخاب کنند که به جای کاهش مشکلات روانیشان، به حفظ نگاه بزرگ منشانهی آنها به خود کمک کنند. ازدواج با فردی برجسته از نظر اجتماعی، به خودشیفتهی موفق امکان میدهد که از طریق به رخ کشیدن (و درواقع؛ مصادرهی) استعدادها و دستاوردهای شریک خود، حس برتریاش را تقویت کند.
از سوی دیگر؛ ازدواج با فردی که از نظر موقعیت اقتصادی و اجتماعی بسیار پایینتر است نیز میتواند بهطور متناقضی به تثبیت بزرگ منشی خودشیفته کمک کند، زیرا؛ این فرصت را فراهم میآورد که فرد مدام برتری خود را به نمایش بگذارد. افزون بر این؛ چنین ازدواجی میتواند میل پنهان به مازوخیسم را که اغلب با خودشیفتگی همراه است، ارضا کند.
در چنین ازدواجهای خودشیفتهای، «شریک زندگی درواقع یک خدمتکار یا وسیلهی سودمند است و تحقیر و خشم در قالب رفتارهای پرخاشگرانهی مزمن، نهادینه میشوند.» بهوضوح؛ گرایشهای مازوخیستی در شریک زندگی نیز بهصورت پنهانی در حفظ ثبات این ازدواجهای بیمارگون نقش دارند.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
از سوی دیگر؛ ازدواج با فردی که از نظر موقعیت اقتصادی و اجتماعی بسیار پایینتر است نیز میتواند بهطور متناقضی به تثبیت بزرگ منشی خودشیفته کمک کند، زیرا؛ این فرصت را فراهم میآورد که فرد مدام برتری خود را به نمایش بگذارد. افزون بر این؛ چنین ازدواجی میتواند میل پنهان به مازوخیسم را که اغلب با خودشیفتگی همراه است، ارضا کند.
در چنین ازدواجهای خودشیفتهای، «شریک زندگی درواقع یک خدمتکار یا وسیلهی سودمند است و تحقیر و خشم در قالب رفتارهای پرخاشگرانهی مزمن، نهادینه میشوند.» بهوضوح؛ گرایشهای مازوخیستی در شریک زندگی نیز بهصورت پنهانی در حفظ ثبات این ازدواجهای بیمارگون نقش دارند.
عشق، سکس و ازدواج در خودشیفتگی
سلمان اختر
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍12❤5👏1
رسیدن به ارگاسم برای افراد خودشیفته دشوار است، زیرا؛ این تجربه مستلزم از دست دادن کنترل و نوعی فراموشی موقت از خود است.
زنان خودشیفته ممکن است احساس کنند مجبورند ارگاسمهای جعلی را نمایش دهند، بهویژه اگر شریک جنسیشان آن را نوعی افتخار جنسی بداند. مردان خودشیفته نیز ممکن است دشواری خود در انزال و رسیدن به ارگاسم را_که بر اساس همانندسازی ناخودآگاه آلت تناسلی با پستان مادری محرومکننده است_ بهعنوان نشانهای از قدرت مردانه تفسیر کنند، زیرا میتوانند رابطهی جنسی را برای مدت طولانی ادامه دهند.
عشق، سکس و ازدواج در خودشیفتگی
سلمان اختر
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍12❤3👏3
بازیهای هیجانانگیز کودکی در رؤیاهای پرواز، سقوط، سرگیجه و امثالهم تکرار میشوند، اما احساسات خوشایند حال به اضطراب بدل میشوند. اما احساسات خوشایند حال به اضطراب بدل میشوند. ولی همانگونه که هر مادری میداند، بازی لبریز از هیجان بچه ها، اغلب با مرافعه و دعوا و اشک و آه به پایان میرسد.
من برای رد این توضیح که دلیل رویاهای پرواز یا سقوط، احساس لامسه یا حرکات ششهای ماست دلیل خوبی دارم. به عقیدهی من؛ خود این احساسات براساس خاطرهای که رؤیا به آن اشاره دارد بازتولید میشوند و این احساسات، به همین دلیل، محتوای رؤیا هستند نه منابع رؤيا!
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
من برای رد این توضیح که دلیل رویاهای پرواز یا سقوط، احساس لامسه یا حرکات ششهای ماست دلیل خوبی دارم. به عقیدهی من؛ خود این احساسات براساس خاطرهای که رؤیا به آن اشاره دارد بازتولید میشوند و این احساسات، به همین دلیل، محتوای رؤیا هستند نه منابع رؤيا!
تأویل رویا | زیگموند فروید
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤6👍1
ویتز بیان میکند که؛ پورنوگرافی شامل صحنه های بسیار شهوانی برای تحریک بیننده است و اغلب تصاویری بسیار ایدئال از فعالیتهای جنسی را به نمایش میگذارد.
افراد خودشیفته ممکن است به دنبال اشکالی ایدئال از تصاویر و رفتارهای جنسی باشند و دلبستگی شدیدی به استفاده از پورنوگرافی داشته باشند، زیرا؛ تصاویر و حالات ایدئالی را برای آنها به تصویر میکشد.
این دلبستگی ایدئال ممکن است به خاطر لذت شخصی خود و رضایت جنسی شدیدی باشد که وقتی یک خودشیفته از پورنوگرافی استفاده میکند رخ دهد، برای مثال؛ خودشیفتهها بر انتخاب موضوع جنسی، تصاویر جنسی، افکار یا بازنماییهای یک شخص تمرکز میکنند.
خودشیفتهها هرچه کنترل بیشتری روی موضوع جنسی خود داشته باشند از این موضوع جنسی لذت بیشتری میبرند. استفاده از پورنوگرافی اینترنتی این کنترل را برای افراد خودشیفته فراهم میکند. کاربران با استفاده از پورنوگرافی، قادر به مانور دادن در این محتواها و دنبال کردن تصاویر جنسی ایدئال خود هستند. به این ترتیب؛ پورنوگرافی وسیلهای است که به افراد خودشیفته این اجازه را میدهد تا تکانه های جنسی، فانتزیها و خودبزرگبینی خود را برونریزی کنند.
📄 پیشبینی تمایزی اعتیاد به پورنوگرافی، بر اساس احساس شرم و خودشیفتگی
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍10❤2👏2
تجربه زیسته شما باعث نمیشود که شما یک متخصص سلامت روان شوید، همانطور که داشتن حمله قلبی باعث نمیشود که شما یک کاردیولوژیست شوید!
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
دکتر حمید خاکباز
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍29❤9👏6
توانایی شناختن و درک متقابل، نه تنها یک خود یکپارچه میسازد، بلکه یک خود یکپارچه میطلبد. اگر تمام انرژی شما صرف این شود که خودتان را در تعادل نگه دارید، دیگر نمیتوانید کنجکاو یا شوخطبع باشید. همدلی، مستلزم این است که وقتی در مقابل کسی حضور اصیل دارید، بدانید چه کسی هستید و چه احساسی دارید.
برخورد سازنده با تعارض به این معنی است که شما میدانید که دیدگاه شما مهم است، این چیزی است که به شما فضا و فرصت لازم را میدهد که به دیدگاه فرد دیگر هم گوش دهید.
آن دسته از مراجعان من که از شرم مزمن رنج میبرند در تمام این موارد احساس ضعف میکنند. چیزی که ما در داستان این افراد میبینیم، این است که خانوادهی آنها قادر نبودند فضای بیناذهنیای فراهم کنند که منجر به ایجاد خود محکم و منعطف در کودکشان شود.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
برخورد سازنده با تعارض به این معنی است که شما میدانید که دیدگاه شما مهم است، این چیزی است که به شما فضا و فرصت لازم را میدهد که به دیدگاه فرد دیگر هم گوش دهید.
آن دسته از مراجعان من که از شرم مزمن رنج میبرند در تمام این موارد احساس ضعف میکنند. چیزی که ما در داستان این افراد میبینیم، این است که خانوادهی آنها قادر نبودند فضای بیناذهنیای فراهم کنند که منجر به ایجاد خود محکم و منعطف در کودکشان شود.
پاتریشیا دیانگ
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤2👍2
گویا این یک قاعدهی جهانشمول میان انسان هاست که؛ بیشترین حملات و دستورات سختگیرانهی وجدان (سوپرایگو) زمانی اتفاق میافتد که ما احساس آزادی میکنیم.
از این رو؛ اتفاق عجیبی نیست که اصولاً بعد از تجربهی احساس آزادی، بجای آرامش مضطرب میشویم. آزادی در دل خود یک معنای پنهان را نهفته دارد؛ حالا که رها از هر بندی هستی "میتوانی" هر کاری که دلت میخواهد انجام دهی!
این معنای پنهان و "دل-بخواهی" طی یک تغییر بسیار جزئی در روان ما، تبدیل به یک "دستور" میشود؛ حالا که رها هستی "بایستی" هدفت را هر چه سریعتر در زندگی انتخاب کنی!
حالا؛ همین آزادیِ به ظاهر رهاییبخش، تبدیل به اربابی به شدت دیکتاتور میشود که تو مجبوری تن به سختترین کارهایی بدهی که میتواند وظیفهات را در قبال لطف او به انجام رسانده و او را آرام و راضی سازد! لذاست که؛ بسیاری از ما تفریح و لذت را به بعد از یک شکنجهی درونی موکول مینماییم، گویی باید ابتدا بهای آن را بپردازیم.
امیر حسین کمیجانی
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤7👍6
مشکل زن این است که؛ خیلی خوب می داند مرد عاشق خاص بودن هایی در او میشود که او را از سایر زنان متمایز میکند و در نتیجه؛ سخت میکوشد آن چیزی را که در خود خاص میداند تقویت کند.
اما زن هرگز نمیتواند پیشبینی کند دقیقاً کدام ویژگی خاص باعث میشود مردی عاشق او شود. بنابراین؛ ممکن است زنی از لبهای زیبای خود مراقبت کند با این تصور که مردان جذب لبخند شهوانی او میشوند؛ در همین حین مردی عاشقش شود، اما بیشتر به خاطر صدای نه چندان جذابش.
ناگفته پیداست که کل صنعت آرایشی و مُد، بر جستوجوی زن به دنبال ابژهای در خودشان اتکا دارد که آنها را به ابژه ی عشق بدل میکند. و از آنجا که زنان هرگز حدس نمیزنند چه چیزی در آنها بیشتر از خودشان است. صنعت مُد تشویقشان میکند مدام دنبال محصولی بگردند که آن ها را بیهمتا میکند.
سواستفاده تعبیرهایی از عشق و نفرت
رناتا سالکل
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
اما زن هرگز نمیتواند پیشبینی کند دقیقاً کدام ویژگی خاص باعث میشود مردی عاشق او شود. بنابراین؛ ممکن است زنی از لبهای زیبای خود مراقبت کند با این تصور که مردان جذب لبخند شهوانی او میشوند؛ در همین حین مردی عاشقش شود، اما بیشتر به خاطر صدای نه چندان جذابش.
ناگفته پیداست که کل صنعت آرایشی و مُد، بر جستوجوی زن به دنبال ابژهای در خودشان اتکا دارد که آنها را به ابژه ی عشق بدل میکند. و از آنجا که زنان هرگز حدس نمیزنند چه چیزی در آنها بیشتر از خودشان است. صنعت مُد تشویقشان میکند مدام دنبال محصولی بگردند که آن ها را بیهمتا میکند.
سواستفاده تعبیرهایی از عشق و نفرت
رناتا سالکل
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍8❤4👎2👏2
چگونه ما امروزه دوباره به مقاربت جنسي تمايل نـشان ميدهيم، آن هم در عصري كه امكان دستيابي مستقيم به آن وجود دارد. به طوريكه، به خاطر نبود موانع (برخلاف گذشته) كه ارزش ابژهي جنسي را بالاتر ميبردند، ابژهي جنسي هر چه بيشتر كم بهاتر شده است- يا به نقل از فرمول بندي كلاسيك فرويد:
"ارزش ذهنيِ نيازهاي اروتيكي، زماني كه به راحتي ارضاء شوند، كاسته مي شود. وجود يك مانع به منظور بالا بردن ليبيدو ضروري است. ِو جايي كه موانع طبيعي براي ارضاء كافي نباشند افراد در هر زمان قراردادهايي را بنا مي كنند تا قادر به لذت بردن از عشق باشند."
از اين منظر، عشق باوقار اينگونه به نظر ميرسد كه بيـشتر اسـتراتژيِ بنيـادين بـراي ترفيـع دادن ارزش ابژه باشد كه موانع قراردادی را در برابر قابلیت حصول آن ايجاد میكند. زماني كـه لكـان در سمينار دوبارهاش، بيشتر چكيدهی فرمولبندی پارادوكس عشق باوقار را آماده مـیكند، ظـاهراً چيزي مشابه، ولي در عين حال اساساً متفاوت میگويد:
"بسياري از رفتارهـاي پالوده، بـا وانمـود كردن به اينكه اين مائيم كه مانعي را در راه آن قرار دادهايم، غياب روابـط جنسی را واژگـون میكنند.
از اين رو؛ مسئله به اين سادگي نيست كه ما موانع قراردادی اضافی براي بـالا بـردن ارزش ابژه قرار میدهيم، بلكه؛ موانع خارجی كه ما را در دسترسی پيدا كردن به ابژه بینتيجه میگذارند، دقيقا در خلق كردن توهمی وجود دارد كه بدون آن، ابژه مستقيما قابل دسترس خواهد بود. چيزی كه يك چنين موانعي از اين راه پنهان میكنند، امكان ناپذيری ذاتیِ حصول ابژه است.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
"ارزش ذهنيِ نيازهاي اروتيكي، زماني كه به راحتي ارضاء شوند، كاسته مي شود. وجود يك مانع به منظور بالا بردن ليبيدو ضروري است. ِو جايي كه موانع طبيعي براي ارضاء كافي نباشند افراد در هر زمان قراردادهايي را بنا مي كنند تا قادر به لذت بردن از عشق باشند."
از اين منظر، عشق باوقار اينگونه به نظر ميرسد كه بيـشتر اسـتراتژيِ بنيـادين بـراي ترفيـع دادن ارزش ابژه باشد كه موانع قراردادی را در برابر قابلیت حصول آن ايجاد میكند. زماني كـه لكـان در سمينار دوبارهاش، بيشتر چكيدهی فرمولبندی پارادوكس عشق باوقار را آماده مـیكند، ظـاهراً چيزي مشابه، ولي در عين حال اساساً متفاوت میگويد:
"بسياري از رفتارهـاي پالوده، بـا وانمـود كردن به اينكه اين مائيم كه مانعي را در راه آن قرار دادهايم، غياب روابـط جنسی را واژگـون میكنند.
از اين رو؛ مسئله به اين سادگي نيست كه ما موانع قراردادی اضافی براي بـالا بـردن ارزش ابژه قرار میدهيم، بلكه؛ موانع خارجی كه ما را در دسترسی پيدا كردن به ابژه بینتيجه میگذارند، دقيقا در خلق كردن توهمی وجود دارد كه بدون آن، ابژه مستقيما قابل دسترس خواهد بود. چيزی كه يك چنين موانعي از اين راه پنهان میكنند، امكان ناپذيری ذاتیِ حصول ابژه است.
در باب سکس مجازی | اسلاوی ژیژک
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍6❤3👏3
عمل ختنه خارج از فاکتورهای زیستشناختی، نقش اساسی را در ساختاربندی ناخودآگاه ما ایفا میکند. در عرصهی تمایز اساسی مابین «بودن» و «داشتن» نمایان شده و برای «حوزه ناخودآگاه» الگوی روانی همه فقدانهای ما را تشکیل میدهد.
وقایع ناگوار گذشته را جابهجا کرده (تولدی که مرا از شکم مادر اخته کرده است، از شیر گرفتنی که مرا از سینه/ شیر محروم کرده است، عضلههای تنگکنندهای (اسفنکتر) که مرا از مدفوعات داخلی محروم میسازند و فاجعه بزرگ مرگ را پیش بینی میکند.
«حوزهٔ ناخودآگاه مرگ را نمیشناسد»، مرگِ خودِ سوژه که خود را فناناپذیر احساس کرده و مفهوم زمان ندارد، اما قطع عضو بیانگر تشویش فقدان شیء از ورای فقدان قسمتی از سوژه است.
تحلیل روانکاوانهی متون ادبی
ژان بلمن نوئل
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍4❤3
از لحظه ورود به هستی، آدمی درگیر یک گفتار جنسی است؛ از طرفی، او پیوند جسمانی والدین را نمایان میکند. و از طرف دیگر؛ بدین دلیل که والدین قبل از اعلام کردن جنس کودک، با دادنِ اسم به او، بر روی جنس کودک به خیالپردازی پرداختهاند.
موضوع جنسیت به نظر فروید فراتر از بُعد تناسلی سخت و خشک است. بُعدی که همچون فعالیت اندام های جنسی تعریف میشود. به خاطر این که هم شامل چیزهایی است که مرتبط با اولین نارضایتی ها - غرایزی کمابیش ملموس با نارضایتیهای والدین ما - است و همچنین آغازی است برای ارتباط ما با دنیای خارج. حال آنکه این ارتباط در مراحل اولیه در نقاط معین جسم آدمی صورت میگیرد. گرایش غریزی دیداری چشم یک مجرای واقعی برای دسترسی بدن به حساب نمیآید اما منطقی که از نابود کردن چشمها سخن میگوید این احساس را دارد که چشم همچون یک دهان کار میکند.
بُعد جنسی گویای این مطلب است که؛ جسم ما بلافاصله و کاملا از آغاز مرکز تبادلات سیالات گوناگونی است که یا به آن نفوذ میکنند و یا از آن خارج میشوند. باید اذعان کرد که جسم ما به همراه این سیالات سخن میگوید قبل از اینکه با کلمات حرف بزنیم.
تحلیل روانکاوانهی متون ادبی
ژان بلمن نوئل
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤2👍2
آیا نمیدانید که این اشتیاق سینهی مادر نیست که اضطراب را بر میانگیزد، بلکه نزدیکی به آن است که موجب اضطراب میشود؟ !
آنچه اضطراب را برمیانگیزد هر چیزی است که به ما اعلام میدارد و به طور گذرا بیان میکند که ما دوباره به آغوش مادر برگردانده خواهیم شد. این مسئله با آنچه گفته شد، یعنی؛ ریتم حضور و غياب متناوب مادر تناقضی ندارد. مدرک این مدعا این است که کودک با تکرار این بازی حضور و غیاب سرگرم میشود. امنیت حضور، امکان غیبت است.
غمانگیزترین چیز برای نوزاد دقیقاً در لحظهای است که وقتی رابطهای که او خود را بر اساس آن بنا نهاده به دلیل فقدانی او را به سمت میل میکشاند، از هم می گسلد و این رابطه زمانی بیشترین آسیب را میبیند که هیچ امکانی برای هیچ فقدانی وجود نداشته باشد. یعنی؛ زمانی که مادر همیشه پشت فرزند و همراه اوست، به ویژه زمانی که کفل او را میشوید. این مدلی از درخواست است، درخواستی که هیچ گاه کم نمیشود.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
آنچه اضطراب را برمیانگیزد هر چیزی است که به ما اعلام میدارد و به طور گذرا بیان میکند که ما دوباره به آغوش مادر برگردانده خواهیم شد. این مسئله با آنچه گفته شد، یعنی؛ ریتم حضور و غياب متناوب مادر تناقضی ندارد. مدرک این مدعا این است که کودک با تکرار این بازی حضور و غیاب سرگرم میشود. امنیت حضور، امکان غیبت است.
غمانگیزترین چیز برای نوزاد دقیقاً در لحظهای است که وقتی رابطهای که او خود را بر اساس آن بنا نهاده به دلیل فقدانی او را به سمت میل میکشاند، از هم می گسلد و این رابطه زمانی بیشترین آسیب را میبیند که هیچ امکانی برای هیچ فقدانی وجود نداشته باشد. یعنی؛ زمانی که مادر همیشه پشت فرزند و همراه اوست، به ویژه زمانی که کفل او را میشوید. این مدلی از درخواست است، درخواستی که هیچ گاه کم نمیشود.
اضطراب | ژاک لاکان
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤5👍1🕊1
وقتی مجرد بودن تحملناپذیر باشد، آدم اصلاً چارچوب ذهنی خوبی برای انتخاب منطقی شریک زندگیاش ندارد. برای اینکه احتمال ایجاد یک رابطهی خوب را افزایش دهیم، نباید با دورنمای سالها تنهایی هیچ مشکلی داشته باشیم. وگرنه به جای اینکه همسرمان را که ما را از تجرد درآورده دوست داشته باشیم، از مجرد بودن متنفر میشویم.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
اما متأسفانه پس از رسیدن به سن خاصی، جامعه مجرد بودن را به طرز خطرناکی نامناسب میداند. روابط اجتماعی کمکم پلاسیده میشود، زن و شوهرها از اینکه یک آدم مجرد استقلال داشته باشد و دائما آنها را این طرف و آن طرف دعوت کند احساس خطر میکنند، بعضیها احساس میکنند اگر تنهایی سینما بروند مثل جذامیها هستند.
برقراری رابطهی جنسی هم دشوار میشود. با وجود همهی ابزارهای جدید و آزادیهای فرضی امروزی، رابطهی جنسی داشتن به طرز دیوانهکنندهای دشوار میشود و انتظار انجام این کار به طور مرتب با افراد جدید غالبا منجر به تحقیر طاقتفرسا میشود.آلن دوباتن
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍15❤4
یکی از دلایلی که احساس میکنیم باید ازدواج کنیم این است که؛ مانع تسلط بی امان عشق بر روح و روان مان شویم.
نمایشهای عاشقانه و هیجانهایی که به هیچ جا نمیرسند، امان ما را میبرند، برای چالشهای دیگر بیقراریم. امیدواریم که ازدواج بتواند قاطعانه به تسلط دردناک عشق بر زندگیمان خاتمه دهد.
ازدواج نمیتواند این کار را بکند و نخواهد کرد؛ در ازدواج هم همان قدر شک، امید، ترس طرد شدن و خیانت هست که در خارج از ازدواج پیدا میشود. ازدواج فقط از دید مجردها ممکن است آرام، بدون حادثه و به طور رشک برانگیزی کسلکننده باشد.
آلن دوباتن
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍8❤5
ندانستن برایم تحملپذیر نیست، پس به روشهایی پناه میبرم تا زودتر از این «ندانستن» خلاص شوم.
افراد مبتلا به شرم بنیادین، برای رسیدن به راهحل مسائل صبور نیستند، چون؛ ندانستنِ پاسخ مسائل یا ناآگاهی میتواند برایشان غیرقابلتحمل باشد. آنها درپی یافتن راهحلی سریع برای مشکلاتاند و تمایل دارند پاسخهای سادهانگارانۀ رهبران مذهبی و روانشناسان زرد را بپذیرند تا از این طریق بتوانند اضطراب ناشی از عدم اطمینان و بلاتکلیفیشان را کاهش دهند.
برای ایجاد تغییر مثبت در این مراجعان، به ابزارهایی برای تنظیم ترس و استرس نیاز داریم. همانطور که یکی از مراجعان من میگفت؛ «میتونم همینجایی که هستم باشم، میتونم جایی رو که میخوام برم هم تحمل کنم، ولی نمیتونم بلاتکلیفی بین اینجا یا اونجا بودن رو تحمل کنم.»
چرا رواندرمانی مؤثر است؟!
لوئیس کازولینو
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤7👍4👏4
خودفریبی، اضطراب را کاهش میدهد و ما انسانها در فریبدادن خودمان بی نظیریم. خودفریبی، اضطراب را کاهش میدهد، اما درعینحال، احتمال اینکه موفق شویم دیگران را هم فریب دهیم افزایش میدهد.
یعنی؛ اگر خودفریبیهای خودمان را باور کنیم، احتمال کمی دارد که بتوانیم افکار و نیتهای واقعیمان را از طریق رفتارهای غیرکلامیمان به دیگران بفهمانیم. مکانیسم واکنش وارونه، یعنی؛ رفتارها و احساساتی که درتقابل با خواست واقعی ماست، اغلب در فریبدادن دیگران موفق عمل میکند. بنابراین؛ ما انسانها ذاتاً حقهباز به دنیا آمدهایم و در فریبدادن خودمان بینظیریم.
چرا رواندرمانی مؤثر است؟!
لوئیس کازولینو
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤5👏4👍1
وقتی روانکاوی بد فهمیده شود یا به شکل مبتذل و عامیانه دربیاید، همچنان که نمونههای آن را از چند دهه پیش در تمامی زیرشاخههای روانشناسی میبینیم، خودش میتواند بخشی از این سیستم ایدئولوژیکی باشد که ذهن و تفکر مردم را مبهم و مغشوش میکند و بر آنها سلطه مییابد.
چند بار دیدهاید که استفاده از نوشتهها، گفتهها یا نظرات یک روانپزشک یا روانکاو موجب بستهشدن جریان آزاد فکری شود و جلو آزادی بیان را بگیرد؟! برخی واژهها تبدیل به اصطلاحات بهظاهر مقدس شدند _ مانند؛ «تابآوری»، «نارسیسم»، «فرافکنی»، «اختلال خلق» یا «اختلال دوقطبی» _ در حدی که استفاده از آنها موجب میشود کل حاضران ساکت شوند و به شکل اجباری و کورکورانه به تعریف و تمجید آن شخص بپردازند. این یعنی؛ تمامیت خواهی فکری مخرب و مضر، و خلاصشدن از آن بسیار حیاتی است.
یکی دیگر از روشهای وحشتناک سلطهگری و تخریب که به اندازۀ خودکامگی مستقیم نیست و ظرافت بیشتری دارد بازیدادن است. بازیدادن یعنی؛ بدون اینکه مستقیم از دیگری درخواستی بکنیم، او را مجبور به رفتاری کنیم که انتخاب خودش نیست. یعنی؛ بدون اینکه انگیزۀ واضحمان را به او بگوییم او را غیرمستقیم تحت فشار بگذاریم تا کاری را که انتخاب خودش نیست انجام دهد.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
چند بار دیدهاید که استفاده از نوشتهها، گفتهها یا نظرات یک روانپزشک یا روانکاو موجب بستهشدن جریان آزاد فکری شود و جلو آزادی بیان را بگیرد؟! برخی واژهها تبدیل به اصطلاحات بهظاهر مقدس شدند _ مانند؛ «تابآوری»، «نارسیسم»، «فرافکنی»، «اختلال خلق» یا «اختلال دوقطبی» _ در حدی که استفاده از آنها موجب میشود کل حاضران ساکت شوند و به شکل اجباری و کورکورانه به تعریف و تمجید آن شخص بپردازند. این یعنی؛ تمامیت خواهی فکری مخرب و مضر، و خلاصشدن از آن بسیار حیاتی است.
یکی دیگر از روشهای وحشتناک سلطهگری و تخریب که به اندازۀ خودکامگی مستقیم نیست و ظرافت بیشتری دارد بازیدادن است. بازیدادن یعنی؛ بدون اینکه مستقیم از دیگری درخواستی بکنیم، او را مجبور به رفتاری کنیم که انتخاب خودش نیست. یعنی؛ بدون اینکه انگیزۀ واضحمان را به او بگوییم او را غیرمستقیم تحت فشار بگذاریم تا کاری را که انتخاب خودش نیست انجام دهد.
فرار از زندان عاطفی| ساوریو تاماسلا
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍7❤5
پروژه روانکاوی، شاهکار زندگی فروید، نه فقط به عنوان بخشی از تاریخ پزشکی، بلکه به سان فصلی از تاریخ قصهگویی باید نگریسته شود.
فروید دریافت که؛ برخی از نشانگان، داستانهایی معلق و ناگفتهاند؛ قصههایی که در انتظار روایت شدن هستند، اما گویی بیانشان ناممکن است! نشانگانی وجود داشتند که کلمات یارای توصیفشان نبود؛ آنجا که واژهها ممنوع یا دستنیافتنی بودند. فروید دریافت که سخن گفتن درباره نشانگان، راهی است برای اینکه افراد بتوانند درباره آنچه برایشان از هر چیز دیگری مهمتر است یا آنچه به زندگیشان ارزش زیستن میبخشد (یا نمیبخشد)سخن بگویند و به ان معنا ببخشند.
او آسیبشناسی را همچون گفتگویی ناتمام، شیوهای نوین از سخن گفتن به زبانی جدید میخواند. روانکاوی به قصهای بدل شد در باب اینکه چرا مردم نمیتوانند سخن بگویند، و اینکه دقیقاً چه چیزهایی را نمیتوانند بر زبان بیاورند. و فروید در زمانه ی خودش با سخن گفتن (و نوشتن) در اینباره، لب به سخن گشود.
آدام فیلیپس
ترجمه علیرضا کلانتری
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤7👍4👏1
گام نهادن روی طناب باریک سکونت عاطفی
این جُستار میکوشد گونهای از سلوک درمانی را که بهطور فعال و درگیرانه در رابطه متجلی میشود و «سکونت عاطفی» نام دارد، توصیف کند. در قلب سکونت عاطفی، توانایی درمانگر نهفته است که به واقعیت بیمار وارد شود، بیآنکه همزمان از واقعیت خویش فاصله گیرد. نقطهٔ مقابل سکونت عاطفی، نگرش ابژهانگارانهٔ درمانگر است.
افراطیترین شکل این نگرش را میتوان در ماتریالیسم خام و رفتارگرایی یافت، جایی که کل مفهوم انسان بهمثابهٔ سوژهای تجربهکننده از میان برداشته میشود. اما هر شیوهای از رابطه که تجربههای مورد بررسی را از بسترشان جدا سازد، آنها را به ابژه بدل میکند.
زیگموند فروید بهطور مشهور رویکردی را برای بالینگر روانکاو توصیه کرد که آن را «توجه شناور یکنواخت» نامید. او بر این باور بود که حساسیت تحلیلگر نسبت به جریان تجارب بیمار، از راه نوعی توجه سیال و گشوده، که از پیشانگارهها و مقاصد آگاهانه فارغ باشد، به حداکثر میرسد.
فروید همچنین پیشنهاد کرد که این همراهی بیهدف با تداعیهای آزاد بیمار، اجازه میدهد ایدهها و شهودهایی از دل فعالیت ذهنی ناهشیار تحلیلگر سربرآورند و بهگونهای خودجوش، معانی پنهان در مواد بالینی را آشکار سازند.
سکونت عاطفی نیز بر آن است که در رویکرد خود به جهان بیمار، حالتی از گشودگی را حفظ کند، بیآنکه از پیش به وجود محتوایی خاص یا موضوعی روانشناختی در آن فرضی بگیرد. اما این نگرش گشوده نه در تعلیق پیشانگارهها، بلکه در جستوجوی نواحی همآوایی میانذهنی نهفته است.
درک تحلیلگر از وضعیت تجربهشدهٔ بیمار، وابسته به توانایی او در یافتن مشابهتهایی در جهان شخصی خویش است، صحنههای عاطفی و لحظاتی که به تجارب در حال بررسی شباهت دارند.
فراخوانی چنین سرزمینهایی از همپوشانی به سطح آگاهی تأملی، این امکان را فراهم میآورد که تحلیلگر بهمثابهٔ روحی همسرنوشت، در حیات ذهنی بیمار مشارکت ورزد.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
این جُستار میکوشد گونهای از سلوک درمانی را که بهطور فعال و درگیرانه در رابطه متجلی میشود و «سکونت عاطفی» نام دارد، توصیف کند. در قلب سکونت عاطفی، توانایی درمانگر نهفته است که به واقعیت بیمار وارد شود، بیآنکه همزمان از واقعیت خویش فاصله گیرد. نقطهٔ مقابل سکونت عاطفی، نگرش ابژهانگارانهٔ درمانگر است.
افراطیترین شکل این نگرش را میتوان در ماتریالیسم خام و رفتارگرایی یافت، جایی که کل مفهوم انسان بهمثابهٔ سوژهای تجربهکننده از میان برداشته میشود. اما هر شیوهای از رابطه که تجربههای مورد بررسی را از بسترشان جدا سازد، آنها را به ابژه بدل میکند.
زیگموند فروید بهطور مشهور رویکردی را برای بالینگر روانکاو توصیه کرد که آن را «توجه شناور یکنواخت» نامید. او بر این باور بود که حساسیت تحلیلگر نسبت به جریان تجارب بیمار، از راه نوعی توجه سیال و گشوده، که از پیشانگارهها و مقاصد آگاهانه فارغ باشد، به حداکثر میرسد.
فروید همچنین پیشنهاد کرد که این همراهی بیهدف با تداعیهای آزاد بیمار، اجازه میدهد ایدهها و شهودهایی از دل فعالیت ذهنی ناهشیار تحلیلگر سربرآورند و بهگونهای خودجوش، معانی پنهان در مواد بالینی را آشکار سازند.
سکونت عاطفی نیز بر آن است که در رویکرد خود به جهان بیمار، حالتی از گشودگی را حفظ کند، بیآنکه از پیش به وجود محتوایی خاص یا موضوعی روانشناختی در آن فرضی بگیرد. اما این نگرش گشوده نه در تعلیق پیشانگارهها، بلکه در جستوجوی نواحی همآوایی میانذهنی نهفته است.
درک تحلیلگر از وضعیت تجربهشدهٔ بیمار، وابسته به توانایی او در یافتن مشابهتهایی در جهان شخصی خویش است، صحنههای عاطفی و لحظاتی که به تجارب در حال بررسی شباهت دارند.
فراخوانی چنین سرزمینهایی از همپوشانی به سطح آگاهی تأملی، این امکان را فراهم میآورد که تحلیلگر بهمثابهٔ روحی همسرنوشت، در حیات ذهنی بیمار مشارکت ورزد.
نویسنده: جرج اَتوود و رابرت استولورُو
ترجمه: تیم ترجمهٔ تداعی
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤3👍3
ما تمایل داریم بیندیشیم که جهان همانگونه است که میبینیم و به همین اندازه تصور میکنیم که مردم همان گونهاند که ما میپنداریم.
هر چند احتمال فریبِ محسوس در اینجا به طور نامحدودی بزرگتر از تصور ما از جهان مادی است، ما هنوز به سادگی، روانشناسی خود را بر انسانهای همتای خود معطوف میکنیم. بدین طریق؛ هر کسی برای خود کمابیش گروهی از روابط تخیلی را میآفریند که اساساً مبتنی بر فرافکنیاند.
در میان رواننژندها، حتی مواردی هست که فرافکنیهای خیالی تنها وسیلهی رابطهی انسانی را به وجود میآورد. شخصی که من عمدتاً از طریق فرافکنیها تصور میکنم یک ایماگو (انگاره) یا متناوباً حامل ایماگوها یا نمادهاست.
روانکاوی که تجربهی عملی در بحث مربوط به ارزش «سطح ذهنی» و «سطح عینی» نکتهی ویژه نخواهد دید. اما هرچه عمیقتر در مسئلهی رؤیاها غور کنیم، جنبههای فنی درمان عملی بیشتری باید مورد توجه قرار گیرند. از این نظر؛ «نیاز، واقعاً مادرِ اختراع است»، زیرا؛ روانکاو پیوسته باید بکوشد که روشهای فنی خود را به گونهای تحول بخشد که حتی دشوارترین موارد موثر واقع شوند.
ما این را مدیون مشکلاتی هستیم که از طریق درمان روزمرهی بیماران با آن مواجه میشویم و ناگزیریم نظریاتی را قاعدهمند کنیم که پایه های عقاید روزانهی ما را میلرزاند.
رؤیاها | کارل گوستاو یونگ
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍4❤3