زندگی نمیگذارد خام بیایی و خام بروی تو را میپزد و نرم میکند.
با زندگی نمیتوانی دست و پنجه نرم کنی.
تو جزئی و برای کل نمیتوانی تصمیم بگیری.
این کل است که برایت تصمیم میگیرد. .
تو فقط یک کار میتوانی انجام دهی:
تسلیم بودن.
رها کردن ،
لذت بردن.
پذیرش رویدادها.
بی واکنش بودن.
انعطاف پذیری و نرم بودن.
تمامِ جهانِ هستی به این شکل است.
فقط تو متفاوت هستی!
میپرسی چرا؟
چون صدای سرت را بُت کردی.
چون صدای سرت اربابت شده.
چون افکارت را جدی گرفتی.
چون میخواهی بگی هستی.
چون خودت را فکر میپنداری.
چون از ارتعاش زندگی محروم شده ای.
چون صخره ای از اندیشه ها شده ای. چون خود را با نقشها یکی میپنداری. چون سخت و سفت و شکننده شده ای. چون چسبیده ای به صدای سرت و ولش نمیکنی.
ول کن!
ول کن
و به شیوه آبها زندگی کن.
مانند آبها انعطاف پذیر باش آب را زندگی کن.
آب که شدی، زندگی میکنی.
آب که شدی، جاری میشوی.
آب شو تا او بیاید.
@iiosho
با زندگی نمیتوانی دست و پنجه نرم کنی.
تو جزئی و برای کل نمیتوانی تصمیم بگیری.
این کل است که برایت تصمیم میگیرد. .
تو فقط یک کار میتوانی انجام دهی:
تسلیم بودن.
رها کردن ،
لذت بردن.
پذیرش رویدادها.
بی واکنش بودن.
انعطاف پذیری و نرم بودن.
تمامِ جهانِ هستی به این شکل است.
فقط تو متفاوت هستی!
میپرسی چرا؟
چون صدای سرت را بُت کردی.
چون صدای سرت اربابت شده.
چون افکارت را جدی گرفتی.
چون میخواهی بگی هستی.
چون خودت را فکر میپنداری.
چون از ارتعاش زندگی محروم شده ای.
چون صخره ای از اندیشه ها شده ای. چون خود را با نقشها یکی میپنداری. چون سخت و سفت و شکننده شده ای. چون چسبیده ای به صدای سرت و ولش نمیکنی.
ول کن!
ول کن
و به شیوه آبها زندگی کن.
مانند آبها انعطاف پذیر باش آب را زندگی کن.
آب که شدی، زندگی میکنی.
آب که شدی، جاری میشوی.
آب شو تا او بیاید.
@iiosho
❤30👍3🙏2
یک انسان ناهشیار زندگی بسیار غیر طبیعی دارد، زیرا ارزشهای او وارونه است.
پول برای او از مراقبه مهمتر است.
منطق مهمتر از عشق است؛
ذهن مهمتر از قلب است؛
قدرت بر دیگران مهمتر از قدرت بر وجود خود شخص است.
چیزهای فانی مهمتر از پیدا کردن گنجینههایی است که مرگ نمیتواند آنها را از بین ببرد.
چنین انسانی تمام زندگیاش، یک اتلاف بیهوده است.
اشو
@iiosho
پول برای او از مراقبه مهمتر است.
منطق مهمتر از عشق است؛
ذهن مهمتر از قلب است؛
قدرت بر دیگران مهمتر از قدرت بر وجود خود شخص است.
چیزهای فانی مهمتر از پیدا کردن گنجینههایی است که مرگ نمیتواند آنها را از بین ببرد.
چنین انسانی تمام زندگیاش، یک اتلاف بیهوده است.
اشو
@iiosho
❤8👏8
پيام من خيلي ساده است:
در زندگي کردن حد و مرزي براي خود قائل نباشيد
با تماميت وجود، شور و شوق و عشق و نهايت احساس زندگي کنيد،
چرا که غير از زندگي خدايي وجود ندارد
نيچه مي گويد خدا مرده است
اين حرف اشتباه است براي اينکه خدايي که آنها مي گويند هرگز وجود نداشته که حالا بخواهد بميرد
زندگی هست، هميشه بوده و خواهد بود
اين يعني خدا
باز هم تکرار مي کنم، بگذاريد زندگي ذره ذرۀ وجود شما را فرا بگيرد و از آن آکنده شود.
تأکيد بعضي از مذاهب بر انکار زندگي و ترک دنيا بوده است، در حالي که من مي گويم با شور و شوق زندگي کنيد.
انها زندگي را نفي مي کنند
ولي من آنرا تصديق مي کنم.
آنها مي گفتند که زندگي چيزي است
غيرواقعي و واهي، و تصويري انتزاعي از خداوند که انعکاسي از ذهنيت خاص خودشان بود به انسان ارائه مي دادند و به پرستش اين انعکاس ذهني مي پرداختند و ميليونها نفر هم از آنها پيروي مي کردند.ولي اين کار غير عاقلانه و دور از عقل سليم است.
آنها چيزي را که وجود داشت در ازاي موجودي انتزاعي که زاييدۀ ذهنشان بود فدا مي کردند.
آنها در حقيقت خدا را به صورت يک لغت مي پرستيدند و آنرا واقعي مي پنداشتند
زندگي واقعيت است، آنرا در ضربان قلب و در تپش نبض احساس مي کني.
اين واقعيت همه جا هست، در گلها ،در رودخانه ها ،در ستاره ها.
ولي آنها مي گويند که اينها همه اش توهم است.براي آنها واقعيات زندگي و رويا از يک جنس هستند.آنگاه خدايي براي خود خلق مي کنند ،البته هر کس خداي منطبق با تصوير ذهني خويش.
براي همين است که هزاران جور خدا و رب النوع به وجود آمده است.
خداهايي با چهار سر،هزار دست و غيره. اين ديگر به ذوق و سليقه و قوۀ تخيل سازندگان آنها بستگي دارد،انگار که مشغول بازي هستند.
سپس به مسموم کردن ذهن ديگران مشغول مي شوند و به ترويج اين مظاهر دروغين مي پردازند.
من مي گويم که تنها حقيقت موجود همان زندگي است و زندگي همان خداست
چرا که هميشه و همه جا بوده است و خواهد بود.بنابراين بگذار که زندگي با همۀ تنوع اشکال ابعاد و رنگها تو را فرا بگيرد.
اگر از عهدۀ اين کار ساده بر بيايي...
ساده، براي اينکه تنها کاري که بايد انجام دهي اين است که خودت را در جريان زندگي رها کني.
لازم نيست خودت را در رودخانه به جلو هل دهي، بگذار که رودخانه خودش تو را به اقيانوس هدايت کند.
رودخانه مسير خودش را مي شناسد.
تو بايد آسوده خيال و به دور از هر گونه تنش باشي.
ماده و روح را از يکديگر جدا نکن.
هستي يکي است، ماده و روح تنها دو روي سکه هستي هستند.
آرام و آسوده باش و با جريان رودخانه به پيش برو.
در زندگي مانند يک قمارباز اهل ريسک باش،
نه همچون يک تاجر حسابگر.
آنوقت است که خدا و هستي را بهتر خواهي شناخت.
قمارباز ريسک مي کند،حسابگري نمي کند و همهِ مالميک خود را شرط مي بندد.
هيجان و دلهرۀ قمارباز را تجسم کنيد وقتي که همه چيز را شرط بسته و انتظار مي کشد و از خود مي پرسد که حالا چه اتفاقي خواهد افتاد؟
در اين لحظه پنجرهاي مي تواند گشوده شود.اين لحظه، لحظه دگرگوني جوهر و ذات انسان و رسيدن وي به شناخت است.
شراب هستي را بنوش و از زندگي سرمست و شوريده باش.
شراب زندگي را بنوش،شرابي که آکنده از شعر ، شعر و عطر است.در آن صورت بهار در اختيار توست و هر گاه اراده کني همراه با خورشيد و باد و باران نزد تو مي آيد و وجودت را از درون دربر مي گيرد.
به خاطر همين پيام است که اين به اصطلاح سالکان معنوي عليه من هستند، زيرا تصور مي کنند که من خدا را انکار مي کنم.
من خدا را انکار نمي کنم،
بلکه به او بعدي واقعي مي بخشم،
او را زنده مي کنم،
او را به تو نزديکتر مي کنم،
حتي از قلبت نزديکتر.
خدا هسته وجود توست.
او از تو جدا نيست، دور نيست، در آسمان نيست، بلکه همين جاست.
من مي خواهم آن تصور را که خداوند جايي ديگر در زماني ديگر است نابود کنم.
خداوند اکنون و همين جاست.
غير از اينجا مکاني و غير از اکنون زماني وجود ندارد.
@iiosho
در زندگي کردن حد و مرزي براي خود قائل نباشيد
با تماميت وجود، شور و شوق و عشق و نهايت احساس زندگي کنيد،
چرا که غير از زندگي خدايي وجود ندارد
نيچه مي گويد خدا مرده است
اين حرف اشتباه است براي اينکه خدايي که آنها مي گويند هرگز وجود نداشته که حالا بخواهد بميرد
زندگی هست، هميشه بوده و خواهد بود
اين يعني خدا
باز هم تکرار مي کنم، بگذاريد زندگي ذره ذرۀ وجود شما را فرا بگيرد و از آن آکنده شود.
تأکيد بعضي از مذاهب بر انکار زندگي و ترک دنيا بوده است، در حالي که من مي گويم با شور و شوق زندگي کنيد.
انها زندگي را نفي مي کنند
ولي من آنرا تصديق مي کنم.
آنها مي گفتند که زندگي چيزي است
غيرواقعي و واهي، و تصويري انتزاعي از خداوند که انعکاسي از ذهنيت خاص خودشان بود به انسان ارائه مي دادند و به پرستش اين انعکاس ذهني مي پرداختند و ميليونها نفر هم از آنها پيروي مي کردند.ولي اين کار غير عاقلانه و دور از عقل سليم است.
آنها چيزي را که وجود داشت در ازاي موجودي انتزاعي که زاييدۀ ذهنشان بود فدا مي کردند.
آنها در حقيقت خدا را به صورت يک لغت مي پرستيدند و آنرا واقعي مي پنداشتند
زندگي واقعيت است، آنرا در ضربان قلب و در تپش نبض احساس مي کني.
اين واقعيت همه جا هست، در گلها ،در رودخانه ها ،در ستاره ها.
ولي آنها مي گويند که اينها همه اش توهم است.براي آنها واقعيات زندگي و رويا از يک جنس هستند.آنگاه خدايي براي خود خلق مي کنند ،البته هر کس خداي منطبق با تصوير ذهني خويش.
براي همين است که هزاران جور خدا و رب النوع به وجود آمده است.
خداهايي با چهار سر،هزار دست و غيره. اين ديگر به ذوق و سليقه و قوۀ تخيل سازندگان آنها بستگي دارد،انگار که مشغول بازي هستند.
سپس به مسموم کردن ذهن ديگران مشغول مي شوند و به ترويج اين مظاهر دروغين مي پردازند.
من مي گويم که تنها حقيقت موجود همان زندگي است و زندگي همان خداست
چرا که هميشه و همه جا بوده است و خواهد بود.بنابراين بگذار که زندگي با همۀ تنوع اشکال ابعاد و رنگها تو را فرا بگيرد.
اگر از عهدۀ اين کار ساده بر بيايي...
ساده، براي اينکه تنها کاري که بايد انجام دهي اين است که خودت را در جريان زندگي رها کني.
لازم نيست خودت را در رودخانه به جلو هل دهي، بگذار که رودخانه خودش تو را به اقيانوس هدايت کند.
رودخانه مسير خودش را مي شناسد.
تو بايد آسوده خيال و به دور از هر گونه تنش باشي.
ماده و روح را از يکديگر جدا نکن.
هستي يکي است، ماده و روح تنها دو روي سکه هستي هستند.
آرام و آسوده باش و با جريان رودخانه به پيش برو.
در زندگي مانند يک قمارباز اهل ريسک باش،
نه همچون يک تاجر حسابگر.
آنوقت است که خدا و هستي را بهتر خواهي شناخت.
قمارباز ريسک مي کند،حسابگري نمي کند و همهِ مالميک خود را شرط مي بندد.
هيجان و دلهرۀ قمارباز را تجسم کنيد وقتي که همه چيز را شرط بسته و انتظار مي کشد و از خود مي پرسد که حالا چه اتفاقي خواهد افتاد؟
در اين لحظه پنجرهاي مي تواند گشوده شود.اين لحظه، لحظه دگرگوني جوهر و ذات انسان و رسيدن وي به شناخت است.
شراب هستي را بنوش و از زندگي سرمست و شوريده باش.
شراب زندگي را بنوش،شرابي که آکنده از شعر ، شعر و عطر است.در آن صورت بهار در اختيار توست و هر گاه اراده کني همراه با خورشيد و باد و باران نزد تو مي آيد و وجودت را از درون دربر مي گيرد.
به خاطر همين پيام است که اين به اصطلاح سالکان معنوي عليه من هستند، زيرا تصور مي کنند که من خدا را انکار مي کنم.
من خدا را انکار نمي کنم،
بلکه به او بعدي واقعي مي بخشم،
او را زنده مي کنم،
او را به تو نزديکتر مي کنم،
حتي از قلبت نزديکتر.
خدا هسته وجود توست.
او از تو جدا نيست، دور نيست، در آسمان نيست، بلکه همين جاست.
من مي خواهم آن تصور را که خداوند جايي ديگر در زماني ديگر است نابود کنم.
خداوند اکنون و همين جاست.
غير از اينجا مکاني و غير از اکنون زماني وجود ندارد.
@iiosho
❤18
✳️تو هر لحظه بر سر دوراهي قرار داري:
راه غمگيني
و راه شادماني.
انتخاب راه به تو بستگي دارد.
روزي عارفي در حال احتضاربود و مريدانش از او درخواست كردند: " استاد! اينك زمان آن است كه راز را با ما در ميان بگذاري. در مدت پنجاه سالي كه در كنار تو بوديم هيچگاه تو را حتي لحظه اي كوتاه افسرده و غمگين نديديم. پدران و پدر بزرگهاي ما مي گفتند شما در جواني بسيار عبوس و جدي بوديد. بعدها چه پيش امد كه اينچنين شاد و خندان شديد؟ "
مرشد درپاسخ گفت: " پدران و پدربزرگهاي شما راست مي گفتند. من تا قبل از سي سالگي شخصي عبوس و جدي بودم. سپس صبحي از صبحها وقتي از خواب بيدار شدم با خود انديشيدم: من چكار دارم مي كنم؟ چرا اينهمه غمگين هستم؟ چرا انرژي هايم را اينگونه هدر مي دهم؟ از امروز براي تنوع هم كه شده بايد راه ديگري را امتحان كنم. از آنروز راه شادماني را بر گزيدم. از آنروز هر صبح پس از اينكه از خواب بيدار مي شدم از خود مي پرسيدم: امروز مي خواهي چه كني؟ آيا مي خواهي، غمگين، عبوس و ناراحت باشي يا اينكه مي خواهي خوش و خندان باشي؟ ومن هميشه راه شادماني برمي گزيدم. از آنروز بود كه شاد و خندان شدم. "
من كاملا با اين مرد، موافقم. او درست مي گويد. فقط مساله انتخاب كردن در ميان است.
پس از همين فردا راه شادماني را در پيش گير- تو به اندازه كافي جدي و عبوس بوده اي. يا اصلا مي تواني از همين حالا شروع كني. لازم نيست تا فردا منتظر باشي. كسي چه مي داند؟ شايد فردايي وجود نداشته باشد.
راه شادماني در پيش بگير و از من بشنو، آنرا دوست خواهي داشت.
@iiosho
راه غمگيني
و راه شادماني.
انتخاب راه به تو بستگي دارد.
روزي عارفي در حال احتضاربود و مريدانش از او درخواست كردند: " استاد! اينك زمان آن است كه راز را با ما در ميان بگذاري. در مدت پنجاه سالي كه در كنار تو بوديم هيچگاه تو را حتي لحظه اي كوتاه افسرده و غمگين نديديم. پدران و پدر بزرگهاي ما مي گفتند شما در جواني بسيار عبوس و جدي بوديد. بعدها چه پيش امد كه اينچنين شاد و خندان شديد؟ "
مرشد درپاسخ گفت: " پدران و پدربزرگهاي شما راست مي گفتند. من تا قبل از سي سالگي شخصي عبوس و جدي بودم. سپس صبحي از صبحها وقتي از خواب بيدار شدم با خود انديشيدم: من چكار دارم مي كنم؟ چرا اينهمه غمگين هستم؟ چرا انرژي هايم را اينگونه هدر مي دهم؟ از امروز براي تنوع هم كه شده بايد راه ديگري را امتحان كنم. از آنروز راه شادماني را بر گزيدم. از آنروز هر صبح پس از اينكه از خواب بيدار مي شدم از خود مي پرسيدم: امروز مي خواهي چه كني؟ آيا مي خواهي، غمگين، عبوس و ناراحت باشي يا اينكه مي خواهي خوش و خندان باشي؟ ومن هميشه راه شادماني برمي گزيدم. از آنروز بود كه شاد و خندان شدم. "
من كاملا با اين مرد، موافقم. او درست مي گويد. فقط مساله انتخاب كردن در ميان است.
پس از همين فردا راه شادماني را در پيش گير- تو به اندازه كافي جدي و عبوس بوده اي. يا اصلا مي تواني از همين حالا شروع كني. لازم نيست تا فردا منتظر باشي. كسي چه مي داند؟ شايد فردايي وجود نداشته باشد.
راه شادماني در پيش بگير و از من بشنو، آنرا دوست خواهي داشت.
@iiosho
❤10🔥7😁2
تمام دیکتاتورهای این دنیا توسط ما ایجاد شدهاند، چون ما میخواهیم شخص دیگری به ما بگوید که چه کار کنیم.
اینجا یک دلیل ظریف برایش وجود دارد: وقتی شخص دیگری به تو میگوید که چه کار کنی آن وقت تو هیچ مسئولیتی برای آن نداری، چه آن کار درست باشد یا نادرست.
اینجا تو از مسئولیت آزادی.
تو مجبور نیستی درباره آن فکر کنی؛ مجبور نیستی نگران آن باشی؛ تمام مسئولیت بر عهده آن شخصی است که دستور انجام دادنش را به تو داده.
افرادی مانند هیتلر یا استالین یا ریگان به علت تواناییهایشان در آن جایگاه قدرت نیستند.
بلکه آنجا هستند چون میلیونها نفر میخواهند به آنها گفته شود چه کاری انجام دهند.
@iiosho
اینجا یک دلیل ظریف برایش وجود دارد: وقتی شخص دیگری به تو میگوید که چه کار کنی آن وقت تو هیچ مسئولیتی برای آن نداری، چه آن کار درست باشد یا نادرست.
اینجا تو از مسئولیت آزادی.
تو مجبور نیستی درباره آن فکر کنی؛ مجبور نیستی نگران آن باشی؛ تمام مسئولیت بر عهده آن شخصی است که دستور انجام دادنش را به تو داده.
افرادی مانند هیتلر یا استالین یا ریگان به علت تواناییهایشان در آن جایگاه قدرت نیستند.
بلکه آنجا هستند چون میلیونها نفر میخواهند به آنها گفته شود چه کاری انجام دهند.
@iiosho
❤13🙏4👌1
زمان انفجار بزرگ خودآگاهی فرا رسیده است. فرصت هیچگاه تا این حد مناسب نبوده، زیرا اینک انسان در حال از هم شکفتن است.
ما به نقطه اوج شکوفایی خود نزدیک شده ایم. اگر به یک دگرگونی بنیادین تن ندهیم، این حالت از هم شکفتگی بر ما فشار وارد خواهد ساخت.
انسان دیگر یک کودک نیست و اگر او به پوشیدن لباسهای کهنه ای که برای دوران کودکی اش دوخته شده بود ادامه دهد، گرفتار مشکل خواهد شد، زیرا او زمین گیر و ناتوان خواهد ماند. آن لباسها کوچک هستند و انسان بزرگ شده است.
مسیحیت و هندوئیسم و اعمال شرعی هر دینی، همگی لباسهایی هستند که برای دوران کودکی بشر دوخته شده بودند. اکنون آنها اندازه تن نیستند، دورانشان بسر آمده است. این لباسها برای زمانی خاص مناسب بودند. اکنون دیگر مناسب نیستند. اکنون زمان برای تغییر تمام این لباسها مناسب است.
زمان تحول و دگرگونی بنیادین انسان فرا رسیده است. یک بازسازی کامل لازم است.
اشو
@iiosho
ما به نقطه اوج شکوفایی خود نزدیک شده ایم. اگر به یک دگرگونی بنیادین تن ندهیم، این حالت از هم شکفتگی بر ما فشار وارد خواهد ساخت.
انسان دیگر یک کودک نیست و اگر او به پوشیدن لباسهای کهنه ای که برای دوران کودکی اش دوخته شده بود ادامه دهد، گرفتار مشکل خواهد شد، زیرا او زمین گیر و ناتوان خواهد ماند. آن لباسها کوچک هستند و انسان بزرگ شده است.
مسیحیت و هندوئیسم و اعمال شرعی هر دینی، همگی لباسهایی هستند که برای دوران کودکی بشر دوخته شده بودند. اکنون آنها اندازه تن نیستند، دورانشان بسر آمده است. این لباسها برای زمانی خاص مناسب بودند. اکنون دیگر مناسب نیستند. اکنون زمان برای تغییر تمام این لباسها مناسب است.
زمان تحول و دگرگونی بنیادین انسان فرا رسیده است. یک بازسازی کامل لازم است.
اشو
@iiosho
❤13🙏3
گنج در درون ماست و ما از آن بی خبریم،
بخشی از وجود ماست و ما همه جا آن را جستجو میکنیم، مگر در درونمان.
از این روست که بدبخت و بیچاره و ناکام و ناامیدی،
به_درون_خود_بنگر،
به_وجود_خود_بنگر
تا پادشاهی خداوند از آن تو شود.
تو هرگز این گنج را گم نکرده ای،
حتی برای یک لحظه.
در حقیقت حتی اگر هم بخواهی آن را گم کنی نمی توانی.
گنج_خود_وجود_توست،
اما تصمیم هایی که گرفته ای،
حماقت هایی که به خرج داده ای تو را گدا ساخته است.
فراموش کرده ای که چگونه زبان نوشته های درونت را بخوانی، ولی در وداها، تورات و انجیل جستجو میکنی.
تو دانشوری بزرگ خواهی شد، اما ثروتمند هرگز. همچنان مثل گذشته فقیر خواهی ماند.
ثروتمندی تنها از یک راه حاصل میشود و آن جستجوی درون است،
زیرا گنج؛ گنجی که پایان ناپذیر است در درون ماست.
به درون خود بنگر، خود_را_جستجو_کن، تا نشاطی عظیم بیابی، نشاطی بی پایان.
تنها در آن زمان است که زندگی معنا می یابد، قبل از آن هرگز،
تنها در آن زمان زندگی، زندگی است، قبل از آن هرگز....
@iiosho
بخشی از وجود ماست و ما همه جا آن را جستجو میکنیم، مگر در درونمان.
از این روست که بدبخت و بیچاره و ناکام و ناامیدی،
به_درون_خود_بنگر،
به_وجود_خود_بنگر
تا پادشاهی خداوند از آن تو شود.
تو هرگز این گنج را گم نکرده ای،
حتی برای یک لحظه.
در حقیقت حتی اگر هم بخواهی آن را گم کنی نمی توانی.
گنج_خود_وجود_توست،
اما تصمیم هایی که گرفته ای،
حماقت هایی که به خرج داده ای تو را گدا ساخته است.
فراموش کرده ای که چگونه زبان نوشته های درونت را بخوانی، ولی در وداها، تورات و انجیل جستجو میکنی.
تو دانشوری بزرگ خواهی شد، اما ثروتمند هرگز. همچنان مثل گذشته فقیر خواهی ماند.
ثروتمندی تنها از یک راه حاصل میشود و آن جستجوی درون است،
زیرا گنج؛ گنجی که پایان ناپذیر است در درون ماست.
به درون خود بنگر، خود_را_جستجو_کن، تا نشاطی عظیم بیابی، نشاطی بی پایان.
تنها در آن زمان است که زندگی معنا می یابد، قبل از آن هرگز،
تنها در آن زمان زندگی، زندگی است، قبل از آن هرگز....
@iiosho
❤11👏4
اگر آشفته ای لطفا به یاد داشته باش به کسی کمک نکن زیرا کمکت سمی خواهد بود.
اگر آشفته ای خودت را درگیر دیگران نکن ، زیرا در حال ایجاد دردسر هستی
بیماری ات واگیردار میشود.
به کسی پند و اندرز نده .
و اگر کمی شفافیت ذهنی داری از کسی که آشفتگی دارد نصیحت نپذیر .
هوشیار باش !
زیرا آشفتگان همواره دوست دارند دیگران را نصیحت کنند و این کار را مجانی انجام می دهند .
هوشیار بمان !
از آشفتگی فقط آشفتگی زاده میشود.
@iiosho
اگر آشفته ای خودت را درگیر دیگران نکن ، زیرا در حال ایجاد دردسر هستی
بیماری ات واگیردار میشود.
به کسی پند و اندرز نده .
و اگر کمی شفافیت ذهنی داری از کسی که آشفتگی دارد نصیحت نپذیر .
هوشیار باش !
زیرا آشفتگان همواره دوست دارند دیگران را نصیحت کنند و این کار را مجانی انجام می دهند .
هوشیار بمان !
از آشفتگی فقط آشفتگی زاده میشود.
@iiosho
❤19
هستي مراقب همه ماست.
ما بدون عشق هستي حتي براي يك لحظه نمي توانيم وجود داشته باشيم. هستي پيوسته در وجود ما زندگي جاري مي سازد. ما براي هستي بسيار محترم هستيم، اگرچه همچنان آنرا بديهي مي شماريم- و خاستگاه حماقت ما همين جاست.
اگر ما هستي را بديهي بشماريم، در ما هيچگونه احساس شكرگزاري وجود نخواهد داشت.
انسان ديندار كسي است كه احساس شكرگزاري كند، شكرگزاري فراوان. كسي كه به صرف بودن، شكرگزار باشد.
آنگاه كه تو شروع به احساس شكرگزاري كني، هزار و يك چيز براي شكرگزاري كردن خواهي يافت و هرقدر بيشتر احساس شكرگزاري كني، هدايايي بيشتر از راه خواهند رسيد.
@iiosho
ما بدون عشق هستي حتي براي يك لحظه نمي توانيم وجود داشته باشيم. هستي پيوسته در وجود ما زندگي جاري مي سازد. ما براي هستي بسيار محترم هستيم، اگرچه همچنان آنرا بديهي مي شماريم- و خاستگاه حماقت ما همين جاست.
اگر ما هستي را بديهي بشماريم، در ما هيچگونه احساس شكرگزاري وجود نخواهد داشت.
انسان ديندار كسي است كه احساس شكرگزاري كند، شكرگزاري فراوان. كسي كه به صرف بودن، شكرگزار باشد.
آنگاه كه تو شروع به احساس شكرگزاري كني، هزار و يك چيز براي شكرگزاري كردن خواهي يافت و هرقدر بيشتر احساس شكرگزاري كني، هدايايي بيشتر از راه خواهند رسيد.
@iiosho
❤17