انسان در سازمان
اگر کسی بخواد شایستگی شغلی قبول مالکیت (Ownership) رو در خودش پرورش بده، ممکنه چند تا اشتباه انجام بده: ۱- ذینفعان و میزان قدرت اونا رو نشناسه و نتونه تشخیص بده و تخمینهای اشتباه داشته باشه. یا نقش اونا رو خیلی جدی بگیره یا خیلی دست کمشون بگیره. ۲- ذینفعان…
یه مثال دیگه از شایستگی مالکیت که اخیرا دربارهش خوندم در کتاب تاریخ بیخردی:
شخصی به اسم «ویلیام پیت» که قهرمان بریتانیا در طول جنگهای ۷ ساله با فرانسه (۱۷۶۳-۱۷۵۶) در مستعمرات قارهی آمریکا بوده.
بخشی از توصیفاتی که در کتاب دربارهش اومده اینه:
🇬🇧
ویلیام پیت مثال خوبی از مالکیت و مسئولیتپذیری دیکتاتورمابانه و قلدریه. و به خوبی میتونه دوگانهی بین کارآمدی و توجه کردن به افکار عمومی و ذینفعان رو نشون بده.
کسی که قلدر بوده، اما الان در تاریخ انگلستان و آمریکا جزو قهرمانان هست (شهر پیتسبورگ در پنسیلوانیا به افتخار پیت اینچنین نامگذاری شده)
✉️ @hr_maturity_models
شخصی به اسم «ویلیام پیت» که قهرمان بریتانیا در طول جنگهای ۷ ساله با فرانسه (۱۷۶۳-۱۷۵۶) در مستعمرات قارهی آمریکا بوده.
بخشی از توصیفاتی که در کتاب دربارهش اومده اینه:
... هنگام کنارهگیری در ۱۷۶۱ در مجلس عوام گفت: وقتی که به حرفش گوش ندهند حاضر نیست حکومت کند. «من مسئولم، پس من باید اداره کنم و تا چیزی را اداره نکنم، مسئول آن نخواهم بود.» به گمان یکی از نمایندگان این بیشرمانهترین حرفی بود که تاکنون وزیری زده بود. پیت یکی از کسان نادری بود که نمیتوانند دوشادوش دیگران کار کنند. خودش میگفت: «من به هیچ حزبی تعلق ندارم و میل دارم کاملا منفرد باقی بمانم.» و از این رکتر و بیپردهتر زمانی گفت: «من نمیتوانم سر سوزنی فرمان تحمل کنم.»این جملات میتونه سویهی تاریک مالکیت و اونرشیپ رو نشون بده. اونقدر کار رو حیثیتی و شرافت خودت میدونی که به خاطر خوب انجام شدنش، حاضری شرافت دیگران رو هم به باد بدی.
ویلیام پیت مثال خوبی از مالکیت و مسئولیتپذیری دیکتاتورمابانه و قلدریه. و به خوبی میتونه دوگانهی بین کارآمدی و توجه کردن به افکار عمومی و ذینفعان رو نشون بده.
کسی که قلدر بوده، اما الان در تاریخ انگلستان و آمریکا جزو قهرمانان هست (شهر پیتسبورگ در پنسیلوانیا به افتخار پیت اینچنین نامگذاری شده)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4❤1
انسان در سازمان
این هم پست آخر مربوط به مالکیت (Ownership)
نیچه یه جایی در کتاب غروب بتها (ترجمهی داریوش آشوری) چنین جملهی میگه:
حالا جملهی خاصی نیست اما میگم نیچه گفته که تاثیرش رو ببرم بالا. بگذریم:
هدف اصلیم اینه که داشتن روحیهی مالکیت و گردنگیری، در اصل یه ذهنیته (Mentality). اینکه فرد بدونه در جریان اتفاقاتی که داره در سازمان میفته، صرفا یه گوش به فرمان و مجری اوامر نیست. فرد میتونه عاملیت داشته باشه، تصمیم بگیره کاری رو انجام بده یا انجام نده. یا اگر انجام میده و ازش ناراحته، نارضایتی خودش رو بهصورت حرفهای اعلام کنه و بعد تن بده به کار (Disagree & Commit). اینکه کردههای خودش رو بخشی از هویت خودش بدونه و در نهایت خودش رو نفی نکنه.
داشتن روحیهی مالکیت واقعا سخته. یه جایی هست که دیگه بالاخره آدم کوتاه میاد و با خودش میگه چرا دارم این کار رو میکنم؟ چرا دارم خودم رو به آب و آتیش میزنم؟ چرا صرفا در حد این که کسی بهم گیر نده کار رو انجام ندم؟ نمیدونم این سوالات جوابی داره یا نه اما برای شخص خودم (بعضی وقتا) اینطوری حل شده که این روحیه رو داشته باشم، نه بهخاطر این که ارتقا بگیرم یا درآمدم بیشتر بشه. صرفا به این خاطر که یه حس زنده بودن و تاثیر گذاشتن رو به خودم اثبات کنم. اینکه عشق کردم این کار رو انجام بدم و انجام دادم. اگر هم گند خورد، فدای سرم. زندگی کردم، حتی به غلط! :)
✉️ @hr_maturity_models
نیچه یه جایی در کتاب غروب بتها (ترجمهی داریوش آشوری) چنین جملهی میگه:
از کردههای خویش هیچ پشیمان نباش و بیسرپرستشان مگذار! پشیمانی کار پسندیدهای نیست!
حالا جملهی خاصی نیست اما میگم نیچه گفته که تاثیرش رو ببرم بالا. بگذریم:
هدف اصلیم اینه که داشتن روحیهی مالکیت و گردنگیری، در اصل یه ذهنیته (Mentality). اینکه فرد بدونه در جریان اتفاقاتی که داره در سازمان میفته، صرفا یه گوش به فرمان و مجری اوامر نیست. فرد میتونه عاملیت داشته باشه، تصمیم بگیره کاری رو انجام بده یا انجام نده. یا اگر انجام میده و ازش ناراحته، نارضایتی خودش رو بهصورت حرفهای اعلام کنه و بعد تن بده به کار (Disagree & Commit). اینکه کردههای خودش رو بخشی از هویت خودش بدونه و در نهایت خودش رو نفی نکنه.
داشتن روحیهی مالکیت واقعا سخته. یه جایی هست که دیگه بالاخره آدم کوتاه میاد و با خودش میگه چرا دارم این کار رو میکنم؟ چرا دارم خودم رو به آب و آتیش میزنم؟ چرا صرفا در حد این که کسی بهم گیر نده کار رو انجام ندم؟ نمیدونم این سوالات جوابی داره یا نه اما برای شخص خودم (بعضی وقتا) اینطوری حل شده که این روحیه رو داشته باشم، نه بهخاطر این که ارتقا بگیرم یا درآمدم بیشتر بشه. صرفا به این خاطر که یه حس زنده بودن و تاثیر گذاشتن رو به خودم اثبات کنم. اینکه عشق کردم این کار رو انجام بدم و انجام دادم. اگر هم گند خورد، فدای سرم. زندگی کردم، حتی به غلط! :)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6❤2
انسان در سازمان
دربارهی سطوح پیشدستانه فعالیت کردن (Proactivity):
۱- سطح اول اینه که نیازی توسط دیگران تشخیص داده شده و فرد بهصورت خودانگیخته از دیگران میپرسه که آیا میتونه کاری انجام بده و کمکی کنه؟
۲- سطح بالاتر اینه که نیاز همچنان توسط دیگران تشخیص داده شده، اما فرد میدونه که میتونه چه کمکی کنه و میره و انجام میده.
۳- بالاترین سطح هم اینه که نیازی تشخیص داده نشده، اما فرد میدونه که این نیاز وجود داره و میره اون رو حل میکنه.
چند تا نکته وجود داره که دربارهش مینویسم.
✉️ @hr_maturity_models
۱- سطح اول اینه که نیازی توسط دیگران تشخیص داده شده و فرد بهصورت خودانگیخته از دیگران میپرسه که آیا میتونه کاری انجام بده و کمکی کنه؟
۲- سطح بالاتر اینه که نیاز همچنان توسط دیگران تشخیص داده شده، اما فرد میدونه که میتونه چه کمکی کنه و میره و انجام میده.
۳- بالاترین سطح هم اینه که نیازی تشخیص داده نشده، اما فرد میدونه که این نیاز وجود داره و میره اون رو حل میکنه.
چند تا نکته وجود داره که دربارهش مینویسم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4❤2
انسان در سازمان
دربارهی سطوح پیشدستانه فعالیت کردن (Proactivity): ۱- سطح اول اینه که نیازی توسط دیگران تشخیص داده شده و فرد بهصورت خودانگیخته از دیگران میپرسه که آیا میتونه کاری انجام بده و کمکی کنه؟ ۲- سطح بالاتر اینه که نیاز همچنان توسط دیگران تشخیص داده شده، اما…
پیشدستانه عمل کردن نیازمند کلی مولفه است که اجرایی بشه.
مهمترینش اونه که اصلا فضای بازی کردن و پیشدستی وجود داشته باشه.
بذارید اینطور بگم: بر خلاف داشتن مالکیت که کاملا از درون فرد میجوشه و میتونه خودش رو بروز بده و ظاهر کنه و به دیگران وابستگی نداره یا کمتر وابسته است، فعالیت پیشدستانه بسیار به دیگران وابسته است.
برای همین (proactivity) شایستگی به مراتب سختتری از (ownership) است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8
دربارهی نقشهای مختلفی که افراد میتونن در گروههای کاری یا تیمهاشون داشته باشن، صاحبنظران مختلفی نوشتن و صحبت کردن که میخوام بعضی از اونا رو بررسی کنم.
اما اول باید مقدمهای گفت دربارهی تیم (Team) و گروه کاری (Work Group) و تفاوتی که با هم دارن:
تعریفی که رابینز در کتابش از تفاوت این دو تا ارائه میده، قابل تامله:
- در یک گروه کاری، افراد صرفا برای به اشتراکگذاری اطلاعات دور هم جمع میشن اما اهداف مستقل از همدیگه دارن.
- اما در یک تیم، اهداف به هم وابستهن، افراد باید سینرژی داشته باشن و عملکرد جمعی اونها معیار موفقیت تیمه.
بنابراین، هر گروه کاری درجاتی از تیم بودن رو داره و تیم شدن (Teaming) یه فراینده و میتونه طیف داشته باشه.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5
انسان در سازمان
یکی از دستهبندیها برای نقشهای تیمی، این مقاله است.
بر اساس مرور ادبیات جمعبندی داشتند که میشه نقشهای مختلفی که اعضای تیم بازی میکنن رو تقسیمبندی کرد. اون سه مؤلفه ایناست:
۱- اون عضو تیم چقدر رفتارهای مرتبط به غلبه (Dominance) رو نشون میده.
۲- چقدر آدمی هست که با جمع بجوشه. (Sociablity)
۳- چقدر به وظایفش توجه میکنه (Task Oriented)
بر اساس این سه مؤلفه، ۱۵۴ نقش مختلف که در ادبیات اومده رو دستهبندی کردن و به ۱۳ نقش رسیدن که در شکلهای بالا مشخصه. توضیحات دربارهی هر نقش هم در فایل مقالهشون آوردن.
✉️ @hr_maturity_models
بر اساس مرور ادبیات جمعبندی داشتند که میشه نقشهای مختلفی که اعضای تیم بازی میکنن رو تقسیمبندی کرد. اون سه مؤلفه ایناست:
۱- اون عضو تیم چقدر رفتارهای مرتبط به غلبه (Dominance) رو نشون میده.
۲- چقدر آدمی هست که با جمع بجوشه. (Sociablity)
۳- چقدر به وظایفش توجه میکنه (Task Oriented)
بر اساس این سه مؤلفه، ۱۵۴ نقش مختلف که در ادبیات اومده رو دستهبندی کردن و به ۱۳ نقش رسیدن که در شکلهای بالا مشخصه. توضیحات دربارهی هر نقش هم در فایل مقالهشون آوردن.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3👍3
لفظش رو خیلی میشنویم از منابع انسانیها و مدیرا شاید. اول باید اشاره کنم که بین سرمایههای انسانی (Human Capital) و منابع سرمایههای انسانی (Human Capital Resources) تفاوت وجود داره.
وقتی حرف از سرمایه میزنیم، یعنی برامون موضوع خروجیهای اقتصادی اولویت و اهمیت داره.
وقتی بهش لفظ منبع (Resource) هم استفاده میکنیم، منظورمون اینه که سازمان به این منابع برای برای تحقق اهدافش دسترسی داره.
Human Capital: An individual's KSAOs that are relevant for achieving economic outcomes.
Human Capital Resources: Individual ot unit-level capacities based on individual KSAOs that are accessible for unit-relevant purposes.
این مقاله میتونه شناخت خوبی بده دربارهی موضوع. اسم جالبی هم داره. احتمالا منظورش اینه که فضیلت و سواد فردی آدمها فینفسه مهم نیست و باید دید به چه درد سازمانشون میخوره.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3❤2
انسان در سازمان
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4❤2
سایت jobscan این سوال رو بررسی کرده. پاسخ اولیه و کلی اینه که درج تصویر در رزومه کار درستی نیست. به چند دلیل:
۱- میتونه موجب خطای شناختی یا تبعیض (discrimination) بشه.
۲- ممکنه تمرکز ارزیاب اولیه رو به جای مهارتها روی تصویر فرد معطوف کنه.
۳- اگر عکس حرفهای نباشه، میتونه حس آماتور بودن کاندیدای شغلی رو ایجاد کنه.
۴- وجود عکس در رزومه باعث میشه که ATSها در تحلیل رزومه اشتباه کنن.
اما به نظرم دلایلی هم وجود دارن که استفاده از عکس در رزومه میتونه کار مثبتی باشه:
۱- ما در ایران قوانین ضد تبعیض نداریم که کسی فکر کنه شما میخواید دورشون بزنید.
۲- ارتباطات کاری در ایران بیشتر شهودیه و تصویر میتونه شهود خوبی به دیگران بده.
۳- استفاده از ATSهای هوشمند هم همچنان در ایران جا نیفتادن.
اما خب در نهایت موضوع استفاده از عکس حرفهای مهمه. هر عکسی رو نباید در پیج لینکدین یا رزومه استفاده کرد. خود سایت مثالهای خوب و بد عکس رو آورده. بهتره همراه با یک تبسم باشه. پشت زمینهی خنثی داشته باشه. خیلی رنگی و فانتزی نباشه و نور تصویر هم خوب باشه. مقاله میگه عکس باید به نوعی باشه که انگار قراره با اون تیپ و استایل در جلسهی مصاحبه شرکت کنید. از طرفی هم نباید خیلی قدیمی باشه بهطوری که کسی نشناسه و این تردید رو به وجود بیاره که میخواستید چیزی رو مخفی کنید.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Jobscan
Should You Include a Picture on Your Resume in 2026?
A photo may take attention from your qualifications. Adding a photo of yourself on your resume might distract someone from your work experience.
👍5❤3
انسان در سازمان
این هم پست آخر مربوط به مالکیت (Ownership) نیچه یه جایی در کتاب غروب بتها (ترجمهی داریوش آشوری) چنین جملهی میگه: از کردههای خویش هیچ پشیمان نباش و بیسرپرستشان مگذار! پشیمانی کار پسندیدهای نیست! حالا جملهی خاصی نیست اما میگم نیچه گفته که تاثیرش…
یک موضوع دیگه دربارهی مالکیت به ذهنم رسید:
🚨 پیشنیاز داشتن مالکیت روی کار، داشتن عاملیت اخلاقیعه. (Moral Agency)
منظور از عاملیت اخلاقی چیه؟ به این مقالهی دکتر بابک علوی استناد میکنم:
نکتهی اصلی اینه که فکر میکنم داشتن حس مالکیت در انجام کار نوعی از زیست اخلاقمدارانه است، چون:
انسان میدونه که داره چه کاری انجام میده (قصدمندی)
در قبال اون کار خودش رو مسئول میدونه!
و در نهایت سعی میکنه قابلیتهای لازم انجام اون کار رو در خودش پرورش بده چون نسبت به نتیجه خودش رو مسئول میدونه.
اما اگر آدم خودش رو چرخدنده ببینه، نمیتونه این موارد رو در زندگی خودش پیادهسازی کنه و از زیست اخلاقی دور میشه.
✉️ @hr_maturity_models
منظور از عاملیت اخلاقی چیه؟ به این مقالهی دکتر بابک علوی استناد میکنم:
عاملیت اخلاقی به وضعیتی اشاره دارد که یک انسان خود را دارای قابلیتهای لازم، احساس مسئولیت و قصدمندی برای درک موضوعات اخلاقی و یافتن روشهای مناسب برای چگونگی مواجهه با آن مسائل اخلاقی بداند.خیلی وقت پیش هم متنی خوندم در متمم با این عنوان: برندسازی درونی | خود را یک چرخدنده نبینید! تو این نوشته این موضوع بررسی شده که ما خودمون رو به چی میشناسیم؟ آیا خودمون رو فرد ارزشمندی میدونیم؟ آیا احساس میکنیم که قدرت تعیین سرنوشت خودمون رو داریم یا فکر میکنیم که مثل چرخدنده در یک دستگاه بزرگتر از خودمون ارادهای نداریم؟
نکتهی اصلی اینه که فکر میکنم داشتن حس مالکیت در انجام کار نوعی از زیست اخلاقمدارانه است، چون:
انسان میدونه که داره چه کاری انجام میده (قصدمندی)
در قبال اون کار خودش رو مسئول میدونه!
و در نهایت سعی میکنه قابلیتهای لازم انجام اون کار رو در خودش پرورش بده چون نسبت به نتیجه خودش رو مسئول میدونه.
اما اگر آدم خودش رو چرخدنده ببینه، نمیتونه این موارد رو در زندگی خودش پیادهسازی کنه و از زیست اخلاقی دور میشه.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4❤1
انسان در سازمان
به نظرم ادبیات فعلی که بر فضای رهبری تیم حاکمه، لیدرها رو به این سمت سوق میده که باید افراد تیم خودشون رو رشد بدن، باید سعی کنن اختیارات رو به اونا تفویض کنن و اونها رو مثل این موشکهای Fire & Forget که قبلا دربارهشون صحبت کردم، هدایت کنن (در اصل هدایت نکنن!)🤸
همچنین همیشه یه وضعیت نهایی ارتبط بین لیدر و عضو تیمش ترسیم میشه که در اون لیدر بسیار مهربون (Nice) هست، اعتماد خیلی زیادی به اعضاش داره، همه با همدیگه هماهنگ هستن، هیچ سوءتفاهمی وجود نداره، هیچ فشار و اعمال قدرت و زور از سمت لیدر وجود نداره و چیزهایی مثل این.
اما به نظرم مسیر رسیدن به این حالت مطلوب پر از تلاش و دردسره. کلی چالش باید بین لیدر و عضو تیمش بهوجود بیاد، باید اینقدر در سر و کله هم بزنن تا بالاخره به این نقطه برسن. نظریههای اقتضایی لیدرشیپ هم مطرح میکنن که لیدر اتفاقا باید بعضی جاها میکرومنیج کنه یا تمرکزش رو فقط بذاره روی انجام تسک و حتی حالت دستوری داشته باشه.
در این مطلب در سایت سعی کردم کمی این نظریهها رو بررسی کنم و دربارهشون بنویسم.
✉️ @hr_maturity_models
🌐 hrmaturitymodels.com
همچنین همیشه یه وضعیت نهایی ارتبط بین لیدر و عضو تیمش ترسیم میشه که در اون لیدر بسیار مهربون (Nice) هست، اعتماد خیلی زیادی به اعضاش داره، همه با همدیگه هماهنگ هستن، هیچ سوءتفاهمی وجود نداره، هیچ فشار و اعمال قدرت و زور از سمت لیدر وجود نداره و چیزهایی مثل این.
اما به نظرم مسیر رسیدن به این حالت مطلوب پر از تلاش و دردسره. کلی چالش باید بین لیدر و عضو تیمش بهوجود بیاد، باید اینقدر در سر و کله هم بزنن تا بالاخره به این نقطه برسن. نظریههای اقتضایی لیدرشیپ هم مطرح میکنن که لیدر اتفاقا باید بعضی جاها میکرومنیج کنه یا تمرکزش رو فقط بذاره روی انجام تسک و حتی حالت دستوری داشته باشه.
در این مطلب در سایت سعی کردم کمی این نظریهها رو بررسی کنم و دربارهشون بنویسم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5❤2
انسان در سازمان
آقای هنری مینتزبرگ که احتمالا برای دانشجوها و اهالی مدیریت فرد آشنایی هستن، سال ۲۰۱۷ در سایت خودشون مطلبی گذاشتن با عنوان: «برخی نیمهحقیقتها دربارهی مدیریت: Some Half-Truths of Management». اخیرا هم دیدم که در لینکدین مجددا این نوشته رو بازنشر کردن.
یکی از نیمهحقیقتهایی که بیان میکنن اینه:
نوشتهی آقای مینتزبرگ کوتاه و جالبه. اگر حوصله داشتید مطالعه کنید.
✉️ @hr_maturity_models
🌐 hrmaturitymodels.com
یکی از نیمهحقیقتهایی که بیان میکنن اینه:
آدمها منابع انسانی هستند:مخالف اون چیزی بود که من قبلا گفتم. اما خب نظر من همچنان همونه.
من نه! شما میتوانید خودتان را منبع انسانی بنامید، اما من یک انسانم، نه یک منبع انسانی؛ حتی یک دارایی انسانی هم نیستم، چه برسد به سرمایه انسانی. دیگر کافی است این واژگان تحقیرآمیز اقتصادی که ما را تبدیل به «چیز» میکند. منابع، چیزهایی هستند که وقتی دیگر به آنها نیاز نداریم، دورشان میاندازیم. آیا واقعاً با دور انداختن آدمها میشود یک سازمان بزرگ ساخت؟ (خیلی مؤدبانه به این کار میگویند «کوچکسازی».) شرکتهای هواپیمایی قبلاً به مسافران میگفتند «بار خودبارگیریشونده». آیا واژههای حوزه منابع انسانی واقعاً بهتر از اینها هستند؟
نوشتهی آقای مینتزبرگ کوتاه و جالبه. اگر حوصله داشتید مطالعه کنید.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3❤2
🐒میمون دست کیه؟
💼 وقتی مدیران یا لیدرها دربارهی تفویض اختیار صحبت میکنن معمولا جنبهی پررنگ در ذهنشون اینه که با این کار افراد گروهشون رو رشد بدن. در حالی که بعد مهمتر تفویض اختیار اینه که تفویض باعث میشه خود مدیر زمانهای بیشتری داشته باشه و در نتیجه خودش بیشتر رشد کنه.
این موضوعیعه که در مقالهی قدیمی hbr با عنوان «Who's got the monkey» بررسی شده. با توجه به ایدهی این مقاله چند خطی در وبلاگ نوشتهام.
✉️ @hr_maturity_models
🌐 hrmaturitymodels.com
این موضوعیعه که در مقالهی قدیمی hbr با عنوان «Who's got the monkey» بررسی شده. با توجه به ایدهی این مقاله چند خطی در وبلاگ نوشتهام.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤5👍3
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3👍3
دربارهی تعادل کار و زندگی از کتاب "کار" نوشته آقای "لارس اسونسن" و ترجمهشده توسط خانم فرزانه سالمی:
✉️ @hr_maturity_models
🌐 hrmaturitymodels.com
اگر فکر میکنیم که صرف وقت بیشتر با خانواده و دوستان برای ما اهمیت بیشتری دارد، از دست دادن یک ترفیع میتواند قابل قبول باشد. شاید بعضیها بگویند اینکه کسی بهخاطر تمایل به گذراندن وقت بیشتر با خانوادهاش تنبیه شود، منصفانه نیست. به نظر من آنها تنبیه نمیشوند، بلکه فقط تصمیم میگیرند که چه چیزی برایشان مهمتر است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3❤2👎1
خلاصهی مطلب اینه که هوش مصنوعی مولد (Gen AI) باعث میشه که افراد کار رو با کیفیت بهتری انجام بدن (که تا اینجا بدیهیعه) اما اگر در انجام وظایف بعدی ابزار هوش مصنوعی رو از کارکنان بگیریم، باعث میشه که در انجام اون کار احساس بیحوصلگی و بیانگیزگی کنن (و این هم با شهود ما همخوانی داره).
دلیل این موضوع هم از سمت پژوهشگران اینطوری بیان شده که چون همکاری با هوش مصنوعی باعث میشه که با کاهش تلاش، نتایج بهتری ایجاد بشه و بنابراین وقتی فرد قراره کار رو به تنهایی انجام بده، کار براش پرزحمتتر به نظر میاد و همچنین احساس میکنه چون نتیجهش به خوبی کار با هوش مصنوعی نمیشه، انگیزهی کمتری هم خواهد داشت.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4❤2🤔1😐1
انسان در سازمان
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
امیدوارم این ویدیو بهانهای بشه که بعدا بیشتر دربارهی اولریش و نظراتش دربارهی مدل عملیاتی منابع انسانی بنویسم. البته خود اولریش در لینکدین بسیار فعاله و زیاد پست منتشر میکنه.
همچنین امیدوارم این ویدیو به دست HRایهایی برسه که همچنان مصرانه خودشون رو «فقط» درگیر گرفتن جشن تولد، دورهمی و خالهبازیهای اینچنینی در سازمان کردن.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5❤2🤔1
انسان در سازمان
ممکنه این جملات رو از همکارا و مدیرامون بشنویم که مثلا فلان کار از عدالت به دوره یا این کار رو انجام میدیم که در راستای عدالت کاری انجام داده باشیم. بهطور کلی وقتی دربارهی «عدالت سازمانی : Organizational Justice» صحبت میکنیم، دربارهی چی صحبت میکنیم و…
به این معنا: همونطور که آدمها به عدالت در چرایی و چگونگی تقسیم خروجیها و نتایج (درآمد و ...) اهمیت میدن، به اینکه چقدر تونستند در ورودیهای مختلف جامعهشون تاثیرگذار باشند، اهمیت خواهد داد.
به بیان دیگه:
این مفهوم برای خود من از این جهت جذابه که باعث میشه به نگرشهای شغلی و فرایندهای سازمانی با رویکرد جدیدی نگاه کنم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4❤1