اگه منِ شهریور پارسال با شهریور امسال بشینیم حرف بزنیم اصلا حرفای همو باور نمیکنیم.
خوشحال کردن من از ناراحت کردنم آسون تره، ولی نمیدونم چرا همه دومی رو انتخاب میکنن.
کاش دلتنگی ای تو زندگیم وجود نداشت. اصلا نمیدونستم دلتنگی یعنی چی، چه حسی داره، و یا اصن چقدر میتونه نابودم کنه.
کاش منم نمیدونستم دردم چیه. واضح میدونم این رنج از کجا میاد و کاری از دستم برنمیاد.
خستهام از اینکه هر بار سهمم از دلتنگی، فقط انتظار کشیدن باشه، از تلاشهای یکطرفه، از بیاهمیتیهایی که میبینم و از فکرهایی که ته ندارن.
عاشق ترک کردن اون دسته از آدماییم که فکر میکنن من همیشه هستم و این باعث میشه هرطور دلشون میخواد باهام رفتار کنن.