This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📌انسان پیش از آگاهی، نیاز به مراقبت شدن دارد.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
#دونالد_وینیکات
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤10👍1👏1🕊1
تحلیل گر در نهایت باید بیمار را رها کند و بیمار نیز بتواند رها شود (رها شدن توسط تحلیلگر را تحمل کند).
اما آنچه که باعث میشود بیمار بگوید؛ یکهو من را رها کرد و تنهایم گذاشت، نشان میدهد که تحلیلگر بی موقع و پیش از ظرفیت بیمار برای رها شدن، وی را رها کرده است. منظور از رها کردن، صرفاً خاتمه درمان نیست!
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍10❤4
رشد يعنی؛ كسب ظرفيت پذيرش سرپرستی ديگری و در عين حال توان به چالش كشيدن آن به وقت مقتضی!
توان عشق ورزی به معشوق در خوشی و ناخوشی، توان گذار از عشق رومانتيک، گذرا به عشق زناشويی درازمدت، توان تعادل ميان مجذوب شدن و دل كندن (detachment)، توان دستيابی به پايداری و در عين حال آمادگی برای كاوش در قلمروهای ناشناخته.
حفظ واقع بينی و تسليم نشدن به نوميدی، توانايی كنار امدن با "فقدان" و "از دست دادن" و ظرفيت سوگواری پذيرش محدوديت هاي شخصی و اجتماعی، پذيرش تنهايی، پذيرش ترک فرزندان، پذيرش ترک شغل در دوران بازنشستگی و در اخر ترک خود زندگی؛ پذيرش مرگ...درآمدي نو بر روانكاوی | بيتمن-هولمز
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤7👍4
مادر چه کاری انجام می دهد؟
<unknown>
📌مادر چه کاری انجام میدهد؟!
مروری بر رابطه نوزاد_مادر و کارکردهای مادرانه در روانکاوی
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
مروری بر رابطه نوزاد_مادر و کارکردهای مادرانه در روانکاوی
تسهیلگر: یونس اقتداری
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤4👍3👏1
برانگیختگی جنسی در روانکاو، اغلب به اجبار رفتار بیمار در موقعیت تحلیلی، به روانکاو تحمیل شده است. مثلاً؛ یکی از جنبه های جذابیت جنسی که در حیطهٔ موضوعات ممنوعه قرار می گیرد وجود ابژه زناکار در گذشته بیمار است (کوئن، ۱۹۹۲).
ولز و رای، توصیف کردهاند که چگونه انتقال متقابل شهوانی مادرانه میتواند برای روانکاو به شدت گیج کننده باشد.
روانکاو و بیمار ممکن است به صورت هم زمان، وحشت و آرزوی آمیختگی با یکدیگر را تجربه کنند. ظهور این آرزوی بدوی برای در هم ادغام شدن، ممکن است به طور ویژه برای درمانگران مرد ترسناک باشد! درحالیکه؛ پدیده شهوانی ممکن است مانند حسهای تناسلی سازمان یافته تجربه نشود و در حس های بدنی پراکنده و نامشخص آشکار شود.
دیویس، اظهار میکند که؛ احساسهای بدنی کدگذاری شده و احساسهای مبتنی بر فیزیولوژی، که نقطه مقابل عملیات شناختی کدگذاری کلامی اند، باید همچون بخشی از بررسی نظام مند انتقال متقابل شهوانی بازبینی و پردازش شوند.
گلن گابارد
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤6👍3
📌آنکه او را دوست میدارم، کسی است که محدودم میکند.
مهمترین شکل بازنمایی محبوب من که پس از فقدانش مورد سرمایه گذاری گزاف قرار میگیرد، بازنمایی چیزی است که نمیتوانم و نمیخواهم داشته باشم؛ رضایت مطلق!
محبوب، محدودیتی را بازنمایی میکند که محدودیت من است. بنابراین؛ محبوب نه تنها تصویر مرا فراهم و پایداری مرا تضمین و نارضایتی مرا قابل تحمل میکند، بلکه؛ در برابر مازاد رضایت مطلق غیر قابل تحمل از من میکند. در یک کلام؛ آن فرد خاص، که او را محبوب مینامیم، اما میتواند مورد نفرت، ترس یا میل ورزی نیز باشد، نمایانگر مانع حفاظتی من در برابر ژوئیسانسی است که از نظر من خطرناک است، اگرچه میدانم که قابل دسترسی نیست.
آن فرد خاص، با حضور واقعی، خیالی و نمادینش در بیرون، مترادف سرکوب در درون است. این مانع زنده از من در برابر اشکال افراطی ژوئیسانس حفاظت و تضمین میکند که؛ نارضایتی من قابل تحمل است، اما مرا از رویاورزی درباره ژوئیسانس مطلق باز نمی دارد. به عکس؛ محبوب من به توهمات من بال و پر میدهد و موجب رویاورزی من میشود. بنابراین؛ پی میبریم که چرا با مرگ محبوب دچار درد میشویم.
به همراه او نارضایتی های روزمره و قابل تحمل امیال من نیز ناپدید میشود و من دچار نارضایتی کامل یا مشابه این حالت یعنی؛ رضایت کامل میشوم. مرگ دیگری اساسا معادل حذف یک محدودیت است، بنابراین؛ سوگواری به بازسازی محدودیت جدیدی یاری میرساند.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
مهمترین شکل بازنمایی محبوب من که پس از فقدانش مورد سرمایه گذاری گزاف قرار میگیرد، بازنمایی چیزی است که نمیتوانم و نمیخواهم داشته باشم؛ رضایت مطلق!
محبوب، محدودیتی را بازنمایی میکند که محدودیت من است. بنابراین؛ محبوب نه تنها تصویر مرا فراهم و پایداری مرا تضمین و نارضایتی مرا قابل تحمل میکند، بلکه؛ در برابر مازاد رضایت مطلق غیر قابل تحمل از من میکند. در یک کلام؛ آن فرد خاص، که او را محبوب مینامیم، اما میتواند مورد نفرت، ترس یا میل ورزی نیز باشد، نمایانگر مانع حفاظتی من در برابر ژوئیسانسی است که از نظر من خطرناک است، اگرچه میدانم که قابل دسترسی نیست.
آن فرد خاص، با حضور واقعی، خیالی و نمادینش در بیرون، مترادف سرکوب در درون است. این مانع زنده از من در برابر اشکال افراطی ژوئیسانس حفاظت و تضمین میکند که؛ نارضایتی من قابل تحمل است، اما مرا از رویاورزی درباره ژوئیسانس مطلق باز نمی دارد. به عکس؛ محبوب من به توهمات من بال و پر میدهد و موجب رویاورزی من میشود. بنابراین؛ پی میبریم که چرا با مرگ محبوب دچار درد میشویم.
به همراه او نارضایتی های روزمره و قابل تحمل امیال من نیز ناپدید میشود و من دچار نارضایتی کامل یا مشابه این حالت یعنی؛ رضایت کامل میشوم. مرگ دیگری اساسا معادل حذف یک محدودیت است، بنابراین؛ سوگواری به بازسازی محدودیت جدیدی یاری میرساند.
خوان داوید نازیو
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍7❤2
Audio
💢اینجا با هم در رابطه با جنبهی بیزینسی و تجاری رواندرمانگری صحبت می کنیم.
این مطالب بر اساس رشته توییت و تجربه یکی از عزیزان در توییتر (X) هست.
کاربر @Loc0m0 یا لوکوموتیو
📛به همکاران روانشناس و کسانی که به تازگی قصد دارند در این مسیر گام بردارند شنیدن این قسمت رو پیشنهاد می کنم.
🔺تسهیلگر: سهیل بهزادی
این مطالب بر اساس رشته توییت و تجربه یکی از عزیزان در توییتر (X) هست.
کاربر @Loc0m0 یا لوکوموتیو
📛به همکاران روانشناس و کسانی که به تازگی قصد دارند در این مسیر گام بردارند شنیدن این قسمت رو پیشنهاد می کنم.
🔺تسهیلگر: سهیل بهزادی
@ravangoft
❤3👍3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📌پدر، مگر نمیبینی دارم میسوزم؟!
#اسلاوی_ژیژک
▫️ترجمه: طناز شجری
▫️ویرایش و زیرنویس: حمید مقدم
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
#اسلاوی_ژیژک
▫️ترجمه: طناز شجری
▫️ویرایش و زیرنویس: حمید مقدم
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍1
در فانتزی زن، پربهاترین ابژه، عشق ورزی از جانب محبوب است، نه خود محبوب.
بنابراین؛ اضطراب زنانه، به ویژه ترس از دست دادن عشق و نادیده گرفته شدن است. دقیقاً در مورد زنان است که وضعیت خطرناک فقدان ابژه، بیش از هر چیز موثر به نظر میرسد. عامل اضطراب، دیگر نه مسئله احساس نیاز یا از دست دادن واقعی خود ابژه، بلکه مسئله از دست دادن عشق و محبت ابژه است.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
بنابراین؛ اضطراب زنانه، به ویژه ترس از دست دادن عشق و نادیده گرفته شدن است. دقیقاً در مورد زنان است که وضعیت خطرناک فقدان ابژه، بیش از هر چیز موثر به نظر میرسد. عامل اضطراب، دیگر نه مسئله احساس نیاز یا از دست دادن واقعی خود ابژه، بلکه مسئله از دست دادن عشق و محبت ابژه است.
رنج و عشق | خوان داوید نازیو
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍16❤2
Technical-approaches-to-transference-hate-in-the-qdut8y.pdf
348.3 KB
📄 دیدگاه های تکنیکی به انتقالِ نفرت در بیماران مرزی
نویسنده: گلن گابارد
مترجم: منصوره ولی بیگی
ویراستاران: مانا علوی، عادله عزتی
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
نویسنده: گلن گابارد
مترجم: منصوره ولی بیگی
ویراستاران: مانا علوی، عادله عزتی
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کسی كه قادر به عاشق شدن نيست، در واقع به نوعی بيماری روانی مبتلاست زيرا؛ هنوز نمیتواند نيروگذاری روانی خود را به كسی غير از خودش معطوف كند. عشق نشانه سلامت روان است، يا به تعبير فرويد: برای بيمار نشدن بايد عاشق شويم و اگر بر اثر سرخوردگی عاجز از عاشق شدن باشيم، آنگاه حتما بيمار خواهيم شد.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
کریستوفر لش
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍11❤7🕊2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گاهی اوقات فایده برخی تعبیرها به اندازه فایده سخنرانی مفصل یک فرد بزرگسال، درباره عملکرد نظام هاضمه برای یک نوزاد است (فرو). این اظهار نظر در امتداد این پیشنهاد فروید است که؛ تعبیر کردن معنای ناخودآگاه پیش از آنکه بیمار آماده باشد، همان اندازه بر نشانگان بیماری اثرگذار است، که توزیع فهرست انتخاب غذا در زمان قحطی بر گرسنگی افراد قحطی زده اثر دارد. علاوه بر این، فرو گفته است؛ برای بیرون آوردن خرگوش از کلاه، گوشهای او باید در معرض دید یا حداقل قابل درک باشد.
آندره گرین نیز استعاره خودش درباره زمانبندی ارائه تعبیر را به کار برده است: روانکاو نمیتواند شبیه به خرگوش بدود، در حالی که بیمار شبیه لاکپشت حرکت میکند. اما فرو بر این جنبه از کارش، یعنی؛ اهمیت کار با آنچه به صورت نیمه خودآگاه در دسترس است، تاکید نمیکند. برداشت من(بوش) نیز این است که؛ بسیاری از تعبیرهای فرو از طریق توجه معلق آزاد روانکاو نیز قابل دستیابی است.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
آندره گرین نیز استعاره خودش درباره زمانبندی ارائه تعبیر را به کار برده است: روانکاو نمیتواند شبیه به خرگوش بدود، در حالی که بیمار شبیه لاکپشت حرکت میکند. اما فرو بر این جنبه از کارش، یعنی؛ اهمیت کار با آنچه به صورت نیمه خودآگاه در دسترس است، تاکید نمیکند. برداشت من(بوش) نیز این است که؛ بسیاری از تعبیرهای فرو از طریق توجه معلق آزاد روانکاو نیز قابل دستیابی است.
فرد بوش
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤4👍3
از نظر کلاین؛هم خلاقیتهای هنری و هم تفریحات جسمی و ورزشی، هر دو برای بشر، عرصه ای برای رقابت بین خیر و شر نفرت و عشق است. بنظر میرسد که زنان و مردان عمیقا در تلاش اند که توانایی های خود را برای ابراز نفرت و عشق به تعادل برسانند، موضوع عشق خود را زنده نگاه دارند، و احساسات درونی خود را درباره خوبی و جاودانگی به درستی هدایت کنند.
کلاین، آمیزش جنسی را به عنوان یک صحنه فوق دراماتیک مد نظر قرار داد که در آن هر یک بر دیگری تاثیر میگذارد و اساس و جوهره ذاتی هر کس در این رابطه آشکار میشود. توانایی برانگیختن و به آرامش رساندن طرف مقابل، در واقع مساله ای است که بین دو طرف به رقابت گذاشته میشود، استعدادها و ظرفیت های آنها را به چالش میکشد. برای اینکه به طرف مقابل لذت داده شود، باید عشق شخص از نفرتش بیشتر باشد.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
کلاین، آمیزش جنسی را به عنوان یک صحنه فوق دراماتیک مد نظر قرار داد که در آن هر یک بر دیگری تاثیر میگذارد و اساس و جوهره ذاتی هر کس در این رابطه آشکار میشود. توانایی برانگیختن و به آرامش رساندن طرف مقابل، در واقع مساله ای است که بین دو طرف به رقابت گذاشته میشود، استعدادها و ظرفیت های آنها را به چالش میکشد. برای اینکه به طرف مقابل لذت داده شود، باید عشق شخص از نفرتش بیشتر باشد.
هانا سیگال، 1980
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍7❤5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همدیگر را دوست داشته باشیم، به همدیگر عشق بورزیم، اما نه چسبیده به هم، بگذاریم باد میان ما بوزد!
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
جبران خلیل جبران
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤17🕊5👍3👏1
خانم ت، که یک مادر چهل و پنج ساله است وقتی پنج ساله بود، برادر بزرگتر خود را در یک تصادف اتومبیل از دست داد. والدین او دچار افسردگی شدید و طولانی شدند، به گونه ای که او دیگر اصولاً یتیم به حساب میآمد. او در همین سن کم به مراقب مادر خود تبدیل شد و ظاهراً مستقل و توانا بار آمد. خانم ت هرکاری که در توانش بود انجام میداد تا فرزندانش همیشه از لحاظ فیزیکی نزدیکش باشند.
فرزندان او در خانه تحصیل کردند و او خانه را به محل زندگی اجتماعی بچه ها تبدیل کرد. آنها در دوران نوجوانی، یکی یکی علائم بیماری از خود نشان دادند. وقتی درمانگر دخترش، به خانم ت گفت که بین این حقیقت که مادر سعی میکند تا حد امکان کودکانش جلوی چشمش باشند تا بتواند از آنها محافظت کند و فقدان های کودکی خود با مادرش رابطه ای وجود دارد خانم ت دچار فروپاشی درونی شد. خانم ت به خانه رفت و سه روز در تختخواب ماند و بعد از آن از تماس با آن درمانگر اجتناب کرد.
این توصیف بالینی بر ضرورت این امر تأکید میکند که؛ اگر در بیمار با دفاع هایی روبه رو شدیم که هدف آنها محافظت از یک ساختارِ خود (self) ضعیف یا بازمانده از تحول ناشی از آسیب روانی اولیه است، باید از تحلیل شتاب زده این دفاع ها خودداری کنیم(استولورو و لاکمن، 1980).
سلمان اختر تعریف بسیار جالب توجهی از درد ذهنی ارائه میدهد؛ درد ذهنی یا در پی فقدان یک ابژه مهم ایجاد میشود یا بر اثر امتناع ناگهانی آن ابژه از رفع نیازهای اتکایی به وجود می آید.
درد ذهنی عبارت است از؛ حس غیر قابل بیانی از خود گسیختگی حسرت و درماندگی روانی که مبهم بوده و شرح آن برای دیگران دشوار است. حسی که به آسیب شدید و از هم پاشیدگی هسته ای از خود (self)، یعنی؛ هسته ناخوداگاه و درهم_آمیخته خود ابژه منجر میشود.
سلمان اختر
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍10❤4
روانکاو باید آماده باشد که مادرِ اولین مراحل زندگی و نیز مادر و پدر مراحل بعدی تحول باشد.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
دونالد وینیکات
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍13❤7
اقدام به خودکشی معمولاً به منظور پیشدستی کردن بر احتمال رها شدن است؛ اینها آخرین تلاشها برای دوباره پایهگذاری روابط هستند.
احتمالاً تجربهی کودک این طور بوده که تنها عملی خطیر میتواند رفتار والدین را تغییر دهد، همانطور والدینشان برای تأثیرگذاری بر آنها از اجبارهای مشابه استفاده میکردند.
نویسنده: پیتر فوناکی
ترجمه و انتشار: گروه روانکاوی تداعی
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
احتمالاً تجربهی کودک این طور بوده که تنها عملی خطیر میتواند رفتار والدین را تغییر دهد، همانطور والدینشان برای تأثیرگذاری بر آنها از اجبارهای مشابه استفاده میکردند.
نویسنده: پیتر فوناکی
ترجمه و انتشار: گروه روانکاوی تداعی
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍12❤2👏2
ابرستوری در مقاله خود با عنوان «مرحلهٔ تناسلی اولیه» توضیح میدهد که بیرون زدن دندانها در مرحلهٔ سادیستیک دهانی، به بروز فانتزی تخریبگری در این مرحله دامن میزند. این فانتزی موجب میشود نوزاد رابطه دهانی با پستان را کنار بگذارد و نیاز به برقراری مجدد رابطه از طریق بخش دیگری از بدن در او برانگیخته شود.
در این دوره از زندگی، کشف واژن در دخترها و نیاز به دخول در پسرها، مرحله تناسلی اولیه را شکل میدهد. اتحاد آلت واژن جایگزین اتحاد دهان پستان می شود.
ابرستوری نوشت؛ به محض اینکه کودک شروع به راه رفتن، حرف زدن، از شیر گرفته شدن و تجربه زندگی تناسلی اولیه میکند تغییر بنیادینی در ادراک او از جهان رخ میدهد. ارتباط با مادر تغییر میکند، کودک از مادر جدا میشود و به این فکر میافتد که آیا هنگام دندان درآوردن باعث ویرانی مادر شده است یا نه؟! این مرحلهٔ حل وفصل اضطراب افسرده وار است.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
در این دوره از زندگی، کشف واژن در دخترها و نیاز به دخول در پسرها، مرحله تناسلی اولیه را شکل میدهد. اتحاد آلت واژن جایگزین اتحاد دهان پستان می شود.
ابرستوری نوشت؛ به محض اینکه کودک شروع به راه رفتن، حرف زدن، از شیر گرفته شدن و تجربه زندگی تناسلی اولیه میکند تغییر بنیادینی در ادراک او از جهان رخ میدهد. ارتباط با مادر تغییر میکند، کودک از مادر جدا میشود و به این فکر میافتد که آیا هنگام دندان درآوردن باعث ویرانی مادر شده است یا نه؟! این مرحلهٔ حل وفصل اضطراب افسرده وار است.
بئاتریس مارکمن روبینز
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍4❤3👎2🤔1
بهترین کار پدر برای فرزند، دادن عشق به مادر است.
#لکان
محافظت از رابطه نوزاد_مادر، وظیفه یک پدر به اندازه کافی خوب است. پدری که نه تنها میتواند برای نوزاد جانشین مادر باشد، بلکه مادرِ مادر نیز میتواند باشد.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤16👍10
فربرن، همچون کلاین، بر آن بود که ایگوی نوزاد از بدو تولد کامل است و میتواند با موضوع های کامل بیرونی رابطه برقرار کند.
اگر هماهنگی میان مادر و نوزاد آسیب ببیند، نوزاد جدایی تحمل ناپذیری را احساس میکند و از طریق دوپاره سازیِ وجوهی از ایگو که تصور میکند برای مادر ناپذیرفتنی است، از خود دفاع میکند. این بخشهای دوپاره ایگو، رابطه ثابتی با وجه نامطلوب موضوع برقرار میکنند. این رابطه پاره موضوعی (رابطه ایگوی دوپاره با موضوعِ طرد کننده یا به لحاظ عاطفی غایب) واپس رانده میشود تا نوزاد بر احساسات همایند آن مسلط شود و آن موضوع را به موضوعی مطلوب بدل کند.
وقتی عواطف گوناگون ملازم با رابطه موضوعی نامطلوب، سبب شکاف در رابطه موضوعی میشود، ایگو و موضوعِ ناکام کننده نیز لاجرم چند پاره میشوند. مثلاً؛ ویژگیهای حسرت برانگیز و طرد کننده رابطه در دنیای درونی نوزاد از یکدیگر جدا نگه داشته میشوند.
وجه مهمی از ایگو (ایگوی مرکزی)، رابطه با ویژگیهای پذیرنده و پذیرفته موضوع (مادر نسبتاً خوب در مقابل مادر آرمانی شده) را حفظ میکند. ایگوی مرکزی تا حدی همان ایگوی هشیار است، اما همچنین شامل؛ وجوه ناهشیار پویا است، مثل؛ واکنش دفاعی برای ناآگاهی از وجوه نامطلوب رابطه با موضوع.
هر چند فربرن در چارچوب روانکاوی فرویدی کار میکرد، میکوشید تا از ظن خود نقایص نظریه های فرویدی و کلاینی را تصحیح کند. فربرن میپنداشت؛ اید در نظر فروید، نوعی انرژی بدون ساختار است و ایگو ساختاری بدون انرژی؛ «اید، مشتمل است بر نیروگذاری های غریزی که در پی تخلیه اند_و از دید ما این همه ی محتوای اید است» و ایگو نیز سازمانی است با کارکردهای مختلف که خود فاقد منبع انرژی است.
فربرن، مفهومِ «ساختارهای پویا» را جانشین دوگانه فرویدی ایگو و اید یا ساختار و انرژی کرد. این ساختارهای پویا وجوه ذهن اند و عامل هایی مستقل و توانا و البته نظام های انگیزشی خاص خود را نیز دارند. به تعبیر روان شناختی، فربرن میگوید که این وجوه ،شخصیتی مطابق نظام معنابخشی مختص خود، ظرفیت اندیشیدن و آرزو کردن دارند. بنا بر این نظریه پاره های ایگو بخشی از شخصیت در خلال رشد و تحول در فرایندی دفاعی از هم جدا میشوند و به هیأت موجوداتی در میآیند که با موضوع های درونی و دیگر زیر بخشهای ایگو رابطه میگیرند.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
اگر هماهنگی میان مادر و نوزاد آسیب ببیند، نوزاد جدایی تحمل ناپذیری را احساس میکند و از طریق دوپاره سازیِ وجوهی از ایگو که تصور میکند برای مادر ناپذیرفتنی است، از خود دفاع میکند. این بخشهای دوپاره ایگو، رابطه ثابتی با وجه نامطلوب موضوع برقرار میکنند. این رابطه پاره موضوعی (رابطه ایگوی دوپاره با موضوعِ طرد کننده یا به لحاظ عاطفی غایب) واپس رانده میشود تا نوزاد بر احساسات همایند آن مسلط شود و آن موضوع را به موضوعی مطلوب بدل کند.
وقتی عواطف گوناگون ملازم با رابطه موضوعی نامطلوب، سبب شکاف در رابطه موضوعی میشود، ایگو و موضوعِ ناکام کننده نیز لاجرم چند پاره میشوند. مثلاً؛ ویژگیهای حسرت برانگیز و طرد کننده رابطه در دنیای درونی نوزاد از یکدیگر جدا نگه داشته میشوند.
وجه مهمی از ایگو (ایگوی مرکزی)، رابطه با ویژگیهای پذیرنده و پذیرفته موضوع (مادر نسبتاً خوب در مقابل مادر آرمانی شده) را حفظ میکند. ایگوی مرکزی تا حدی همان ایگوی هشیار است، اما همچنین شامل؛ وجوه ناهشیار پویا است، مثل؛ واکنش دفاعی برای ناآگاهی از وجوه نامطلوب رابطه با موضوع.
هر چند فربرن در چارچوب روانکاوی فرویدی کار میکرد، میکوشید تا از ظن خود نقایص نظریه های فرویدی و کلاینی را تصحیح کند. فربرن میپنداشت؛ اید در نظر فروید، نوعی انرژی بدون ساختار است و ایگو ساختاری بدون انرژی؛ «اید، مشتمل است بر نیروگذاری های غریزی که در پی تخلیه اند_و از دید ما این همه ی محتوای اید است» و ایگو نیز سازمانی است با کارکردهای مختلف که خود فاقد منبع انرژی است.
فربرن، مفهومِ «ساختارهای پویا» را جانشین دوگانه فرویدی ایگو و اید یا ساختار و انرژی کرد. این ساختارهای پویا وجوه ذهن اند و عامل هایی مستقل و توانا و البته نظام های انگیزشی خاص خود را نیز دارند. به تعبیر روان شناختی، فربرن میگوید که این وجوه ،شخصیتی مطابق نظام معنابخشی مختص خود، ظرفیت اندیشیدن و آرزو کردن دارند. بنا بر این نظریه پاره های ایگو بخشی از شخصیت در خلال رشد و تحول در فرایندی دفاعی از هم جدا میشوند و به هیأت موجوداتی در میآیند که با موضوع های درونی و دیگر زیر بخشهای ایگو رابطه میگیرند.
ماتریس ذهن | تامس آگدن
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍3❤2