98 subscribers
2.14K photos
32 videos
19 files
99 links
🏳️‍🌈
در به‌هم‌ ریختگی و سرگشتگی مطلق، برای نجات از غرق شدن.
* شباهت نام‌ها، آدم‌ها، مکان‌ها و اتفاقات تصادفی‌ست.
Download Telegram
-A window, a book, and a candle. What more to ask for?
+A cup of tea!
آژنا
سلام دیشب هی چای ریختم و شعر خواندم، چای ریختم و شعر خواندم.... البته لیوان آخر بدون شعر ماند، هنوز تمام نشده چسباندمش به گونه ی یخ زده ام، گرمی لیوان تا جایی درون قفسه سینه ام را گرم می کرد. تمام شعر هایی که خوانده بودم صاف میرفتند مینشستند روی حفره های خالی…
سلام
آسمان آبی، گاهی آلوده و گاهی ابریست... خیلی کم بارانی میشود. حال من هم همان حال آسمان است. از خودت برایم بگو... آسمان آنجا چگونه است؟ هنوز بافتنی میبافی؟ موهایت چه؟ آن ها را میبافی؟ چند روز پیش پاکت یکی از نامه هایت را پیدا کردم. جز یک گل خشک شده در آن چیز دیگری ندیدم. نشانه های خاموش وجودت را گوشه گوشه خانه میبینم. هرچیزی جز خودت را.
وجودت در قلبم سنگین شده. مثل تکه سربی مرا به زیر می‌کشد. کاش یا می آمدی یا تمام کاش ها از بین می‌رفتند.
#نامه شماره 7
حسش میکنم. توی قفسه سینه، رحم و شکمم. مثل یه جنین صدساله، مچاله شده و سنگینی میکنه. تمام کارهای نصفه و رها شده. تمام تجربه های نکرده. سکوت ها و حرف های گفته نشده.
میبینمش. چشم های خون گرفته اش باهام حرف میزنه. دستور میده. هدایت میکنه.
عقده شده‌. گره. مرده.
Unfortunately, I am still alive. I breathe But my heart doesn't work like it used to. But I breathe. At least until now.
Is there any hope for the future?
کلاس نویسندگی.
کتاب هرچه نزدیکتر به تو آسمان آبی تر
#books
امروز درس نخوندم. رفتم بیرون در و دیوار رنگی و خط خطی شهر رو دیدم. کوچه پس کوچه هایی که نمیشناختم رو دیدم. حمام طولانی، قهوه، دیدن آدم ها، بهم ریختن اتاق.
دیگه حوصله ام نمیکشید مثل سگ! (بلا نسبت کنکوری ها!) پشت میز درس بخونم و توییتر چک کنم. هی گریه کنم، درس بخونم، چاق شم. معده‌ام درد بگیره، خوابم به هم بریزه.
از خودم خسته بودم. باید میرفتم بیرون و میدیدم مردم تو شهر چطور زندگی میکنن. باید حس میکردم منم جزوی از این دنیام.
راستش... حس نکردم. ولی خستگیم رفت.
(آدما هم کار خاصی جز راه رفتن و نگاه کردن نمیکردن. دنیای حوصله سر بر. میز و تختم رو ترجیح میدم.)
#about_day
کاش یه پیشوی لوس داشتم. هروقت میدیدم مثل یه گلوله پشم خوابیده روی تخت، وسوسه میشدم برم پیش بدن کوچولوش دراز بکشم و براش از روزم حرف بزنم. که موقع درس خوندن میومد مینشست روی کیبورد و با چشمای لجبازش نگاهم میکرد و منم لبخند زنان اجازه میدادم بهانه ای بشه برای استراحت کردنم. که نگرانش بشم و دوستش داشته باشم.
ولی من نمیتونم خوب با پیشو ها کنار بیام. حیف شد.
عجب کار سختی بود.
Forwarded from مَه. (مهشید)
کاش آسمون دست از شوخی برداره و بباره‌.
Forwarded from ARIYEOL
او گفت میخواهم شب باشم و من می‌گویم میخواهم ماهی باشم که در شب کامل میشود.
هیچکس نگفت میخواهم انسان باشم.
روز دارد تمام میشود و من امروز امید سبز و کوچکی نشست توی دلم. امید ظریف و شکننده ای که گذاشتمش در اعماق قلبم که هیچ ضربه ای نبیند.
امیدم روشن است. قلبم را سبز میکند. منتظرم که ریشه بدواند و برگ های تیره سبزش از بالای سرم بیرون بزنند. انگار نه انگار که من از او محافظت کردم تا چنین شد، بلکه او بشود پناهگاهی برای من و خستگی هایم.
#من‌اینجام
Forwarded from 13 : 43 : 40
Forwarded from آژنا
stable as a rock 🏔
اهداف آبان ماه تا انتهای سال ۱۴۰۱🍁

۱. زنده موندن☑️
۲. افسرده نشدن ( خب... یکم شدم! حتی ۱ کیلو وزن اضاف کردم چون دچار پرخوری عصبی شدم، ولی سریع ازش گذشتم و خودم رو نجات داد. به خودم افتخار میکنم)☑️
۳. *☑️
۴. خوندن 20 کتاب (فکر میکنم شد)☑️
۵. افزایش درصد تمام دروس به بالای ۷۰_۸۰ (نه)
۶. کنکور دی ☑️
۷. ماک آیلتس با نمره ۶ ☑️
۸. دیدن 5 فیلم 60 تا دیدم :/ ☑️☑️☑️
۹. نوشتن خیلی بیشتر با شاهین ☑️
۱۰. هدف دار و جهت دار تر کتاب خوندن ☑️
۱۱. یاد گرفتن یک سری اصول نوشتاری در زبان و ادبیات، هم فارسی و هم انگلیسی (نه چندان)
۱۲. یاد گرفتن اصول برنامه ریزی و درس خوندن☑️
۱۳. عادت به ساعت مطالعه بالای ۱۳ ساعت ( نشد، ناراحتم. انگار دیروز بود که این لیست رو نوشتم و حالا ۲۷ اسفنده. من دوماه آخر سال رو درس نخوندم و روزها مثل جریان آب از دست‌هام گذشتن)
۱۴. دوست پیدا کردن :') (نه متاسفانه)
#goals