سوال: مدیری که بهسرعت در سلسلهمراتب سازمانی پیشرفت میکنه، الزاماً همون کسیه که بهترین عملکرد رو داره؟
تو یه تحقیق، این سؤال رو مطرح کردن و تفاوت بین زمانهای دو نوع مدیر رو بررسی کردن. فقط قبلش نیازه تعریفمون از «موفق» و «اثربخش» رو مشخص کنیم.
- مدیر موفق: کسی که تند و سریع ترفیع میگیره و پلههای سازمانی رو بالا میره.
- مدیر اثربخش: کسی که واقعا عملکرد سازمان رو بهبود میده و تغییرات مثبتی ایجاد میکنه.
اونا توی این پژوهش دیدن که مدیرا چهار دسته فعالیت اصلی دارن:
• فعالیتهای سنتی مدیریتی (تصمیمگیری، برنامهریزی، کنترل)
• ارتباطات درون تیمی و کاغذبازیهای روزمره (هماهنگیها)
• مدیریت منابع انسانی (انگیزه دادن، حل تعارض، آموزش و توسعه)
• شبکهسازی (ارتباطات بیرونی، سیاسیبازی، ائتلافسازی)
حالا نکته جالب اینجاست که مدیر موفق بیشتر وقتش رو صرف شبکهسازی و ارتباطات بیرون از تیم میکنه (احتمالا برای اینکه خودش رو بیشتر نشون بده به دیگرون)،
اما مدیر اثربخش زمان زیادی رو روی ارتباطات داخل تیمش و مدیریت منابع انسانی میذاره (تا احتمالا تعهد و انگیجمنت افرادش رو زیاد کنه.)
میتونید جزییات بیشتر این زمانگذاریها رو در شکل پایین ببینید.
این فقط یه بخشه از نتایج این تحقیق. دفعهی بعد نکات دیگهای هم که دربارهی این تحقیق به ذهنم میرسه خواهم گفت.
#Teamwork #Leadership
✉️ @hr_maturity_models
تو یه تحقیق، این سؤال رو مطرح کردن و تفاوت بین زمانهای دو نوع مدیر رو بررسی کردن. فقط قبلش نیازه تعریفمون از «موفق» و «اثربخش» رو مشخص کنیم.
- مدیر موفق: کسی که تند و سریع ترفیع میگیره و پلههای سازمانی رو بالا میره.
- مدیر اثربخش: کسی که واقعا عملکرد سازمان رو بهبود میده و تغییرات مثبتی ایجاد میکنه.
اونا توی این پژوهش دیدن که مدیرا چهار دسته فعالیت اصلی دارن:
• فعالیتهای سنتی مدیریتی (تصمیمگیری، برنامهریزی، کنترل)
• ارتباطات درون تیمی و کاغذبازیهای روزمره (هماهنگیها)
• مدیریت منابع انسانی (انگیزه دادن، حل تعارض، آموزش و توسعه)
• شبکهسازی (ارتباطات بیرونی، سیاسیبازی، ائتلافسازی)
حالا نکته جالب اینجاست که مدیر موفق بیشتر وقتش رو صرف شبکهسازی و ارتباطات بیرون از تیم میکنه (احتمالا برای اینکه خودش رو بیشتر نشون بده به دیگرون)،
اما مدیر اثربخش زمان زیادی رو روی ارتباطات داخل تیمش و مدیریت منابع انسانی میذاره (تا احتمالا تعهد و انگیجمنت افرادش رو زیاد کنه.)
میتونید جزییات بیشتر این زمانگذاریها رو در شکل پایین ببینید.
این فقط یه بخشه از نتایج این تحقیق. دفعهی بعد نکات دیگهای هم که دربارهی این تحقیق به ذهنم میرسه خواهم گفت.
#Teamwork #Leadership
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9
انسان در سازمان
سوال: مدیری که بهسرعت در سلسلهمراتب سازمانی پیشرفت میکنه، الزاماً همون کسیه که بهترین عملکرد رو داره؟ تو یه تحقیق، این سؤال رو مطرح کردن و تفاوت بین زمانهای دو نوع مدیر رو بررسی کردن. فقط قبلش نیازه تعریفمون از «موفق» و «اثربخش» رو مشخص کنیم. - مدیر…
اولین موضوعی که میشه دربارهش صحبت کرد اینه که اگر هدفمون از پلههای سازمان بالا رفتنه، به هر حال نیاز به شوآف کارمون داریم.
اینکه یه جا بشینیم و وظایفمون رو خیلی عالی انجام بدیم، مطمئنا لازمه اما کافی نیست. احتمالا باید سعی کنیم که رابطهی خوبی با همهی افراد سازمان و بهخصوص اونایی که از ما ارشدتر هستن بسازیم و نتایج کارامون رو به اونا نشون بدیم. این شوآف کردن هم البته هنریه. شخصا اکثر افراد اهل شوآفی که دیدم، اینقدر مبالغه کردن که دیگه بعد از مدتی کسی جدیشون نگرفته یا اصلا کارشون اثر منفی گذاشته.
نکتهی دیگه اینکه حسن خلق، معاشرت و خوشصحبتی میتونن بعضی وقتا تسهیلگرای خوبی در پیشبرد اهداف و کارامون باشن. این دیگه ربطی به سازمان و غیر سازمان هم نداره :)
متاسفانه یا خوشبختانه بعضی جنبههای دارک هم مثل ائتلافسازی و امتیاز دادن و امتیاز گرفتن در بازیهای سازمانی وجود داره. فعلا مسیر مستقیم رو بریم و مسیرای میانبر رو بذاریم برای وقتش.
✉️ @hr_maturity_models
اینکه یه جا بشینیم و وظایفمون رو خیلی عالی انجام بدیم، مطمئنا لازمه اما کافی نیست. احتمالا باید سعی کنیم که رابطهی خوبی با همهی افراد سازمان و بهخصوص اونایی که از ما ارشدتر هستن بسازیم و نتایج کارامون رو به اونا نشون بدیم. این شوآف کردن هم البته هنریه. شخصا اکثر افراد اهل شوآفی که دیدم، اینقدر مبالغه کردن که دیگه بعد از مدتی کسی جدیشون نگرفته یا اصلا کارشون اثر منفی گذاشته.
نکتهی دیگه اینکه حسن خلق، معاشرت و خوشصحبتی میتونن بعضی وقتا تسهیلگرای خوبی در پیشبرد اهداف و کارامون باشن. این دیگه ربطی به سازمان و غیر سازمان هم نداره :)
متاسفانه یا خوشبختانه بعضی جنبههای دارک هم مثل ائتلافسازی و امتیاز دادن و امتیاز گرفتن در بازیهای سازمانی وجود داره. فعلا مسیر مستقیم رو بریم و مسیرای میانبر رو بذاریم برای وقتش.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4
انسان در سازمان
سوال: مدیری که بهسرعت در سلسلهمراتب سازمانی پیشرفت میکنه، الزاماً همون کسیه که بهترین عملکرد رو داره؟ تو یه تحقیق، این سؤال رو مطرح کردن و تفاوت بین زمانهای دو نوع مدیر رو بررسی کردن. فقط قبلش نیازه تعریفمون از «موفق» و «اثربخش» رو مشخص کنیم. - مدیر…
حالا منظور از Traditional Management که تو شکل بهش اشاره شده چیه؟
منظورش فعالیتهای کلاسیکیه که بعضی صاحبنظرای مدیریت، اوایل قرن بیستم به اونا اشاره کردن.
برای مثال گولیک (Gulick) و ارویک (Urwick) تو دههی ۳۰ میلادی به سرواژه P.O.S.D.Co.R.B اشاره کردن که از واژگان زیر ساخته شده و هر کدوم به یه دسته از فعالیتها اشاره دارن:
Planning - برنامهریزی
Organizing - سازماندهی
Staffing - تامین و بهکارگیری نیروی انسانی
Directing - هدایت افراد
Coordinating - هماهنگیهای سازمانی
Reporting - گزارشدهی
Budgeting - بودجهبندی
اون موقعا رویکرد غالب و پرطرفدار، مدیریت علمی بوده و آدمایی مثل هنری فایول، فردیک تیلور و ... پرچمدارش بودن.
یکی از پیشفرضهای مدیریت علمی اینه که همیشه یه «بهترین» روش، اصل یا وظیفه وجود داره که در نظر داشتن اون و انجامش باعث بهینگی میشه.
قبلا در این کانال گفتم، بعدا هم احتمالا بهش اشاره میکنم که این رویکردها چطور منسوخ یا تکمیل شدن.
#Organization_Theory
✉️ @hr_maturity_models
منظورش فعالیتهای کلاسیکیه که بعضی صاحبنظرای مدیریت، اوایل قرن بیستم به اونا اشاره کردن.
برای مثال گولیک (Gulick) و ارویک (Urwick) تو دههی ۳۰ میلادی به سرواژه P.O.S.D.Co.R.B اشاره کردن که از واژگان زیر ساخته شده و هر کدوم به یه دسته از فعالیتها اشاره دارن:
Planning - برنامهریزی
Organizing - سازماندهی
Staffing - تامین و بهکارگیری نیروی انسانی
Directing - هدایت افراد
Coordinating - هماهنگیهای سازمانی
Reporting - گزارشدهی
Budgeting - بودجهبندی
اون موقعا رویکرد غالب و پرطرفدار، مدیریت علمی بوده و آدمایی مثل هنری فایول، فردیک تیلور و ... پرچمدارش بودن.
یکی از پیشفرضهای مدیریت علمی اینه که همیشه یه «بهترین» روش، اصل یا وظیفه وجود داره که در نظر داشتن اون و انجامش باعث بهینگی میشه.
قبلا در این کانال گفتم، بعدا هم احتمالا بهش اشاره میکنم که این رویکردها چطور منسوخ یا تکمیل شدن.
#Organization_Theory
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3
انسان در سازمان
سوال: مدیری که بهسرعت در سلسلهمراتب سازمانی پیشرفت میکنه، الزاماً همون کسیه که بهترین عملکرد رو داره؟ تو یه تحقیق، این سؤال رو مطرح کردن و تفاوت بین زمانهای دو نوع مدیر رو بررسی کردن. فقط قبلش نیازه تعریفمون از «موفق» و «اثربخش» رو مشخص کنیم. - مدیر…
یه سوال دیگه از این تحقیق:
آیا واقعا به تیم منابع انسانی نیاز داریم؟
پاسخ خودم: احتمالا در یه سازمان ایدئال که مدیران (لیدرها) ایدئالی داره که میتونن تیمهای ایدئالی رو راهبری کنن، به تیم جداگانهی منابع انسانی نیاز نداریم :)
هم در متون کلاسیکتر و هم رویکردهای جدیدتر فعلی، خیلی از کارکردهای تیمهای منابع انسانی مثل جذب و استخدام، آموزش و توسعهی افراد، مدیریت عملکرد، طراحی مسیر شغلی و پیشرفت در اون به عهدهی خود مدیر و رهبر تیم کاری هست و احتمالا در یه مکانیزم درست نباید این کارکردها به یه تیم دیگه برونسپاری بشه.
تو نتایج همین پژوهش هم میبینیم که مدیر اثربخش قسمت خوبی از زمانش رو به مدیریت منابع انسانی اختصاص میده.
بنابراین احتمالا به جز یه سری موضوعات مثل محاسبهی حقوق و دستمزد، بیمه و مالیات و بهطور خلاصه کارای اداری مربوط به افراد و با فرض ایدئال بودن شرایط نباید یه تیم منابع انسانی داشته باشیم.
ولی خب در واقعیت و در کف صحنه فاصلهی زیادی با این ایدئالها داریم؛
- کمتر سازمانی میتونه ادعا کنه که فرهنگش اینقدر بینقصه که به اچآر نیاز نداشته باشه.
- ساختار سازمانی با فرهنگ و فرایند تطابق نداره و کلی مشکل ازش درمیاد.
- مدیرا بهطور عمومی فاصلهی زیادی با نقطهی مطلوب رهبری دارن.
در نتیجه خدا رو شکر آدمایی مثل من هنوز از نون خوردن نیفتادن :)
#Leadership
✉️ @hr_maturity_models
آیا واقعا به تیم منابع انسانی نیاز داریم؟
پاسخ خودم: احتمالا در یه سازمان ایدئال که مدیران (لیدرها) ایدئالی داره که میتونن تیمهای ایدئالی رو راهبری کنن، به تیم جداگانهی منابع انسانی نیاز نداریم :)
هم در متون کلاسیکتر و هم رویکردهای جدیدتر فعلی، خیلی از کارکردهای تیمهای منابع انسانی مثل جذب و استخدام، آموزش و توسعهی افراد، مدیریت عملکرد، طراحی مسیر شغلی و پیشرفت در اون به عهدهی خود مدیر و رهبر تیم کاری هست و احتمالا در یه مکانیزم درست نباید این کارکردها به یه تیم دیگه برونسپاری بشه.
تو نتایج همین پژوهش هم میبینیم که مدیر اثربخش قسمت خوبی از زمانش رو به مدیریت منابع انسانی اختصاص میده.
بنابراین احتمالا به جز یه سری موضوعات مثل محاسبهی حقوق و دستمزد، بیمه و مالیات و بهطور خلاصه کارای اداری مربوط به افراد و با فرض ایدئال بودن شرایط نباید یه تیم منابع انسانی داشته باشیم.
ولی خب در واقعیت و در کف صحنه فاصلهی زیادی با این ایدئالها داریم؛
- کمتر سازمانی میتونه ادعا کنه که فرهنگش اینقدر بینقصه که به اچآر نیاز نداشته باشه.
- ساختار سازمانی با فرهنگ و فرایند تطابق نداره و کلی مشکل ازش درمیاد.
- مدیرا بهطور عمومی فاصلهی زیادی با نقطهی مطلوب رهبری دارن.
در نتیجه خدا رو شکر آدمایی مثل من هنوز از نون خوردن نیفتادن :)
#Leadership
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2
انسان در سازمان
از دورهی ارشد که برای پروژهی درسی با مفهوم «از خود بیگانگی» آقای کارل مارکس آشنا شدم، همچنان ذهنم با موضوع درگیره. برداشت یک خطی من از ایدهی مارکس اینه: کار، جوهرهی انسانه. سرمایهداری این جوهره و دستاورد و ارتباطات پیرامون اون رو از انسان گرفته و انگار…
توضیح مختصر و کوچولویی درباره موضوع ازخودبیگانگی کارل مارکس داده.
مدت زمان: ۱ دقیقه و ۵۷ ثانیه
دیدنش رو توصیه میکنم.
اگه موافق باشید احتمالا در آینده بیشتر دربارهی موضوعات کانال از یوتیوب فیلم معرفی میکنم.
#Organization_Theory #Organizational_Wellbeing
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
YouTube
Karl Marx on Alienation
Karl Marx believed that work, at its best, is what makes us human. It allows us to live, be creative and flourish. But under capitalism he saw workers alienated from each other and the product of their labour.
Narrated by Gillian Anderson. Scripted by Nigel…
Narrated by Gillian Anderson. Scripted by Nigel…
👍3
یه لحظه فرض کنید:
درست لحظهای که آمادهاید یه جلسهی مهم رو شروع کنید و منتظر شروع صحبتا هستید، مدیرتون رو به شما میکنه و با جدیت میخواد: «میشه برای مهمونمون چای بیاری؟»
چه حسی بهتون دست میده؟
انگار تجربههایی مثل این برای اکثر افراد بسیار ناخوشایند بوده در حدی که از شدت ناراحتی یک یا دو شب اختلال خواب داشتن (؟).
بیشتر افراد هم ناراحتی خودشون رو اینطوری توصیف کردن که به عزت نفسشون لطمه وارد شده.
این کارها در ادبیات رفتار سازمانی با عنوان illegitimate tasks شناخته میشن.
این کارا از نظر افرادی که ازشون اذیتن، چند تا ویژگی دارن:
1️⃣ خارج از محدودهی شرح شغل هستن.
2️⃣ غیر ضروری و غیر عقلانین: مثلا فرض کنید که یه اشکال سیستمی وجود داره و شما مجبورید یه سری دیتا رو دستی وارد کنید. یا مثلا مدتیه که شرکت منشی نداره و بخشی از وظایف اون به دیگران منتقل شده.
3️⃣ نامنصفانه هستن: من به عنوان کارشناس منابع انسانی یا تحلیلگر یا برنامهنویس وظیفه چای ریختن ندارم.
4️⃣ با هنجارهای شغلی و سازمانی مخالفن بهطوری که فرد احساس میکنه تضاد جدی با هویت شغلیش دارن.
بهطور کلی این وظیفهها یهجورین که آدم با خودش اینطوری فکر میکنه که: مدیرم نباید انتظار میداشت که این کار رو انجام بدم.
نکتهی مهم: همهچیز به فضای فرهنگی سازمان، قرارداد روانی بین کارکنان و مدیران، کانتکس و زمینه برمیگرده. ممکنه یه کار برای کسی illegitimate به حساب بیاد، اما برای کس دیگهای نهتنها بد نباشه، بلکه ارزش همدلی و احترامش رو هم برسونه.
#Teamwork #Organizational_Wellbeing #Leadership
✉️ @hr_maturity_models
درست لحظهای که آمادهاید یه جلسهی مهم رو شروع کنید و منتظر شروع صحبتا هستید، مدیرتون رو به شما میکنه و با جدیت میخواد: «میشه برای مهمونمون چای بیاری؟»
چه حسی بهتون دست میده؟
انگار تجربههایی مثل این برای اکثر افراد بسیار ناخوشایند بوده در حدی که از شدت ناراحتی یک یا دو شب اختلال خواب داشتن (؟).
بیشتر افراد هم ناراحتی خودشون رو اینطوری توصیف کردن که به عزت نفسشون لطمه وارد شده.
این کارها در ادبیات رفتار سازمانی با عنوان illegitimate tasks شناخته میشن.
این کارا از نظر افرادی که ازشون اذیتن، چند تا ویژگی دارن:
بهطور کلی این وظیفهها یهجورین که آدم با خودش اینطوری فکر میکنه که: مدیرم نباید انتظار میداشت که این کار رو انجام بدم.
نکتهی مهم: همهچیز به فضای فرهنگی سازمان، قرارداد روانی بین کارکنان و مدیران، کانتکس و زمینه برمیگرده. ممکنه یه کار برای کسی illegitimate به حساب بیاد، اما برای کس دیگهای نهتنها بد نباشه، بلکه ارزش همدلی و احترامش رو هم برسونه.
#Teamwork #Organizational_Wellbeing #Leadership
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3👎1
انسان در سازمان
در نهایت این نگرشهای شغلی به چه درد ما میخورن؟ اینطور ادعا میشه که بهبود این نگرشها همراه با بهبود بعضی متغیرهای عملکرد شغلیه. مثلا میتونید گزارش مشاوره مدیریت گالوپ رو دربارهش ببینید. در نهایت همیشه این سوال وجود داره که با یه رابطهی همبستگی طرفیم یا…
مشاوره مدیریت گالوپ که قبلا هم به اون اشاره کردم، صفحهی لینکدین خوبی داره.
یکی از موضوعاتی که روش خیلی مانور میده، نتایج یکی از پیمایشهاشون دربارهی موضوعات مختلف نگرش شغلیه. میتونید دربارهی روششون برای سنجش نگرشهای شغلی در این صفحه بخونید.
پرسشنامه و پیمایششون چند تا ویژگی داره که برای من جذابش میکنه:
۱- فقط دوازده سوال داره و آدما سریع و راحت میتونن بهش پاسخ بدن.
۲- سوالاش واضحه و پیچیدگی و ابهام نداره.
۳- متدولوژیشون مشخصه.
۴- دادههای زیادی از کشورها و شرکتهای دیگه دارن و برای بنچمارک میشه ازشون استفاده کرد.
۵- نیاز به حضور مشاور در سازمان نیست و خدمات آنلاین ارائه میدن (البته اگه تحریم بذاره!)
#Organizational_Wellbeing
✉️ @hr_maturity_models
یکی از موضوعاتی که روش خیلی مانور میده، نتایج یکی از پیمایشهاشون دربارهی موضوعات مختلف نگرش شغلیه. میتونید دربارهی روششون برای سنجش نگرشهای شغلی در این صفحه بخونید.
پرسشنامه و پیمایششون چند تا ویژگی داره که برای من جذابش میکنه:
۱- فقط دوازده سوال داره و آدما سریع و راحت میتونن بهش پاسخ بدن.
۲- سوالاش واضحه و پیچیدگی و ابهام نداره.
۳- متدولوژیشون مشخصه.
۴- دادههای زیادی از کشورها و شرکتهای دیگه دارن و برای بنچمارک میشه ازشون استفاده کرد.
۵- نیاز به حضور مشاور در سازمان نیست و خدمات آنلاین ارائه میدن (البته اگه تحریم بذاره!)
#Organizational_Wellbeing
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7
انسان در سازمان
تا اینجا درباره تئوری CoR و همچنین نظریهی ERI صحبت کردیم. هر دو نظریه استرس شغلی و خوبزیستی سازمانی رو مدنظر دارن. اولی تمرکزش رو میذاره روی منابعی که فرد در اختیار داره و میگه اگه فرد بتونه منابع رو از دست نده و بیشترش کنه، کماسترستره و دومی تمرکزش…
من همهی این تئوریها و مدلها رو گفتم که در نهایت برسم به مدل Job Demands - Resources. این مدل رو آقای بَکر (Bakker) و خانم دمروتی (Demerouti) حدود بیست و دو سال پیش معرفی کردن. اونا با در نظر داشتن مدلهای قبلی که تا اینجا معرفی کردم، ایدهی اصلیشون رو اینطوری میگن:
تعریف اصلی این دو نفر از تقاضاهای شغلی و منابع شغلی رو میتونید در شکلی که از مقالهشون هست بخونید:
خب چند تا نکته دربارهی این مدل میمونه که بعدا بهشون اشاره میکنم.
#Organizational_Wellbeing
✉️ @hr_maturity_models
ما در هر شغلی با یک سری تقاضا طرف هستیم و برای انجام اون شغل منابعی در اختیار داریم.
اگر میخوایم که استرس شغلیمون کم بشه و زیست خوبی در سازمان داشته باشیم باید بین این تقاضاها و منابع توازن برقرار کنیم.
تعریف اصلی این دو نفر از تقاضاهای شغلی و منابع شغلی رو میتونید در شکلی که از مقالهشون هست بخونید:
نیازهای شغلی به جنبههای جسمی، روانی، اجتماعی یا سازمانی یک شغل اشاره دارد که به تلاش یا مهارتهای جسمی یا روانی (شناختی و عاطفی) مداوم نیاز دارند و بنابراین با هزینههای فیزیولوژیکی یا روانی خاصی همراه هستند.
منابع شغلی به جنبههای جسمی، روانی، اجتماعی یا سازمانی یک شغل اشاره دارد که ممکن است:
- در دستیابی به اهداف کاری مؤثر باشند.
- نیازهای شغلی و هزینههای فیزیولوژیکی و روانی مرتبط را کاهش دهند.
- موجب رشد شخصی، یادگیری و توسعه شوند.
خب چند تا نکته دربارهی این مدل میمونه که بعدا بهشون اشاره میکنم.
#Organizational_Wellbeing
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5
دوست دارید بیشتر دربارهی چه موضوعاتی پست بذارم؟ (میتونید چند گزینه رو انتخاب کنید.)
Final Results
15%
تئوریهای سازمان و مدیریت 🤓
15%
نگرشهای شغلی و خوبزیستی سازمانی 👩💻
25%
فرهنگ سازمانی 👍
25%
کار تیمی و لیدرشیپ 🏆
20%
عدالت، قدرت و سیاسیبازی در سازمان 💪
50%
فرق نمیکنه، هر چی دوست داری بنویس 🤔
انسان در سازمان pinned «دوست دارید بیشتر دربارهی چه موضوعاتی پست بذارم؟ (میتونید چند گزینه رو انتخاب کنید.)»
تو شرکتای نرمافزاری یه اصطلاحی وجود داره به اسم «بدهی فنی». موضوع اینه که تیم برای این که محصول زودتر ارائه بشه، کدهایی رو استفاده میکنه که تمیز نیستن و استانداردهای لازم رو ندارن، اما «کار رو راه میندازن». اما باید در نظر داشت که بالاخره باید این بدهی رو پس داد، اونم با بهرهش!
📖 آقای بن هارویتز (Ben Horowitz) که گویا یکی از این خفنهای سرمایهگذاری خطرپذیر در سیلیکون ولی هستن کتابی دارن به اسم «the hard thing about hard things» که این کتاب توسط آریانا قلم و با اسم «سختی کارهای سخت» منتشر شده. تو این کتاب نویسنده از این موضوع بدهیهای فنی الهام میگیره و دربارهی یه سری بدهی صحبت میکنه به اسم بدهی مدیریتی. اما من ترجیح میدم اسم همهشون رو بذارم بدهی ساختاری. حالا اینا چی هستن؟
1️⃣ داشتن دو پادشاه در یک اقلیم: به صورت ساده یعنی اینکه مدیر در یه موضوع owner و گردنگیر قضیه رو مشخص نمیکنه چون میخواد که همه مشارکت داشته باشن یا مثلا میخواد ارجحیت و ارشدیت هیچ کدوم رو بهصورت صریح تایید نکنه یا میخواد هر دو رو حفظ کنه.
تو این حالت هر دو نفر به نوعی میسوزن (حسادت، احساس بیانصافی و بیعدالتی، عدم شفافیت و ...) کار هم احتمالا در نهایت تلف میشه و کسی گردن نمیگیردش.
2️⃣ افراط در جبران خدمات کارمند کلیدی بهخاطر پیشنهاد کاری دیگهای که داره: تقریبا واضحه، افرادی میان و میگن که آفرهای بهتری دارن و میخوان برن. مدیر هم سعی میکنه اشل سازمان رو زیر پا بذاره و اختلاف رو پر کنه. دقت کنید که نکتهی اصلی اینه که مدیر ساختار حقوق و دستمزد رو زیر سوال ببره.
تو اینجا مدیر عملا داره یه روش چانهزنی رو در اختیار افراد میذاره. اگر بخواد گوش کنه، هزینههاش رو بالا میبره و اگه گوش نکنه، عدالت سازمانی رو. در نهایت همه به نوعی ناراحت میشن.
3️⃣ نبود فرایند مدیریت عملکرد و ارائهی بازخورد: مدیر نمیخواد با افرادش گفتوگوهای سخت داشته باشه، نمیخواد با کسی خداحافظی کنه، دلش میخواد آدم نایسی باشه و مثل اینها. اما چیزی که در نهایت تحویل میگیره یه شرکت یا تیم با عملکرد خیلی ضعیف و افتضاحه.
همهی اینا این ویژگی رو دارن که مدیر در نهایت نمیخواسته کار سخت رو انجام بده، میخواد زمان بخره، از گفتوگوی صریح میترسه، نتونسته اولویتهاش رو شفاف کنه یا اصولی برای تصمیمگیری نداره.
#Leadership #Teamwork
✉️ @hr_maturity_models
تو این حالت هر دو نفر به نوعی میسوزن (حسادت، احساس بیانصافی و بیعدالتی، عدم شفافیت و ...) کار هم احتمالا در نهایت تلف میشه و کسی گردن نمیگیردش.
تو اینجا مدیر عملا داره یه روش چانهزنی رو در اختیار افراد میذاره. اگر بخواد گوش کنه، هزینههاش رو بالا میبره و اگه گوش نکنه، عدالت سازمانی رو. در نهایت همه به نوعی ناراحت میشن.
همهی اینا این ویژگی رو دارن که مدیر در نهایت نمیخواسته کار سخت رو انجام بده، میخواد زمان بخره، از گفتوگوی صریح میترسه، نتونسته اولویتهاش رو شفاف کنه یا اصولی برای تصمیمگیری نداره.
#Leadership #Teamwork
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍11
انسان در سازمان
تو شرکتای نرمافزاری یه اصطلاحی وجود داره به اسم «بدهی فنی». موضوع اینه که تیم برای این که محصول زودتر ارائه بشه، کدهایی رو استفاده میکنه که تمیز نیستن و استانداردهای لازم رو ندارن، اما «کار رو راه میندازن». اما باید در نظر داشت که بالاخره باید این بدهی رو…
حقیقت اینه که ما نمیتونیم از یه مدیر معمولی و کمتجربه انتظار داشته باشیم که این کارای سخت رو انجام بده و باید ساختاری داشته باشیم که در انجام این کارا کمکش کنه، پشتیبانش باشه و حتی یه جاهایی مجبورش کنه که به این دشواریها تن بده. بنابراین به نظرم برای اینکه مجبور نشیم وامهای این مدلی با بهرهی بالا بگیریم، باید چاره رو در ساختار و فرایند دنبال کنیم.
من به لیست بن هارویتز دو تا بدهی دیگه اضافه میکنم:
هر دوی اینها هم بدهی هستند، چون به هر حال تاثیری میذارن که در آینده مدیر باید با هزینهی بیشتر اونها و تسویه کنه. تاثیری که روی فرهنگ سازمانی میذارن، میتونه ضررهای زیادی رو به همراه داشته باشه و به نظرم بدترین بدهی اونه که مدیر مجبور باشه اون رو با فرهنگ سازمانش جبران کنه.
#Leadership #Teamwork
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5✍2👎1