97 subscribers
2.14K photos
32 videos
19 files
99 links
🏳️‍🌈
در به‌هم‌ ریختگی و سرگشتگی مطلق، برای نجات از غرق شدن.
* شباهت نام‌ها، آدم‌ها، مکان‌ها و اتفاقات تصادفی‌ست.
Download Telegram
این روز‌ها قشنگن. یک جور زیبایی آمیخته با غم، سردرگمی و جوانی!
از اینجا که من هستم، همه چیز مبهمه. مثل پروانه‌ای که برای از پیله در اومدن تقلا میکنه و نمیدونه چقدر زیباست. تنها چیزی که میدونه، اینه که اگه گیر کنه، اگر کم بیاره، میمیره.
و من هم نمیدونم، زندگی که میسازم تا چه حد میتونه زیبا باشه.
I feel trapped in my head, in my expectations. And it's making me blind from the truth, from who I am. And believe me, if there's one thing more painful than losing someone, it is losing yourself!
ولی چیزی که ازش متنفرم، اینه که منتظر مرگ بشینم و هیچ‌کاری نکنم. چون با اینکه نمیدونم چندتا فردا رو پیش رو دارم، باید حس کنم کنترل دست منه! حداقل یکم کنترل :)
4
#Art by Will quinn
یه عالمه تئو دارن♡
1🍓1
سلام!
یادداشت‌های فاخر و چرک‌نویس گزارش‌‌کار آزمایشگاه:)
🍓31
رفتم چایی گرفتم، آسمون نارنجی شده، کارهام جلو افتادن، بخاری‌های سالن روشنن، کتاب یکی از نویسنده‌های مورد‌علاقه‌ام پیشمه و حالم خوبه‌.
3
از وقتی از دانشگاه اومدم خوابیدم تا الان و حالا صورتم پف کرده، لباس های بیرونی تنمه و حدس بزن چی؟
مهمون داریم.
خسته‌ام.
🗿4🎃1
یکم بنویسم، بعد درس بخونم.
ذهن شلخته‌ام رو مرتب کنم اول!
🎄5🍓2
THE DRIVER
Måneskin
اینو دوست دارم :)
#Art by nanako_oyama
1
پشت شيشه برف می‌بارد
پشت شيشه برف می‌بارد
در سكوت سينه‌ام دستی
دانه اندوه می‌كارد

مو سپيد آخر شدی ای برف
تا سرانجامم چنين ديدی
در دلم باريدی... ای افسوس
بر سر گورم نباريدی

چون نهالی سست می‌لرزد
روحم از سرمای تنهایی
می‌خزد در ظلمت قلبم
وحشت دنيای تنهایی

ديگرم گرمی نمی‌بخشی
عشق، ای خورشيد يخ بسته
سينه‌ام صحرای نومیدی‌ست
خسته‌ام، از عشق هم خسته

غنچه شوق تو هم خشكيد
شعر، ای شيطان افسونكار
عاقبت زين خواب دردآلود
جان من بيدار شد، بيدار

بعد از او بر هر چه رو كردم
ديدم افسون سرابی بود
آنچه می‌گشتم به دنبالش
وای بر من، نقش خوابی بود

ای خدا... بر روی من بگشای
لحظه‌ای درهای دوزخ را
تا به كی در دل نهان سازم
حسرت گرمای دوزخ را؟

ديدم ای بس آفتابی را
كو پياپی در غروب افسرد
آفتاب بی غروب من!
ای ديغا، درجنوب! افسرد

بعد از او ديگر چه می‌جويم؟
بعد از او ديگر چه می‌پايم؟
اشک سردی تا بيفشانم
گور گرمی تا بياسايم

پشت شيشه برف می‌بارد
پشت شيشه برف می‌بارد
در سكوت سينه‌ام دستی
دانه اندوه می كارد

اندوه تنهایی
-فروغ
3