97 subscribers
2.14K photos
32 videos
19 files
99 links
🏳️‍🌈
در به‌هم‌ ریختگی و سرگشتگی مطلق، برای نجات از غرق شدن.
* شباهت نام‌ها، آدم‌ها، مکان‌ها و اتفاقات تصادفی‌ست.
Download Telegram
انقدر ستاره تو آسمونه که نمی‌شه شمرد‌شون.
آسمون شب اینجا، خوشگل و جادوییه.
قبلن از حیاط این موقع شب می‌ترسیدم. الان به آسمون نگاه می‌کنم، صدای اذان، پارس سگ و کبوتر میاد. درخت‌ها وهم انگیزن. همه چیز سیاه و تاریکه. هیچ چیزی برای ترس وجود نداره.
* حیحی، رو مبل توی ایوون خوابم برده.
میز صبحونه رو دوست دارم^^
🍓2
پنجره آشپزخونه.
🍓2
پله‌های پشت‌بوم.
🍓2
دست و جیغ و هورا برای سلف کنترلی که ندارم.
نمی‌فهمم رو خودم کنترل ندارم، یا دلم نمی‌خواد داشته باشم. اراده کنم درست شده. ولی نمی‌کنم.
پس... نه که نشه، نمی‌خوام که بشه.
دلم بغل می‌خواد و برف. مغزم سیگار می‌خواد و سکس.
مثلن فکر کن می‌شد چرت و پرت سفارش داد، من همون برف، با جوراب واسه گلدون‌هام سفارش می‌دادم.
کتابی که اسم شخصیت اصلی‌ش کاساندرا باشه، سوسک سبز و چای با طعم درخت و کرم خاکی.
تو چی سفارش می‌دادی؟
🎄2
شب که می‌شه فرار می‌کنم اینجا.
با بابا رفتیم تو آشپزخونه یواشکی کالباس لقمه گرفتیم خوردیم، حالم شونصدتا بهتر شد🔮
خیلی خوش‌حال جورنالم رو اوردم تو آشپزخونه گفتم دیگه امشب می‌نویسم. اومدن گفتن برق و خاموش کن اذیتیم. دوباره مثل جنگ‌زده‌ها نشستم وسط آشپزخونه‌ی سرد و تاریک.
امروز دلم میخواد نقاشی بکشم و تو حیاط چایی دااااااغ با شیرینی برنجی بخورم.‌
وقتی حرف‌هایی که می‌خوام رو نمی‌زنم، از خودم بدم میاد. .داد بزن. داد بزن اصلن.‌ حق‌ش رو داری. منتظر اجازه‌ای؟!
ممکنه فقط به شکل عجیبی شبیه هم باشیم؟
آشوب.