[گروه روان‌تحلیلی بینش]
6.94K subscribers
220 photos
71 videos
41 files
1.01K links
یونس اقتداری
روان‌شناس و روان‌درمانگر تحلیلی

Admin: @youneseghtedari
Download Telegram
شمار زیادی از زنان تا سنین پیری به یک ابژه‌ی پدرانه یا عملا به پدر واقعی خود وابسته‌اند. ما درباره‌ی زنانی که دلبستگی شدید طولانی‌مدت به پدرانشان دارند حقایق شگفت‌آوری به دست داده‌ایم. با اینکه از وجود مرحله‌ی اولیه‌ی دلبستگی به مادر اطلاع داشتیم، اما نمی‌دانستیم چنین محتوای غنی و بادوامی دارد و می‌تواند زمینه‌ساز بسیاری از تثبیت‌ها و گرایش‌های ذاتی باشد.

در طول این مدت پدر دختر فقط یک رقیب دردسرساز است؛در برخی موارد دلبستگی به مادر پس از چهارمین سال زندگی هم ادامه‌ پیدا می‌کند. تقریبا هرآنچه بعدها در رابطه‌ی دختر با پدرش می‌بینیم، پیش‌تر در این دلبستگی اولیه بوده است که متعاقبا به پدرش منتقل می‌شود. در یک کلام؛ گمانه بر این است که ما قادر به فهم زنان نیستیم، مگر آنکه این مرحله‌ی دلبستگی پیشاادیپی به مادر را بشناسیم.

زنانگی | زیگموند فروید


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
5👍5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📌دکتر آذرخش مکری در برنامه باضیا

کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍73👎2
آیزاکس درباره فانتزی می نویسد:

«گاه گفته می‌شود که؛ ممکن نیست فانتزی های ناهشیاری مانند؛ تکه پاره کردن پستان مادر در ذهن کودک پدید آید، پیش از آنکه او این واقعیت را هشیارانه دریابد که دریدن یک شخص، به معنای کشتن اوست. این نظر درستی نیست و از این واقعیت غفلت می‌کند که این شناخت ذاتی تکانه های بدنی یا همان محمل سائق غریزی _و ذاتیِ هدفِ سائق غریزی و ذاتیِ برانگیختگی اندام‌های بدن_ در این مورد دهان است.

لزومی ندارد نوزادی که در فانتزی با تکانه های شدیدش پستان مادر را نابود می‌کند، در عمل دیده باشد که چیزهایی خورده و نابود می‌شوند و سپس نتیجه بگیرد که او نیز می‌تواند چنین کاری کند. این هدف و این رابطه با موضوع، ذاتیِ ماهیت و مسیر تکانه و عواطف مرتبط با آن است».

مدعای آیزاکس این است که؛ تصور تکه پاره کردن موضوع آموخته نشده، بلکه ذاتیٓ هدف سائق غریزی است. کلاین هم وقتی شناخت نوزاد از پستان مادر را پیش از روبه رو شدن با آن به توارث فیلوژنتیک نسبت می‌دهد، چنین مدعایی دارد.

کلاینی ها با این برداشت از سائق غریزی، مفهوم هدف سائق غریزی را که در نظر فروید تخليه تنش بود، گسترش دادند. برداشت آیزاکس مغایرِ برداشت فروید نیست، اما از آن فراتر می‌رود و اشاره دارد به اینکه هدف سائق غریزی همواره متأثر از رابطه با موضوع هایی معین است که ویژگی‌های عاطفی و فکری آن به تجربه واقعی آن‌ها وابسته نیست.

تامس آگدن


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍32
تجربه بدون شک به مربیان باید آموخته باشد که؛ تکلیف رام کردن اراده‌ی جنسی نسل جدید فقط زمانی امکان‌پذير است که اعمال تاثیراتشان را خیلی زود آغاز کنند. چشم‌به‌راه طوفان بلوغ نمانند و از قبل در زندگی جنسی کودکان که پیش‌درآمد آن است مداخله کنند.

به همین دلیل؛ تقریبا تمام فعالیت‌ های جنسی کودکانه برای کودکان ممنوع و مذموم شد. هدفی آرمانی برای غیرجنسی کردن زندگی کودکان تعیین شد و با گذشت زمان کار به جایی کشید که مردم واقعا غیرجنسی بودن آن‌ها را باور کردند و علم هم این دیدگاه را اعلام کرد.

از آن پس، مردم برای اجتناب از تناقض‌ بین باورها و مقاصدشان، فعالیت‌های جنسی کودکان را نادیده می‌گیرند (که دستاورد ناچیزی نیست) و یا به طور دیگر؛ تفسیر کردن آن‌ها در علم قناعت می‌کنند. کودکان پاک و معصوم‌اند و هرکس آن‌ها را طور دیگری توصیف کند ممکن است کافر رو سیاهی شناخته شود که دشمن احساسات لطیف و مقدس بشر است.

زیگموند فروید


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍62🕊1
سکسوالیته‌ منحرف، چیزی نیست مگر سکسوالیته‌ کودکانه‌ای که بزرگ‌ نمایی شده و به تکانه‌ هایی مجزا تقسیم شده است.


اکنون شما انحرافات را در پرتو کاملاً جدیدی خواهید دید و دیگر در درک ارتباط آن‌ها با زندگی جنسی انسان‌ها دچار مشکل نخواهید شد، اما این به قیمت چه شگفتی‌ها و چه احساس تشویشی درباره‌ی این بی‌قوارگی‌ها بوده است!

بدون شک، در ابتدا می‌خواهید همه چیز را انکار کنید_این واقعیت که کودکان چیزی داشته باشند که بتوان آن را زندگی جنسی دانست، صحت مشاهدات ما و حقانیت هرگونه نسبتی بین رفتار کودکان و آنچه که در سال‌های آینده‌ی زندگی به عنوان انحراف محکوم می‌شود.

درسگفتارهای مقدماتی روانکاوی
زیگموند فروید
ترجمه‌: علی الوند


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍101
افرادی که در کودکی والدینی داشتند که غالبا هیجانات آن‌ها را نادیده می‌گرفتند، ناامیدشان می‌کردند و نیازهایشان را تأمین نمی‌کردند به ندرت در روابط بزرگسالی‌شان احساس امنیت می‌کنند.

در نتیجه؛ مسئله‌ی بی‌اهمیتی که ممکن است اغلب مردم بر اثر آن کمی حسادت کنند و به راحتی از آن بگذرند برای این افراد تبدیل می‌شود به موضوعی تحمل‌ناپذیر. اگر ما گرفتار شرم عمیق باشیم، احساس حسادت برای ما تحمل‌ ناپذیر تر هم می‌شود، چون شک داریم که دیگری دوستمان دارد یا نه؟! به عبارت دیگر؛ می‌ترسیم که آسیب‌هایی که دیدیم و نواقص مان باعث شود که «دوست‌داشتنی نباشیم».

در این حالت؛ حسادت به‌شدت دردناک می‌شود، چون می‌ترسیم که بالاخره زمانی برسد که «حقیقت درونی» ما برای دیگری کشف شود و آن‌ موقع است که طرد خواهیم شد. رشک و حسادت هیجانات عادی‌ای هستند، اما وقتی با شرم آمیخته شوند، دیگر تحمل‌پذیر نیستند.

چرا آن کار را کردم؟! | جوزف برگو
ترجمه‌: حامد حکیمی


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
16👍5
به قول چاسر، رشک یعنی؛ با دیدن خیر و سعادت کسی، غرق در اندوه شویم و با دیدن بدبختی او، به شعف آییم. خصیصهٔ منحصربه‌فرد رشک این است که فاقد هرگونه هدف ایجابی ‌است. تمامی «گناهانِ» دیگر هدفی دارند؛ درست است که هدفشان ممکن است غلط یا خودمدارانه باشد، اما به‌هرحال به دنبالِ رسیدن به ابژهٔ میل هستند.

طمع، مال‌پرستی، شهوت، غرور، همگی، به شیوهٔ خاص خودشان، در پیِ برآوردن امری خوشایندند، اگرچه این هدف را به قیمت محروم ساختن سایر آدم‌ها برآورده می‌کنند. در این میان فقط رشک به هیچ دستاوردی نمی‌رسد؛ چراکه رشک بردن آنچه را که تأیید و تحسین می‌شود ضایع و بدین‌وسیله ناخوشانید می‌کند. تنها دستاورد آشکاری که می‌توان برای رشک بردن فرض کرد احتمالاً لذتی سادیستی است؛ لذت از دیدن رنج انسانی دیگر.

رشک | کیت باورز


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍93👏1
اغلب اوقات، شخصیت‌های منفی ادبیات، بیشتر از چیزها و افراد ستودنی که این شخصیت‌ها به آنها رشک می‌ورزند و قصد نابودی‌شان را دارند، علاقه و حس تفاهم ما را برمی‌انگیزند، چرا چنین است؟!

به این دلیل که؛در وجود تک‌ تکِ ما شخصیتی منفی وجود دارد. شاید با ویژگی‌های مقبول مان به‌ خوبی آشنا باشیم، اما ادبیات به ما کمک می‌کند با ابعادی از شخصیت مان که تحمل شان به‌ تنهایی سخت است کنار بیائیم.

شاید رشک‌ ورزی ویرانگر همان احساسی باشد که شناختش در وجودمان سخت‌ترین کار ممکن است، چون رشک تنها عاطفه‌ای است که ظاهراً به امر خوب به خاطر خوب بودنش می‌تازد. گذشته از این، حسادتِ آدم حسود همان‌طور که خوبی و توانایی‌های آدم دیگری را که به او رشک می‌ورزد، تضعیف می‌کند، خوبی و توانایی‌های خودش را هم تضعیف می‌کند.

رشک | کیت باورز


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍63👏3
به باور من هیچ محرک بی‌‌اهمیتی برای رؤیا وجود ندارد و به همین اعتبار، هیچ رؤیای معصومانه‌ای نیز وجود ندارد. صرف نظر از رؤیاهای کودکان و شاید واکنش‌های کوتاه رؤیا در برابر احساسات شبانه، من به شکلی مطلق و بی‌چند‌ و چون به آنچه گفتم اعتقاد دارم.

گذشته از این استثنائات، هر آنچه در رؤیا می‌بینیم یا به وضوح دارای اهمیت روان‌شناختی هستند و یا تحریف شده‌اند و فقط پس از تحلیل کامل می‌توان درمورد شان قضاوت صحیح داشت.

در رؤیا هرگز مسائل پیش‌ پا‌ افتاده و بی‌اهمیت مطرح نمی‌شود. ما اجازه نمی‌دهیم که مسائل پیش‌پا‌افتاده و بی‌اهمیت خواب ما را آشفته کنند. رؤیاهایی که در نگاه نخست ساده به‌نظر می‌آیند، در صورتی که زحمت تأویل آن‌ها را بر خود هموار کنیم، بسیار پیچیده از آب درمی‌آیند؛ اگر بر من خرده نگیرید، می‌گویم که همه‌ی رؤیاها ددمنشانه هستند.

📘 تأویل رویا


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍96
کودک گرسنه از مکیدن پستان مادر لذت می‌برد: یعنی نه فقط رنج گرسنگی او تسکین می‌یابد و در آغوش مادر به آرامش روانی می‌رسد، بلکه هم از مکیدن پستان مادر در ناحیه‌ی دهان لذتی جسمانی حس می‌کند و هم از احساس پر شدن(با شیر گرم او).

بار دیگری که کودک گرسنه یا درمانده می‌شود، دوباره توهمی از تجربه‌ی این ارضای اولیه به او دست می‌دهد. اساساً خود توهم ارضا، فی‌نفسه ارضاکننده است. توهم ارضا مسبب کامیابی است و این‌گونه است که تخیل، حیات مستقل خویش را می‌آغازد.

فروید | جاناتان لیر | ترجمه علیرضا طهماسب


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍147🕊2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در قیاس با دیگر غرایز حیوانی، در میل جنسیِ آدمی، نسبتِ بیماری و بهنجاری متفاوت است. ما از علت اختلال در کارکردهای غریزه‌‌ی جنسی حیوانات دیگر تصور کاملا روشنی داریم، زیرا؛ در حیوانات هدف غاییِ تولیدمثل با شکل بروز غریزه عمیقا درهم‌آمیخته است.

مقصود فروید این است که در میل جنسی آدمی، پیوند فعالیت جنسی و هدف آن‌ چنان سست است که دیگر نمی‌توان هدف را معیاری برای فعالیت جنسی قلمداد کرد.

البته محدودیت‌های تکاملی هم بی‌شک در میان است: میل جنسی انسان انتخاب شده تا تولیدمثل را آسان کند. اما این انتخاب در فعالیت و موضوع چنان گونه‌گون است که هیچ گونه‌ی خاصی را نمی‌توان مصداق کژکاری آن به شمار آورد. میل جنسی انسان ماهیتا بر گونه‌‌گونی گشوده است.

جاناتان لیر


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍63
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📌دکتر علیرضا طهماسب

خانه روان‌شناسی تجربه | قم


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
15👍1🕊1
تمایلات جنسی چنان گونه‌گون و تخته‌بندِ تخیل است که آدمیان به ناگزیر هنجارهایی اخلاقی وضع می‌کنند که مبیّن عالی‌ترین دریافتشان از مؤلفه‌های شکوفایی آدمی و احترام به دیگران باشد. منظور صرفا این است که میل جنسی معین نمی‌کند که این هنجارها چه باید باشند.

فروید چون ظاهرا می‌خواهد زندگی روانی ما را به سرشت حیوانی‌مان فروبکاهد سخنانش توهین‌آمیز به‌نظر می‌رسد، اما بنا بر تلقی او میل جنسی سوای دیگر اجزای سرشت حیوانی ماست.

جاناتان لیر


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍82
ظهور دوبارهٔ زیگموند فروید

ما ترجیح می‌دهیم دنیا را آن‌طور که آرزو داریم باشد ببینیم، نه آن‌طور که حقیقتاً هست. مواجهه با واقعیات دشوار است و کار ذهنی مداوم و یک مغز با عملکرد بالا لازم دارد.

یکی از بیماران با خوشحالی برای سولمز تعریف کرد که یک دوست قدیمی همین حالا به او سر زده است، او گفت، یک غافل‌گیری دوست‌داشتنی، اگرچه آن مرد چندین دهه پیش مرده بود.

بعضی‌های دیگر که دچار فلج جزئی در نتیجه‌ی آسیب به یک طرف مغز بودند تأثیر آن بر خودشان را انکار می‌کردند. آن‌ها می‌گفتند که به خاطر خستگی بیش از حد نمی‌توانند اندام خود را حرکت دهند، یا صبورانه برای سولمز توضیح می‌دادند که دست و پاهای بی‌حرکت‌شان متعلق به افراد دیگر است.

آن‌ها آگاهانه دروغ نمی‌گفتند. در واقع آن‌ها نسبت به مشکل بی‌توجه هستند. به اعتقاد سولمز، توضیح پزشکی متداول که این نوع آسیب مغزی باعث نقایص توجه می‌شود، توضیح نمی‌دهد که چرا این بیماران چنین توضیحات سوررئالی برای فلج خود پدید می‌آورند.

روان‌کاوی یک منطق واضح‌تر ارائه داد: این بیماران به جای مواجهه با واقعیات، به طور ناآگاه تصمیم می‌گیرند در این فانتزی به سر ببرند که حالشان خوب است. محتوای توهمات بیماران، امیال معمول انسان را آشکار می‌ساخت: شایستگی، سلامت، بودن در خانه.

نویسنده: کت مک‌گوان
ترجمه و انتشار: گروه روانکاوی تداعی


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍73👏3
هسته‌ی اصلی شرم در برخی افراد ناکامی نیست، بلکه غیاب است-غیاب ارتباط‌جویی.

او تجربه‌ی این را نداشته که کسی او را همان‌طور که هست بشناسد و دوست بدارد، وجود او را مهم بداند و با او بودن برایش اهمیت داشته باشد. چیزی که او نیاز دارد حس کند و برای آن سوگواری کند همین غیاب است.

حتی می‌توانیم درخواست‌های خشمگینانه‌ی مراجع را هم جز تلاش‌های سالم او برای داشتن ارتباط خاصی که نیاز دارد در نظر بگیریم. و ما مطمئنا می‌توانیم موضوع را از این زاویه تفسیر کنیم.

شرم درمانی | پاتریشیا دیانگ


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍134👏4
وقتی نوبت به عشق و عاشقی برسد، عیان می‌گردد که فرد میل می‌ورزد، اما هیچ نمی‌داند که به چه/که دارد میل می‌ورزد.


شاید همانطور که پروست می‌خواست به ما باور دهد، آرزوی شناخت یکدیگر بیش از آنکه ابتر باشد، مهلک است، زیرا که؛ آنچه فرد می‌خواهد در مورد دیگری بداند، به صورت ناخودآگاه همان چیزی است که میل ورزیدن ما به آن‌ها را متوقف می‌سازد، در واقع؛ شناخت آ‌ن‌ها به مثابه‌ی درمان کردن مرض میل ورزیدن به آن‌هاست.

پس نشناختن کسی و نگرفتن قضیه می‌شود جز لاینفک برنامه‌ای که برای حفظ و تداوم میل مان داریم. آرزوی شناختن کسی، آرزوی گرفتنِ قضیه، انسان، شعر، لطیفه می‌تواند آرزوی آرام کردن و فرونشاندن هیجانِ پیشین باشد یا حتی آرزوی خلاصی از میل داشتن به آنها.

آدام فیلیپس


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍84👏3
درمانجویان تمام موقعیت‌های ناخواسته و عواطف دردناک را در جریان انتقال تکرار می‌کنند و با نهایت استادی، آن‌ها را به نمایش می‌گذارند. درحالی که هنوز ناتمام است، آن‌ها به دنبال پدید آوردن تعبیر و تفسیر درمان هستند، آن‌ها یک بار دیگر زمینه‌ای را برای احساس حقارتِ خود فراهم می‌کنند تا پزشک مجبور شود با آن‌ها با خشونت تمام صحبت کند و به سردی، آن‌ها را تهدید کند.

آن‌ها موضوعاتی مناسب برای حسادت‌ شان کشف می‌کنند، به‌جای داشتن آرزوی شدید بچه‌دار شدن در دوران کودکی‌شان طرحی یا قول و وعده‌ای از زمان حالی پر شکوه پدید می‌آورند، که علی‌القاعده چندان غیرواقعی جلوه نکند. هیچ‌کدام از این‌ها نمی‌توانسته در گذشته لذت‌ آفرین باشد و شاید بتوان فرض کرد، که اگر آن‌ها به جای گرفتنِ فرم تجربیات تازه، به‌ صورت خاطرات یا رؤیاها ظاهر می‌شدند، امروز کمتر باعث ناخوشایندی می‌شدند.

البته آنها کنشگری غرایز هستند که قصد دارند به رضایت خاطر برسند، اما از این تجربه‌ی قدیمی درسی آموخته نشده که این کنشگری‌ها فقط روی به سوی رویدادهای ناخوشایند ندارند. به رغم آن، آن‌ها زیر فشار نوعی وسواس، تکرار می‌شوند.

فراسوی اصل لذت | زیگموند فروید

کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍51
پدرِ فوق العاده نرم خو و ملاحظه کار موجب شکل گیری سوپر ایگویی بسیار سخت گیر می‌شود، زیرا؛ کودک زیر فشار عشقی که به او ابراز می‌شود راهی برای ابراز پرخاشگری ندارد، جز این که پرخاشگری‌اش را به درون معطوف کند.

نزد کودکان بی‌سرپرست که بی‌ عشق رشد کرده‌اند، بین ایگو و سوپر ایگو کشمکشی به وجود نمی‌آید و کودک می‌تواند همه‌ی پرخاشگری‌ اش را به بیرون اعمال کند. پس اگر از یک عامل نهادین فرضی بگذریم، می‌توان گفت وجدان سختگیر بر اثر تأثیرات متقابل دو عامل به وجود می‌آید؛ یکی چشم‌پوشی از رانه ها که پرخاشگری را از بند رها می‌کند و دیگر تجربه‌ی عشق که تهاجم را به سوی درون و به سوپر ایگو منتقل می‌سازد.

تمدن و ملالت‌های آن | زیگموند فروید


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍186👏4
وقتی وینیکات می‌نویسد که؛ روان‌کاو باید آماده باشد که مادرِ اولین مراحل زندگی و نیز مادر و پدر مراحل بعدی تحول باشد، فکر می‌کنم او مشخصاً به توانایی روان‌کاو برای دریافت ارتباطات بیمار طی هر تحلیل معین اشاره می‌کند.

به بیان دیگر؛ روانکاو باید قادر باشد در بستر انتقال مادرانه و پدرانه کار کند که ذاتاً بخشی از فرایند تحلیلی است. از این رو؛ معتقدم او به جای رفتار کردن در حکم مادر یا پدر، به معنای روانکاوانه‌ی مادر و پدر بودن اشاره می‌کند.‌

جان آبرام

کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
9👍5👏1
بعضی از دختران از عصبانیت یا ناامیدی به مادر خود می‌چسبند و همچنان، در رابطه‌ی مادام‌العمر عشق_نفرت با او، وابسته باقی می‌مانند. تمایلات متناقض به‌طور متناوب در یکدیگر می‌آمیزند و جدا می‌شوند. نتیجه ممکن است این باشد که هر شکلی از وابستگی رد شود یا بالعکس حتی جدایی کوچکی نیز رخ ندهد.

روند تفرد اهمیت حیاتی دارد و می‌تواند هم برای مادر و هم برای دختر بیماری‌زا باشد. این نگاه تکرار می‌شود: اغلب؛ دختر پیش از این، هرگونه گرایش به تفرد یا خودمختاری را، همچون بی‌وفایی و پرخاشگری نسبت به مادر تجربه می‌کند، حتی او نباید در افکارش به مادر حمله کند چه رسد در گفتار یا عمل!

هریک از این‌ها ممکن است به این دلیل اتفاق بیفتد که دختر فرض می‌کند_اغلب فرض درستی است_که مادر روند حرکت دخترش به سمت آزادی را به چشم تهدید خواهد دید یا این روند مادر را عمیقاً ناراحت خواهد کرد که اغلب هم همین اتفاق می‌افتد.


همه‌ی موارد گفته‌شده می‌تواند این را برای زن دشوارتر کند که پرخاشگری‌ مثبتی را که برای تحقق اهداف خود نیاز دارد درک کند.

الکترا در برابر ادیپ| هندریکا سی فروید


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍72
همانندسازی یک زن با مادرش به ما این امکان را می‌دهد که دو لایه را از هم تفکیک کنیم: لایه‌ی پیشاادیپی که بر دلبستگی مهرآمیز دختر به مادر استوار است و او را الگوی خود قرار می‌دهد و دیگری ناشی از عقده‌ی ادیپ است که می‌خواهد از شر مادرش خلاص شود و جایگاهش را نزد پدر غصب کند.

بی‌شک بیان این مسئله موجه به‌نظر می‌رسد که؛ بخش زیادی از هر دو لایه تا سال‌های بعد باقی می‌ماند و هیچ‌کدام از آنها در مسیر رشد به‌درستی برطرف نمی‌شوند.

اما مرحله‌ی دلبستگی مهر آمیز پیشاادیپی در آینده‌ی یک زن تعیین‌کننده است؛ طی آن تمهیداتی برای اکتساب ویژگی‌هایی فراهم می‌شود که بعدها در کارکرد جنسی و اجرای وظایف اجتماعی ارزشمند زن به او کمک می‌کند. زن از طریق همین همانندسازی، جذابیتش را برای مردی کسب می‌کند که دلبستگی ادیپی او به مادرش برانگیزاننده‌ی اشتیاق اوست.

زنانگی | زیگموند فروید


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
3👍3