[گروه روانتحلیلی بینش]
نوزادان از همان ابتدای زندگیشان باهم متفاوت اند. و این به دلیل؛ تفاوت در قابلیت های آنهاست؛ هر کودک با قابلیتهای فیزیولوژیک منحصر به فردی متولد میشود، قابلیتهایی که در محدوده مشخصی از محدودیتهای سرشتی، امکان تحول بعدی را فراهم میکند. همچنین؛ این وضعیتِ…
ویژگی های این هسته بنیادین همواره پایدار میمانند و از لحاظ بالینی به صورت یک لایه اولیه قابل تشخیص خواهند بود، گرچه؛ فرایند جدایی تفرد و تحول روانی جنسی، به شیوه های مختلفی با هسته بنیادین در هم می آمیزند و بر آن نقوش ساختاری و زمینهای خاصی را به جا میگذارند.
این هسته بنیادین، تا حدودی تفاوتهای ظریف فردی در شخصیت افراد با سلامت بیشتر و یا نشانه شناسی بیماران مان را تعیین میکند. حال ما میتوانیم این تفاوتهای ظریف پنهان در آسیب شناسی را در تصویر بالینی بیماران مان با تنوع بسیار ببینیم. بررسی این هسته بنیادین یا لایه اولیه در هنگام ارزیابی بیماران مان، میتواند به تبیین این تحول در هم آمیخته و روشن سازی برخی از جنبه های تشخیصی مبهم آن کمک کند، درست همان طور که؛ درک و کمک به والدین برای شناخت این هسته بنیادین، میتواند آنها را در برابر تعامل های بالقوه مخرب با فرزند نشان ایمن سازد.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
این هسته بنیادین، تا حدودی تفاوتهای ظریف فردی در شخصیت افراد با سلامت بیشتر و یا نشانه شناسی بیماران مان را تعیین میکند. حال ما میتوانیم این تفاوتهای ظریف پنهان در آسیب شناسی را در تصویر بالینی بیماران مان با تنوع بسیار ببینیم. بررسی این هسته بنیادین یا لایه اولیه در هنگام ارزیابی بیماران مان، میتواند به تبیین این تحول در هم آمیخته و روشن سازی برخی از جنبه های تشخیصی مبهم آن کمک کند، درست همان طور که؛ درک و کمک به والدین برای شناخت این هسته بنیادین، میتواند آنها را در برابر تعامل های بالقوه مخرب با فرزند نشان ایمن سازد.
The Basic Core | Will, 1970
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👏3👍2❤1
ملانی کلاین گمان میکرد؛ آزار دهنده ترین و وحشتناک ترین صحنه برای کودک، زمانی است که؛ حس کند مادر و پدر به دلیل دشمنی با او به هم آمیخته اند؛ چیزی که کلاین آن را «ابژه بد_آمیخته» تعریف کرده است.
این احساس، زمانی رخ میدهد که کودک احساس کند از اتاق خواب پدر و مادر و یا رابطهٔ خصوصی و صمیمی آنها رانده شده است. اگر مادر غایب باشد، کودک خیال میکند که او کنار پدر یا بقیه بچه هاست. این بخشی از وضعیت معروف ادیپی است.
کودک در این دنیای فانتزی درونی، به پدر و مادر حمله میکند و از آنها ابژه های درونی «بد» میسازد، که میتوانند از درون به او آسیب بزنند، یا ممکن است کودک احساس کند که والدینش، ابژه های بدی در جهان خارج هستند که میتوانند انسجام زندگی او را تهدید کرده به خطر بیاندازند.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
این احساس، زمانی رخ میدهد که کودک احساس کند از اتاق خواب پدر و مادر و یا رابطهٔ خصوصی و صمیمی آنها رانده شده است. اگر مادر غایب باشد، کودک خیال میکند که او کنار پدر یا بقیه بچه هاست. این بخشی از وضعیت معروف ادیپی است.
کودک در این دنیای فانتزی درونی، به پدر و مادر حمله میکند و از آنها ابژه های درونی «بد» میسازد، که میتوانند از درون به او آسیب بزنند، یا ممکن است کودک احساس کند که والدینش، ابژه های بدی در جهان خارج هستند که میتوانند انسجام زندگی او را تهدید کرده به خطر بیاندازند.
اضطراب| ریکی امانوئل
بازنشر از پیج اینستاگرام:
instagram.com/freudpsychoanalysis
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍5❤4
مادر برای نوزاد همه چیز است، اما نوزاد برای مادر همه چیز نیست!
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
بالینت
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍15💔5❤4
عشق، با اینکه شرط اساسی سرشت بشر است، همچنان مقدمه انکار ناپذیر رنج ما باقی میماند!
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
ما به ابژه عشق خود به خطرناک ترین شکل ممكن وابسته ایم؛ اگر ابژه عشق را به خاطر بی وفایی یا مرگ از دست بدهیم خود را در معرض درد بیکرانی قرار میدهیم.#زیگموند_فروید
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤7👍6
شورش علیه تقدیر و انکار فقدان، گاهی چنان سرسختانه است که فرد سوگوار سر به جنون میزند. انکار جنبه گریز ناپذیر فقدان یا چیزی شبیه آن، یعنی؛ قبول جنبه بیچون و چرای غیبت در واقعیت، به جنون پهلو میزند، اما درد را تسکین میدهد. پس از فروکش این لحظات طغیان، درد به شدت سابق بازمیگردد.
فرد سوگوار در مواجهه با مرگ ناگهانی محبوب، غالباً به دنبال چیزها و مکانهای مرتبط با فرد از دست رفته است و گاهی بدون دلیل تصور میکند که میتواند آنها را به زندگی بازگرداند و دوباره پیدایشان کند.
بیماری را به یاد می آورم که صدای گامهای شوهر مرده اش را هنگام بالا رفتن از پله ها می شنید. یا حتی مادری که پسر تازه مرده اش را به وضوح نشسته پشت میزش میدید. فرد سوگوار، با این توهمات، بازگشت متوفی را با قطعیت تزلزل ناپذیری تجربه میکند و اندوه خود را با اعتقاد هذیان آلودی دگرگون میسازد.
ما میفهمیم که برتری عشق بر دانش به خلق این واقعیت تازه (واقعیت وهم آلود) می انجامد که متوفی به شکل شبح باز می گردد.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
فرد سوگوار در مواجهه با مرگ ناگهانی محبوب، غالباً به دنبال چیزها و مکانهای مرتبط با فرد از دست رفته است و گاهی بدون دلیل تصور میکند که میتواند آنها را به زندگی بازگرداند و دوباره پیدایشان کند.
بیماری را به یاد می آورم که صدای گامهای شوهر مرده اش را هنگام بالا رفتن از پله ها می شنید. یا حتی مادری که پسر تازه مرده اش را به وضوح نشسته پشت میزش میدید. فرد سوگوار، با این توهمات، بازگشت متوفی را با قطعیت تزلزل ناپذیری تجربه میکند و اندوه خود را با اعتقاد هذیان آلودی دگرگون میسازد.
ما میفهمیم که برتری عشق بر دانش به خلق این واقعیت تازه (واقعیت وهم آلود) می انجامد که متوفی به شکل شبح باز می گردد.
رنج و عشق| خوان داوید نازیو
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍8❤3😁1
آمار کانال [گروه روانتحلیلی بینش] طی سال 2024 میلادی
تعداد اعضا فعلی:7,384| بازدید: 1,109,466
مرسی از حضور و همراهی تون💚
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
تعداد اعضا فعلی:7,384| بازدید: 1,109,466
مرسی از حضور و همراهی تون💚
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤9
در یک بلایند دیت، ما وارد صحنهای نمایشی میشویم که بازیگر آن نیستیم، بلکه نقشی از پیش نوشتهشده را ایفا میکنیم. فرد مقابل به بوم سفید خیالات ما تبدیل میشود؛ ما، این بوم را رنگآمیزی میکنیم و فانتزیای میسازیم که بیشتر بازتاب میل و کمبود خودمان است تا واقعیت دیگری.در واقع هر بلایندد دیت با یک خیال آغاز میشود.
ما از جزئیات محدود و سطحی مانند ظاهر، تیپ، استایل، یا حتی طرز گفتار طرف مقابل، یک "دیگری خیالی" خلق میکنیم. که کاملاً در خدمت میل ما است. . این فانتزی بهطرز عجیبی آرامشبخش است، زیرا اجازه میدهد ناشناختگی دیگری به شکلی قابل تحمل درآید. و میل ما را تقویت می کند.
اما همین فانتزی بهزودی با واقعیت مواجه میشود. لحظه دیدار، لحظهای است که فانتزی فرو میپاشد. "دیگری واقعی" در برابر ما ظاهر میشود؛ نه آن دیگریای که آرزویش را داشتیم، بلکه دیگری واقعی با تمام نقصها، تفاوتها،و غیرقابل پیشبینی بودنش، وارد صحنه میشود و خیالات ما را متلاشی میکند. واقعیت این است که دیگری نمیتواند کاملاً با فانتزی ما منطبق شود؛ نه به این دلیل که دیگری ناقص است، بلکه به این دلیل که میل انسانی از اساس به چیزی دستنیافتنی گره خورده است. و این لحظه، همان لحظه حقیقت است، جایی که میل ما با حقیقت امر واقع (the Real) روبرو میشود در اینگونه دیت ها، تصمیمگیری درباره ادامه ارتباط به سرعت انجام میشود. اگر طرف مقابل مطابق با معیارهایی که ما در ذهن داریم نباشد، سریعا "کنسل" میشود.
اما چرا این چرخه همچنان ادامه دارد؟ چرا پس از هر ناکامی، باز هم به بلایند دیت یا تجربههای مشابه روی میآوریم؟ ژیژک پاسخ را در منطق سرمایهداری مییابد. ایدئولوژی سرمایهداری مدرن، روابط انسانی را به یک چرخه مصرفی تبدیل کرده است، جایی که وعده عشق کامل و دیگری ایدهآل، به کالایی برای فروش تبدیل میشود.
اپلیکیشنهای دوستیابی و الگوریتمهای آنها، خیال یک ارتباط بینقص و دیگری ایدئال را به ما میفروشند، جایی که افراد همانند کالاهایی در یک ویترین ارائه میشوند اما مصرف بی پایان پروفایل ها ،موارد ترند شده،دیت هاو..منجر به بازتولید فانتزی های بیشتر می شود و نتیجه نهایی همواره یک ناکامی است که ما را وادار میکند دوباره وارد بازی شویم.
این ناکامی، اگرچه دردناک به نظر میرسد، در واقع بخشی از ماهیت میل است. ما در نهایت نه به دیگری، بلکه به شکاف میان خود و دیگری میل داریم. ما نمیخواهیم دیگری را بهطور کامل بشناسیم، زیرا این شناخت، فانتزی را نابود میکند. در حقیقت، آنچه ما واقعاً به آن میل داریم، ناشناختگیِ دیگری است؛ و همین ما را در جستجوی آن چیزی که هرگز بهدست نمیآید، اسیر میکند. در بلایندد دیت، این شکاف نهتنها در دیگری، بلکه در خود ما نیز آشکار میشود. ما تلاش میکنیم تا به نسخهای خیالی از خود تبدیل شویم که دیگری ممکن است آن را دوست داشته باشد.
در نهایت، بلایند دیت و دیتهای ناشناس به ما یادآوری میکنند که ما در جستجوی "دیگری" هستیم، اما در این جستجو، آنچه که بیشتر از همه کشف میکنیم، خودمان است؛ خودی که همیشه در سایه فانتزیها و تصورات ذهنیمان قرار دارد. این فرایند آشنایی و شناسایی، هر چند که ممکن است در ابتدا جذاب و دلپذیر به نظر برسد، در نهایت به کشف این حقیقت میانجامد که آنچه میخواهیم و آنچه که هست، همیشه فاصلهای عمیق دارد.
✍ فاطمه رضوانی
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
ما از جزئیات محدود و سطحی مانند ظاهر، تیپ، استایل، یا حتی طرز گفتار طرف مقابل، یک "دیگری خیالی" خلق میکنیم. که کاملاً در خدمت میل ما است. . این فانتزی بهطرز عجیبی آرامشبخش است، زیرا اجازه میدهد ناشناختگی دیگری به شکلی قابل تحمل درآید. و میل ما را تقویت می کند.
اما همین فانتزی بهزودی با واقعیت مواجه میشود. لحظه دیدار، لحظهای است که فانتزی فرو میپاشد. "دیگری واقعی" در برابر ما ظاهر میشود؛ نه آن دیگریای که آرزویش را داشتیم، بلکه دیگری واقعی با تمام نقصها، تفاوتها،و غیرقابل پیشبینی بودنش، وارد صحنه میشود و خیالات ما را متلاشی میکند. واقعیت این است که دیگری نمیتواند کاملاً با فانتزی ما منطبق شود؛ نه به این دلیل که دیگری ناقص است، بلکه به این دلیل که میل انسانی از اساس به چیزی دستنیافتنی گره خورده است. و این لحظه، همان لحظه حقیقت است، جایی که میل ما با حقیقت امر واقع (the Real) روبرو میشود در اینگونه دیت ها، تصمیمگیری درباره ادامه ارتباط به سرعت انجام میشود. اگر طرف مقابل مطابق با معیارهایی که ما در ذهن داریم نباشد، سریعا "کنسل" میشود.
اما چرا این چرخه همچنان ادامه دارد؟ چرا پس از هر ناکامی، باز هم به بلایند دیت یا تجربههای مشابه روی میآوریم؟ ژیژک پاسخ را در منطق سرمایهداری مییابد. ایدئولوژی سرمایهداری مدرن، روابط انسانی را به یک چرخه مصرفی تبدیل کرده است، جایی که وعده عشق کامل و دیگری ایدهآل، به کالایی برای فروش تبدیل میشود.
اپلیکیشنهای دوستیابی و الگوریتمهای آنها، خیال یک ارتباط بینقص و دیگری ایدئال را به ما میفروشند، جایی که افراد همانند کالاهایی در یک ویترین ارائه میشوند اما مصرف بی پایان پروفایل ها ،موارد ترند شده،دیت هاو..منجر به بازتولید فانتزی های بیشتر می شود و نتیجه نهایی همواره یک ناکامی است که ما را وادار میکند دوباره وارد بازی شویم.
این ناکامی، اگرچه دردناک به نظر میرسد، در واقع بخشی از ماهیت میل است. ما در نهایت نه به دیگری، بلکه به شکاف میان خود و دیگری میل داریم. ما نمیخواهیم دیگری را بهطور کامل بشناسیم، زیرا این شناخت، فانتزی را نابود میکند. در حقیقت، آنچه ما واقعاً به آن میل داریم، ناشناختگیِ دیگری است؛ و همین ما را در جستجوی آن چیزی که هرگز بهدست نمیآید، اسیر میکند. در بلایندد دیت، این شکاف نهتنها در دیگری، بلکه در خود ما نیز آشکار میشود. ما تلاش میکنیم تا به نسخهای خیالی از خود تبدیل شویم که دیگری ممکن است آن را دوست داشته باشد.
در نهایت، بلایند دیت و دیتهای ناشناس به ما یادآوری میکنند که ما در جستجوی "دیگری" هستیم، اما در این جستجو، آنچه که بیشتر از همه کشف میکنیم، خودمان است؛ خودی که همیشه در سایه فانتزیها و تصورات ذهنیمان قرار دارد. این فرایند آشنایی و شناسایی، هر چند که ممکن است در ابتدا جذاب و دلپذیر به نظر برسد، در نهایت به کشف این حقیقت میانجامد که آنچه میخواهیم و آنچه که هست، همیشه فاصلهای عمیق دارد.
✍ فاطمه رضوانی
◽️ بازنشر از کانال تلگرام:
🆔 @tahlilravann
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍10👏6❤3👎1
اگر کسی مجبورم کند که بگویم چرا او را دوست میدارم؟ احساس میکنم تنها این جواب را توانم بدهم که؛ زیرا این اوست و زیرا این منم.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
مونتنی
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍6❤4🥰4
در رابطهٔ مادر_نوزاد پیش از آنکه کودک از مادرش متنفر شود، مادر از او بیزار میشود.
در ابتدا فقط عشق بدوی وجود دارد و این تقاضای بیرحمانه میتواند کینه مادر را برانگیخته کند، البته نفرت مادر به سمت خودش بازمیگردد، نه به سمت نوزاد. وينيكات این فرایند را سرچشمه مازوخیسم زنانه میدانست.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
در ابتدا فقط عشق بدوی وجود دارد و این تقاضای بیرحمانه میتواند کینه مادر را برانگیخته کند، البته نفرت مادر به سمت خودش بازمیگردد، نه به سمت نوزاد. وينيكات این فرایند را سرچشمه مازوخیسم زنانه میدانست.
دونالد وینیکات
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤9👍6
کریستوفر بولاس، میگوید؛ برای یافتن بیمار، باید او را در درون خودمان جستجو کنیم. این فرایند ناگزیر به این واقعیت اشاره دارد که دو بیمار در جلسه حضور دارند و درنتیجه دو منبع مکمل برای تداعی آزاد وجود خواهد داشت.
آگدن، درک ما را از مفهوم بین سوژه ای بیشتر کرده است. او میگوید که روانکاوی معاصر از چارچوب اثبات گرایی، جایی که روانکاو و آنالیزان را همچون سوژه های مجزا در نظر میگیرد، فراتر رفته است. از دیدگاه آگدن؛ هستهٔ فرایند تحلیلی، حرکت دیالکتیک سوژه ای و بین سوژه ای است.
همان طور که وینیکات اشاره داشت که نوزاد را نمیتوان جدا از محیط مادرانه مفهوم سازی کرد؛ آگدن نیز در مورد تحلیل به نکته مشابهی اشاره میکند؛ چیزی به نام آنالیزان جدا از رابطه با روانکاو، و روانکاو جدا از رابطه با آنالیزان وجود ندارد.
از دیدگاه آگدن؛ همانندسازی فرافکنی در جهت خلق سوژه بین فردی نامتمرکز عمل میکند، که او این پدیده را بعد سوم تحلیلی (ضلع سوم روانکاوی) نامیده است و تحلیل در فضای تعبیری میان آنالیزان و روانکاو شکل میگیرد.
عشق و نفرت در قاب تحلیل|گلن گابارد
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤6👍4
وینیکات مینویسد؛ برای آنکه یک کودک خشونت را به وجود آورد تا بتواند عمیقترین قسمت طبیعت خود را کشف کند، باید دیگری را نادیده گرفت و حتی گاه از او متنفر بود، بی آنکه خطر این وجود داشته باشد که رابطه به طور کامل از هم بپاشد.
به همین دلیل است که او نوجوانان دشوار را زمانی که بر سر والدین خود فریاد میزنند، یا دزدیدن مقداری پول از کیف پول آنها را امتحان میکنند، تحسین میکند. مستنداتی وجود دارد که نشان میدهد؛ کودکانی که همواره دوست داشته شده اند نیز جرات کرده اند که دنیای بزرگسالی را تجربه کنند.
یک کودک نرمال، اگر به پدر و مادر خود اعتماد داشته باشد تمامی خطوط توقف را رد میکند و در طول زمان قدرت اش را برای در هم گسیختن، نابود کردن ترساندن، فرسودن، تلف کردن، فریفتن و مال خود کردن میآزماید.
تمام چیزهایی که مردم را به دادگاه میکشاند یا موجب پناهندگی آنها میگردد معادلی طبیعی در کودکی دارد و اگر والدین تمام تلاشهایی که کودک میکند تا دنیای آنها را از بین ببرد تاب بیاورند اوضاع رو به راه خواهد شد.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
به همین دلیل است که او نوجوانان دشوار را زمانی که بر سر والدین خود فریاد میزنند، یا دزدیدن مقداری پول از کیف پول آنها را امتحان میکنند، تحسین میکند. مستنداتی وجود دارد که نشان میدهد؛ کودکانی که همواره دوست داشته شده اند نیز جرات کرده اند که دنیای بزرگسالی را تجربه کنند.
یک کودک نرمال، اگر به پدر و مادر خود اعتماد داشته باشد تمامی خطوط توقف را رد میکند و در طول زمان قدرت اش را برای در هم گسیختن، نابود کردن ترساندن، فرسودن، تلف کردن، فریفتن و مال خود کردن میآزماید.
تمام چیزهایی که مردم را به دادگاه میکشاند یا موجب پناهندگی آنها میگردد معادلی طبیعی در کودکی دارد و اگر والدین تمام تلاشهایی که کودک میکند تا دنیای آنها را از بین ببرد تاب بیاورند اوضاع رو به راه خواهد شد.
نفرت در انتقال متقابل| دونالد وینیکات
◽️ بازنشر از کانال تلگرام:
🆔 @tahlilravann
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤9
جبر جغرافیا، آنقدر جبار است که خود میتواند خط بطلانی بر تلاش برای ساخت هویت و تاریخِ فردی، در جهت میل درونی باشد. و شاید این از ضعف و شاید از قوت انسان است که؛ انسان، خود را نوید به روئیدن قلبی سبز در امتدادِ زندگی ای که از پیش و بالاجبار خاوری بزرگ از میانه اش گذشته میدهد.
اما؛ انسان به سانِ رودی ست که دست و پا در آورده و مُدام میدود، و گاهاً هرآنچه در پیش است، جبرگونه خراب میکند. اما اگر دویدن و دواندنِ نفس، به آرام رفتن تبدیل شود، قراری که مولانا میگفت نیز میتواند کشف و تجربه شود؛ طلبیدنِ قرار (ثبات، آرامش) خود دلیل به بیقراری ست و قرار (آرامش) در پذیرش بیقراری(عدم ثبات، ابهام و پیش بینی ناپذیری) زندگی ست.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
اما؛ انسان به سانِ رودی ست که دست و پا در آورده و مُدام میدود، و گاهاً هرآنچه در پیش است، جبرگونه خراب میکند. اما اگر دویدن و دواندنِ نفس، به آرام رفتن تبدیل شود، قراری که مولانا میگفت نیز میتواند کشف و تجربه شود؛ طلبیدنِ قرار (ثبات، آرامش) خود دلیل به بیقراری ست و قرار (آرامش) در پذیرش بیقراری(عدم ثبات، ابهام و پیش بینی ناپذیری) زندگی ست.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤7👍4🕊2👏1
بر اساس تحقیقات لوین، رؤیاهای آشکار، مانند فیلمی رنگی هستند که بر روی صفحه ای سفید نمایش داده میشود و این صفحه نمادی است از پستان و آن رؤیاهای سفید نیز نشان دهندهٔ نسخه والایش شده ای از رابطهٔ اولیه بین کودک و پستان هستند.
اگر رابطهٔ پستان_مادر از سوی کودک، رابطه ای غیر قابل اعتماد یا ناهماهنگ در رابطهٔ مادر با فرزندش تجربه شود، این مسئله ممکن است توانایی رؤیا دیدن را به طور کل مختل سازد. بنابراین؛ اغلب شاهد غیبت تخلیه عادی_که تعارض ناخودآگاه غنی از هیجان، از راه رؤیاها و فانتزی به دنبال انجام دادن آن است، خواهیم بود.
خود من شخصاً در تعدادی از بیمارانی که از بیخوابی رنج می بردند شاهد نمونه های مشابهی از بازنمایی های آزاردهنده بودم. اغلب این گونه بود که؛ انگار بیماران یادشده، رفتاری مانند کودکان عاقلی را در پیش میگیرند که فرنزی توصیف کرده است. به این معنا که؛ کودکان مزبور بایستی والدینِ خودهای نوزادشان می بودند. این افراد که ناتوان از زندگی کردن مجدد آن پیوستگی ابتدایی با درون فکنی مادر حمایت کننده بودند، مجبورند بیدار بمانند تا آسیبی تهدیدشان نکند.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
اگر این فرضیات صحت داشته باشد، آنگاه میتوان ظرفیت برخی بیماران را که رابطه پر اشکالی بین خود و مادرشان در دوران کودکی داشته و علیرغم این مسئله بسیار راحت به خواب رفته و به حالت صفحه خالی بازگشت میکنند را به پرسش کشید.اگر رابطهٔ پستان_مادر از سوی کودک، رابطه ای غیر قابل اعتماد یا ناهماهنگ در رابطهٔ مادر با فرزندش تجربه شود، این مسئله ممکن است توانایی رؤیا دیدن را به طور کل مختل سازد. بنابراین؛ اغلب شاهد غیبت تخلیه عادی_که تعارض ناخودآگاه غنی از هیجان، از راه رؤیاها و فانتزی به دنبال انجام دادن آن است، خواهیم بود.
خود من شخصاً در تعدادی از بیمارانی که از بیخوابی رنج می بردند شاهد نمونه های مشابهی از بازنمایی های آزاردهنده بودم. اغلب این گونه بود که؛ انگار بیماران یادشده، رفتاری مانند کودکان عاقلی را در پیش میگیرند که فرنزی توصیف کرده است. به این معنا که؛ کودکان مزبور بایستی والدینِ خودهای نوزادشان می بودند. این افراد که ناتوان از زندگی کردن مجدد آن پیوستگی ابتدایی با درون فکنی مادر حمایت کننده بودند، مجبورند بیدار بمانند تا آسیبی تهدیدشان نکند.
جویس مک دوگال
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍7❤1
نگهداشتن، مهمتر از به دست آوردن است.
حفظ دیگری در درون برای دسترسی پذیری بدون آسیب زدن به اوست. و اینطور میشود که اطمینان از حفظ و ثبات خود و دیگری در زمان تجربه خشم و نفرت، حافظ عشق و پایداری رابطه است.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
منظور؛ نگه داشتن بیرونی نیست، بلکه درونی ست. همانطور که مادر برای ماندگاری باید درونی شود (ابژه درونی)، راز ماندگاری معشوق هم در به درون بردن اوست. البته این به درون بردن، بلعیدن هم نیست!(بلعیدن به معنی تخریب)، دیگری در درون من هم دیگری ست، نه من!
حفظ دیگری در درون برای دسترسی پذیری بدون آسیب زدن به اوست. و اینطور میشود که اطمینان از حفظ و ثبات خود و دیگری در زمان تجربه خشم و نفرت، حافظ عشق و پایداری رابطه است.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤9👍5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📌تا زمانی که دل تحت تاثیر قرار نگیرد، جسم باکره باقی میماند.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
کریستین بوبن
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤9🕊2👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📌انسان پیش از آگاهی، نیاز به مراقبت شدن دارد.
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
#دونالد_وینیکات
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤10👍1👏1🕊1
تحلیل گر در نهایت باید بیمار را رها کند و بیمار نیز بتواند رها شود (رها شدن توسط تحلیلگر را تحمل کند).
اما آنچه که باعث میشود بیمار بگوید؛ یکهو من را رها کرد و تنهایم گذاشت، نشان میدهد که تحلیلگر بی موقع و پیش از ظرفیت بیمار برای رها شدن، وی را رها کرده است. منظور از رها کردن، صرفاً خاتمه درمان نیست!
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
👍10❤4
رشد يعنی؛ كسب ظرفيت پذيرش سرپرستی ديگری و در عين حال توان به چالش كشيدن آن به وقت مقتضی!
توان عشق ورزی به معشوق در خوشی و ناخوشی، توان گذار از عشق رومانتيک، گذرا به عشق زناشويی درازمدت، توان تعادل ميان مجذوب شدن و دل كندن (detachment)، توان دستيابی به پايداری و در عين حال آمادگی برای كاوش در قلمروهای ناشناخته.
حفظ واقع بينی و تسليم نشدن به نوميدی، توانايی كنار امدن با "فقدان" و "از دست دادن" و ظرفيت سوگواری پذيرش محدوديت هاي شخصی و اجتماعی، پذيرش تنهايی، پذيرش ترک فرزندان، پذيرش ترک شغل در دوران بازنشستگی و در اخر ترک خود زندگی؛ پذيرش مرگ...درآمدي نو بر روانكاوی | بيتمن-هولمز
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤7👍4
مادر چه کاری انجام می دهد؟
<unknown>
📌مادر چه کاری انجام میدهد؟!
مروری بر رابطه نوزاد_مادر و کارکردهای مادرانه در روانکاوی
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
مروری بر رابطه نوزاد_مادر و کارکردهای مادرانه در روانکاوی
تسهیلگر: یونس اقتداری
کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام
❤4👍3👏1