⭕️ افسانه #اراده_آزاد ، #جبر #زیست_محیطی
✍ به قلم سروش سارابی
@Hot_Cold_Science 📌
بهسختی چشمانم را باز میکنم، همهچیز تیرهوتار است، بوی علف و چمن مرطوب را حس میکنم، پوست دستم کمی نمناک است، بر اساس فشاری که روی پشت خود احساس میکنم میفهمم که بر پشتروی زمین افتادهام، حس هیجان و ترس فراوانی تمام وجودم را فراگرفته است. انقباض شدیدی در عضلاتم حس میکنم. احساس میکنم موهای بدنم سیخ شده است. حال بسیار عجیبی درون خودم احساس می کنم. همیشه در موقعیتهای ناشناخته و هراسانگیز اینگونه میشوم. دستانم را حرکت میدهم مطمئن میشوم که آزاد هستند، بهسختی سعی میکنم که بنشینم، چشمانم را چندین بار باز و بسته میکنم، نور کم است اما بهمرور اطراف برایم واضحتر میشود و جزئیات بیشتری میبینم، اکنون میتوانم حدس بزنم که در یک فضای دشت مانند در اوایل صبح، حدود گرگومیش هستم. یادم میآید اولین بار گرگومیش را از وقتی کوچک بودم از پدرم شنیدم. اولین باری که میخواستیم صبح اول وقت به مسافرت برویم این زمان از صبح را با عبارت گرگومیش خطاب میکرد، بعدها فهمیدم که در این ساعت از صبح به علت مقدار نور و حالت خوابآلودگی چوپانها تشخیص گرگ از میشِ در گله برایشان سخت بوده است و نام گرگ میش را برایش انتخاب کرده بودند. بوی علفهای اطرافم شدید بود، یکلحظه تلاش کردم به یادآورم اولین بار کی بوی چمن را استشمام کردم بودم و یاد گرفته بودم که این بو مربوط به چمن و علفزار است. اغلب اوقات حس بویایی زودتر از سایر حس هایم فعال می شد، یاد تصاویر حیات وحش از جوندگان کوچکی افتادم که حس بویایی مهمترین ابزار بقایشان بود. برای من هم از بچگی حس بویاییم بسیار قوی بود. باکمی تلاش ایستادم، متعادل بودم، بر اساس مقدار نیرویی که بر کف پایم وارد میشد وزن بدنم را مثل همیشه و محیط زیر پایم را سخت و محکم حس میکردم. احساس خاصی در درونم جریان داشت، کاملا وضعیت درونیم را حس می کردم. هوا کمی روشنتر شده بود و بازتاب نوری که به چشمم میرسید اجازه میداد اطرافم را و بیشتر واضحتر ببینم. هنوز نمیدانستم کجا هستم، ولی حداقل میدانستم که خودم هستم، همه دریافتهایم از اطراف و بدنم مثل همیشه بود، میتوانستم چیزهای کمی از اطرافم را بشناسم. بیشتر دقت کردم، متوجه شدم که خارج از یک جنگل در بیشهزار هستم. جنگل عجیبی بود درختان خاصی که حتی نمیتوانستم نام درخت به آنها بدهم، بیشترین چیزی میتوانستم برای آن شکلهای مقابلم درک کنم خواصی شبیه درخت بود. چرخیدم، پشت سرم با فاصله شاید چند متری یک کلبه بزرگ چوبی قرار داشت...
ادامه مطلب را در لینک های زیر و یا با کلیک بر روی دکمه INSTANT VIEW پیگیری نمایید https://bit.ly/2wsjzrP
منتشر شده در وب سایت دانش آگاهی https://bit.ly/2ojQ7Qj
نویسنده : @soroushsarabi
@daneshagahi
@Hot_Cold_Science 📌
✍ به قلم سروش سارابی
@Hot_Cold_Science 📌
بهسختی چشمانم را باز میکنم، همهچیز تیرهوتار است، بوی علف و چمن مرطوب را حس میکنم، پوست دستم کمی نمناک است، بر اساس فشاری که روی پشت خود احساس میکنم میفهمم که بر پشتروی زمین افتادهام، حس هیجان و ترس فراوانی تمام وجودم را فراگرفته است. انقباض شدیدی در عضلاتم حس میکنم. احساس میکنم موهای بدنم سیخ شده است. حال بسیار عجیبی درون خودم احساس می کنم. همیشه در موقعیتهای ناشناخته و هراسانگیز اینگونه میشوم. دستانم را حرکت میدهم مطمئن میشوم که آزاد هستند، بهسختی سعی میکنم که بنشینم، چشمانم را چندین بار باز و بسته میکنم، نور کم است اما بهمرور اطراف برایم واضحتر میشود و جزئیات بیشتری میبینم، اکنون میتوانم حدس بزنم که در یک فضای دشت مانند در اوایل صبح، حدود گرگومیش هستم. یادم میآید اولین بار گرگومیش را از وقتی کوچک بودم از پدرم شنیدم. اولین باری که میخواستیم صبح اول وقت به مسافرت برویم این زمان از صبح را با عبارت گرگومیش خطاب میکرد، بعدها فهمیدم که در این ساعت از صبح به علت مقدار نور و حالت خوابآلودگی چوپانها تشخیص گرگ از میشِ در گله برایشان سخت بوده است و نام گرگ میش را برایش انتخاب کرده بودند. بوی علفهای اطرافم شدید بود، یکلحظه تلاش کردم به یادآورم اولین بار کی بوی چمن را استشمام کردم بودم و یاد گرفته بودم که این بو مربوط به چمن و علفزار است. اغلب اوقات حس بویایی زودتر از سایر حس هایم فعال می شد، یاد تصاویر حیات وحش از جوندگان کوچکی افتادم که حس بویایی مهمترین ابزار بقایشان بود. برای من هم از بچگی حس بویاییم بسیار قوی بود. باکمی تلاش ایستادم، متعادل بودم، بر اساس مقدار نیرویی که بر کف پایم وارد میشد وزن بدنم را مثل همیشه و محیط زیر پایم را سخت و محکم حس میکردم. احساس خاصی در درونم جریان داشت، کاملا وضعیت درونیم را حس می کردم. هوا کمی روشنتر شده بود و بازتاب نوری که به چشمم میرسید اجازه میداد اطرافم را و بیشتر واضحتر ببینم. هنوز نمیدانستم کجا هستم، ولی حداقل میدانستم که خودم هستم، همه دریافتهایم از اطراف و بدنم مثل همیشه بود، میتوانستم چیزهای کمی از اطرافم را بشناسم. بیشتر دقت کردم، متوجه شدم که خارج از یک جنگل در بیشهزار هستم. جنگل عجیبی بود درختان خاصی که حتی نمیتوانستم نام درخت به آنها بدهم، بیشترین چیزی میتوانستم برای آن شکلهای مقابلم درک کنم خواصی شبیه درخت بود. چرخیدم، پشت سرم با فاصله شاید چند متری یک کلبه بزرگ چوبی قرار داشت...
ادامه مطلب را در لینک های زیر و یا با کلیک بر روی دکمه INSTANT VIEW پیگیری نمایید https://bit.ly/2wsjzrP
منتشر شده در وب سایت دانش آگاهی https://bit.ly/2ojQ7Qj
نویسنده : @soroushsarabi
@daneshagahi
@Hot_Cold_Science 📌
Telegraph
افسانه اِراده آزاد، جبر زیست محیطی
بهسختی چشمانم را باز میکنم، همهچیز تیرهوتار است، بوی علف و چمن مرطوب را حس میکنم، پوست دستم کمی نمناک است، بر اساس فشاری که روی پشت خود احساس میکنم میفهمم که بر پشتروی زمین افتادهام، حس هیجان و ترس فراوانی تمام وجودم را فراگرفته است. انقباض شدیدی…
Forwarded from 《 Hot or Cold 》 Science 🔍
#روانشناسی_تکاملی
آیا ازدواج به تاریخ می پیوندد؟
@Hot_Cold_Science
`به عقیده زن و شوهر محقق و پزشک، سیسلدا جِتا و کریستوفر رایان، ضرورتهای محدود معیشتی برای پذیرش نهاد ازدواج در حال تغییر است و انکار آن به گسترش هرچه بیشتر دروغ، تزویر، شرم، گناه و ناهنجاریهای اجتماعی و اخلاقی دامن میزند. این دو نویسنده در فصلهای مختلف کتاب خود« ریشههای سکس در ماقبل تاریخ» به طرح سئوالهای کلی در باره ازدواج پرداختند و به آنها پاسخ دادند.
ما چه تفاوتی از نظر فعالیت جنسی با سایر حیوانات داریم؟
بر عکس تصویری که از انسان «شریف» دارید تقریباً همه حیوانات روی زمین فقط برای تولید مثل فعالیت جنسی دارند ولی این بشر و پسر عموهایش بونوبوها هستند که به هزاران دلیل مختلف به رابطه جنسی تمایل پیدا میکنند. ما سکس داریم چون لذتبخش است، ما سکس داریم تا پیوند عاطفی مان با دیگری محکمتر شود. ما سکس داریم چون میخواهیم احساس غرور کنیم. ما برای پایان دادن به دعواهای قبیلگی، تضمین پیمان صلح، افزایش اعتماد در شراکت اقتصادی، گسترش مذاهب، رقابت، حسادت، کنجکاوی و در موارد بسیار نادری نیز برای بچهدار شدن به رابطه جنسی متوسل میشویم.
تازه همه ماجرا و صرف وقت و انرژی به لحظات مربوط به رابطه جنسی محدود نمیشود؛ جنون جنسی ما، در سایر مواقعی که سکس نداریم درگیر تخیلورزی، برنامهریزی برای سکس بعدی، یادآوری سکس قبلی، و دستیابی به سرگرمیهایی است که احساس جنسی ما را تقویت کند. تازه به غیر از آن، رمان و شعر میخوانیم و مد راه میاندازیم تا برای دیگران جذابتر شویم و…
چرا رابطه زناشویی طولانیمدت برای بسیاری از زنان و مردان تحملناپذیر میشود؟
ما به عنوان یکی از موجودات رسته پستانداران، تحول بیولوژیک خود را مدیون نوجویی و تنوعطلبی جنسی هستیم. مسئله مهمی که در علم ژنتیک کشف شده، این است که گرایش به شریک جدید (کولریج اِفکت) و بیمیلی به شریک جنسی آشنا (وِسترمارک اِفکت) باعث شد تا بشر بر خلاف سایر حیوانات اجتماعی، از زناشویی فامیلی بین اعضای خانواده فاصله بگیرد.
این تحول بیولوژیک انگیزهبخش شجاعت اجداد اولیه ما شد تا از قبیلههای بسیار کوچک فامیل خود جدا شوند و در پی یافتن شریک جنسی جدید، به قبیله و خانواده جدید بپیوندد. این تنوع جنسی به افزایش قابلیت ژن در نسلهای بعدی انجامید و به خودی خود همچون پرتاب سنگی در مرداب حیوانی اولیه، که مادر با پسرش میخوابید و پدر با دختر و خواهران با برادرانشان، باعث به وجود آمدن موج سالمتری از انسان به معنای دقیق کلمه شده است. به تعبیر علمی، این اخلاقیترین تحولی بود که ما را از سایر جانوران متمایز کرد.
حتی اگر ما به شکل طبیعی در فعالیت جنسی تنوعطلبی داریم، این سوال پیش میآید که چون موجودی عاقل و دارای وجدان هستیم، چه اشکالی دارد که در طول زندگی به یک شریک جنسی وفادار باشیم؟
هیچ اشکالی در این انتخاب نیست، البته اگر به این نکته واقف باشید که تصمیم و رفتار شما با مسیر تحول تکاملی تان همخوانی ندارد. برای مثال، شاید با رضایت کامل به درخواست یک شغل شبکار جواب مثبت بدهید، ولی باید متوجه باشید که سیستم خواب و بیداری شما کاملاً به هم میریزد و خطر بیماریهایی نظیر نارساییهای قلبی، بیماریهای گوارشی و حتی سرطان، در شما افزایش مییابد. شما میتوانید تصمیم بگیرید که کفش تنگ بپوشید، و هر روز در رژیم غذاییتان ساندویچهای چرب و بستنی وجود داشته باشد. ما حتی میتوانیم در تمام عمرمان باکره بمانیم و یا تمام زندگیمان را با یک نفر به سر ببریم، به شرطی که از تاثیرات انتخاب خود و تعارض و تناقض آن با نحوه وجودیمان آگاه باشیم.
چرا مردان میانسال و مسن تن به هر دردسری میدهند تا به زنان خیلی جوانتر برسند؟
این نگرانی و جستجو، رابطه مستقیم با نقش هورمون جنسی (تستسترون) در مردان سنین بالا دارد. اوج برخورداری از هورمون جنسی در مردان در ۲۰ سالگی است و از آن پس، همراه با کم شدن آرام و مداوم هورمون فوق، میل زندگی و انرژی، آرزوها و شادابی مردان نیز فروکش میکند. پایین آمدن تستسترون در مردان، رابطه دقیقی با افزایش یأس و افسردگی، حمله قلبی و بیخوابی دارد.
یکی از مهمترین شگردها برای بالا بردن میزان هورمون جنسی در بدن مردان، آشنایی با یک زن جدید است. یک محقق در تحقیقاتش ثبت کرده است که یک گفتوگوی کوتاه با یک زن جذاب غریبه، در ظرف چند دقیقه حدود ۱۴ درصد بر مقدار هورمون جنسی مرد میافزاید. ما در کتاب خود نشان میدهیم که چرا مردان میانسال و حتی پیر، بعد از آشنایی و تمدید رابطه با زنی جوان، احساسات ناشی از افزایش هورمون خود را با عشق اشتباه میگیرند و تن به انتخاب جدیدی میدهند که عواقب ناگواری برای زندگی زناشویی و عزیزانشان خواهد داشت.
اگر تکهمسری طبیعی نیست، پس چرا ازدواج یک نهاد زناشویی جهانی است؟
ادامه...👇👇👇
t.me/Hot_Cold_Science 📌
آیا ازدواج به تاریخ می پیوندد؟
@Hot_Cold_Science
`به عقیده زن و شوهر محقق و پزشک، سیسلدا جِتا و کریستوفر رایان، ضرورتهای محدود معیشتی برای پذیرش نهاد ازدواج در حال تغییر است و انکار آن به گسترش هرچه بیشتر دروغ، تزویر، شرم، گناه و ناهنجاریهای اجتماعی و اخلاقی دامن میزند. این دو نویسنده در فصلهای مختلف کتاب خود« ریشههای سکس در ماقبل تاریخ» به طرح سئوالهای کلی در باره ازدواج پرداختند و به آنها پاسخ دادند.
ما چه تفاوتی از نظر فعالیت جنسی با سایر حیوانات داریم؟
بر عکس تصویری که از انسان «شریف» دارید تقریباً همه حیوانات روی زمین فقط برای تولید مثل فعالیت جنسی دارند ولی این بشر و پسر عموهایش بونوبوها هستند که به هزاران دلیل مختلف به رابطه جنسی تمایل پیدا میکنند. ما سکس داریم چون لذتبخش است، ما سکس داریم تا پیوند عاطفی مان با دیگری محکمتر شود. ما سکس داریم چون میخواهیم احساس غرور کنیم. ما برای پایان دادن به دعواهای قبیلگی، تضمین پیمان صلح، افزایش اعتماد در شراکت اقتصادی، گسترش مذاهب، رقابت، حسادت، کنجکاوی و در موارد بسیار نادری نیز برای بچهدار شدن به رابطه جنسی متوسل میشویم.
تازه همه ماجرا و صرف وقت و انرژی به لحظات مربوط به رابطه جنسی محدود نمیشود؛ جنون جنسی ما، در سایر مواقعی که سکس نداریم درگیر تخیلورزی، برنامهریزی برای سکس بعدی، یادآوری سکس قبلی، و دستیابی به سرگرمیهایی است که احساس جنسی ما را تقویت کند. تازه به غیر از آن، رمان و شعر میخوانیم و مد راه میاندازیم تا برای دیگران جذابتر شویم و…
چرا رابطه زناشویی طولانیمدت برای بسیاری از زنان و مردان تحملناپذیر میشود؟
ما به عنوان یکی از موجودات رسته پستانداران، تحول بیولوژیک خود را مدیون نوجویی و تنوعطلبی جنسی هستیم. مسئله مهمی که در علم ژنتیک کشف شده، این است که گرایش به شریک جدید (کولریج اِفکت) و بیمیلی به شریک جنسی آشنا (وِسترمارک اِفکت) باعث شد تا بشر بر خلاف سایر حیوانات اجتماعی، از زناشویی فامیلی بین اعضای خانواده فاصله بگیرد.
این تحول بیولوژیک انگیزهبخش شجاعت اجداد اولیه ما شد تا از قبیلههای بسیار کوچک فامیل خود جدا شوند و در پی یافتن شریک جنسی جدید، به قبیله و خانواده جدید بپیوندد. این تنوع جنسی به افزایش قابلیت ژن در نسلهای بعدی انجامید و به خودی خود همچون پرتاب سنگی در مرداب حیوانی اولیه، که مادر با پسرش میخوابید و پدر با دختر و خواهران با برادرانشان، باعث به وجود آمدن موج سالمتری از انسان به معنای دقیق کلمه شده است. به تعبیر علمی، این اخلاقیترین تحولی بود که ما را از سایر جانوران متمایز کرد.
حتی اگر ما به شکل طبیعی در فعالیت جنسی تنوعطلبی داریم، این سوال پیش میآید که چون موجودی عاقل و دارای وجدان هستیم، چه اشکالی دارد که در طول زندگی به یک شریک جنسی وفادار باشیم؟
هیچ اشکالی در این انتخاب نیست، البته اگر به این نکته واقف باشید که تصمیم و رفتار شما با مسیر تحول تکاملی تان همخوانی ندارد. برای مثال، شاید با رضایت کامل به درخواست یک شغل شبکار جواب مثبت بدهید، ولی باید متوجه باشید که سیستم خواب و بیداری شما کاملاً به هم میریزد و خطر بیماریهایی نظیر نارساییهای قلبی، بیماریهای گوارشی و حتی سرطان، در شما افزایش مییابد. شما میتوانید تصمیم بگیرید که کفش تنگ بپوشید، و هر روز در رژیم غذاییتان ساندویچهای چرب و بستنی وجود داشته باشد. ما حتی میتوانیم در تمام عمرمان باکره بمانیم و یا تمام زندگیمان را با یک نفر به سر ببریم، به شرطی که از تاثیرات انتخاب خود و تعارض و تناقض آن با نحوه وجودیمان آگاه باشیم.
چرا مردان میانسال و مسن تن به هر دردسری میدهند تا به زنان خیلی جوانتر برسند؟
این نگرانی و جستجو، رابطه مستقیم با نقش هورمون جنسی (تستسترون) در مردان سنین بالا دارد. اوج برخورداری از هورمون جنسی در مردان در ۲۰ سالگی است و از آن پس، همراه با کم شدن آرام و مداوم هورمون فوق، میل زندگی و انرژی، آرزوها و شادابی مردان نیز فروکش میکند. پایین آمدن تستسترون در مردان، رابطه دقیقی با افزایش یأس و افسردگی، حمله قلبی و بیخوابی دارد.
یکی از مهمترین شگردها برای بالا بردن میزان هورمون جنسی در بدن مردان، آشنایی با یک زن جدید است. یک محقق در تحقیقاتش ثبت کرده است که یک گفتوگوی کوتاه با یک زن جذاب غریبه، در ظرف چند دقیقه حدود ۱۴ درصد بر مقدار هورمون جنسی مرد میافزاید. ما در کتاب خود نشان میدهیم که چرا مردان میانسال و حتی پیر، بعد از آشنایی و تمدید رابطه با زنی جوان، احساسات ناشی از افزایش هورمون خود را با عشق اشتباه میگیرند و تن به انتخاب جدیدی میدهند که عواقب ناگواری برای زندگی زناشویی و عزیزانشان خواهد داشت.
اگر تکهمسری طبیعی نیست، پس چرا ازدواج یک نهاد زناشویی جهانی است؟
ادامه...👇👇👇
t.me/Hot_Cold_Science 📌
Telegram
《 Hot or Cold 》 Science 🔍
وقتی آزمایش های متفاوت، نتایج یکسان و یکنواختی به شما می دهد، دیگر به عقیده و نظر شما بستگی ندارد. خوبی علم همین است،
چه به آن باور داشته باشید و چه نداشته باشید، راست است و حقیقت دارد. بخاطر این است که کارایی دارد و جواب می دهد.
@Kamran_shameless
چه به آن باور داشته باشید و چه نداشته باشید، راست است و حقیقت دارد. بخاطر این است که کارایی دارد و جواب می دهد.
@Kamran_shameless
Forwarded from 《 Hot or Cold 》 Science 🔍
همه جامعهشناسان و مردمشناسان که ازدواج را امری فراگیر در اجتماعات بشری میدانند، در مورد تعریف دقیق ازدواج مشکل دارند. در کتاب «ریشههای سکس در ماقبل تاریخ» تلاش میکنیم توضیح دهیم که جوامعی هم هستند که زوج ازدواج کرده توقعی برای مقید بودن به رابطه ممحدود جنسی، تبادل و اشتراک دارایی، حتی وظایف بچهداری ندارند ولی با این حال، مردمشناسان از کلمه ازدواج برای نام بردن این نهاد اجتماعی استفاده میکنند
پس در این میان عشق چه نقشی دارد؟
اغلب مردم با هم ازدواج میکنند چون میگویند عاشق همدیگر شدهاند که صد البته حقیقتی موقت بیش نیست. ما به جای آنکه از احساس زیبایِ عشق لذت ببریم، آن را در نهاد زناشویی به قراردادی ابدی تبدیل میکنیم. به گفته گوته، شاعر آلمانی: «عشق یک ایدهآل است و ازدواج یک واقعیت، مغلطه بین ایده و واقعیت چیزی جز عذاب در بر نخواهد داشت.»
قابلیت عشقورزی شاید مهمترین مشخصه انسانی ما باشد. در حقیقت، اغلب انسانشناسان به رابطه مشترک و درازمدت بین یک جفت حتی در بیبند و بارترین جوامع انسانی نیز شهادت میدهند. اما کتاب ما بر روی تکامل جنسی بشر تمرکز دارد و به تحولات احساسی بشر نمیپردازد. باز هم تکرار میکنیم؛ گرایشی که همواره در تلاش است عشق را با سکس یکی بداند، فرجام تلخ و و پر دردسری خواهد داشت.
اگر نظریه اصلی شما درست است پس چرا حتی اکثر جوامع صنعتی (حداقل به شکل رسمی)، فعالیتهای جنسی خارج از ازدواج را منع میکنند؟
تقریباً غیرممکن است که بتوانیم تفاوت عظیم بین دنیای ماقبل کشاورزی و جامعه معاصر را درک کنیم. انسانشناسان معتقدند که جوامع بیابانگرد و شکارچی انسانی بر اساس ضرورت زندگیشان در یک حالت «مساواتجویانه» زندگی میکردند.
اصلاً برای عدهای کوچنشین با تولید بخور و نمیر، امکان تملک شخصی میسر نبود. به همین خاطر، همه ارزشهای اخلاقی و حتی مذاهب بدوی شان با اصرار فراوان آنها را تشویق به همکاری، مشارکت در تهیه مصرف غذا، دفاع و تدارک پناهگاه جمعی و نگهداری از بچهها میکردند. با رشد و تکامل بهرهوری از گیاهان و تولید کشاورزی، از ده هزار سال پیش به اینسو، مالکیت شخصی به امری مهم و حیاتی تبدیل شد.
خانوادهها، زمینها را به تسخیر خود درآوردند و همگی، همت خود را معطوف آن کردند تا ثروت و دارایی اضافی را در درون خانواده خود نگه دارند. از آن به بعد، نقش ارث و بالطبع ضرورت کنترل فعالیتهای جنسی همسر و یا همسران به درون ارزشهای اخلاقی راه یافت. مردان برای ضمانت و پایداریِ درآمد انباشتهشده و انتقال آن به فرزندان، هر لحظه قوانین سختتری را برای زنان اعمال کردند تا مطمئن شوند که اموال شان به فرزندان حقیقی شان میرسد. نشانههای مخوف از تنبیه مرگبار زنان هنوز در بعضی از مذاهب به چشم میخورد.
بنابراین، شما پیشنهاد میکنید همه باید در یک رابطه آزاد جنسی به سر ببرند و اصلاً در دام ازدواج نیفتند؟
بدون شک نه، ما هیچ پیشنهادی جز دانش و دانستن نداریم. ما حتی نمیدانیم این دانستههای مستند چه کاربردی در زندگی شخصی خودمان خواهد داشت. ما امیدواریم نوشتن کتابِ «ریشههای سکس در ماقبل تاریخ»، دامنه بحث درباره موقعیت جنسی بشر را کمی گسترش دهد تا مردم به واقعیتهای علمی «بشر بودن» توجه و دقت بیشتری داشته باشند. امید و انگیزه اصلی ما این است که بتوانیم به مردم نشان دهیم میتوانند تکیه کمتری به اسطورهها و داستانهای مذهبی و فرهنگی داشته باشند.
ما تبلیغ چند همسری ، ازدواج ازاد و روابط سکسی مشترک را در دستور کار خودمان ندادیم. بنابراین، واکنش افراد یا زوجها به اطلاعاتی که ما در کتاب خود گردآوری کردهایم، کاملاً به خودشان بستگی دارد. نمونه مشخص آن تعهد زناشویی است که خودمان داریم.
Christopher Ryan، Ph. D. & Cacilda Jethá، M. D.، Sex at Dawn: The Prehistoric Origins of Modern Sexuality
@Hot_Cold_Science 📌
https://t.me/fanpersian/42
پس در این میان عشق چه نقشی دارد؟
اغلب مردم با هم ازدواج میکنند چون میگویند عاشق همدیگر شدهاند که صد البته حقیقتی موقت بیش نیست. ما به جای آنکه از احساس زیبایِ عشق لذت ببریم، آن را در نهاد زناشویی به قراردادی ابدی تبدیل میکنیم. به گفته گوته، شاعر آلمانی: «عشق یک ایدهآل است و ازدواج یک واقعیت، مغلطه بین ایده و واقعیت چیزی جز عذاب در بر نخواهد داشت.»
قابلیت عشقورزی شاید مهمترین مشخصه انسانی ما باشد. در حقیقت، اغلب انسانشناسان به رابطه مشترک و درازمدت بین یک جفت حتی در بیبند و بارترین جوامع انسانی نیز شهادت میدهند. اما کتاب ما بر روی تکامل جنسی بشر تمرکز دارد و به تحولات احساسی بشر نمیپردازد. باز هم تکرار میکنیم؛ گرایشی که همواره در تلاش است عشق را با سکس یکی بداند، فرجام تلخ و و پر دردسری خواهد داشت.
اگر نظریه اصلی شما درست است پس چرا حتی اکثر جوامع صنعتی (حداقل به شکل رسمی)، فعالیتهای جنسی خارج از ازدواج را منع میکنند؟
تقریباً غیرممکن است که بتوانیم تفاوت عظیم بین دنیای ماقبل کشاورزی و جامعه معاصر را درک کنیم. انسانشناسان معتقدند که جوامع بیابانگرد و شکارچی انسانی بر اساس ضرورت زندگیشان در یک حالت «مساواتجویانه» زندگی میکردند.
اصلاً برای عدهای کوچنشین با تولید بخور و نمیر، امکان تملک شخصی میسر نبود. به همین خاطر، همه ارزشهای اخلاقی و حتی مذاهب بدوی شان با اصرار فراوان آنها را تشویق به همکاری، مشارکت در تهیه مصرف غذا، دفاع و تدارک پناهگاه جمعی و نگهداری از بچهها میکردند. با رشد و تکامل بهرهوری از گیاهان و تولید کشاورزی، از ده هزار سال پیش به اینسو، مالکیت شخصی به امری مهم و حیاتی تبدیل شد.
خانوادهها، زمینها را به تسخیر خود درآوردند و همگی، همت خود را معطوف آن کردند تا ثروت و دارایی اضافی را در درون خانواده خود نگه دارند. از آن به بعد، نقش ارث و بالطبع ضرورت کنترل فعالیتهای جنسی همسر و یا همسران به درون ارزشهای اخلاقی راه یافت. مردان برای ضمانت و پایداریِ درآمد انباشتهشده و انتقال آن به فرزندان، هر لحظه قوانین سختتری را برای زنان اعمال کردند تا مطمئن شوند که اموال شان به فرزندان حقیقی شان میرسد. نشانههای مخوف از تنبیه مرگبار زنان هنوز در بعضی از مذاهب به چشم میخورد.
بنابراین، شما پیشنهاد میکنید همه باید در یک رابطه آزاد جنسی به سر ببرند و اصلاً در دام ازدواج نیفتند؟
بدون شک نه، ما هیچ پیشنهادی جز دانش و دانستن نداریم. ما حتی نمیدانیم این دانستههای مستند چه کاربردی در زندگی شخصی خودمان خواهد داشت. ما امیدواریم نوشتن کتابِ «ریشههای سکس در ماقبل تاریخ»، دامنه بحث درباره موقعیت جنسی بشر را کمی گسترش دهد تا مردم به واقعیتهای علمی «بشر بودن» توجه و دقت بیشتری داشته باشند. امید و انگیزه اصلی ما این است که بتوانیم به مردم نشان دهیم میتوانند تکیه کمتری به اسطورهها و داستانهای مذهبی و فرهنگی داشته باشند.
ما تبلیغ چند همسری ، ازدواج ازاد و روابط سکسی مشترک را در دستور کار خودمان ندادیم. بنابراین، واکنش افراد یا زوجها به اطلاعاتی که ما در کتاب خود گردآوری کردهایم، کاملاً به خودشان بستگی دارد. نمونه مشخص آن تعهد زناشویی است که خودمان داریم.
Christopher Ryan، Ph. D. & Cacilda Jethá، M. D.، Sex at Dawn: The Prehistoric Origins of Modern Sexuality
@Hot_Cold_Science 📌
https://t.me/fanpersian/42
Forwarded from 《 Hot or Cold 》 Science 🔍
#عشق #حقیقت دارد یا #خرافه و نتیجه #یادگیری #اجتماعی و #فرهنگی هست ⁉️
✅ همه ی خرافات یاد گرفته میشن و به شکل باور ها و عقاید نمود پیدا می کنند .
✅ ایجاد رابطه بین افراد به واسطه هورمون ها و انتقال دهنده های عصبی و حس کشش و جذابیت جنسی و علاقه بصورت زیستی ایجاد می شود و موارد در بین تمامی انسان های عصر ما و #انسان های قبل از تمدن مشترک هست.
✅ یک مقایسه ساده بین دختران غربی که زیاد ممکنه حتی خودشون پیشنهاد #سکس یک شبه بدهند و دختران شرقی که بسیار سختگیرانه راضی به نزدیکی میشن و معمولا بیشتر حرف از شکست عشقی و اینگونه مفاهیم میزنند نمایانگر این حقیقت هست که این موضوع مفهوم و ارزشی عشق #رومانتیک بیشتر جنبه فرهنگی دارد و نه زیستی و طبیعی ، در جوامع شرقی یا جامعه ای مثل جامعه ما که از کودکی تمام آمال و آرزو و راه تخلیه جنسی برای دختران در #ازدواج و رسیدن به عشق تعریف میشه این موضوع رنگ دیگه ای در شخصیت فرد پیدا میکنه و مانند یک بیماری روانی فرد منتقل می شود که گرایشات طبیعیش همگی پرهیز بشوند و در گرو عشق اساطیری اما غیر واقعی که برایش تعریف شده قرار بگیرد. همچین فردی بسیار ضربه پذیر هست و در صورت رابطه جنسی با شخصی به شدت وابستگی افراطی پیدا می کند و مستعد خوردن ضربات روانی فراوان هست چون حالت های دیگه داشتن لذت های حسی تنی در ذهن و عقایدش به شدت سرزنش می شود و یا گناه و زشتی تلقی می شود طبق رسوم و همان فرهنگی در آن پرورش یافته.
✅ پیرو تحقیقات و مطالعات اخیر در باب #سرشت جنسی انسان و تاریخ گونه انسان مرد و زن هر دو سیر فرگشتی با تنوع زیاد و سهل گیرانه جنسی داشتند و این پرهیز های جوامع ما چیزی مغایر با اون هست .
✅ با نگاهی گذرا به واقعیت زندگی مشترک میبینیم که پس از چندی هیچ هیجان جنسی بین دو طرف وجود نداره و بیشتر وابستگی و عادت و در بهترین حالت ها رفاقت و همدلی هست که تاثیر اصلی را در پایدار و طولانی نگه داشتن رابطه انجام می دهد و معمولا هر دو از این نداشتن هیجان احساس سرخوردگی دارند چون دارند نسخه ای را به اجرا می گذارند که مغایر با طبیعتشون هست ،
✅ پس وقتی گفتیم عشق یادگیری هست منظور این هست اون حالت بیمار گونه و ضربه پذیر خواستن یک نفر نتیجه #ترس از تنهایی و احساس تعلق نداشتن به یک #اجتماع همدل و همچنین نداشتن دسترسی راحت و بدون دغدغه فرهنگی و عقیدتی به سکس های ایمن هست . ✔️
شاد و سلامت باشید 🌹
🖋 #admin
@Hot_Cold 🔥❄️
@Hot_Cold_Science 📌
https://t.me/fanpersian/149
✅ همه ی خرافات یاد گرفته میشن و به شکل باور ها و عقاید نمود پیدا می کنند .
✅ ایجاد رابطه بین افراد به واسطه هورمون ها و انتقال دهنده های عصبی و حس کشش و جذابیت جنسی و علاقه بصورت زیستی ایجاد می شود و موارد در بین تمامی انسان های عصر ما و #انسان های قبل از تمدن مشترک هست.
✅ یک مقایسه ساده بین دختران غربی که زیاد ممکنه حتی خودشون پیشنهاد #سکس یک شبه بدهند و دختران شرقی که بسیار سختگیرانه راضی به نزدیکی میشن و معمولا بیشتر حرف از شکست عشقی و اینگونه مفاهیم میزنند نمایانگر این حقیقت هست که این موضوع مفهوم و ارزشی عشق #رومانتیک بیشتر جنبه فرهنگی دارد و نه زیستی و طبیعی ، در جوامع شرقی یا جامعه ای مثل جامعه ما که از کودکی تمام آمال و آرزو و راه تخلیه جنسی برای دختران در #ازدواج و رسیدن به عشق تعریف میشه این موضوع رنگ دیگه ای در شخصیت فرد پیدا میکنه و مانند یک بیماری روانی فرد منتقل می شود که گرایشات طبیعیش همگی پرهیز بشوند و در گرو عشق اساطیری اما غیر واقعی که برایش تعریف شده قرار بگیرد. همچین فردی بسیار ضربه پذیر هست و در صورت رابطه جنسی با شخصی به شدت وابستگی افراطی پیدا می کند و مستعد خوردن ضربات روانی فراوان هست چون حالت های دیگه داشتن لذت های حسی تنی در ذهن و عقایدش به شدت سرزنش می شود و یا گناه و زشتی تلقی می شود طبق رسوم و همان فرهنگی در آن پرورش یافته.
✅ پیرو تحقیقات و مطالعات اخیر در باب #سرشت جنسی انسان و تاریخ گونه انسان مرد و زن هر دو سیر فرگشتی با تنوع زیاد و سهل گیرانه جنسی داشتند و این پرهیز های جوامع ما چیزی مغایر با اون هست .
✅ با نگاهی گذرا به واقعیت زندگی مشترک میبینیم که پس از چندی هیچ هیجان جنسی بین دو طرف وجود نداره و بیشتر وابستگی و عادت و در بهترین حالت ها رفاقت و همدلی هست که تاثیر اصلی را در پایدار و طولانی نگه داشتن رابطه انجام می دهد و معمولا هر دو از این نداشتن هیجان احساس سرخوردگی دارند چون دارند نسخه ای را به اجرا می گذارند که مغایر با طبیعتشون هست ،
✅ پس وقتی گفتیم عشق یادگیری هست منظور این هست اون حالت بیمار گونه و ضربه پذیر خواستن یک نفر نتیجه #ترس از تنهایی و احساس تعلق نداشتن به یک #اجتماع همدل و همچنین نداشتن دسترسی راحت و بدون دغدغه فرهنگی و عقیدتی به سکس های ایمن هست . ✔️
شاد و سلامت باشید 🌹
🖋 #admin
@Hot_Cold 🔥❄️
@Hot_Cold_Science 📌
https://t.me/fanpersian/149
Telegram
Hot or Cold media +
Forwarded from >> Hot or Cold?! <<
وقتي دلت ميخواد دختر خوبی باشی ولی بدنت واسه گناه ساخته شده ⁉️
تحریف طبیعت انسان و ساخته شدن افسانه ها و داستان های مشترک مورد باور باعث شده تا طبیعی ترین گرایشات انسان ها انحراف تلقی شود و مفاهیم و ارزش های که بر مبنای منافع اقتصادی طبقاتی جوامع پسا کشاورزی شکل گرفته جای آن ها را بگیرد و جوامع انسانی به ظاهر متمدن را دچار تعارضات فراوان و خیانت ها و دروغ ها و خشونت ها و ناسازگاری های فراوان کند ...
خیلی از مفاهیم و ارزش های خوبی و بدی اموری نسبی و فرهنگی هستند و در ذاتشون خوبی و بدی نیست ، مثل مسائل جنسی که در فرهنگ ملل مختلف درجات مختلفی از شرم و حیا و همچنین درجات مختلفی از سهلگیرانه و یا سختگیری و متعصب بودن را برایش قائل هستند و خب الان ما با توجه به یافته های باستان شناسی و روانشناسی تکاملی میدونیم این گرایش هدیه طبیعت به ما برای مسالمت آمیز تر بودن جوامعمون بوده و الگوی طبیعی ما چیزی به غیر از الگوی مرسوم هست.
🖋 #admin
@Hot_Cold 🔥❄️
https://t.me/fanpersian/145
تحریف طبیعت انسان و ساخته شدن افسانه ها و داستان های مشترک مورد باور باعث شده تا طبیعی ترین گرایشات انسان ها انحراف تلقی شود و مفاهیم و ارزش های که بر مبنای منافع اقتصادی طبقاتی جوامع پسا کشاورزی شکل گرفته جای آن ها را بگیرد و جوامع انسانی به ظاهر متمدن را دچار تعارضات فراوان و خیانت ها و دروغ ها و خشونت ها و ناسازگاری های فراوان کند ...
خیلی از مفاهیم و ارزش های خوبی و بدی اموری نسبی و فرهنگی هستند و در ذاتشون خوبی و بدی نیست ، مثل مسائل جنسی که در فرهنگ ملل مختلف درجات مختلفی از شرم و حیا و همچنین درجات مختلفی از سهلگیرانه و یا سختگیری و متعصب بودن را برایش قائل هستند و خب الان ما با توجه به یافته های باستان شناسی و روانشناسی تکاملی میدونیم این گرایش هدیه طبیعت به ما برای مسالمت آمیز تر بودن جوامعمون بوده و الگوی طبیعی ما چیزی به غیر از الگوی مرسوم هست.
🖋 #admin
@Hot_Cold 🔥❄️
https://t.me/fanpersian/145
Telegram
Hot or Cold media +
Forwarded from 《 Hot or Cold 》 Science 🔍
#روانشناسی_تکاملی
«ما نوع خاصی از میمونها هستیم»
@Hot_Cold_Science 📌
برگردان: محمد رادفر
از کریستفر رایان و همسرش سیسیلدا جتا نویسندگان کتاب « ریشه سکس در ماقبل تاریخ» قبلا گزارشی ترجمه کردیم. کتاب آنها همچنان از پرفروش ترین هاست و در بسیاری از شهرهای امریکای شمالی و اروپا سفر انتشاراتی برای معرفی کتاب شان دارند. او برای سومین بار برای سخنرانی در TED دعوت شده است. ما گوشه هایی از سخنرانی محقق امریکایی را برای تان تهیه کردیم.
کریستوفر رایان با شوخ طبعی تمام سخنرانی اش را با این ادعا آغاز می کند که: « از نظر رفتار و اعمال جنسی، ما شاخه جدا شده ایی از نسل میمونها نیستیم. ما در حقیقت خودمان نوع خاصی از میمونها هستیم. نسبت شباهت و نزدیکی ما به شمپانزه و بانوبو بیشتر از شباهت آن دو به اورانگوتان، گوریل و سایر میمون سانان است.»
اما اینکه چه نوع خاصی از میمونها هستیم پرسشی است که زوج محقق سالهاست در باره آن کار می کنند. ما می دانیم که انسانها از ۲۰۰ هزار سال پیش فیزیک کنونی را کسب کرده اند و در ضمن می دانیم که فقط از حدود ۱۰ هزار سال پیش بود که بخشی از بشر در یک نقطه ماندگار شد و از طریق استفاده از مزرعه کشاورزی به تولید بیشتری دست یابد.
دکتر رایان قبل از هر چیز توجه حضار را به این واقعیت جلب می کند که بعد از مطرح شدن تئوری تکامل داروین، همواره یک شیوه روایت در باره رقابت زنان و مردان شکل گرفت. اعتقاد محافل علمی این بود که زنان و مردان در یک جدال دائم به سر می برند و اینکه مردان از بدو تاریخ طبیعی بشر، زنان را با غذا، امنیت و تهیه مکانی برای زندگی، وا می داشتند که وارد یک تعهد جنسی گردند.
این نوع تفسیر از زندگی اجتماعی اجداد اولیه به دلائل مختلف ثابت شده است که غلط است. بشر اولیه قبل از اختراع کشاورزی وقتی که در قبیله کوچ نشین و در یک سیستم « عدالت و مشارکت اجباری» زندگی می کرد رفتار جنسی زنان و مردان محدود به یک جمع دو نفره نمی شد و خبری از کنترل و تصاحب همدیگر نبود.
انسانها و اورانگوتان تنها حیوانات میمون سان هستند که از رو به رو با هم سکس دارند. این دو موجود تنها میمون هایی هستند که کیسه نگهداری تخم شان با فاصله از بدن شان قرار دارد. سخنران به این مثال در مورد فعال بودن و آماده بودن مردها بسنده می کند که داشتن کیسهِ تخم بیرون از بدنِ در مردان و اورانگوتان، شبیه داشتن یخچال پر از آبجوی خنک در زیرزمین است و طبیعتاً، مردی با یخچال خنک همیشه آماده است تا میزبان خوبی برای پارتی و ملاقات های جذاب باشد. به عبارتی مردان و اورانگوتان همیشه آماده سکس هستند.
داروین همانطور که به اعضای تناسلی شامپانزه ماده خیره می شد نمی توانست از مرز اندیشه های سنتی عبور کند و پیگیری نماید که هر شامپانزه ماده در هر ساعت بین ۱ تا ۴ بار با شامپانزه های مختلف درون گروه خود رابطه جنسی دارد. در حال حاضر می دانیم که انسانها دفعات سکس شان برای یک توِلید مثل ۱۰۰۰ بار است و میمون بانوبو ماده، در ۹۰ درصد دوران قاعدگی ماهانه، قادر به فعالیت جنسی می باشد.
دکتر رایان مثل همیشه به این سئوال و ابهام مجبور می شود جواب دهد که دیدگاه هایش، ترویج و تشویق رابطه آزاد جنسی را مد نظر قرار داده است در حالی که باز هم با شوخ طبعی از یک مثال طبیعی بهره می گیرد و می افزاید: « اگر بگوییم انسان ها به طور غریزی گوشتخوار بوده اند آیا بدین مفهوم است که گیاهخواری انسانهای معاصر بد و غلط است؟»
نشانه های باستان شناسی و تحقیقات اجتماعی با استاندارد سنتی ِ تعهد جنسی دونفر به هم، هماهنگی ندارد و جوامع بسیاری وجود دارند که از سیستم زن و شوهری (کلوپ جنسی دو نفره) بهره نمی گیرند. جوامعی هستند که فرزندان، چندین پدر دارند و جوامعی هم هستند که سکس هیچ رابطه ایی با شرم و گناه ندارد و …
سخنران تنها امیدش این است که به مخاطبانش بگوید: « تضاد و تناقض بین احساسی است که ما داریم و احساسی که به ما توصیه شده داشته باشیم.»
به نظر نویسندگان کتاب، زوج محقق کریستوفر رایان و سیسیلدا جتا، هدف اصلی شان این است که مردان از خودشان بپرسند چرا یک حق بی چون و چرا برای خود قائل هستند که رفتار جنسی زنان را مطابق ارزش های خود کنترل کنند؟ جنگ اصلی و واقعی باید با ارزش های سنتی باشد که نیاز وامیال انسانها را به تملک خصوصی در می اورد.
به عبارت دیگر مردان از مریخ نیامدند و زنان از ونوس. حقیقت این است که هم زنان و هم مردان از افریقا آمده اند.
بنمایه ها:
The vastness of human sexuality: Christopher Ryan at TED2013
https://goo.gl/xUVmjd
Sex at Dawn
@Hot_Cold_Science 📌
https://www.ted.com/talks/christopher_ryan_are_we_designed_to_be_sexual_omnivores
«ما نوع خاصی از میمونها هستیم»
@Hot_Cold_Science 📌
برگردان: محمد رادفر
از کریستفر رایان و همسرش سیسیلدا جتا نویسندگان کتاب « ریشه سکس در ماقبل تاریخ» قبلا گزارشی ترجمه کردیم. کتاب آنها همچنان از پرفروش ترین هاست و در بسیاری از شهرهای امریکای شمالی و اروپا سفر انتشاراتی برای معرفی کتاب شان دارند. او برای سومین بار برای سخنرانی در TED دعوت شده است. ما گوشه هایی از سخنرانی محقق امریکایی را برای تان تهیه کردیم.
کریستوفر رایان با شوخ طبعی تمام سخنرانی اش را با این ادعا آغاز می کند که: « از نظر رفتار و اعمال جنسی، ما شاخه جدا شده ایی از نسل میمونها نیستیم. ما در حقیقت خودمان نوع خاصی از میمونها هستیم. نسبت شباهت و نزدیکی ما به شمپانزه و بانوبو بیشتر از شباهت آن دو به اورانگوتان، گوریل و سایر میمون سانان است.»
اما اینکه چه نوع خاصی از میمونها هستیم پرسشی است که زوج محقق سالهاست در باره آن کار می کنند. ما می دانیم که انسانها از ۲۰۰ هزار سال پیش فیزیک کنونی را کسب کرده اند و در ضمن می دانیم که فقط از حدود ۱۰ هزار سال پیش بود که بخشی از بشر در یک نقطه ماندگار شد و از طریق استفاده از مزرعه کشاورزی به تولید بیشتری دست یابد.
دکتر رایان قبل از هر چیز توجه حضار را به این واقعیت جلب می کند که بعد از مطرح شدن تئوری تکامل داروین، همواره یک شیوه روایت در باره رقابت زنان و مردان شکل گرفت. اعتقاد محافل علمی این بود که زنان و مردان در یک جدال دائم به سر می برند و اینکه مردان از بدو تاریخ طبیعی بشر، زنان را با غذا، امنیت و تهیه مکانی برای زندگی، وا می داشتند که وارد یک تعهد جنسی گردند.
این نوع تفسیر از زندگی اجتماعی اجداد اولیه به دلائل مختلف ثابت شده است که غلط است. بشر اولیه قبل از اختراع کشاورزی وقتی که در قبیله کوچ نشین و در یک سیستم « عدالت و مشارکت اجباری» زندگی می کرد رفتار جنسی زنان و مردان محدود به یک جمع دو نفره نمی شد و خبری از کنترل و تصاحب همدیگر نبود.
انسانها و اورانگوتان تنها حیوانات میمون سان هستند که از رو به رو با هم سکس دارند. این دو موجود تنها میمون هایی هستند که کیسه نگهداری تخم شان با فاصله از بدن شان قرار دارد. سخنران به این مثال در مورد فعال بودن و آماده بودن مردها بسنده می کند که داشتن کیسهِ تخم بیرون از بدنِ در مردان و اورانگوتان، شبیه داشتن یخچال پر از آبجوی خنک در زیرزمین است و طبیعتاً، مردی با یخچال خنک همیشه آماده است تا میزبان خوبی برای پارتی و ملاقات های جذاب باشد. به عبارتی مردان و اورانگوتان همیشه آماده سکس هستند.
داروین همانطور که به اعضای تناسلی شامپانزه ماده خیره می شد نمی توانست از مرز اندیشه های سنتی عبور کند و پیگیری نماید که هر شامپانزه ماده در هر ساعت بین ۱ تا ۴ بار با شامپانزه های مختلف درون گروه خود رابطه جنسی دارد. در حال حاضر می دانیم که انسانها دفعات سکس شان برای یک توِلید مثل ۱۰۰۰ بار است و میمون بانوبو ماده، در ۹۰ درصد دوران قاعدگی ماهانه، قادر به فعالیت جنسی می باشد.
دکتر رایان مثل همیشه به این سئوال و ابهام مجبور می شود جواب دهد که دیدگاه هایش، ترویج و تشویق رابطه آزاد جنسی را مد نظر قرار داده است در حالی که باز هم با شوخ طبعی از یک مثال طبیعی بهره می گیرد و می افزاید: « اگر بگوییم انسان ها به طور غریزی گوشتخوار بوده اند آیا بدین مفهوم است که گیاهخواری انسانهای معاصر بد و غلط است؟»
نشانه های باستان شناسی و تحقیقات اجتماعی با استاندارد سنتی ِ تعهد جنسی دونفر به هم، هماهنگی ندارد و جوامع بسیاری وجود دارند که از سیستم زن و شوهری (کلوپ جنسی دو نفره) بهره نمی گیرند. جوامعی هستند که فرزندان، چندین پدر دارند و جوامعی هم هستند که سکس هیچ رابطه ایی با شرم و گناه ندارد و …
سخنران تنها امیدش این است که به مخاطبانش بگوید: « تضاد و تناقض بین احساسی است که ما داریم و احساسی که به ما توصیه شده داشته باشیم.»
به نظر نویسندگان کتاب، زوج محقق کریستوفر رایان و سیسیلدا جتا، هدف اصلی شان این است که مردان از خودشان بپرسند چرا یک حق بی چون و چرا برای خود قائل هستند که رفتار جنسی زنان را مطابق ارزش های خود کنترل کنند؟ جنگ اصلی و واقعی باید با ارزش های سنتی باشد که نیاز وامیال انسانها را به تملک خصوصی در می اورد.
به عبارت دیگر مردان از مریخ نیامدند و زنان از ونوس. حقیقت این است که هم زنان و هم مردان از افریقا آمده اند.
بنمایه ها:
The vastness of human sexuality: Christopher Ryan at TED2013
https://goo.gl/xUVmjd
Sex at Dawn
@Hot_Cold_Science 📌
https://www.ted.com/talks/christopher_ryan_are_we_designed_to_be_sexual_omnivores
Ted
Are we designed to be sexual omnivores?
An idea permeates our modern view of relationships: that men and women have always paired off in sexually exclusive relationships. But before the dawn of agriculture, humans may actually have been quite promiscuous. Author Christopher Ryan walks us through…
Forwarded from 《 Hot or Cold 》 Science 🔍
اکثر زوج ها مرا یاد اورانگوتانی می اندازند که سعی می کند ویولون بنوازد.
هونور دی بالزاک
@Hot_Cold_Science 📌
هونور دی بالزاک
@Hot_Cold_Science 📌
Forwarded from 《 Hot or Cold 》 Science 🔍
در ابتدای قرن بیست ویکم، هنوز هم ما گرفتار اظهارات بی پایه و اساسی هستیم که
مصرانه لذتِ ازدواج، کمرویی جنسی زنان و احساس رضایت نسبت به تک همسری را
می پندارند. همان طور که لورا کیپنس نویسنده و منتقد رسانه ها می گوید
دنیای امروز، ما زیر فشارِ ناشی از اضطرابِ رابطه های عاطفی جنسی هستیم... زیرا -
انتظار داریم احساس ما نسبت به شریک عاطفی جنسی مان و جذابیت های جنسی او -
برای ما، تا پایان عمر باقی بماند... حال آنکه کوهی از شواهد و مدارک وجود دارد که عملی بودن چنین چیزی را به چالش می طلبد
#کریستوفر_ریان
t.me/Hot_Cold_Science 📌
مصرانه لذتِ ازدواج، کمرویی جنسی زنان و احساس رضایت نسبت به تک همسری را
می پندارند. همان طور که لورا کیپنس نویسنده و منتقد رسانه ها می گوید
دنیای امروز، ما زیر فشارِ ناشی از اضطرابِ رابطه های عاطفی جنسی هستیم... زیرا -
انتظار داریم احساس ما نسبت به شریک عاطفی جنسی مان و جذابیت های جنسی او -
برای ما، تا پایان عمر باقی بماند... حال آنکه کوهی از شواهد و مدارک وجود دارد که عملی بودن چنین چیزی را به چالش می طلبد
#کریستوفر_ریان
t.me/Hot_Cold_Science 📌
Telegram
《 Hot or Cold 》 Science 🔍
وقتی آزمایش های متفاوت، نتایج یکسان و یکنواختی به شما می دهد، دیگر به عقیده و نظر شما بستگی ندارد. خوبی علم همین است،
چه به آن باور داشته باشید و چه نداشته باشید، راست است و حقیقت دارد. بخاطر این است که کارایی دارد و جواب می دهد.
@Kamran_shameless
چه به آن باور داشته باشید و چه نداشته باشید، راست است و حقیقت دارد. بخاطر این است که کارایی دارد و جواب می دهد.
@Kamran_shameless
Forwarded from 《 Hot or Cold 》 Science 🔍
#معرفی_کتاب
#روانشناسی_تکاملی
#سرشت_جنسی_انسان
#کریستوفر_ریان_و_ساسیلدا_جفا
سرشت جنسی انسان، فراز و نشیب روابط جنسی از ماقبل تاریخ تا به امروز نوشته کریستوفر ریان و ساسیلدا جفا است.
کتابی بحث بر انگیز که رویکرد آن به موضوعات مختلف، تمام تصورات شما در زمینهٔ سکس، ازدواج، خانواده و جامعه را به چالش میگیرد.
@Hot_Cold_Science 📌
#روانشناسی_تکاملی
#سرشت_جنسی_انسان
#کریستوفر_ریان_و_ساسیلدا_جفا
سرشت جنسی انسان، فراز و نشیب روابط جنسی از ماقبل تاریخ تا به امروز نوشته کریستوفر ریان و ساسیلدا جفا است.
کتابی بحث بر انگیز که رویکرد آن به موضوعات مختلف، تمام تصورات شما در زمینهٔ سکس، ازدواج، خانواده و جامعه را به چالش میگیرد.
@Hot_Cold_Science 📌
https://t.me/Hot_Cold_Science/277
⭕️ چرا خواب میبینیم و علت های علمی آن چیست⁉️
⏰#خواب دیدن و علت های آن
▪️قسمت اول
✍ در یک دوران زندگی عادی هر انسانی حدوداً 6 سال از عمر خود را در خواب دیدن می گذراند.
خواب دیدن همواره برای انسان یکی از عجایب
بوده است و توضیحات بسیار مختلفی در طول
تاریخ برای تشریح خواب دیدن آورده شده است. بسیاری از مردم اعتقاد دارند خواب دیدن آنها متاثر از وجود عالمی فرا مادی است و وجود روح است. ⚠
🔰این درحالی است که خواب دیدن هیچ
ارتباطی به وجود روح ندارد. حیوانات نیز بر
اساس آزمایش هایی که انجام گرفته است خواب می بینند، همچنین تحقیقات علمی نشان داده اند،افرادی که مادرزاد نابینا هستند و هرگز بینایی نداشته اند، در هنگام خواب رویاهای تصویری نمی بینند، زیرا مغز این افراد با دیدن آشنا نیست و تجربه آنرا ندارند.
🔰در مورد اینکه چرا انسانها خواب می بینند
تئوری های مختلفی وجود دارد، فروید معتقد بود
خوابهای انسان برگرفته از تلاش ضمیر
ناخودآگاه ذهن انسان است برای دست یابی به
چیزهایی که وقتی ما بیدار هستیم دسترسی به آنها نداریم. شاگرد او کارل یانگ تئوری استاد را قبول نداشت و معتقد بود رویا دیدن
برخواسته از ضمیر خودآگاه انسان است که
تلاش می کند مشکلات ما را که در حال بیداری با آن روبرو هستیم حل کند.
✅ اما چیره ترین تئوری موجود برای توضیح
خواب مربوط به آلان هابسون و رابرت مک
کارلی است که توضیحی مرتبط با فیزیولوژی
ارائه می کند. مطالعه آنچه در هنگام خواب بر
مغز انسان می گذرد باعث شد آنها به این نتیجه
برسند که خواب دیدن نتیجه برانگیزش های
تصادفی مغز است که حافظه های باقی مانده
از آثار تجربیات حسی پیشین را بویژه از بخش
حافظه موقت مغز که دسترسی سریعتر و
آسانتری به آن مقدور است بازپردازش می کند،
این تئوریActivation-Synthesis
نام دارد و از سال 1973 تاکنون معتبرترین
تئوری توضیح خواب به شمار می رود.
ادامه مطلب...
قسمت دوم 👇
https://t.me/Hot_Cold_Science/173
قسمت سوم 👇
https://t.me/Hot_Cold_Science/174
قسمت چهارم (پایانی) 👇
https://t.me/Hot_Cold_Science/176
آیا می دانید علت بَختَک چیست؟ 👇
https://t.me/Hot_Cold_Science/225
🎥چرا خواب میبینیم؟
معنی خوابهایی که میبینیم چی هستند؟
این ویدیو بطور حتم به بسیاری از سوالات شما در مورد خواب جواب خواهد داد. ✔️👇
⭕️ چرا خواب میبینیم و علت های علمی آن چیست⁉️
⏰#خواب دیدن و علت های آن
▪️قسمت اول
✍ در یک دوران زندگی عادی هر انسانی حدوداً 6 سال از عمر خود را در خواب دیدن می گذراند.
خواب دیدن همواره برای انسان یکی از عجایب
بوده است و توضیحات بسیار مختلفی در طول
تاریخ برای تشریح خواب دیدن آورده شده است. بسیاری از مردم اعتقاد دارند خواب دیدن آنها متاثر از وجود عالمی فرا مادی است و وجود روح است. ⚠
🔰این درحالی است که خواب دیدن هیچ
ارتباطی به وجود روح ندارد. حیوانات نیز بر
اساس آزمایش هایی که انجام گرفته است خواب می بینند، همچنین تحقیقات علمی نشان داده اند،افرادی که مادرزاد نابینا هستند و هرگز بینایی نداشته اند، در هنگام خواب رویاهای تصویری نمی بینند، زیرا مغز این افراد با دیدن آشنا نیست و تجربه آنرا ندارند.
🔰در مورد اینکه چرا انسانها خواب می بینند
تئوری های مختلفی وجود دارد، فروید معتقد بود
خوابهای انسان برگرفته از تلاش ضمیر
ناخودآگاه ذهن انسان است برای دست یابی به
چیزهایی که وقتی ما بیدار هستیم دسترسی به آنها نداریم. شاگرد او کارل یانگ تئوری استاد را قبول نداشت و معتقد بود رویا دیدن
برخواسته از ضمیر خودآگاه انسان است که
تلاش می کند مشکلات ما را که در حال بیداری با آن روبرو هستیم حل کند.
✅ اما چیره ترین تئوری موجود برای توضیح
خواب مربوط به آلان هابسون و رابرت مک
کارلی است که توضیحی مرتبط با فیزیولوژی
ارائه می کند. مطالعه آنچه در هنگام خواب بر
مغز انسان می گذرد باعث شد آنها به این نتیجه
برسند که خواب دیدن نتیجه برانگیزش های
تصادفی مغز است که حافظه های باقی مانده
از آثار تجربیات حسی پیشین را بویژه از بخش
حافظه موقت مغز که دسترسی سریعتر و
آسانتری به آن مقدور است بازپردازش می کند،
این تئوریActivation-Synthesis
نام دارد و از سال 1973 تاکنون معتبرترین
تئوری توضیح خواب به شمار می رود.
ادامه مطلب...
قسمت دوم 👇
https://t.me/Hot_Cold_Science/173
قسمت سوم 👇
https://t.me/Hot_Cold_Science/174
قسمت چهارم (پایانی) 👇
https://t.me/Hot_Cold_Science/176
آیا می دانید علت بَختَک چیست؟ 👇
https://t.me/Hot_Cold_Science/225
🎥چرا خواب میبینیم؟
معنی خوابهایی که میبینیم چی هستند؟
این ویدیو بطور حتم به بسیاری از سوالات شما در مورد خواب جواب خواهد داد. ✔️👇
Telegram
《 Hot or Cold 》 Science 🔍
😴 موضوع: چرا خواب میبینیم؟👆
معنی خوابهایی که میبینیم چی هستن؟
این ویدیو بطور حتم به بسیاری از سوالات شما در مورد خواب جواب خواهد داد.
@Hot_Cold_Science 📌
معنی خوابهایی که میبینیم چی هستن؟
این ویدیو بطور حتم به بسیاری از سوالات شما در مورد خواب جواب خواهد داد.
@Hot_Cold_Science 📌
#جبر
#جبر_مطلق
#افسانه_اراده_آزاد
#خلاقیت
#نوروساینس
⭕️ آیا نحوه بروز تخیلات و تصمیمات رندوم است و یا حاصل اراده آزاد⁉️
🖋 به قلم #دکتر_قبادیان
@Hot_Cold_Science 📌
✅ هر جرقه و انتخابی در مغز به دنبال همهمه سیناپسی، رخ می دهد.
✍ فی الواقع شما بسته به محرکهای مختلف و تجربیات زندگی روزمره و فرهنگ و پارامترهای دیگر، یک بانک اطلاعاتی در مغز خود دارید.
ارزش یا اثر گذاری این اطلاعات در زمان پردازش یا انتخاب، بستگی به مسائل مختلفی مثل میزان تکرار، میزان اهمیت، آخرین بازیابی از حافظه و... دارد. به عنوان مثال هر چه یک تجربه برای شما بیشتر تکرار شود، سیناپس های متعدد و مستحکم تری درست می کند.
این سیناپس های مستحکم، هنگام یک انتخاب، در بین همهمه نورونی و نجواهای متعدد، صدای بیشتری دارند.
با افزایش یکی از همهمه ها، و رسیدن آن به آستانه شلیک، انتخاب شما صورت گرفته و باقی همهمه ها سرکوب می شوند.
حالا یک مثال:👇
فرض کنید مغز شما یک سالن بزرگ کنسرت است و 100000 نفر هم (نورون های شما) آنجا حضور دارند.
حالا خواننده آقای ابی از جمعیت نورونی می پرسد: چی براتون بخونم؟
5000 نفر دارند داد می زنند "خلیج فارس"...
500 نفر داد می زنند "کی اشکاتو پاک می کنه"
40000 نفر داد می زنند "حالا راه تو دوره"
و...
در واقع در بین همهمه ها، آن همهمه بزرگتر به آستانه شلیک سیناپسی می رسد و انتخاب صورت می گیرد.
عیناً همین قضیه در مورد هر انتخابی صادق است.
مثلاً چرا وقتی از شما می پرسم چه غذایی دوست دارید، چلوکباب یا قرمه سبزی را انتخاب می کنید و پاچه اختاپوس یا خوراک لارو حشرات را انتخاب نمی کنید؟
علت این است که این دو تا غذای اخیر و نامانوس، در همهمه سیناپسی و تجربیات زیستی شما جایی ندارند که به آستانه شلیک برسند.
درست مثل وقتی که در آن کنسرت، کسی از ابی نمی خواهد "گل پری جون" بخواند. این مورد، هیچ همهمه ای در بین جمعیّت ندارد که انتخاب شود.
لذا به عنوان یک جمع بندی، هیچ انتخابی آزاد نیست و به نوعی هر تصمیم یا جرقه، تابع داده های بانک اطلاعاتی ناشی از تجربیات ماست.
البته مداربندی مغز آدم ها، نوروآناتومی خاص خودشان را دارد. شما ممکن است در یک رشته خلاقتر باشید یا توان تجسّم بهتری از موضوعات داشته باشید و در کنار یک بانک اطلاعاتی خوب (که می تواند حاصل تحصیل شما باشد) به یک دستاورد بزرگ برسید.
اما مکانیسم احتمالاً رندوم نیست.
برای مطالعه بیشتر:👇
https://t.me/Hot_Cold_Science/663
#جبر_مطلق
#افسانه_اراده_آزاد
#خلاقیت
#نوروساینس
⭕️ آیا نحوه بروز تخیلات و تصمیمات رندوم است و یا حاصل اراده آزاد⁉️
🖋 به قلم #دکتر_قبادیان
@Hot_Cold_Science 📌
✅ هر جرقه و انتخابی در مغز به دنبال همهمه سیناپسی، رخ می دهد.
✍ فی الواقع شما بسته به محرکهای مختلف و تجربیات زندگی روزمره و فرهنگ و پارامترهای دیگر، یک بانک اطلاعاتی در مغز خود دارید.
ارزش یا اثر گذاری این اطلاعات در زمان پردازش یا انتخاب، بستگی به مسائل مختلفی مثل میزان تکرار، میزان اهمیت، آخرین بازیابی از حافظه و... دارد. به عنوان مثال هر چه یک تجربه برای شما بیشتر تکرار شود، سیناپس های متعدد و مستحکم تری درست می کند.
این سیناپس های مستحکم، هنگام یک انتخاب، در بین همهمه نورونی و نجواهای متعدد، صدای بیشتری دارند.
با افزایش یکی از همهمه ها، و رسیدن آن به آستانه شلیک، انتخاب شما صورت گرفته و باقی همهمه ها سرکوب می شوند.
حالا یک مثال:👇
فرض کنید مغز شما یک سالن بزرگ کنسرت است و 100000 نفر هم (نورون های شما) آنجا حضور دارند.
حالا خواننده آقای ابی از جمعیت نورونی می پرسد: چی براتون بخونم؟
5000 نفر دارند داد می زنند "خلیج فارس"...
500 نفر داد می زنند "کی اشکاتو پاک می کنه"
40000 نفر داد می زنند "حالا راه تو دوره"
و...
در واقع در بین همهمه ها، آن همهمه بزرگتر به آستانه شلیک سیناپسی می رسد و انتخاب صورت می گیرد.
عیناً همین قضیه در مورد هر انتخابی صادق است.
مثلاً چرا وقتی از شما می پرسم چه غذایی دوست دارید، چلوکباب یا قرمه سبزی را انتخاب می کنید و پاچه اختاپوس یا خوراک لارو حشرات را انتخاب نمی کنید؟
علت این است که این دو تا غذای اخیر و نامانوس، در همهمه سیناپسی و تجربیات زیستی شما جایی ندارند که به آستانه شلیک برسند.
درست مثل وقتی که در آن کنسرت، کسی از ابی نمی خواهد "گل پری جون" بخواند. این مورد، هیچ همهمه ای در بین جمعیّت ندارد که انتخاب شود.
لذا به عنوان یک جمع بندی، هیچ انتخابی آزاد نیست و به نوعی هر تصمیم یا جرقه، تابع داده های بانک اطلاعاتی ناشی از تجربیات ماست.
البته مداربندی مغز آدم ها، نوروآناتومی خاص خودشان را دارد. شما ممکن است در یک رشته خلاقتر باشید یا توان تجسّم بهتری از موضوعات داشته باشید و در کنار یک بانک اطلاعاتی خوب (که می تواند حاصل تحصیل شما باشد) به یک دستاورد بزرگ برسید.
اما مکانیسم احتمالاً رندوم نیست.
برای مطالعه بیشتر:👇
https://t.me/Hot_Cold_Science/663
Telegram
《 Hot or Cold 》 Science 🔍
⭕️ در باب #اراده_آزاد #اختیار #جبرگرایی
آیا مجازات کیفری علمی و اخلاقیست ⁉️
@Hot_Cold_Science 📌
✍️ به قلم دکتر قبادیان
اولین نکته ای که لازم است روشن شود مفهوم "اراده آزاد" است که در فارسی باز هم ما مشکل معنایی و لغوی داریم.
در لاتین ما از دو سنخ معنا…
آیا مجازات کیفری علمی و اخلاقیست ⁉️
@Hot_Cold_Science 📌
✍️ به قلم دکتر قبادیان
اولین نکته ای که لازم است روشن شود مفهوم "اراده آزاد" است که در فارسی باز هم ما مشکل معنایی و لغوی داریم.
در لاتین ما از دو سنخ معنا…
⭕️ #پرسش طرح شده توسط دکتر #قبادیان ❓
@Hot_Cold_Science 📌
✍ میخواستم از دوستان تقاضا کنم تجسم خودشون رو از کلونی انسان ۱۲۰۰۰ سال پیش برای ما بیان کنند.
بهطور مثال بفرمایید:
گروههای انسانی چند نفره بودند؟
چه میزان قرابت ژنی بین افراد گروه بود؟
چه میپوشیدند؟
چه میخوردند؟
کجا زندگی میکردند؟
سلسله مراتب در گروه چگونه بود؟
رفتار جفتگزینی و تولیدمثلی چه بود؟
فرزندان چطور پرورش مییافتند؟
دشمن طبیعی انسان چه بود؟
ابزارها در چه حد تکامل پیدا کرده بودند؟
گروههای انسانی، چه میزان باهم مواجهه داشتند؟
رفتار گروهها با هم چگونه بود؟
داد و ستد معنی داشت یا خیر؟
تبادل افراد بین گروهها چطور؟
جنگها چگونه بود؟
اتحادها چطور؟
آیا آدمخواری وجود داشت؟
بردهداری چطور؟
زبان در چه شرایطی بود؟
خط چطور؟
آیا هیچ حیوانی اهلی شده بود؟
مفاهیمی مثل عشق بدین شکل مفهوم داشت؟
باورهای متافیزیکی در چه سمت و سویی بود؟
چه چیزهایی مقدس بود؟
نحوه استدلال و استنتاج انسان چگونه بود؟
باور به مرگ و زندگی بعد از مرگ چطور؟
آیا در کنار هموساپینسها، هنوز انسانهای دیگری وجود داشتند؟
آیا مفاهیمی مثل شرم شناخته شده بود؟
ایثار چطور؟
ریا و تزویر در کار بود؟
و...
پاسخ و نظر دکتر #قبادیان درباره پرسش مطرح شده 👇
✅ قسمت اول 👇
https://t.me/Hot_Cold_Science/854
✅ قسمت دوم و پایانی 👇
https://t.me/Hot_Cold_Science/855
تعدادی از نظرات جالب توجه هموندان 👇
https://t.me/Hot_Cold_Science/856
https://t.me/Hot_Cold_Science/852
https://t.me/Hot_Cold_Science/853
@Hot_Cold_Science 📌
✍ میخواستم از دوستان تقاضا کنم تجسم خودشون رو از کلونی انسان ۱۲۰۰۰ سال پیش برای ما بیان کنند.
بهطور مثال بفرمایید:
گروههای انسانی چند نفره بودند؟
چه میزان قرابت ژنی بین افراد گروه بود؟
چه میپوشیدند؟
چه میخوردند؟
کجا زندگی میکردند؟
سلسله مراتب در گروه چگونه بود؟
رفتار جفتگزینی و تولیدمثلی چه بود؟
فرزندان چطور پرورش مییافتند؟
دشمن طبیعی انسان چه بود؟
ابزارها در چه حد تکامل پیدا کرده بودند؟
گروههای انسانی، چه میزان باهم مواجهه داشتند؟
رفتار گروهها با هم چگونه بود؟
داد و ستد معنی داشت یا خیر؟
تبادل افراد بین گروهها چطور؟
جنگها چگونه بود؟
اتحادها چطور؟
آیا آدمخواری وجود داشت؟
بردهداری چطور؟
زبان در چه شرایطی بود؟
خط چطور؟
آیا هیچ حیوانی اهلی شده بود؟
مفاهیمی مثل عشق بدین شکل مفهوم داشت؟
باورهای متافیزیکی در چه سمت و سویی بود؟
چه چیزهایی مقدس بود؟
نحوه استدلال و استنتاج انسان چگونه بود؟
باور به مرگ و زندگی بعد از مرگ چطور؟
آیا در کنار هموساپینسها، هنوز انسانهای دیگری وجود داشتند؟
آیا مفاهیمی مثل شرم شناخته شده بود؟
ایثار چطور؟
ریا و تزویر در کار بود؟
و...
پاسخ و نظر دکتر #قبادیان درباره پرسش مطرح شده 👇
✅ قسمت اول 👇
https://t.me/Hot_Cold_Science/854
✅ قسمت دوم و پایانی 👇
https://t.me/Hot_Cold_Science/855
تعدادی از نظرات جالب توجه هموندان 👇
https://t.me/Hot_Cold_Science/856
https://t.me/Hot_Cold_Science/852
https://t.me/Hot_Cold_Science/853
Telegram
《 Hot or Cold 》 Science 🔍
⭕️ پاسخ و نظر دکتر #قبادیان درباره پرسش مطرح شده 👇
✍ و اما نظرات بنده که برخی متکی بر یافتههای علمی و برخی گمانهزنیهای شخصی متکی بر شواهد علمی است.
@Hot_Cold_Science 📌
🔰 قسمت اول 👇
قبل از هر چیز باید عرض کنم که انسان حدود ۱۲۰۰۰ سال پیش، آخرین قرون…
✍ و اما نظرات بنده که برخی متکی بر یافتههای علمی و برخی گمانهزنیهای شخصی متکی بر شواهد علمی است.
@Hot_Cold_Science 📌
🔰 قسمت اول 👇
قبل از هر چیز باید عرض کنم که انسان حدود ۱۲۰۰۰ سال پیش، آخرین قرون…
《 Hot or Cold 》 Science 🔍
⭕️ #پرسش طرح شده توسط دکتر #قبادیان ❓ @Hot_Cold_Science 📌 ✍ میخواستم از دوستان تقاضا کنم تجسم خودشون رو از کلونی انسان ۱۲۰۰۰ سال پیش برای ما بیان کنند. بهطور مثال بفرمایید: گروههای انسانی چند نفره بودند؟ چه میزان قرابت ژنی بین افراد گروه بود؟ چه میپوشیدند؟…
درود برشما 🌺
پاسخ به این سؤالات به نظرم یک کتاب کامل میشود!
در بعضی موارد هم اطلاعات دقیقی در دسترس نیست. پاسخ تعدادی را هم دوستان میتوانند در کتاب انسان خردمند پیدا کنند،
من یکیش را با اجازه پاسخ میدم، اگر صحیح باشه، (در کتاب هم یافتههای قبلی ذکر شده) .
قبلا تصور میشد هومو فلورنسیس تا 11000 سال پیش وجود داشته
اما تحقیقات اخیر نشان داده حدود پنجاه هزار سال پیش منقرض شده که مصادف با ورود انسان خردمند به آن منطقه ست.
فسیلهای این گونه ابتدا در غار لیانگ بوا در جزیره فلورس اندونزی کشف شدند(2003)
این گونه تحت پدیده ای به نام انقباض جزیرهای، به شکلی کوتوله فرگشت یافته، حدودا یک متر قد و سی کیلو وزن داشته،
اجدادش احتمالا هنگامیکه سطح آب اقیانوس پایین تر بوده به این جزیره رسیدند و هنگامیکه آب بالا رفته اونجا گیر افتادند.
موجودات در جزیره نسبت به اجداد خود تمایل به بزرگتر شدن یا کوچکتر شدن دارند
اینجا انتخاب طبیعی طرفدار جثه کوچکتر بوده.
پس به احتمال زیاد در آن زمان فقط انسان خردمند وجود داشته، بدون رقیب.
✍ علیرضا
@Hot_Cold_Science 📌
پاسخ به این سؤالات به نظرم یک کتاب کامل میشود!
در بعضی موارد هم اطلاعات دقیقی در دسترس نیست. پاسخ تعدادی را هم دوستان میتوانند در کتاب انسان خردمند پیدا کنند،
من یکیش را با اجازه پاسخ میدم، اگر صحیح باشه، (در کتاب هم یافتههای قبلی ذکر شده) .
قبلا تصور میشد هومو فلورنسیس تا 11000 سال پیش وجود داشته
اما تحقیقات اخیر نشان داده حدود پنجاه هزار سال پیش منقرض شده که مصادف با ورود انسان خردمند به آن منطقه ست.
فسیلهای این گونه ابتدا در غار لیانگ بوا در جزیره فلورس اندونزی کشف شدند(2003)
این گونه تحت پدیده ای به نام انقباض جزیرهای، به شکلی کوتوله فرگشت یافته، حدودا یک متر قد و سی کیلو وزن داشته،
اجدادش احتمالا هنگامیکه سطح آب اقیانوس پایین تر بوده به این جزیره رسیدند و هنگامیکه آب بالا رفته اونجا گیر افتادند.
موجودات در جزیره نسبت به اجداد خود تمایل به بزرگتر شدن یا کوچکتر شدن دارند
اینجا انتخاب طبیعی طرفدار جثه کوچکتر بوده.
پس به احتمال زیاد در آن زمان فقط انسان خردمند وجود داشته، بدون رقیب.
✍ علیرضا
@Hot_Cold_Science 📌
《 Hot or Cold 》 Science 🔍
⭕️ #پرسش طرح شده توسط دکتر #قبادیان ❓ @Hot_Cold_Science 📌 ✍ میخواستم از دوستان تقاضا کنم تجسم خودشون رو از کلونی انسان ۱۲۰۰۰ سال پیش برای ما بیان کنند. بهطور مثال بفرمایید: گروههای انسانی چند نفره بودند؟ چه میزان قرابت ژنی بین افراد گروه بود؟ چه میپوشیدند؟…
من فکر میکنم که اجداد ما در ۱۲۰۰۰ سال قبل در گروههای ۳۰ یا ۴۰ نفر زندگی میکردند. همه افراد قبیله با هم فامیل بودند و بیشتر ازدواجها درون قبیلهای بود. ازدواج با افراد سایر قبایل رسم نبود مگر اینکه بزرگان یک قبیله برای اتحاد و دوستی با قبیله مجاور اجازه میدادند که چنین ازدواجی صورت بگیرد.
مردان قبیله به شکار میرفتند و زنها خوراک جمع میکردند. تنوع غذایی بالایی داشتند بخصوص آنها که در مناطق معتدل و گرمسیر زندگی میکردند. انواع و اقسام گیاهان و حبوبات را میشناختند.
محل زندگی آنها وابسته به امکانات موجود در محیط زندگیشان بود. غارها و فرورفتگیهای طبیعی بهترین گزینه بودند اگر که در دسترس بودند وگرنه برای خودشان با مصالح موجود در محیط آلاچیق درست میکردند.
لباسهای اجداد ما هم از مواد موجود در محیط بود. پوست حیوانات و یا برگ و لیف گیاهان. حدس میزنم که در آن زمان لباسها خیلی ساده و ابتدایی هم نبودند و انسانها هنر خیاطی را تا حدی میدانستند.
نه تنها انواع ابزارهای سنگی و پرتابی داشتند، بلکه قادر بودند انواع تلههای پیچیده را نیز بسازند. میتوانستند رد شکار را تا چندین کیلومتر دنبال کنند و هنرهای متعددی داشتند که در طول زمان فراموش شده است.
زندگی اجتماعی آنها نیز پیچیده بود. مفهوم شرم را نمیدانم اما ریا و تزویر و ایثار را حتما میشناختند.
اشتباه است اگر فکر کنیم که شرایط زندگی انسانها خوراکجوی نیاز به مغز پیچیده نداشته است.
✍ امیر رحمانی
@Hot_Cold_Science 📌
مردان قبیله به شکار میرفتند و زنها خوراک جمع میکردند. تنوع غذایی بالایی داشتند بخصوص آنها که در مناطق معتدل و گرمسیر زندگی میکردند. انواع و اقسام گیاهان و حبوبات را میشناختند.
محل زندگی آنها وابسته به امکانات موجود در محیط زندگیشان بود. غارها و فرورفتگیهای طبیعی بهترین گزینه بودند اگر که در دسترس بودند وگرنه برای خودشان با مصالح موجود در محیط آلاچیق درست میکردند.
لباسهای اجداد ما هم از مواد موجود در محیط بود. پوست حیوانات و یا برگ و لیف گیاهان. حدس میزنم که در آن زمان لباسها خیلی ساده و ابتدایی هم نبودند و انسانها هنر خیاطی را تا حدی میدانستند.
نه تنها انواع ابزارهای سنگی و پرتابی داشتند، بلکه قادر بودند انواع تلههای پیچیده را نیز بسازند. میتوانستند رد شکار را تا چندین کیلومتر دنبال کنند و هنرهای متعددی داشتند که در طول زمان فراموش شده است.
زندگی اجتماعی آنها نیز پیچیده بود. مفهوم شرم را نمیدانم اما ریا و تزویر و ایثار را حتما میشناختند.
اشتباه است اگر فکر کنیم که شرایط زندگی انسانها خوراکجوی نیاز به مغز پیچیده نداشته است.
✍ امیر رحمانی
@Hot_Cold_Science 📌
《 Hot or Cold 》 Science 🔍
⭕️ #پرسش طرح شده توسط دکتر #قبادیان ❓ @Hot_Cold_Science 📌 ✍ میخواستم از دوستان تقاضا کنم تجسم خودشون رو از کلونی انسان ۱۲۰۰۰ سال پیش برای ما بیان کنند. بهطور مثال بفرمایید: گروههای انسانی چند نفره بودند؟ چه میزان قرابت ژنی بین افراد گروه بود؟ چه میپوشیدند؟…
⭕️ پاسخ و نظر دکتر #قبادیان درباره پرسش مطرح شده 👇
✍ و اما نظرات بنده که برخی متکی بر یافتههای علمی و برخی گمانهزنیهای شخصی متکی بر شواهد علمی است.
@Hot_Cold_Science 📌
🔰 قسمت اول 👇
قبل از هر چیز باید عرض کنم که انسان حدود ۱۲۰۰۰ سال پیش، آخرین قرون یخبندان موخر را طی میکرده و به مرور آب و هوا بهتر میشده است.
اولین پیامد پایان دوران یخبندان، بالا آمدن سطح آب دریاهای آزاد، به واسطه ذوب شدن قسمتی از یخهای کره زمین خواهد بود.
در این دوران، احتمالا مرکزیت تجمع گروههای انسانی، هر چه بیشتر در مدارهای مرکزی و دور از قطب بوده است ولی به مرور زمان و اعتدال هوا، پراکنش به سمتهای دیگر هم افزایش مییابد.
شاید یک نقطه کلیدی در گوناگونیهای بعدی، بالا آمدن سطح آبها و جدا افتادن برخی گروههای انسانی از بقیه است.
این رخداد بسیار پیش از آن و در دوره های متمادی رخ میداده و احتمالا در دوره آخر، بهدلیل تواناییهای بیشتر انسان، منجر به پیدایش گونههای جدید نشده است و فقط تفاوتها را تا حدی دامن زده.
سروران بهدرستی اشاره فرمودند و احتمالا گروههای انسانی زیر صد نفر بوده اند.
ظاهرا حتی امروز، شرایط اوپتیموم زادآوری، وصلت عموزادگان ( یه عمه / خاله / دایی زادگان) نسل سوم و چهارم است. به زبان ساده شما احتمالا به نوه عمه مادرتان متمایل خواهید بود!
از نظر تعداد نفوس، احتمالا با توجه به امید به زندگی و میانگین طول عمر، تا وقتی پدربزرگ/مادربزرگ یا ندرتا جد زنده است، انسجام یک گروه میتواند محفوظ بماند. این متکی بر میزان قرابت خونی افراد قبیله و سلسله مراتبی است که هنوز در بین ما وجود دارد.
میتوان تصور کرد با مرگ مادرشاه نانای (بخوانید ننه) کم کم گروه که بیش از حد بزرگ شده، و حالا افراد آن قرابت خونی خیلی نزدیک با هم ندارند، بر سر منابع و غذا و... دچار اختلافات درونی و نهایتا انشقاق میشوند.
با وجود فقدان یکجانشینی، احتمالا گروهها در مرز ۱۰۰ نفر یا کمتر، تقسیم شده، هر کدام به سمتی میرفتند.
چه میپوشیدند؟
به گمان من با توجه به سپری شدن عصر یخبندان، انسان آشنایی کامل با البسه تهیه شده از پوست حیوانات داشته است.
باقی تنپوشها، وابسته به محل زیست و شرایط اقلیمی بوده است.
انسان با بافت آشنا نبوده است.
تنپوشها، تنها ارزش گرم کردن یا حفاظت نداشتهاند و قطعا بسیاری زیورآلات ابتدایی و آرایههای دیگر در کار بوده است.
انسان حتی گاهی با میوهجات و خوراکیهای دیگر خود را میپوشانده یا آرایش میکرده.
به شکل جالب توجهی، آویزان کردن خوراکیها از بدن، نشانه زیور و غنا و مرتبه بوده است.
چه میخوردند؟
جواب این سوال، عمیقا وابسته به محل زیست کلونیها است ولی حداقل در باب همهچیزخواری انسان شکی نداریم.
احتمالا حشرات (بخصوص کرمها و...) یکی از مهمترین منابع پروتئینی بودهاند.
منابع گیاهی هم در انواع مختلف، از ریشه تا میوه، اهم منبع کربوهیدرات بودهاند.
به گمان من در باب شکار، اندکی تصور ما خارج از واقع است و بسته به نوع اقلیم و پوشش گیاهی و ناهمواریهای زمین، شکار، با پای پیاده و دست خالی، میتواند یک رخداد نادر و بسیار سخت باشد.
یعنی اگر فرض کنیم یک بز کوهی، میتواند در شیبهای تند کوهستان، گرفتار یک گروه شکارچی با دست تقریبا خالی بشود، باید عرض کنم که ساده نیست.
دنبال کردن چندین روزه یک شکار، با توجه به تعداد نفرات، و سهم هر کس، مقداری از نظر میزان زمان و مصرف انرژی و نتیجه، مقرون به صرفه نخواهد بود و به گمان من امری هر روزی و همیشه موفق نبوده است.
از این نظر احتمالا گوشت، کالای بسیار ارزشمند بوده است و تا مغز استخوان تناول میشده.
پوست هم به عنوان پوشش، سرنوشت ساز بوده است.
باقی موارد و حتی دندان و استخوان و احشای حیوان احتمالا بسیار ارزشمند بودهاند و فیالمثل رودهها بهترین بند طبیعی به حساب می آمده و در شکلگیری ابزارهای مرکب دخیل.
انسان با صید و دامگذاری آشنا بوده و تمدنها در حاشیه آبها، منابع دریایی را قطعا در دسترس قرار میداده.
آبزیان، صدفها، خرچنگها، و... هم در برخی مناطق ارزش تغذیهای و زیورآلاتی داشته و گاهی در دادوستد بکار میرفته.
به احتمال قریب به یقین، انسان با انواعی از ساز، مثل ساز کوبهای، انواع ابتدایی بوق و نی و فلوت، آشنایی داشته.
آتش هم که خودش یک مثنوی است، صد من!
ادامه در قسمت دوم و پایانی 👇
✍ و اما نظرات بنده که برخی متکی بر یافتههای علمی و برخی گمانهزنیهای شخصی متکی بر شواهد علمی است.
@Hot_Cold_Science 📌
🔰 قسمت اول 👇
قبل از هر چیز باید عرض کنم که انسان حدود ۱۲۰۰۰ سال پیش، آخرین قرون یخبندان موخر را طی میکرده و به مرور آب و هوا بهتر میشده است.
اولین پیامد پایان دوران یخبندان، بالا آمدن سطح آب دریاهای آزاد، به واسطه ذوب شدن قسمتی از یخهای کره زمین خواهد بود.
در این دوران، احتمالا مرکزیت تجمع گروههای انسانی، هر چه بیشتر در مدارهای مرکزی و دور از قطب بوده است ولی به مرور زمان و اعتدال هوا، پراکنش به سمتهای دیگر هم افزایش مییابد.
شاید یک نقطه کلیدی در گوناگونیهای بعدی، بالا آمدن سطح آبها و جدا افتادن برخی گروههای انسانی از بقیه است.
این رخداد بسیار پیش از آن و در دوره های متمادی رخ میداده و احتمالا در دوره آخر، بهدلیل تواناییهای بیشتر انسان، منجر به پیدایش گونههای جدید نشده است و فقط تفاوتها را تا حدی دامن زده.
سروران بهدرستی اشاره فرمودند و احتمالا گروههای انسانی زیر صد نفر بوده اند.
ظاهرا حتی امروز، شرایط اوپتیموم زادآوری، وصلت عموزادگان ( یه عمه / خاله / دایی زادگان) نسل سوم و چهارم است. به زبان ساده شما احتمالا به نوه عمه مادرتان متمایل خواهید بود!
از نظر تعداد نفوس، احتمالا با توجه به امید به زندگی و میانگین طول عمر، تا وقتی پدربزرگ/مادربزرگ یا ندرتا جد زنده است، انسجام یک گروه میتواند محفوظ بماند. این متکی بر میزان قرابت خونی افراد قبیله و سلسله مراتبی است که هنوز در بین ما وجود دارد.
میتوان تصور کرد با مرگ مادرشاه نانای (بخوانید ننه) کم کم گروه که بیش از حد بزرگ شده، و حالا افراد آن قرابت خونی خیلی نزدیک با هم ندارند، بر سر منابع و غذا و... دچار اختلافات درونی و نهایتا انشقاق میشوند.
با وجود فقدان یکجانشینی، احتمالا گروهها در مرز ۱۰۰ نفر یا کمتر، تقسیم شده، هر کدام به سمتی میرفتند.
چه میپوشیدند؟
به گمان من با توجه به سپری شدن عصر یخبندان، انسان آشنایی کامل با البسه تهیه شده از پوست حیوانات داشته است.
باقی تنپوشها، وابسته به محل زیست و شرایط اقلیمی بوده است.
انسان با بافت آشنا نبوده است.
تنپوشها، تنها ارزش گرم کردن یا حفاظت نداشتهاند و قطعا بسیاری زیورآلات ابتدایی و آرایههای دیگر در کار بوده است.
انسان حتی گاهی با میوهجات و خوراکیهای دیگر خود را میپوشانده یا آرایش میکرده.
به شکل جالب توجهی، آویزان کردن خوراکیها از بدن، نشانه زیور و غنا و مرتبه بوده است.
چه میخوردند؟
جواب این سوال، عمیقا وابسته به محل زیست کلونیها است ولی حداقل در باب همهچیزخواری انسان شکی نداریم.
احتمالا حشرات (بخصوص کرمها و...) یکی از مهمترین منابع پروتئینی بودهاند.
منابع گیاهی هم در انواع مختلف، از ریشه تا میوه، اهم منبع کربوهیدرات بودهاند.
به گمان من در باب شکار، اندکی تصور ما خارج از واقع است و بسته به نوع اقلیم و پوشش گیاهی و ناهمواریهای زمین، شکار، با پای پیاده و دست خالی، میتواند یک رخداد نادر و بسیار سخت باشد.
یعنی اگر فرض کنیم یک بز کوهی، میتواند در شیبهای تند کوهستان، گرفتار یک گروه شکارچی با دست تقریبا خالی بشود، باید عرض کنم که ساده نیست.
دنبال کردن چندین روزه یک شکار، با توجه به تعداد نفرات، و سهم هر کس، مقداری از نظر میزان زمان و مصرف انرژی و نتیجه، مقرون به صرفه نخواهد بود و به گمان من امری هر روزی و همیشه موفق نبوده است.
از این نظر احتمالا گوشت، کالای بسیار ارزشمند بوده است و تا مغز استخوان تناول میشده.
پوست هم به عنوان پوشش، سرنوشت ساز بوده است.
باقی موارد و حتی دندان و استخوان و احشای حیوان احتمالا بسیار ارزشمند بودهاند و فیالمثل رودهها بهترین بند طبیعی به حساب می آمده و در شکلگیری ابزارهای مرکب دخیل.
انسان با صید و دامگذاری آشنا بوده و تمدنها در حاشیه آبها، منابع دریایی را قطعا در دسترس قرار میداده.
آبزیان، صدفها، خرچنگها، و... هم در برخی مناطق ارزش تغذیهای و زیورآلاتی داشته و گاهی در دادوستد بکار میرفته.
به احتمال قریب به یقین، انسان با انواعی از ساز، مثل ساز کوبهای، انواع ابتدایی بوق و نی و فلوت، آشنایی داشته.
آتش هم که خودش یک مثنوی است، صد من!
ادامه در قسمت دوم و پایانی 👇
《 Hot or Cold 》 Science 🔍
⭕️ #پرسش طرح شده توسط دکتر #قبادیان ❓ @Hot_Cold_Science 📌 ✍ میخواستم از دوستان تقاضا کنم تجسم خودشون رو از کلونی انسان ۱۲۰۰۰ سال پیش برای ما بیان کنند. بهطور مثال بفرمایید: گروههای انسانی چند نفره بودند؟ چه میزان قرابت ژنی بین افراد گروه بود؟ چه میپوشیدند؟…
🔰 قسمت دوم و پایانی 👇
از نظر رفتار جنسی، احتمالا پلیگامی (آمیزش چندگانه) درکار بوده است و نرهای آلفا بیشتر مادینگان را تصاحب میکردند ولی قرابت خونی بین افراد، به نوعی اثر تخفیف دهنده در این مورد دارد.
یعنی نرهای آلفا بر برخی مادینگان چشم پوشی میکردند و رقابت بین دو برادر، یا پدر و فرزند، بهقدر رقابت خونین با نرهای غریبه شدید نخواهد بود.
اما باز و حتی تا به امروز، آثار اختلافات نر سینه سفید (جاافتاده) با پسران رشید و تازه بالغ خود را شاهد هستیم.
فرزندان در گروههای کوچک، با تشریک مساعی رشد میکردند و قسمتی از پرورش به عهده مادربزرگ و پدربزرگها بود.
یعنی یکی از دلایل حمایت از کهنسالان، خدماتی بود که در غیاب والدین، به کودکان ارایه میدادند.
تا جایی که برای پیرزن یا پیرمردی که دندان نداشت، جوانترها، غذا را میجویدند و در دهانش میگذاشتند.
بدینسان میانگین عمر بهبود یافت و تجارب از نسلهای قبل، بهتر به کودکان منتقل شد.
دشمن طبیعی انسان چه بود؟
اولین دشمن، بیماریها.
احتمالا میانگین عمر زیر سی سال بود و اغلب آدمها به دلایل بیماری که امروز غیر قابل باور است، جان میدادند.
مثل دندان درد!
اسهال!
و...
دشمنهای طبیعی دیگر مثل درندگان هم درکار بودند.
انسان در آن دوران به ابزار ترکیبی دست یافته بود.
تجارب بین گروهها و افراد، با سرعت انتقال مییافت و ابزارها فرگشت مییافت.
حتما گروههای انسانی با هم مواجهه داشتند و نزاعهای خونین و دشمنیهای طولانی درکار بود.
حتما آدمخواری رواج داشت.
بردهداری هم احتمالا به شکل دزدیدن آدمهای دیگر، از هزاران سال قبل شناخته شده بود.
این میتوانست بهصورت ربودن، تجاوز، و حتی خوردن کودکان و بزرگسالان باشد.
زبان حتما وجود داشت ولی خط احتمالا در حد چوب خط و شمارش و علامت های خیلی ابتدایی و نقاشی بود.
در بین حیوانات، سگ حتما دهها هزار سال قبل اهلی شده بود.
اما به گمان من حیوانات دیگر هم بهوسیله پیدا کردن نوزاد و توله ای که از شکار بجا مانده و نگهداری از آن به عنوان وسیله سرگرمی کودکان و تمرین شکار و دلبسته شدن به توله ها، وجود میداشت.
عشق رمانتیک نبود و مسایل جنسی تنانه و همیارانه مینمود.
باورهای متافیزیکی، مثل باور به زندگی بعد از مرگ، وجود داشت و از این نظر آیینهای ابتدایی و دفن مردگان مرسوم بود.
انسان بیشتر به ماورا و توتمها باورمند بود.
مغز انسان قدرت استدلال عمیق نداشت ولی روابط علّی را درک میکرد، اما شدیدا مستعد خرافه و کج فهمی بود.
انسان فرق زیادی بین افکار و رویاها و وقایع روزمره درک نمیکرد.
احتمالا در آن دوران، انسان هموساپینس تنها گونه انسان در زمین بود.
ریا و دروغ هنوز نهادینه نشده بود، چرا که هنوز انسان به اسلحه دورپرتاب دقیق، دست نیافته بود.
زور بازو حاکم بود و نیازی به دروغ و دورنگی وجود نداشت. هرچند انسانها مثل باقی جانوران مسلح به انواع و اقسام نیرنگ بودند.
پایان
شاد و سلامت باشید 🌿
@Hot_Cold_Science 📌
از نظر رفتار جنسی، احتمالا پلیگامی (آمیزش چندگانه) درکار بوده است و نرهای آلفا بیشتر مادینگان را تصاحب میکردند ولی قرابت خونی بین افراد، به نوعی اثر تخفیف دهنده در این مورد دارد.
یعنی نرهای آلفا بر برخی مادینگان چشم پوشی میکردند و رقابت بین دو برادر، یا پدر و فرزند، بهقدر رقابت خونین با نرهای غریبه شدید نخواهد بود.
اما باز و حتی تا به امروز، آثار اختلافات نر سینه سفید (جاافتاده) با پسران رشید و تازه بالغ خود را شاهد هستیم.
فرزندان در گروههای کوچک، با تشریک مساعی رشد میکردند و قسمتی از پرورش به عهده مادربزرگ و پدربزرگها بود.
یعنی یکی از دلایل حمایت از کهنسالان، خدماتی بود که در غیاب والدین، به کودکان ارایه میدادند.
تا جایی که برای پیرزن یا پیرمردی که دندان نداشت، جوانترها، غذا را میجویدند و در دهانش میگذاشتند.
بدینسان میانگین عمر بهبود یافت و تجارب از نسلهای قبل، بهتر به کودکان منتقل شد.
دشمن طبیعی انسان چه بود؟
اولین دشمن، بیماریها.
احتمالا میانگین عمر زیر سی سال بود و اغلب آدمها به دلایل بیماری که امروز غیر قابل باور است، جان میدادند.
مثل دندان درد!
اسهال!
و...
دشمنهای طبیعی دیگر مثل درندگان هم درکار بودند.
انسان در آن دوران به ابزار ترکیبی دست یافته بود.
تجارب بین گروهها و افراد، با سرعت انتقال مییافت و ابزارها فرگشت مییافت.
حتما گروههای انسانی با هم مواجهه داشتند و نزاعهای خونین و دشمنیهای طولانی درکار بود.
حتما آدمخواری رواج داشت.
بردهداری هم احتمالا به شکل دزدیدن آدمهای دیگر، از هزاران سال قبل شناخته شده بود.
این میتوانست بهصورت ربودن، تجاوز، و حتی خوردن کودکان و بزرگسالان باشد.
زبان حتما وجود داشت ولی خط احتمالا در حد چوب خط و شمارش و علامت های خیلی ابتدایی و نقاشی بود.
در بین حیوانات، سگ حتما دهها هزار سال قبل اهلی شده بود.
اما به گمان من حیوانات دیگر هم بهوسیله پیدا کردن نوزاد و توله ای که از شکار بجا مانده و نگهداری از آن به عنوان وسیله سرگرمی کودکان و تمرین شکار و دلبسته شدن به توله ها، وجود میداشت.
عشق رمانتیک نبود و مسایل جنسی تنانه و همیارانه مینمود.
باورهای متافیزیکی، مثل باور به زندگی بعد از مرگ، وجود داشت و از این نظر آیینهای ابتدایی و دفن مردگان مرسوم بود.
انسان بیشتر به ماورا و توتمها باورمند بود.
مغز انسان قدرت استدلال عمیق نداشت ولی روابط علّی را درک میکرد، اما شدیدا مستعد خرافه و کج فهمی بود.
انسان فرق زیادی بین افکار و رویاها و وقایع روزمره درک نمیکرد.
احتمالا در آن دوران، انسان هموساپینس تنها گونه انسان در زمین بود.
ریا و دروغ هنوز نهادینه نشده بود، چرا که هنوز انسان به اسلحه دورپرتاب دقیق، دست نیافته بود.
زور بازو حاکم بود و نیازی به دروغ و دورنگی وجود نداشت. هرچند انسانها مثل باقی جانوران مسلح به انواع و اقسام نیرنگ بودند.
پایان
شاد و سلامت باشید 🌿
@Hot_Cold_Science 📌
《 Hot or Cold 》 Science 🔍
⭕️ پاسخ و نظر دکتر #قبادیان درباره پرسش مطرح شده 👇 ✍ و اما نظرات بنده که برخی متکی بر یافتههای علمی و برخی گمانهزنیهای شخصی متکی بر شواهد علمی است. @Hot_Cold_Science 📌 🔰 قسمت اول 👇 قبل از هر چیز باید عرض کنم که انسان حدود ۱۲۰۰۰ سال پیش، آخرین قرون…
نظر هموندان
تکهمسری و چندهمسری عنوان شده، سوال بنده اینست که آیا اصلا همسرداری در کار بوده؟
اختلاف کم جسه نر و ماده انسان به گونه ای هست که نر تصاحبگر ممکنه به راحتی توسط ماده به قتل برسد،
این رقابت بر سر تصاحب وقتی معلوم نبوده کدام بچه برای چه کسی هست عملا مالکیت بر مادینگان را بدون مزیت میکرده، تغییر گرایشات جنسی ماده ها در طول یک ماه و در زمان تخمکگذاری گویای این هست که ماده ها هم تکهمسر نبودند و در طول ماه آمیزش های متعدد و متنوعی را تجربه میکردند، شکل آلتتناسلی و کلاهک آن در جنس مذکر هم گویای این امر هست که رقابت دیگری در واژن و رحم بین اسپرم ها اتفاق میافتاده، نشانه هایی هست، مثلا سر و صدای زیاد مادینگان هنگام رابطه جنسی که به نوعی جنبه تبلیغاتی دارد و رابطه جنسی هم عموما حدود ۱۰ دقیقه هست و نر مذکور بعدش وقت خوابش هست و کرخت میشود اما موتور ماده تازه روشن شده، نر قبلی هم بعید است بایستد بالا سر ماده نگهبانی دهد که احیانا با کسی رابطه جنسی برقرار نکند!
این شواهد و نشانه ها من را کاملا درباره وجود روابط همسری در کلونی های انسانی به شک میاندازه و تصورم بر روابط تنانه و همیارانه و بدون تصاحب و انحصار هست. کلونی های انسانی و جسه انسان ضعیف تر از شامپانزه هاست مثلا و اینگونه رقابت بر سر ماده به نفع کلونی نمیتونسته باشه، در شرایط سخت زیست و بقایشان نیازمند صلح و مسالمت بودند قطعا،
و در واقع انتخاب ژن برتر را ماده ها با تغییر گرایش جنسیاشون در طول تایم تخمکگذاری تعیین میکردهاند، مطالعات نشان داده که مردان با تستسترون بالا و چهارشونه و جذاب که در آن یک هفته انتخاب میشوند وفاداری و حمایت و مهربانی کمتری دارند و البته اسپرمشان یک رقابت دیگه در رحم در پیش داره با اسپرم نر های جذاب دیگری که آنها هم در طول زمان تخمکگذاری رابطه برقرار کردهاند،
در خارج از زمان تخمکگذاری هم احتمالا گرایش به نرهای بانمک تر و مهربان تر و کمتر جذاب بوده،
نکته دیگه اینکه جنس ماده انسان تخمکگذاری پنهان دارد و نر ها هیچ نشانه ای برای فهمیدن زمانش ندارند، مگر اینکه توسط ماده در ان زمان انتخاب شوند.
من همسرداری را به کل امری متاخر متصور هستم با توجه به این نشانه های زیستی و نگاه نر آلفا و تصاحب را مغایر با طبیعت انسانی به نظرم میاد، شاید من اشتباه میکنم.
✍ کامران
#admin
@Hot_Cold_Science 📌
تکهمسری و چندهمسری عنوان شده، سوال بنده اینست که آیا اصلا همسرداری در کار بوده؟
اختلاف کم جسه نر و ماده انسان به گونه ای هست که نر تصاحبگر ممکنه به راحتی توسط ماده به قتل برسد،
این رقابت بر سر تصاحب وقتی معلوم نبوده کدام بچه برای چه کسی هست عملا مالکیت بر مادینگان را بدون مزیت میکرده، تغییر گرایشات جنسی ماده ها در طول یک ماه و در زمان تخمکگذاری گویای این هست که ماده ها هم تکهمسر نبودند و در طول ماه آمیزش های متعدد و متنوعی را تجربه میکردند، شکل آلتتناسلی و کلاهک آن در جنس مذکر هم گویای این امر هست که رقابت دیگری در واژن و رحم بین اسپرم ها اتفاق میافتاده، نشانه هایی هست، مثلا سر و صدای زیاد مادینگان هنگام رابطه جنسی که به نوعی جنبه تبلیغاتی دارد و رابطه جنسی هم عموما حدود ۱۰ دقیقه هست و نر مذکور بعدش وقت خوابش هست و کرخت میشود اما موتور ماده تازه روشن شده، نر قبلی هم بعید است بایستد بالا سر ماده نگهبانی دهد که احیانا با کسی رابطه جنسی برقرار نکند!
این شواهد و نشانه ها من را کاملا درباره وجود روابط همسری در کلونی های انسانی به شک میاندازه و تصورم بر روابط تنانه و همیارانه و بدون تصاحب و انحصار هست. کلونی های انسانی و جسه انسان ضعیف تر از شامپانزه هاست مثلا و اینگونه رقابت بر سر ماده به نفع کلونی نمیتونسته باشه، در شرایط سخت زیست و بقایشان نیازمند صلح و مسالمت بودند قطعا،
و در واقع انتخاب ژن برتر را ماده ها با تغییر گرایش جنسیاشون در طول تایم تخمکگذاری تعیین میکردهاند، مطالعات نشان داده که مردان با تستسترون بالا و چهارشونه و جذاب که در آن یک هفته انتخاب میشوند وفاداری و حمایت و مهربانی کمتری دارند و البته اسپرمشان یک رقابت دیگه در رحم در پیش داره با اسپرم نر های جذاب دیگری که آنها هم در طول زمان تخمکگذاری رابطه برقرار کردهاند،
در خارج از زمان تخمکگذاری هم احتمالا گرایش به نرهای بانمک تر و مهربان تر و کمتر جذاب بوده،
نکته دیگه اینکه جنس ماده انسان تخمکگذاری پنهان دارد و نر ها هیچ نشانه ای برای فهمیدن زمانش ندارند، مگر اینکه توسط ماده در ان زمان انتخاب شوند.
من همسرداری را به کل امری متاخر متصور هستم با توجه به این نشانه های زیستی و نگاه نر آلفا و تصاحب را مغایر با طبیعت انسانی به نظرم میاد، شاید من اشتباه میکنم.
✍ کامران
#admin
@Hot_Cold_Science 📌
⭕️ انسان تکهمسر است یا چندهمسر؟ سرشت جنسی انسان چیست⁉️
@Hot_Cold_Science 📌
🔰 قسمت اول 👇
✅ مکس تگمارک در کتابش عنوان میکند که "ژنتیک و نیروهای طبیعی محدوده عملکرد سیستم عصبی را تعیین میکنند ولی آموزش و فرهنگ، رفتار نهایی را شکل میدهند."
یعنی اینکه ما یک بستر ژنتیکی و سرشتی داریم، این سرشت در کنش و واکنش با محیط پرورشدهنده و آموزش و فرهنگ جهتهای مختلف با نتایج و تبعات مختلفی میگیرد.
این سرشت و بستر ژنتیکی که به آن اشاره کردیم با بعضی فرهنگها که نزدیکتر به طبیعت فرگشتی گونه ماست همخوانی بیشتر و تعارض کمتری دارند و برعکس با فرهنگهای که تفاوت زیادی با طبیعت فرگشتی (یعنی شرایطی که ژنها در آن فرگشت یافته و بقا پیدا کردند) دارند، همخوانی کمتر و تعارض بیشتری دارند.
قدرت باور و عادات فکری در گونه ما بسیار زیادست، تا حدی که در دوران بردهداری بردههای زیادی باور داشتند که برای بندگی و بردگی آفریده شدهاند، تا حدی که میلیاردها انسان به ظاهر خردمند به انواع خرافات و باورهای بیپایه و اساس اعتقاد دارند!
در کنار باور به ماوراطبیعه و جن و روح و چشمزخم و... ما در فرهنگ باور به داستانهای مشترک دیگری هم داریم مثل پاکدامنی، تقدس مادری، رابطه انحصاری و مالکیت بر تن و روان همدیگر، خرافهای به نام عشق و ...
حدود ۱۰ هزار سال پیش پس از انقلاب کشاورزی انسان خوراکجویی که طی صدها هزار سال در کلونیهای حدود ۵۰ تا ۱۰۰ نفره زندگی میکرد، ناگهان یکجانشین میشود، خوراکجوهای گشتزن از نظر سرشت و ژنتیک تفاوتی با ما نداشتند و بازه زمانی ۱۰ هزار سال در انتخاب طبیعی و فرگشت اثر چندانی ندارد.
با توجه به جسّه ضعیف انسان نسبت به سایر جانوران در طبیعت، این کلونیها ناچار به داشتن ارجحیت منفعت جمعی بر منفعت فردی بودهاند و فرهنگ اشتراکی داشتهاند تا بتوانند مسالمتآمیز در طبیعتِ بیرحم زنده بمانند، با توجه به ضعف زبان و قدمت کم مفاهیم انتزاعی در آن دوره چیزی تحت عنوان همسر و تعهد وجود نداشته و صرفا آمیزشهایی پیرو انتخابهای جنسی اتفاق میافتاده و معلوم نبوده کدام بچه برای کیست، بچهها مورد حمایت تمامی افراد کلونی بودهاند.
با ظهور یکجانشینی مالکیت زمین و نیروی کار و اینکه کدام بچه(نیروی کار) متعلق به کیست، اهمیت پیدا کرد و متعاقباً جنس ماده تبدیل به ماشین تولید و پرورش نیروی کار و جنگ شد و در خانه حبس شد، به مرور در فرهنگ برای مشروعیت بخشی به این ظلم و زورگویی و تبعیض مفاهیمی مثل پاکدامنی و تقدس مادری و خانواده شکل گرفت و پیرو آن در مذاهب به شکل حرام و حلال و.. نمود یافت.
در ادامه به علل و نشانههای اینکه سرشت جنسی انسان در محیط فرگشتیاش چه بوده خواهیم پرداخت: 👇
اختلاف کم جثه نر و ماده انسان به گونهای هست که نر نمیتواند تصاحبگر باشد و احتمال اینکه به راحتی توسط ماده به قتل برسد زیاد است و این مزیت فرگشتی وجود نرآلفا و تصاحبگر را کمرنگ میکند.
این رقابت بر سر تصاحب وقتی معلوم نبوده کدام بچه برای چه کسی هست عملا مالکیت بر مادینگان را بدون مزیت میکرده است، تغییر گرایشات جنسی مادهها در طول یک ماه و در زمان تخمکگذاری گویای اینست که مادهها هم تکهمسر نبودند و در طول ماه آمیزشهای متعدد و متنوعی را تجربه میکردند، شکل اندامجنسی مردانه و کلاهک آن در جنس مذکر هم گویای این امر هست که رقابت دیگری در واژن و رحم بین اسپرم ها اتفاق میافتاده است، بهصورتی که شکل کلاهک با ایجاد مِکِش اسپرمهای نفر قبلی را بیرون میکشیده.
نشانه هایی هست: مثلا سر و صدای زیاد مادینگان هنگام رابطه جنسی که به نوعی جنبه تبلیغاتی دارد و رابطه جنسی هم عموما حدود ۱۰ دقیقه هست و نر مذکور دیگر وقت خوابش هست و کرخت میشود اما موتور ماده تازه روشن شده، نر قبلی هم بعید است بایستد بالا سر ماده نگهبانی دهد که احیانا با کسی رابطه جنسی برقرار میکند یا نه!
این شواهد و نشانهها مشخص میکند که احتمالاً روابط همسری در کلونیهای انسانی وجود نداشته و روابط تنانه و همیارانه و بدون تصاحب و انحصار بوده است. کلونیهای انسانی و جسّه انسان ضعیفتر از شامپانزههاست و اینگونه رقابت بر سر ماده به نفع کلونی نمیتوانسته باشد، در شرایط سخت زیست و بقایشان نیازمند صلح و مسالمت بودند قطعا.
در واقع انتخاب ژن برتر را ماده ها با تغییر گرایش جنسیشان در طول زمان تخمکگذاری تعیین میکردهاند، مطالعات نشان داده که مردان با تستسترون بالا و چهارشونه و جذاب که در آن یک هفته انتخاب میشوند وفاداری و حمایت و مهربانی کمتری دارند و البته اسپرمشان یک رقابت دیگه در رحم در پیش دارد با اسپرمهای نرهای جذاب دیگری که آنها هم در طول زمان تخمکگذاری رابطه برقرار کردهاند،
در خارج از زمان تخمکگذاری هم احتمالا گرایش به نرهای بانمکتر و مهربانتر و کمتر جذاب بوده است.
🔰 ادامه در قسمت دوم 👇
@Hot_Cold_Science 📌
@Hot_Cold_Science 📌
🔰 قسمت اول 👇
✅ مکس تگمارک در کتابش عنوان میکند که "ژنتیک و نیروهای طبیعی محدوده عملکرد سیستم عصبی را تعیین میکنند ولی آموزش و فرهنگ، رفتار نهایی را شکل میدهند."
یعنی اینکه ما یک بستر ژنتیکی و سرشتی داریم، این سرشت در کنش و واکنش با محیط پرورشدهنده و آموزش و فرهنگ جهتهای مختلف با نتایج و تبعات مختلفی میگیرد.
این سرشت و بستر ژنتیکی که به آن اشاره کردیم با بعضی فرهنگها که نزدیکتر به طبیعت فرگشتی گونه ماست همخوانی بیشتر و تعارض کمتری دارند و برعکس با فرهنگهای که تفاوت زیادی با طبیعت فرگشتی (یعنی شرایطی که ژنها در آن فرگشت یافته و بقا پیدا کردند) دارند، همخوانی کمتر و تعارض بیشتری دارند.
قدرت باور و عادات فکری در گونه ما بسیار زیادست، تا حدی که در دوران بردهداری بردههای زیادی باور داشتند که برای بندگی و بردگی آفریده شدهاند، تا حدی که میلیاردها انسان به ظاهر خردمند به انواع خرافات و باورهای بیپایه و اساس اعتقاد دارند!
در کنار باور به ماوراطبیعه و جن و روح و چشمزخم و... ما در فرهنگ باور به داستانهای مشترک دیگری هم داریم مثل پاکدامنی، تقدس مادری، رابطه انحصاری و مالکیت بر تن و روان همدیگر، خرافهای به نام عشق و ...
حدود ۱۰ هزار سال پیش پس از انقلاب کشاورزی انسان خوراکجویی که طی صدها هزار سال در کلونیهای حدود ۵۰ تا ۱۰۰ نفره زندگی میکرد، ناگهان یکجانشین میشود، خوراکجوهای گشتزن از نظر سرشت و ژنتیک تفاوتی با ما نداشتند و بازه زمانی ۱۰ هزار سال در انتخاب طبیعی و فرگشت اثر چندانی ندارد.
با توجه به جسّه ضعیف انسان نسبت به سایر جانوران در طبیعت، این کلونیها ناچار به داشتن ارجحیت منفعت جمعی بر منفعت فردی بودهاند و فرهنگ اشتراکی داشتهاند تا بتوانند مسالمتآمیز در طبیعتِ بیرحم زنده بمانند، با توجه به ضعف زبان و قدمت کم مفاهیم انتزاعی در آن دوره چیزی تحت عنوان همسر و تعهد وجود نداشته و صرفا آمیزشهایی پیرو انتخابهای جنسی اتفاق میافتاده و معلوم نبوده کدام بچه برای کیست، بچهها مورد حمایت تمامی افراد کلونی بودهاند.
با ظهور یکجانشینی مالکیت زمین و نیروی کار و اینکه کدام بچه(نیروی کار) متعلق به کیست، اهمیت پیدا کرد و متعاقباً جنس ماده تبدیل به ماشین تولید و پرورش نیروی کار و جنگ شد و در خانه حبس شد، به مرور در فرهنگ برای مشروعیت بخشی به این ظلم و زورگویی و تبعیض مفاهیمی مثل پاکدامنی و تقدس مادری و خانواده شکل گرفت و پیرو آن در مذاهب به شکل حرام و حلال و.. نمود یافت.
در ادامه به علل و نشانههای اینکه سرشت جنسی انسان در محیط فرگشتیاش چه بوده خواهیم پرداخت: 👇
اختلاف کم جثه نر و ماده انسان به گونهای هست که نر نمیتواند تصاحبگر باشد و احتمال اینکه به راحتی توسط ماده به قتل برسد زیاد است و این مزیت فرگشتی وجود نرآلفا و تصاحبگر را کمرنگ میکند.
این رقابت بر سر تصاحب وقتی معلوم نبوده کدام بچه برای چه کسی هست عملا مالکیت بر مادینگان را بدون مزیت میکرده است، تغییر گرایشات جنسی مادهها در طول یک ماه و در زمان تخمکگذاری گویای اینست که مادهها هم تکهمسر نبودند و در طول ماه آمیزشهای متعدد و متنوعی را تجربه میکردند، شکل اندامجنسی مردانه و کلاهک آن در جنس مذکر هم گویای این امر هست که رقابت دیگری در واژن و رحم بین اسپرم ها اتفاق میافتاده است، بهصورتی که شکل کلاهک با ایجاد مِکِش اسپرمهای نفر قبلی را بیرون میکشیده.
نشانه هایی هست: مثلا سر و صدای زیاد مادینگان هنگام رابطه جنسی که به نوعی جنبه تبلیغاتی دارد و رابطه جنسی هم عموما حدود ۱۰ دقیقه هست و نر مذکور دیگر وقت خوابش هست و کرخت میشود اما موتور ماده تازه روشن شده، نر قبلی هم بعید است بایستد بالا سر ماده نگهبانی دهد که احیانا با کسی رابطه جنسی برقرار میکند یا نه!
این شواهد و نشانهها مشخص میکند که احتمالاً روابط همسری در کلونیهای انسانی وجود نداشته و روابط تنانه و همیارانه و بدون تصاحب و انحصار بوده است. کلونیهای انسانی و جسّه انسان ضعیفتر از شامپانزههاست و اینگونه رقابت بر سر ماده به نفع کلونی نمیتوانسته باشد، در شرایط سخت زیست و بقایشان نیازمند صلح و مسالمت بودند قطعا.
در واقع انتخاب ژن برتر را ماده ها با تغییر گرایش جنسیشان در طول زمان تخمکگذاری تعیین میکردهاند، مطالعات نشان داده که مردان با تستسترون بالا و چهارشونه و جذاب که در آن یک هفته انتخاب میشوند وفاداری و حمایت و مهربانی کمتری دارند و البته اسپرمشان یک رقابت دیگه در رحم در پیش دارد با اسپرمهای نرهای جذاب دیگری که آنها هم در طول زمان تخمکگذاری رابطه برقرار کردهاند،
در خارج از زمان تخمکگذاری هم احتمالا گرایش به نرهای بانمکتر و مهربانتر و کمتر جذاب بوده است.
🔰 ادامه در قسمت دوم 👇
@Hot_Cold_Science 📌
《 Hot or Cold 》 Science 🔍
⭕️ انسان تکهمسر است یا چندهمسر؟ سرشت جنسی انسان چیست⁉️ @Hot_Cold_Science 📌 🔰 قسمت اول 👇 ✅ مکس تگمارک در کتابش عنوان میکند که "ژنتیک و نیروهای طبیعی محدوده عملکرد سیستم عصبی را تعیین میکنند ولی آموزش و فرهنگ، رفتار نهایی را شکل میدهند." یعنی اینکه ما…
🔰 قسمت دوم و پایانی 👇
نکته دیگر اینکه جنس ماده انسان تخمکگذاری پنهان دارد و نر ها هیچ نشانه ای برای فهمیدن زمانش ندارند، مگر اینکه توسط ماده در آن زمان انتخاب شوند.
همسرداری به کل امری متاخر هست با توجه به مستندات علمی و تاریخ، در حال حاضر هم شاهد انواع و اقسام خیانتها و افسردگی های جوامع که طبق نسخه تکهمسری طبیعت انسان را تحریف کرده اند هستیم.
با نگاهی گذرا به واقعیت زندگی مشترک میبینیم که پس از چندی هیچ هیجان جنسی بین دو طرف وجود ندارد و بیشتر وابستگی و عادت و در بهترین حالتها رفاقت و همدلی هست که تاثیر اصلی را در پایدار و طولانی نگه داشتن رابطه انجام میدهد و معمولا هر دو از این نداشتن هیجان احساس سرخوردگی دارند و یا مجبور به خیانت میشوند چون دارند نسخهای را به اجرا میگذارند که مغایر با سرشتی هست که در محیط طبیعی فرگشت یافته بوده است.
ما باید یاد بگیریم رفاقت و دوستی و همدلیمان جدا از مالکیت بر تن و روان همدیگر باشد تا بتوانیم روابطی صادقانه، شفاف، اخلاقی و پایدار و طولانی داشته باشیم، تا بتوانیم رفاقت و دوستی زیبا و صادقانه را تجربه کنیم.
البته این مقاله نسخهای صادر نمیکند و درباره افرادی که در روابط انحصاری تکشریکی هستند قضاوتی نمیکند، صرفا نیت اینست که با نگاهی باز و علمی و واقعگرایانه پا داخل روابط بگذاریم و موقع قضاوتهایمان دربارهی لغزشهای افراد با درک بیشتری نسبت به طبیعتشان عمل کنیم.
پایان
شاد و سلامت باشید 🌿
✍ نویسنده و گردآورنده: کامران
#admin 🖋
منابع:
📕 کتاب سرشت جنسی انسان نوشته کریستوفر ریان و همسرش ساسیلدا جفا
📗 کتاب انسان خردمند نوشته یووال نوح هراری
📙 کتاب هوسهای سرخ نوشته دکتر کورش رستگار
و همچنین مقالات بهروز حوزه زیستشناسی و روانشناسی تکاملی و سایر حوزههای مرتبط.
مطالب مرتبط برای مطالعه بیشتر 👇
https://t.me/Hot_Cold_Science/419
https://t.me/Hot_Cold_Science/418
https://t.me/Hot_Cold_Science/388
https://t.me/Hot_Cold_Science/392
https://t.me/Hot_Cold_Science/775
https://t.me/Hot_Cold_Science/777
https://t.me/Hot_Cold_Science/646
https://t.me/Hot_Cold_Science/650
https://t.me/Hot_Cold_Science/648
@Hot_Cold_Science 📌
نکته دیگر اینکه جنس ماده انسان تخمکگذاری پنهان دارد و نر ها هیچ نشانه ای برای فهمیدن زمانش ندارند، مگر اینکه توسط ماده در آن زمان انتخاب شوند.
همسرداری به کل امری متاخر هست با توجه به مستندات علمی و تاریخ، در حال حاضر هم شاهد انواع و اقسام خیانتها و افسردگی های جوامع که طبق نسخه تکهمسری طبیعت انسان را تحریف کرده اند هستیم.
با نگاهی گذرا به واقعیت زندگی مشترک میبینیم که پس از چندی هیچ هیجان جنسی بین دو طرف وجود ندارد و بیشتر وابستگی و عادت و در بهترین حالتها رفاقت و همدلی هست که تاثیر اصلی را در پایدار و طولانی نگه داشتن رابطه انجام میدهد و معمولا هر دو از این نداشتن هیجان احساس سرخوردگی دارند و یا مجبور به خیانت میشوند چون دارند نسخهای را به اجرا میگذارند که مغایر با سرشتی هست که در محیط طبیعی فرگشت یافته بوده است.
ما باید یاد بگیریم رفاقت و دوستی و همدلیمان جدا از مالکیت بر تن و روان همدیگر باشد تا بتوانیم روابطی صادقانه، شفاف، اخلاقی و پایدار و طولانی داشته باشیم، تا بتوانیم رفاقت و دوستی زیبا و صادقانه را تجربه کنیم.
البته این مقاله نسخهای صادر نمیکند و درباره افرادی که در روابط انحصاری تکشریکی هستند قضاوتی نمیکند، صرفا نیت اینست که با نگاهی باز و علمی و واقعگرایانه پا داخل روابط بگذاریم و موقع قضاوتهایمان دربارهی لغزشهای افراد با درک بیشتری نسبت به طبیعتشان عمل کنیم.
پایان
شاد و سلامت باشید 🌿
✍ نویسنده و گردآورنده: کامران
#admin 🖋
منابع:
📕 کتاب سرشت جنسی انسان نوشته کریستوفر ریان و همسرش ساسیلدا جفا
📗 کتاب انسان خردمند نوشته یووال نوح هراری
📙 کتاب هوسهای سرخ نوشته دکتر کورش رستگار
و همچنین مقالات بهروز حوزه زیستشناسی و روانشناسی تکاملی و سایر حوزههای مرتبط.
مطالب مرتبط برای مطالعه بیشتر 👇
https://t.me/Hot_Cold_Science/419
https://t.me/Hot_Cold_Science/418
https://t.me/Hot_Cold_Science/388
https://t.me/Hot_Cold_Science/392
https://t.me/Hot_Cold_Science/775
https://t.me/Hot_Cold_Science/777
https://t.me/Hot_Cold_Science/646
https://t.me/Hot_Cold_Science/650
https://t.me/Hot_Cold_Science/648
@Hot_Cold_Science 📌
Telegram
《 Hot or Cold 》 Science 🔍
#عشق #حقیقت دارد یا #خرافه و نتیجه #یادگیری #اجتماعی و #فرهنگی هست ⁉️
✅ همه ی خرافات یاد گرفته میشن و به شکل باور ها و عقاید نمود پیدا می کنند .
✅ ایجاد رابطه بین افراد به واسطه هورمون ها و انتقال دهنده های عصبی و حس کشش و جذابیت جنسی و علاقه بصورت زیستی…
✅ همه ی خرافات یاد گرفته میشن و به شکل باور ها و عقاید نمود پیدا می کنند .
✅ ایجاد رابطه بین افراد به واسطه هورمون ها و انتقال دهنده های عصبی و حس کشش و جذابیت جنسی و علاقه بصورت زیستی…