🍀🍀 ( یادداشت های یک پزشک/روانشناس.....دکتر اخوین)
1.86K subscribers
481 photos
448 videos
11 files
663 links
دغدغه ها ، اندیشه ها ، خاطرات و دل نوشته ها..
دکتر اخوین..."پزشک و روانشناس"
Download Telegram
🖋سلام...
این کانال امشب یعنی ۹۸/۱۲/۱۵ با نیت کمک به مردم استان گیلان و بالاخص شهر "کرونا" زده ی رشت ، در این ایام بحرانی که همگی به قرنطینه و حصری ناخواسته و اجباری تبعید شده ایم ، ایجاد شده است...
بنا دارم در این محفل مجازی در حد توان ،
با ارائه اطلاعات مناسب و صحیح و علمی در کمک به سلامت جسمی و روانی مردم قدم مفید وموثری بردارم و البته جایی برای بیان دغدغه ها
اندیشه ها ، خاطرات و دل نوشته ها........
امید که این راه که در زمان استیلای غم و اندوه و اضطراب و جدایی های ناخواسته آغاز شده در ادامه ی راه به آفرینشی نو در نگاه و مسیر زندگی ما بیانجامد.
@HypnoseChannel
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
♻️تقویت سیسنم ایمنی(۱)
🖋چند روز قبل استاد عزیزم جناب دکتر باقری ، روانپزشک و دبیر انجمن علمی هیپنوتیزم بالینی ایران در تماسی تلفنی حال رشت را در این ایام "کرونایی" پرسیدند که گفتم....
حال ما خوب است...ولی تو باور نکن
و ایشان باور نکردند و امشب ابن فایل صوتی هیپنوتیزمی را فرستادند تا کمکی به حال ما شود...
و من که سالهاست غرق در افسون دانش و کلام ایشان هستم ، باور دارم که این فایل صوتی هیپنوتیزمی که به نیت کمک به حفظ آرامش مردم شریف رشت و تاثیر مستقیم آن بر سیستم ایمنی بدن ایشان برای مقابله با تهاجم بیماری "کرونا " تهیه شده است ، در این شب های تنهایی و حصر ناخواسته کمک وافری خواهد کرد....
امید که پیام این فایل صوتی هیپوتیزمی در اعماق جانتان نشیند و با هر بار تکرار چنان در قعر ناخودآگاهتان حک و ضبط و ثبت گردد که بزودی تاثیرات مستقبم و غیر مستقیم اش را بر سلامت جسم و روانتان شاهد باشید.

"دکتر حمید اخوین.رشت.۹۸/۱۲/۱۵.ایام کرونایی"
@HypnoseChannel
📓 🦠 🕶 📒 🦠 🕶 📕 🦠 🕶 📘 🦠

🖋"ک" مثل "کرونا"🦠.....
" ک" مثل " کتاب" 📗......
"ک" مثل "کوری":..🕶..

شاید کرونا یک تهدید نباشد...
شاید کرونا یک فرصت است.....
یک فرصت خیلی کوتاه.....
برای کتاب خوب خواندن.....فیلم خوب دیدن...
برای بی شعور از دنیا نرفتن.....در آستانه ی تهدید جدی زندگی.....برای احمقانه و بزدلانه نزیستن....
شاید قرنطینه شدیم...
قرنطینه تر از سابق....
طوری که این بار بفهمیم چقدر تنهاییم.....
برای آن موقع که شاید از همین امروز شروع شده باشد و برای ماجرایی شبیه امروزمان ، یک کتاب را توصیه میکنم.....
کتاب " کوری" اثر " ژوزه ساراماگو"... با ترجمه ی عالی " مهدی غبرایی".....
داستان در مورد شیوع یک نوع "کوری" است که البته به چشم ارتباطی ندارد.
نیروهای امنیتی تمام کورها از جمله چشم پزشکی که این کوری را تشخیص داده بود و خودش هم کور شده بود ، را در یک آسایشگاه اسکان میدهند و فقط به آنها غذا تهیه میکنند. ولی خود از ترس سرایت این کوری غذاها را فقط تا در آسایشگاه حمل میکنند.
 کم کم خوی حیوانی افراد در این وضعیت فلاکت بار بروز میکند....کثافت ، فحشا ، احتکار غذا....آسایشگاه را فرا میگیرد...
 در این بین ، همسر چشم پزشک برای اینکه کنار شوهرخود باشد وانمود به کوری نموده و وارد آسایشگاه میشود...
در ابتدا اینطور به نظر می آید که ..تنها وضعیتِ وحشتناک‌تر از کوری، این است که تنها فردِ بینای جمع باشی...."
ولی در نهایت به کمک همین بک فرد بینا، مردم ابتدا قادر به خروج از آسایشگاه میشوند ولی متوجه میشوند که تمامی شهر و کشور نابینا شده اند و دچار اضطرابی بزرگ میشوند.....
رفتن به کلیسا تنها راه مردم برای غلبه بر ترسی است که وجودشان را فرا گرفته....و زن دکتر مردم را از نابینایی ملائک و قدیسان داخل کلیسا باخبر میکند و مردم که در ابتدا از این خبر وحشت زده میشوند، بتدریج و کم کم به این رشد می رسند که خود باید سازماندهی اوضاع را در دست بگیرند و رشد فکری در جامعه رخ میدهد و مردم به تدریج بینایی خود را بدست می آورند..
در پایان داستان زن دکتر که خود منجی جامعه است از دکتر می پرسد: چرا کور شدیم؟
دکتر جواب میدهد: نمیدانم...شاید روزی بفهمیم.
زن دکتر میگوید: من فکر میکنم ما کور نشده ایم. ما کور هستیم.کور اما بینا...کورهایی که میتوانند ببینند اما نمی بینند...
📗 کتاب چندین جمله و عبارت درخشان دارد:
 🖋تمام پله های تحقیر را یکی یکی پایین رفتیم تا رسیدیم به خفت محض.
🖋 آنقدر از آدم به دوریم که یکی از همین روزها دیگر خودمان را هم نخواهیم شناخت، یا حتی اسممان را فراموش می کنیم.
 🖋امروز نوبت شماست، فردا نوبت من، کی از فردایش خبر دارد.
بعضی وقت ها آدم باید خطر با به جان بخرد.
 🖋بدترین چیز این است که ما سازمانی نداریم، توی هر ساختمان، در هر خیابان و محله‌ای باید سازمانی باشد،.... بدن انسان هم یک نظام سازمان‌ یافته است، تا سازمانش برجاست، تن زنده می‌ماند، مرگ فقط نتیجه‌ی برهم خوردن این سازمان است، خوب، جامعه‌ی کورها چطور می‌تواند برای بقای خود بکوشد ، با سازمان دادن به خودش،.........
سازمان دادن یعنی شروع بینایی.....👁 👁
"دکتر حمید اخوین"
.رشت. دوم اسفند نود و هشت
@HypnoseChannel
🔆🔆

🔅 به انسان قدرت تجسم اعطاء شده ، تا نداشته هایش را جبران کند و به وی احساس شوخ طبعی داده شده ، تا دردهایش تسکین بخشد....


" اسکار وایلد"
" OSCAR. WILD "
@HypnoseChannel
🌀🌀🌀
🔆تاثیر هیپنوتیزم و سایر تمرین های ذهنی بر تعارض های درون......

یکی از نیازهای مهم ، اساسی و سرنوشت ساز انسان ، نیاز به کامیابی و تحقق بخشیدن آرزوها و رویاهاست.
انسان در سیر رشد روحی_روانی خود ، هرچقدر که به مراتب بالاتری از آگاهی دست یابد ، دچار تغییراتی در خواست ها و آرزوهای خود میگردد.
مشکل آنجاست که این خواست ها و آرزو های خلق شده در خودآگاه ، الزاما" همخوان و هماهنگ با رویاها و سناریوهای نوشته شده در کودکی که در قالب طرح واره ها ، در ناخودآگاه ما ثبت شده ، نمی باشد.
سناریو هایی که با قدرتی فراتر از آگاهی ، ما را به سمت و سوی سرنوشت محتوممان میکشانند.
اریک برن در تعریف این سناریو میگوید:
"هر کس در اوایل کودکی اش تصمیم میگیرد که چه کسی شود و چگونه بمیرد و این نقشه سناریوی زندگی اوست."
این "سناریو" یا "دست نبشته" به قول اریک برن ، همان "افسانه ی شخصی" است که پائولو کوئیلو میگوید و همان "افسانه ی حیات" کلیم کاشانی...
شاید یکی از دلایل بحران های برهه های سنی، اعم از نوجوانی، میانسالی و کهنسالی را باید در تضاد بین نقشه ی راه اولیه ی ثبت شده در رویاها وناخودآگاه کودکی و آرزوها و خواست های ثانویه ی ما بر اساس آگاهی هایی باشد که به مرور بدانها دست می یابیم....
یک جنگ بین خودآگاه و ناخودآگاه...
نبرد بین رویاها ....
رویاهای کودکی و آرزوهای بزرگسالی....
واین نبرد بی سرانجام بی شک ما را از کامیابی دور میکند وچیرگی این احساس ناکامی و عدم تحقق رویاها موجب افسردگی ، پرخاشگری ، کینه توزی و نارضایتی در زندگی می گردد.
شاید ریشه بسیاری از "روان نژندی ها"...
اما چاره چیست؟
بی گمان نه پاک کردن طرحواره های کودکی که به شکل یک دستورالعمل زندگی در ناخودآگاه ثبت شده اند عملی است و نه دست کشیدن از آرزوها و خواست های بزرگسالی ، کاربردی....
خلقت ، چاره را در "کورپوس کولوزوم " یعنی رابط بین دو نیمکره ی راست و چپ نهاده است..
خلقت بستر سخت افزاری این هماهنگی ، گفتگو و همکاری را فراهم کرده....
و اما راز سر به مُهر، دست یابی نرم افزاری به این مسیر میانه است....
کار ما شناسایی این راز است....
رمز گشایی از این چاره گشایی خلقت..
با پیش فرض های فوق ، مدیریت ذهن
تنها راه در بهبود حال آدمی است و این مدیریت در کنار دانش ،نیازمند ابزارهایی است.
هیپنوتیزم بی شک ابزار قدرتمندی در مدیریت ذهن و برقراری صلح و از آن مهم تر ، هماهنگی خودآگاه و ناخودآگاه و
نیمکره چپ و راست در راستای همخوان کردن رویاها و آرزوهای کودکی و خواست های بزرگسالی است.
تا زمان این رمز گشایی ،برای نیل به حال خوب ، چاره ای نیست جز اینکه یا پیروی از رویاها و سناریو های کودکی کنیم و بگوییم...
"سالها دل طلب جام جم از ما میکرد
آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد"
و یا
دل در گرو تجارب آگاهانه زندگی میانسالی و بزرگسالی انداخته ...
بسرآییم به آواز بلند....
"آزمودم عقل دوراندیش را
بعد از این دیوانه سازم خویش را"

و شاید تنها راه میانه برای بشر...
تا فروافتادن تمام پرده ها و رمزگشایی نهایی جهان هستی...
برای رسیدن به حال خوب....
در این زمان پر از فجایع...
دردست آویز قراردادن دو چیز باشد:
"امید" و "صبر"

@HypnoseChannel
👍1
هیچ بحران انرژی
بحران غذا یا بحران
محیط زیستی در کار نیست؛
تنها بحران،
بحران نادانیست...!!!
" ریچارد_باکمینستر"

😷 🤜 🤛 😷
"ب" مثل"بحران".....❗️
"ب" مثل " بحران زا".....‼️
"ب" مثل "بحران زی".........⁉️
👇👇👇
@HypnoseChannel
😷 🤜 🤛 😷 🤜 🤛 😷
🖋"ب" مثل "بحران"....❗️
"ب" مثل " بحران زا"...‼️
"ب" مثل " بحران زی"...⁉️

بیست و شش سال است که طبابت میکنم....
بارها با اپیدمی و همه گیری آنفولانزا روبرو شدم..
همیشه اصرار به لزوم آموزش داشتم...
در کنار درمان توصیه های بهداشتی و تغذیه ای را فراموش نمی کردم.....
سالهاست که از اواخر شهریور به همه لزوم واکسیناسیون آنفولانزا را اعلام میکردم...
چندین سال اخیر با هیچکس دست ندادم جز با مشت بسته .👊 . با نیت فرهنگ سازی بهداشتی..
میدانستم و بارها در مباحث اپیدمیولوژی ( همه گیر شناسی) بیماریها خوانده بودیم که تنها راه برای جلوگیری از انتشار بیماری در جامعه محدودیت تماس است و تنها راه در کنار آموزش های بهداشتی ، تعطیلی کوتاه مدت تمامی مراکز تجمعی از جمله مدارس.. دانشگاه ها..مکان های زیارتی...سینماها... پادگانها و وسایل نقلیه عمومی است....
ولی در سطح کلان وزارت خانه و دانشگاه های علوم پزشکی هیچ خبری از این توصیه ها و عملکردهای اولیه و مهم بهداشتی نبود.....
و این بی عملی در بهداشت به عنوان سطح اول و مهم سلامت جامعه به ویژه در سالهای اخیر که وزارت بهداشت در شعار " طرح تحول سلامت" و در عمل " بمال" !! را دنبال میکرد ، به محاق فراموشی رفته بود.
توصیه های اصلی ام به مبتلایان آنفولانزا در قالب یک شعار بود که در ذهن ماندگار شود : "آب..خواب..مسکن" با تاکید بر مصرف مایعات برای جلوگیری از عوارض کلیوی در تب شدید و نیز خواب زود هنگام و مکفی شب برای تقویت سیستم ایمنی..همچنین ماندن در خانه به مدت سه تا پنج روز و مراجعه مجدد در صورت بروز یا تشدید علایم تنفسی که عمدتا" ناشی از اضافه شدن یک عفونت باکتریال بود که برحسب مورد یا درمان آنتی بیوتیکی را شروع میکردم و یا به بیمارستان ارجاع میدادم....
در چند سال اخیر متوجه نوع خاصی از آنفولانزا شده بودم...با حملات ریوی و علائم تنفسی بسیار شدیدتر که در بسیاری از موارد حتی به درمان با داروهای ضد التهابی ( کورتون) و داروهای اتساع دهنده مجاری ریوی نیز پاسخ نمی دادند و نیاز به بستری پیدا میکردند و در مواردی نیز به ویژه در سالمندان منجر به فوت میشد...
ولی هیچ اقدام مناسبی در زمینه اطلاع رسانی از جانب وزارت بهداشت و دانشگاه های علوم پزشکی صورت نمیگرفت...
بیماری می آمد.....عده ای (عمدتا سالمندان) و نیز چند نفری از کادر درمان را می کشت و خودش هم نهایتا" میرفت....
در دو سال اخیر تنها نکته ی مثبت وجود قرص "تامی فلو" بود....و اطلاع از اینکه بهترین مسکن کمک کننده ی درمان "ناپروکسن" است ....
و همچنان آموزه های بهداشتی مبنی بر جداسازی شخص بیمار در خانه (ترجیحا" در اتاق پنجره دار برای تهویه ی هوا) ، استفاده از ماسک توسط بیمار، شستشوی دست توسط سایر افراد خانواده و البته یک توصیه ی فلسفی _ طبی غیر معمول هم داشتم مبنی بر روشن کردن شمع در خانه.....( آتش هم ضدعفونی کننده و ایمنی بخش است و هم آرامش بخش )
بطور معمول نیز یک شماره ی موبایل خودم را در اختیار مراجعین میگذاشتم تا در صورت نیاز تماس بگیرند که این هم بیشتر اثری آرامبخش داشت برای بیمار و اطرافیان ......
به تجربه میدانستم که استرس بزرگترین عامل تضعیف سیستم ایمنی است و این را در افزایش تعداد مراجعین به مطب در هنگام امتحانات تحصیلی به دفعات دیده بودم.....

و اما امسال.....
قضیه به نظر من و صرفن براساس تجربیات شخصی ام ، خیلی فرقی با سالهای گذشته نکرده است...اساسا" براین باورم که "کرونا" در چند سال اخیر نیز مهمان ما بوده است....
شاید خوشبینانه باشد ، ولی تا اینجای کار به نظر می آید امسال تعداد فوتی ها نسبت به مبتلایان خیلی بیشتر از سالهای پیش نبوده.....
هر چند به نظر شمار مبتلایان بیشتر است که میتواند تعداد فوتی های بیشتری را بدنبال داشته باشد ، به دو علت:
۱) افزایش سطح استرس عمومی و تاثیر آن بر کاهش توان ایمنی ....
۲) افزایش سطح تماس!!! در مراکز درمانی بین مبتلایان واقعی و بیماران کاذب و همراهان آنها..
که هر دو مورد ناشی از عملکرد ضعیف وزارت بهداشت و نهادهای اطلاع رسانی (عمدتا صدا و سیما) بوده است..
رفتار عملی آنفولانزا با یک روند خودمحدود شونده همراه است که امیدوارم با توجه به زمان شیوع اپیدمی که خوشبختانه در اواخر فصل سرد سال اتفاق افتاده ، این رفتار در مورد "کرونا" زودتر رخ دهد.
تا آن موقع مهمترین کار کاهش موارد تماس است که جز با یک تعطیلی عمومی با تاکید بر حصر خانگی ّ حاصل نمیشود...
"کرونا" به ما یادآوری کرد که مسئولین نه تنها قادر به مدیریت "بحران" نیستند ، بلکه با رفتارهای نمایشی (شو آف) و اعلام کرونایی بودن خود نشان دادند ، علاوه بر توان "بحران زایی و بحران افزایی" ، در عین حال چقدر "بحران زی" هستند...
😷 🤛رشت.دکتر حمید اخوین.۹۸/۱۲/۸.ایام کرونایی🤜
@HypnoseChannel
🌺"پ" مثل "پزشک".....
🌸"پ" مثل "پرستار".....
🌼" پ" مثل " پرسنل"......
👇👇👇👇

@HypnoseChannel
❤️👏🌹👏
🌺"پ" مثل "پزشک"....
🌸"پ" مثل " پرستار"....
🌼" پ" مثل "پرسنل"......
🖋خوب بودن ، خوش اخلاق بودن ، مردمی بودن ، پاک دست بودن ، مودب بودن و بسیاری دیگر از صفات انسانی قطعا" از ویژگی های یک انسان شرافتمند در حوزه ی زندگی شخصی و اجتماعی است ولی وقتی قرار است مدیر باشی و به ویژه سرگروه یک کارِ گروهی مهم و موثر ، آن هم در شرایط بحرانی آنچه اهمیت دارد ،جدّیت و رعایت
اصول حرفه ای گری و ترجیح اهداف بر هر رابطه
دوستی و خانوادگی و منفعت طلبی شخصی و شغلی است...
دراین روزهای بحرانی یک کارِ گروهیِ فوق العاده ، شرافتمندانه ، شجاعانه و انسانی با حداکثر کارآیی و با رعایت کامل اصول حرفه ای گری و بدون هیچ ادعایی ، در زمینه های بهداشتی و درمانی در استان گیلان در بیمارستان "رسول اکرم رشت" با مدیریت بخش درمان تامین اجتماعی در حال انجام است.....
شک ندارم که این روزها ، کادر درمانی اعم از پزشکان و پرستاران در تمامی سطوح اعم از خصوصی و دولتی و نیز فردی و گروهی و در تمام اّشکال مطبی ، درمانگاهی و بیمارستانی با شرافت و از خودگذشتگی و با به خطر انداختن خود در حال خدمت رسانی به مردم هستند و تردیدی ندارم که این عملکرد موجب خواهد شد تا بعد از گذشت این روزهای سخت همه ی ما، چه پزشکان و پرستاران خدمت رسان و چه مردم دچار یک تحول عمیق روحی و رشد روانی شخصی در حوزه های شخصی و ارتباطی شویم و حرفه ی پزشکی که به ویژه در سالهای اخیر با عملکرد برخی نادانان و هجمه ی بدخواهان زخم خورده بود ، جایگاه والا و وارسته ی خود را بازیابد......
با احترام و تعظیم به تمامی همکاران که در این روزهای سخت با از خودگذشتگی در حال خدمت رسانی به مردم هستند ، با خبرهای موثقی که از مردم و پزشکان از مراکز درمانی می رسد، در بیمارستان رسول اکرم رشت ، شاهد یک شاهکار مدیریتی (مدیریت بحران) و یک کارِ گروهی عالی با رعایت حداکثر اصول بهداشتی و با کارآیی بالای درمانی هستیم..
یک "Team Work" حرفه ای که قطعا" حاصل خوشفکری و خردمندی مدیریتی در سطوح بالا و باور و اعتماد عمیق تمامی این مجموعه به اهداف کار توام با روحیه ی از خودگذشتگی و فداکاری و وجود یک رابطه ی عمیق عاطفی در کل مجموعه و افراد گروه است و قطعا به دفعات و در شرایط عادی و یا به شکل مانور بحران تمرین شده است.
مجموعه درمان تامین اجتماعی استان گیلان را سالهاست که می شناسم و در زمینه کار تیمی موثر و رفتار هدفمند و کارآیی بالای این مجموعه همواره به ایشان غبطه خورده ام.
در رابطه با کارآیی بالای این مجموعه قطعا عوامل متعددی دخیل اند ولی به الشخصه دو عامل را بسیار موثر می دانم...
۱. خشت و بنیان اول و شخصیت بنیانگذار اولیه.
من شخص دکتر نیکپور ، مدیر سابق درمان تامین اجتماعی را که جدی ، کوشا ، خوش فکر، پاک دست و پرتلاش و خستگی ناپذیر بود را در شکل گیری و قوام درست این مجموعه بسیار تاثیرگذار میدانم.....
میدانم که برای ساخت بیمارستان رسول اکرم با استانداردهای درست بیمارستانی چه زحمتی کشید...
همچنین مدیریت عالی ایشان در بحران برف سال ۸۳ را ، که علاوه بر عملکرد صحیح و کامل و بی نقص مجموعه درمانی بیمارستان در آن شرایط ، اسکان و تغذیه ی صدها مسافرِ گیر کرده در جاده را در محیط همین بیمارستان برعهده گرفت، به یاد دارم..
۲) ثبات مدیریتی و استخدام و ترفیع افراد در داخل این سیستم براساس شایسته سالاری ....
این همان علتی است که در باثبات ترین سازمانهای جهانی یعنی کلیساها ، ارتش ها و دانشگاه ها میبینیم...
استخدام و ترفیع افراد از درون سیستم به شکلی که هر رده ی مدیریتی آن ها اطلاعات نزدیک و مفیدی از موقعیت زیردستان خود دارد.
دوستان گرامی ...همکاران محترم درمان تامین اجتماعی استان گیلان.....
پزشکان ، پرستاران ، بهیاران ، پرسنل و ریاست محترم بیمارستان رسول اکرم...
دست همه ی شما را میبوسم و برایتان سلامت
آرزومندم. و به وجودتان افتخار میکنم.....
"سرتان سبز و خانه ی دلتان آباد"
شک نکنید که مردم شریف ، مهربان و باهوش گیلان قدردان زحمات شما هستند و خواهند بود....هرطور که بتوانند..
در بحران برف سال ۸۳ ، اهالی منطقه سلیمانداراب رشت ، وقتی حضور بی منت من را در مطب دیدند ، در حالی که من مشغول رسیدگی به بیماران بودم ، در کنار تمام آن نگاه ها و کلام های سرشار از قدردانی و محبت ، تمام برف های سقف و حیاط مطب را پارو زدند و ظرف ظرف آش گرم و نان داغ برای من و پرسنل مطب می آوردند....

زندگی چیزی نیست جز این لحظات درخشان انسانی......

" زندگی گرمی دلهای به هم‌ پیوسته است"

😷" رشت.دکترحمید اخوین.۹۸/۱۲/۹.ایام کرونایی😷
@HypnoseChannel
Iran
Chaartaar
کاری از گروه چارتار.
🖋ایران، دمی رسته از ترکش و کینه می‌خواهمت...
@HypnoseChannel