انسان در سازمان
802 subscribers
171 photos
21 videos
8 files
164 links
On this channel, I share content that I find valuable in the fields of human resource management and organizational behavior.


– Sina Taheri

HRBP @ Divar
Ex HRBP @ Paradisehub
Ex HR Specialist @ Golrang
Ex BA @ Mapna


www.humaninorg.ir
Download Telegram
انسان در سازمان
📊 تفویض اختیار نوعی از مدل تصمیم‌گیریه. این ادعاییه که نویسندگان این مقاله دارن: یک مدیر با تفویض اختیار سعی میکنه که هزینه‌های تصمیم‌گیری سمت خودش رو کاهش بده و این هزینه‌ها رو به فرد دیگه‌ای منتقل کنه. این مدل تصمیم‌گیری در گروه تصمیم‌‌گیری‌های (Low-High)…
🕗 بیاید در «تفویض اختیار» تعارف رو کنار بذاریم. منطق اصلی یک مدیر برای واگذاری کارها به اعضای تیمش باید این باشه:

«کار رو می‌سپارم، چون زمانم ارزشمنده و کارهای مهم‌تری برای انجام دادن دارم.»


«زمان»، گرون‌ترین دارایی یه مدیره و تفویض اختیار، اهرمیه که قدرت این دارایی و میزان تأثیرگذاری مدیر رو چندین برابر میکنه.

زمانِ در دسترس مدیر بر اساس منشأ کارها به سه بخش تقسیم میشه:

1️⃣ زمان تحمیلی از سوی رییس: کارهایی که از بالا میرسه و باید در اسرع وقت انجام بشه.

2️⃣ زمان تحمیلی از سوی سیستم: کارهای روتین سازمانی، بوروکراسی‌ها، جلسات و درخواست‌های همکاران.

3️⃣ زمان خودخواسته: برخلاف دو مورد قبلی، اینجا هیچ اجباری در کار نیست. این زمان صرف ابتکارات خود مدیر، استراتژی‌ها و اولویت‌هایی میشه که قراره تیم و سازمان رو جلو ببره.

هنر مدیر اینه که با چنگ و دندون از زمان گروه سوم (زمان خودخواسته) محافظت کنه و نذاره این زمان، خرج کارهای دیگران بشه.

بهترین ابزار برای این کار چیست؟ تفویض اختیار. مدیر باید هر کاری رو که فرد دیگه‌ای هم میتونه انجام بده، از روی میز خودش برداره و به دیگران بسپره.

بنابراین، برخلاف شعارهای مدیریتی، هدف اصلی مدیر از واگذاری کار به اعضای تیم، «رشد و توانمندسازی» اونا نیست (هرچند که این خروجی هم اصلاً بد نیست و در بلندمدت لازمه حتی)؛ بلکه هدف واقعی، آزادسازی زمانِ خودش برای فکر کردن، توسعه‌ی ابتکارات و اجرای استراتژی‌هاست.

✈️@HumanInOrg
🌐 ble.ir/humaninorg
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍51
🐒در مدیریت یک استعاره‌ی کلاسیک از مجله هاروارد (HBR) داریم به نام «میمون روی دوش کیه؟» که شاید روان‌ترین ترجمه‌‌ش در ادبیات کاریِ ما این باشه: «توپ تو زمینِ کیه؟»

اصل حرف اینه: مدیر نباید اجازه بده کاری که متعلق به کارمنده، به زمینِ اون بیفته. وقتی این اتفاق می‌افته، عملاً «ابتکار عمل» از کارمند گرفته میشه و اون برای برداشتن هر قدمی، لنگِ تایید و پاسخ مدیر می‌مونه.

بین «تفویض اختیار» و «ابتکار عمل» یک تفاوت ظریف اما حیاتی وجود داره: ابتکار عمل یعنی کارمند هم اجازه و هم توانایی این رو داشته باشه که خودش درباره‌ی گام بعدی تصمیم بگیره.

بر همین اساس، ۵ سطحِ «ابتکار عمل» برای اعضای تیم تعریف میشه:

1️⃣ پایین‌ترین سطح: کارمند دست روی دست میذاره تا بهش بگن چه کار کنه.

2️⃣ سوال‌کننده: نزد مدیر میاد و می‌پرسه: «حالا باید چه کار کنم؟»

3️⃣ پیشنهاددهنده: گام بعدی رو خودش پیشنهاد میده، تایید می‌گیره و بعد اقدام می‌کنه.

4️⃣ مستقلِ محتاط: خودش تصمیم می‌گیره و اقدام می‌کنه، اما بلافاصله بعد از انجام کار، به مدیر اطلاع میده.

5️⃣ مستقلِ کامل: صفر تا صد تصمیم تا اقدام رو خودش پیش می‌بره و صرفاً در قالب گزارش‌های دوره‌ای و روتین، مدیر رو در جریان میذاره.

📌 نکته‌ی خشن اما طلاییِ این مقاله چیه؟

سطح ۱ و ۲ در محیط کار باید ممنوع باشه!
مدیر تحت هیچ شرایطی نباید زمانش رو صرف کارمندی کنه که حتی نمیتونه یه پیشنهاد ساده (سطح ۳) روی میز بذاره. اگر فضای تیم به سمتی رفته که همه‌ی آدما بلاتکلیفن و نمی‌دونن که گام‌ بعدی‌شون چیه، احتمالا ساختار تیم نیازمند یه تجدید نظر اساسیه.
✈️@HumanInOrg
🌐 ble.ir/humaninorg
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍93
انسان در سازمان
🐒در مدیریت یک استعاره‌ی کلاسیک از مجله هاروارد (HBR) داریم به نام «میمون روی دوش کیه؟» که شاید روان‌ترین ترجمه‌‌ش در ادبیات کاریِ ما این باشه: «توپ تو زمینِ کیه؟» اصل حرف اینه: مدیر نباید اجازه بده کاری که متعلق به کارمنده، به زمینِ اون بیفته. وقتی این اتفاق…
🚲 قانون «سایه‌بان دوچرخه»؛ چرا مدیر در جزئیات غرق میشه؟

آقای پارکینسون (که قبلاً ازش گفتم) یه قاعده‌ی طنز اما تا حدی واقعی در سازمان‌ها داره به نام «قانون بی‌اهمیتی یا قانون امور پیش‌پا افتاده» (Law of Triviality) یا اصطلاحاً Bike-Shedding.
این قانون میگه: آدم‌ها تمایل دارن بیشترِ وقتشون رو روی موضوعات ساده و پیش‌پاافتاده تلف کنن و از ورود به عمقِ مسائل پیچیده و مهم فرار کنن.

مثال معروفش اینه: فرض کنید یه کمیته‌ی مدیریتی قراره درباره‌ی سه موضوع تصمیم بگیره:
۱- ساخت نیروگاه هسته‌ای
۲- ساخت پارکینگ کارکنان در این نیروگاه
۳- ساخت سایه‌بون برای دوچرخه‌ها در همون پارکینگ

جلسه در دنیای واقعی چطور پیش میره؟
درباره‌ی تخصیص بودجه‌ی کلانِ نیروگاه هسته‌ای ۱۰ دقیقه بحث میشه.
درباره‌ی ابعاد پارکینگ ۳۰ دقیقه.
و برای رنگ و جنسِ سایه‌بون دوچرخه‌ها ۱ ساعتِ تمام صحبت میشه!


حرف پارکینسون روشنه: در سازمان‌ها، زمانِ صرف‌شده روی یه موضوع، معمولاً رابطه‌ی عکسی با اهمیتِ اون داره.

من این قانون پارکینسون رو به موضوع «تفویض اختیار» بی‌ربط نمی‌دونم. در پست‌های قبل گفتم که مدیر باید با تفویض اختیار، برای خودش «زمان خودخواسته» (جهت فکر کردن و استراتژی) بخره. اما واقعیتِ تلخ اینه که بسیاری از مدیرای ارشد، هیچ ایده‌ای برای پر کردن زمانِ خالیِ خودشون ندارن!

اگر همین الان نصف تقویم کاریِ یه مدیر ارشد رو خالی کنید، احتمالاً نمیدونه با این خلأ چه کنه. فکر کردن به استراتژی‌های کلان و آینده‌ی سازمان (همان نیروگاه هسته‌ای) سخت، مبهم و ترسناکه. بنابراین، مدیر برای فرار از این فشارِ شناختی، به مسائلی پناه می‌بره که زیرمجموعه‌اش هم به‌راحتی می‌تونن انجام بدن (رنگِ سایه‌بان دوچرخه).

این ورودِ بی‌جا به کارهای کوچیک، دو تا مشکل ایجاد میکنه: هم گرون‌ترین دارایی سازمان (زمان مدیر) هدر میره و هم «ابتکار عمل» از افراد گرفته میشه؛ چون مدیر مدام در حال دخالت در اموریه که باید کامل به افرادش تفویض کرده باشه.
✈️@HumanInOrg
🌐 ble.ir/humaninorg
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍93
انسان در سازمان
🚲 قانون «سایه‌بان دوچرخه»؛ چرا مدیر در جزئیات غرق میشه؟ آقای پارکینسون (که قبلاً ازش گفتم) یه قاعده‌ی طنز اما تا حدی واقعی در سازمان‌ها داره به نام «قانون بی‌اهمیتی یا قانون امور پیش‌پا افتاده» (Law of Triviality) یا اصطلاحاً Bike-Shedding. این قانون میگه:…
بدهی انگیزشی و بقای سیستم؛ روی دیگه‌ی سکه‌ی «تفویض اختیار»

در نوشته‌ی قبلی گفتم که تفویض اختیار، ابزاری ضروری برای نجات «زمانِ مدیره». اما کتاب Management 3.0 نگاه سیستماتیک‌تری به این ماجرا داره: مسئله فقط زمان مدیر نیست، مسئله «بقای سازمانه».

در این کتاب، تفویض اختیار از حالتِ صفر و یکی خارج شده و در  طیفی ۷ سطحی تعریف میشه:

۱- دیکته کردن (Tell): مدیر تصمیم می‌گیره و ابلاغ می‌کنه. (اینجا عملاً تفویضی در کار نیست).

۲- فروختن ایده (Sell): مدیر تصمیمش رو گرفته، اما تلاش می‌کنه اون رو به تیم «بفروشه» و قانعشون کنه.

۳- مشورت (Consult): نظرات تیم شنیده میشه، اما تصمیم‌گیرنده‌ی نهایی خودِ مدیره.

۴- توافق (Agree): مدیر از صندلی ریاست پایین میاد؛ تصمیم‌گیری در تیم و کاملاً دموکراتیک انجام میشه و اعضا توافق میکنن.

۵- توصیه (Advise): مدیر فقط نظر و تجربه‌اش رو میگه و تاکید می‌کنه: «تصمیم نهایی با خودتونه.»

۶- جویا شدن (Inquire): صفر تا صدِ تصمیم‌گیری واگذار میشه، فقط مدیر میخواد بعد از اجرا، نتیجه به او گزارش داده بشه.

۷- واگذاری مطلق (Delegate): کار کاملاً به تیم سپرده میشه و مدیر تمام تمرکزش رو روی کارهای استراتژیک خودش میذاره.

اما چرا سازمان‌ها مجبورن از سطوح پایین به سمت سطوح بالا حرکت کنن؟

فرار از «بدهی انگیزشی» (Motivational Debt):
دستور دادنِ مداوم شاید کارِ امروز رو راه بندازه، اما برای فردا یه «بدهی انگیزشی» سنگین خلق می‌کنه. آدم‌ها از رفتارِ رئیس‌مآبانه متنفرن؛ دوست دارن از اونها «درخواست» بشه نه اینکه «دستور» بگیرن. اگر مدام در سطوح ۱ و ۲ گیر کنیم، در بلندمدت تعهد و انگیزه‌ی تیم کاملاً از بین میره.

جلوگیری از فروپاشی سیستم:
کتاب میگه سازمان یه ماشینِ کوکی نیست، «موجودی زنده‌، پویا و پیچیده» است. در یک موجود زنده، اگر تمام تصمیمات و کنترل‌ها در یک نقطه‌ی مرکزی (مغزِ چند مدیر ارشد) متمرکز بشه، سیستم در مواجهه با سرعتِ تغییرات قفل می‌کنه و فرومی‌پاشه. بقای سازمان در دنیای پیچیده‌ی امروز، فقط با تمرکززدایی و توزیع قدرت (تفویض) امکان‌پذیره.

✈️@HumanInOrg
🌐 ble.ir/humaninorg
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
10👍2
انسان در سازمان
🕗 بیاید در «تفویض اختیار» تعارف رو کنار بذاریم. منطق اصلی یک مدیر برای واگذاری کارها به اعضای تیمش باید این باشه: «کار رو می‌سپارم، چون زمانم ارزشمنده و کارهای مهم‌تری برای انجام دادن دارم.» «زمان»، گرون‌ترین دارایی یه مدیره و تفویض اختیار، اهرمیه که قدرت…
🔴 تفویض اختیار همیشه «خوب» نیست و کنترلِ زیاد هم همیشه «بد» نیست.
نظریه‌های اقتضایی رهبری، به‌ویژه مدل فیدلر (Fiedler)، این پیش‌فرض رو تایید میکنن: مدیریت نسخه‌ی واحدی نداره؛ همه‌چیز به «موقعیت» بستگی داره.

📍اینکه یه مدیر در چه شرایطی باید «وظیفه‌محور» باشه (کنترل بیشتر، تفویض کمتر) و در چه موقعیتی «ارتباط‌محور» (کنترل کمتر، تفویض بیشتر)، موضوعیه که در اسلایدهای بالا توضیح دادم.

برای مطالعه‌ی بیشتر و درکِ دقیق‌ترِ این تئوری، اینجا رو ببینید.
✈️@HumanInOrg
🌐 ble.ir/humaninorg
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
7👍4
انسان در سازمان
🔴 تفویض اختیار همیشه «خوب» نیست و کنترلِ زیاد هم همیشه «بد» نیست. نظریه‌های اقتضایی رهبری، به‌ویژه مدل فیدلر (Fiedler)، این پیش‌فرض رو تایید میکنن: مدیریت نسخه‌ی واحدی نداره؛ همه‌چیز به «موقعیت» بستگی داره. 📍اینکه یه مدیر در چه شرایطی باید «وظیفه‌محور» باشه…
❗️در ادامه‌ی پست قبلی، نظریه‌ی رهبری موقعیتی هرسی و بلانچارد (Situational Leadership) شهود دیگه‌ای رو به ما ارائه میده: بهترین سبک مدیریت به سلیقه یا مهارت مدیر ربطی نداره؛ بلکه به «سطح بلوغ و آمادگی» کارمندها بستگی داره.

اگر به یه نیروی تازه‌کارِ صفرکیلومتر «تفویض اختیار» کنید، اون فرد رو به لبه‌ی پرتگاه بردید. اگر یه متخصصِ ارشد و باانگیزه رو «میکرومنیج» کنید، انگیزه‌اش رو از بین بردید.

اینکه کِی باید فقط «دستور» بدید (Telling) و کِی باید کاملاً کار رو «واگذار» کنید (Delegating)، به ترکیبِ دو عاملِ «تهعد» و «شایستگی» در اعضای تیم بستگی داره.

🧐جزئیات این ۴ سبک رفتاری و اینکه چطور باید با تغییر سطح کارمند، سبک مدیریتی‌تون رو عوض کنید، در اسلایدهای بالا بررسی کردم.

برای مطالعه‌ی بیشتر و درکِ دقیق‌ترِ این تئوری، اینجا رو ببینید.
✈️@HumanInOrg
🌐 ble.ir/humaninorg
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍108
سلام. چند کلام کوتاه درباره‌ی این کانال:

🔷واکنش‌های شما پایین هر پست، برای من ارزشمندن. این ری‌اکشن‌‌ها فیدبکی هستن تا مسیر نوشتنم رو دقیق‌تر برنامه‌ریزی کنم. پس لطفاً دریغ نکنید.

🔶اگر یادداشتی تونست کلیشه‌ای رو در ذهنتون تغییر بده یا فایده‌ای برای شما داشته باشه، لطفا اون رو با همکاران و دوستانتون به اشتراک بذارید تا این فضای تحلیلی بزرگ‌تر بشه.

🔹برای نقد پست‌ها، هم‌فکری یا به اشتراک گذاشتن تجربه‌های زیسته‌ی خودتون، از طریق راه‌های زیر در دسترسم. خوشحال میشم از شما بشنوم و حتماً پاسخگو خواهم بود:

🔗لینکدین
✉️ایمیل: thr.sina@gmail.com
💬تلگرام و بله: @humaninorg_admin


🔹اگر به مطالعه‌ی عمیق‌تر علاقه دارید و می‌خواید منبع اصلی مقالات و کتاب‌هایی که اینجا معرفی می‌کنم رو بخونید، اغلب فایل‌ها رو در این کانال میذارم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍137
انسان در سازمان
🎬پیرامون موضوع اخراج یه فیلم سینمایی هست به اسم up in the air. فکر می‌کنم ترجمه‌ی فارسی‌ش میشه «پا در هوا». جورج کلونی نقش اول فیلمه و امتیاز imdb نسبتا بالایی داره: 7.4 🧳درباره‌ی یک متخصص اخراج و تعدیله. فردی که شرکت‌های دیگه بهش پول میدن تا بیاد و در جلسه‌ی…
چند سوال درباره‌ی اجرای جلسات قطع همکاری:

🤩چرا جلسه‌ی قطع همکاری باید «کوتاه» باشه؟

🔘چون تجربه ثابت کرده کش دادنِ این جلسه، اون رو به دادگاه تبدیل می‌کنه. جلسه‌ی طولانی یعنی فرد مجبوره مدت زیادی روی صندلی بنشینه و به این گوش کنه که چقدر عملکرد بدی داشته؛ این باعث ایجاد حس «تحقیر» میشه.

🤩چرا پیام باید «کاملاً صریح» بیان بشه؟

🔘چون فرد باید کاملا بفهمه که اینجا نقطه‌ی پایانه. استفاده از کلمات مبهم یا دادن «امید واهی» فقط روان آدم‌ها رو معلق نگه میداره.
تصمیم قطعی، باید همراه با بیانی شفاف و بدون حاشیه باشه.
تعارف داشتن در بیان این تصمیم، خیانت به وقت و تمرکزِ افراده.

🤩چرا باید به مستنداتِ ارزیابی قبلی فقط «اشاره‌ی گذرا» کرد؟

🔘اشاره می‌کنیم تا فرد بدونه این خداحافظی، تصمیمی ناگهانی، سلیقه‌ای و غافلگیرکننده نیست و ریشه در عملکردهای قبلی داره. اما «خلاصه» میگیم تا جلسه وارد فاز چونه‌زنی، دفاعیات و کالبدشکافیِ جزئیاتِ گذشته نشه.
این جلسه برای اعلام پایانه، نه ریشه‌یابی و تحلیل.

🤩چرا نباید در این جلسه از فرد «مفصل قدردانی» کرد؟

🔘چون یک تناقض روانی (Cognitive Dissonance) و فشار عصبیِ شدید ایجاد میکنه. فرد با خودش میگه: اگه من این‌قدر آدم خوب و خفنی بودم که تعریف میکنی، پس چرا دارم اخراج میشم؟!
قدردانیِ اغراق‌آمیز در لحظه‌ی اخراج، بیشتر برای آروم کردنِ عذاب‌ وجدانِ خودِ مدیره تا احترام به کارمند!

اگر دوست داشتید، این رو هم مطالعه کنید.

✈️@HumanInOrg
🌐 ble.ir/humaninorg
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍104
انسان در سازمان
یکی از روش‌های جنجالی و رایج ارزیابی عملکرد، کیپرز تسته (Keeper's Test): «آزمونِ ارزشِ جنگیدن برای حفظ فردی در تیم». در این روش مدیر از خودش میپرسه: «اگر فرد فردا استعفا بده و به شرکت رقیب بره، آیا برای نگه داشتنش می‌جنگم؟» ⬅️ پاسخ «بله» نشون‌دهنده‌ی اینه…
چون این مدت ذهنم درگیر موضوعات مختلف «ارزیابی عملکرد» بوده، مطالبی هم که برای نوشتن در اینجا به ذهنم میرسه، بیشتر حول همین موضوعن.

به‌طور خاص، در پست‌های آینده سعی می‌کنم این سه موضوع رو بررسی کنم:

1⃣ارزیابی عملکرد؛ کارنامه‌ی کارمنده یا سازمان؟
اجرای برنامه‌های ارزیابی، بیشتر از اینکه فقط روی عملکرد افراد تمرکز داشته باشه، نشون‌دهنده‌ی سطح بلوغ مدیریتی و فرهنگ سازمانه.

2⃣عملکرد ضعیفِ یه نفر، تقصیر کیه؟
وقتی خروجی خراب میشه، چقدر خودِ فرد مقصره و چقدر مدیر مستقیم یا ساختار سازمان سهم دارن؟

3⃣برنامه P.I.P (Performance Improvement Plan) چیه؟
این برنامه دقیقاً چه کارکردی داره و چطور باید اون رو درست و اصولی اجرا کرد؟

✈️@HumanInOrg
🌐 ble.ir/humaninorg
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍91