فراخوان دریافت آثار علمی پژوهشی
فرهیخته گرامی
با سلام
با استعانت از خداوند متعال به اطلاع می رساند انتشارات رجال، با هدف ارتقای سطح علمی و پژوهشی در حوزه علوم انسانی، به ویژه در رشتههای علوم سیاسی و حقوق، از تمامی نویسندگان، اساتید و پژوهشگران محترم دعوت به عمل میآورد تا آثار ارزشمند خود را جهت ارزیابی و انتشار به این انتشارات ارسال نمایند.
◾️خدمات انتشارات:
انتشارات رجال تمامی مراحل مرتبط با انتشار کتاب، شامل ویراستاری، صفحهآرایی، اخذ شابک و فیپا، طراحی جلد، چاپ و تبلیغات کتاب را با بالاترین کیفیت و استانداردهای علمی بر عهده میگیرد تا نویسندگان عزیز با اطمینان خاطر بتوانند آثار خود را به مخاطبان عرضه نمایند.
🔳آثار باید دارای محتوای علمی و پژوهشی باشد
◾️با توجه به ماهیت پژوهشی انتشارات، تبدیل پایان نامه و رساله به کتاب در اولویت اصلی انتشارات رجال است
🔶جهت هماهنگی و ارسال آثار خود، از طریق شماره تماس 09142052930 تماس حاصل فرمایید. همچنین، میتوانید نسخه الکترونیکی اثر خود را به آدرس ایمیل Ehsan_Jafari_Far@yahoo.com یا از طریق ایتا و تلگرام ارسال بفرمایید.
@IRDIPLOMAT
فرهیخته گرامی
با سلام
با استعانت از خداوند متعال به اطلاع می رساند انتشارات رجال، با هدف ارتقای سطح علمی و پژوهشی در حوزه علوم انسانی، به ویژه در رشتههای علوم سیاسی و حقوق، از تمامی نویسندگان، اساتید و پژوهشگران محترم دعوت به عمل میآورد تا آثار ارزشمند خود را جهت ارزیابی و انتشار به این انتشارات ارسال نمایند.
◾️خدمات انتشارات:
انتشارات رجال تمامی مراحل مرتبط با انتشار کتاب، شامل ویراستاری، صفحهآرایی، اخذ شابک و فیپا، طراحی جلد، چاپ و تبلیغات کتاب را با بالاترین کیفیت و استانداردهای علمی بر عهده میگیرد تا نویسندگان عزیز با اطمینان خاطر بتوانند آثار خود را به مخاطبان عرضه نمایند.
🔳آثار باید دارای محتوای علمی و پژوهشی باشد
◾️با توجه به ماهیت پژوهشی انتشارات، تبدیل پایان نامه و رساله به کتاب در اولویت اصلی انتشارات رجال است
🔶جهت هماهنگی و ارسال آثار خود، از طریق شماره تماس 09142052930 تماس حاصل فرمایید. همچنین، میتوانید نسخه الکترونیکی اثر خود را به آدرس ایمیل Ehsan_Jafari_Far@yahoo.com یا از طریق ایتا و تلگرام ارسال بفرمایید.
@IRDIPLOMAT
👍1
#استراتژی_سیاسی
💢 چرا آتشبس پیروزی حزبالله محسوب میشود؟
✍️«میدل ایست آی»
این پایگاه در گزارشی تحلیلی درباره اینکه «چرا حزبالله آتشبس را جشن گرفته است؟» مینویسد:
▫️حزبالله توافق آتشبس با اسرائیل را پیروزی میداند زیرا این جنبش معتقد است توانسته موقعیت نظامی و سیاسی خود را تثبیت کند، بدون اینکه مجبور به عقبنشینی یا دادن امتیاز شود.
▫️این توافق به نظر حزبالله نشاندهنده ناکامی اسرائیل در دستیابی به اهداف کلیدی مانند خلع سلاح حزبالله است.
▫️همچنین، حزبالله این آتشبس را دستاوردی در مقابل فشارهای بینالمللی علیه خود نیز میداند.
✍️تفسیر خبر
1️⃣ اسراییل محاسبات اشتباهی کرد این رژیم وضعیت حماس و مردم بی گناه غزه را با حزب الله یکی دانست و بنابراین متوجه شد که بیش از این ادامه تلفات سنگینی خواهد داشت
2️⃣تلاش اسراییل این بود که بتواند در دیپلماسی شکست خود را جبران کند و از طریق مذاکرات آتش بس دستاوردی را در جهت امنیت خود بدست بیاورد
3️⃣استراتژی قدرت هوشمند اسراییل ترکیبی از قدرت سخت نظامی و نرم دیپلماسی است که بتواند در مهار حزب الله از سه ابزار استفاده کند: نخست خود حزب الله از طریق آتش بس مهار شود؛ دوم حزب الله را تحت دولت لبنان کنترل کند؛ سوم رابطه حزب الله با محور مقاومت مهار شود
4️⃣به نظر میرسد پروژه نظم امنیتی منطقه با محوریت تضعیف محور مقاومت از نظر استراتژیست های خارجی با محاسبات جدیدتری در حال اجرا شدن است و این یک وضعیت آتش بس هم پایدار نیست بلکه فرایندی است که ممکن است دوباره حزب الله هدف قرار بگیرد نباید فراموش کرد که نظم منطقه ای قرار است آهسته آهسته رقم بخورد در این میان قرار است مهار پرونده هسته ای ایران هم در کاهش قدرت چانه زنی ایرانی کلید بخورد. به علاوه با عادی سازی روابط ایران با کشورهای عربی میدان تنش نیز مدیریت شده خواهد بود . در این میان بازیگرانی چون ترکیه بدنبال افزایش سهم خود از بازی مدیریت شده خواهند بود هرچند مشکلات ترکیه بیش از اینها خواهد شد چراکه نه توان بازی میدانی دارد و نه میتواند آن را مدیریت کند بلکه فقط دنبال منطقه نفوذ و امتیاز است . بزرگترین خلا کاهش محور مقاومت ظهور تروریست ها است که مساله امنیت را سخت تر خواهند کرد به علاوه ایران محاسبات خود را مورد بازنگری قرار خواهد داد تا ارزش هزینه ها را بسنجد این امر ممکن است تکیه بر بازیگران خارجی قدرتمند چون روسیه را افزایش دهد اما این کشور نیز بخاطر درگیری ها و عدم تمایل به صرف هزینه بیشتر نخواهد توانست از مدیریت منطقه بر آید و بیشتر متمرکز در حفظ منافع خود خواهد بود این در حالی است که قدرتتان بزرگ معمولا در همه چیز دخالت میکنند بنابراین روسیه قدرت بزرگ منطقه نمیتواند بشود. احتمالا در آینده جنگ منافع و مواضع را خواهیم داشت بنابراین ایران باید روی مناطق سودآور و حفظ آنجا متمرکز شود و گستردگی خود را به نقاط استراتژیک تر نیز متمرکز سازد . ایران نیاز به بازوی تهدیدزایی، بازدارندگی دارد وگرنه با تضعیف جبهه آماده عملیات در مرزهای اسراییل خود ایران مورد تهاجم اسراییل قرار خواهد گرفت.
@irdiplomat
💢 چرا آتشبس پیروزی حزبالله محسوب میشود؟
✍️«میدل ایست آی»
این پایگاه در گزارشی تحلیلی درباره اینکه «چرا حزبالله آتشبس را جشن گرفته است؟» مینویسد:
▫️حزبالله توافق آتشبس با اسرائیل را پیروزی میداند زیرا این جنبش معتقد است توانسته موقعیت نظامی و سیاسی خود را تثبیت کند، بدون اینکه مجبور به عقبنشینی یا دادن امتیاز شود.
▫️این توافق به نظر حزبالله نشاندهنده ناکامی اسرائیل در دستیابی به اهداف کلیدی مانند خلع سلاح حزبالله است.
▫️همچنین، حزبالله این آتشبس را دستاوردی در مقابل فشارهای بینالمللی علیه خود نیز میداند.
✍️تفسیر خبر
1️⃣ اسراییل محاسبات اشتباهی کرد این رژیم وضعیت حماس و مردم بی گناه غزه را با حزب الله یکی دانست و بنابراین متوجه شد که بیش از این ادامه تلفات سنگینی خواهد داشت
2️⃣تلاش اسراییل این بود که بتواند در دیپلماسی شکست خود را جبران کند و از طریق مذاکرات آتش بس دستاوردی را در جهت امنیت خود بدست بیاورد
3️⃣استراتژی قدرت هوشمند اسراییل ترکیبی از قدرت سخت نظامی و نرم دیپلماسی است که بتواند در مهار حزب الله از سه ابزار استفاده کند: نخست خود حزب الله از طریق آتش بس مهار شود؛ دوم حزب الله را تحت دولت لبنان کنترل کند؛ سوم رابطه حزب الله با محور مقاومت مهار شود
4️⃣به نظر میرسد پروژه نظم امنیتی منطقه با محوریت تضعیف محور مقاومت از نظر استراتژیست های خارجی با محاسبات جدیدتری در حال اجرا شدن است و این یک وضعیت آتش بس هم پایدار نیست بلکه فرایندی است که ممکن است دوباره حزب الله هدف قرار بگیرد نباید فراموش کرد که نظم منطقه ای قرار است آهسته آهسته رقم بخورد در این میان قرار است مهار پرونده هسته ای ایران هم در کاهش قدرت چانه زنی ایرانی کلید بخورد. به علاوه با عادی سازی روابط ایران با کشورهای عربی میدان تنش نیز مدیریت شده خواهد بود . در این میان بازیگرانی چون ترکیه بدنبال افزایش سهم خود از بازی مدیریت شده خواهند بود هرچند مشکلات ترکیه بیش از اینها خواهد شد چراکه نه توان بازی میدانی دارد و نه میتواند آن را مدیریت کند بلکه فقط دنبال منطقه نفوذ و امتیاز است . بزرگترین خلا کاهش محور مقاومت ظهور تروریست ها است که مساله امنیت را سخت تر خواهند کرد به علاوه ایران محاسبات خود را مورد بازنگری قرار خواهد داد تا ارزش هزینه ها را بسنجد این امر ممکن است تکیه بر بازیگران خارجی قدرتمند چون روسیه را افزایش دهد اما این کشور نیز بخاطر درگیری ها و عدم تمایل به صرف هزینه بیشتر نخواهد توانست از مدیریت منطقه بر آید و بیشتر متمرکز در حفظ منافع خود خواهد بود این در حالی است که قدرتتان بزرگ معمولا در همه چیز دخالت میکنند بنابراین روسیه قدرت بزرگ منطقه نمیتواند بشود. احتمالا در آینده جنگ منافع و مواضع را خواهیم داشت بنابراین ایران باید روی مناطق سودآور و حفظ آنجا متمرکز شود و گستردگی خود را به نقاط استراتژیک تر نیز متمرکز سازد . ایران نیاز به بازوی تهدیدزایی، بازدارندگی دارد وگرنه با تضعیف جبهه آماده عملیات در مرزهای اسراییل خود ایران مورد تهاجم اسراییل قرار خواهد گرفت.
@irdiplomat
👍3😁1
#استراتژی_سیاسی
💢پروژه ترکها برای مهندسی خاورمیانه
✍️سید محمدکاظم سجادپور
◾️خاورمیانه مکان کموبیش مشخصی است. خاورمیانه یا غرب آسیا مجموعهای از کشورهای عربزبان، ایران، ترکیه و رژیم صهیونیستی است. تقریباً ۲۵ واحد سیاسی در منطقهای قرار دارند که با عنوان خاورمیانه یا غرب آسیا شناخته میشود. البته بخشی از خاورمیانه، در برگیرنده کشورهای عربی شمال آفریقا نیز میشود. این منطقه در بیش از ۱۰۰ سال گذشته، پیوسته محلی برای پروژههای کلان منطقهای بوده که آخرین آنها پروژه ترکیه است. پروژه ترکی مهندسی خاورمیانه، با سقوط حکومت بشار اسد وارد مرحله جدید میشود. برگزاری اجلاس مقامات سیاسی و امنیتی ترکیه و قطر در دمشق با رهبران گروههایی که به حکومت بشار اسد حکم دادند، بیش از محتوا از نظر نمادین حائز اهمیت است.
◾️این جنبه نمادین، با برگزاری نماز در مسجد اموی دمشق توسط «ابراهیم کالین» رئیس سازمان اطلاعات ترکیه موسوم به «میت»، به اوج میرسد و یادآوری تسلط ترکها بر دمشق بعد از یک قرنی است که از سقوط عثمانی میگذرد. پروژه ترکی مهندسی خاورمیانه متضمن ترکیبی از ژئوپلتیک، تاریخ، آرزوهای فردی رهبران، شرایط متحول منطقهای و احساسات پیچیده و پرلایه است. پروژه ترکی مهندسی خاورمیانه را باید در چارچوب و روند دیگر پروژههایی دید که سعی کردهاند مشکل متفاوت و دگوگونی شدهای به خاورمیانه بدهند. این پروژههای کلان برای دگرگونی و دگردیسی خاورمیانه را چگونه میتوان ارزیابی کرد و مورد تجزیه و تحلیل قرار داد؟ در پاسخ باید به «کثرت پروژههای مهندسی خاورمیانه»، «ماهیت پروژهها» و «سرانجام پیامدهای پروژهها» توجه کرد.
◾️کثرت پروژههای تغییر در خاورمیانه را باید در تاریخ چند قرن گذشته این منطقه جستجو کرد. در این منطقه دو امپراتوری بومی یعنی عثمانی و ایران قرار داشتند و چندین امپراتوری غربی که طی حدود ۵۰۰ سال در کشمکشی دوگانه در رابطه با منطقه قرار داشتند. از یک سو، کشمکشی درونی بود که این امپراتوریها برای تسلط بر این منطقه با یکدیگر به رقابت، منازعه و جنگ میپرداختند و از سوی دیگر رابطه آنها با امپراتوریهای بومی بود که مخصوصاً در دو سده گذشته در وضعیت ناتراز و نامتقارنی با امپراتوریهای غربی قرار میگرفتند. جنگ جهانی اول به چند امپراتوری پایان داد که در رأس آنها امپراتوری پنج قرنه عثمانی بود. فروپاشی عثمانی روند سادهای نبود و زایش شرایط نوین، بسیار پردرد، پرمنازعه، پرخون و پرکنشگر بود. با فروپاشی عثمانی، مهندسیهای بزرگ برای خاورمیانه آغاز شد. مذاکرات متعدد و قراردادهایی که بعد از جنگ جهانی اول منعقد شد، همه بر خرابههای عمارت امپراتوری فروپاشیده عثمانی بنا شد و البته همگی با نارضایی و خشم و سرخوردگی وارث عثمانی یعنی ترکیه روبرو شد که از یک امپراتوری پهناور که از مدیترانه تا خلیجفارس را در بر میگرفت، تبدیل به یک کشور نسبتاً عادی تقلیل یافته شد.
◾️دهه ۲۰ سده بیستم میلادی، در فهم این سرخوردگی بسیار کلیدی است. در این دهه و دهه بعد بود که پروژه مهندسی بزرگ خاورمیانه براساس طراحی موسوم به سایکس ـ پیکو، بین وزرای خارجه فرانسه و انگلیس برای تقسیم منطقه و پروژه صهیونیسم با اعلامیه بالفور برای مهندسی فلسطین گره خورد و البته در درون هرکدام از پروژهها، خرده طرحهایی قرار داشت که در خور اهمیتاند. کنفرانس ۱۹۲۱ قاهره که انگلیس برای طراحیهای منطقهای با حضور نظامیان و پژوهشگران امور خاورمیانه بریتانیا راهاندازی کرد، به پیدایش برخی از کشورهای عربی انجامید. نقش خانم «گرترودبل» شرقشناس مشهور بریتانیایی در تأسیس نظام پادشاهی در اردن و عراق، بازتاب این مهندسی منطقهای است.
◾️این مهندسیهای منطقهای ادامه یافت و جالب است که هم از درون دنیای عرب و هم از برون دنیای عرب، پروژههای تغییر و مهندسی خاورمیانه، مخصوصاً بعد از جنگ جهانی دوم رو به افزایش گذاشت. پروژه کلان ناسیونالیسم عربی از درون و پروژه «دموکراسیسازی» و «کمونیستسازی» از بیرون، نمونههایی از این طرحهای کلان هستند که توان و ظرفیت خاورمیانه را گرفته و برای دههها به خود مشغول کرده است. دوران بعد از جنگ جهانی دوم، کشمکش و کنش و واکنش بین پروژههای بینالمللی و پروژههای درونی تغییر بخشی به خاورمیانه پرحادثه و پررخداد است. جنگ بین دولتها و جنگهای داخلی، همگی بر ایده مهندسی شرایط استوار بودند.
◾️اما آنچه کثرت طرحها را بیشتر روشن میکند، پایان جنگ سرد و دگرگونی ساختاری در جهان قدرت است که خاورمیانه را مشحون از حوادث دردناک و در عین حال ایدهپردازیها و خیالپردازیها میکند. در رأس این رویاگرائیها برای تغییر خاورمیانه، ایالات متحده مخصوصاً در دوران بوش دوم قرار دارد. رژیم صهیونیستی نیز ایده تغییر خاورمیانه را با هماهنگی آمریکا دنبال کرده که تجلی نهایی آنها توافق ابراهیم در سال ۲۰۲۲ میباشد.
💢پروژه ترکها برای مهندسی خاورمیانه
✍️سید محمدکاظم سجادپور
◾️خاورمیانه مکان کموبیش مشخصی است. خاورمیانه یا غرب آسیا مجموعهای از کشورهای عربزبان، ایران، ترکیه و رژیم صهیونیستی است. تقریباً ۲۵ واحد سیاسی در منطقهای قرار دارند که با عنوان خاورمیانه یا غرب آسیا شناخته میشود. البته بخشی از خاورمیانه، در برگیرنده کشورهای عربی شمال آفریقا نیز میشود. این منطقه در بیش از ۱۰۰ سال گذشته، پیوسته محلی برای پروژههای کلان منطقهای بوده که آخرین آنها پروژه ترکیه است. پروژه ترکی مهندسی خاورمیانه، با سقوط حکومت بشار اسد وارد مرحله جدید میشود. برگزاری اجلاس مقامات سیاسی و امنیتی ترکیه و قطر در دمشق با رهبران گروههایی که به حکومت بشار اسد حکم دادند، بیش از محتوا از نظر نمادین حائز اهمیت است.
◾️این جنبه نمادین، با برگزاری نماز در مسجد اموی دمشق توسط «ابراهیم کالین» رئیس سازمان اطلاعات ترکیه موسوم به «میت»، به اوج میرسد و یادآوری تسلط ترکها بر دمشق بعد از یک قرنی است که از سقوط عثمانی میگذرد. پروژه ترکی مهندسی خاورمیانه متضمن ترکیبی از ژئوپلتیک، تاریخ، آرزوهای فردی رهبران، شرایط متحول منطقهای و احساسات پیچیده و پرلایه است. پروژه ترکی مهندسی خاورمیانه را باید در چارچوب و روند دیگر پروژههایی دید که سعی کردهاند مشکل متفاوت و دگوگونی شدهای به خاورمیانه بدهند. این پروژههای کلان برای دگرگونی و دگردیسی خاورمیانه را چگونه میتوان ارزیابی کرد و مورد تجزیه و تحلیل قرار داد؟ در پاسخ باید به «کثرت پروژههای مهندسی خاورمیانه»، «ماهیت پروژهها» و «سرانجام پیامدهای پروژهها» توجه کرد.
◾️کثرت پروژههای تغییر در خاورمیانه را باید در تاریخ چند قرن گذشته این منطقه جستجو کرد. در این منطقه دو امپراتوری بومی یعنی عثمانی و ایران قرار داشتند و چندین امپراتوری غربی که طی حدود ۵۰۰ سال در کشمکشی دوگانه در رابطه با منطقه قرار داشتند. از یک سو، کشمکشی درونی بود که این امپراتوریها برای تسلط بر این منطقه با یکدیگر به رقابت، منازعه و جنگ میپرداختند و از سوی دیگر رابطه آنها با امپراتوریهای بومی بود که مخصوصاً در دو سده گذشته در وضعیت ناتراز و نامتقارنی با امپراتوریهای غربی قرار میگرفتند. جنگ جهانی اول به چند امپراتوری پایان داد که در رأس آنها امپراتوری پنج قرنه عثمانی بود. فروپاشی عثمانی روند سادهای نبود و زایش شرایط نوین، بسیار پردرد، پرمنازعه، پرخون و پرکنشگر بود. با فروپاشی عثمانی، مهندسیهای بزرگ برای خاورمیانه آغاز شد. مذاکرات متعدد و قراردادهایی که بعد از جنگ جهانی اول منعقد شد، همه بر خرابههای عمارت امپراتوری فروپاشیده عثمانی بنا شد و البته همگی با نارضایی و خشم و سرخوردگی وارث عثمانی یعنی ترکیه روبرو شد که از یک امپراتوری پهناور که از مدیترانه تا خلیجفارس را در بر میگرفت، تبدیل به یک کشور نسبتاً عادی تقلیل یافته شد.
◾️دهه ۲۰ سده بیستم میلادی، در فهم این سرخوردگی بسیار کلیدی است. در این دهه و دهه بعد بود که پروژه مهندسی بزرگ خاورمیانه براساس طراحی موسوم به سایکس ـ پیکو، بین وزرای خارجه فرانسه و انگلیس برای تقسیم منطقه و پروژه صهیونیسم با اعلامیه بالفور برای مهندسی فلسطین گره خورد و البته در درون هرکدام از پروژهها، خرده طرحهایی قرار داشت که در خور اهمیتاند. کنفرانس ۱۹۲۱ قاهره که انگلیس برای طراحیهای منطقهای با حضور نظامیان و پژوهشگران امور خاورمیانه بریتانیا راهاندازی کرد، به پیدایش برخی از کشورهای عربی انجامید. نقش خانم «گرترودبل» شرقشناس مشهور بریتانیایی در تأسیس نظام پادشاهی در اردن و عراق، بازتاب این مهندسی منطقهای است.
◾️این مهندسیهای منطقهای ادامه یافت و جالب است که هم از درون دنیای عرب و هم از برون دنیای عرب، پروژههای تغییر و مهندسی خاورمیانه، مخصوصاً بعد از جنگ جهانی دوم رو به افزایش گذاشت. پروژه کلان ناسیونالیسم عربی از درون و پروژه «دموکراسیسازی» و «کمونیستسازی» از بیرون، نمونههایی از این طرحهای کلان هستند که توان و ظرفیت خاورمیانه را گرفته و برای دههها به خود مشغول کرده است. دوران بعد از جنگ جهانی دوم، کشمکش و کنش و واکنش بین پروژههای بینالمللی و پروژههای درونی تغییر بخشی به خاورمیانه پرحادثه و پررخداد است. جنگ بین دولتها و جنگهای داخلی، همگی بر ایده مهندسی شرایط استوار بودند.
◾️اما آنچه کثرت طرحها را بیشتر روشن میکند، پایان جنگ سرد و دگرگونی ساختاری در جهان قدرت است که خاورمیانه را مشحون از حوادث دردناک و در عین حال ایدهپردازیها و خیالپردازیها میکند. در رأس این رویاگرائیها برای تغییر خاورمیانه، ایالات متحده مخصوصاً در دوران بوش دوم قرار دارد. رژیم صهیونیستی نیز ایده تغییر خاورمیانه را با هماهنگی آمریکا دنبال کرده که تجلی نهایی آنها توافق ابراهیم در سال ۲۰۲۲ میباشد.
ادامه...
در ورای همه طرحها، بیتردید امیال و آرزوهای ژئوپلتیک بر منطقه تسلط یافت. کنشگران مختلف، فکر میکنند که میتوانند با عنوان شکل دادن به خاورمیانه متفاوتی چه از درون و چه از روابط خاورمیانه با بیرون، نقشی ایفا کنند، رقبا را حذف کامل کنند و انحصارگرایانه این جغرافیا را در اختیار بگیرند. روایتپردازی برای تحقق خیالپردازی، رنگارنگ و متنوع است.
◾️اما آنچه این پروژههای کلان در نظر نمیگیرند، این است که خاورمیانه و مردم آن، خود کنشگرند و صرفاً بازیچهای در دست مهندسان استراتژیگرا نیستند. واکنش خاورمیانه به همه پروژهها، موضوعی جدی و در خور است. مقاومت در مقابل پروژههای کلان مهندسی، پدیدهای پایدار، ریشهدار و جا افتاده در منطقه است. در عین حال باید گفت که هرکدام از پروژههای کلان منطقهای، اثرات خاص خود را بر منطقه گذاشته و زخمهای کهنه شدهای بر پیکر خاورمیانه مشاهده میشود که همگی ناشی از این پروژههای خیال بنیاد میباشد. پروژههای غربی و صهیونیستی، روح و روان خاورمیانه را عمیقاً متأثر کرده است.
◾️تحولات بعد از ۷ اکتبر، ویرانگری این پروژهها را به نمایش میگذارد. پروژه ترکی بازگشت به عصر عثمانی، علیرغم روایتسازیهای رنگارنگ و آمادهسازیهای هماهنگ با قدرتهای فرامنطقهای و البته فرصتطلبی از لحظات پرفشار در منطقه و بهرهبرداری از کاستیهای جدی دموکراتیک، نمیتواند خاورمیانه جدیدی را مهندسی کند. در یک کلام شاید رسیدن به این استنباط به واقعیت نزدیک باشد که جوامع انسانی و ازجمله خاورمیانه، مهندسی پذیر نیستند و نهایتاً مردم مهندسان زندگی خود میباشند.
@irdiplomat
در ورای همه طرحها، بیتردید امیال و آرزوهای ژئوپلتیک بر منطقه تسلط یافت. کنشگران مختلف، فکر میکنند که میتوانند با عنوان شکل دادن به خاورمیانه متفاوتی چه از درون و چه از روابط خاورمیانه با بیرون، نقشی ایفا کنند، رقبا را حذف کامل کنند و انحصارگرایانه این جغرافیا را در اختیار بگیرند. روایتپردازی برای تحقق خیالپردازی، رنگارنگ و متنوع است.
◾️اما آنچه این پروژههای کلان در نظر نمیگیرند، این است که خاورمیانه و مردم آن، خود کنشگرند و صرفاً بازیچهای در دست مهندسان استراتژیگرا نیستند. واکنش خاورمیانه به همه پروژهها، موضوعی جدی و در خور است. مقاومت در مقابل پروژههای کلان مهندسی، پدیدهای پایدار، ریشهدار و جا افتاده در منطقه است. در عین حال باید گفت که هرکدام از پروژههای کلان منطقهای، اثرات خاص خود را بر منطقه گذاشته و زخمهای کهنه شدهای بر پیکر خاورمیانه مشاهده میشود که همگی ناشی از این پروژههای خیال بنیاد میباشد. پروژههای غربی و صهیونیستی، روح و روان خاورمیانه را عمیقاً متأثر کرده است.
◾️تحولات بعد از ۷ اکتبر، ویرانگری این پروژهها را به نمایش میگذارد. پروژه ترکی بازگشت به عصر عثمانی، علیرغم روایتسازیهای رنگارنگ و آمادهسازیهای هماهنگ با قدرتهای فرامنطقهای و البته فرصتطلبی از لحظات پرفشار در منطقه و بهرهبرداری از کاستیهای جدی دموکراتیک، نمیتواند خاورمیانه جدیدی را مهندسی کند. در یک کلام شاید رسیدن به این استنباط به واقعیت نزدیک باشد که جوامع انسانی و ازجمله خاورمیانه، مهندسی پذیر نیستند و نهایتاً مردم مهندسان زندگی خود میباشند.
@irdiplomat
#استراتژی_سیاسی
💢بازسازی قدرت تهران، اولویت چین در غرب آسیا
✍️بروکینگز
«یون سان» کارشناس اقتصاد بینالملل اندیشکده «بروکینگز» در گزارشی با عنوان «پیشبینی راهبرد چین در خاورمیانه طی چهار سال آینده» به بررسی سیاستهای احتمالی پکن در منطه طی دوره ریاست جمهوری دونالد ترامپ میپردازد.
◾️بحران غزه، دیپلماسی متعادل کننده سنتی چین در منطقه را در معرض یک آزمون جدی قرار داده است. تا سال ۲۰۲۳، چین توانسته بود روابط خود را با همه طرف های منطقه مانند ارتباط میان ایران و عربستان سعودی و بین جهان عرب و اسرائیل را به خوبی حفظ کند. این انعطاف استراتژیک به دلیل موقعیت جغرافیایی چین و عدم درگیری با قدرت های منطقه ای امکان پذیر شد. با این حال، بحران غزه محدودیت دیپلماسی موازنه چین را نشان داده است. با تغییرات و عدم اطمینان مرتبط با تعادل قدرت منطقه ای، دیپلماسی موازنه چین باید خود را با شرایط موجود تطبیق دهد.
◾️تلاش های چین برای شکل دادن به یک معماری جدید امنیتی منطقه ای نفوذ ایالات متحده را تضعیف خواهد کرد.بسیاری در چین، بحران غزه را به عنوان یک عقبگرد موقت برای روند آشتی اسرائیل و کشورهای عربی میدانند و در نهایت، عادیسازی روابط بین اسرائیل و عربستان سعودی رخ خواهد داد. چین لزوماً خود را حامی چنین عادی سازی نمیداند، زیرا یک پیمان امنیتی بین ایالات متحده و عربستان سعودی که پیش شرط عادی سازی اسرائیل و عربستان است، تلاش های چین برای شکل دادن به یک معماری جدید امنیتی منطقه ای، دخالت و نفوذ ایالات متحده را تضعیف خواهد کرد. چین هنوز نفوذ جدی بر تصمیم استراتژیک عربستان سعودی برای همسویی آن با غرب ندارد. با این وجود، چین احتمالا از تعامل خود با عربستان در حوزه های انرژی، اقتصادی و سیاسی برای بی اثر کردن کردن توافق دفاعی عربستان و ایالات متحده استفاده خواهد کرد به ویژه اگر چنین پیمانی شامل بندهایی باشد که مانع از همکاری های امنیتی و فناوری بین چین و عربستان سعودی شود.
◾️چین اقدام علیه سازمان یا مکانیسم امنیتی منطقه ای به رهبری ایالات متحده که آن را «ناتوی خاورمیانه» مینامند، شروع کرده است.این بدان معناست که چین برای ایجاد تعادل در روابط امنیتی عمیق خود با ایالات متحده، ایجاد اهرم فشار تقویت روابط با عربستان سعودی و همچنین سایر کشورهای کلیدی عربی را در اولویت قرار خواهد داد. چین اقدام علیه سازمان یا مکانیسم امنیتی منطقه ای به رهبری ایالات متحده که آن را «ناتوی خاورمیانه» می نامند، شروع کرده است. به همین ترتیب، حمایت چین از تلاشهای ایران برای بازیابی قدرت و اعتبار خود پس از تحولات صورت گرفته در منطقه مهم خواهد بود. چین مایل است معماری امنیتی منطقهای را که بر توازن قوا پایه گذاری شده است، با ایران به عنوان یک ستون قوی و به عنوان شریک چین در مقابله با سلطه ایالات متحده در امور امنیتی منطقه ببیند، بنابراین، تضعیف ایران برای این رویکرد خوب نیست. چین در سال ۲۰۲۱ طرح ۲۵ ساله تعامل اقتصادی با ایران را امضا کرد.
◾️چین اجازه نخواهد داد تهران شکست بخورد چون روابط پکن با تهران احتمالاً به تعادل روابط عربستان سعودی با ایالات متحده و اسرائیل کمک خواهد کرد.در حرکتی رو به جلو، چین ممکن است بازسازی قدرت تهران را برای حفظ توازن قدرت منطقه در اولویت قرار دهد. این امر می تواند مستلزم واردات بیشتر نفت خام ایران، افزایش سرمایه گذاری در زیرساخت های ایران و حمایت از رویکرد منطقه ای این کشور باشد. چین همچنان نگران تهدید تحریمهای ایالات متحده است، اما چنین حمایتی از سوی پکن ممکن است به شیوهای نسبتاً کمتر سیاسی مانند تجارت غیرقانونی و حمایتها دیپلماتیک رخ دهد. مقامات چینی معتقدند که ایران، روسیه و کره شمالی منافع بیشتری در سیاست بینالملل با این کشور دارند تا چین با ایالات متحده. اگر روابط آمریکا متحده و چین دوباره در دولت دوم ترامپ وارد یک «سقوط آزاد» دیگر شود، این نگاه به طور بالقوه می تواند تشدید شود. در مجموع، چین اجازه نخواهد داد تهران شکست بخورد، به ویژه به این دلیل که روابط پکن با تهران احتمالاً به تعادل روابط عربستان سعودی با ایالات متحده و اسرائیل کمک خواهد کرد.
💢بازسازی قدرت تهران، اولویت چین در غرب آسیا
✍️بروکینگز
«یون سان» کارشناس اقتصاد بینالملل اندیشکده «بروکینگز» در گزارشی با عنوان «پیشبینی راهبرد چین در خاورمیانه طی چهار سال آینده» به بررسی سیاستهای احتمالی پکن در منطه طی دوره ریاست جمهوری دونالد ترامپ میپردازد.
◾️بحران غزه، دیپلماسی متعادل کننده سنتی چین در منطقه را در معرض یک آزمون جدی قرار داده است. تا سال ۲۰۲۳، چین توانسته بود روابط خود را با همه طرف های منطقه مانند ارتباط میان ایران و عربستان سعودی و بین جهان عرب و اسرائیل را به خوبی حفظ کند. این انعطاف استراتژیک به دلیل موقعیت جغرافیایی چین و عدم درگیری با قدرت های منطقه ای امکان پذیر شد. با این حال، بحران غزه محدودیت دیپلماسی موازنه چین را نشان داده است. با تغییرات و عدم اطمینان مرتبط با تعادل قدرت منطقه ای، دیپلماسی موازنه چین باید خود را با شرایط موجود تطبیق دهد.
◾️تلاش های چین برای شکل دادن به یک معماری جدید امنیتی منطقه ای نفوذ ایالات متحده را تضعیف خواهد کرد.بسیاری در چین، بحران غزه را به عنوان یک عقبگرد موقت برای روند آشتی اسرائیل و کشورهای عربی میدانند و در نهایت، عادیسازی روابط بین اسرائیل و عربستان سعودی رخ خواهد داد. چین لزوماً خود را حامی چنین عادی سازی نمیداند، زیرا یک پیمان امنیتی بین ایالات متحده و عربستان سعودی که پیش شرط عادی سازی اسرائیل و عربستان است، تلاش های چین برای شکل دادن به یک معماری جدید امنیتی منطقه ای، دخالت و نفوذ ایالات متحده را تضعیف خواهد کرد. چین هنوز نفوذ جدی بر تصمیم استراتژیک عربستان سعودی برای همسویی آن با غرب ندارد. با این وجود، چین احتمالا از تعامل خود با عربستان در حوزه های انرژی، اقتصادی و سیاسی برای بی اثر کردن کردن توافق دفاعی عربستان و ایالات متحده استفاده خواهد کرد به ویژه اگر چنین پیمانی شامل بندهایی باشد که مانع از همکاری های امنیتی و فناوری بین چین و عربستان سعودی شود.
◾️چین اقدام علیه سازمان یا مکانیسم امنیتی منطقه ای به رهبری ایالات متحده که آن را «ناتوی خاورمیانه» مینامند، شروع کرده است.این بدان معناست که چین برای ایجاد تعادل در روابط امنیتی عمیق خود با ایالات متحده، ایجاد اهرم فشار تقویت روابط با عربستان سعودی و همچنین سایر کشورهای کلیدی عربی را در اولویت قرار خواهد داد. چین اقدام علیه سازمان یا مکانیسم امنیتی منطقه ای به رهبری ایالات متحده که آن را «ناتوی خاورمیانه» می نامند، شروع کرده است. به همین ترتیب، حمایت چین از تلاشهای ایران برای بازیابی قدرت و اعتبار خود پس از تحولات صورت گرفته در منطقه مهم خواهد بود. چین مایل است معماری امنیتی منطقهای را که بر توازن قوا پایه گذاری شده است، با ایران به عنوان یک ستون قوی و به عنوان شریک چین در مقابله با سلطه ایالات متحده در امور امنیتی منطقه ببیند، بنابراین، تضعیف ایران برای این رویکرد خوب نیست. چین در سال ۲۰۲۱ طرح ۲۵ ساله تعامل اقتصادی با ایران را امضا کرد.
◾️چین اجازه نخواهد داد تهران شکست بخورد چون روابط پکن با تهران احتمالاً به تعادل روابط عربستان سعودی با ایالات متحده و اسرائیل کمک خواهد کرد.در حرکتی رو به جلو، چین ممکن است بازسازی قدرت تهران را برای حفظ توازن قدرت منطقه در اولویت قرار دهد. این امر می تواند مستلزم واردات بیشتر نفت خام ایران، افزایش سرمایه گذاری در زیرساخت های ایران و حمایت از رویکرد منطقه ای این کشور باشد. چین همچنان نگران تهدید تحریمهای ایالات متحده است، اما چنین حمایتی از سوی پکن ممکن است به شیوهای نسبتاً کمتر سیاسی مانند تجارت غیرقانونی و حمایتها دیپلماتیک رخ دهد. مقامات چینی معتقدند که ایران، روسیه و کره شمالی منافع بیشتری در سیاست بینالملل با این کشور دارند تا چین با ایالات متحده. اگر روابط آمریکا متحده و چین دوباره در دولت دوم ترامپ وارد یک «سقوط آزاد» دیگر شود، این نگاه به طور بالقوه می تواند تشدید شود. در مجموع، چین اجازه نخواهد داد تهران شکست بخورد، به ویژه به این دلیل که روابط پکن با تهران احتمالاً به تعادل روابط عربستان سعودی با ایالات متحده و اسرائیل کمک خواهد کرد.
👍2❤1
◾️«شیجینپینگ» رئیس جمهور چین برای اولین بار مفهوم معماری جدید «همکاری و امنیت مشترک و پایدار» در خاورمیانه را در سال ۲۰۱۸ طی هشتمین مجمع همکاری چین و کشورهای عربی را مطرح کرد. در سال ۲۰۲۲، «وانگیی»، وزیر خارجه چین، بر اساس پیشنهاد شی، خواستار «معماری امنیتی جدید در خاورمیانه» شد. وانگ علاوه بر تاکید به احترام به اصولی مانند پایبندی به گفت وگوهای سیاسی و دیپلماتیک، مرکزیت کشورهای منطقه و تقدس منشور ملل متحد، دو پیشنهاد ویژه در مورد گفتگوهای صلح منطقهای ارائه کرد:
اول، کنفرانس صلح بین المللی در مورد حل و فصل مساله فلسطین بر اساس راه حل دو دولتی. دوم، اینجاد یک بستر گفتگوی امنیتی خلیج فارس، برای رسیدگی به تنش بین ایران و کشورهای عربی. بر اساس این دیدگاه ها، هدف چین جایگزینی آمریکا به عنوان ضامن امنیت در منطقه نیست، در عوض چین در تلاش است تا با تسهیل ایجاد یک ساختار امنیتی جدید در خاورمیانه، سلطه منطقه ای ایالات متحده را تغییر دهد. ساختاری که چین با توجه به وزن رو به رشد اقتصادی و روابط سیاسی با قدرت های مختلف در منطقه می تواند نقش مهم تری در آن ایفا کند.
◾️چین از زمان معرفی چشم انداز جدید خود، دو موفقیت در مسائل صلح و درگیری خاورمیانه داشته است یکی توافق میان ایران و عربستان و دیگری برگزاری اجلاس وحدت ملی فلسطین.چین از زمان معرفی چشم انداز جدید خود، دو موفقیت در مسائل صلح و درگیری خاورمیانه داشته است. در مارس ۲۰۲۳، عربستان سعودی و ایران به توافقنامه صلحی در پکن دست یافتند که اسماً با میانجیگری چین انجام شد. نقش دقیقی که چین در این توافق ایفا کرد موضوع بحثهای مهمی مانند اینکه آیا چین فقط گفتوگو را تسهیل کرده یا در واقع نقش تعیین کنند مهمی در میانجیگری میان دو کشور هم داشته است. با این حال، این اولین موفقیت بزرگ چین در میانجیگری در یک درگیری بین المللی بود. دومین موفقیت چین در ماه جون ۲۰۲۴ رخ داد، زمانی که ۱۴ جناح مختلف فلسطینی اعلامیه پکن در مورد پایان دادن به تفرقه و تقویت وحدت ملی فلسطین را در پکن امضا کردند. تردیدها در مورد عملی بودن و اجرای توافق بسیار زیاد است، اما این واقعیت که چین حداقل ریاست این فرآیند را برعهده داشت، نشان دهنده نفوذ فزاینده آن بر این موضوع است. چین با جایگاه تازه خود به عنوان یک «صلحساز» منطقهای، بدون شک مشارکت خود را در امور صلح خاورمیانه در چهار سال آینده افزایش خواهد داد که به نظر می رسد دیپلماتهای چینی و تحلیلگران خاورمیانه آماده این تحولات جدید هستند و برای کمک به ایدهها و برنامههایی در این راستا بسیج شدهاند. پیشبینی میشود پکن از نفوذ دیپلماتیک و کانالهای متعدد ارتباطی خود برای اثبات نقش و مشارکت خود در این زمینه استفاده خواهد کرد.
◾️با این حال، میانجیگری چین در موضوع اسرائیل و فلسطین آسان نخواهد بود. ناتوانی چشمگیر پکن در ایجاد تغییر در جنگ غزه نشان دهنده ضعف چین به عنوان یک میانجی صلح است. در واقع، لحظه ای که چین با خودداری از محکوم کردن حمله ۷ اکتبر حماس، یک طرف را انتخاب کرد، بی طرفی و اعتبار خود را به عنوان میانجی از دست داد. این امر حکم می کند که چین باید روابط و نفوذ خود را بر پویایی داخلی جنبش فلسطین افزایش دهد تا قدرت جنبش را تقویت کند و توانایی پکن برای میانجیگری در مناقشه را افزایش دهد. بازسازی پس از جنگ در غزه، لبنان و سایر مناطق درگیر جنگ فرصت خوبی را برای چین فراهم می کند تا به چنین نفوذی دست یابد، زیرا چین در بازسازی زیرساخت ها تخصص دارد و منابع مالی برای حمایت از آن را نیز دارد.چین همچنین ممکن است تلاش های خود را برای میانجیگری بین ایران و سایر کشورهای خلیج فارس در خاورمیانه افزایش دهد، تهران هم اشتیاق بیشتری برای اقدامات آشتی جویانه در برابر عربستان از خود نشان داده است. روابط چین با ایران احتمالاً شتاب بیشتری خواهد گرفت، زیرا چین می خواهد شاهد احیای نوعی تعادل قدرت منطقه ای باشد. تقویت روابط با ایران و کشورهای عربی راهی برای نفوذ بیشتر در گفتگوهای سیاسی به چین می دهد.
◾️حضور چین در خاورمیانه در دوران دولت ترامپ با چالشهایی روبهرو خواهد شد، اما چین همچنان نقش خود را در منطقه افزایش خواهد داد. تا سال ۲۰۲۹، چین به امنیت انرژی خاورمیانه وابسته خواهد بود و تلاش میکند روابط اقتصادی خود را از انرژی به حوزههای دیگر مانند اقتصاد دیجیتال و فناوری پیشرفته گسترش دهد. چین به دنبال تقویت روابط با ایران و عربستان است که میتواند به توانمندی ایران و بهبود وجهه تهران در منطقه کمک کند.
──═ঊঈ @irdiplomat ঊঈ═──
اول، کنفرانس صلح بین المللی در مورد حل و فصل مساله فلسطین بر اساس راه حل دو دولتی. دوم، اینجاد یک بستر گفتگوی امنیتی خلیج فارس، برای رسیدگی به تنش بین ایران و کشورهای عربی. بر اساس این دیدگاه ها، هدف چین جایگزینی آمریکا به عنوان ضامن امنیت در منطقه نیست، در عوض چین در تلاش است تا با تسهیل ایجاد یک ساختار امنیتی جدید در خاورمیانه، سلطه منطقه ای ایالات متحده را تغییر دهد. ساختاری که چین با توجه به وزن رو به رشد اقتصادی و روابط سیاسی با قدرت های مختلف در منطقه می تواند نقش مهم تری در آن ایفا کند.
◾️چین از زمان معرفی چشم انداز جدید خود، دو موفقیت در مسائل صلح و درگیری خاورمیانه داشته است یکی توافق میان ایران و عربستان و دیگری برگزاری اجلاس وحدت ملی فلسطین.چین از زمان معرفی چشم انداز جدید خود، دو موفقیت در مسائل صلح و درگیری خاورمیانه داشته است. در مارس ۲۰۲۳، عربستان سعودی و ایران به توافقنامه صلحی در پکن دست یافتند که اسماً با میانجیگری چین انجام شد. نقش دقیقی که چین در این توافق ایفا کرد موضوع بحثهای مهمی مانند اینکه آیا چین فقط گفتوگو را تسهیل کرده یا در واقع نقش تعیین کنند مهمی در میانجیگری میان دو کشور هم داشته است. با این حال، این اولین موفقیت بزرگ چین در میانجیگری در یک درگیری بین المللی بود. دومین موفقیت چین در ماه جون ۲۰۲۴ رخ داد، زمانی که ۱۴ جناح مختلف فلسطینی اعلامیه پکن در مورد پایان دادن به تفرقه و تقویت وحدت ملی فلسطین را در پکن امضا کردند. تردیدها در مورد عملی بودن و اجرای توافق بسیار زیاد است، اما این واقعیت که چین حداقل ریاست این فرآیند را برعهده داشت، نشان دهنده نفوذ فزاینده آن بر این موضوع است. چین با جایگاه تازه خود به عنوان یک «صلحساز» منطقهای، بدون شک مشارکت خود را در امور صلح خاورمیانه در چهار سال آینده افزایش خواهد داد که به نظر می رسد دیپلماتهای چینی و تحلیلگران خاورمیانه آماده این تحولات جدید هستند و برای کمک به ایدهها و برنامههایی در این راستا بسیج شدهاند. پیشبینی میشود پکن از نفوذ دیپلماتیک و کانالهای متعدد ارتباطی خود برای اثبات نقش و مشارکت خود در این زمینه استفاده خواهد کرد.
◾️با این حال، میانجیگری چین در موضوع اسرائیل و فلسطین آسان نخواهد بود. ناتوانی چشمگیر پکن در ایجاد تغییر در جنگ غزه نشان دهنده ضعف چین به عنوان یک میانجی صلح است. در واقع، لحظه ای که چین با خودداری از محکوم کردن حمله ۷ اکتبر حماس، یک طرف را انتخاب کرد، بی طرفی و اعتبار خود را به عنوان میانجی از دست داد. این امر حکم می کند که چین باید روابط و نفوذ خود را بر پویایی داخلی جنبش فلسطین افزایش دهد تا قدرت جنبش را تقویت کند و توانایی پکن برای میانجیگری در مناقشه را افزایش دهد. بازسازی پس از جنگ در غزه، لبنان و سایر مناطق درگیر جنگ فرصت خوبی را برای چین فراهم می کند تا به چنین نفوذی دست یابد، زیرا چین در بازسازی زیرساخت ها تخصص دارد و منابع مالی برای حمایت از آن را نیز دارد.چین همچنین ممکن است تلاش های خود را برای میانجیگری بین ایران و سایر کشورهای خلیج فارس در خاورمیانه افزایش دهد، تهران هم اشتیاق بیشتری برای اقدامات آشتی جویانه در برابر عربستان از خود نشان داده است. روابط چین با ایران احتمالاً شتاب بیشتری خواهد گرفت، زیرا چین می خواهد شاهد احیای نوعی تعادل قدرت منطقه ای باشد. تقویت روابط با ایران و کشورهای عربی راهی برای نفوذ بیشتر در گفتگوهای سیاسی به چین می دهد.
◾️حضور چین در خاورمیانه در دوران دولت ترامپ با چالشهایی روبهرو خواهد شد، اما چین همچنان نقش خود را در منطقه افزایش خواهد داد. تا سال ۲۰۲۹، چین به امنیت انرژی خاورمیانه وابسته خواهد بود و تلاش میکند روابط اقتصادی خود را از انرژی به حوزههای دیگر مانند اقتصاد دیجیتال و فناوری پیشرفته گسترش دهد. چین به دنبال تقویت روابط با ایران و عربستان است که میتواند به توانمندی ایران و بهبود وجهه تهران در منطقه کمک کند.
──═ঊঈ @irdiplomat ঊঈ═──
👍2❤1
#استراتژی_سیاسی
💢در دولت دوم ترامپ قواعد بازی برای زلنسکی کاملا متفاوت است
✍️گاردین
تحلیل روزنامه «گاردین» تصویری پیچیده و حساس از وضعیت اوکراین در آغاز سال ۲۰۲۵ و چشمانداز جنگ این کشور با روسیه در دوران دوم ریاست جمهوری دونالد ترامپ ارائه میدهد. این تحلیل به شکلی دقیق وضعیت میدان نبرد، نقش آمریکا، و راهبردهای احتمالی روسیه و اوکراین را بررسی میکند.
1️⃣ وضعیت اوکراین در سال ۲۰۲۵: کاهش روحیه و بحران داخلی
با آغاز سومین سال جنگ، اوکراین با چالشهای فراوانی مواجه است. حملات مداوم روسیه و فشار سنگین بر زیرساختها و خطوط مقدم باعث کاهش روحیه عمومی و فرسایش توان دفاعی اوکراین شده است. همچنین، ناتوانی در جذب نیروی انسانی کافی برای ارتش و مشکلات در مدیریت منابع نظامی نشاندهنده شرایط بحرانی این کشور است.
2️⃣ نقش دولت دوم ترامپ: تغییر قواعد بازی
ترامپ وعده داده است که پایان دادن به جنگ یکی از اولویتهای اصلی سیاست خارجی او خواهد بود. انتصاب ژنرال کیت کلاگ بهعنوان فرستاده ویژه به اوکراین و روسیه نشانهای از این تعهد است.
راهبرد کلاگ: پیشنهاد استفاده از تهدیدهای متقابل برای فشار به اوکراین و روسیه برای ورود به مذاکرات صلح نشاندهنده رویکردی عملگرایانه است. اما اظهارات او مبنی بر برابر دانستن مسئولیت دو طرف در جنگ، نگرانیهایی را در کییف و دیگر پایتختهای متحد اوکراین ایجاد کرده است.
چالش ترامپ: با وجود تأکید ترامپ بر نقش خود بهعنوان یک «داور»، دیدگاههای او و تیمش ممکن است با منافع اوکراین همخوانی نداشته باشد.
3️⃣پیچیدگیهای مذاکرات صلح: تضاد منافع و شروط غیرقابل قبول
شروط روسیه: مسکو خواستار حفظ مناطق اشغالی، خلع سلاح اوکراین و تضمین بیطرفی این کشور است.
موضع اوکراین: زلنسکی، هرچند احتمال اعطای امتیازات را رد نمیکند، این امر را مشروط به دریافت تضمینهای امنیتی قوی مانند عضویت در ناتو یا حضور نیروهای حافظ صلح غربی کرده است.
چشمانداز مذاکرات: تضاد آشکار در مواضع دو طرف و عدم تمایل به پذیرش حداقل شروط یکدیگر، تحقق صلح را در کوتاهمدت بعید میکند.
4️⃣تنش میان اوکراین و آمریکا: رابطهای شکننده
تحلیل گاردین به اختلافات فزاینده میان دولت بایدن و اوکراین اشاره میکند:
انتقاد اوکراین از آمریکا: تصمیمات واشنگتن برای ارسال کمکهای نظامی کند و تدریجی تلقی میشود.
نارضایتی واشنگتن از اوکراین: عدم آمادگی کییف برای پذیرش تصمیمات دشوار مانند کاهش سن بسیج، موجب شکاف بیشتر میان دو دولت شده است.
این رابطه شکننده ممکن است در دولت ترامپ دستخوش تغییرات بیشتری شود.
5️⃣نقش تضمینهای امنیتی غرب: کلید صلح پایدار
برای اوکراین، تضمینهای امنیتی از اهمیت حیاتی برخوردارند. بدون چنین تضمینهایی، هرگونه توافق صلحی شکننده خواهد بود و احتمال حملات مجدد روسیه در آینده را افزایش میدهد. این موضوع یکی از موانع اصلی در هرگونه مذاکره صلح محسوب میشود.
──═ঊঈ @irdiplomat ঊঈ═──
💢در دولت دوم ترامپ قواعد بازی برای زلنسکی کاملا متفاوت است
✍️گاردین
تحلیل روزنامه «گاردین» تصویری پیچیده و حساس از وضعیت اوکراین در آغاز سال ۲۰۲۵ و چشمانداز جنگ این کشور با روسیه در دوران دوم ریاست جمهوری دونالد ترامپ ارائه میدهد. این تحلیل به شکلی دقیق وضعیت میدان نبرد، نقش آمریکا، و راهبردهای احتمالی روسیه و اوکراین را بررسی میکند.
1️⃣ وضعیت اوکراین در سال ۲۰۲۵: کاهش روحیه و بحران داخلی
با آغاز سومین سال جنگ، اوکراین با چالشهای فراوانی مواجه است. حملات مداوم روسیه و فشار سنگین بر زیرساختها و خطوط مقدم باعث کاهش روحیه عمومی و فرسایش توان دفاعی اوکراین شده است. همچنین، ناتوانی در جذب نیروی انسانی کافی برای ارتش و مشکلات در مدیریت منابع نظامی نشاندهنده شرایط بحرانی این کشور است.
2️⃣ نقش دولت دوم ترامپ: تغییر قواعد بازی
ترامپ وعده داده است که پایان دادن به جنگ یکی از اولویتهای اصلی سیاست خارجی او خواهد بود. انتصاب ژنرال کیت کلاگ بهعنوان فرستاده ویژه به اوکراین و روسیه نشانهای از این تعهد است.
راهبرد کلاگ: پیشنهاد استفاده از تهدیدهای متقابل برای فشار به اوکراین و روسیه برای ورود به مذاکرات صلح نشاندهنده رویکردی عملگرایانه است. اما اظهارات او مبنی بر برابر دانستن مسئولیت دو طرف در جنگ، نگرانیهایی را در کییف و دیگر پایتختهای متحد اوکراین ایجاد کرده است.
چالش ترامپ: با وجود تأکید ترامپ بر نقش خود بهعنوان یک «داور»، دیدگاههای او و تیمش ممکن است با منافع اوکراین همخوانی نداشته باشد.
3️⃣پیچیدگیهای مذاکرات صلح: تضاد منافع و شروط غیرقابل قبول
شروط روسیه: مسکو خواستار حفظ مناطق اشغالی، خلع سلاح اوکراین و تضمین بیطرفی این کشور است.
موضع اوکراین: زلنسکی، هرچند احتمال اعطای امتیازات را رد نمیکند، این امر را مشروط به دریافت تضمینهای امنیتی قوی مانند عضویت در ناتو یا حضور نیروهای حافظ صلح غربی کرده است.
چشمانداز مذاکرات: تضاد آشکار در مواضع دو طرف و عدم تمایل به پذیرش حداقل شروط یکدیگر، تحقق صلح را در کوتاهمدت بعید میکند.
4️⃣تنش میان اوکراین و آمریکا: رابطهای شکننده
تحلیل گاردین به اختلافات فزاینده میان دولت بایدن و اوکراین اشاره میکند:
انتقاد اوکراین از آمریکا: تصمیمات واشنگتن برای ارسال کمکهای نظامی کند و تدریجی تلقی میشود.
نارضایتی واشنگتن از اوکراین: عدم آمادگی کییف برای پذیرش تصمیمات دشوار مانند کاهش سن بسیج، موجب شکاف بیشتر میان دو دولت شده است.
این رابطه شکننده ممکن است در دولت ترامپ دستخوش تغییرات بیشتری شود.
5️⃣نقش تضمینهای امنیتی غرب: کلید صلح پایدار
برای اوکراین، تضمینهای امنیتی از اهمیت حیاتی برخوردارند. بدون چنین تضمینهایی، هرگونه توافق صلحی شکننده خواهد بود و احتمال حملات مجدد روسیه در آینده را افزایش میدهد. این موضوع یکی از موانع اصلی در هرگونه مذاکره صلح محسوب میشود.
──═ঊঈ @irdiplomat ঊঈ═──
👍1
Forwarded from اتچ بات
💢 رهبر انقلاب: مذاکره با آمریکا هوشمندانه، عاقلانه و شرافتمندانه نیست و هیچ تأثیری در رفع مشکلات کشور ندارد؛ دلیل؟ تجربه!
🔺اولاً مذاکره با آمریکا هیچ تاثیری در رفع مشکلات کشور ندارد. این را باید ما درست بفهمیم.
🔺ما در دهه ۹۰ نشستیم با آمریکا مذاکره کردیم حدود دو سال یک معاهدهای هم تشکیل شد.
🔺در این معاهده طرف ایرانی خیلی هم سخاوت به خرج داد، خیلی امتیاز داد به طرف مقابل. اما همان معاهده را آمریکاییها عمل نکردند. همین شخصی که الان سر کار است، معاهده را پاره کرد.
🔺معاهده برای این بود که تحریمهای آمریکا برداشته بشود، برداشته نشد تحریمهای آمریکا؛ تحریمهای آمریکا برداشته نشد! در مورد سازمان ملل هم یک استخوانی لای زخم گذاشتند که مثل تهدیدی همیشه بالا سر ایران وجود داشته باشد. این معاهده محصول مذاکرهای بود که دو سال - بیشتر یا کمتر - طول کشید.
🔺با یک چنین دولتی مذاکره نباید کرد، مذاکره کردن عاقلانه نیست، هوشمندانه نیست، شرافتمندانه نیست.
✍️تفسیر_خبر
1️⃣آمریکا که دستاورد بزرگ خود را بعد از دهه ها آرزوی گفت و گو با ایران بلاخره با پرونده هسته ای ایران بدست آورده بود با یک خاطره تلخ تاریخی در انجام وعده های خود حیثیت خود را در خوش عهدی خدشه دار کرده است با این حال اگرچه بعد ا زخروج ترامپ از برجام امیدها به روی کار امدن بایدن بود اما گویا اتاق های فکر آمریکا در مشاوره های خود حفظ وضع موجود را به لحاظ کارکرد برجام در عدم دست یابی ایران به سلاح هسته ای و همچنین تحریم های ایران با آب باریکه ی اقتصادی را سفارش کرده بودند که از بایدن هم حرکتی دیده نشد و اینک ترامپ با شعار مذاکره مجدد به میدان می آید هرچند یکی به میخ و یکی به نعل میزند تا هم بگوید نمیخواهد و هم امکان شدنش را نفی نکند تا از طریق این بازی روانی واکنش سنجی ایرانیان را انجام دهد.
2️⃣چرا ترامپ به مذاکره با ایران نیاز دارد ؟ پنج دلیل: 1- شهرت طلبی اولین رئیس جمهوری که توانست با ایران رابطه برقرار کند . 2- دور کردن ایران از چین و روسیه 3-فرصت دیدن ظرفیت های ایران برای خود 4- حفظ منافع خود در منطقه و مهار قدرت منطقه ای ایران 5- دست یابی به امتیازات بیشتر از ایران و تضمین امنیت اسرائیل. با این حال ترامپ امید دارد که فشارهای اقتصادی در نهایت ایران را به سمت آمریکا بکشاند به عبارتی ترامپ تلاش دارد این اتفاق خود بخود از طریق سیستم سازی رخ دهد نه ابراز نیاز به مذاکره. از این رو میخواهد این تلقی ایجاد شود که ایرانیان میخواهند بنابراین با این شروطی که روی میز است آماده مذاکره می باشد. امری که دست ترامپ را در مذاکره با انگاره بالادست بودن بازتر می گذارد و بیشتر امتیاز میگیرد و کمتر امتیاز می دهد. به علاوه با عمل "پانسمان تحریم" چیزی عوض نمیشود فقط قالب رفع تحریم ها از موردی به مورد دیگر انجام میشود. این زیاده خواهی های آمریکا در شرایطی است که رهبر انقلاب (مد ظله العالی) با یادآوری تاریخی تلاش داشتند گوشزد کنند که بازی دست بالا برای آمریکا نیست.
3️⃣چرا بازی دست بالا با آمریکا نیست؟ اولین مورد این است که ابراز نیاز به مذاکره از طرف آمریکایی یا ایرانی به منزله دست بالا یا پایین قرار گرفتن هر کدام آنهاست مگر میانجیگری این توازن بالا و پایین دستی را بهم بزند. نکته دوم این است که یادآوری گذشته به آمریکا نشان میدهد که مذاکره ای در کار نیست بنابراین آمریکا در فشار روانی قرار میگیرد که برای نشان دادن پالس مثبت قدم اول را بردارد. این اقدام ایران در عدم تمایل به مذاکره یک موضع قدرت است و از دو جهت یکی به سبب اینکه توپ خوش قدمی را اول به زمین طرف می اندازد چراکه ایران رسماً اعلام میدارد خوش بینی به دستاوردی از مذاکره واقعا ندارد و دوم اینکه نگرانی ها از برنامه های هسته ای ایران، حفظ و ارتقای قدرت موشکی ایران و از همه مهمتر نزدیک شدن روابط با چین و خودکفایی اقتصادی را بیش از بیش تقویت میکند. آمریکا می داند که تحریم ها اگرچه فشار زیادی را به ایران وارد کرده است اما این مسئله در طی زمان به سبب یادگیری ایران برای دور زدن تحریم و تقویت بنیه داخلی اقتصادی کار را سخت تر خواهد کرد و مذاکره بالادستی در برابر ایران کاهش خواهد یافت در واقع همه چیز به زمان بستگی دارد که ایران شریان های اقتصادی را از نفت نیز دور میسازد و جامعه ایران به سمت ایجاد شغل های جدید حرکت خواهند کرد. در واقع چون ایران راه حل مشکلات را در داخل نیز میبیند کار آمریکا سخت تر می شود بنابراین این خود آمریکا است که باید تعجیل در مذاکره با جبران خسارات کند.
🔺اولاً مذاکره با آمریکا هیچ تاثیری در رفع مشکلات کشور ندارد. این را باید ما درست بفهمیم.
🔺ما در دهه ۹۰ نشستیم با آمریکا مذاکره کردیم حدود دو سال یک معاهدهای هم تشکیل شد.
🔺در این معاهده طرف ایرانی خیلی هم سخاوت به خرج داد، خیلی امتیاز داد به طرف مقابل. اما همان معاهده را آمریکاییها عمل نکردند. همین شخصی که الان سر کار است، معاهده را پاره کرد.
🔺معاهده برای این بود که تحریمهای آمریکا برداشته بشود، برداشته نشد تحریمهای آمریکا؛ تحریمهای آمریکا برداشته نشد! در مورد سازمان ملل هم یک استخوانی لای زخم گذاشتند که مثل تهدیدی همیشه بالا سر ایران وجود داشته باشد. این معاهده محصول مذاکرهای بود که دو سال - بیشتر یا کمتر - طول کشید.
🔺با یک چنین دولتی مذاکره نباید کرد، مذاکره کردن عاقلانه نیست، هوشمندانه نیست، شرافتمندانه نیست.
✍️تفسیر_خبر
1️⃣آمریکا که دستاورد بزرگ خود را بعد از دهه ها آرزوی گفت و گو با ایران بلاخره با پرونده هسته ای ایران بدست آورده بود با یک خاطره تلخ تاریخی در انجام وعده های خود حیثیت خود را در خوش عهدی خدشه دار کرده است با این حال اگرچه بعد ا زخروج ترامپ از برجام امیدها به روی کار امدن بایدن بود اما گویا اتاق های فکر آمریکا در مشاوره های خود حفظ وضع موجود را به لحاظ کارکرد برجام در عدم دست یابی ایران به سلاح هسته ای و همچنین تحریم های ایران با آب باریکه ی اقتصادی را سفارش کرده بودند که از بایدن هم حرکتی دیده نشد و اینک ترامپ با شعار مذاکره مجدد به میدان می آید هرچند یکی به میخ و یکی به نعل میزند تا هم بگوید نمیخواهد و هم امکان شدنش را نفی نکند تا از طریق این بازی روانی واکنش سنجی ایرانیان را انجام دهد.
2️⃣چرا ترامپ به مذاکره با ایران نیاز دارد ؟ پنج دلیل: 1- شهرت طلبی اولین رئیس جمهوری که توانست با ایران رابطه برقرار کند . 2- دور کردن ایران از چین و روسیه 3-فرصت دیدن ظرفیت های ایران برای خود 4- حفظ منافع خود در منطقه و مهار قدرت منطقه ای ایران 5- دست یابی به امتیازات بیشتر از ایران و تضمین امنیت اسرائیل. با این حال ترامپ امید دارد که فشارهای اقتصادی در نهایت ایران را به سمت آمریکا بکشاند به عبارتی ترامپ تلاش دارد این اتفاق خود بخود از طریق سیستم سازی رخ دهد نه ابراز نیاز به مذاکره. از این رو میخواهد این تلقی ایجاد شود که ایرانیان میخواهند بنابراین با این شروطی که روی میز است آماده مذاکره می باشد. امری که دست ترامپ را در مذاکره با انگاره بالادست بودن بازتر می گذارد و بیشتر امتیاز میگیرد و کمتر امتیاز می دهد. به علاوه با عمل "پانسمان تحریم" چیزی عوض نمیشود فقط قالب رفع تحریم ها از موردی به مورد دیگر انجام میشود. این زیاده خواهی های آمریکا در شرایطی است که رهبر انقلاب (مد ظله العالی) با یادآوری تاریخی تلاش داشتند گوشزد کنند که بازی دست بالا برای آمریکا نیست.
3️⃣چرا بازی دست بالا با آمریکا نیست؟ اولین مورد این است که ابراز نیاز به مذاکره از طرف آمریکایی یا ایرانی به منزله دست بالا یا پایین قرار گرفتن هر کدام آنهاست مگر میانجیگری این توازن بالا و پایین دستی را بهم بزند. نکته دوم این است که یادآوری گذشته به آمریکا نشان میدهد که مذاکره ای در کار نیست بنابراین آمریکا در فشار روانی قرار میگیرد که برای نشان دادن پالس مثبت قدم اول را بردارد. این اقدام ایران در عدم تمایل به مذاکره یک موضع قدرت است و از دو جهت یکی به سبب اینکه توپ خوش قدمی را اول به زمین طرف می اندازد چراکه ایران رسماً اعلام میدارد خوش بینی به دستاوردی از مذاکره واقعا ندارد و دوم اینکه نگرانی ها از برنامه های هسته ای ایران، حفظ و ارتقای قدرت موشکی ایران و از همه مهمتر نزدیک شدن روابط با چین و خودکفایی اقتصادی را بیش از بیش تقویت میکند. آمریکا می داند که تحریم ها اگرچه فشار زیادی را به ایران وارد کرده است اما این مسئله در طی زمان به سبب یادگیری ایران برای دور زدن تحریم و تقویت بنیه داخلی اقتصادی کار را سخت تر خواهد کرد و مذاکره بالادستی در برابر ایران کاهش خواهد یافت در واقع همه چیز به زمان بستگی دارد که ایران شریان های اقتصادی را از نفت نیز دور میسازد و جامعه ایران به سمت ایجاد شغل های جدید حرکت خواهند کرد. در واقع چون ایران راه حل مشکلات را در داخل نیز میبیند کار آمریکا سخت تر می شود بنابراین این خود آمریکا است که باید تعجیل در مذاکره با جبران خسارات کند.
Telegram
attach 📎
👍6👎1
کتاب "خط به خط سوالات چهارگزینه ای جامعه شناسی سیاسی" با افتخار در انتشارات رجال منتشر گردید
شما نیز برای انتشار آثار ارزشمند علمی و پژوهشی خود در انتشارات رجال با ما در ارتباط باشید:
╔═🍃🌺🍃══════╗
🆔ایتا: @pub_rejal_article
👉09142052930
╚══════🍃🌺🍃═╝
شما نیز برای انتشار آثار ارزشمند علمی و پژوهشی خود در انتشارات رجال با ما در ارتباط باشید:
╔═🍃🌺🍃══════╗
🆔ایتا: @pub_rejal_article
👉09142052930
╚══════🍃🌺🍃═╝
❤1
#استراتژی_سیاسی
💢رژیم ترامپ محکوم به فروپاشی است
✍️هیل
این تارنمای آمریکایی در نوشتاری به قلم الکساندر جی. موتیل استاد دانشگاه آمریکا و کارشناس مسائل اوکراین- روسیه نوشت: بسیاری از آمریکایی ها ممکن است از ماهیت همه جانبه حکومت ترامپ مبهوت باشند اما این موضوع جدیدی نیست. تاریخ نمونه هایی از رژیم هایی را دیده است که متشکل از رهبران مدعی قدرت کامل هستند که همه تصمیمات را اتخاذ می کنند و توسط زیردستانی احاطه شده اند که بر نهادهای ضعیف حکومت می کنند و از مواضع خود به عنوان سکویی برای منافع فردی
استفاده می کنند.
این رژیم ها، فقط رژیم های دیکتاتوری معمولی نیستند زیرا دیکتاتورها همیشه از اقتدار و اطاعت مهارنشده برخوردار
نیستند.
در حقیقت دولت دوم ترامپ، شبیه ساختارهای سیاسی استبدادی و تمامیت خواهی است که مشخصه آن حاکمان دارای قدرت مطلقه ای است که مدعی اند همه چیز را درباره کلیت تجربه بشر می داند و تصور نظارت، هدایت و شکل دادن به چنین کلیتی را دارند.
این موضوع عجیب نیست که رهبران خودکامه اغلب برنامه های انقلابی در دست دارند که هدف آن تغییر همه چیز بنابر ذائقه خودشان است.
چنین حکومت هایی به نظر قوی می رسند زیرا رهبران آنها تصویر از قوی و قدرتمند بودن، عقلانیت استثنایی، شجاعت و توانایی را از خود نشان می دهند. اما در واقعیت، چنین نظام های حکومتی گرفتار یک ضعف مهلک هستند؛ ضعفی که به عنوان اصل سازماندهی مرکزی یک حکومت عمل می کند: چنین ضعفی تمرکز بیش از حد است. (دولتی که به جای چندین سطح قدرت، بر قدرت مرکزی تمرکز دارد).
کارل دویچ، جامعه شناس برجسته دانشگاه هاروارد، مهم ترین سهم را در کمک به نظریه زوال حکومت های تمامیت خواه داشت. وی در مقاله ای که در سال ۱۹۵۴ منتشر کرد کار اصلی حکومت های تمامیت خواه را «وحدت فرماندهی و اطلاعات» توصیف کرد که به ساختاری برای تضمین یک منبع تنها و منحصر بفرد برای تصمیم گیری نیاز دارد و یا به ترتیبات یا مجموعه ای از ابزارها نیاز دارد تا از سازگاری تصمیمات بین چندین منبع مطمئن شوند.
بنابراین به گفته این جامعه شناس، تمایل دولت های دیکتاتور برای تمرکز بر خود برای تصمیم گیری ها یا استفاده از زور امری ذاتی است.
به عبارت دیگر سیستم هایی که بسیار بر خود متمرکز هستند باعث اطلاعات ضعیف، تصمیم گیریهای غلط و تضعیف حکومت های خودکامه و سرکشی زیردستان می شوند که به دنبال آن فروپاشی رخ می دهد.
بی توجهی رئیس جمهوری آمریکا به این حقیقت ممکن است به این دلیل باشد که به او هرچیزی که می خواهد بشنود گفته می شود نه آن چیزی که در واقعیت وجود دارد. ترامپ ادعا می کند که محبوبیت رئیس جمهوری اوکراین ۴ درصد است و اوکراین آغاز کننده جنگ است. به جز این چه چیزی می تواند ادعاهای ترامپ را توضیح دهد.
نویسنده نوشت: از آنجایی که ترامپ در محور سیستم بشدت متمرکزی که خود ایجاد کرده قرار دارد، بقای چنین نظامی بعید است و امید می رود دموکراسی در آمریکا احیا شود.
@irdiplomat
💢رژیم ترامپ محکوم به فروپاشی است
✍️هیل
این تارنمای آمریکایی در نوشتاری به قلم الکساندر جی. موتیل استاد دانشگاه آمریکا و کارشناس مسائل اوکراین- روسیه نوشت: بسیاری از آمریکایی ها ممکن است از ماهیت همه جانبه حکومت ترامپ مبهوت باشند اما این موضوع جدیدی نیست. تاریخ نمونه هایی از رژیم هایی را دیده است که متشکل از رهبران مدعی قدرت کامل هستند که همه تصمیمات را اتخاذ می کنند و توسط زیردستانی احاطه شده اند که بر نهادهای ضعیف حکومت می کنند و از مواضع خود به عنوان سکویی برای منافع فردی
استفاده می کنند.
این رژیم ها، فقط رژیم های دیکتاتوری معمولی نیستند زیرا دیکتاتورها همیشه از اقتدار و اطاعت مهارنشده برخوردار
نیستند.
در حقیقت دولت دوم ترامپ، شبیه ساختارهای سیاسی استبدادی و تمامیت خواهی است که مشخصه آن حاکمان دارای قدرت مطلقه ای است که مدعی اند همه چیز را درباره کلیت تجربه بشر می داند و تصور نظارت، هدایت و شکل دادن به چنین کلیتی را دارند.
این موضوع عجیب نیست که رهبران خودکامه اغلب برنامه های انقلابی در دست دارند که هدف آن تغییر همه چیز بنابر ذائقه خودشان است.
چنین حکومت هایی به نظر قوی می رسند زیرا رهبران آنها تصویر از قوی و قدرتمند بودن، عقلانیت استثنایی، شجاعت و توانایی را از خود نشان می دهند. اما در واقعیت، چنین نظام های حکومتی گرفتار یک ضعف مهلک هستند؛ ضعفی که به عنوان اصل سازماندهی مرکزی یک حکومت عمل می کند: چنین ضعفی تمرکز بیش از حد است. (دولتی که به جای چندین سطح قدرت، بر قدرت مرکزی تمرکز دارد).
کارل دویچ، جامعه شناس برجسته دانشگاه هاروارد، مهم ترین سهم را در کمک به نظریه زوال حکومت های تمامیت خواه داشت. وی در مقاله ای که در سال ۱۹۵۴ منتشر کرد کار اصلی حکومت های تمامیت خواه را «وحدت فرماندهی و اطلاعات» توصیف کرد که به ساختاری برای تضمین یک منبع تنها و منحصر بفرد برای تصمیم گیری نیاز دارد و یا به ترتیبات یا مجموعه ای از ابزارها نیاز دارد تا از سازگاری تصمیمات بین چندین منبع مطمئن شوند.
بنابراین به گفته این جامعه شناس، تمایل دولت های دیکتاتور برای تمرکز بر خود برای تصمیم گیری ها یا استفاده از زور امری ذاتی است.
به عبارت دیگر سیستم هایی که بسیار بر خود متمرکز هستند باعث اطلاعات ضعیف، تصمیم گیریهای غلط و تضعیف حکومت های خودکامه و سرکشی زیردستان می شوند که به دنبال آن فروپاشی رخ می دهد.
بی توجهی رئیس جمهوری آمریکا به این حقیقت ممکن است به این دلیل باشد که به او هرچیزی که می خواهد بشنود گفته می شود نه آن چیزی که در واقعیت وجود دارد. ترامپ ادعا می کند که محبوبیت رئیس جمهوری اوکراین ۴ درصد است و اوکراین آغاز کننده جنگ است. به جز این چه چیزی می تواند ادعاهای ترامپ را توضیح دهد.
نویسنده نوشت: از آنجایی که ترامپ در محور سیستم بشدت متمرکزی که خود ایجاد کرده قرار دارد، بقای چنین نظامی بعید است و امید می رود دموکراسی در آمریکا احیا شود.
@irdiplomat
#استراتژی_سیاسی
💢 پیشبینی بیش از ۳۵۰ استراتژیست ارشد درباره آینده
◾️ اندیشکده آمریکایی «شورای آتلانتیک» نتایج تازهترین نظرسنجی سالانه خود را با عنوان «پیشبینی جهانی» منتشر کرد. این نظرسنجی از میان ۳۵۷ استراتژیست و کارشناس بینالمللی از ۶۰ کشور جهان انجامشده تا روند تحولات جهانی را در ۱۰ سال آینده پیشبینی کند. پاسخدهندگان شامل افراد شاغل در حوزههای خصوصی، سازمانهای غیرانتفاعی، دانشگاهها، بنیادهای آموزشی، دولتیها و سازمانهای چندملیتی بوده و نزدیک به ۵۵ درصد از آنها آمریکایی هستند.
◾️ ۴۷ درصد از پاسخدهندگان پیشبینی کردند که تا سال ۲۰۳۵، جهان عمدتاً به دو بلوک «همسو با چین و همسو با آمریکا» تقسیم خواهد شد. در میان این گروه، نزدیک به ۶۰ درصد انتظار دارند که روسیه، ایران و کره شمالی بهعنوان متحدان رسمی چین در این بلوک قرار گیرند، البته با این انگاره که چین رهبری این ائتلاف را بر عهده خواهد داشت.
◾️ بهطور کلی، کمتر از نیمی از شرکتکنندگان در این نظرسنجی (۴۶ درصد) موافق بودند که محور در حال ظهور #روسیه، #ایران، #چین و #کره_شمالی تا سال ۲۰۳۵ به متحدان رسمی یکدیگر تبدیل خواهند شد؛ البته بسیاری از پاسخدهندگان این تحولات احتمالی را با خطر وقوع جنگ جهانی مرتبط میدانستند.
◾️در میان کسانی که پیشبینی کردند جهان به دو بلوک همسو با چین و همسو با آمریکا تقسیم خواهد شد و چین، روسیه، ایران و کره شمالی به متحدان رسمی تبدیل خواهند شد، ۶۲ درصد انتظار داشتند که در یک دهه آینده جنگ جهانی دیگری رخ دهد. در مقابل، در میان سایر شرکتکنندگان در این نظرسنجی، این رقم بهمراتب کمتر و در حدود ۳۳ درصد بود.
◾️ سلاح هستهای یکبار تا سال ۲۰۳۵ استفاده خواهد شد
◾️ براساس این نظرسنجی، ایران محتملترین کشور برای تبدیلشدن به یک قدرت هستهای جدید در آینده است؛ اما تنها کشور بالقوه نخواهد بود. در این نظرسنجی، ۸۸ درصد از پاسخدهندگان پیشبینی کردند که دستکم یک کشور جدید در دهه آینده به سلاح هستهای دست خواهد یافت، که اندکی بیشتر از ۸۴ درصد پیشبینیشده در نظرسنجی سال پیش است.
◾️ همانند نظرسنجی قبلی، نزدیک سهچهارم پاسخدهندگان پیشبینی کردند که #ایران از وضعیت کنونی خود فراتر رفته و در ده سال آینده به باشگاه کشورهای دارای سلاح هستهای ملحق خواهد شد، که آن را به بارزترین نامزد برای تبدیلشدن به یک کشور هستهای در آینده تبدیل میکند.
◾️ بیش از یکسوم پاسخدهندگان نظرسنجی امسال پیشبینی کردند که اسرائیل تا سال ۲۰۳۵ وارد جنگ مستقیم با #ایران خواهد شد
@irdiplomat
💢 پیشبینی بیش از ۳۵۰ استراتژیست ارشد درباره آینده
◾️ اندیشکده آمریکایی «شورای آتلانتیک» نتایج تازهترین نظرسنجی سالانه خود را با عنوان «پیشبینی جهانی» منتشر کرد. این نظرسنجی از میان ۳۵۷ استراتژیست و کارشناس بینالمللی از ۶۰ کشور جهان انجامشده تا روند تحولات جهانی را در ۱۰ سال آینده پیشبینی کند. پاسخدهندگان شامل افراد شاغل در حوزههای خصوصی، سازمانهای غیرانتفاعی، دانشگاهها، بنیادهای آموزشی، دولتیها و سازمانهای چندملیتی بوده و نزدیک به ۵۵ درصد از آنها آمریکایی هستند.
◾️ ۴۷ درصد از پاسخدهندگان پیشبینی کردند که تا سال ۲۰۳۵، جهان عمدتاً به دو بلوک «همسو با چین و همسو با آمریکا» تقسیم خواهد شد. در میان این گروه، نزدیک به ۶۰ درصد انتظار دارند که روسیه، ایران و کره شمالی بهعنوان متحدان رسمی چین در این بلوک قرار گیرند، البته با این انگاره که چین رهبری این ائتلاف را بر عهده خواهد داشت.
◾️ بهطور کلی، کمتر از نیمی از شرکتکنندگان در این نظرسنجی (۴۶ درصد) موافق بودند که محور در حال ظهور #روسیه، #ایران، #چین و #کره_شمالی تا سال ۲۰۳۵ به متحدان رسمی یکدیگر تبدیل خواهند شد؛ البته بسیاری از پاسخدهندگان این تحولات احتمالی را با خطر وقوع جنگ جهانی مرتبط میدانستند.
◾️در میان کسانی که پیشبینی کردند جهان به دو بلوک همسو با چین و همسو با آمریکا تقسیم خواهد شد و چین، روسیه، ایران و کره شمالی به متحدان رسمی تبدیل خواهند شد، ۶۲ درصد انتظار داشتند که در یک دهه آینده جنگ جهانی دیگری رخ دهد. در مقابل، در میان سایر شرکتکنندگان در این نظرسنجی، این رقم بهمراتب کمتر و در حدود ۳۳ درصد بود.
◾️ سلاح هستهای یکبار تا سال ۲۰۳۵ استفاده خواهد شد
◾️ براساس این نظرسنجی، ایران محتملترین کشور برای تبدیلشدن به یک قدرت هستهای جدید در آینده است؛ اما تنها کشور بالقوه نخواهد بود. در این نظرسنجی، ۸۸ درصد از پاسخدهندگان پیشبینی کردند که دستکم یک کشور جدید در دهه آینده به سلاح هستهای دست خواهد یافت، که اندکی بیشتر از ۸۴ درصد پیشبینیشده در نظرسنجی سال پیش است.
◾️ همانند نظرسنجی قبلی، نزدیک سهچهارم پاسخدهندگان پیشبینی کردند که #ایران از وضعیت کنونی خود فراتر رفته و در ده سال آینده به باشگاه کشورهای دارای سلاح هستهای ملحق خواهد شد، که آن را به بارزترین نامزد برای تبدیلشدن به یک کشور هستهای در آینده تبدیل میکند.
◾️ بیش از یکسوم پاسخدهندگان نظرسنجی امسال پیشبینی کردند که اسرائیل تا سال ۲۰۳۵ وارد جنگ مستقیم با #ایران خواهد شد
@irdiplomat
Atlantic Council
Welcome to 2035: What the world could look like in ten years, according to more than 350 experts
After the outcome of the 2024 US presidential election, Atlantic Council’s Scowcroft Center for Strategy and Security surveyed the future.
👍1
# استراتژی سیاسی
💢 قیمت مذاکره با ساختن بمب اتمی بالا میرود؟
این روزها بحث بر سر ساختن بمب اتم بالا گرفته است و استدلال این است که اگر بمب اتم بسازیم، دست بالا را در مذاکره و رفع تحریمها خواهیم داشت. آیا واقعاً چنین چیزی امکانپذیر است؟ این موضوع را بررسی میکنیم:
1️⃣مسئله هستهای ایران قریب به بیست سال است که بهانهای برای اعمال تحریم علیه ایران شده است. این تحریمها برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای اعمال شدهاند. با این حال، بیان شده است که اگر غرب به تأسیسات هستهای ایران حمله کند، ایران در دکترین هستهای خود تجدیدنظر خواهد کرد، یعنی ممکن است بمب اتم بسازد. بنابراین، یک بحث امنیتی مطرح است: هرگونه حمله، منجر به ساختن بمب خواهد شد. حال سؤال این است که اگر غرب به تأسیسات ایران حمله کند و علاوه بر آن، تحریمها را افزایش دهد، آیا ایران حاضر است بمب هستهای را در ازای رفع تحریم کنار بگذارد؟ قطعاً خیر. یا این فرضیه مطرح میشود که ایران قبل از حمله، بمب بسازد تا بازدارندگی ایجاد شود و سپس حتی اگر تحریمها افزایش یابند، آیا ایران در صورت دستیابی به سلاح هستهای، از آن صرفنظر خواهد کرد؟ آنهم در شرایطی که این بمب بازدارندگی داشته، ولی بعد از مذاکره و نابودی آن، هیچ تضمین امنیتی برای خود هم وجود ندارد؟ به نظر میرسد ایران دارای بمب هستهای، حاضر نخواهد بود صرفاً به خاطر رفع تحریم، از آن دست بکشد.
2️⃣ رابطهای بین درصد غنیسازی ایران و تعداد تحریمهایی که از ابتدا تاکنون اعمال شده، بهصورت آمار و ارقام وجود دارد. هرچقدر که ایران تحریمهای بیشتری دریافت کرد، غنیسازی خود را افزایش داد تا بر سر مسئله هستهای مذاکره کند و در سایر حوزهها امتیاز ندهد. منطق این است که اگر بمب ساخته شود و ایران از خیر آن نگذرد، شاید مجبور به کوتاه آمدن در مواردی دیگر شود. ایران از سال ۸۹ با ۲۰ درصد غنی سازی هزاران تحریم تاکنون دریافت کرد. سپس پس از برجام، غنیسازی را زیر ۵ درصد نگه داشت. حال اگر ایران به سلاح هستهای دست پیدا کند، فکر میکنید چند تحریم اضافه خواهد شد و با چند دور مذاکره میتوان آن را کاهش داد؟ مثل این است که دلار را از ده به سی برسانیم بعد رسیدن به 15 با مذاکره را دستاورد بدانیم
3️⃣ فرض کنیم که ایران بمب هستهای ساخت و آن را به سر میز مذاکره آورد و تمام تحریمها هم برداشته شد! به نظر شما کشوری که میلیاردها دلار ثروت بازیافته دارد، از قدرت نظامی بالایی برخوردار است، ایدئولوژیک است، فعالیتهای منطقهای و نیابتی، اهداف فرامرزی و البته دانش هستهای هم برای ساخت بمب هستهای را دارد، آیا میتواند برای غرب تهدیدی آتی نباشد؟ اعلام اینکه من توانایی ساخت بمب هستهای دارم و هیچ سدی در برابر ساخت آن نیست چگونه میتواند خیال غرب و دشمنان را از آینده آسوده کند؟ دو فاکتور مهم برای تبدیل شدن به یک قدرت بلامنازع، یکی توان اقتصادی و دیگری توان نظامی است. آمریکا در قبال کره شمالی که صاحب بمب هستهای است، توان اقتصادی آن را گرفته است. حال چگونه میتوان توان اقتصادی را به ایران بازگرداند، درحالیکه توان ساخت مجدد آن را دارد؟ آیا این وضعیت، خطر "رژیم چنج" را برای ایران افزایش نمیدهد؟
4️⃣ ایران یک نظام ایدئولوژیک دارد و کشورهای منطقه با آن رقابت شدیدی دارند. اگر ایران به سلاح هستهای دست پیدا کند، کشورهای منطقه نیز بهدنبال دستیابی به این سلاح خواهند رفت با ثروت و لابی هایی که دارند و حتی اگر سلاح هستهای بهدست نیاورند، هزینههای نظامی خود را چند برابر خواهند کرد. حال با معامله بمب وتحریم ها پس از مذاکره در وضعیت پایینتری نسبت به کشورهای رقیب قرار نمیگیرد؟ سلاح هستهای، کالایی نیست که یک کشور بهراحتی بهدست بیاورد و بهسادگی بر سر میز مذاکره از دست بدهد، اما تبعاتی دارد، ازجمله تقویت کشورهای رقیب از نظر قدرت نظامی. مگر امروز درباره اوکراین و تجربه آن چنین بحثی نمیکنیم؟ یادمان باشد داشتن بمب هسته ای صرف نه کارت بازی است نه عامل بازدارندگی...توان استفاده از آن کارت بازی است. کی؟کجا؟چطور؟علیه کی؟
5️⃣چرا با کره شمالی کسی کاری ندارد؟ کشوری بسته که خودش خودش را میزند زدن ندارد!
💢 قیمت مذاکره با ساختن بمب اتمی بالا میرود؟
این روزها بحث بر سر ساختن بمب اتم بالا گرفته است و استدلال این است که اگر بمب اتم بسازیم، دست بالا را در مذاکره و رفع تحریمها خواهیم داشت. آیا واقعاً چنین چیزی امکانپذیر است؟ این موضوع را بررسی میکنیم:
1️⃣مسئله هستهای ایران قریب به بیست سال است که بهانهای برای اعمال تحریم علیه ایران شده است. این تحریمها برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای اعمال شدهاند. با این حال، بیان شده است که اگر غرب به تأسیسات هستهای ایران حمله کند، ایران در دکترین هستهای خود تجدیدنظر خواهد کرد، یعنی ممکن است بمب اتم بسازد. بنابراین، یک بحث امنیتی مطرح است: هرگونه حمله، منجر به ساختن بمب خواهد شد. حال سؤال این است که اگر غرب به تأسیسات ایران حمله کند و علاوه بر آن، تحریمها را افزایش دهد، آیا ایران حاضر است بمب هستهای را در ازای رفع تحریم کنار بگذارد؟ قطعاً خیر. یا این فرضیه مطرح میشود که ایران قبل از حمله، بمب بسازد تا بازدارندگی ایجاد شود و سپس حتی اگر تحریمها افزایش یابند، آیا ایران در صورت دستیابی به سلاح هستهای، از آن صرفنظر خواهد کرد؟ آنهم در شرایطی که این بمب بازدارندگی داشته، ولی بعد از مذاکره و نابودی آن، هیچ تضمین امنیتی برای خود هم وجود ندارد؟ به نظر میرسد ایران دارای بمب هستهای، حاضر نخواهد بود صرفاً به خاطر رفع تحریم، از آن دست بکشد.
2️⃣ رابطهای بین درصد غنیسازی ایران و تعداد تحریمهایی که از ابتدا تاکنون اعمال شده، بهصورت آمار و ارقام وجود دارد. هرچقدر که ایران تحریمهای بیشتری دریافت کرد، غنیسازی خود را افزایش داد تا بر سر مسئله هستهای مذاکره کند و در سایر حوزهها امتیاز ندهد. منطق این است که اگر بمب ساخته شود و ایران از خیر آن نگذرد، شاید مجبور به کوتاه آمدن در مواردی دیگر شود. ایران از سال ۸۹ با ۲۰ درصد غنی سازی هزاران تحریم تاکنون دریافت کرد. سپس پس از برجام، غنیسازی را زیر ۵ درصد نگه داشت. حال اگر ایران به سلاح هستهای دست پیدا کند، فکر میکنید چند تحریم اضافه خواهد شد و با چند دور مذاکره میتوان آن را کاهش داد؟ مثل این است که دلار را از ده به سی برسانیم بعد رسیدن به 15 با مذاکره را دستاورد بدانیم
3️⃣ فرض کنیم که ایران بمب هستهای ساخت و آن را به سر میز مذاکره آورد و تمام تحریمها هم برداشته شد! به نظر شما کشوری که میلیاردها دلار ثروت بازیافته دارد، از قدرت نظامی بالایی برخوردار است، ایدئولوژیک است، فعالیتهای منطقهای و نیابتی، اهداف فرامرزی و البته دانش هستهای هم برای ساخت بمب هستهای را دارد، آیا میتواند برای غرب تهدیدی آتی نباشد؟ اعلام اینکه من توانایی ساخت بمب هستهای دارم و هیچ سدی در برابر ساخت آن نیست چگونه میتواند خیال غرب و دشمنان را از آینده آسوده کند؟ دو فاکتور مهم برای تبدیل شدن به یک قدرت بلامنازع، یکی توان اقتصادی و دیگری توان نظامی است. آمریکا در قبال کره شمالی که صاحب بمب هستهای است، توان اقتصادی آن را گرفته است. حال چگونه میتوان توان اقتصادی را به ایران بازگرداند، درحالیکه توان ساخت مجدد آن را دارد؟ آیا این وضعیت، خطر "رژیم چنج" را برای ایران افزایش نمیدهد؟
4️⃣ ایران یک نظام ایدئولوژیک دارد و کشورهای منطقه با آن رقابت شدیدی دارند. اگر ایران به سلاح هستهای دست پیدا کند، کشورهای منطقه نیز بهدنبال دستیابی به این سلاح خواهند رفت با ثروت و لابی هایی که دارند و حتی اگر سلاح هستهای بهدست نیاورند، هزینههای نظامی خود را چند برابر خواهند کرد. حال با معامله بمب وتحریم ها پس از مذاکره در وضعیت پایینتری نسبت به کشورهای رقیب قرار نمیگیرد؟ سلاح هستهای، کالایی نیست که یک کشور بهراحتی بهدست بیاورد و بهسادگی بر سر میز مذاکره از دست بدهد، اما تبعاتی دارد، ازجمله تقویت کشورهای رقیب از نظر قدرت نظامی. مگر امروز درباره اوکراین و تجربه آن چنین بحثی نمیکنیم؟ یادمان باشد داشتن بمب هسته ای صرف نه کارت بازی است نه عامل بازدارندگی...توان استفاده از آن کارت بازی است. کی؟کجا؟چطور؟علیه کی؟
5️⃣چرا با کره شمالی کسی کاری ندارد؟ کشوری بسته که خودش خودش را میزند زدن ندارد!
بسم الله الرحمن الرحیم
یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَالْأَبْصَارِ، یَا مُدَبِّرَ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ، یَا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَالْأَحْوَالِ، حَوِّلْ حَالَنَا إِلَی أَحْسَنِ الْحَالِ
بهاری دیگر از راه رسید،
دلهایمان را به روشنی بهار، ولایت امیرالمؤمنین و معنویت شبهای قدر پیوند میزنیم و از خداوند متعال، سالی سرشار از خیر و برکت، عاقبت بخیری، آرامش و تحول احسن مسئلت داریم.
@irdiplomat
یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَالْأَبْصَارِ، یَا مُدَبِّرَ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ، یَا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَالْأَحْوَالِ، حَوِّلْ حَالَنَا إِلَی أَحْسَنِ الْحَالِ
بهاری دیگر از راه رسید،
دلهایمان را به روشنی بهار، ولایت امیرالمؤمنین و معنویت شبهای قدر پیوند میزنیم و از خداوند متعال، سالی سرشار از خیر و برکت، عاقبت بخیری، آرامش و تحول احسن مسئلت داریم.
@irdiplomat
👍1
#استراتژی_سیاسی
💢ابوعبیده، سخنگوی کتائب القسام، شاخه نظامی حماس: ما از جنبش انصار الله یمن به خاطر مواضع شرافتمندانهاش در قبال موضوع فلسطین و حمایت از نوار غزه قدردانی میکنیم.
🔻 یمنیها با وجود بهای سنگینی که به خاطر وفاداری نسبت به مسجد الاقصی و فلسطین پرداخت کردهاند، باز هم از حمایت و پشتیبانی مستقیم از برادران خود در نوار غزه دست نکشیدند.
🔻 حضور مشترک موشکهای یمنی و فلسطینی در آسمان تلآویو، تاکیدی بر این نکته است که غزه تنها نیست بلکه مردانی آزادیخواه در میان امت اسلامی هستند که هرگز غزه را در مقابل دشمن صهیونیستی تنها نمیگذارند.
🔻 ما از تمامی آزادگان میخواهیم که در نبرد دفاع از مسجد الاقصی و غزه شرکت کنند، هیبت دشمن جنایتکار صهیونیستی را در هم شکنند و اشغالگران را به توقف تجاوزاتشان وادار سازند.
✍️تفسیر خبر
1️⃣در زمانی که اسرائیل سرخوش از اقدامات نظامی خود و تقریباً تمام رسانه ها بر دست بالای اسرائیل پس از عملیات وحشیانه و ترورها میگفتند اقدامات نظامی یمنی ها امیدی بر قلب ها در برابر این رژیم دمید. این روحیه بالا در شرایطی سختی به نمایش گذاشته شد. پیش تر این حماس بود که درتبادل اسرا روحیه بالای خود را نشان داده بود. اقدام یمنی ها ما را به یاد مقاومتی می اندازد که در برابر عربستان ازخود نشان دادند اما باید در نظر داشت که امروزه یمنی ها با آمریکا و اسرائیل درگیرند و مثل عربستان هدف قرار دادن آرامکو دیگر مطرح نیست مگر طرف آنها تنها اسرائیل و آمریکا نباشد.
2️⃣اما یمنی ها امروز با واکنش جدی گویا روبرو نشده اند چرا؟ این یک زنگ خطر است. از زمانی که اسرائیل و آمریکا آموخته اند باید قلب دشمن خود را هدف قرار دهند اینک قطعاً بدنبال این هستند که بدانند قلب یمن و انصارالله کجا است که به آن حمله کنند . منظور از قلب ممکن است یک پایگاه یا یک شخص یک مذاکره یا هرچیزی باشد. یمنی ها در این مورد شدیداً تحت ذره بین و رصد هستند و باید به بازی گمراه سازی و خطای محاسباتی طرف مقابل دست یابند وگرنه غافلگیر خواهند شد.به علاوه تهدیداتی که یمنی ها بخاطر موقعیت خود دارند باعث احتیاط بیشتر کشورهای منطقبه در بازی اسرائیل و امریکا هم می شود یعنی حمله به پالایشگاه ها و مراکز انرژی منطقه و کشتی ها در دریای سرخ. با این حال بادی در نظر داشت هدف یمنی ها دفاع از مردم غزه فعلا است پس درگیر شدن در مناطق دیگر می تواند آنها را از هدف دور سازد.
3️⃣اگر آمریکا و اسرائیل دچار خطای محاسباتی شوند، هزینهای که یمنیها بر آنها تحمیل خواهند کرد بسیار سنگین خواهد بود. در صورتی که محاسباتشان دقیق باشد، ممکن است اسرائیل در تاریخ بنویسد که همزمان با حماس و یمن و ... جنگید. سرنوشت این جنگ به عوامل متعددی از جمله حمایت ها، تبادل بیانیهها، سلاحهای موجود، نوع تهدید و شدت آسیبپذیری در برابر حملات یمن، و شاید سناریو ی غافلگیری بستگی دارد. سوال این است که اسرائیل و یمن چگونه در حال بالا بردن تدابیر دفع حملات یکدیگر هستند؟ گزینه های مدیریت، موارد انعطاف و عدم پذیرش چیست؟ و چه زمانی رویارویی جدی و بسیار بسیار مهم بلند مدت درگیری با چه هزنیه ای و امکاناتی و چگونه آغاز خواهد شد؟ بنظر میرسد اولین اقدام یمنی ها باید این باشد که سناریو غافلگیری را از خود دور کنند و از زاویه ضربه پذیر ضربه را بزنند!
──═ঊঈ @irdiplomat ঊঈ═──
💢ابوعبیده، سخنگوی کتائب القسام، شاخه نظامی حماس: ما از جنبش انصار الله یمن به خاطر مواضع شرافتمندانهاش در قبال موضوع فلسطین و حمایت از نوار غزه قدردانی میکنیم.
🔻 یمنیها با وجود بهای سنگینی که به خاطر وفاداری نسبت به مسجد الاقصی و فلسطین پرداخت کردهاند، باز هم از حمایت و پشتیبانی مستقیم از برادران خود در نوار غزه دست نکشیدند.
🔻 حضور مشترک موشکهای یمنی و فلسطینی در آسمان تلآویو، تاکیدی بر این نکته است که غزه تنها نیست بلکه مردانی آزادیخواه در میان امت اسلامی هستند که هرگز غزه را در مقابل دشمن صهیونیستی تنها نمیگذارند.
🔻 ما از تمامی آزادگان میخواهیم که در نبرد دفاع از مسجد الاقصی و غزه شرکت کنند، هیبت دشمن جنایتکار صهیونیستی را در هم شکنند و اشغالگران را به توقف تجاوزاتشان وادار سازند.
✍️تفسیر خبر
1️⃣در زمانی که اسرائیل سرخوش از اقدامات نظامی خود و تقریباً تمام رسانه ها بر دست بالای اسرائیل پس از عملیات وحشیانه و ترورها میگفتند اقدامات نظامی یمنی ها امیدی بر قلب ها در برابر این رژیم دمید. این روحیه بالا در شرایطی سختی به نمایش گذاشته شد. پیش تر این حماس بود که درتبادل اسرا روحیه بالای خود را نشان داده بود. اقدام یمنی ها ما را به یاد مقاومتی می اندازد که در برابر عربستان ازخود نشان دادند اما باید در نظر داشت که امروزه یمنی ها با آمریکا و اسرائیل درگیرند و مثل عربستان هدف قرار دادن آرامکو دیگر مطرح نیست مگر طرف آنها تنها اسرائیل و آمریکا نباشد.
2️⃣اما یمنی ها امروز با واکنش جدی گویا روبرو نشده اند چرا؟ این یک زنگ خطر است. از زمانی که اسرائیل و آمریکا آموخته اند باید قلب دشمن خود را هدف قرار دهند اینک قطعاً بدنبال این هستند که بدانند قلب یمن و انصارالله کجا است که به آن حمله کنند . منظور از قلب ممکن است یک پایگاه یا یک شخص یک مذاکره یا هرچیزی باشد. یمنی ها در این مورد شدیداً تحت ذره بین و رصد هستند و باید به بازی گمراه سازی و خطای محاسباتی طرف مقابل دست یابند وگرنه غافلگیر خواهند شد.به علاوه تهدیداتی که یمنی ها بخاطر موقعیت خود دارند باعث احتیاط بیشتر کشورهای منطقبه در بازی اسرائیل و امریکا هم می شود یعنی حمله به پالایشگاه ها و مراکز انرژی منطقه و کشتی ها در دریای سرخ. با این حال بادی در نظر داشت هدف یمنی ها دفاع از مردم غزه فعلا است پس درگیر شدن در مناطق دیگر می تواند آنها را از هدف دور سازد.
3️⃣اگر آمریکا و اسرائیل دچار خطای محاسباتی شوند، هزینهای که یمنیها بر آنها تحمیل خواهند کرد بسیار سنگین خواهد بود. در صورتی که محاسباتشان دقیق باشد، ممکن است اسرائیل در تاریخ بنویسد که همزمان با حماس و یمن و ... جنگید. سرنوشت این جنگ به عوامل متعددی از جمله حمایت ها، تبادل بیانیهها، سلاحهای موجود، نوع تهدید و شدت آسیبپذیری در برابر حملات یمن، و شاید سناریو ی غافلگیری بستگی دارد. سوال این است که اسرائیل و یمن چگونه در حال بالا بردن تدابیر دفع حملات یکدیگر هستند؟ گزینه های مدیریت، موارد انعطاف و عدم پذیرش چیست؟ و چه زمانی رویارویی جدی و بسیار بسیار مهم بلند مدت درگیری با چه هزنیه ای و امکاناتی و چگونه آغاز خواهد شد؟ بنظر میرسد اولین اقدام یمنی ها باید این باشد که سناریو غافلگیری را از خود دور کنند و از زاویه ضربه پذیر ضربه را بزنند!
──═ঊঈ @irdiplomat ঊঈ═──
❤2👍2
دوستانی که تمایل به انتشار کتاب های علمی و پژوهشی در رشته های علوم انسانی دارند میتوانند با بنده در ارتباط باشند
تماس و ایتا: 09142052930
دکتر احسان جعفری فر
تماس و ایتا: 09142052930
دکتر احسان جعفری فر
#استراتژی_سیاسی
💢نظر چگونه سیاست ایالات متحده می تواند ایران را به سمت سلاح های هسته ای سوق دهد
✍️میدل ایست
◾️ایالات متحده تهدیدات نظامی علیه ایران را تشدید کرده و نشانههایی از افزایش تمرکز نیروهای هوایی خود در منطقه دیده میشود. در مقابل، این فشارها میتواند ایران را به سمت توسعه تسلیحات هستهای سوق دهد. مقامات ایرانی، از جمله علی لاریجانی و کمال خرازی، به طور ضمنی امکان بازنگری در دکترین هستهای کشور را مطرح کردهاند. افکار عمومی ایران نیز به سمت حمایت از تسلیحات هستهای متمایل شده است، چنانکه نظرسنجیها نشان میدهند اکثریت ایرانیان اکنون از این گزینه دفاع میکنند. در سطح دیپلماتیک، ایران هشدار داده که در صورت تشدید تحریمهای غرب، ممکن است از معاهده NPT خارج شود. برخی تحلیلگران معتقدند که ضعف ایران در منطقه، مانعی برای حرکت آن به سمت سلاحهای هستهای است، اما تاریخ نشان داده که کشورهایی که تحت تهدیدات جدی قرار میگیرند، به اقدامات افراطی روی میآورند. در این شرایط، سیاست فشار حداکثری واشنگتن نه تنها ممکن است کارایی خود را از دست بدهد، بلکه میتواند نتیجه معکوس داشته باشد و ایران را به عبور از آستانه هستهای وادار کند. اگر آمریکا خواهان جلوگیری از این سناریو است، باید مسیر دیپلماسی را در پیش بگیرد، زیرا ادامه تهدیدات، احتمال دستیابی ایران به سلاح هستهای را بیشتر میکند.
https://www.middleeastmonitor.com/ 20250401-how-us-policy-could-push-iran-towards-nuclear-weapons/
@IRDIPLOMAT
✍️تفسیر خبر
دو رویکرد در محافل ایران رونق گرفته است اینکه اول بمب اتم بسازیم تا بازدارندگی مادی ایجاد شود یا یک بازدارندگی ذهنی ایجاد کنیم که در صورت حمله به ایران سیاست هسته ای ایران به سمت ساخت بمب هسته ای خواهد رفت. برخی ممکن است بگویند وقتی بمب هسته ای بسازیم بادارندگی ذهنی به مادی اضافه خواهد شد حالا این موضوع را بررسی کنیم:
1️⃣نکته اول این است که هر حمله ای به ایران یک توجیهی داشته باشد دست بالا در بازدارندگی ذهنی این است که ایران در صورت حمله به بازدارندگی مادی خواهد رسید همانگونه که جناب دکتر خرازی و لاریجانی صحبت کرده اند.
2️⃣ممکن است این فرضیه مطرح شود که شواهد و قرائن نشان میدهد که ایران در معرض یک حمله واقعی است یا اگر حمله کنند بعد ساختن بمب یک افسانه است! پس بنابراین داشتن بمب هسته ای حداقل از نداشتن آن بهتر است چراکه جلوی حمله محدود به تاسیسات هسته ای یا گسترده به خاک کشور را میگیرد. دو نکته در اینجا وجود دارد: یکی اینکه بیایید به ماهیت حمله محدود و گسترده توجه کنیم. حداقل در حمله محدود تاسیسات هسته ای هدف قرار میگیرد و در حمله گسترده ممکن است حتی تاسیسات نفتی و پالایشگاه ها هم هدف قرار بگیرد.
مطلوب این است که بازدارندگی ایران از حمله محدود و گسترده ممانعت کند. اگر ایران دارای بمب هسته ای باشد امکان وقوع حمله چقدر است؟ شاید قطعی تر از قبل حمله و مذاکرات برای نابودی قطعی تاسیسات است (حداقل فشار اسرائیل را بیاد بیاورید).
برخی درباره کاربرد بازدارندگی سلاح هسته ای صحبت میکنند نکته ظریف اینکه سلاح هسته ای در تاریخ همیشه آخرین سلاحی است که بکار گرفته می شود نه اولین و مانع حمله گسترده است. یعنی اگر سلاح های متعارف نتواند کشوری را به زانو در بیاورد سلاح هسته ای بکار برده می شود. ممکن است برخی بگویند به خاطر اقتدار قدرت نظامی ایران امریکا شاید همان ابتدا سلاح هسته ای بزند! شواهدی نداریم! خب حالا با این شواهد و قرائن حمله چه باید کرد؟ پیشنهاد ما تعریف جدید لایه بازدارندگی است که در ادامه گفته می شود.
ادامه دارد
💢نظر چگونه سیاست ایالات متحده می تواند ایران را به سمت سلاح های هسته ای سوق دهد
✍️میدل ایست
◾️ایالات متحده تهدیدات نظامی علیه ایران را تشدید کرده و نشانههایی از افزایش تمرکز نیروهای هوایی خود در منطقه دیده میشود. در مقابل، این فشارها میتواند ایران را به سمت توسعه تسلیحات هستهای سوق دهد. مقامات ایرانی، از جمله علی لاریجانی و کمال خرازی، به طور ضمنی امکان بازنگری در دکترین هستهای کشور را مطرح کردهاند. افکار عمومی ایران نیز به سمت حمایت از تسلیحات هستهای متمایل شده است، چنانکه نظرسنجیها نشان میدهند اکثریت ایرانیان اکنون از این گزینه دفاع میکنند. در سطح دیپلماتیک، ایران هشدار داده که در صورت تشدید تحریمهای غرب، ممکن است از معاهده NPT خارج شود. برخی تحلیلگران معتقدند که ضعف ایران در منطقه، مانعی برای حرکت آن به سمت سلاحهای هستهای است، اما تاریخ نشان داده که کشورهایی که تحت تهدیدات جدی قرار میگیرند، به اقدامات افراطی روی میآورند. در این شرایط، سیاست فشار حداکثری واشنگتن نه تنها ممکن است کارایی خود را از دست بدهد، بلکه میتواند نتیجه معکوس داشته باشد و ایران را به عبور از آستانه هستهای وادار کند. اگر آمریکا خواهان جلوگیری از این سناریو است، باید مسیر دیپلماسی را در پیش بگیرد، زیرا ادامه تهدیدات، احتمال دستیابی ایران به سلاح هستهای را بیشتر میکند.
https://www.middleeastmonitor.com/ 20250401-how-us-policy-could-push-iran-towards-nuclear-weapons/
@IRDIPLOMAT
✍️تفسیر خبر
دو رویکرد در محافل ایران رونق گرفته است اینکه اول بمب اتم بسازیم تا بازدارندگی مادی ایجاد شود یا یک بازدارندگی ذهنی ایجاد کنیم که در صورت حمله به ایران سیاست هسته ای ایران به سمت ساخت بمب هسته ای خواهد رفت. برخی ممکن است بگویند وقتی بمب هسته ای بسازیم بادارندگی ذهنی به مادی اضافه خواهد شد حالا این موضوع را بررسی کنیم:
1️⃣نکته اول این است که هر حمله ای به ایران یک توجیهی داشته باشد دست بالا در بازدارندگی ذهنی این است که ایران در صورت حمله به بازدارندگی مادی خواهد رسید همانگونه که جناب دکتر خرازی و لاریجانی صحبت کرده اند.
2️⃣ممکن است این فرضیه مطرح شود که شواهد و قرائن نشان میدهد که ایران در معرض یک حمله واقعی است یا اگر حمله کنند بعد ساختن بمب یک افسانه است! پس بنابراین داشتن بمب هسته ای حداقل از نداشتن آن بهتر است چراکه جلوی حمله محدود به تاسیسات هسته ای یا گسترده به خاک کشور را میگیرد. دو نکته در اینجا وجود دارد: یکی اینکه بیایید به ماهیت حمله محدود و گسترده توجه کنیم. حداقل در حمله محدود تاسیسات هسته ای هدف قرار میگیرد و در حمله گسترده ممکن است حتی تاسیسات نفتی و پالایشگاه ها هم هدف قرار بگیرد.
مطلوب این است که بازدارندگی ایران از حمله محدود و گسترده ممانعت کند. اگر ایران دارای بمب هسته ای باشد امکان وقوع حمله چقدر است؟ شاید قطعی تر از قبل حمله و مذاکرات برای نابودی قطعی تاسیسات است (حداقل فشار اسرائیل را بیاد بیاورید).
برخی درباره کاربرد بازدارندگی سلاح هسته ای صحبت میکنند نکته ظریف اینکه سلاح هسته ای در تاریخ همیشه آخرین سلاحی است که بکار گرفته می شود نه اولین و مانع حمله گسترده است. یعنی اگر سلاح های متعارف نتواند کشوری را به زانو در بیاورد سلاح هسته ای بکار برده می شود. ممکن است برخی بگویند به خاطر اقتدار قدرت نظامی ایران امریکا شاید همان ابتدا سلاح هسته ای بزند! شواهدی نداریم! خب حالا با این شواهد و قرائن حمله چه باید کرد؟ پیشنهاد ما تعریف جدید لایه بازدارندگی است که در ادامه گفته می شود.
ادامه دارد
Middle East Monitor
Latest news from the Middle East and North Africa
❤1
دانش تفسیر سیاسی
#استراتژی_سیاسی 💢نظر چگونه سیاست ایالات متحده می تواند ایران را به سمت سلاح های هسته ای سوق دهد ✍️میدل ایست ◾️ایالات متحده تهدیدات نظامی علیه ایران را تشدید کرده و نشانههایی از افزایش تمرکز نیروهای هوایی خود در منطقه دیده میشود. در مقابل، این فشارها…
ادامه…
3️⃣ دیدید که وقتی محافل از سلاح پلاسمای ایران صحبت به میان آورد برخی گفتند که ایران فراتر از بمب هسته ای به سلاح مرموز هالیودی دست یافته است اما اینجا ما نمیخواهیم درباره این سلاح بحث کنیم چون ممکن است ناگریز به سمت بحث تهاجمی هم پیش برویم اما ما میخواهیم بگوییم اولین عامل بازدارندگی تکنولوژی تدافعی است نه تهاجمی! یعنی چه؟ یعنی اینکه شما میتوانید هر نوع خطری را دفع کنید. در چهار لایه ممکن است این اتفاق بیفتد: لایه اول امنیت آسمان است یعنی همان داشتن قدرت پدافند بسیار قوی ممکن است بگویید با این جنگنده های پیشرفته آمریکا سامانه های ما ممکن است کامل پوشش دهنده نباشد! لایه دوم امنیت حائلی است یعنی بتوان از موانعی مثل طبیعت و ... یک حائل برای خنثی سازی حمله استفاده کرد مثل همان داستان احاطه تاسیسات هسته ای با کوه ها (یا سامانه مقابله با موشک سنگر شکن بین زمین و آسمان که ایران در رزمایش خود رو کرد یا اینکه آمریکایی ها برای مقابله با قایق های تندروی ایران یک تکنولوژی موج آب ساز برای پس راندن قایق ها به ناو خود افزودند! ) اینها همه بازدارندگی طبیعی یا به عبارتی کارسخت کن حمله موفقیت آمیز است ممکن است بگوییم کار از این حرفها فعلا گذشته تهدید پشت دروازه ها است!... لایه سوم حفظ امنیت یا کاهش اثر حمله است مثل تقویت بنیه های بستر زمین یا ایجاد محیط های خلاقانه برای کاهش سرعت یا تاثیر نفوذ موشک سنگر شکن (کاری که ایران با بردن تاسیسات به زیر زمین انجام داد اما می بایست فراتر از بعد عمق به کیفیت عمق بهتر هم توجه می کرد تا نگرانی ها از سلاح های سنگر شکن کاهش یابد) این اتفاق قبل از هر حمله ای شدنی است... لایه چهارم خود امنیت تاسیسات است مثل جابجا کردن بخش های مهم تاسیسات)... این چهار لایه در مجموع بازدارندگی در جهت خنثی کردن یا کاهش تاثیر حمله را دارد....بنابراین بنظر می رسد دو گزینه آخر محتمل ترند مگر اینکه برای تقویت لایه اول ایران سلاح های پدافندی جدیدی بگیرد، یا حائل های مصنوعی بیشتری بسازد.
4️⃣سطح دیگر بازدارندگی در بعد دفاعی نیست تهاجمی است. در اینجا ما سه لایه تهاجمی داریم: لایه اول نابودی منشا و مکان حمله است (همان کاری که ایران در اولتیماتوم حمله به دیگو گارسیا انجام داد) البته در این لایه تهدید به حمله در صورت همکاری کشورهای دیگر نیز مطرح است (همانگونه که کشورهای منطقه اعلام کردند به پشتیبانی آمریکا در نخواهند آمد/ چون خودشان هم متضرر خواهند شد) یه بعد دیگر این لایه یک رزمایش با قدرت های دیگر است که البته قبلا اجرا شد ولی مجددا بعید است دوباره انجام شود. ، در لایه دوم به چالش کشیدن عامل مهاجم است چگونه؟ مثل درگیر کردن آن در چند جبهه چه مستقیم چه غیر مستقیم؛ لایه سوم پرهزینه کردن جنگ برای طرف مقابل است که هرچند در بعد دفاعی هم بود ولی چون اینجا بحث حمله متقابل است هزینه فراتر از دفاع میشود. این سه لایه به صورت تهاجمی و تکنیکالی محدود بکار برده می شود. چرا محدود؟ زیرا اگر جنگ گسترده شود ایران بیشتر ضرر میکند. بازدارندگی تهاجمی غیر نظامی می تواند در سطح دیپلماتیک به صورت انفرادی یا چندجانبه هم رخ دهد. و اخراج بازرسان می تواند اهرم فشار بازدارندگی دیگر باشد که غرب را در هاله ابهام نگه بدارد
3️⃣ دیدید که وقتی محافل از سلاح پلاسمای ایران صحبت به میان آورد برخی گفتند که ایران فراتر از بمب هسته ای به سلاح مرموز هالیودی دست یافته است اما اینجا ما نمیخواهیم درباره این سلاح بحث کنیم چون ممکن است ناگریز به سمت بحث تهاجمی هم پیش برویم اما ما میخواهیم بگوییم اولین عامل بازدارندگی تکنولوژی تدافعی است نه تهاجمی! یعنی چه؟ یعنی اینکه شما میتوانید هر نوع خطری را دفع کنید. در چهار لایه ممکن است این اتفاق بیفتد: لایه اول امنیت آسمان است یعنی همان داشتن قدرت پدافند بسیار قوی ممکن است بگویید با این جنگنده های پیشرفته آمریکا سامانه های ما ممکن است کامل پوشش دهنده نباشد! لایه دوم امنیت حائلی است یعنی بتوان از موانعی مثل طبیعت و ... یک حائل برای خنثی سازی حمله استفاده کرد مثل همان داستان احاطه تاسیسات هسته ای با کوه ها (یا سامانه مقابله با موشک سنگر شکن بین زمین و آسمان که ایران در رزمایش خود رو کرد یا اینکه آمریکایی ها برای مقابله با قایق های تندروی ایران یک تکنولوژی موج آب ساز برای پس راندن قایق ها به ناو خود افزودند! ) اینها همه بازدارندگی طبیعی یا به عبارتی کارسخت کن حمله موفقیت آمیز است ممکن است بگوییم کار از این حرفها فعلا گذشته تهدید پشت دروازه ها است!... لایه سوم حفظ امنیت یا کاهش اثر حمله است مثل تقویت بنیه های بستر زمین یا ایجاد محیط های خلاقانه برای کاهش سرعت یا تاثیر نفوذ موشک سنگر شکن (کاری که ایران با بردن تاسیسات به زیر زمین انجام داد اما می بایست فراتر از بعد عمق به کیفیت عمق بهتر هم توجه می کرد تا نگرانی ها از سلاح های سنگر شکن کاهش یابد) این اتفاق قبل از هر حمله ای شدنی است... لایه چهارم خود امنیت تاسیسات است مثل جابجا کردن بخش های مهم تاسیسات)... این چهار لایه در مجموع بازدارندگی در جهت خنثی کردن یا کاهش تاثیر حمله را دارد....بنابراین بنظر می رسد دو گزینه آخر محتمل ترند مگر اینکه برای تقویت لایه اول ایران سلاح های پدافندی جدیدی بگیرد، یا حائل های مصنوعی بیشتری بسازد.
4️⃣سطح دیگر بازدارندگی در بعد دفاعی نیست تهاجمی است. در اینجا ما سه لایه تهاجمی داریم: لایه اول نابودی منشا و مکان حمله است (همان کاری که ایران در اولتیماتوم حمله به دیگو گارسیا انجام داد) البته در این لایه تهدید به حمله در صورت همکاری کشورهای دیگر نیز مطرح است (همانگونه که کشورهای منطقه اعلام کردند به پشتیبانی آمریکا در نخواهند آمد/ چون خودشان هم متضرر خواهند شد) یه بعد دیگر این لایه یک رزمایش با قدرت های دیگر است که البته قبلا اجرا شد ولی مجددا بعید است دوباره انجام شود. ، در لایه دوم به چالش کشیدن عامل مهاجم است چگونه؟ مثل درگیر کردن آن در چند جبهه چه مستقیم چه غیر مستقیم؛ لایه سوم پرهزینه کردن جنگ برای طرف مقابل است که هرچند در بعد دفاعی هم بود ولی چون اینجا بحث حمله متقابل است هزینه فراتر از دفاع میشود. این سه لایه به صورت تهاجمی و تکنیکالی محدود بکار برده می شود. چرا محدود؟ زیرا اگر جنگ گسترده شود ایران بیشتر ضرر میکند. بازدارندگی تهاجمی غیر نظامی می تواند در سطح دیپلماتیک به صورت انفرادی یا چندجانبه هم رخ دهد. و اخراج بازرسان می تواند اهرم فشار بازدارندگی دیگر باشد که غرب را در هاله ابهام نگه بدارد