Performance Management Revolution.png
6.1 MB
مجلهی کسبوکار هاروارد، مقالهای داره با عنوان: انقلاب مدیریت عملکرد. میتونید این مقاله رو از این کانال دانلود کنید.
در این مقاله ضمن بررسی تاریخچهی موضوع مدیریت عملکرد در سازمانها، ناکارآمدیهای سیستمهای ارزیابی «رتبهبندی اجباری» (Forced Ranking) بررسی شدن و مدلهای جایگزین فعلی معرفی شدن.
💡 ایدهی کلی مقاله این هست که پاندول ساعت ارزیابی عملکرد و دادن بازخورد عملکردی به دیگران، همیشه بین دو رویکرد در نوسانه:
1️⃣ پاسخگویی برای عملکرد گذشته (Accountability)
2️⃣ توسعهی فردی و شغلی برای آینده (Development)
من با کمک notebook lm و با توجه به متن مقاله، اینفوگرافی بالا رو ساختم.
همچنین در نظر دارم که با محوریت این مقاله، دربارهی تاریخچهی موضوع مدیریت عملکرد بنویسم.
پستها رو با هشتگ #مدیریت_عملکرد منتشر خواهم کرد.
✉️ @hr_maturity_models
🌐 hrmaturitymodels.com
در این مقاله ضمن بررسی تاریخچهی موضوع مدیریت عملکرد در سازمانها، ناکارآمدیهای سیستمهای ارزیابی «رتبهبندی اجباری» (Forced Ranking) بررسی شدن و مدلهای جایگزین فعلی معرفی شدن.
من با کمک notebook lm و با توجه به متن مقاله، اینفوگرافی بالا رو ساختم.
همچنین در نظر دارم که با محوریت این مقاله، دربارهی تاریخچهی موضوع مدیریت عملکرد بنویسم.
پستها رو با هشتگ #مدیریت_عملکرد منتشر خواهم کرد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6❤3
این سیستم چی بوده؟ امرای ارتش باید برای این سوالات پاسخ داشته باشن:
چه کسی باید ترفیع بگیره؟
چه کسی باید به ماموریتهای خاص اعزام بشه؟
چه کسی مستحق مرخصی هست؟
در زمان خودش یه سیستم امتیازی دقیق بوده که بر اساس ماههای خدمت، نشانها و مدالهای جنگی، تعداد فرزندان و ... میومده و سربازها رو رتبهبندی میکرده و مزایا رو بین اونها توزیع میکرده.
اما تاثیر مفاهیم نظامی در ادبیات مدیریت به خیلی قبلتر از جنگ جهانی اول برمیگرده. با توجه به مقالهی تالبوت کمی موضوع رو بیشتر بررسی میکنم.
اگر همین الان به واژگان مدیریتی هم نگاه کنید، خیلیهاشون از دنیای نظامی اومدن:
ستاد و صف
استراتژی
بخش (Division)
افسر (Officer)
با این اوصاف اصلا نباید تعجب کنیم که سیستمهای ارزیابی عملکرد هم در گذشته و حتی امروز، ریشههای قوی در موضوعات نظامی داشته باشن.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3❤2
انسان در سازمان
در پست قبلی به این موضوع اشاره کردم که ریشههای #مدیریت_عملکرد امروزی به جنگ جهانی دوم و ارتش آمریکا برمیگرده و گفتم که بهطور کلی خیلی از موضوعات مدیریتی امروزی، وامدار مفاهیم نظامی هستند.
در زمان کمی جلوتر بریم:
در اواخر دههی ۵۰ میلادی و دههی ۶۰ میلادی، نیروهای متخصص مدیریتی در بازار کار آمریکا نادر و کمیاب بودن. این کمیابی باعث میشد که رویکرد کارفرما بره به این سمت که نیروهای خودش رو پرورش بده روی توسعهی اونا کار کنه. بنابراین ارزیابی عملکرد اون جنبهی نظامی و گذشتهنگر خودش رو از دست داد و روی آینده و مسیر شغلی افراد تمرکز کرد.
در سال ۱۹۵۷ داگلاس مکگرگور چارچوب نظری انسان X و Y خودش رو منتشر کرد. طبق نظر مکگرگور، ما میتونیم در برخوردهای مدیریتیمون با افراد دو تا رویکرد داشته باشیم:
تئوری🚩 : انسانها ذاتا تنبل هستند، کار رو دوست ندارند. باید نظارت دقیقی روی اونها وجود داشته باشه تا کار رو پیش ببرن، برای انگیختن اونها باید ابزارهای تنبیهی و تشویقی مادی داشت.
تئوری🚩 : افراد خودانگیخته هستن، از کارشون لذت میبرن، وقتی در مسیر مناسب قرار بگیرن و درست هدایت بشن، تمام تلاش خودشون رو میکنن.
مکگرگور تئوری X رو اساس مدیریت سنتی میدونست و تئوری Y رو اساس مدیریت مدرن و دومی رو تشویق میکرد.
✉️ @hr_maturity_models
🌐 hrmaturitymodels.com
در زمان کمی جلوتر بریم:
در اواخر دههی ۵۰ میلادی و دههی ۶۰ میلادی، نیروهای متخصص مدیریتی در بازار کار آمریکا نادر و کمیاب بودن. این کمیابی باعث میشد که رویکرد کارفرما بره به این سمت که نیروهای خودش رو پرورش بده روی توسعهی اونا کار کنه. بنابراین ارزیابی عملکرد اون جنبهی نظامی و گذشتهنگر خودش رو از دست داد و روی آینده و مسیر شغلی افراد تمرکز کرد.
در سال ۱۹۵۷ داگلاس مکگرگور چارچوب نظری انسان X و Y خودش رو منتشر کرد. طبق نظر مکگرگور، ما میتونیم در برخوردهای مدیریتیمون با افراد دو تا رویکرد داشته باشیم:
تئوری
تئوری
مکگرگور تئوری X رو اساس مدیریت سنتی میدونست و تئوری Y رو اساس مدیریت مدرن و دومی رو تشویق میکرد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4❤2
انسان در سازمان
در پست قبلی به این موضوع اشاره کردم که ریشههای #مدیریت_عملکرد امروزی به جنگ جهانی دوم و ارتش آمریکا برمیگرده و گفتم که بهطور کلی خیلی از موضوعات مدیریتی امروزی، وامدار مفاهیم نظامی هستند. در زمان کمی جلوتر بریم: در اواخر دههی ۵۰ میلادی و دههی ۶۰ میلادی،…
تغییر رویکرد #مدیریت_عملکرد از توسعه به پاسخگویی (Accountability)
حرفهای زیبای داگلاس مکگرگور در فضای مدیریتی آمریکا چندان دووم نیاوردن. به دو دلیل مهم:
📈 نرخ تورم آمریکا در دههی ۷۰ به شدت افزایش پیدا کرد. در این شرایط مدیران باید تصمیم میگرفتن که کدوم یک از کارمندا استحقاق افزایش حقوق رو داره و کدوم نه!
🗽 قوانین ضد تبعیض آمریکا هم کارفرما رو مجبور کرده بود که بر اساس معیارهای عینی و ملموس به افراد ارتقا بدن.
کسی در این شرایط چندان دنبال توسعه و مسیر شغلی آینده و ... نمیره. کارفرمای آمریکایی هم همین کار رو کرد. موضوع دستاوردها و نتایج گذشته دوباره داغ شد و ارزیابیهای عملکرد خیلی جدی و نظامی دوباره اجرایی شدن که در پست بعدی دربارهشون میگم.
✉️ @hr_maturity_models
🌐 hrmaturitymodels.com
حرفهای زیبای داگلاس مکگرگور در فضای مدیریتی آمریکا چندان دووم نیاوردن. به دو دلیل مهم:
کسی در این شرایط چندان دنبال توسعه و مسیر شغلی آینده و ... نمیره. کارفرمای آمریکایی هم همین کار رو کرد. موضوع دستاوردها و نتایج گذشته دوباره داغ شد و ارزیابیهای عملکرد خیلی جدی و نظامی دوباره اجرایی شدن که در پست بعدی دربارهشون میگم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3❤2
انسان در سازمان
تغییر رویکرد #مدیریت_عملکرد از توسعه به پاسخگویی (Accountability) حرفهای زیبای داگلاس مکگرگور در فضای مدیریتی آمریکا چندان دووم نیاوردن. به دو دلیل مهم: 📈 نرخ تورم آمریکا در دههی ۷۰ به شدت افزایش پیدا کرد. در این شرایط مدیران باید تصمیم میگرفتن که کدوم…
چه موضوعاتی در تنور #مدیریت_عملکرد نظامی دمید؟
جک ولش در سال ۱۹۸۱ مدیرعامل جنرال الکتریک شد. بهواسطهی تفکر و خط مشیای که داشت، سیستم رتبهبندی اجباری (Forced Ranking) رو GE زنده کرد. سیستم مدیریت عملکرد ولش خیلی ساده بود.
ما با سه گروه از کارمندان طرفیم:
⭐️ بازیکنان A: کارمندن ستارهی ما هستن. باید به اینها پاداش بدیم و ارتقاشون بدیم.
✅ بازیکنان B: باید اینقدری بهشون برسیم که در شرکت موندگار بشن و حفظشون کنیم. (افزایش حقوق به اندازهی تورم)
👎 بازیکنان C: باید اخراجشون کنیم.
بهخاطر این نامگذاریها، این رویکرد ولش به الفبا یا ABC ارزیابی عملکرد تبدیل شد و همین الان هم داره در بعضی شرکتها اجرا میشه.
چرا اسمش رتبهبندی اجباری هست؟ چون مدیر باید به اجبار رتبهبندی کنه. یعنی باید اجبارا تعدادی از افراد خودش رو بذاره در قسمت A، تعداد بیشتر افراد خودش رو بذاره در گروه B و دوباره درصد کمی از افراد رو بذاره در گروه C (منحنی توزیع نرمال رو در نظر بگیرید)
✉️ @hr_maturity_models
🌐 hrmaturitymodels.com
جک ولش در سال ۱۹۸۱ مدیرعامل جنرال الکتریک شد. بهواسطهی تفکر و خط مشیای که داشت، سیستم رتبهبندی اجباری (Forced Ranking) رو GE زنده کرد. سیستم مدیریت عملکرد ولش خیلی ساده بود.
ما با سه گروه از کارمندان طرفیم:
بهخاطر این نامگذاریها، این رویکرد ولش به الفبا یا ABC ارزیابی عملکرد تبدیل شد و همین الان هم داره در بعضی شرکتها اجرا میشه.
چرا اسمش رتبهبندی اجباری هست؟ چون مدیر باید به اجبار رتبهبندی کنه. یعنی باید اجبارا تعدادی از افراد خودش رو بذاره در قسمت A، تعداد بیشتر افراد خودش رو بذاره در گروه B و دوباره درصد کمی از افراد رو بذاره در گروه C (منحنی توزیع نرمال رو در نظر بگیرید)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3❤2
انسان در سازمان
چه موضوعاتی در تنور #مدیریت_عملکرد نظامی دمید؟ جک ولش در سال ۱۹۸۱ مدیرعامل جنرال الکتریک شد. بهواسطهی تفکر و خط مشیای که داشت، سیستم رتبهبندی اجباری (Forced Ranking) رو GE زنده کرد. سیستم مدیریت عملکرد ولش خیلی ساده بود. ما با سه گروه از کارمندان طرفیم:…
چه موضوعاتی در تنور #مدیریت_عملکرد نظامی دمید؟
دو موضوع دیگه هم هستن که تاثیر بهسزایی در ترویج رویکردهای سنتی ارزیابی عملکرد داشتن.
1️⃣ اول اینکه در سال ۱۹۹۳ قانونی در آمریکا تصویب میشه که سقف معافیت مالیاتی حقوق رو یک میلیون دلار در نظر میگیره. اما پرداختهای مبتنی بر عملکرد از این قانون معاف شدن. بنابراین برای شرکتها بسیار اهمیت پیدا کرد که روش ارزیابی عملکرد خودشون رو عینی و ملموس کنن تا بر اساس اون به افراد خودشون پاداش بدن.
2️⃣ ایدهی اهمیت استعداد در افراد بسیار طرفدار پیدا کرده بود. منظور این ایده هست که برخی از افراد اساسا بااستعدادتر از افراد دیگه هستن و تفکر رایج این بود که این استعدادها رو میشه با یه نگاه شناخت و از دیگران متمایز کرد.
مقالهی جنگ برای استعداد مکنزی (در این کانال) نمایندهی این رویکرده. این مقاله در سال ۱۹۹۸ میلادی منتشر شده.
این رویکردها، تقویتکننده و ادامهدهندهی رویکردهای جک ولش بودند. داشتن استعداد یک امر ذاتیعه، شما باید با ارزیابی عملکرد این استعدادها رو پیدا کنید، باید برای داشتن استعدادها بجنگید، بهشون حقوق زیاد و پاداشهای خوب بدید، نیروهای ضعیفتون رو قاطعانه از شرکت اخراج کنید.
پینوشت: فارغ از بحث فعلی، مطالعهی این مقاله رو به هر فردی که در زمینهی جذب و استخدام یا مدیریت استعدادها فعال هست، توصیه میکنم.
✉️ @hr_maturity_models
🌐 hrmaturitymodels.com
دو موضوع دیگه هم هستن که تاثیر بهسزایی در ترویج رویکردهای سنتی ارزیابی عملکرد داشتن.
مقالهی جنگ برای استعداد مکنزی (در این کانال) نمایندهی این رویکرده. این مقاله در سال ۱۹۹۸ میلادی منتشر شده.
این رویکردها، تقویتکننده و ادامهدهندهی رویکردهای جک ولش بودند. داشتن استعداد یک امر ذاتیعه، شما باید با ارزیابی عملکرد این استعدادها رو پیدا کنید، باید برای داشتن استعدادها بجنگید، بهشون حقوق زیاد و پاداشهای خوب بدید، نیروهای ضعیفتون رو قاطعانه از شرکت اخراج کنید.
پینوشت: فارغ از بحث فعلی، مطالعهی این مقاله رو به هر فردی که در زمینهی جذب و استخدام یا مدیریت استعدادها فعال هست، توصیه میکنم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4❤2
انسان در سازمان
چه موضوعاتی در تنور #مدیریت_عملکرد نظامی دمید؟ دو موضوع دیگه هم هستن که تاثیر بهسزایی در ترویج رویکردهای سنتی ارزیابی عملکرد داشتن. 1️⃣ اول اینکه در سال ۱۹۹۳ قانونی در آمریکا تصویب میشه که سقف معافیت مالیاتی حقوق رو یک میلیون دلار در نظر میگیره. اما پرداختهای…
تا همین جای تاریخ لازمه که به چند موضوع اشاره کنم:
◀️ به نظر میرسه وقتی شرکتها از حیث برند کارفرمایی، مزیت رقابتی ندارن بهتره که در موضوع #مدیریت_عملکرد رویکرد توسعهمحور رو انتخاب کنن و به سمت ارزیابی عملکرد سفت و سخت نرن.
◀️ تورم که در کشور ما بیداد میکنه، موضوع ارزیابی عملکرد و رتبهبندی رو بسیار مهم میکنه. در شرایط فعلی هر چقدر که سازمان جای خوبی برای موندن باشه، باز هم اگر فرد جای بهتری رو از لحاظ مالی و درآمدی پیدا کنه، بهصورت جدی به اون فکر میکنه.
مگر اینکه در سازمان از نظر درآمدی و با توجه به عملکردش رشد کنه یا به عبارت بهتر؛ زمینهی رشد عملکرد و به تبع اون درآمد خودش رو در سازمان ببینه.
✉️ @hr_maturity_models
🌐 hrmaturitymodels.com
مگر اینکه در سازمان از نظر درآمدی و با توجه به عملکردش رشد کنه یا به عبارت بهتر؛ زمینهی رشد عملکرد و به تبع اون درآمد خودش رو در سازمان ببینه.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4❤1
انسان در سازمان
چه موضوعاتی در تنور #مدیریت_عملکرد نظامی دمید؟ جک ولش در سال ۱۹۸۱ مدیرعامل جنرال الکتریک شد. بهواسطهی تفکر و خط مشیای که داشت، سیستم رتبهبندی اجباری (Forced Ranking) رو GE زنده کرد. سیستم مدیریت عملکرد ولش خیلی ساده بود. ما با سه گروه از کارمندان طرفیم:…
رویکرد اصلی جک ولش چی بود؟ چیزی که برای اون به عنوان یه مدیر ارشد مهم این بود که مکانیزمهای سازمان بین افراد با عملکرد خوب، متوسط و بد تمایز (Differentiation) قائل بشن.
💭 پیشنیاز این تمایز هم گفتوگوهای سخته.
یه مقالهای هست از جک ولش در والاستریت ژورنال (برای خوندن مقاله در والاستریت ژورنال باید اشتراک داشته باشید اما میتونید مقالهی کامل رو از این کانال هم مطالعه کنید.)
🤔 ذهنیت جک ولش در این مقاله مشخصه:
این صحبتای ولش خیلی آموزنده است. میگه هدف ما اینه که فضای صراحت و شفافیت در سازمان رو ایجاد کنیم. مطمئن بشیم که افراد سازمان بدونن که با ما چند چند هستن و ما نسبت به کار اونها چطور فکر میکنیم.
اون میگه وقتی من از افراد میپرسم که نظر مدیر یا سازمانشون دربارهی عملکرد اونها چیه، تعداد کمی پاسخ رو میدونن. این یه جنایت از سمت مدیران در حق افراده.
❌ جک ولش اینها رو در پاسخ به انتقادات به روش ارزیابی عملکردش که به اون Rank and Yank (رتبهبندی کن و لگد بزن!) میگه. میگه این یه برچسب تحقیرآمیز، سیاسیشده و خردکننده است که حتی از به کار بردن اون هم متنفرم. استفاده از این برچسب باعث میشه که شیوهی درست تمایزگذاری بین آدمها، به بیراهه بره.
✉️ @hr_maturity_models
🌐 hrmaturitymodels.com
یه مقالهای هست از جک ولش در والاستریت ژورنال (برای خوندن مقاله در والاستریت ژورنال باید اشتراک داشته باشید اما میتونید مقالهی کامل رو از این کانال هم مطالعه کنید.)
Differentiation isn't about corporate plots, secrecy or purges. It's about building great teams and great companies through consistency, transparency and candor...
...Candor is absolutely essential to make differentiation work.
As a manager, you owe candor to your people. They must not be guessing about what the organization thinks of them.
این صحبتای ولش خیلی آموزنده است. میگه هدف ما اینه که فضای صراحت و شفافیت در سازمان رو ایجاد کنیم. مطمئن بشیم که افراد سازمان بدونن که با ما چند چند هستن و ما نسبت به کار اونها چطور فکر میکنیم.
«به عنوان یک مدیر، شما صراحت و شفافیت را به اعضای تیم خود مدیون هستید!»
اون میگه وقتی من از افراد میپرسم که نظر مدیر یا سازمانشون دربارهی عملکرد اونها چیه، تعداد کمی پاسخ رو میدونن. این یه جنایت از سمت مدیران در حق افراده.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2👍2
مجلهی MIT Sloan در جدیدترین شمارهی خودش مطلبی داره با این عنوان:
⬇️ میتونید این مقاله رو از این کانال مطالعه کنید.
مقاله دست میذاره رو این ويژگی بعضی از مدیران که به بهانهی اصالت، صراحت و شفافیت، رفتارهای زنندهای با افراد تیم خودشون میکنن.
نکتهی این مقاله اینه که ما در این رفتارهای زننده و صریح، اصالت نمیبینیم بلکه این رو میبینیم که افراد دارن به (Ego)ی خودشون بها میدن و میخوان به هر روشی، از تصویری که خودشون از خودشون در ذهن دارن، پایبند بمونن. (نمیدونم ترجمهی درست Ego چی هست؛ منیت؟ نفسانیت؟)
راهکاری هم که پیشنهاد میده اصالت متواضعانه هست. تعریفی هم که از تواضع ارائه میشه برای من جالب بود:
تواضع و فروتنی یعنی این که سعی کنیم Egoی خودمون رو آروم کنیم با پذیرش این امر که ما انسانهای کاملی نیستیم و بارها در مسیر پایبندی به استانداردهای خودمون شکست میخوریم.
✏️ قبلا در این پستها دربارهی اصالت نوشته بودم:
پارادوکس اصالت
مثلث اعتماد
تعاریف اصالت
✉️ @hr_maturity_models
🌐 hrmaturitymodels.com
Are you an authentic leader or an authentic jerk?
یک رهبر اصیل هستی یا یک عوضی اصیل؟😳
مقاله دست میذاره رو این ويژگی بعضی از مدیران که به بهانهی اصالت، صراحت و شفافیت، رفتارهای زنندهای با افراد تیم خودشون میکنن.
نکتهی این مقاله اینه که ما در این رفتارهای زننده و صریح، اصالت نمیبینیم بلکه این رو میبینیم که افراد دارن به (Ego)ی خودشون بها میدن و میخوان به هر روشی، از تصویری که خودشون از خودشون در ذهن دارن، پایبند بمونن. (نمیدونم ترجمهی درست Ego چی هست؛ منیت؟ نفسانیت؟)
راهکاری هم که پیشنهاد میده اصالت متواضعانه هست. تعریفی هم که از تواضع ارائه میشه برای من جالب بود:
تواضع و فروتنی یعنی این که سعی کنیم Egoی خودمون رو آروم کنیم با پذیرش این امر که ما انسانهای کاملی نیستیم و بارها در مسیر پایبندی به استانداردهای خودمون شکست میخوریم.
پارادوکس اصالت
مثلث اعتماد
تعاریف اصالت
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3❤1
انسان در سازمان
Photo
اول اینکه این مدلها ناظر به گذشته هستند و مسیر آینده رو مد نظر قرار نمیدن. (من خودم شخصا این انتقاد رو وارد نمیدونم!)
دو اینکه این مدلها باعث میشن که همکاری و روحیهی کار تیمی بین افراد از بین میره. چون در حقیقت این حس به افراد القا میشه که در نهایت هر فرد مسئول کار خودش هست و هر گلی زدی به سر خودت زدی. این باعث میشه که در اولویت دادن به کارها، در نهایت کار خودت رو مقدم بر کار دیگران بدونی. (مشاهداتی که داشتم، این موضوع رو بسیار تایید میکنه)
و چهارم اینکه اگر قرار باشه ارزیابی عملکرد فقط هر شش ماه یکبار یا هر سال یک بار برگزار بشه، نمیتونه پاسخگوی نیازهای چابکی (Agility) صنایع مختلف باشه.
(تجربهی شخصیم هم نشون میده اجرای ارزیابیهای این چنینی، باعث کمرنگ شدن نیاز گفتوگوی مستمر با عضو تیم از سمت لیدر میشه.)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6❤1
انسان در سازمان
خلاصهش این که فیدبکهای توسعهمحور اثرگذار میشن که بین لیدر و پیرو اون یک رابطهی معنادار دوستانه و خیرخواهانه وجود داشته و رابطه باید فراتر چارچوب مدیر و کارمند باشه و نیازمند حد خوبی از توجه شخصی دو طرفه هست.
ساخت این روابط در محیطهای کاری پر تغییر امروزی سخته. یعنی آدمها تا میان با یکی جور بشن یا خودشون از سازمان میرن یا مدیرشون یا تیمشون عوض میشه.
در نهایت ایرادات دیگهای هم وجود داره که در مقالهی اصلی به اونها اشاره شده.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4❤1
انسان در سازمان
🔚این هم آخرین پست با توجه به مقالهی «انقلاب در #مدیریت_عملکرد»
نویسندگان میگن که با توجه به چالشهایی که در مدل سنتی و جدیدتر ارزیابی عملکرد وجود داره، باید بریم سراغ رویکردهای هیبرید. یعنی هم روشهای خوب رویکرد سنتی رو انتخاب کنیم و هم تمرکز بر توسعه داشته باشیم. مثلا:
👈 سعی کنیم تعداد ارزیابیها رو در طول سال زیاد کنیم و فیدبکهای فوری و مستمر بدیم تا هزینهی ارزیابی برای مدیر و فرد کمتر بشه.
👈 به جای اینکه فقط حواسمون به خروجی افراد باشه، شایستگیهای دیگه رو هم مدنظر قرار بدیم و فقط یک نمره نداشته باشیم.
👈 این ذهنیت رو بین مدیران و افراد جا بندازیم که هدف از انجام ارزیابی عملکرد رشد دادن و توسعهی افراد هست.
راستش من خودم پایانبندی این مقاله رو دوست نداشتم. چون در نهایت تجویز مشخصی برای ارزیابی عملکرد نداره. یعنی زیرآب همهی مدلها رو میزنه ولی نمیگه خب چه کنیم :)
اما در مجموع مقاله از این جهت که زوایای پنهان و تاریک رویکردهای مختلف رو مشخص میکنه، جذاب و مفیده و خوندنش رو توصیه میکنم.
✉️ @hr_maturity_models
🌐 hrmaturitymodels.com
نویسندگان میگن که با توجه به چالشهایی که در مدل سنتی و جدیدتر ارزیابی عملکرد وجود داره، باید بریم سراغ رویکردهای هیبرید. یعنی هم روشهای خوب رویکرد سنتی رو انتخاب کنیم و هم تمرکز بر توسعه داشته باشیم. مثلا:
راستش من خودم پایانبندی این مقاله رو دوست نداشتم. چون در نهایت تجویز مشخصی برای ارزیابی عملکرد نداره. یعنی زیرآب همهی مدلها رو میزنه ولی نمیگه خب چه کنیم :)
اما در مجموع مقاله از این جهت که زوایای پنهان و تاریک رویکردهای مختلف رو مشخص میکنه، جذاب و مفیده و خوندنش رو توصیه میکنم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3👍2
سلام. امیدوارم خودتون و اطرافیانتون سلامت باشید.
میخواستم نظر شما رو بدونم؛ در شرایط فعلی، این کانال به کار خودش (انتشار مطالب تخصصی در حوزهی HR) ادامه بده یا فعلا دست نگه داریم؟
میخواستم نظر شما رو بدونم؛ در شرایط فعلی، این کانال به کار خودش (انتشار مطالب تخصصی در حوزهی HR) ادامه بده یا فعلا دست نگه داریم؟
Anonymous Poll
59%
به کار خودش ادامه بده.
24%
فعلا دست نگه داریم.
16%
نظر خاصی ندارم.
انسان در سازمان
سلام. امیدوارم خودتون و اطرافیانتون سلامت باشید.
میخواستم نظر شما رو بدونم؛ در شرایط فعلی، این کانال به کار خودش (انتشار مطالب تخصصی در حوزهی HR) ادامه بده یا فعلا دست نگه داریم؟
میخواستم نظر شما رو بدونم؛ در شرایط فعلی، این کانال به کار خودش (انتشار مطالب تخصصی در حوزهی HR) ادامه بده یا فعلا دست نگه داریم؟
نوشتن باعث میشه حال خودم هم کمی بهتر بشه؛ از فردا مجددا شروع میکنم.
👍8
اصولا نظریههای انگیزش (Motivation) در رفتار سازمانی برای پاسخ دادن به سوالایی مثل این، ایجاد شدن.
(تلاش بیشتر = عملکرد کاری بهتر)
در نظریه این قسمت تحت عنوان انتظار (Expectancy) مطرح میشه.
(عملکرد کاری بهتر = پاداشهای بیشتر از سمت سازمان برای من)
در نظریه این قسمت تحت عنوان ابزاری بودن (Instrumentality) بیان میشه.
در نظریه این قسمت تحت عنوان ارزش (Valence) توضیح داده شده.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4❤1
انسان در سازمان
آقای Victor Vroom در سال ۱۹۶۰ نظریهی انتظار رو ارائه دادند. نظریهی انتظار شروع نظریهپردازی افرادی مثل آجزن (Ajzen) هست که در سال ۱۹۸۵ نظریهی رفتار برنامهریزیشده رو مطرح کرد:
Theory of Planned Behavior
چارچوب کلی آجزن در ارائهی نظریه این گزارهی بدیهیعه:
با قبول این گزاره باید ببینیم که مهمترین پیشبینیکنندههای نیت و قصد ما چه چیزهایی هستند؟
🔢 نگرش نسبت به رفتار (Attitude toward Behavior)
ما کاری رو انجام میدیم که درکی از پیامدهای اون داریم و همچنین درکی از این داریم که پیامدهای اون رفتار برای ما چقدر ارزشمند هستند.
🔢 هنجارهای ذهنی (Subjective Norms)
هر کدوم از ما یک سری مراجع (Referent) ذهنی داریم که هنجارهامون با توجه به اونها شکل میگیره. خانواده، دوستان، همکاران و جامعه میتونن جزوی از این مراجع ذهنی باشند. ما در شکل دادن به نیت خودمون این موضوع رو بررسی میکنیم که این افراد چه انتظاری از ما دارند و خودمون هم چقدر علاقه داریم که با انتظارات این افراد همراستا و همسو باشیم.
🔢 کنترل رفتاری ادراک شده (Perceived Behavioral Control)
در این جا فرد بررسی میکنه که چقدر انجام دادن اون رفتار براش آسون یا دشواره. یا به عبارت دیگه آیا اصولا فرد دربارهی انجام دادن رفتار حق تصمیمگیری داره و چقدر؟
✍️ در پستهای بعدی سعی میکنم دربارهی این نظریه بیشتر بنویسم. همچنین مقالهی مرجع خودم برای ارائه توضیحات در این کانال قرار داره.
✉️ @hr_maturity_models
🌐 hrmaturitymodels.com
Theory of Planned Behavior
چارچوب کلی آجزن در ارائهی نظریه این گزارهی بدیهیعه:
مهمترین پیشبینیکنندهی انجام یک رفتار، قصد و نیت (Intent) ما از انجام اون هست.
با قبول این گزاره باید ببینیم که مهمترین پیشبینیکنندههای نیت و قصد ما چه چیزهایی هستند؟
ما کاری رو انجام میدیم که درکی از پیامدهای اون داریم و همچنین درکی از این داریم که پیامدهای اون رفتار برای ما چقدر ارزشمند هستند.
هر کدوم از ما یک سری مراجع (Referent) ذهنی داریم که هنجارهامون با توجه به اونها شکل میگیره. خانواده، دوستان، همکاران و جامعه میتونن جزوی از این مراجع ذهنی باشند. ما در شکل دادن به نیت خودمون این موضوع رو بررسی میکنیم که این افراد چه انتظاری از ما دارند و خودمون هم چقدر علاقه داریم که با انتظارات این افراد همراستا و همسو باشیم.
در این جا فرد بررسی میکنه که چقدر انجام دادن اون رفتار براش آسون یا دشواره. یا به عبارت دیگه آیا اصولا فرد دربارهی انجام دادن رفتار حق تصمیمگیری داره و چقدر؟
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4❤2
انسان در سازمان
آقای Victor Vroom در سال ۱۹۶۰ نظریهی انتظار رو ارائه دادند. نظریهی انتظار شروع نظریهپردازی افرادی مثل آجزن (Ajzen) هست که در سال ۱۹۸۵ نظریهی رفتار برنامهریزیشده رو مطرح کرد: Theory of Planned Behavior چارچوب کلی آجزن در ارائهی نظریه این گزارهی بدیهیعه:…
جا داره دربارهی هر کدوم از سه مولفهی شکلدهندهی نیت (Intention) توضیحات بیشتری ارائه بشه.
این توضیحات در تصویر بالا اومده و منبع من، این مقاله بوده.
💡 یه مثال:
مدیری به کارمندش (رضا) میگه ازت انتظار دارم که تا پایان شهریور سال آینده نمرات ارزیابی عملکردت چند سطح افزایش داشته باشه.
حالا بریم سراغ واکنش رضا:
🔢 نگرش نسبت به رفتار (Attitude): اگر رضا باور داشته باشه که تلاش برای عملکرد بالا (b) منجر به دریافت پاداش مالی یا ترفیع میشه و این پاداشها براش ارزشمندن (e)، نگرش اون مثبت خواهد بود اما اگر رضا حس کنه سیستم ارزیابی ناعادلانه است و تلاش بیشتر منجر به نتیجهای نمیشه، نگرش اون منفی میشه و انگیزهش افت میکنه.
b: behavior
e: evaluation of outcome
🔢 هنجار ذهنی (Subjective Norm): اگر رضا باور داشته باشه که مدیر مستقیمش (n) قویاً انتظار داره اون پروژهها رو زودتر از موعد تحویل بده و این تبعیت از مدیر برای رضا مهم باشه (m)، فشار اجتماعی مثبتی برای عملکرد بالا حس میکنه اما اگر فرهنگ سازمانی (مثلا همکاران) طوری باشه که «کار زیاد» تقبیح بشه یا اونو «پاچهخواری» بدونن، این هنجار منفی میتونه اثر هنجار مثبت مدیر رو کاهش بده.
n: normative belief
m: motivation to comply
🔢 کنترل رفتاری درکشده (PBC): حتی اگر رضا بخواد (نگرش مثبت) و مدیرش هم بخواد (هنجار مثبت)، باید باور داشته باشه که توانایی رسیدن به اون اهداف رو داره.
اگر رضا باور داشته باشه مهارت لازم رو داره (خودکارآمدی بالا) و منابعی مثل زمان، بودجه و نرمافزارهای ضروری در اختیارش هستن (c) و رضا هم قدرت استفاده از اونا رو داره (p)، PBC او بالاست و نیتش به عمل تبدیل میشه.
اما اگر اهداف تعیین شده توسط سازمان غیرواقعبینانه باشن یا ابزار کار فراهم نباشه PBC رضا کم میشه و رضا تلاشی نمیکنه.
c: control factor
p: power of control factor
✉️ @hr_maturity_models
🌐 hrmaturitymodels.com
این توضیحات در تصویر بالا اومده و منبع من، این مقاله بوده.
مدیری به کارمندش (رضا) میگه ازت انتظار دارم که تا پایان شهریور سال آینده نمرات ارزیابی عملکردت چند سطح افزایش داشته باشه.
حالا بریم سراغ واکنش رضا:
b: behavior
e: evaluation of outcome
n: normative belief
m: motivation to comply
اگر رضا باور داشته باشه مهارت لازم رو داره (خودکارآمدی بالا) و منابعی مثل زمان، بودجه و نرمافزارهای ضروری در اختیارش هستن (c) و رضا هم قدرت استفاده از اونا رو داره (p)، PBC او بالاست و نیتش به عمل تبدیل میشه.
اما اگر اهداف تعیین شده توسط سازمان غیرواقعبینانه باشن یا ابزار کار فراهم نباشه PBC رضا کم میشه و رضا تلاشی نمیکنه.
c: control factor
p: power of control factor
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5❤2
انسان در سازمان
جا داره دربارهی هر کدوم از سه مولفهی شکلدهندهی نیت (Intention) توضیحات بیشتری ارائه بشه. این توضیحات در تصویر بالا اومده و منبع من، این مقاله بوده. 💡 یه مثال: مدیری به کارمندش (رضا) میگه ازت انتظار دارم که تا پایان شهریور سال آینده نمرات ارزیابی عملکردت…
آقای آیزن (Ajzen) در توضیح تئوری خودش، به موضوع مهمی اشاره میکنه به اسم اصل همخوانی: Compatibility Principle.
این جزییات چیا هستن؟
✅ یعنی باید مشخص کنیم که هدف از انجام اون رفتار چیه (Target)
✅ رفتار بهصورت جزیی چی هست و چه کاری باید انجام بشه (Action)
✅ بافت و زمینهای که رفتار داره در اون انجام میشه چیه (Context)
✅ رفتار باید در چه مختصات و بازهی زمانی انجام بشه (Time)
❓ چرا اسمش اصل همخوانی یا تطابقه؟ چون که میگه سنجههای نگرش و سنجههای رفتار باید در سطح یکسانی از کلیت یا اختصاصی بودن تعریف بشن و با هم هماهنگ باشن. مثلا اگر میخوایم ببینیم کسی به تفکیک زبالهها از مبدا اهمیت میده یا نه، نباید به این نگرش کلی بسنده کنیم که اون فرد محیط زیست رو دوست داره یا نه :)
خب حالا تا همین جا میتونید حدس بزنید که چرا در موضوعات مربوط به مدیریت عملکرد و مسیر شغلی به مدیران و لیدرها توصیه میشه که جزییات رو مشخص کنند و بهصورت دقیق بگن که چه انتظاری از فرد مقابلشون دارند.
چون که احتمالا گفتن اینکه باید بهترین خودت باشی یا ازت انتظار دارم که رشد کنی، نمیتونه پیشبینیکنندهی دقیقی از انجام رفتار توسط عضو تیم باشه.
✉️ @hr_maturity_models
🌐 hrmaturitymodels.com
چی هست این اصل همخوانی؟
اگر میخوایم دقت پیشبینیمون برای انجام دادن یا ندادن یک رفتار بره بالا، نباید به سنجش نگرشهای کلی بسنده کنیم و باید جزییات اون رفتار رو مشخص کنیم.
این جزییات چیا هستن؟
خب حالا تا همین جا میتونید حدس بزنید که چرا در موضوعات مربوط به مدیریت عملکرد و مسیر شغلی به مدیران و لیدرها توصیه میشه که جزییات رو مشخص کنند و بهصورت دقیق بگن که چه انتظاری از فرد مقابلشون دارند.
چون که احتمالا گفتن اینکه باید بهترین خودت باشی یا ازت انتظار دارم که رشد کنی، نمیتونه پیشبینیکنندهی دقیقی از انجام رفتار توسط عضو تیم باشه.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7❤1