🎵در رثای ناصر مسعودی، بلبل گیلان
در شب تاریک دوران، بی گمان
چلچراغی بود هر آواز او
🖋سریال کوچک جنگلی از محبوبترین سریالهای دهه شصت بود.
فیلمی که در ابتدا قرار بود توسط ناصرتقوایی (کارگردان سریال دائی جان ناپلئون) براساس فیلم نامه ایی که او برمبنای داستان "مردی از جنگل" نوشته "احمداحرار" ، نگاشته بود، ساخته شود ولی توسط "بهروزافخمی" و با فیلمنامه ای متفاوت ساخته شد.
احمداحرار را از ابتدای نوجوانی میشناختم و مجموعه داستانهای شاهنامه را که توسط او به زیبایی به نثر درآورده شده بود و بطور سریالی در مجله "دختران_پسران" منتشر می شد را به طور مرتب میخواندم.
تردیدی ندارم که اگر این سریال بر اساس داستان احمد احرار و فیلمنامه و کارگردانی ناصر تقوایی ساخته میشد، یکی از جذابترین و ماندگارترین سریالهای تاریخ سینمای ایران می شد که متاسفانه نشد. مع الذالک سریال ساخته شده نیز، سریالی زیبا، پرمحتوا و جذاب بود.
شاید تفاوت ایجاد شده را باید در اختلافی که همواره و هنوز هم پیرامون ماجراهای قیام جنگل و شخص میرزا کوچک، حتی بین مورخین وجود دارد، جستجو کرد.
سوای این ماجراها، یکی از جذاب ترین بخش های این فیلم، ترانه آخر فیلم بود که در ابتدا توسط "تورج زاهدی" خوانده میشد که گیلک نبود و گویش درستی نداشت، ولی شعر و آهنگ ترانه ی آن انقدر زیبا بود که به دل می نشست .
فکر میکنم قسمت چهارم یا پنجم سریال بود که وقتی در انتهای فیلم، مشتاقانه منتظر پخش ترانه بودیم، خواننده تغییر کرد و صدایی آسمانی شنیدیم که با توجه به حزن ذاتی متن و آهنگ ترانه که برمبنای سرگذشت میرزا سروده شده بود، در اعماق جانمان نفوذ کرد و خواننده جدید، کسی نبود جز ناصر خانِ مسعودی...
جالب اینکه ملودی این قطعه را در ابتدا، خانم "فرخ لقا هوشمند"، هنرمند برجسته سینما و تئاتر که او را بیشتر در نقش "ننه آقا"، در مجموعه فیلم های "صمدآقا" میشناسیم برای آهنگساز اثر "میرزمانی" خوانده بود تا او، آن را به نت و قطعه ارکسترال تبدیل کند...
چندین سال قبل، با دخترم و خواهرزاده ام که دانشجوی رشته موسیقی و اپرا در خارج از کشور بود و در سفری به ایران آمده بود، افتخار حضور در منزل استاد ناصر مسعودی را پیدا کردیم و مهمان ایشان و همسر گرامی شان شدیم و علاوه بر گقتگو و دیدار از آرشیو گرانبهای موسیقی ایرانی و آلبوم دیدنی عکس های ایشان، ترانه "میرزاکوچک" را برای ما خواندند که برای توصیف حظ وافری که بردیم از این سروده "فریدون مشیری" یاری می جویم که:
جویبار نغمه می غلتید، گفتی بر حریر
آبشار شعر، گل می ریخت، نغز و دلپذیر
مخمل مهتاب بود این یا طنین بال قو؟
پرنیان ناز، آواز سراپا حال او
استاد ناصر مسعودی، زاده ی ششم فروردین ۱۳۱۴، در ششم آذر۱۴۰۴، چشم از جهان فروبست.
حق بود، آسمان بی باران پاییز امسال، حداقل امشب را در فراق او میگریست.
روحش شاد و یاد و خاطره اش گرامی باد.
صدای او تا ابد در خاطر گیلانیان خواهد ماند.
چون "تنها صداست که می ماند"
🍁رشت.#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۴/۹/۷🍁
Https://Telegram.me/HypnoseChannel
Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein
در شب تاریک دوران، بی گمان
چلچراغی بود هر آواز او
🖋سریال کوچک جنگلی از محبوبترین سریالهای دهه شصت بود.
فیلمی که در ابتدا قرار بود توسط ناصرتقوایی (کارگردان سریال دائی جان ناپلئون) براساس فیلم نامه ایی که او برمبنای داستان "مردی از جنگل" نوشته "احمداحرار" ، نگاشته بود، ساخته شود ولی توسط "بهروزافخمی" و با فیلمنامه ای متفاوت ساخته شد.
احمداحرار را از ابتدای نوجوانی میشناختم و مجموعه داستانهای شاهنامه را که توسط او به زیبایی به نثر درآورده شده بود و بطور سریالی در مجله "دختران_پسران" منتشر می شد را به طور مرتب میخواندم.
تردیدی ندارم که اگر این سریال بر اساس داستان احمد احرار و فیلمنامه و کارگردانی ناصر تقوایی ساخته میشد، یکی از جذابترین و ماندگارترین سریالهای تاریخ سینمای ایران می شد که متاسفانه نشد. مع الذالک سریال ساخته شده نیز، سریالی زیبا، پرمحتوا و جذاب بود.
شاید تفاوت ایجاد شده را باید در اختلافی که همواره و هنوز هم پیرامون ماجراهای قیام جنگل و شخص میرزا کوچک، حتی بین مورخین وجود دارد، جستجو کرد.
سوای این ماجراها، یکی از جذاب ترین بخش های این فیلم، ترانه آخر فیلم بود که در ابتدا توسط "تورج زاهدی" خوانده میشد که گیلک نبود و گویش درستی نداشت، ولی شعر و آهنگ ترانه ی آن انقدر زیبا بود که به دل می نشست .
فکر میکنم قسمت چهارم یا پنجم سریال بود که وقتی در انتهای فیلم، مشتاقانه منتظر پخش ترانه بودیم، خواننده تغییر کرد و صدایی آسمانی شنیدیم که با توجه به حزن ذاتی متن و آهنگ ترانه که برمبنای سرگذشت میرزا سروده شده بود، در اعماق جانمان نفوذ کرد و خواننده جدید، کسی نبود جز ناصر خانِ مسعودی...
جالب اینکه ملودی این قطعه را در ابتدا، خانم "فرخ لقا هوشمند"، هنرمند برجسته سینما و تئاتر که او را بیشتر در نقش "ننه آقا"، در مجموعه فیلم های "صمدآقا" میشناسیم برای آهنگساز اثر "میرزمانی" خوانده بود تا او، آن را به نت و قطعه ارکسترال تبدیل کند...
چندین سال قبل، با دخترم و خواهرزاده ام که دانشجوی رشته موسیقی و اپرا در خارج از کشور بود و در سفری به ایران آمده بود، افتخار حضور در منزل استاد ناصر مسعودی را پیدا کردیم و مهمان ایشان و همسر گرامی شان شدیم و علاوه بر گقتگو و دیدار از آرشیو گرانبهای موسیقی ایرانی و آلبوم دیدنی عکس های ایشان، ترانه "میرزاکوچک" را برای ما خواندند که برای توصیف حظ وافری که بردیم از این سروده "فریدون مشیری" یاری می جویم که:
جویبار نغمه می غلتید، گفتی بر حریر
آبشار شعر، گل می ریخت، نغز و دلپذیر
مخمل مهتاب بود این یا طنین بال قو؟
پرنیان ناز، آواز سراپا حال او
استاد ناصر مسعودی، زاده ی ششم فروردین ۱۳۱۴، در ششم آذر۱۴۰۴، چشم از جهان فروبست.
حق بود، آسمان بی باران پاییز امسال، حداقل امشب را در فراق او میگریست.
روحش شاد و یاد و خاطره اش گرامی باد.
صدای او تا ابد در خاطر گیلانیان خواهد ماند.
چون "تنها صداست که می ماند"
🍁رشت.#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۴/۹/۷🍁
Https://Telegram.me/HypnoseChannel
Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein
❤51👍5👏4🙏1
💚خانه سبز به روایت نسرین و محمد
"به نظر من یه خونه هرجایی میتونه باشه
میتونه بالای یه ساختمون بلند باشه
میتونه تویه کوچه ی قدیمی که زیر یه بازارچه هست یاشه
میتونه بزرگ یا میتونه کوچیک باشه
میتونه برای هرکی مفهومی داشته باشه
یا هر رنگی داشته باشه
میتونه به رنگ آجر یا به رنگ شیشه و سنگ باشه
میتونه رنگ قرمز یا به رنگ ….
ولی من، یعنی بهتر بگم ما
معتقدیم خونه هرچی که باشه
باید سبز باشه بله سبز و همیشه سبز"*
این روزها
خیلی از خانه ها سبز نیست
حتی گیلان سرسبز ما
برگ بسیاری از درختان، نه زرد پاییزی، بلکه زرد و چروکیده و سوخته از کم آبی است
و باید امیدوار باشیم که "دوباره سبز شوند" و "دوباره سبز شویم"
🍀و برای من، یک همزمانی (Synchronicity) عجیب....
هفته گذشته، بعد از چندین ماه شنیدن روایاتی رمزآلود از "مسجد اکبریه لاهیجان"، به برکت همراهی یک دوستو به یمن وجود یک راهنمای جوان، مشتاق و مطلع به دیدار این مسجد رفتم و درب زیبای سبزش!!! و به فاصله چند روز، درب خانه ی ما به رنگ سبز درآمد!!
🌿 رشت.#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۴/۹/۹ 🌿
#خانه_سبز
#مسجد_اکبریه_لاهیجان
#همزمانی
#synchronicity
👇یادداشت کامل در پست بعدی👇
"به نظر من یه خونه هرجایی میتونه باشه
میتونه بالای یه ساختمون بلند باشه
میتونه تویه کوچه ی قدیمی که زیر یه بازارچه هست یاشه
میتونه بزرگ یا میتونه کوچیک باشه
میتونه برای هرکی مفهومی داشته باشه
یا هر رنگی داشته باشه
میتونه به رنگ آجر یا به رنگ شیشه و سنگ باشه
میتونه رنگ قرمز یا به رنگ ….
ولی من، یعنی بهتر بگم ما
معتقدیم خونه هرچی که باشه
باید سبز باشه بله سبز و همیشه سبز"*
این روزها
خیلی از خانه ها سبز نیست
حتی گیلان سرسبز ما
برگ بسیاری از درختان، نه زرد پاییزی، بلکه زرد و چروکیده و سوخته از کم آبی است
و باید امیدوار باشیم که "دوباره سبز شوند" و "دوباره سبز شویم"
🍀و برای من، یک همزمانی (Synchronicity) عجیب....
هفته گذشته، بعد از چندین ماه شنیدن روایاتی رمزآلود از "مسجد اکبریه لاهیجان"، به برکت همراهی یک دوستو به یمن وجود یک راهنمای جوان، مشتاق و مطلع به دیدار این مسجد رفتم و درب زیبای سبزش!!! و به فاصله چند روز، درب خانه ی ما به رنگ سبز درآمد!!
🌿 رشت.#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۴/۹/۹ 🌿
#خانه_سبز
#مسجد_اکبریه_لاهیجان
#همزمانی
#synchronicity
👇یادداشت کامل در پست بعدی👇
❤29👏2
💚خانه سبز به روایت نسرین و محمد
🖋چند روزی است که خانم و آقای جوانی سرگرم رنگ کردن درب پارکینگ خانه ما هستند..
دیروز فرصتی شد و سر صحبت را با ایشان بازکردم.
زن و شوهری هستند به نام نسرین و محمد
نسرین کرد است و محمد رشتی...
با دوچرخه دور ایران را می چرخند و کافه ای سیار دارند بر پشت دوچرخه هایشان و با امکاناتی بسیار ساده قهوه هایشان را آماده و سرو میکنند...
نام کافه شان را "کافه دوچرخه ی مسافر" گذاشته اند و پاتوق قهوه سرای ایشان در رشت، در پارک محتشم و کنار آرامگاه ابتهاج است..
در عین حال، هر کاری بتوانند برای امرار معاش میکنند مثل همین رنگ کردن درب پارکینگ خانه ی ما
بقول محمد، همه کاره ی هیچ کاره...
سبک زندگی شان ساده زیستی، فرار از روزمرگی و کاستن از سرعت گذران زندگی است، در این زمانه ی پیچیده ی پرشتاب
این سادگی و کندی را در کار رنگ آمیزی شان و طمانینه، دقت و آرامش را در حرکت قلم موهای رنگشان هم میشود دید.
در هنگام کار و در گفتگو، چهره ی هر دو، بشاش بود و دامنه ی صمیمیت بینشان، مخاطب را نیز دربر میگیرد.
رنگ قبلی درب پارکینگ ما سیاه بود و آنها این بار، رنگ سبز را انتخاب کرده اند. به سبک و سیاق "خانه سبز"
و چه رنگ فوق العاده و نوستالژیکی...
به قول خسرو شکیبایی در دکلمه ی آنونس ابتدایی سریال خانه سبز..
"به نظر من یه خونه هرجایی میتونه باشه
میتونه بالای یه ساختمون بلند باشه
میتونه تویه کوچه ی قدیمی که زیر یه بازارچه هست یاشه
میتونه بزرگ یا میتونه کوچیک باشه
میتونه برای هرکی مفهومی داشته باشه
یا هر رنگی داشته باشه
میتونه به رنگ آجر یا به رنگ شیشه و سنگ باشه
میتونه رنگ قرمز یا به رنگ ….
ولی من، یعنی بهتر بگم ما
معتقدیم خونه هرچی که باشه
باید سبز باشه بله سبز و همیشه سبز"
این روزها
خیلی از خانه ها سبز نیست..
حتی گیلان سرسبز ما
برگ بسیاری از درختان، نه زرد پاییزی، بلکه زرد و چروکیده و سوخته از کم آبی است.
و باید امیدوار باشیم که "دوباره سبز شوند" و "دوباره سبز شویم"
بی تردید خانه ی دل "نسرین و محمد" همیشه سبز خواهد ماند و هیچ اتفاقی نمیتواند جلوی سبز ماندنش را بگیرد، چون ریشه های عشق سبزشان از قلب پاک شان جان میگیرد.
تکمله:
سبز شدن درب خانه ی ما برای من، یک همزمانی (Synchronicity) عجیب بود....
هفته گذشته، بعد از چندین ماه شنیدن روایاتی رمزآلود از "مسجد اکبریه لاهیجان"، به برکت همراهی یک دوست و به یمن وجود یک راهنمای جوان، مشتاق و مطلع به دیدار این مسجد رفتم و درب زیبای سبزش!!! و به فاصله چند روز، درب خانه ی ما به رنگ سبز درآمد!! و البته چند اتفاق و نشانه ی دیگر که شاید روزی از آنها نیز بنویسم.
🌿 رشت.#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۴/۹/۹ 🌿
#خانه_سبز
#مسجد_اکبریه_لاهیجان
#همزمانی
#synchronicity
Https://Telegram.me/HypnoseChannel
Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein
Https://Telegram.me/HypnoseChannel
Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein
🖋چند روزی است که خانم و آقای جوانی سرگرم رنگ کردن درب پارکینگ خانه ما هستند..
دیروز فرصتی شد و سر صحبت را با ایشان بازکردم.
زن و شوهری هستند به نام نسرین و محمد
نسرین کرد است و محمد رشتی...
با دوچرخه دور ایران را می چرخند و کافه ای سیار دارند بر پشت دوچرخه هایشان و با امکاناتی بسیار ساده قهوه هایشان را آماده و سرو میکنند...
نام کافه شان را "کافه دوچرخه ی مسافر" گذاشته اند و پاتوق قهوه سرای ایشان در رشت، در پارک محتشم و کنار آرامگاه ابتهاج است..
در عین حال، هر کاری بتوانند برای امرار معاش میکنند مثل همین رنگ کردن درب پارکینگ خانه ی ما
بقول محمد، همه کاره ی هیچ کاره...
سبک زندگی شان ساده زیستی، فرار از روزمرگی و کاستن از سرعت گذران زندگی است، در این زمانه ی پیچیده ی پرشتاب
این سادگی و کندی را در کار رنگ آمیزی شان و طمانینه، دقت و آرامش را در حرکت قلم موهای رنگشان هم میشود دید.
در هنگام کار و در گفتگو، چهره ی هر دو، بشاش بود و دامنه ی صمیمیت بینشان، مخاطب را نیز دربر میگیرد.
رنگ قبلی درب پارکینگ ما سیاه بود و آنها این بار، رنگ سبز را انتخاب کرده اند. به سبک و سیاق "خانه سبز"
و چه رنگ فوق العاده و نوستالژیکی...
به قول خسرو شکیبایی در دکلمه ی آنونس ابتدایی سریال خانه سبز..
"به نظر من یه خونه هرجایی میتونه باشه
میتونه بالای یه ساختمون بلند باشه
میتونه تویه کوچه ی قدیمی که زیر یه بازارچه هست یاشه
میتونه بزرگ یا میتونه کوچیک باشه
میتونه برای هرکی مفهومی داشته باشه
یا هر رنگی داشته باشه
میتونه به رنگ آجر یا به رنگ شیشه و سنگ باشه
میتونه رنگ قرمز یا به رنگ ….
ولی من، یعنی بهتر بگم ما
معتقدیم خونه هرچی که باشه
باید سبز باشه بله سبز و همیشه سبز"
این روزها
خیلی از خانه ها سبز نیست..
حتی گیلان سرسبز ما
برگ بسیاری از درختان، نه زرد پاییزی، بلکه زرد و چروکیده و سوخته از کم آبی است.
و باید امیدوار باشیم که "دوباره سبز شوند" و "دوباره سبز شویم"
بی تردید خانه ی دل "نسرین و محمد" همیشه سبز خواهد ماند و هیچ اتفاقی نمیتواند جلوی سبز ماندنش را بگیرد، چون ریشه های عشق سبزشان از قلب پاک شان جان میگیرد.
تکمله:
سبز شدن درب خانه ی ما برای من، یک همزمانی (Synchronicity) عجیب بود....
هفته گذشته، بعد از چندین ماه شنیدن روایاتی رمزآلود از "مسجد اکبریه لاهیجان"، به برکت همراهی یک دوست و به یمن وجود یک راهنمای جوان، مشتاق و مطلع به دیدار این مسجد رفتم و درب زیبای سبزش!!! و به فاصله چند روز، درب خانه ی ما به رنگ سبز درآمد!! و البته چند اتفاق و نشانه ی دیگر که شاید روزی از آنها نیز بنویسم.
🌿 رشت.#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۴/۹/۹ 🌿
#خانه_سبز
#مسجد_اکبریه_لاهیجان
#همزمانی
#synchronicity
Https://Telegram.me/HypnoseChannel
Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein
Https://Telegram.me/HypnoseChannel
Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein
Telegram
🍀🍀 ( یادداشت های یک پزشک/روانشناس.....دکتر اخوین☘)
دغدغه ها ، اندیشه ها ، خاطرات و دل نوشته ها..
دکتر اخوین..."پزشک و روانشناس"
دکتر اخوین..."پزشک و روانشناس"
❤61👏3👌1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
❤️ تنها صدای مادر است که می ماند.
🖋 حواس، دریچه ادراک ما از هستی اند و تجربه شنیداری، اولین تجربه درک ما از هستی در لحظه تولد است.
عمیق ترین لذت ها در شنیدن است و اولین لذت شنیداری زندگی، صدای لالایی مادر است.
انسان ها با شنیدن، هیپنوتیزم می شوند و اولین هیپنوتیزم زندگی با صدای مادر، با نیروی عشق و با اولین لالایی صورت میگیرد.
صدای مادر، در اعماق ذهن ناخودآگاه ثبت میگردد و تا آخرین لحظه حیات، تا جان در بدن داریم، با ماست و اثر عمیقی بر سرنوشت ما دارد.
روز مادر، مبارک باد
🍁رشت.#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۴/۹/۲۰🍁
#روز_مادر
#هیپنوتیزم
Tel: @HypnoseChannel
Insta ://Instagram.com/Hamid_akhavein
🖋 حواس، دریچه ادراک ما از هستی اند و تجربه شنیداری، اولین تجربه درک ما از هستی در لحظه تولد است.
عمیق ترین لذت ها در شنیدن است و اولین لذت شنیداری زندگی، صدای لالایی مادر است.
انسان ها با شنیدن، هیپنوتیزم می شوند و اولین هیپنوتیزم زندگی با صدای مادر، با نیروی عشق و با اولین لالایی صورت میگیرد.
صدای مادر، در اعماق ذهن ناخودآگاه ثبت میگردد و تا آخرین لحظه حیات، تا جان در بدن داریم، با ماست و اثر عمیقی بر سرنوشت ما دارد.
روز مادر، مبارک باد
🍁رشت.#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۴/۹/۲۰🍁
#روز_مادر
#هیپنوتیزم
Tel: @HypnoseChannel
Insta ://Instagram.com/Hamid_akhavein
❤61
Looking for the Summer
Chris Rea
کریستوفر آنتون ریا
Christopher Rea؛
( ۴ مارس ۱۹۵۱ – ۲۲ دسامبر ۲۰۲۵)
* «کریس ریا» خوانندهٔ مشهور بریتانیایی بیست و دوم دسامبر ۲۰۲۵ میلادی (اول دی ماه۱۴۰۴) در سن ۷۴ سالگی درگذشت.
#موسیقی #موسیقی_راک #کریس_ریا
@HypnoseChannel
Christopher Rea؛
( ۴ مارس ۱۹۵۱ – ۲۲ دسامبر ۲۰۲۵)
* «کریس ریا» خوانندهٔ مشهور بریتانیایی بیست و دوم دسامبر ۲۰۲۵ میلادی (اول دی ماه۱۴۰۴) در سن ۷۴ سالگی درگذشت.
#موسیقی #موسیقی_راک #کریس_ریا
@HypnoseChannel
❤35🙏4👏1👌1
🖤 خاک، آتش گرفت.
بهرام بیضایی ...
آخرین سوار زبان و پیر ادبیات تاریخی،
ندای شعور آگاه و تجسم شرف متمدن،
از میان ما رفت ..
اسطوره ای که در روز تولدش، در گذشت..
جایش بسی خالی خواهد ماند.
#بهرام_بیضایی، کارگردان سینما و تئاتر ، نمایشنامه نویس، فیلمنامه نویس و پژوهشگر..
تولد: پنج دیماه ۱۳۱۷
درگذشت: پنج دی ماه ۱۴۰۴
@HypnoseChannel
بهرام بیضایی ...
آخرین سوار زبان و پیر ادبیات تاریخی،
ندای شعور آگاه و تجسم شرف متمدن،
از میان ما رفت ..
اسطوره ای که در روز تولدش، در گذشت..
جایش بسی خالی خواهد ماند.
#بهرام_بیضایی، کارگردان سینما و تئاتر ، نمایشنامه نویس، فیلمنامه نویس و پژوهشگر..
تولد: پنج دیماه ۱۳۱۷
درگذشت: پنج دی ماه ۱۴۰۴
@HypnoseChannel
❤61👌3👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
❤️ قبله گاه
🖊مراجعی دارم افغانی...
گاها مرا "قبله گاه" میخواند...
یک بار به او تذکر دادم که از اغراق گریزانم..
در جواب گفت:
ما در افغانستان به پدر میگوییم "قبله گاه"
🖊 روز پدر بر پدران قبله گاه مبارک باد.
پدران نگرانیهای در پستو پنهان
پدران تپش نامنظم قلب
پدران سیگار پشت سیگار
پدران انتظار
پدران سکوت
پدران زمزمه در زیرلب
پدران تماشای فرزند هنگام خواب
پدران پاییدن قدمها از پشتسر
پدران پشت دیوار
پدران ساکن خاطرات
پدران خو کرده به مزه تلخ صبوری
پدران اکنون مردد
پدران از فردا بیمناک
پدران ایران
☘رشت.۱۴۰۴/۱۰/۱۳
پی نوشت:
این روزها بیشتر از پیش، بیشتر از تمام سالیان گذشته، مراجعین مرد دارم.
پدرانی که در حال فروریختن هستند و دیگر زورشان نمیرسد سرپا بمانند و هرچه میدوند به جایی نمیرسند.
پدران تلاش ها و شکست هایی متوالی و جیب های خالی از تورم افسارگسیخته،
#روز_پدر
@HypnoseChannel
Insta: //Instagram.com/Hamid_akhavein
🖊مراجعی دارم افغانی...
گاها مرا "قبله گاه" میخواند...
یک بار به او تذکر دادم که از اغراق گریزانم..
در جواب گفت:
ما در افغانستان به پدر میگوییم "قبله گاه"
🖊 روز پدر بر پدران قبله گاه مبارک باد.
پدران نگرانیهای در پستو پنهان
پدران تپش نامنظم قلب
پدران سیگار پشت سیگار
پدران انتظار
پدران سکوت
پدران زمزمه در زیرلب
پدران تماشای فرزند هنگام خواب
پدران پاییدن قدمها از پشتسر
پدران پشت دیوار
پدران ساکن خاطرات
پدران خو کرده به مزه تلخ صبوری
پدران اکنون مردد
پدران از فردا بیمناک
پدران ایران
☘رشت.۱۴۰۴/۱۰/۱۳
پی نوشت:
این روزها بیشتر از پیش، بیشتر از تمام سالیان گذشته، مراجعین مرد دارم.
پدرانی که در حال فروریختن هستند و دیگر زورشان نمیرسد سرپا بمانند و هرچه میدوند به جایی نمیرسند.
پدران تلاش ها و شکست هایی متوالی و جیب های خالی از تورم افسارگسیخته،
#روز_پدر
@HypnoseChannel
Insta: //Instagram.com/Hamid_akhavein
❤68🙏3👏2
Audio
🎵 🎵
ای ایران ایران ، گلزار سبزت دور از تاراج خزان ، جور زمان
ای مهر رخشان ، ای روشنگر دنیای من به جهان ، تو بمان
@HypnoseChannel
ای ایران ایران ، گلزار سبزت دور از تاراج خزان ، جور زمان
ای مهر رخشان ، ای روشنگر دنیای من به جهان ، تو بمان
@HypnoseChannel
❤43
👁اشک چشم راست:
به قول حسین پناهی:
اشک سه حرف ندارد، اشک خیلی حرف دارد...
و او که میگفت:
مگه اشک چقدر وزن داره که با جاری شدنش، اینقدر سبک میشویم...
و تجربه نکرده بود اشکی را که هرچقدر جاری میشود، سبک نمیشویم...
😥رشت.#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۴/۱۱/۱۳😥
Tel: @HypnoseChannel
Insta: //Instagram.com/Hamid_akhavein
👇👇یادداشت کامل در پست بعدی 👇👇
به قول حسین پناهی:
اشک سه حرف ندارد، اشک خیلی حرف دارد...
و او که میگفت:
مگه اشک چقدر وزن داره که با جاری شدنش، اینقدر سبک میشویم...
و تجربه نکرده بود اشکی را که هرچقدر جاری میشود، سبک نمیشویم...
😥رشت.#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۴/۱۱/۱۳😥
Tel: @HypnoseChannel
Insta: //Instagram.com/Hamid_akhavein
👇👇یادداشت کامل در پست بعدی 👇👇
❤39👌8👏1
👁اشک چشم راست:
🖋بعد از سالها طبابت و مواجهه با درد های جسمانی و تالمات روحی مراجعین، به تاثیرات متقابل منفی هر دو سیستم بر یکدیگر پی برده ام.
جسم و روان در یک تقابل پایاپای با هم قرار دارند و هریک اضافه بارش را بر دیگری تحمیل میکند.
چه بسیار دردهای جسمانی که روان آن ها را فریاد میکشد و فزون تر از آن، بسیاری تالمات روانی که انعکاس فشارشان در جسم متجلی میشود.
در این میان، چیزی که خود مثالش گشته ام، بازگشت یک روند فیزیولوژیک آسیب دیده ی فراموش شده است.
حوالی چهل سال قبل، در یک تصادف رانندگی، در اثر شکستگی استخوان پتروس بخش شقیقه ای جمجمه در سمت راست، دچار قطع نیمه کامل عصب فاشیال(عصب زوج ۷ ) سمت راست شدم و در اثر این عارضه، نیمه راست صورتم کاملا فلج شد.
حادثه ای که در نهایت، منجر به تغییر مسیر تحصیلی من از رشته ریاضی به تجربی و پزشک شدنم شد.
بعد از این سانحه، علی رغم اعمال جراحی و درمانهای نسبتا" موفقی که داشتم، عوارضی نیز به جا ماند. از جمله اختلال جدی در حد قطع کامل جریان اشک چشم راست که بخاطر آن مکررا" باید از قطره اشک مصنوعی استفاده میکردم.
اما این سیستم فیزیولوژیک آسیب دیده، این روزها در اثر فشار روحی و تالمات بسیاری که بر روح و روانم سنگینی میکند و اندوه عمیقی که بر دلم چیره گشته است، به طرز شگفت انگیزی به وضعیت فراتر از نرمال! برگشته و ریزش اشک از چشم راستم، در گریه هایی که به توالی امانم را بریده، به گونه ای است که صورتم را به شدت خیس میکند.
اشکی که خیلی حرف دارد...
به قول حسین پناهی:
اشک سه حرف ندارد، اشک خیلی حرف دارد...
و او که میگفت:
مگه اشک چقدر وزن داره که با جاری شدنش، اینقدر سبک میشویم...
و تجربه نکرده بود اشکی را که هرچقدر جاری میشود، سبک نمیشویم...
چون درد آن قدر گسترده است
که اشک ها نمیدانند
بر کدام نام،
بر کدام شهر،
بر کدام زخم ایران فرو بریزند.
😥رشت.#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۴/۱۱/۱۳😥
Https://Telegram.me/HypnoseChannel
Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein
🖋بعد از سالها طبابت و مواجهه با درد های جسمانی و تالمات روحی مراجعین، به تاثیرات متقابل منفی هر دو سیستم بر یکدیگر پی برده ام.
جسم و روان در یک تقابل پایاپای با هم قرار دارند و هریک اضافه بارش را بر دیگری تحمیل میکند.
چه بسیار دردهای جسمانی که روان آن ها را فریاد میکشد و فزون تر از آن، بسیاری تالمات روانی که انعکاس فشارشان در جسم متجلی میشود.
در این میان، چیزی که خود مثالش گشته ام، بازگشت یک روند فیزیولوژیک آسیب دیده ی فراموش شده است.
حوالی چهل سال قبل، در یک تصادف رانندگی، در اثر شکستگی استخوان پتروس بخش شقیقه ای جمجمه در سمت راست، دچار قطع نیمه کامل عصب فاشیال(عصب زوج ۷ ) سمت راست شدم و در اثر این عارضه، نیمه راست صورتم کاملا فلج شد.
حادثه ای که در نهایت، منجر به تغییر مسیر تحصیلی من از رشته ریاضی به تجربی و پزشک شدنم شد.
بعد از این سانحه، علی رغم اعمال جراحی و درمانهای نسبتا" موفقی که داشتم، عوارضی نیز به جا ماند. از جمله اختلال جدی در حد قطع کامل جریان اشک چشم راست که بخاطر آن مکررا" باید از قطره اشک مصنوعی استفاده میکردم.
اما این سیستم فیزیولوژیک آسیب دیده، این روزها در اثر فشار روحی و تالمات بسیاری که بر روح و روانم سنگینی میکند و اندوه عمیقی که بر دلم چیره گشته است، به طرز شگفت انگیزی به وضعیت فراتر از نرمال! برگشته و ریزش اشک از چشم راستم، در گریه هایی که به توالی امانم را بریده، به گونه ای است که صورتم را به شدت خیس میکند.
اشکی که خیلی حرف دارد...
به قول حسین پناهی:
اشک سه حرف ندارد، اشک خیلی حرف دارد...
و او که میگفت:
مگه اشک چقدر وزن داره که با جاری شدنش، اینقدر سبک میشویم...
و تجربه نکرده بود اشکی را که هرچقدر جاری میشود، سبک نمیشویم...
چون درد آن قدر گسترده است
که اشک ها نمیدانند
بر کدام نام،
بر کدام شهر،
بر کدام زخم ایران فرو بریزند.
😥رشت.#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۴/۱۱/۱۳😥
Https://Telegram.me/HypnoseChannel
Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein
Telegram
🍀🍀 ( یادداشت های یک پزشک/روانشناس.....دکتر اخوین☘)
دغدغه ها ، اندیشه ها ، خاطرات و دل نوشته ها..
دکتر اخوین..."پزشک و روانشناس"
دکتر اخوین..."پزشک و روانشناس"
❤122👍8👏3🙏2
🔳امید هیچ معجزی ز مرده نیست، زنده باش
🖋شاید آنقدر مهم نباشد که در زندگی نگاهی تراژیک داشته باشیم یا کمدی..
چون هیچ قانون و منطق مطلقی وجود ندارد...
شاید مهم فقط این باشد که چه این صحنه کمدی باشد و چه تراژیک، بتوانیم نقش خود را خوب بازی کنیم....
چرا که معجزه واقعی وقتی رخ میدهد که در راستای امید و باوری که داریم، نقش خود را خوب بازی کنیم و تلاش خود را کرده باشیم.
پس به واقع، کمدی یا تراژیک بودن زندگی، کاملا" وابسته به نقشی است که ما در زندگی بازی میکنیم...
Tel: @HypnoseChannel
Insta ://Instagram.com/Hamid_akhavein
👇👇 یادداشت کامل در پست بعدی👇👇
🖋شاید آنقدر مهم نباشد که در زندگی نگاهی تراژیک داشته باشیم یا کمدی..
چون هیچ قانون و منطق مطلقی وجود ندارد...
شاید مهم فقط این باشد که چه این صحنه کمدی باشد و چه تراژیک، بتوانیم نقش خود را خوب بازی کنیم....
چرا که معجزه واقعی وقتی رخ میدهد که در راستای امید و باوری که داریم، نقش خود را خوب بازی کنیم و تلاش خود را کرده باشیم.
پس به واقع، کمدی یا تراژیک بودن زندگی، کاملا" وابسته به نقشی است که ما در زندگی بازی میکنیم...
Tel: @HypnoseChannel
Insta ://Instagram.com/Hamid_akhavein
👇👇 یادداشت کامل در پست بعدی👇👇
❤39👌2
🔳امید هیچ معجزی ز مرده نیست، زنده باش
🖊مراجعی دارم....
دختر جوانی است...
تبلور واقعی عشق، امید، مسئولیت پذیری، تلاش و تعهد...
چندین سال است از مادر بیمارش که پزشکان از او قطع امید کرده اند، مراقبت میکند و ابدا" این قطع امید را نمیپذیرد...
و شگفتا که این مراقبت، موثر واقع شده....
به شدت هراس مرگ مادر را دارد...
برای غلبه بر این هراس،
هر شب فیلم های ترسناک میبیند..!!
علت اشتیاقش به فیلم های ترسناک را پرسیدم
جواب عجیبی داد....
گفت: مرگ مادرم ترسناک ترین اتفاقی است که میتواند در زندگیم بیافتد.
و چون تمام فیلم های ترسناک، پایان خوشی دارند، اینجوری، با امید به پایانی خوش میتوانم به ترس از دست دادن مادرم غلبه کنم....
در یونان باستان دو ژانر نمایشی وجود داشت:
کمدی ها، با پایانی خوش، و تراژدی ها، با پایانی غم انگیز...
داستانهای کمدی نیاز به معجزه داشتند، تا به مدد آن معجزه پایانی خوش رقم خورد
اما شاید آنقدر مهم نباشد که در زندگی نگاهی تراژیک داشته باشیم یا کمدی..
چون هیچ قانون و منطق مطلقی وجود ندارد...
شاید مهم فقط این باشد که چه این صحنه کمدی باشد و چه تراژیک، بتوانیم نقش خود را خوب بازی کنیم....
چرا که معجزه واقعی وقتی رخ میدهد که در راستای امید و باوری که داریم، نقش خود را خوب بازی کنیم و تلاش خود را کرده باشیم.
پس به واقع، کمدی یا تراژیک بودن زندگی، کاملا" وابسته به نقشی است که ما بازی میکنیم...
بسان رود که در نشیب دره
سر به سنگ می زند
رونده باش
امید هیچ معجزی ز مرده نیست
زنده باش..
😢رشت.#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۴/۱۱/۲۲😊
Https://Telegram.me/HypnoseChannel
Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein
🖊مراجعی دارم....
دختر جوانی است...
تبلور واقعی عشق، امید، مسئولیت پذیری، تلاش و تعهد...
چندین سال است از مادر بیمارش که پزشکان از او قطع امید کرده اند، مراقبت میکند و ابدا" این قطع امید را نمیپذیرد...
و شگفتا که این مراقبت، موثر واقع شده....
به شدت هراس مرگ مادر را دارد...
برای غلبه بر این هراس،
هر شب فیلم های ترسناک میبیند..!!
علت اشتیاقش به فیلم های ترسناک را پرسیدم
جواب عجیبی داد....
گفت: مرگ مادرم ترسناک ترین اتفاقی است که میتواند در زندگیم بیافتد.
و چون تمام فیلم های ترسناک، پایان خوشی دارند، اینجوری، با امید به پایانی خوش میتوانم به ترس از دست دادن مادرم غلبه کنم....
در یونان باستان دو ژانر نمایشی وجود داشت:
کمدی ها، با پایانی خوش، و تراژدی ها، با پایانی غم انگیز...
داستانهای کمدی نیاز به معجزه داشتند، تا به مدد آن معجزه پایانی خوش رقم خورد
اما شاید آنقدر مهم نباشد که در زندگی نگاهی تراژیک داشته باشیم یا کمدی..
چون هیچ قانون و منطق مطلقی وجود ندارد...
شاید مهم فقط این باشد که چه این صحنه کمدی باشد و چه تراژیک، بتوانیم نقش خود را خوب بازی کنیم....
چرا که معجزه واقعی وقتی رخ میدهد که در راستای امید و باوری که داریم، نقش خود را خوب بازی کنیم و تلاش خود را کرده باشیم.
پس به واقع، کمدی یا تراژیک بودن زندگی، کاملا" وابسته به نقشی است که ما بازی میکنیم...
بسان رود که در نشیب دره
سر به سنگ می زند
رونده باش
امید هیچ معجزی ز مرده نیست
زنده باش..
😢رشت.#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۴/۱۱/۲۲😊
Https://Telegram.me/HypnoseChannel
Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein
Telegram
🍀🍀 ( یادداشت های یک پزشک/روانشناس.....دکتر اخوین☘)
دغدغه ها ، اندیشه ها ، خاطرات و دل نوشته ها..
دکتر اخوین..."پزشک و روانشناس"
دکتر اخوین..."پزشک و روانشناس"
❤71👏11👍5👌3
😡😔 چهره گرفته و عبوس!!
🖋....و این گویی، قانون نانوشته مطب است که...
اکثر افرادی که مراجعه میکنند، در اصل، مشکلی ندارند و علائمشان عمدتا" ناشی از سوء رفتار دیگرانی است که به آنها آسیب رسانیده اند و خودشان مراجعه نمیکنند.
خانواده ای را میشناسم که چهار نفرشان دارو میخورند، بخاطر آن یک نفری که باید دارو بخورد و نمیخورد.!!!
😡رشت.#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۴/۱۱/۲۷😔
Tel: @HypnoseChannel
8nsta: //Instagram.com/Hamid_akhavein
👇👇یادداشت کامل در پست بعدی 👇👇
🖋....و این گویی، قانون نانوشته مطب است که...
اکثر افرادی که مراجعه میکنند، در اصل، مشکلی ندارند و علائمشان عمدتا" ناشی از سوء رفتار دیگرانی است که به آنها آسیب رسانیده اند و خودشان مراجعه نمیکنند.
خانواده ای را میشناسم که چهار نفرشان دارو میخورند، بخاطر آن یک نفری که باید دارو بخورد و نمیخورد.!!!
😡رشت.#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۴/۱۱/۲۷😔
Tel: @HypnoseChannel
8nsta: //Instagram.com/Hamid_akhavein
👇👇یادداشت کامل در پست بعدی 👇👇
👍16❤14👌5
😡😔 چهره گرفته و عبوس!!
🖋وقتی سازمان تامین اجتماعی، بخش درج شکایات بیمار را به صفحه مجازی نسخه نویسی آنلاین خود الحاق کرد، با لیستی مواجه شدیم که در برخی موارد، تعجب برانگیز بود.
یکی از این موارد، اعلام "چهره گرفته و عبوس" به عنوان شکایت بیمار بود.!!
بعد از چهار دهه تحصیل و اشتغال در رشته پزشکی، اعلام چنین علامتی برای شکایت بیمار، برایم بسیار شگفت آور بود.
چهره گرفته و عبوس!!!؟؟؟
اما انگار آنها از چیزی خبر داشتند که ما نمیدانستیم و در کتاب های پزشکی نخوانده بودیم.
یحتمل این تشخیص، برآمده از نوعی تحقیق و تفحص در احوالات ایرانیان بوده و با نگاهی آینده نگرانه به مسیر احوال روحی_روانی ساکنین این پهنه جغرافیایی ذکر شده بود.
چون این روزها، اولین تشخیص، همین چهره ی عبوس و گرفته است...
بی قراری، بی حالی، بی حوصلگی، احساس دل گرفتگی، بی حسی و غمگینی، بیقراری و احساس عصبانیت نیز از سایر تشخیص هاست که با درایت! مسئولان سازمان تامین اجتماعی، همه این عناوین در لیست تشخیص هایشان درج شده و بیشترین علائمی است که این روزها در مراجعین به مطب دیده میشود.
یکی دیگر از تشخیص های ذکر شده در لیست شکایات این سازمان، عنوان "در خطر آسیب رساندن به دیگران" است..!!!
که از قضا، این مورد هم این روزها بسیار وجود دارد.
با این تفاوت که این افراد، عمدتا"جزو مراجعین مطب نیستند، لیکن عوارض رفتارهایشان منجر به تالمات گروه اول میگردد.
و این گویی، قانون نانوشته مطب است که...
اکثر افرادی که مراجعه میکنند، در اصل، مشکلی ندارند و علائمشان عمدتا" ناشی از سوء رفتار دیگرانی است که به آنها آسیب رسانیده اند و خودشان مراجعه نمیکنند...
شاهد این گفتار، تعداد بسیار زیادی از مراجعین به مطب میباشد، از جمله.....
خانواده ای را میشناسم که چهار نفرشان دارو میخورند، بخاطر آن یک نفری که باید دارو بخورد و نمیخورد.!!!
😡رشت.#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۴/۱۱/۲۷😔
Https://Telegram.me/HypnoseChannel
Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein
🖋وقتی سازمان تامین اجتماعی، بخش درج شکایات بیمار را به صفحه مجازی نسخه نویسی آنلاین خود الحاق کرد، با لیستی مواجه شدیم که در برخی موارد، تعجب برانگیز بود.
یکی از این موارد، اعلام "چهره گرفته و عبوس" به عنوان شکایت بیمار بود.!!
بعد از چهار دهه تحصیل و اشتغال در رشته پزشکی، اعلام چنین علامتی برای شکایت بیمار، برایم بسیار شگفت آور بود.
چهره گرفته و عبوس!!!؟؟؟
اما انگار آنها از چیزی خبر داشتند که ما نمیدانستیم و در کتاب های پزشکی نخوانده بودیم.
یحتمل این تشخیص، برآمده از نوعی تحقیق و تفحص در احوالات ایرانیان بوده و با نگاهی آینده نگرانه به مسیر احوال روحی_روانی ساکنین این پهنه جغرافیایی ذکر شده بود.
چون این روزها، اولین تشخیص، همین چهره ی عبوس و گرفته است...
بی قراری، بی حالی، بی حوصلگی، احساس دل گرفتگی، بی حسی و غمگینی، بیقراری و احساس عصبانیت نیز از سایر تشخیص هاست که با درایت! مسئولان سازمان تامین اجتماعی، همه این عناوین در لیست تشخیص هایشان درج شده و بیشترین علائمی است که این روزها در مراجعین به مطب دیده میشود.
یکی دیگر از تشخیص های ذکر شده در لیست شکایات این سازمان، عنوان "در خطر آسیب رساندن به دیگران" است..!!!
که از قضا، این مورد هم این روزها بسیار وجود دارد.
با این تفاوت که این افراد، عمدتا"جزو مراجعین مطب نیستند، لیکن عوارض رفتارهایشان منجر به تالمات گروه اول میگردد.
و این گویی، قانون نانوشته مطب است که...
اکثر افرادی که مراجعه میکنند، در اصل، مشکلی ندارند و علائمشان عمدتا" ناشی از سوء رفتار دیگرانی است که به آنها آسیب رسانیده اند و خودشان مراجعه نمیکنند...
شاهد این گفتار، تعداد بسیار زیادی از مراجعین به مطب میباشد، از جمله.....
خانواده ای را میشناسم که چهار نفرشان دارو میخورند، بخاطر آن یک نفری که باید دارو بخورد و نمیخورد.!!!
😡رشت.#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۴/۱۱/۲۷😔
Https://Telegram.me/HypnoseChannel
Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein
Telegram
🍀🍀 ( یادداشت های یک پزشک/روانشناس.....دکتر اخوین☘)
دغدغه ها ، اندیشه ها ، خاطرات و دل نوشته ها..
دکتر اخوین..."پزشک و روانشناس"
دکتر اخوین..."پزشک و روانشناس"
❤45👍19👌5
Saate Divari ~ Musics-Fa.Com
Mohsen Chavoshi ~ Musics-Fa.Com
🎵محسن چاووشی
تو سرت چی میگذره، چه خیالی داری؟
من که حالم پیداست
تو چه حالی داری
ساعت دیواری، ساعت دیواری....
من عزیزم رفته
تو چرا بیداری!
#چهلم
@HypnoseChannel
تو سرت چی میگذره، چه خیالی داری؟
من که حالم پیداست
تو چه حالی داری
ساعت دیواری، ساعت دیواری....
من عزیزم رفته
تو چرا بیداری!
#چهلم
@HypnoseChannel
❤55👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎙ما با هم هستیم....We are
▪️مصطفی مهرآیین
🖋اگر جهان بی معناست، اگر وجود عینی جهان نسبت به احساسات و درد و رنج های ما بی اعتناست، و مهم تر از همه اگر در جامعه ای زندگی میکنیم که سیاست آن ما را تبدیل به انسان های بی احساس و منزوی ساخته و ما را گرفتار در بن بست زندگی رها ساخته است، تنها راه نجات از این تهوع چیزی نیست جز باهمبودگی و عشق ورزیدن به یکدیگر و گفتن و شنیدن روایت های شخصی از زندگی تا بدانیم ما یک جامعه ایم.
@HypnoseChannel
▪️مصطفی مهرآیین
🖋اگر جهان بی معناست، اگر وجود عینی جهان نسبت به احساسات و درد و رنج های ما بی اعتناست، و مهم تر از همه اگر در جامعه ای زندگی میکنیم که سیاست آن ما را تبدیل به انسان های بی احساس و منزوی ساخته و ما را گرفتار در بن بست زندگی رها ساخته است، تنها راه نجات از این تهوع چیزی نیست جز باهمبودگی و عشق ورزیدن به یکدیگر و گفتن و شنیدن روایت های شخصی از زندگی تا بدانیم ما یک جامعه ایم.
@HypnoseChannel
❤50👌4👍3👏3
✍️ اگر جنگ شد،
اگر اینترنت قطع شد،
اگر دیگر نتوانستیم از حال هم باخبر شویم،
اگر برای هر کدام از ما اتفاقی افتاد،
فقط این را به یاد داشته باشید:
ما زندگی را دوست داشتیم.
ما طرفدار مرگ، ویرانی و نفرت نبودیم.
ما با استبداد مخالف بودیم.
چه آنکه در داخل، نفس را تنگ میکند و چه آنکه از بیرون، با بمب و تحریم و تهدید بر سر مردم آوار میشود.
دل ما برای مردم ایران میتپید.
برای کودکی که باید آینده داشته باشد،
برای زنی که باید بیترس زندگی کند،
برای مردی که نباید زیر بار تحقیر خم شود.
ما زندگی بهتر میخواستیم. برای همه. بیاستثنا.
شاید آرمانگرایانه بود. اما آرمانِ ما، زندگی بود نه ویرانی.
اگر صدایمان قطع شد، بدانید که تا آخر سمت زندگی ایستاده بودیم.
@HypnoseChannel
اگر اینترنت قطع شد،
اگر دیگر نتوانستیم از حال هم باخبر شویم،
اگر برای هر کدام از ما اتفاقی افتاد،
فقط این را به یاد داشته باشید:
ما زندگی را دوست داشتیم.
ما طرفدار مرگ، ویرانی و نفرت نبودیم.
ما با استبداد مخالف بودیم.
چه آنکه در داخل، نفس را تنگ میکند و چه آنکه از بیرون، با بمب و تحریم و تهدید بر سر مردم آوار میشود.
دل ما برای مردم ایران میتپید.
برای کودکی که باید آینده داشته باشد،
برای زنی که باید بیترس زندگی کند،
برای مردی که نباید زیر بار تحقیر خم شود.
ما زندگی بهتر میخواستیم. برای همه. بیاستثنا.
شاید آرمانگرایانه بود. اما آرمانِ ما، زندگی بود نه ویرانی.
اگر صدایمان قطع شد، بدانید که تا آخر سمت زندگی ایستاده بودیم.
@HypnoseChannel
❤92👏8👌7🙏2👍1
🌸نوروز سورئال
📜یادداشتی برای نوروز، در عصر غم انگیز ابرآلود جمعه رشت
در آخرین روز تاریک ترین سال
🖋️ما دائرة المعارف شدگان وحشت و درد ...
بر جان نشستگان خنجر ها
ما نبوده در ارزش زندگی،
مانده ایم به پای آزمون بی دلیل
جان پر درد را در خویش تن و وطن
دایره ایستاده گان پای معارف بی دلیل
دل شدگان وحشت ماندن و درد هجرت
برجان نشستگان خنجر ها و دود زده اندوه ها
ما...
ما نبوده گان به پای زندگی
مانده به پای آزمون بی دلیل
جان پر درد را در خویشتن و وطن
جان پر درد را...
در خویشتن و وطن...
به نوروز می سپاریم....
با کورسو امیدی به روزی نو و روزگاری نو....
از فردا که بهار می رسد
از نوک هر درخت، برگ ها خواهند شکفت ..
و حتی در اوج جنگ و ویرانی، هیچ چیز نمیتواند جلوی شکفتن گلها را بگیرد
اما افسوس....
آنان که با آخرین برگ افتاده اند هرگز باز نخواهند گشت .
نوروزتان پیروز
ایرانمان مانا
#هومن_اخوین
🖼️ تصویر: پارک شهر رشت.. ۱۴۰۴/۱۲/۲۹
Https://Telegram.me/HypnoseChannel
Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein
📜یادداشتی برای نوروز، در عصر غم انگیز ابرآلود جمعه رشت
در آخرین روز تاریک ترین سال
🖋️ما دائرة المعارف شدگان وحشت و درد ...
بر جان نشستگان خنجر ها
ما نبوده در ارزش زندگی،
مانده ایم به پای آزمون بی دلیل
جان پر درد را در خویش تن و وطن
دایره ایستاده گان پای معارف بی دلیل
دل شدگان وحشت ماندن و درد هجرت
برجان نشستگان خنجر ها و دود زده اندوه ها
ما...
ما نبوده گان به پای زندگی
مانده به پای آزمون بی دلیل
جان پر درد را در خویشتن و وطن
جان پر درد را...
در خویشتن و وطن...
به نوروز می سپاریم....
با کورسو امیدی به روزی نو و روزگاری نو....
از فردا که بهار می رسد
از نوک هر درخت، برگ ها خواهند شکفت ..
و حتی در اوج جنگ و ویرانی، هیچ چیز نمیتواند جلوی شکفتن گلها را بگیرد
اما افسوس....
آنان که با آخرین برگ افتاده اند هرگز باز نخواهند گشت .
نوروزتان پیروز
ایرانمان مانا
#هومن_اخوین
🖼️ تصویر: پارک شهر رشت.. ۱۴۰۴/۱۲/۲۹
Https://Telegram.me/HypnoseChannel
Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein
❤19👏4