تو این یه سال که نبودی خیلی چیز ها تغییر کردن. دقیقن وقتی بهت نیاز داشتم نبودی. هربار همینطوره. باید باشی و نیستی. دلم برات تنگ نشده. جات هم خالی نیست. ولی هنوز دوستت دارم. تا عمق وجودم دوستت دارم و ازت بدم میاد، دلخورم، رنجیدم، اذیتت کردم، شرمندهام.
بهت فکر میکنم و تمام وجودم میشه یه تیکه یخ. هیچیحس نمیکنم و همهچیز رو حس میکنم. با خودم میگم اینطور فراموشت کردنت سزاوار نبود. اما اینطور از تو و برای تو نوشتن هم... ارزشش رو نداری.
ولی تو بدون من خیلی بهتری. من بدون تو هیچی رو از دست ندادم. همیشه میشنیدم و هیچوقت شنیده نمیشدم. هنوزم همینه عزیزم. من بدون آدمهای دور و برم هیچ چیزی رو از دست نمیدم.
بهت فکر میکنم و تمام وجودم میشه یه تیکه یخ. هیچیحس نمیکنم و همهچیز رو حس میکنم. با خودم میگم اینطور فراموشت کردنت سزاوار نبود. اما اینطور از تو و برای تو نوشتن هم... ارزشش رو نداری.
ولی تو بدون من خیلی بهتری. من بدون تو هیچی رو از دست ندادم. همیشه میشنیدم و هیچوقت شنیده نمیشدم. هنوزم همینه عزیزم. من بدون آدمهای دور و برم هیچ چیزی رو از دست نمیدم.
لندن به من آموخت
که برگ های زرد را دوست داشته باشم
و رنگ خاکستری را
و اینکه از تاریخ عاد و ثمود فراری شوم
لندن به من آموخت
که بی هیچ مرزی, آزادی ام را بنگرم
و بی هیچ مرزی متن های شعر را
و بی هیچ مرزی آداب و رسوم عشق را به من آموخت
که چگونه وقای عاشق زنی شوم, ممکن است
جهان را بی هیچ مرز بگذارد
با او در لندن راه می رفتم
همچون کودکی شگفت شده
چرا در «هارودز» فراموشم کرد؟
و خوب می دانست که روز تولد
در دریای عشق گم شده ام
و می دانست بدون او
تنها از خیابان نمی گذرم
نه, و نه در بارانی ام وارد می شوم
نه, و نه می توانستم تنهایی
به هتل بازگردم
چرا مرا بین انبوه هدیه ها ترک کرد
تنها و غمگین همچون چراغ های خیابان
و می پرستیدمش از سر
تا به انگشتان پاها
نزار قبانی
ترجمه از سعید هلیچی
که برگ های زرد را دوست داشته باشم
و رنگ خاکستری را
و اینکه از تاریخ عاد و ثمود فراری شوم
لندن به من آموخت
که بی هیچ مرزی, آزادی ام را بنگرم
و بی هیچ مرزی متن های شعر را
و بی هیچ مرزی آداب و رسوم عشق را به من آموخت
که چگونه وقای عاشق زنی شوم, ممکن است
جهان را بی هیچ مرز بگذارد
با او در لندن راه می رفتم
همچون کودکی شگفت شده
چرا در «هارودز» فراموشم کرد؟
و خوب می دانست که روز تولد
در دریای عشق گم شده ام
و می دانست بدون او
تنها از خیابان نمی گذرم
نه, و نه در بارانی ام وارد می شوم
نه, و نه می توانستم تنهایی
به هتل بازگردم
چرا مرا بین انبوه هدیه ها ترک کرد
تنها و غمگین همچون چراغ های خیابان
و می پرستیدمش از سر
تا به انگشتان پاها
نزار قبانی
ترجمه از سعید هلیچی
❤2
امروز، روز اتوود بود، اگر به حال خودم رهام کنن مکبث و هدا گبلر میتونن پایانبخش خوبی برای تعطیلات باشن.
اگر نه هم که... باید راضی شد به یادداشتها و داستانهای سه-چهار صفحهای :(
اگر نه هم که... باید راضی شد به یادداشتها و داستانهای سه-چهار صفحهای :(
Baby Teeth
Flower Face
If I can't hold you like a lover I won't hold you at all.
If I don't pull myself together this could be the end of it all
If I don't pull myself together this could be the end of it all
Dark Abyss
Jah PHNX
You're the drug that gets me higher
Lick my neck I'm on fire
Kiss my neck of desire
Lick my neck I'm on fire
Kiss my neck of desire