[گروه روان‌تحلیلی بینش]
6.94K subscribers
220 photos
71 videos
41 files
1.01K links
یونس اقتداری
روان‌شناس و روان‌درمانگر تحلیلی

Admin: @youneseghtedari
Download Telegram
گاهی اوقات از خودم می‌پرسم؛ آیا هیچ‌ وقت امکان دارد به عمق تنهایی و احساس رها شدگی‌ ای که در کودکی تجربه و حس کرده‌ایم و هنوز به عنوان بزرگسال درون مان حس می‌کنیم، پی ببریم؟!

در اينجا، منظور من بیشتر موارد رها شدن مشخص و یا جدایی از والدین نیست، هر چند که این‌ها نیز می‌توانند نتایج تکان‌دهنده‌ای در پی داشته باشند. حتی در مورد کودکانی که آشکارا مورد بی‌توجهی یا غفلت قرار گرفته‌اند و خود نسبت به این موضوع آگاهند و یا حداقل می‌دانند که به این نحو بزرگ شده‌اند،
صحبت نمی‌کنم.

جدا از این موارد حاد، تعداد زیادی هستند که از اختلالات نارسیستی رنج می‌برند و دچار افسردگی‌ های شدیدی هستند. هرچند؛ اغلب والدین حساس و مراقبی داشته‌اند که آن‌ها را به خوبی تشویق می‌کردند. آنها با این باور به روان‌کاوی وارد می‌شوند که از کودکی شاد و محافظت‌ شده‌ای برخوردار بوده‌اند.

اغلب اوقات، ما با مراجعین با استعدادی روبه رو می‌شویم که برای قابلیت‌ها و موفقیت‌های خود مورد تحسین و تمجید واقع شده‌اند. بنا به نگرش های رایج عمومی، این افراد که مایه‌ی غرور والدین خود هستند می‌بایست از اعتماد به‌ نفس محکم و ثابتی برخوردار باشند ولی دقیقاً عکس آن اتفاق افتاده است.

این افراد هر کاری را به خوبی و به نحو احسن انجام می‌دهند، مورد تحسین و حتی غبطه‌ی دیگران واقع می‌شوند و اگر بخواهند می‌توانند موفق باشند، ولی همه‌ی این‌ها بی‌فایده است. پشت همۀ این‌ها افسردگی، احساس خلأ، گم‌گشتگی و از خودبیگانگی است و احساس می‌کنند که زندگی آن‌ها بی‌معنی است.

درام کودک با استعداد بودن | آلیس میلر


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
5👍5
من باور ندارم اتفاقی که حیات ذهنی‌ام در رخدادش هیچ نقشی نداشته ممکن است در مورد شکل آتی واقعیت، چیزی به من بیاموزد، اما معتقدم که تجلی غیر‌عامدانه‌ی فعالیت ذهنی خودم از طرف دیگر، آشکار کننده‌ی چیزی نهانی خواهد بود، هرچند باز هم چیزی هست که فقط به حیات ذهنی من و نه واقعیت بیرونی ربط دارد.

من به شانس بیرونی (واقعی) اعتقاد دارم، این درست است، اما نه به رخدادهای اتفاقی درونی (روانی). در مورد فرد خرافه‌باور قضیه درست عکس این است. او از انگیزه‌ی کنش‌های شانسی و کردارپریشی‌هایش هیچ چیز نمی‌داند و به رخدادهای اتفاقی روانی باور دارد، از طرف دیگر؛ تمایل دارد که به اتفاقات شانسی بیرونی معنایی نسبت بدهد که در حوادث واقعی عینیت می‌یابد، و این اتفاقات شانسی را تمهیدی می‌داند برای بیان چیزی که در جهان بیرونی از دید او مستور مانده است.

آسیب شناسی روانی زندگی روزمره
زیگموند فروید


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍62
فروید طرز تفکر ما را در مورد انسان اولیه و همین‌طور درباره‌ی کودک که فوق‌العاده نارسیسیستیک است، با اشاره به دیدگاه همزاد پنداری به دنیا بر اساس قدرت افکار، تصدیق کرده است. همچنین؛ تئوری نارسیسیزم او مبنی بر خلق جهان، درست همچون سیستم‌های فلسفی اخیر مبنی بر ایگو، نشان می‌دهد که بشر عمدتاً، واقعیت پیرامون را به‌صورت انعکاس یا بخشی از ایگوی خویش درک می‌کند.

همچنین؛ فروید اشاره کرده است که این مرگِ سنگدل و کینه‌توز است که با خودشیفتگی انسان اولیه مبارزه می‌کند و وادارش می‌سازد بخشی از قدرت مطلقش را به ارواح بدهد. هرچند مفاهیم اولیه‌ی مربوط به روح در ارتباط با این واقعیت است که مرگ به بشر تحمیل شده است و او مدام در تلاش برای انکارش است، چنانکه می‌توان رد پای این ایده را در فرهنگ مردمان بدوی و همچنین فرهنگ‌های پیشرفته یافت.

اتو رنک


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
6👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
وینیکات اظهار داشت که؛ بدترین نوع رنج روانی با از دست دادن ابژه روی نمی‌دهد، بلکه؛ وقتی رخ می‌دهد که بازنمایی آن ابژه از دست می‌رود.

در پایانِ همان مطلب، وینيكات مسئله‌ی نفی در روانکاوی را مطرح می‌کند و تأکید دارد؛ زمانی که بازنمایی از دست می‌رود، گاهی اوقات تنها واقعیت ممکن برای ابژه، غیبت آن است، یعنی؛ تنها راه حضور ابژه نفیِ آن است. بعضی افراد به پوچی فقدان و رنج کشیدن به عنوان تنها چیز واقعی چنگ می‌اندازند و می‌چسبند.

نوجوانانی هستند که وقتی با از دست رفتن بازنمایی خودشان و با احساس وجود نداشتن مواجه می‌شوند، غالب اوقات به نفی به عنوان تنها واقعیت ملموس می‌چسبند؛ رنج کشیدن، احساس درد و تخریبگر بودن، تنها راهِ بودن برای آن‌هاست.

بیماری های روان تنی از منظر روانکاوی معاصر | ماریلیا آیزنشتاین


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
10👍5👏2
یکی از پرسش‌هایی که روان‌کاوان بارها و بارها از خود می‌پرسند این است که؛ چرا بیماران می‌خواهند مراحل سخت و طاقت فرسای روان‌کاوی را طی کنند؟!

پاسخ‌های پراکنده بسیاری وجود دارد. در ابتدا به انگیزه‌ی خودآگاه برای خلاصی از سمپتوم‌ها یا نیاز به تغییر اشاره می‌شود، و نیز؛ به توجه دوستانه‌ی روانکاو، با نگاهی مشتاق به آینده‌ی این تلاش مشترک که در اتحاد درمانی تداوم ‌می‌یابد.

می‌توان از جذابیت مرکز توجه بودن و علاقه ای که تنها بر بیمار متمرکز است نیز یاد کرد و البته از مجموعه‌ای از انتقال‌های مثبت که آن را تشدید می‌کند. امید، که یک عنصر درمانی ضروری است از همه‌ی اینها نشئت می‌گیرد. رضایت چشمگیر از حس درک شدن، هیجان حاصل از بینشی رو به رشد، و فهمیدنِ بیشتر خود به طور قابل توجهی به نیروهایی که انگیزه بیمار را حفظ می‌کنند کمک می‌کند.

تداعی آزاد | آنتون از کریس


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍75👎1
اگر موضوع، منبع لذت باشد، می‌گوئیم؛ موضوع را دوست داریم و اگر منبع بی‌لذتی باشد، از آن متنفریم. اما فروید از خود می‌پرسد؛ آیا به بیان متعارف می‌توان گفت؛ سائق، موضوع را  دوست دارد؟! پاسخ او البته منفی است، همان‌گونه که نمی‌توان گفت که؛ سائق از موضوع متنفر است.

از این روست که؛ او تأکید می‌کند که نمی‌توان از اصطلاحات عشق و نفرت برای توصیف رابطه میان سائق‌ها با موضوع‌های آنها بهره گرفت، بلکه؛ باید آن‌ها را برای بیان رابطه‌ی کلیت ایگو با موضوع‌ها به کار برد.

حال پرسش این است که؛ عشق در منتهای خود چیست؟! فروید، صراحتاً بر این باور است که؛ عشق در مرحله‌ی تناسلی و پس از تلفیق سائق‌ های جزئی در کلیت ایگو پدیدار می‌شود؛ رابطه‌ی ایگو با موضوع‌های جنسی‌اش، مناسب‌ترین مصداق استعمال واژه‌ی عشق است_از این واقعیت می‌توان فهمید که؛ تنها زمانی می‌توان این واژه را در این زمینه به کار برد که تمامی سائق‌ های جنسی، تحت اولویت اندام‌های تناسلی و در خدمت کارکرد تولد در یکدیگر تلفیق شده باشند.

به باور فروید؛ نفرت بیشتر در تلاش ایگو برای صیانت نفس ریشه‌ دارد تا در حیات جنسی، یعنی؛ در نفرت از موضوع‌ هایی که سائق‌ های صیانت نفس را ارضا نمی‌کند. سائق‌ های صیانت نفس منشأ تعارض‌ دوسوگرایی [ تعارض عشق و نفرت] است که خاصه در اختلالات نوروتیک نمایان می‌شود.

آثار و اندیشه‌های زیگموند فروید
ژان میشل کیونودو


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👏42
هرکس که به مطالعه‌ی هیستری بپردازد، چندی نمی‌گذرد که درمی‌یابد؛ توجه و علاقه‌اش از سمپتوم های آن دور شده و به سوی فانتزی‌هایی سوق یافته که منشأ سمپتوم های فوق بوده‌اند.

تکنیک روانکاوی در وهله‌ی نخست به ما امکان می‌دهد که؛ آن فانتزی‌ های ناخودآگاه را از روی سمپتوم‌ های هیستری استنباط کنیم و سپس آن‌ها را به آگاهی بیمار درآوریم. از این طريق مشخص شده که؛ محتوای فانتزی‌های ناخودآگاه شخص هیستریک تناظر کاملی با آن موقعیت‌هایی دارند که دست مایه‌ی ارضای جنسی آگاهانه در افراد منحرف قرار می‌گیرند.

و اگر کسی دنبال مثالی برای چنین موقعیت‌هایی باشد، کافی‌ست آن نمایش‌ ها و عیاشی‌ های امپراطوران رُم را به یاد آورد که شهره‌ی آفاق بودند، و البته افراط‌کاری‌های دیوانه‌وار بروز یافته در این فانتزی‌ها، صرفاً حاصل قدرت عظیم و بی حدوحصری بود که مؤلفانشان در اختیار داشتند.

جستارهایی درباره تکوین بیماری‌های روانی
زیگموند فروید


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
3👍1
فروید به توصیف مراحل ابتدایی عشق می‌پردازد که با نخستین هدف آغاز می‌شود، یعنی؛ مرحله‌ی به درون بردن یا بلعیدن، که نمودِ تمام‌ عیار دوسوگرایی است و در آن فرد نمی‌داند که با عشق خود، موضوع را نابود می‌کند یا با نفرت خود

در پی این مرحله‌ پیش تناسلی مقعدی_سادیستیک می‌آید و سرانجام مرحله تناسلی؛ تا زمانی که سازمان تناسلی استقرار نیافته، عشق در تضاد با نفرت قرار نمی‌گیرد.

فروید می‌گوید؛ نفرت، مقدم بر عشق است، بعدها زمانی عشق پدیدار می‌شود که ایگو کامل می‌شود. او می‌گوید؛ وقتی که نفرت به مرحله‌ی سادیستیک واپس‌ روی کند، شاید رنگ و بوی اروتیک به خود بگیرد و بدین‌سان از تحولات آتی سادومازوخیسم و نیز تعارض بنیادین میان سائق زندگی و سائق مرگ خبر می‌دهد.

آثار و اندیشه‌های زیگموند فروید
ژان میشل کیونودو


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در عین حال که؛ اغلب رویکردهای درمانی منجر به فهم می‌گردند، آنچه به نظر می‌رسد منحصراً روانکاوانه باشد، این است که روندی رخ می‌دهد که "ظرفیت خود تحلیلی" ایجاد می‌شود.

به نظر می‌رسد؛ این ویژگی مشخصه‌ی تحليل موفق باشد و وابسته به رشد خویش‌نگری است. با استفاده و توجه به روند تحلیل از همان ابتدا بر اهمیت آن به جهت درک خود تأکید می‌کنیم.

توجه روزافزونی به این موضوع شده است. در توصیف اهمیت روند روانکاوانه، وينشل آن را «نتایج دائمی تحلیلی» می‌داند که به صورت منطقی موفقیت‌ آمیز بوده و حضور آن‌ها بلافاصله و به صورت غیرمستقیم در توانایی "عینی‌تر" و "مؤثرتر" خویش نگری نمود می‌یابد».

گری، خویش‌نگری را محصول فرعی تحلیل ندانسته و در عوض آن را نقطه‌ی تمرکز تحلیل می‌داند؛ توجه سیستماتیک به خویش‌نگری، زمانی که به لحاظ بالینی مقتضی باشد، می‌تواند هدف آشکار تحلیل در نوروز باشد.

ایگو، محور مداخلات تکنیکی | فرد بوش


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
4
آنچه روانکاوی انجام می‌دهد_برخلاف سایر مدل‌های درمان_خود تحلیلی است. زیربنای خودتحلیلی، این توانایی است که اندیشه ها اجازه یابند به ذهن برسند، در عین حال که از این اندیشه ها به عنوان داده‌هایی استفاده شود که می‌توان بر آنها تأمل کرد تا دریافت که چه قابلیت‌هایی برای درک خود دارند.

این هدف به ظاهر ساده، نیاز به ایجاد چارچوبی برای پردازش اندیشه ها دارد، روندی که می‌تواند و باید در مرحله آغازین شروع شود. همان طور که سرل (۱۹۳۶) گفته است؛ خطر این است که اگر تمرکزمان را از تنها و درعین حال دشوار ترین تکنیکی که تحلیل از فرد می‌خواهد تغییر دهیم، از مسئولیت منطقی و پذیرفته‌ شده‌ی بیمار دور می‌شویم.

اگر باور خود از شرایطی که تحلیل در آن رخ می‌دهد را نشان ندهیم، باور به نوعی جادو را تشویق می‌کنیم که مستقل از شرایط است.

ایگو، محور مداخلات تکنیکی | فرد بوش


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
6👍2
همه‌ی ما حقیقتاً در نهایت به آن شخصیت همیشگی کابوس هایمان می رسیم؛ «آدم اشتباهی».

انتخاب یک شخص برای ازدواج، در واقع یعنی؛ تصمیم بگیریم دقیقاً چه نوع رنجی را می‌خواهیم متحمل شویم، به جای اینکه تصور کنیم راهی یافته‌ایم تا از قوانین حاکم بر زندگی عاطفی چشم‌ پوشی کنیم.

همه‌ی ما حقیقتاً در نهایت به آن شخصیت همیشگی کابوس هایمان می رسیم؛ «آدم اشتباهی». اما این لزوماً فاجعه نیست. بدبینی روشنفکرانه‌ی رمانتیک فقط به این بسنده می‌کند که یک شخص نمی‌تواند همه‌چیزِ شخص دیگر باشد. ما باید دنبال راه‌هایی بگردیم تا خودمان را تا آنجا که می‌توانیم آرام و مهربانانه با واقعیت‌های عجیب و غریب زندگی در کنار موجود گمراه شده‌ی دیگری تطبیق دهیم. همیشه فقط امکان یک ازدواج «نسبتاً خوب» وجود دارد.

برای اینکه به این درک برسیم، خوب است قبل از تشکیل خانواده تجربه‌هایی داشته باشیم نه برای یافتن فرصتی برای پیدا کردن «آدم درست»، بلکه؛ به جهت داشتن فرصت کافی برای پی بردن مستقیم، و در موقعیت‌های مختلف، به این حقیقت که چنین انسانی وجود ندارد و اینکه همه واقعاً وقتی از نزدیک وارسی شوند ایراد و اشتباه دارند.

سیر عشق | آلن دوباتن


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
7👍3
فروید می‌گوید؛ در میل ما به پول خشونتی افراطی وجود دارد؛ این شادی ما را با زیاده‌ روی و افراط در حواس‌ پرتی نابود می‌کند. اما فروید از عشق به پول استفاده می‌کند تا نشان دهد در نفسِ رها کردن و انکار این واقعیت که ما زمانی کودک بوده‌ایم نوعی دیوانگی وجود دارد.

عشق به پول، ما را از عشق های کودکی‌مان منحرف می‌کند. دیوانگیِ خواسته های انسان مدرن در این است که نمی‌خواهد درباره‌ی خواستنِ خودش بداند. پول برای انسان مدرن نماد و نشانه‌ی ترس و هراس او از امیال خودش است.

عقل در برابر جنون | آدام فیلیپس


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍41🕊1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بیشتر اوقات، همه‌ی ما نسبت به آنچه در واقعیت روانی‌مان رخ می‌دهد آگاهی نداریم. این مسئله به خصوص در قصه‌های نامعمولی که ما در حالت تغییر هشیاری روانی خلق می‌کنیم و آن را رؤیا می‌نامیم مشهود است، همین‌طور؛ در علائم روان شناختی‌ای که معمولاً از آن‌ها احساس شرم داریم، مانند؛ رؤیاهایمان غالباً عجیب و غیر منطقی به نظر می‌رسند.

به طور اخص؛ آن‌هایی که روانکاوی انجام می‌دهند، در خواهند یافت که؛ تنها از کسر کوچکی از آنچه جهان روانی درونی‌شان را می‌سازد آگاهی داشته‌اند.

همان گونه که فروید در مقالهٔ خود با نام «ساختارها در روانکاوی» یاد می‌کند: کار تحلیل تا حد زیادی مشابه کاوش یک باستان شناس در محلی است که سابقاً مسکونی بوده و اکنون خرابه و ویران شده است... اما با این تفاوت که؛ تحلیلگر در شرایط بهتری کار می‌کند و مواد بیشتری در دسترسش قرار دارد که می‌تواند به او کمک کند، زیرا؛ آنچه او با آن سروکار دارد چیزی نیست که نابود شده باشد، بلکه چیزی است که همچنان زنده است.

تئاتر بدن | جویس مک دوگال


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
3👏2👍1
این حقیقت که روان ما به لحاظ داینامیکی و اقتصادی به شیوه‌هایی کار می‌کند که ما نسبت به آنها آگاهی نداریم به معنای محرومیت روان نیست! به عنوان مثال؛ تعداد خیلی کمی از ما از اشتیاق‌ های جنسی دوران آغازین خود، با درون مایه‌های زنای با محارم، همجنس‌گرایی و پیشاتناسلی آگاه هستیم.

به همین منوال؛ همه‌ی ما نسبتاً در خصوص رنج‌های دوران کودکی، خشم دوران ابتدایی زندگی یا احساسات ناشی از حسادت و احساسات جنایت‌ باری که درون کودک پنهان شده و نسبت به نزدیک‌ ترین و عزیز ترین افراد دوران کودکی احساس می‌شود، ناآگاه هستیم.

این تکانه‌های ابتدایی، همگی خروجی‌های بالقوه‌ی چندی در زندگی بزرگسالی ما دارند. در حالت ایدئال؛ تمایلات نارسیستیک، تهاجمی و لیبیدینال اولیه در روابط عشقی و جنسی و نیز زندگی حرفه ای و اجتماعی و همچنین در آنچه آن را فعالیت‌های والایشی می‌نامیم ظهور کافی پیدا خواهد کرد.

تئاتر بدن | جویس مک دوگال


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
3👍2👏1
شخصیت‌های خودشیفته تمایل دارند افرادی را برای ازدواج انتخاب کنند که به‌ جای کاهش مشکلات روانی‌شان، به حفظ نگاه بزرگ‌ منشانه‌ی آن‌ها به خود کمک کنند. ازدواج با فردی برجسته از نظر اجتماعی، به خودشیفته‌ی موفق امکان می‌دهد که از طریق به رخ کشیدن (و درواقع؛ مصادره‌ی) استعدادها و دستاوردهای شریک خود، حس برتری‌اش را تقویت کند.

از سوی دیگر؛ ازدواج با فردی که از نظر موقعیت اقتصادی و اجتماعی بسیار پایین‌تر است نیز می‌تواند به‌طور متناقضی به تثبیت بزرگ‌ منشی خودشیفته کمک کند، زیرا؛ این فرصت را فراهم می‌آورد که فرد مدام برتری خود را به نمایش بگذارد. افزون بر این؛ چنین ازدواجی می‌تواند میل پنهان به مازوخیسم را که اغلب با خودشیفتگی همراه است، ارضا کند.

در چنین ازدواج‌های خودشیفته‌ای، «شریک زندگی درواقع یک خدمتکار یا وسیله‌ی سودمند است و تحقیر و خشم در قالب رفتارهای پرخاشگرانه‌ی مزمن، نهادینه می‌شوند.» به‌وضوح؛ گرایش‌های مازوخیستی در شریک زندگی نیز به‌صورت پنهانی در حفظ ثبات این ازدواج‌های بیمارگون نقش دارند.

عشق، سکس و ازدواج در خودشیفتگی
سلمان اختر


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍125👏1
رسیدن به ارگاسم برای افراد خودشیفته دشوار است، زیرا؛ این تجربه مستلزم از دست دادن کنترل و نوعی فراموشی موقت از خود است.


زنان خودشیفته ممکن است احساس کنند مجبورند ارگاسم‌های جعلی را نمایش دهند، به‌ویژه اگر شریک جنسی‌شان آن را نوعی افتخار جنسی بداند. مردان خودشیفته نیز ممکن است دشواری خود در انزال و رسیدن به ارگاسم را_که بر اساس همانندسازی ناخودآگاه آلت تناسلی با پستان مادری محروم‌کننده است_ به‌عنوان نشانه‌ای از قدرت مردانه تفسیر کنند، زیرا می‌توانند رابطه‌ی جنسی را برای مدت طولانی ادامه دهند.

عشق، سکس و ازدواج در خودشیفتگی
سلمان اختر


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍123👏3
بازی‌های هیجان‌انگیز کودکی در رؤیاهای پرواز، سقوط، سرگیجه و امثالهم تکرار می‌شوند، اما احساسات خوشایند حال به اضطراب بدل می‌شوند. اما احساسات خوشایند حال به اضطراب بدل می‌شوند. ولی همان‌گونه که هر مادری می‌داند، بازی لبریز از هیجان بچه ها، اغلب با مرافعه و دعوا و اشک و آه به پایان می‌رسد.

من برای رد این توضیح که دلیل رویاهای پرواز یا سقوط، احساس لامسه یا حرکات شش‌های ماست دلیل خوبی دارم. به عقیده‌ی من؛ خود این احساسات براساس خاطره‌ای که رؤیا به آن اشاره دارد بازتولید می‌شوند و این احساسات، به همین دلیل، محتوای رؤیا هستند نه منابع رؤيا!

تأویل رویا | زیگموند فروید


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
6👍1
ویتز بیان می‌کند که؛ پورنوگرافی شامل صحنه‌ های بسیار شهوانی برای تحریک بیننده است و اغلب تصاویری بسیار ایدئال از فعالیت‌های جنسی را به نمایش می‌گذارد.


افراد خودشیفته ممکن است به دنبال اشکالی ایدئال از تصاویر و رفتارهای جنسی باشند و دلبستگی شدیدی به استفاده از پورنوگرافی داشته باشند، زیرا؛ تصاویر و حالات ایدئالی را برای آن‌ها به تصویر می‌کشد.

این دلبستگی ایدئال ممکن است به خاطر لذت شخصی خود و رضایت جنسی شدیدی باشد که وقتی یک خودشیفته از پورنوگرافی استفاده می‌کند رخ دهد، برای مثال؛ خودشیفته‌ها بر انتخاب موضوع جنسی، تصاویر جنسی، افکار یا بازنمایی‌های یک شخص تمرکز می‌کنند.

خودشیفته‌ها هرچه کنترل بیشتری روی موضوع جنسی خود داشته باشند از این موضوع جنسی لذت بیشتری می‌برند. استفاده از پورنوگرافی اینترنتی این کنترل را برای افراد خودشیفته فراهم می‌کند. کاربران با استفاده از پورنوگرافی، قادر به مانور دادن در این محتواها و دنبال کردن تصاویر جنسی ایدئال خود هستند. به این ترتیب؛ پورنوگرافی وسیله‌ای است که به افراد خودشیفته این اجازه را می‌دهد تا تکانه های جنسی، فانتزی‌ها و خودبزرگ‌بینی خود را برون‌ریزی کنند.

📄 پیش‌بینی تمایزی اعتیاد به پورنوگرافی، بر اساس احساس شرم و خودشیفتگی

کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍102👏2
تجربه زیسته شما باعث نمی‌شود که شما یک متخصص سلامت روان شوید، همان‌طور که داشتن حمله قلبی باعث نمی‌شود که شما یک کاردیولوژیست شوید!

دکتر حمید خاکباز


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍299👏6
توانایی شناختن و درک متقابل، نه تنها یک خود یکپارچه می‌سازد، بلکه یک خود یکپارچه می‌طلبد. اگر تمام انرژی شما صرف این شود که خودتان را در تعادل نگه دارید، دیگر نمی‌توانید کنجکاو یا شوخ‌طبع باشید. همدلی، مستلزم این است که وقتی در مقابل کسی حضور اصیل دارید، بدانید چه کسی هستید و چه احساسی دارید.

برخورد سازنده با تعارض به این معنی است که شما می‌دانید که دیدگاه شما مهم است، این چیزی است که به شما فضا و فرصت لازم را می‌دهد که به دیدگاه فرد دیگر هم گوش دهید.

آن دسته از مراجعان من که از شرم مزمن رنج می‌برند در تمام این موارد احساس ضعف می‌کنند. چیزی که ما در داستان این افراد می‌بینیم، این است که خانواده‌ی آن‌ها قادر نبودند فضای بیناذهنی‌ای فراهم کنند که منجر به ایجاد خود محکم و منعطف در کودکشان شود.

پاتریشیا دیانگ


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
2👍2
گویا این یک‌ قاعده‌ی جهان‌شمول میان انسان‌ هاست که؛ بیشترین حملات و دستورات سخت‌گیرانه‌ی وجدان (سوپرایگو) زمانی اتفاق می‌افتد که ما احساس آزادی می‌کنیم.


از این رو؛ اتفاق عجیبی نیست‌ که‌ اصولاً بعد از تجربه‌ی احساس آزادی، بجای آرامش مضطرب می‌شویم. آزادی در دل خود یک معنای‌ پنهان را نهفته دارد؛ حالا که رها از هر بندی هستی "می‌توانی" هر کاری که دلت می‌خواهد انجام دهی!

این معنای پنهان و "دل‌-بخواهی" طی یک تغییر بسیار جزئی در روان ما، تبدیل به یک "دستور" می‌شود؛ حالا که رها هستی "بایستی" هدفت را هر چه سریع‌تر در زندگی انتخاب کنی!

حالا؛ همین آزادیِ به ظاهر رهایی‌بخش، تبدیل به اربابی به شدت دیکتاتور می‌شود که تو مجبوری تن به سخت‌ترین کارهایی بدهی که می‌تواند وظیفه‌ات را در قبال لطف او به انجام رسانده و او را آرام و راضی سازد! لذاست که؛ بسیاری از ما تفریح و لذت را به بعد از یک شکنجه‌ی درونی موکول می‌نماییم، گویی باید ابتدا بهای آن را بپردازیم.

امیر حسین کمیجانی

کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
7👍6