انسان در سازمان
799 subscribers
170 photos
21 videos
8 files
163 links
On this channel, I share content that I find valuable in the fields of human resource management and organizational behavior.


– Sina Taheri

HRBP @ Divar
Ex HRBP @ Paradisehub
Ex HR Specialist @ Golrang
Ex BA @ Mapna


www.humaninorg.ir
Download Telegram
انسان در سازمان
📈عملکرد پایین در نهایت دو دلیل بیشتر نداره: یا «نخواستن» یا «نتوانستن» (قبلاً اینجا درباره‌اش نوشته بودم). بعضی‌ها میگن دلیل سومی هم هست به نام «عدم تناسب فرد با شغل/سازمان»؛ که خب این هم در نهایت دوباره منجر به همون نخواستن یا نتوانستن میشه. فعلا به بحث…
سوالی که برای من پیش میاد اینه که با توسعه‌ی ابزارهای هوش مصنوعی و LLMها، آیا دلیل «نتوانستن مهارتی» هم‌چنان موجهه؟

به مشاغل خیلی تخصصی مثل شکافتن هسته‌ی اتم و هوا کردن آپولو کاری ندارم. اما شغل‌های دانشی معمول در سازمان‌های امروزی رو در نظر بگیرید. اگر فرد به ادبیات شغل آشنا باشه در حدی که بدونه که چطور میتونه از AI کمک بگیره و به اون فید بده، تقریبا دلیلی برای «ضعف مهارتی» نداره و "سایر انواع نتوانستن" یا "نخواستن" اهمیت بیشتری پیدا میکنه. آیا اشتباه میگم؟

✈️@HumanInOrg
🌐 ble.ir/humaninorg
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍51👎1
انسان در سازمان
پیرو نوشته‌ی قبلی درباره‌ی نقش «شراکت استراتژیک» منابع انسانی و سازمان و مدل اولریش؛ 📊 شاخصی بسیار ساده برای سنجش موفقیت HR وجود داره: دور میز مدیران ارشد، حرف مدیر منابع انسانی چقدر خریدار داره و وزن می‌گیره؟ شرط لازم برای این نفوذ، داشتنِ شهود و دیتای…
👁 یکی از مهم‌ترین نتایجِ حضور HR در دل عملیات اینه که بدونه چه «نگرش‌های شغلی» و ادراکاتی در ذهن آدم‌های سازمان جریان داره.

(قبلاً در [این پست] و [این پست] درباره‌ی نگرش‌های شغلی توضیح دادم.)

وقتی منابع انسانی این نگرش‌ها رو بشناسه، دیگه روی هوا و بر اساس حدس‌ و گمان استراتژی نمی‌چینه؛ بلکه با دیتای متقن، اقدامات اصلاحی درست تعریف میکنه و تصمیم‌سازی‌های به‌مراتب معتبرتری برای میزِ مدیران ارشد داره.

یکی از کاربردی‌ترین ابزارها برای استخراج این دیتای ارزشمند، طراحی و اجرای سیستم‌های «سنجش نگرش» است.

☺️ از اونحایی که در یک سال گذشته، تا حدی درگیر چالش‌های اجرایی پروژه‌ی «سنجش نبض سازمان» (Pulse Survey) بودم، تصمیم دارم در چند یادداشت بعدی، تجربه‌ها، درس‌آموخته‌ها و باگ‌های پیاده‌سازی این ابزار رو در سازمان با شما به اشتراک بذارم.

✈️@HumanInOrg
🌐 ble.ir/humaninorg
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
7👍2
انسان در سازمان
👁 یکی از مهم‌ترین نتایجِ حضور HR در دل عملیات اینه که بدونه چه «نگرش‌های شغلی» و ادراکاتی در ذهن آدم‌های سازمان جریان داره. (قبلاً در [این پست] و [این پست] درباره‌ی نگرش‌های شغلی توضیح دادم.) وقتی منابع انسانی این نگرش‌ها رو بشناسه، دیگه روی هوا و بر اساس…
اصل اول در اجرای سنجش نبض؛ نپرس، اگر عمل نمی‌کنی!

مهم‌ترین قانون در طراحی Pulse Survey این یه جمله است:
"Don't ask what you are not willing to act on."
(درباره‌ی چیزی که آمادگی و قصدِ اقدام روی آن را نداری، سوال نپرس!)

به یاد داشته باشیم که وقتی منابع انسانی از افراد سوالی میپرسه، صرفا در حال «جمع‌آوری دیتا» نیست؛ بلکه مستقیما داره در ذهن افراد «انتظار برای اقدام» ایجاد میکنه.

به همین دلیل، قبل از نهایی کردن هر نظرسنجی درون‌سازمانی، باید تکلیف این ۳ سوال روشن باشه:

🔹چه کسی قراره نتایج رو ببینه؟
🔹چه کسی «مالک» اقدامات اصلاحی پس از نظرسنجیه؟ (مدیر منابع انسانی یا مدیران ارشد یا مدیران میانی؟)
🔹در محدودیت‌های فعلی سازمان، چه اقداماتی مقدور و عملیه؟

قبلاً در [این پست] هم اشاره کرده بودم که در بافتار کسب‌وکار، «گفت‌وگو» فی‌نفسه یک هدف نیست؛ بلکه ابزاریه که باید استراتژی و خروجی مشخصی پشت اون باشه.

🗒 برگزاری نظرسنجی‌های پیاپی، گرفتن وقت افراد و در نهایت رها کردن نتایج در کشوی میز مدیر، مشکلی رو حل نمیکنه و به «اعتمادِ» کارکنان به HR خدشه وارد میکنه.

✈️@HumanInOrg
🌐 ble.ir/humaninorg
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍41
انسان در سازمان
اصل اول در اجرای سنجش نبض؛ نپرس، اگر عمل نمی‌کنی! مهم‌ترین قانون در طراحی Pulse Survey این یه جمله است: "Don't ask what you are not willing to act on." (درباره‌ی چیزی که آمادگی و قصدِ اقدام روی آن را نداری، سوال نپرس!) به یاد داشته باشیم که وقتی منابع انسانی…
اصل دوم؛ HR «گوشِ» سازمان است، نه لزوماً «دستِ اجرایی»

یکی از اشتباهات رایج در نظرسنجی‌های سازمانی اینه که فکر کنیم منابع انسانی باید هم دیتا رو جمع کنه و هم خودش یک‌تنه تمام مشکلات رو حل کنه.

واقعیت اینه که HR مالکِ فرآیند «شنیدنِ مسئله» است، اما لزوماً مالکِ فرآیند « حلِ مسئله» نیست.

در ساختاری اصولی، مدیران ارشد و لیدرهای میانی، خط مقدمِ خلق تجربه برای کارمندان هستن و بارِ اصلیِ اقدام و حل‌وفصلِ مسائل باید روی دوشِ اونا باشه.

اگر این چرخه درست کار نکنه، واحد منابع انسانی عملاً به «صندوق رسیدگی به شکایات» تبدیل میشه؛ نقشی که در نهایت مشکلات رو هم ریشه‌ای حل نمیکنه.

ارزشِ واقعیِ تیم منابع انسانی در این فرآیند چیه؟
اینکه بتونه صدای افراد و نگرش‌های شغلیِ اونا رو استخراج کنه و این دیتا رو شفاف و بدون سوگیری (Bias) روی میز لیدرها بذاره.

✈️@HumanInOrg
🌐 ble.ir/humaninorg
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍53
انسان در سازمان
اصل دوم؛ HR «گوشِ» سازمان است، نه لزوماً «دستِ اجرایی» یکی از اشتباهات رایج در نظرسنجی‌های سازمانی اینه که فکر کنیم منابع انسانی باید هم دیتا رو جمع کنه و هم خودش یک‌تنه تمام مشکلات رو حل کنه. واقعیت اینه که HR مالکِ فرآیند «شنیدنِ مسئله» است، اما لزوماً…
اصل سوم؛ هر یافته‌ای لزوما اقدام نمی‌خواد، اما نباید بلاتکلیف بمونه.

🤩 از دل نظرسنجی‌های سازمانی داده‌های زیادی بیرون میاد؛ از مسائل کوچک و بزرگ گرفته تا خواسته‌های انجام‌شدنی و نشدنی.
طبیعتاً در افراد سازمان این توقع ایجاد میشه که حالا که وقت گذاشتن و مشکلات رو بیان کردن، همه‌چیز باید به‌سرعت حل بشه.

اما واقعیتِ ظرفیتِ سازمان اینه که قرار نیست برای تک‌تکِ این یافته‌ها اقدام عملی صورت بگیره. نکته‌ی کلیدی اینه که هیچ فیدبکی نباید «بی‌صاحب» و مسکوت رها بشه.

اینجا منابع انسانی باید شفافیت داشته باشه: اگر موضوعی در حال حاضر اولویت سازمان نیست یا منابعی برای حل اون وجود نداره، HR باید خیلی صریح اعلام کنه:

«صدای شما رو شنیدیم و دغدغه رو به لیدرهای مربوطه ارجاع دادیم، اما الان، حلِ این موضوع خاص در اولویت تمرکز ما نیست.»

خلاصه اینکه تیم منابع انسانی باید درباره‌ی تمام خروجی‌های پالس‌سروی تصمیم‌گیری کنه؛ حتی اگه اون تصمیم، یک «نمی‌تونیم» یا «الان نه» قاطعانه باشه. مهم اینه که این تصمیم به گوشِ افراد برسه تا بدونن بازخوردشون گم نشده.

✈️@HumanInOrg
🌐 ble.ir/humaninorg
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
3👍3
👊وقتی درباره‌ی «تعارض» در محیط کار صحبت می‌کنیم، منظورمون چیه؟

تعارض فرآیندیه که ریشه در «ادراک» آدم‌ها داره.
داستان تعارض دقیقا زمانی شروع میشه که فردی یا تیمی احساس کنه طرف مقابلش بر چیزی که براش مهمه، اثر منفی گذاشته (یا قصد داره اثر منفی بذاره).

تعارض یعنی آگاهی از ناسازگاری‌ها، تفاوت در اهداف، منابع یا روش‌ها و الزاماً به معنای بی‌احترامی یا خصومت شخصی نیست.

در محیط کار، تعارض معمولاً در سه قالب خودش رو نشون میده:

1⃣تعارض کاری (Task Conflict)

این نوع تعارض به اختلاف نظر اعضا درباره‌ی محتوا، اهداف و خودِ وظایف برمیگرده. اینجا افراد روی ایده‌ها، دیدگاه‌ها و روش‌های حل مسئله با هم بحث و چالشِ تخصصی دارن. این نوع تعارض اگر در سطح استانداردی باشه، نه‌تنها بد نیست، بلکه مسبب خلاقیتِ تیمه.

2⃣تعارض رابطه‌ای (Relationship Conflict)

ریشه‌ی این تعارض، ناسازگاری‌های بین‌فردی و تنش‌های شخصیه. تعارض رابطه‌ای پر از درگیری‌های عاطفی مثل رنجش، ناامیدی و اصطکاکِ روانی با سایر اعضاست و انرژی و تمرکز سازمان رو نابود میکنه.

3⃣تعارض فرآیندی (Process Conflict)

اینجا بحث بر سرِ «چطور انجام دادنِ» کارهاست. کانون این اختلافات روی تفویض نقش‌ها، تخصیص منابع، تقسیم کار و این سوال متمرکزه که: «دقیقاً چه کسی باید چه کاری رو انجام بده؟»

✈️@HumanInOrg
🌐 ble.ir/humaninorg
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍52
انسان در سازمان
Photo
تعارض پدیده‌ای ثابت و ایستا نیست؛ تعارض‌ها زنده‌ و پویا هستن و میتونن تغییر شکل بدن.

برای مثال، اگر اختلافی کاری یا فرآیندی به‌درستی و در زمان مناسب حل نشه، به‌مرور زمان رسوب میکنه و در نهایت به یک تعارضِ شخصی و رابطه‌ای تبدیل میشه.

برای مدیریت این شرایط، سه نکته‌ی کاربردی وجود داره:

1️⃣مداخله‌ی زودهنگام: وقتی فرآیند یا جنسِ کار جوریه که اصطکاک ایجاد میکنه، باید سعی کنیم تعارض رو در همون مراحل اولیه برطرف کنیم. نباید اجازه بدیم رسوبِ این اختلافات روی هم جمع بشه.

2️⃣پنهان نشدن پشت سیستم‌ و فرایند رسمی: در زمان بروز تعارض، صرفاً به ساختار و ابزارها اتکا نکنیم. اینکه بگیم «من فلان داکیومنت رو نوشتم» یا «بهمان تیکت رو زدم، دیگه خودشون میدونن» مشکل رو حل نمیکنه. این وقتا، صحبت‌های شفاف، حضوری و غیررسمی بسیار راه‌گشاتر از مکاتبات سیستمی هستن.

3️⃣استفاده از ظرفیتِ ناظران بی‌طرف: نقش افرادی که وسطِ دعوا نیستن اما شناخت خوبی از جزئیات ماجرا دارن، بسیار پررنگ میشه.
این افراد میتونن در نقش یک میانجیِ غیررسمی ظاهر بشن و به رفع اصولیِ تعارض کمک کنن.

✈️@HumanInOrg
🌐 ble.ir/humaninorg
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍41
انسان در سازمان
تعارض پدیده‌ای ثابت و ایستا نیست؛ تعارض‌ها زنده‌ و پویا هستن و میتونن تغییر شکل بدن. برای مثال، اگر اختلافی کاری یا فرآیندی به‌درستی و در زمان مناسب حل نشه، به‌مرور زمان رسوب میکنه و در نهایت به یک تعارضِ شخصی و رابطه‌ای تبدیل میشه. برای مدیریت این شرایط،…
🧰جعبه‌ابزار مدیریت تعارض؛ کدام سبک رو کجا استفاده کنیم؟

برای مدیریت و حل تعارض در محیط کار، ۵ استراتژی یا سبک اصلی وجود داره. این سبک‌ها بر اساس دو محور شکل می‌گیرن: «قاطعیت» (چقدر برای رسیدن به خواسته خودمان پافشاری می‌کنیم) و «همکاری» (چقدر برای رضایت طرف مقابل تلاش می‌کنیم).

نکته‌ی مهم اینه که هیچ‌کدام از این سبک‌ها مطلقاً خوب یا بد نیستن؛ انتخاب درست، کاملاً به موقعیت، فوریتِ مسئله و میزان اهمیتِ رابطه‌ی کاری بستگی داره:

1️⃣رقابت (Competing)

اینجا فرد با قاطعیتِ تمام تلاش میکنه خواسته‌اش رو به کرسی بنشونه. (قاطعیت بالا، همکاری پایین).

😴کجا کاربرد داره؟ در شرایط بحرانی، زمان‌هایی که به یه تصمیم‌ سریع نیازه یا وقتی پای اجرای یک استاندارد مهمِ سازمانی در میونه و جای بحثی وجود نداره.

2️⃣همکاری (Collaborating)

تلاشی برای یافتن راه‌حل «برنده‌-برنده» که نیازهای هر دو طرف کاملاً برآورده بشه (قاطعیت بالا، همکاری بالا).

😴کجا کاربرد داره؟ بهترین گزینه برای حل ریشه‌ایِ مسائل پیچیده است؛ اما به زمان، انرژی و هم‌فکری بالایی نیاز داره.

3️⃣اجتناب (Avoiding)

فرد از درگیری دوری میکنه و مشکل رو نادیده میگیره (قاطعیت پایین، همکاری پایین).

😴کجا کاربرد داره؟ زمانی که موضوعِ اختلاف واقعاً کم‌اهمیته، یا در مقطع فعلی، هزینه‌ها و آسیب‌های ورود به تنش بسیار بیشتر از منافعِ حلِ اونه.

4️⃣کوتاه آمدن (Accommodating)

فداکاری و ترجیح دادنِ خواسته‌ی طرف مقابل بر منافعِ خود (قاطعیت پایین، همکاری بالا).

😴کجا کاربرد داره؟ وقتی متوجه میشید حق با شما نبوده یا زمانی که حفظ هارمونیِ تیم و رابطه‌ی بلندمدت، بسیار حیاتی‌تر از پیروزی در اون بحثِ خاصه.

5️⃣مصالحه (Compromising)

هیچ‌کس برنده‌ی مطلق نیست و هر دو طرف می‌پذیرن که از بخشی از خواسته‌های خودشون چشم‌پوشی کنن تا به توافقی میانه برسن (قاطعیت و همکاری در حد متوسط).

😴کجا کاربرد داره؟ وقتی دو طرف قدرت برابری دارن (مثلاً دو مدیر میانی) و رسیدن به یک راه‌حل موقت برای پیشبردِ سریعِ کارها ضروریه.

✈️@HumanInOrg
🌐 ble.ir/humaninorg
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍32
🤔تا چه زمانی باید در سازمانی بمونیم؟

پاسخ به این دغدغه‌، با بررسی تقاطع دو فاکتور امکان‌پذیره:

🔹 درآمدی که داریم.
🔹 رشدی که تجربه می‌کنیم.

اگر این دو معیار رو در کنار هم قرار بدیم، به ۴ سناریو می‌رسیم:

1️⃣درآمد بالا + رشد بالا
جایزه‌ی ویژه! اینجا همون جاییه که باید سفت بهش بچسبید و از مسیر شغلی‌تون لذت ببرید.

2️⃣درآمد بالا + رشد پایین (تله‌ی دستبند طلایی)
با شرایط اقتصادی فعلی، موندن منطقیه؛ اما مراقب باشیم! اگر مدت طولانی در این وضعیت بمونید، دچار تله‌ی «دستبند طلایی» میشیم.
یعنی مهارت‌ها زنگ میزنه و ارزش بازارِ خودمون رو برای آینده از دست میدیم.
در این شرایط، اگر پیشنهاد مالیِ مشابه یا بهتری همراه با فرصت رشد پیدا کردید، حتماً جابه‌جا بشید.

3️⃣درآمد پایین + رشد بالا (سرمایه‌گذاری روی خود)
بمونید. درسته که اقتصاد بی‌رحمه، اما این یادگیری در آینده تبدیل به اهرمِ درآمدیِ شما میشه. البته به شرطی که درآمد فعلی، کفافِ نیازهای اولیه‌تون رو بده.
(یه نکته مهم: آیا احساسِ رشدی که داریم اصالت داره یا توهمِ کاریه؟ در پست‌های بعدی حتماً درباره‌اش می‌نویسم.)

4️⃣درآمد پایین + رشد پایین (بن‌بست مطلق)
حتی یه روز هم تعلل نکنید. با اینکه اوضاع اقتصادی خرابه، اما موندن فقط استهلاکِ مطلقه. در اولین فرصتِ ممکن از سازمان بزنید بیرون.

✈️@HumanInOrg
🌐 ble.ir/humaninorg
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍83
انسان در سازمان
🤔تا چه زمانی باید در سازمانی بمونیم؟ پاسخ به این دغدغه‌، با بررسی تقاطع دو فاکتور امکان‌پذیره: 🔹 درآمدی که داریم. 🔹 رشدی که تجربه می‌کنیم. اگر این دو معیار رو در کنار هم قرار بدیم، به ۴ سناریو می‌رسیم: 1️⃣درآمد بالا + رشد بالا جایزه‌ی ویژه! اینجا همون…
دستبند طلایی (Golden Handcuffs) یعنی چی؟

ℹ️
به وضعیتی گفته میشه که فرد در سازمان میمونه، نه چون لزوماً به کار، مسیر رشد یا فرهنگ اون علاقه‌ داره، بلکه مزایای مالی و رفاهیِ سازمان، ترک کردن رو براش بسیار سخت میکنه.


🛑حقوق بالا، سهام، پاداش‌های چشم‌گیر، مزایای رفاهی خاص، عنوان شغلی جذاب یا امنیت اقتصادی، نمونه‌هایی از این جذابیت‌ها هستن.
این مزایا مثل «طلا» ارزشمندن، اما هم‌زمان مثل یک «دستبند» آزادیِ تصمیم‌گیری فرد رو قفل می‌کنن.

🛑این اتفاق معمولاً برای نیروهای قدیمی، مدیران یا متخصصان باتجربه رخ میده. این افراد ممکنه احساس کنن دیگه چیزی یاد نمی‌گیرن، انگیزه‌شون افت کرده یا با مسیر سازمان هم‌راستا نیستن؛ اما صرفاً به‌خاطر «هزینه‌ی بالای خروج»، سر جای خودشون باقی میمونن.

🛑نتیجه‌ی این اتفاق، نوعی موندنِ کم‌انرژیه: حضور فیزیکی و عملکردی در حدِ حداقلِ استانداردها، همراه با افتِ شدید اشتیاق، خلاقیت، ریسک‌پذیری و تعهد.
در واقع، این افراد دیگه در بازی اصلی سازمان نقشی ندارن :)

✈️@HumanInOrg
🌐 ble.ir/humaninorg
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍71
انسان در سازمان
🤔تا چه زمانی باید در سازمانی بمونیم؟ پاسخ به این دغدغه‌، با بررسی تقاطع دو فاکتور امکان‌پذیره: 🔹 درآمدی که داریم. 🔹 رشدی که تجربه می‌کنیم. اگر این دو معیار رو در کنار هم قرار بدیم، به ۴ سناریو می‌رسیم: 1️⃣درآمد بالا + رشد بالا جایزه‌ی ویژه! اینجا همون…
در پاسخ به این سوال که «آیا در محل کارم رشد می‌کنم؟» باید چطور فکر کنیم؟

ℹ️ اصلی‌ترین معیار برای سنجشِ واقعیِ رشد در یک سازمان، اینه که ببینیم آیا Employability (قابلیت استخدام) ما در حال افزایشه یا خیر.

رشدِ واقعی یعنی مطمئن باشیم در حال کسب تجربیات و توسعه‌ی مهارت‌هایی هستیم که بازار کار و سایر شرکت‌ها، حاضرن برای اونها ما رو استخدام کنن.
این رویکرد نیازمند اونه که سرمون رو از داخل سازمان بیرون بیاریم و بدونیم که در بازار کار چه می‌گذره و روندهای آینده‌ی شغلِ ما چیه.

برای مثال، اگر در حال حاضر در سازمانی کار می‌کنید که با ابزارهای هوش مصنوعی (AI) ضدیت داره یا هیچ ایده‌ و ابتکاری برای استفاده از اون در فرآیندها نداره، باید هشدار عدم رشد رو جدی بگیرید.

در این شرایط، هرچقدر هم که اتمسفر سازمان و مدیرانتون رو دوست داشته باشید و احساس کنید مهارت‌های نرمِ شما در حال تقویته، در تصویرِ بزرگ‌تر بازنده میشید.
چون این شکل از کار کردن، شما رو برای رقابت در بازارِ آینده آماده نمیکنه و قابلیت استخدامِ شما به مرور زمان دچار استهلاک میشه.

✈️@HumanInOrg
🌐 ble.ir/humaninorg
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍82
انسان در سازمان
🤔تا چه زمانی باید در سازمانی بمونیم؟ پاسخ به این دغدغه‌، با بررسی تقاطع دو فاکتور امکان‌پذیره: 🔹 درآمدی که داریم. 🔹 رشدی که تجربه می‌کنیم. اگر این دو معیار رو در کنار هم قرار بدیم، به ۴ سناریو می‌رسیم: 1️⃣درآمد بالا + رشد بالا جایزه‌ی ویژه! اینجا همون…
اونچه که باعث رضایت از شغل میشه، لزوما انگیزاننده‌ی شغلی نیست.

✌️تئوری دو مولفه‌ای هرزبرگ میگه رضایت شغلی و نارضایتی شغلی دو سرِ یک طیف واحد نیستن بلکه تحت تأثیر دو دسته مولفه‌ی متفاوتن:

🩺مولفه‌های بهداشتی مثل حقوق، سرپرستی، سیاست‌های شرکت و شرایط کاری که اگه ضعیف باشن، نارضایتی ایجاد میکنن، اما خوب‌ بودنشون الزاماً انگیزه نمیسازه؛

عوامل انگیزشی مثل پیشرفت شغلی، داشتن دستاورد، مسئولیت و به‌ رسمیت‌ شناخته‌ شدن که باعث ایجاد رضایت و انگیزه واقعی میشن.

بنابراین از نگاه هرزبرگ، حذف نارضایتی به معنی ایجاد رضایت نیست؛ سازمان ابتدا باید مولفه‌های آزاردهنده رو کنترل کنه، اما برای ایجاد انگیزه باید خودِ کار رو معنادارتر، چالشی‌تر و رشدمحورتر طراحی کنه.

وقتی داریم به کارمون فکر می‌کنیم، باید حواسمون به تفکیک این دو دسته از موضوعات باشه.
باید بدونیم که چه موضوعاتی فقط دارن جلوی نارضایتی ما رو می‌گیرن که شرکت رو ترک نکنیم یا بدفاز نشیم.
اما نباید باعث بشن که شرایط شغلمون رو بهتر از اونچه که واقعا هست در نظر بگیریم.

پ.ن: برای مطالعه‌ی بیشتر درباره تئوری هرزبرگ میتونید اینجا رو ببینید.

✈️@HumanInOrg
🌐 ble.ir/humaninorg
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍52
انسان در سازمان
دستبند طلایی (Golden Handcuffs) یعنی چی؟ ℹ️ به وضعیتی گفته میشه که فرد در سازمان میمونه، نه چون لزوماً به کار، مسیر رشد یا فرهنگ اون علاقه‌ داره، بلکه مزایای مالی و رفاهیِ سازمان، ترک کردن رو براش بسیار سخت میکنه. 🛑حقوق بالا، سهام، پاداش‌های چشم‌گیر، مزایای…
ما سه نوع تعهد به سازمان داریم:

1️⃣ تعهد عاطفی (Affective Commitment)
در این حالت فرد دوست داره و میخواد که در سازمان بمونه. به این دلیل که تجربیات مثبتی داره، احساس معناداری و شایستگی میکنه و مانند اینها.

2️⃣ تعهد مستمر (Continuance Commitment)
در این حالت فرد مجبوره و نیاز داره که در سازمان بمونه چون هزینه‌ی ترک کردن سازمان رو زیاد میدونه. فرد احساس میکنه که فرصتهای شغلی مشابه محدودی در اختیارشه و باید با شرایط سازمانی کنار بیاد.

3️⃣ تعهد هنجاری (Normative Commitment)
در این حالت فرد احساس میکنه که از لحاظ اخلاقی، باید در سازمان بمونه. فرض کنید که سازمان در گذشته شرایط خوبی رو برای کسی ایجاد کرده مثلا شهریه‌ی دانشگاه اون رو داده یا در یه شرایط سخت کمکش کرده. در اینجا فرد خودش رو مدیون سازمان میدونه و فکر میکنه اخلاقا باید وفادار باشه.

پ.ن: برای مطالعه‌ی بیشتر، اینجا رو ببینید.

✈️@HumanInOrg
🌐 ble.ir/humaninorg
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍51🤔1
انسان در سازمان
در پاسخ به این سوال که «آیا در محل کارم رشد می‌کنم؟» باید چطور فکر کنیم؟ ℹ️ اصلی‌ترین معیار برای سنجشِ واقعیِ رشد در یک سازمان، اینه که ببینیم آیا Employability (قابلیت استخدام) ما در حال افزایشه یا خیر. رشدِ واقعی یعنی مطمئن باشیم در حال کسب تجربیات و…
🔱در اساطیر یونان، خدایی وجود داره به اسم «پروتئوس» که از فرزندان پوزیدون، خدای دریاست.

🧜‍♂این آقای پروتئوس ویژگی جالبی داشته: میتونسته به هر شکلی که میخواد دربیاد. این تغییرِ شکل براش یک‌جور مکانیزم دفاعی بوده تا از شر مزاحمت خدایان و افراد دیگه خلاص بشه و کار خودش رو بکنه.

🟦در ادبیات رفتار سازمانی، از همین ویژگی الهام گرفته شده و مفهومی داریم به نام «مسیر شغلی پروتئوسی»  (Protean Career Path)

🟦این مفهوم به افرادی اشاره داره که منتظر نمیمونن تا سازمان برای اونا نردبانِ رشد بسازه.
اونا خودشون سکان‌دار مسیر حرفه‌ای‌شون هستن و اونقدر روی قابلیت استخدام (Employability) خودشون کار کردن که میتونن خیلی سریع با تکنولوژی‌ها، روندها و رویکردهای جدیدِ بازار کار تغییر شکل بدن.

🟦این آدم‌ها هیچ چسبندگی و تعصبی به روش‌ها یا ساختارهای قدیمی ندارن و در دریای تغییرات شغلی و ساختاری، درست مثل پروتئوس، منعطف و بقاپذیرن.

✈️@HumanInOrg
🌐 ble.ir/humaninorg
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍42
انسان در سازمان
در پاسخ به این سوال که «آیا در محل کارم رشد می‌کنم؟» باید چطور فکر کنیم؟ ℹ️ اصلی‌ترین معیار برای سنجشِ واقعیِ رشد در یک سازمان، اینه که ببینیم آیا Employability (قابلیت استخدام) ما در حال افزایشه یا خیر. رشدِ واقعی یعنی مطمئن باشیم در حال کسب تجربیات و…
⚓️لنگرگاه‌های شغلی ادگار شاین چیست؟

ادگار شاین معتقد بود هر فرد در مسیر کاری خود به‌تدریج یک «مرکز ثقل شغلی» پیدا میکنه؛ چیزی که در تصمیم‌های مهم کاری حاضر نیست به‌سادگی از اون عبور کنه. این مرکز ثقل ترکیبی از ارزش‌ها، نیازها، انگیزه‌ها و برداشت فرد از توانایی‌های خودشه.

🔴به همین دلیل، انتخاب شغلی فقط با حقوق، عنوان یا مسیر ارتقا توضیح داده نمیشه. ممکنه دو نفر در نقشی مشابه کار کنن، اما یکی به‌دنبال «تخصص عمیق» باشه، دیگری بخواد «مدیر» بشه، سومی اولویت اصلی‌ش «استقلال» باشه و چهارمی «امنیت شغلی» رو مهم‌ترین چیز بدونه.

شاین ۸ لنگر اصلی رو معرفی میکنه:

۱- شایستگی فنی/تخصصی 
۲- شایستگی مدیریتی عمومی 
۳- استقلال و خودمختاری 
۴- امنیت و ثبات 
۵- خلاقیت کارآفرینانه 
۶- خدمت به یک آرمان 
۷- چالش محض و ماجراجویی 
۸- سبک زندگی (توازن کار و زندگی)

🔴اهمیت این مدل اینه که کمک میکنه تناسب فرد با مسیر رشد، نقش، نوعِ پاداش و طراحی شغل دقیق‌تر فهمیده بشه.

اگر لنگر شغلی فرد با تجربه کاری‌اش ناسازگار باشه، حتی حقوق خوب یا عنوان بالاتر هم الزاماً انگیزه و تعهد نمیسازه.
اما وقتی نقش با لنگرِ غالبِ فرد هم‌راستا باشه، احتمال ماندگاری، انرژی کاری و عملکرد پایدار بیشتر میشه.

✈️@HumanInOrg
🌐 ble.ir/humaninorg
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍71
از اینکه فردا شنبه است و باید بریم سر کار، چه حسی دارید؟
Final Results
28%
خوشحالم 😊
32%
غمگینم 😔
24%
حس خاصی ندارم
15%
مشغول به کار نیستم
انسان در سازمان pinned « از اینکه فردا شنبه است و باید بریم سر کار، چه حسی دارید؟»