اطلاع
115 subscribers
6.37K photos
1.04K videos
8 files
3.04K links
کتاب؛ نشریه علمی فرهنگی
مشاوره تخصصی ادامه تحصیل
و اعزام دانشجو به آلمان و اتریش
با مجوز رسمی وزارت علوم

02188428577
02188456251
09199940611
تهران/ تقاطع مطهری، شریعتی /بن بست آرمان/شماره۱۶ واحد۷
ارتباط با ادمین:t.me/IttelaAdmin
Download Telegram
فروکتوز چگونه ممکن است به گسترش سرطان تخمدان کمک کند؟

نویسنده خبر: آیدان آر. کول (Aidan R. Cole) و همکاران
نویسنده ارشد پژوهش: کاترین ام. ایرْد (Katherine M. Aird)
تاریخ انتشار خبر مؤسسه ویستار: ۳۰ ژوئیه ۲۰۲۶
تاریخ انتشار مقاله پژوهشی: ۳۰ ژوئیه ۲۰۲۶
منبع: مؤسسه ویستار (The Wistar Institute)
مجله: Nature Aging

پژوهشگران مؤسسه ویستار ارتباطی غیرمنتظره میان فروکتوز، قندی رایج در رژیم غذایی، و گسترش نوعی تهاجمی از سرطان تخمدان کشف کرده‌اند. این مطالعه نشان می‌دهد سلول‌های سرطانی که پس از شیمی‌درمانی زنده می‌مانند، می‌توانند با آزاد کردن مجموعه‌ای از مولکول‌ها، از جمله فروکتوز، رفتار سلول‌های سرطانی مجاور را تغییر دهند و توانایی آنها را برای جدا شدن از تومور و گسترش در بدن افزایش دهند.

این یافته هنوز به معنای آن نیست که مصرف فروکتوز در انسان مستقیماً باعث پیشرفت سرطان می‌شود یا اینکه بیماران مبتلا به سرطان باید رژیم غذایی خاصی را بدون نظر پزشک دنبال کنند. نتایج این پژوهش عمدتاً از مدل‌های پیش‌بالینی و آزمایش‌های سلولی به دست آمده‌اند و برای تعیین اهمیت بالینی آنها به مطالعات بیشتری در بیماران نیاز است.

سلول‌هایی که پس از شیمی‌درمانی زنده می‌مانند

سرطان تخمدان، به‌ویژه سرطان سروزی پرخطر تخمدان (HGSOC)، معمولاً در ابتدا به شیمی‌درمانی مبتنی بر ترکیبات پلاتین پاسخ خوبی می‌دهد. با این حال، عود بیماری بسیار شایع است و سرطان در بسیاری از بیماران دوباره ظاهر می‌شود و در حفره شکمی گسترش می‌یابد. گسترش یا متاستاز سرطان یکی از مهم‌ترین عوامل مرگ‌ومیر ناشی از این بیماری است و در HGSOC با حدود ۹۰ درصد مرگ‌های ناشی از بیماری ارتباط دارد.

یکی از پرسش‌های مهم در این زمینه این است که سلول‌های سرطانی باقی‌مانده پس از شیمی‌درمانی چگونه می‌توانند زمینه را برای عود و گسترش دوباره بیماری فراهم کنند.

برخی سلول‌ها ممکن است در اثر شیمی‌درمانی دیگر تقسیم نشوند، اما همچنان از نظر زیستی فعال باقی بمانند. این سلول‌ها که ویژگی‌هایی از پیری سلولی (senescence) پیدا می‌کنند، مجموعه‌ای از مولکول‌ها را به محیط اطراف خود ترشح می‌کنند. این مجموعه که به‌عنوان فنوتیپ ترشحی مرتبط با پیری سلولی (SASP) شناخته می‌شود، می‌تواند بر سلول‌های مجاور اثر بگذارد.

آیدان آر. کول، پژوهشگر پسادکتری در آزمایشگاه کاترین ایرْد و نویسنده اول این مطالعه، می‌گوید سلول‌هایی که از شیمی‌درمانی جان سالم به در می‌برند، اگرچه ممکن است دیگر تقسیم نشوند، همچنان می‌توانند مولکول‌هایی آزاد کنند که به سلول‌های اطراف پیام می‌فرستند. به گفته او، این مطالعه از نخستین پژوهش‌هایی است که نشان می‌دهد یک ماده مغذی ــ در اینجا فروکتوز ــ می‌تواند بخشی از این پیام‌رسانی باشد.

ترشحات سلول‌های باقی‌مانده می‌توانند گسترش سرطان را افزایش دهند

پژوهشگران ابتدا سلول‌های سرطان تخمدان را که در معرض شیمی‌درمانی قرار گرفته و زنده مانده بودند، بررسی کردند. آنها موادی را که این سلول‌ها به محیط اطراف خود آزاد می‌کردند جمع‌آوری کردند و سپس این مواد را در اختیار سلول‌های سرطانی دیگر قرار دادند.

نتیجه قابل توجه بود: همین مواد ترشح‌شده، بدون حضور مستقیم سلول‌های باقی‌مانده از شیمی‌درمانی، توانستند توانایی سلول‌های سرطانی دیگر را برای جدا شدن و گسترش افزایش دهند.

پژوهشگران سپس تلاش کردند مشخص کنند کدام یک از این مواد مسئول ایجاد چنین اثری است. بررسی‌های آنها فروکتوز را به‌عنوان یکی از اجزای مهم این ترشحات شناسایی کرد.

فروکتوز چگونه سلول‌های سرطانی را برای گسترش آماده می‌کند؟

برای پاسخ به این پرسش، تیم تحقیقاتی از مجموعه‌ای از روش‌های تحلیلی در مقیاس بزرگ، از جمله غربالگری CRISPR، استفاده کرد.

نتایج نشان داد که فروکتوز می‌تواند متابولیسم سلول‌های سرطانی مجاور را تغییر دهد و در نهایت باعث کاهش کلسترول موجود در غشای پلاسمایی سلول شود.

کلسترول غشای سلولی در حفظ ساختار غشا و برقراری برخی ارتباطات و اتصالات میان سلول‌ها نقش دارد. هنگامی که میزان کلسترول غشای سلولی کاهش پیدا می‌کند، چسبندگی سلول‌ها به یکدیگر نیز کاهش می‌یابد. در نتیجه، سلول‌های سرطانی راحت‌تر از توده توموری جدا می‌شوند و می‌توانند در محیط اطراف منتشر شوند.

پژوهشگران در مقاله اصلی این مسیر را با تغییرات متابولیکی مرتبط با کمپلکس I، NAD⁺، محور SIRT–SREBP و سنتز کلسترول مرتبط دانسته‌اند. بنابراین، اثر فروکتوز صرفاً یک تغییر ساده در مقدار قند سلول نیست، بلکه بخشی از یک بازبرنامه‌ریزی متابولیکی پیچیده است که می‌تواند به جدا شدن سلول‌های سرطانی کمک کند.

آیا رژیم غذایی سرشار از فروکتوز می‌تواند بر گسترش سرطان اثر بگذارد؟
پژوهشگران برای بررسی این موضوع، در مدل‌های حیوانی رژیم غذایی حاوی فروکتوز بالا را نیز آزمایش کردند. آنها مشاهده کردند که افزایش دریافت فروکتوز می‌تواند گسترش سرطان سروزی پرخطر تخمدان را در این مدل‌ها افزایش دهد.

این یافته اهمیت دارد، زیرا نشان می‌دهد محیط متابولیکی بدن و رژیم غذایی ممکن است بر رفتار سلول‌های سرطانی اثر بگذارد؛ موضوعی که در گذشته کمتر مورد توجه قرار گرفته بود. با این حال، باید میان یافته‌های حاصل از مدل‌های حیوانی و نتیجه‌گیری درباره بیماران تفاوت قائل شد.

پژوهشگران هنوز نشان نداده‌اند که کاهش مصرف فروکتوز در بیماران مبتلا به سرطان تخمدان، احتمال عود یا گسترش بیماری را کاهش می‌دهد. بنابراین، یافته حاضر را نباید به‌عنوان اثبات تأثیر مستقیم مصرف قند بر پیش‌آگهی بیماران تفسیر کرد. خود مقاله نیز بر ضرورت انجام مطالعات بیشتر برای روشن شدن اهمیت بالینی این مسیر تأکید دارد.

ارتباط احتمالی با داروهای استاتین

یکی دیگر از یافته‌های جالب این پژوهش به استاتین‌ها مربوط می‌شود؛ داروهایی که برای کاهش کلسترول خون تجویز می‌شوند.

از آنجا که فروکتوز در این مطالعه از طریق کاهش تولید کلسترول در سلول‌های مجاور به افزایش جدا شدن سلول‌ها کمک می‌کرد، پژوهشگران بررسی کردند که آیا کاهش مستقیم تولید کلسترول با استاتین‌ها نیز می‌تواند اثری مشابه داشته باشد یا خیر.

در مدل‌های مورد استفاده در این پژوهش، استاتین‌ها به‌تنهایی باعث کاهش چسبندگی میان سلول‌ها و افزایش جدا شدن آنها شدند. این یافته پرسش مهمی را درباره احتمال تعامل میان داروهای کاهش‌دهنده کلسترول و شیمی‌درمانی مطرح می‌کند.

با این حال، این نتیجه به هیچ‌وجه به معنای آن نیست که بیماران باید مصرف استاتین یا هر داروی تجویزی دیگری را قطع کنند. پژوهشگران صراحتاً تأکید کرده‌اند که این اثر هنوز در بیماران آزمایش نشده است و برای رسیدن به هرگونه نتیجه بالینی، مطالعات بیشتری لازم است.

کاترین ام. ایرْد، استاد و سرپرست مشترک برنامه انکوژنز مولکولی و سلولی در مرکز سرطان الن و رونالد کاپلان مؤسسه ویستار و نویسنده ارشد مطالعه، گفته است که این نتایج درباره ترکیب داروهای کاهش‌دهنده کلسترول با شیمی‌درمانی پرسش‌هایی ایجاد می‌کند؛ اما پاسخ این پرسش‌ها هنوز مشخص نیست.

آیا این سازوکار به سرطان‌های دیگر هم مربوط می‌شود؟

پژوهشگران اکنون در حال بررسی این موضوع هستند که آیا سازوکار مشابهی در سرطان‌های دیگر نیز وجود دارد یا خیر.

کاترین ایرْد معتقد است سرطان‌هایی که مانند سرطان تخمدان در داخل حفره بدن و اندام‌های ناحیه شکم گسترش می‌یابند، از جمله سرطان پانکراس، روده بزرگ و کبد، ممکن است تا حدی از مسیرهای مشابهی استفاده کنند. با این حال، پژوهشگران هنوز نمی‌توانند این سازوکار را به همه سرطان‌ها تعمیم دهند و این فرضیه باید در مطالعات آینده آزمایش شود.

یک مسیر تازه برای درک عود و متاستاز سرطان

اهمیت اصلی این مطالعه در این است که نشان می‌دهد سلول‌های سرطانی باقی‌مانده پس از شیمی‌درمانی ممکن است فقط به‌عنوان سلول‌هایی «زنده‌مانده» در تومور باقی نمانند، بلکه با ترشح مواد خاص، رفتار سلول‌های سرطانی دیگر را نیز تغییر دهند.

در این مدل، فروکتوز یکی از اجزای این پیام‌رسانی است. فروکتوز با تغییر متابولیسم سلول‌های مجاور، میزان کلسترول غشای آنها را کاهش می‌دهد و در نتیجه چسبندگی سلول‌ها کم می‌شود. این تغییر می‌تواند جدا شدن سلول‌های سرطانی از تومور و انتشار آنها را آسان‌تر کند.

این یافته در نهایت می‌تواند به مسیرهای تازه‌ای برای مقابله با متاستاز منجر شود؛ از جمله بررسی دقیق‌تر نقش سلول‌های پیرشده پس از درمان، متابولیسم فروکتوز و راه‌هایی برای جلوگیری از پیام‌رسانی میان سلول‌های باقی‌مانده و سلول‌های سرطانی مجاور.

با این حال، هنوز فاصله قابل توجهی میان این یافته‌های آزمایشگاهی و کاربرد بالینی آنها وجود دارد. پژوهشگران در گام بعدی قصد دارند مشخص کنند آیا این سازوکار در انواع دیگر سرطان نیز تکرار می‌شود و آیا می‌توان با هدف قرار دادن این مسیر، خطر گسترش سرطان را کاهش داد.

مشخصات پژوهش

عنوان مقاله: The chemotherapy-induced senescence-associated secretome promotes cell detachment and metastatic dissemination through metabolic reprogramming
نویسنده اول: Aidan R. Cole
نویسندگان ارشد: Katherine M. Aird
مجله: Nature Aging
تاریخ انتشار آنلاین: ۳۰ ژوئیه ۲۰۲۶
مؤسسه اصلی: The Wistar Institute

نویسندگان مقاله

آیدان آر. کول، راکل بوج، آپوروا اوبوویجا، الکساندر تام، آماندین آمالریک، بای‌شو یانگ، میهو ناروسه، فردریک کینی، اندرو کوسنکوف، چین لیو و کاترین ام. ایرْد، به همراه پژوهشگرانی از مؤسسه ویستار، دانشگاه پیتسبورگ، دانشکده پزشکی لوئیس کاتز در دانشگاه تمپل، مرکز تحقیقات سرطان اچ.
لی موفیت، دانشگاه کلرادو بولدر، مؤسسه تحقیقات سرطان لودویگ در دانشگاه لوزان و پردیس پزشکی آنشوتز دانشگاه کلرادو.

https://ittela.ir
نور خورشید می‌تواند درهم‌تنیدگی کوانتومی ایجاد کند؛ دستاوردی که پیش‌تر تصور می‌شد به لیزر نیاز دارد

نویسنده: چنگ لی (Cheng Li)
تاریخ انتشار: ۷ اوت ۲۰۲۶
منبع: Optica


ترجمه و بازنویسی شده در نشر اطلاع


دانشمندان نشان داده‌اند که نور معمولی خورشید می‌تواند به‌عنوان منبعی برای ایجاد درهم‌تنیدگی کوانتومی میان فوتون‌ها مورد استفاده قرار گیرد؛ دستاوردی که می‌تواند راه را برای توسعه فناوری‌های کوانتومی کم‌مصرف‌تر، پایدارتر و در دسترس‌تر هموار کند.

بسیاری از فناوری‌های کوانتومی امروزی برای تولید حالت‌های کوانتومی مورد نیاز خود به لیزرهای قدرتمند متکی هستند؛ تجهیزاتی که مصرف انرژی قابل‌توجهی دارند. با گسترش و مقیاس‌پذیرتر شدن سامانه‌های کوانتومی، تأمین انرژی مورد نیاز آنها می‌تواند به یک چالش جدی تبدیل شود. پژوهشگران دانشگاه اتاوا در کانادا و مؤسسه علوم نور ماکس پلانک (MPL) در آلمان اکنون نشان داده‌اند که می‌توان از نور خورشید به‌عنوان جایگزینی طبیعی برای منبع لیزری در تولید درهم‌تنیدگی کوانتومی استفاده کرد.

چنگ لی، پژوهشگر و نویسنده اول این مطالعه، می‌گوید: «درهم‌تنیدگی کوانتومی برای کاربردهایی مانند ارتباطات امن، حسگری با دقت بسیار بالا و محاسبات کوانتومی اهمیت اساسی دارد. پژوهش ما نشان می‌دهد که منابع فراوان نور طبیعی نیز می‌توانند برای تولید درهم‌تنیدگی کوانتومی به کار گرفته شوند و از این طریق، امکان توسعه فناوری‌های کوانتومی با بهره‌وری انرژی و دسترسی‌پذیری بیشتر فراهم شود.»

نتایج این پژوهش در مجله Optica، از نشریات گروه انتشارات Optica در حوزه پژوهش‌های علمی اثرگذار، منتشر شده است. پژوهشگران نشان داده‌اند که نور خورشید، با وجود ناهمدوسی شدید، می‌تواند در شرایط مناسب درهم‌تنیدگی کوانتومی قابل‌توجهی ایجاد کند. این دستاورد حاصل ترکیب مطالعات نظری گروه رابرت بوید در دانشگاه اتاوا با یک متمرکزکننده خورشیدی نوآورانه است که گروه هانیه فتاحی در مؤسسه علوم نور ماکس پلانک طراحی کرده است.

چرا این نتیجه مهم است؟

درهم‌تنیدگی کوانتومی پدیده‌ای است که در آن ویژگی‌های دو یا چند ذره به شکلی عمیق به یکدیگر وابسته می‌شوند؛ به‌گونه‌ای که توصیف وضعیت هر ذره بدون در نظر گرفتن دیگری امکان‌پذیر نیست. این پدیده یکی از پایه‌های اصلی فناوری‌هایی مانند ارتباطات کوانتومی، رمزنگاری کوانتومی، حسگرهای کوانتومی و رایانش کوانتومی است.

برای مدت طولانی تصور می‌شد که ایجاد همبستگی‌های کوانتومی قوی مورد نیاز برای درهم‌تنیدگی فوتون‌ها به نور همدوس نیاز دارد. در نور همدوس، امواج نوری رابطه فازی منظمی با یکدیگر دارند. لیزرها به‌طور معمول برای چنین کاربردهایی استفاده می‌شوند، زیرا نور بسیار همدوس و نسبتاً تک‌رنگ تولید می‌کنند.

اما پژوهش‌های پیشین گروه رابرت بوید این فرض را به چالش کشید. این گروه ابتدا از نظر نظری نشان داد و سپس به‌صورت تجربی تأیید کرد که حتی نور ناهمدوس نیز می‌تواند برای تولید فوتون‌های درهم‌تنیده مورد استفاده قرار گیرد. پژوهشگران در آن آزمایش‌ها از یک LED به‌عنوان منبع نور استفاده کردند و توانستند فوتون‌هایی با قطبش درهم‌تنیده تولید کنند.

این نتایج نشان دادند که ناهمدوسی نور در یک ویژگی، لزوماً مانع ایجاد درهم‌تنیدگی در ویژگی دیگری نمی‌شود. به بیان ساده‌تر، حتی اگر نور از نظر جهت انتشار یا برخی ویژگی‌های دیگر نظم کافی نداشته باشد، می‌توان شرایطی ایجاد کرد که فوتون‌های تولیدشده در ویژگی‌ای مانند قطبش درهم‌تنیده باشند.

پژوهش جدید یک گام فراتر رفت و به‌جای LED از نور خورشید استفاده کرد؛ کاری که چالش بسیار بزرگ‌تری ایجاد می‌کند، زیرا نور خورشید نه‌تنها از جهات مختلف به محل آزمایش می‌رسد، بلکه گستره وسیعی از طول موج‌ها یا رنگ‌ها را نیز در بر می‌گیرد.

چگونه نور خورشید به تولید فوتون‌های درهم‌تنیده کمک می‌کند؟

پژوهشگران برای تولید فوتون‌های درهم‌تنیده از فرایندی شناخته‌شده در اپتیک کوانتومی به نام تبدیل پارامتری پایین‌رو خودبه‌خودی (SPDC) استفاده کردند.

در این فرایند، یک پرتو نور موسوم به «پمپ» وارد یک بلور غیرخطی می‌شود. در شرایط مناسب، یک فوتون پرانرژی می‌تواند درون بلور به دو فوتون با انرژی کمتر تبدیل شود. این دو فوتون، که معمولاً «فوتون‌های سیگنال و آیدلر» نامیده می‌شوند، می‌توانند در ویژگی‌هایی مانند قطبش به‌صورت کوانتومی درهم‌تنیده شوند.

تفاوت اصلی آزمایش جدید این بود که به‌جای استفاده از یک لیزر به‌عنوان پرتو پمپ، پژوهشگران نور خورشید را وارد سامانه کردند.

نور خورشید از نظر زمانی و مکانی بسیار ناهمدوس است؛ یعنی موج نوری آن نظم فازی مشخص و پایداری مانند نور لیزر ندارد. بااین‌حال، پژوهشگران سامانه آزمایشی را به‌گونه‌ای طراحی کردند که این ویژگی‌های نور خورشید تأثیر مخربی بر درهم‌تنیدگی قطبش فوتون‌های تولیدشده نداشته باشد.
لی توضیح می‌دهد: «ما سامانه آزمایشی را به‌گونه‌ای طراحی کردیم که تفاوت‌های ناشی از طول موج‌ها و جهت‌های انتشار مختلف بر قطبش فوتون‌ها تأثیر نگذارد. همان‌طور که نظریه پیش‌بینی می‌کند، اگر درهم‌تنیدگی فقط در قطبش وجود داشته باشد، باید به نظم قطبشی نور پمپ وابسته باشد، نه به جهت انتشار یا طول موج آن. این موضوع به ما امکان داد تا با وجود ناهمدوسی شدید مکانی و زمانی نور خورشید، درهم‌تنیدگی قطبشی با کیفیت بالا تولید کنیم.»

چالش متمرکز کردن نور خورشید

یکی از مهم‌ترین موانع آزمایش این بود که باید مقدار کافی از نور خورشید به یک بلور غیرخطی بسیار کوچک هدایت می‌شد. ابعاد این بلور در حدود یک میلی‌متر است و بنابراین روش‌های معمول جمع‌آوری و متمرکز کردن نور خورشید برای این کار مناسب نبودند.

برای حل این مشکل، گروه هانیه فتاحی در مؤسسه علوم نور ماکس پلانک یک متمرکزکننده خورشیدی تمام‌شیشه‌ای طراحی کرد.

این سامانه که ساختاری مخروطی‌شکل دارد، نور خورشید را با کمک یک لنز فرنل که تقریباً به‌اندازه یک پنجره معمولی است جمع‌آوری و سپس آن را به یک فیبر نوری بسیار باریک هدایت می‌کند. قطر این فیبر تقریباً در حد قطر یک تار موی انسان است.

نور خورشید پس از متمرکز شدن از طریق این سامانه به بلور غیرخطی کوچک هدایت می‌شود؛ جایی که فوتون‌های درهم‌تنیده تولید می‌شوند.

نور خورشید واقعاً درهم‌تنیدگی کوانتومی ایجاد کرد

پژوهشگران پیش‌بینی‌های نظری خود و عملکرد متمرکزکننده جدید را در یک آزمایش میدانی در فضای باز در مؤسسه علوم نور ماکس پلانک آزمایش کردند.

آنها با استفاده از توموگرافی حالت کوانتومی، وضعیت کوانتومی فوتون‌های تولیدشده را بررسی کردند. نتایج نشان داد که حالت درهم‌تنیده حاصل از نور خورشید حدود ۹۴ درصد به یک حالت کاملاً درهم‌تنیده نزدیک است؛ نتیجه‌ای که نشان می‌دهد کیفیت درهم‌تنیدگی تولیدشده بسیار بالا بوده است.

پژوهشگران همچنین مشاهده کردند که فوتون‌ها همبستگی‌هایی از خود نشان می‌دهند که نابرابری بل را نقض می‌کنند. این یافته اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا چنین نقضی را نمی‌توان با نظریه‌های کلاسیکی که متغیرهای پنهان محلی را فرض می‌کنند توضیح داد و یکی از شواهد مهم برای وجود رفتار واقعاً کوانتومی و درهم‌تنیدگی است.

این آزمایش در واقع یک اثبات اصل بود؛ یعنی نشان داد که ایده از نظر عملی امکان‌پذیر است، اما هنوز برای تبدیل شدن به یک فناوری کاربردی به توسعه بیشتری نیاز دارد.

پژوهشگران اکنون در تلاش‌اند روشنایی منبع و کیفیت درهم‌تنیدگی را افزایش دهند و سامانه را به‌گونه‌ای توسعه دهند که بتوان از آن خارج از محیط آزمایشگاهی نیز استفاده کرد.

فراتر از تبدیل پارامتری پایین‌رو

اگرچه آزمایش فعلی بر پایه فرایند SPDC انجام شده است، پژوهشگران معتقدند ایده اصلی می‌تواند به دیگر فرایندهای اپتیکی غیرخطی نیز گسترش یابد. یکی از گزینه‌های مورد اشاره، اختلاط چهارموج (Four-Wave Mixing) است.

گسترش این رویکرد به روش‌های مختلف تولید نور کوانتومی می‌تواند فرصت‌های تازه‌ای برای توسعه فوتونیک کوانتومی ایجاد کند و وابستگی برخی سامانه‌های کوانتومی به منابع نوری پرمصرف را کاهش دهد.

کاربردهای احتمالی؛ از ماهواره‌ها تا رایانش کوانتومی

یکی از جذاب‌ترین کاربردهای احتمالی این فناوری، استفاده از آن در ماهواره‌ها و سامانه‌های ارتباطی فضایی است.

در فضا، نور خورشید به‌وفور در دسترس است. بنابراین، در آینده ممکن است بتوان از نور خورشید برای تولید فوتون‌های درهم‌تنیده مورد نیاز در ارتباطات کوانتومی و ایجاد کلیدهای رمزنگاری امن استفاده کرد. چنین رویکردی می‌تواند نیاز به لیزرهای اختصاصی و بخشی از تجهیزات و سامانه‌های پشتیبان مورد نیاز آنها را کاهش دهد.

لی می‌گوید: «این فناوری می‌تواند روزی ماهواره‌ها را قادر سازد تا با استفاده از نور خورشید که در فضا به‌وفور وجود دارد، کلیدهای رمزنگاری امن تولید کنند و در نتیجه نیاز به لیزرهای داخلی و بسیاری از تجهیزات پشتیبان کاهش یابد.»

از سوی دیگر، تولید درهم‌تنیدگی با استفاده از نور خورشید می‌تواند در بلندمدت به یکی از راهکارهای کاهش مصرف انرژی در برخی سامانه‌های کوانتومی تبدیل شود. این موضوع به‌ویژه با افزایش ابعاد و پیچیدگی رایانه‌های کوانتومی اهمیت پیدا می‌کند.

البته میان یک آزمایش موفقیت‌آمیز در محیط کنترل‌شده و یک فناوری عملیاتی فاصله زیادی وجود دارد. افزایش توان خروجی، بهبود پایداری سامانه، حفظ کیفیت درهم‌تنیدگی در شرایط واقعی و توسعه تجهیزات مناسب برای کاربردهای عملی، از جمله چالش‌هایی هستند که باید در مراحل بعدی برطرف شوند.

غلبه بر تردیدها

این نتیجه همچنین از آن جهت قابل توجه است که ایده استفاده از نور خورشید برای چنین فرایند کوانتومی‌ای در ابتدا با تردیدهایی در جامعه علمی مواجه شده بود.
لی درباره مسیر این پژوهش می‌گوید: «از آغاز این پروژه، ایده ما بارها با تردید و مخالفت روبه‌رو شد. حتی برخی از پژوهشگران برجسته این حوزه این پرسش را مطرح کردند که آیا اساساً می‌توان فوتون، و به‌ویژه فوتون‌های درهم‌تنیده، را از فرایندهای نوری غیرخطی ناشی از نور خورشید شناسایی کرد یا خیر. بااین‌حال، ما به محاسبات خود اعتماد کردیم، به بهبود سامانه آزمایشی ادامه دادیم و در نهایت نشان دادیم که این کار امکان‌پذیر است.»

این پژوهش نشان می‌دهد که برای تولید پدیده‌های کوانتومی الزاماً همیشه به منابع نوری پیچیده و پرمصرف نیاز نیست. نور خورشید، با وجود آنکه از دیدگاه کلاسیک منبعی بسیار ناهمدوس و نامنظم به نظر می‌رسد، در شرایط مناسب می‌تواند برای تولید حالت‌های کوانتومی پیچیده مورد استفاده قرار گیرد.

اگر این رویکرد در آزمایش‌های آینده بهبود یابد و مقیاس‌پذیر شود، می‌تواند مسیر تازه‌ای برای ساخت فناوری‌های کوانتومی کم‌مصرف‌تر و حتی استفاده از منابع طبیعی موجود در محیط، به‌ویژه در کاربردهای فضایی، ایجاد کند.


#همیشه_با_اطلاع_باشید
https://ittela.ir
Forwarded from اطلاع
قال - عليه السلام - : قال رسول الله : يا علي لا فقر أشد من الجهل ، لا مال أعود من العقل

امام جعفر صادق (علیه‌السلام) فرمود : پيامبر خدا فرموده است : ای علی هيچ تهيدستي سخت تر از ناداني و هيچ مالي سودمندتر از عقل نيست .

اصول كافي ، ج ۱ ، ص ۳۰




#همیشه_با_اطلاع_باشید https://chat.whatsapp.com/BrntZlCoye60zgtqLtCoei
t.me/IttelaAdmin
Forwarded from اطلاع
ما أحسَنَ الصَّمتَ لا مِن عی، وَالمِهذارُ لَهُ سَقَطاتٌ.

چه نیکوست آن خاموشی ای که از روی درماندگی [در سخن گفتن] نباشد! و برای پُرگو لغزش هاست.


امام رضا علیه‌السلام
گزیده حکمت نامه رضوی، صفحه، ۴۶۸


سالروز شهادت علی ابن موسی الرضا علیه السلام را بر پیروان حضرتش تسلیت عرض میکنیم.



به گروه واتساپ اطلاع بپیوندید:
https://chat.whatsapp.com/BrntZlCoye60zgtqLtCoei
پاسخ امام رضا به شاعری که برایش شعری سرود


ابونُواس اهوازی، شاعر مشهوری است که برای امام رضا ( علیه السلام) شعری سرود.

به نقل از کتاب پرسمان رضوی، جلد اول در مقالهٔ امام رضا به روایت اهل سنت، نکات جالبی از  گفت‌وگوهای امام با اهل سنت آمده است. یکی از این روایت ها گفت وگوی ابونُواس اهوازی، شاعر مشهور است.

در منابع متعددی آمده است که روزی به ابونُواس اهوازی، شاعر اهل سنت، گفتند که «چرا در مورد امام رضا(ع) شعری نسُروده‌ای؟»

او پاسخ داد: «موقعیت من در حدی نیست که دربارهٔ ایشان شعری بسرایم» و سپس این ابیات را در مدح حضرت رضا(ع) سرود:

«قیل لی: أنت أوحد الناس طرّا / فی فنون من الکلام النبیه‏

لک من جوهر الکلام بدیع / فی المعانی و فی الکلام البدیه

فعلی ما ترکت مدح ابن موسی / و الخصال الّتی تجمعن فیه‏

قلت: لا أهتدی لمدح إمام / کان جبریل خادما لأبیه‏»

در ترجمهٔ فارسی این ابیات آمده است که

«به من گفتند که تو در میان تمام مردم در فن سخنوری و نکته‌سنجی یگانه‌ای
جوهر گفتار اصیل در معانی و کلام داری
کسی که سخنان تو را درک کند، بهره‌های وافر به او عطا می‌شود
به من گفتند که پس چرا مدح امام را ترک کردی؟
من پاسخ دادم که من راهی ندارم برای مدح امامی که جبرئیل خادم پدرش بود»

او این سرودۀ خود را نزد امام رضا(ع) خواند..
«حسن ابن جهم» می‌گوید از امام رضا(ع) شنیدم که فرمودند:
«هر کسی دربارهٔ ما شعری بسراید و ما را در آن مدح و ستایش کند خداوند شهری که گسترده‌تر از هفت شهر دنیاست در بهشت برایش فراهم می‌سازد که آن را تمام فرشتگان مقرب و پیامبران مرسل زیارت خواهند کرد.»

t.me/ITTELA
.
*ده ویژگی که نشانه کمال عقل است*

- امام علی بن موسی الرضا علیه السلام فرمودند: عقل شخص مسلمـان تمـام نیست مگر ایـن که ده خصلت را دارا بـاشـد:
1ـ از او امید خیر باشد.
2ـ از بدى او در امان باشند.
3ـ خیر اندک دیگرى را بسیار شمارد.
4ـ خیر بسیار خود را اندک شمارد.
5ـ هـر چه حـاجت از او خـواهنـد دلتنگ نشـود.
6ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود.
7ـ فقـر در راه خـدایـش از تـوانگـرى محبـوبتـر بـاشــد.
8ـ خـوارى در راه خـدایـش از عزت بـا دشمنـش محبـوبتـر بـاشــد.
9ـ گمنـامـى را از پـر نـامـى خـواهـانتـر بـاشـد.
10ـ سپس فـرمـود: دهمى چیست و چیست دهمى ؟ به او گفته شـد: چیست؟ فـرمـود:
*احـدى را ننگـرد جز ایـن که بگـویـد او از مـن بهتـر و پـرهیز کـارتـــر است.*


«تحف العقول»
چاپ مؤسسه النشر الإسلامي ـ قم
صفحه ۴۴۳


ابن شعبة الحرّاني، الحسن بن علي بن الحسين، تحف العقول عن آل الرسول، تصحیح و تعلیق: علی‌اکبر غفاری، قم: مؤسسة النشر الإسلامي التابعة لجماعة المدرسين، چاپ دوم، ۱۴۰۴ق، ص ۴۴۳.

https://ittela.ir
#موتور _نور _کوانتومی؛ پلی میان #ترمودینامیک کوانتومی و فیزیک نیمه‌کلاسیکی

نویسندگان: Marcelo Janovitch، Sander Stammbach، Matteo Brunelli و Patrick P. Potts
منبع: دانشگاه بازل / Physical Review Letters
تاریخ انتشار مقاله: ۱۱ اوت ۲۰۲۶


ترجمه و بازنویسی در نشر اطلاع

گرما دقیقاً چیست؟ اگر یک ماشین حرارتی تنها از یک سامانه اتمی و ذرات نور تشکیل شده باشد، چه چیزی را می‌توان «کار مفید» آن دانست؟ این پرسش‌ها شاید در نگاه نخست عجیب به نظر برسند، اما در فناوری‌های کوانتومی مدرن اهمیت فزاینده‌ای پیدا کرده‌اند. در این سامانه‌های بسیار کوچک، مفاهیم کلاسیک ترمودینامیک باید در کنار قوانین فیزیک کوانتومی به کار گرفته شوند.

گروهی از پژوهشگران دانشگاه بازل سوئیس، به سرپرستی پاتریک پاتس، چارچوبی نظری ارائه کرده‌اند که نشان می‌دهد چگونه می‌توان توصیف ترمودینامیکی یک سامانه کاملاً کوانتومی را با حد نیمه‌کلاسیکی آن سازگار کرد. نتایج این پژوهش در مجله Physical Review Letters منتشر شده است.

از موتورهای بخار تا موتورهای کوانتومی

ترمودینامیک در قرن نوزدهم، عمدتاً در پاسخ به نیاز برای فهم عملکرد موتورهای بخار و ماشین‌های حرارتی شکل گرفت. در مقابل، فیزیک کوانتومی در آغاز قرن بیستم برای توضیح رفتار اتم‌ها، فوتون‌ها و دیگر اجزای بنیادی ماده توسعه یافت.

این دو حوزه اکنون در فناوری‌های کوانتومی بار دیگر به یکدیگر رسیده‌اند. سامانه‌هایی متشکل از تعداد بسیار کمی اتم و فوتون نیز می‌توانند انرژی دریافت کنند، آن را به شکل دیگری تبدیل کنند و انرژی را به محیط پس بدهند. از این رو، می‌توان آن‌ها را نمونه‌هایی از ماشین‌های حرارتی کوانتومی دانست.

اما در چنین مقیاس کوچکی، یک پرسش اساسی مطرح می‌شود: وقتی نور خود یک سامانه کوانتومی است، باید انرژی فوتون‌های خروجی را «گرما» محسوب کرد یا بخشی از آن را می‌توان نوعی «کار» در نظر گرفت؟

پژوهش جدید دقیقاً به همین مسئله می‌پردازد.

یک سامانه کوانتومی درون حفره‌ای میان آینه‌ها

پژوهشگران مدلی را بررسی کرده‌اند که در آن یک سامانه کوانتومی درون یک حفره نوری قرار دارد. حفره از آینه‌هایی تشکیل شده است که نور را در خود محبوس می‌کنند، اما در عین حال امکان ورود و خروج بخشی از میدان نوری را فراهم می‌کنند.

حفره به وسیله یک منبع خارجی، مانند لیزر، به‌طور مداوم تحریک می‌شود. بنابراین انرژی وارد سامانه می‌شود و هم‌زمان بخشی از انرژی نیز از طریق میدان نوری از حفره خارج می‌شود. این ساختار نمونه‌ای از یک سامانه رانده و اتلافی (driven-dissipative) است؛ یعنی سامانه‌ای که دائماً انرژی دریافت می‌کند و هم‌زمان بخشی از آن را به محیط می‌دهد.

چنین سامانه‌هایی بستر مناسبی برای مطالعه ماشین‌های حرارتی کوانتومی و ترمودینامیک سامانه‌های باز هستند.

گرما یا کار؟ مسئله از همین‌جا آغاز می‌شود

در توصیف ترمودینامیکی متعارف، فوتون‌هایی که از حفره خارج می‌شوند می‌توانند به‌عنوان انرژی تلف‌شده و در نتیجه بخشی از جریان گرما در نظر گرفته شوند. اما این تنها امکان موجود نیست.

در چارچوب دیگری که بر نظریه ورودی–خروجی (input-output theory) استوار است، بخش منسجم و قابل‌کنترل نور خروجی می‌تواند به‌عنوان منبع انرژی قابل استفاده در نظر گرفته شود؛ یعنی انرژی‌ای که بالقوه می‌تواند برای انجام کار روی یک سامانه کوانتومی دیگر به کار رود.

این تفاوت در نحوه حسابداری انرژی، صرفاً یک اختلاف زبانی نیست. انتخاب میان این دو توصیف می‌تواند به پیش‌بینی‌های متفاوتی درباره آنتروپی تولیدشده و نوسانات جریان‌های انرژی منجر شود. پژوهشگران نشان داده‌اند که تنها یکی از این دو چارچوب با حد نیمه‌کلاسیکی سامانه سازگار است.

وقتی نور کوانتومی، کلاسیکی می‌شود

یکی از اهداف اصلی پژوهش، بررسی حد نیمه‌کلاسیکی سامانه است. در این حد، میدان نور همچنان در تعامل با سامانه کوانتومی حضور دارد، اما خود میدان را می‌توان تقریباً مانند یک موج الکترومغناطیسی کلاسیک توصیف کرد.

به بیان ساده، اتم یا سامانه مادی همچنان رفتار کوانتومی خود را حفظ می‌کند، در حالی که میدان نوری به یک میدان کلاسیکیِ منسجم نزدیک می‌شود.

یک توصیف ترمودینامیکی مناسب باید ویژگی مهمی داشته باشد: اگر از یک نظریه کاملاً کوانتومی شروع کنیم و به‌تدریج به حد نیمه‌کلاسیکی برسیم، نتایج ترمودینامیکی نیز باید به‌طور پیوسته به نتایج نظریه نیمه‌کلاسیکی تبدیل شوند.

پژوهشگران نشان داده‌اند که این شرط با چارچوب ترمودینامیکی ورودی–خروجی برقرار است، اما با چارچوب استانداردی که تمام فوتون‌های خروجی را صرفاً اتلاف انرژی در نظر می‌گیرد، برقرار نیست.

اهمیت نوسانات کوانتومی

موضوع مهم دیگری که این پژوهش بررسی می‌کند، روابط عدم‌قطعیت ترمودینامیکی (Thermodynamic Uncertainty Relations یا TURs) است.
در سامانه‌های کلاسیکی، این روابط محدودیت‌هایی میان مقدار متوسط یک جریان، نوسانات آن و نرخ تولید آنتروپی برقرار می‌کنند. اما اثرات کوانتومی، به‌ویژه همدوسی کوانتومی، می‌توانند موجب کاهش نوسانات شوند و در شرایطی حتی باعث نقض حدودی شوند که برای سامانه‌های کلاسیکی برقرار هستند.

نتایج پژوهش نشان می‌دهد که اگر بخش منسجم نور خروجی را به‌درستی به‌عنوان انرژی قابل استفاده یا «توان» در نظر بگیریم، این ویژگی‌های کوانتومی در حد نیمه‌کلاسیکی نیز به‌درستی بازتولید می‌شوند.

در مقابل، اگر تمام انرژی نور خروجی را اتلاف و گرما فرض کنیم، سهمی گسترده و نامتناسب از میدان منسجم وارد محاسبه تولید آنتروپی می‌شود. در نتیجه، توصیف ترمودینامیکی حاصل دیگر با مدل نیمه‌کلاسیکی سازگار نخواهد بود و حتی می‌تواند آثار کوانتومی موجود در نوسانات جریان‌ها را پنهان کند.

چرا این نتیجه برای فناوری‌های کوانتومی مهم است؟

این یافته فقط یک مسئله نظری درباره تعریف گرما و کار نیست. در فناوری‌های کوانتومی، کنترل نوسانات و استفاده از همدوسی کوانتومی اهمیت زیادی دارد.

اگر بتوان انرژی موجود در میدان‌های نوری منسجم را به‌درستی به‌عنوان توان قابل استفاده شناسایی کرد، می‌توان تصویر دقیق‌تری از عملکرد ماشین‌های حرارتی کوانتومی، سامانه‌های نوری و دیگر معماری‌های مبتنی بر الکترودینامیک کوانتومی حفره‌ای به دست آورد.

از سوی دیگر، کاهش نوسانات ناشی از ویژگی‌های کوانتومی می‌تواند برای فناوری‌هایی که به اندازه‌گیری‌های بسیار دقیق نیاز دارند، اهمیت داشته باشد. چنین ویژگی‌هایی در حوزه‌هایی مانند مترولوژی کوانتومی، یعنی اندازه‌گیری با بهره‌گیری از منابع کوانتومی، بالقوه قابل استفاده‌اند.

یک گام به سوی ترمودینامیک منسجم سامانه‌های کوانتومی

نتیجه اصلی این پژوهش آن است که نحوه تعریف گرما، کار و تولید آنتروپی در یک سامانه کوانتومی صرفاً یک انتخاب حسابداری ساده نیست. در سامانه‌های مبتنی بر حفره‌های نوری، باید میان نور خروجیِ غیرمنسجم که واقعاً می‌تواند به‌عنوان اتلاف در نظر گرفته شود و بخش منسجم نوری که قابلیت استفاده به‌عنوان منبع توان دارد، تمایز قائل شد.

پژوهشگران دانشگاه بازل نشان داده‌اند که چارچوب ورودی–خروجی می‌تواند این ارتباط را به‌صورت سازگار میان توصیف کاملاً کوانتومی و حد نیمه‌کلاسیکی برقرار کند. این نتیجه همچنین راهی برای توصیف بهتر نوسانات و آثار غیرکلاسیکی در ماشین‌های حرارتی کوانتومی فراهم می‌کند.

مشخصات مقاله

عنوان: Bridging Quantum and Semi-Classical Thermodynamics in Cavity QED
نویسندگان: Marcelo Janovitch، Sander Stammbach، Matteo Brunelli و Patrick P. Potts
مجله: Physical Review Letters، جلد ۱۳۷، مقاله 070401
تاریخ انتشار: ۱۱ اوت ۲۰۲۶
نسخه پیش‌چاپ: arXiv:2602.06744؛ نسخه نخست در ۹ فوریه ۲۰۲۶ ثبت شده است.


#همیشه_با_اطلاع_باشید
https://ittela.ir