امروز صبح کابوس میدیدم که از خواب پریدم. تا دولا دولا یه قرص خوردم و برگشتم رو تخت مدام توهم میزدم. رو تخت هم به خودم میپیچیدم و حس میکردم یه صداهایی میشنوم و مدام تو خواب بیداری بودم.
اصلن پاهام رو حس نمیکردم.
وحشتناکترین دردی بود که تحمل کردم و هی یادم میوفته یه سری احمق چطور دست کم میگیرنش و عصبانی میشم :/ که احتمالن از نتایج همین پریودیه ولی خب.
من عصبانی ام و دارم میرم با کلی درد، کلی کار انجام بدم!
#about_day
اصلن پاهام رو حس نمیکردم.
وحشتناکترین دردی بود که تحمل کردم و هی یادم میوفته یه سری احمق چطور دست کم میگیرنش و عصبانی میشم :/ که احتمالن از نتایج همین پریودیه ولی خب.
من عصبانی ام و دارم میرم با کلی درد، کلی کار انجام بدم!
#about_day
💔5🎃1
اونیگیری و سوشی درست کردم :)
اولین باری بود که سوشی درست میکردم و برای اولین تلاش خیلی خوشمزه بود.
اولین باری بود که سوشی درست میکردم و برای اولین تلاش خیلی خوشمزه بود.
❤6
رفتم سر کلاس و چون دونفر از من بهتر بودن ۵ ساعت پشت سر هم فرانسوی خوندم.
مرضهای زیادی نهفته در این کارمه!
مرضهای زیادی نهفته در این کارمه!
☃5
آژنا
Photo
کشمش دوست ندارم. ولی دلم میخواست حال هوای پاییزی شهر رو با یه رول دارچینی کوچولو جشن بگیرم :)
تک و توک درختهای رنگی شده خوشحالم کردن. و دیدن لباس های بافت تو ویترین مغازهها لذتبخش بود.
به زودی چکمههامون رو پامون میکنیم و به چالههای آبی که بارون درست کرده لگد میزنیم یا صدای خشخش برگها رو درمیاریم :)
صبحها یخزده بیدار میشیم و دلمون چایی داغ میخواد.
الان به ذهنم اومد به دیوار اتاق برگهای خشک و شعرهای آلنپو بچسبونم! و تا نصفهشب فیلمهای هالووینی ببینم.
تک و توک درختهای رنگی شده خوشحالم کردن. و دیدن لباس های بافت تو ویترین مغازهها لذتبخش بود.
به زودی چکمههامون رو پامون میکنیم و به چالههای آبی که بارون درست کرده لگد میزنیم یا صدای خشخش برگها رو درمیاریم :)
صبحها یخزده بیدار میشیم و دلمون چایی داغ میخواد.
الان به ذهنم اومد به دیوار اتاق برگهای خشک و شعرهای آلنپو بچسبونم! و تا نصفهشب فیلمهای هالووینی ببینم.
🍓2🎃1