《 Hot or Cold 》 Science 🔍
⭕️ #پرسش طرح شده توسط دکتر #قبادیان ❓ @Hot_Cold_Science 📌 ✍ میخواستم از دوستان تقاضا کنم تجسم خودشون رو از کلونی انسان ۱۲۰۰۰ سال پیش برای ما بیان کنند. بهطور مثال بفرمایید: گروههای انسانی چند نفره بودند؟ چه میزان قرابت ژنی بین افراد گروه بود؟ چه میپوشیدند؟…
🔰 قسمت دوم و پایانی 👇
از نظر رفتار جنسی، احتمالا پلیگامی (آمیزش چندگانه) درکار بوده است و نرهای آلفا بیشتر مادینگان را تصاحب میکردند ولی قرابت خونی بین افراد، به نوعی اثر تخفیف دهنده در این مورد دارد.
یعنی نرهای آلفا بر برخی مادینگان چشم پوشی میکردند و رقابت بین دو برادر، یا پدر و فرزند، بهقدر رقابت خونین با نرهای غریبه شدید نخواهد بود.
اما باز و حتی تا به امروز، آثار اختلافات نر سینه سفید (جاافتاده) با پسران رشید و تازه بالغ خود را شاهد هستیم.
فرزندان در گروههای کوچک، با تشریک مساعی رشد میکردند و قسمتی از پرورش به عهده مادربزرگ و پدربزرگها بود.
یعنی یکی از دلایل حمایت از کهنسالان، خدماتی بود که در غیاب والدین، به کودکان ارایه میدادند.
تا جایی که برای پیرزن یا پیرمردی که دندان نداشت، جوانترها، غذا را میجویدند و در دهانش میگذاشتند.
بدینسان میانگین عمر بهبود یافت و تجارب از نسلهای قبل، بهتر به کودکان منتقل شد.
دشمن طبیعی انسان چه بود؟
اولین دشمن، بیماریها.
احتمالا میانگین عمر زیر سی سال بود و اغلب آدمها به دلایل بیماری که امروز غیر قابل باور است، جان میدادند.
مثل دندان درد!
اسهال!
و...
دشمنهای طبیعی دیگر مثل درندگان هم درکار بودند.
انسان در آن دوران به ابزار ترکیبی دست یافته بود.
تجارب بین گروهها و افراد، با سرعت انتقال مییافت و ابزارها فرگشت مییافت.
حتما گروههای انسانی با هم مواجهه داشتند و نزاعهای خونین و دشمنیهای طولانی درکار بود.
حتما آدمخواری رواج داشت.
بردهداری هم احتمالا به شکل دزدیدن آدمهای دیگر، از هزاران سال قبل شناخته شده بود.
این میتوانست بهصورت ربودن، تجاوز، و حتی خوردن کودکان و بزرگسالان باشد.
زبان حتما وجود داشت ولی خط احتمالا در حد چوب خط و شمارش و علامت های خیلی ابتدایی و نقاشی بود.
در بین حیوانات، سگ حتما دهها هزار سال قبل اهلی شده بود.
اما به گمان من حیوانات دیگر هم بهوسیله پیدا کردن نوزاد و توله ای که از شکار بجا مانده و نگهداری از آن به عنوان وسیله سرگرمی کودکان و تمرین شکار و دلبسته شدن به توله ها، وجود میداشت.
عشق رمانتیک نبود و مسایل جنسی تنانه و همیارانه مینمود.
باورهای متافیزیکی، مثل باور به زندگی بعد از مرگ، وجود داشت و از این نظر آیینهای ابتدایی و دفن مردگان مرسوم بود.
انسان بیشتر به ماورا و توتمها باورمند بود.
مغز انسان قدرت استدلال عمیق نداشت ولی روابط علّی را درک میکرد، اما شدیدا مستعد خرافه و کج فهمی بود.
انسان فرق زیادی بین افکار و رویاها و وقایع روزمره درک نمیکرد.
احتمالا در آن دوران، انسان هموساپینس تنها گونه انسان در زمین بود.
ریا و دروغ هنوز نهادینه نشده بود، چرا که هنوز انسان به اسلحه دورپرتاب دقیق، دست نیافته بود.
زور بازو حاکم بود و نیازی به دروغ و دورنگی وجود نداشت. هرچند انسانها مثل باقی جانوران مسلح به انواع و اقسام نیرنگ بودند.
پایان
شاد و سلامت باشید 🌿
@Hot_Cold_Science 📌
از نظر رفتار جنسی، احتمالا پلیگامی (آمیزش چندگانه) درکار بوده است و نرهای آلفا بیشتر مادینگان را تصاحب میکردند ولی قرابت خونی بین افراد، به نوعی اثر تخفیف دهنده در این مورد دارد.
یعنی نرهای آلفا بر برخی مادینگان چشم پوشی میکردند و رقابت بین دو برادر، یا پدر و فرزند، بهقدر رقابت خونین با نرهای غریبه شدید نخواهد بود.
اما باز و حتی تا به امروز، آثار اختلافات نر سینه سفید (جاافتاده) با پسران رشید و تازه بالغ خود را شاهد هستیم.
فرزندان در گروههای کوچک، با تشریک مساعی رشد میکردند و قسمتی از پرورش به عهده مادربزرگ و پدربزرگها بود.
یعنی یکی از دلایل حمایت از کهنسالان، خدماتی بود که در غیاب والدین، به کودکان ارایه میدادند.
تا جایی که برای پیرزن یا پیرمردی که دندان نداشت، جوانترها، غذا را میجویدند و در دهانش میگذاشتند.
بدینسان میانگین عمر بهبود یافت و تجارب از نسلهای قبل، بهتر به کودکان منتقل شد.
دشمن طبیعی انسان چه بود؟
اولین دشمن، بیماریها.
احتمالا میانگین عمر زیر سی سال بود و اغلب آدمها به دلایل بیماری که امروز غیر قابل باور است، جان میدادند.
مثل دندان درد!
اسهال!
و...
دشمنهای طبیعی دیگر مثل درندگان هم درکار بودند.
انسان در آن دوران به ابزار ترکیبی دست یافته بود.
تجارب بین گروهها و افراد، با سرعت انتقال مییافت و ابزارها فرگشت مییافت.
حتما گروههای انسانی با هم مواجهه داشتند و نزاعهای خونین و دشمنیهای طولانی درکار بود.
حتما آدمخواری رواج داشت.
بردهداری هم احتمالا به شکل دزدیدن آدمهای دیگر، از هزاران سال قبل شناخته شده بود.
این میتوانست بهصورت ربودن، تجاوز، و حتی خوردن کودکان و بزرگسالان باشد.
زبان حتما وجود داشت ولی خط احتمالا در حد چوب خط و شمارش و علامت های خیلی ابتدایی و نقاشی بود.
در بین حیوانات، سگ حتما دهها هزار سال قبل اهلی شده بود.
اما به گمان من حیوانات دیگر هم بهوسیله پیدا کردن نوزاد و توله ای که از شکار بجا مانده و نگهداری از آن به عنوان وسیله سرگرمی کودکان و تمرین شکار و دلبسته شدن به توله ها، وجود میداشت.
عشق رمانتیک نبود و مسایل جنسی تنانه و همیارانه مینمود.
باورهای متافیزیکی، مثل باور به زندگی بعد از مرگ، وجود داشت و از این نظر آیینهای ابتدایی و دفن مردگان مرسوم بود.
انسان بیشتر به ماورا و توتمها باورمند بود.
مغز انسان قدرت استدلال عمیق نداشت ولی روابط علّی را درک میکرد، اما شدیدا مستعد خرافه و کج فهمی بود.
انسان فرق زیادی بین افکار و رویاها و وقایع روزمره درک نمیکرد.
احتمالا در آن دوران، انسان هموساپینس تنها گونه انسان در زمین بود.
ریا و دروغ هنوز نهادینه نشده بود، چرا که هنوز انسان به اسلحه دورپرتاب دقیق، دست نیافته بود.
زور بازو حاکم بود و نیازی به دروغ و دورنگی وجود نداشت. هرچند انسانها مثل باقی جانوران مسلح به انواع و اقسام نیرنگ بودند.
پایان
شاد و سلامت باشید 🌿
@Hot_Cold_Science 📌
《 Hot or Cold 》 Science 🔍
⭕️ پاسخ و نظر دکتر #قبادیان درباره پرسش مطرح شده 👇 ✍ و اما نظرات بنده که برخی متکی بر یافتههای علمی و برخی گمانهزنیهای شخصی متکی بر شواهد علمی است. @Hot_Cold_Science 📌 🔰 قسمت اول 👇 قبل از هر چیز باید عرض کنم که انسان حدود ۱۲۰۰۰ سال پیش، آخرین قرون…
نظر هموندان
تکهمسری و چندهمسری عنوان شده، سوال بنده اینست که آیا اصلا همسرداری در کار بوده؟
اختلاف کم جسه نر و ماده انسان به گونه ای هست که نر تصاحبگر ممکنه به راحتی توسط ماده به قتل برسد،
این رقابت بر سر تصاحب وقتی معلوم نبوده کدام بچه برای چه کسی هست عملا مالکیت بر مادینگان را بدون مزیت میکرده، تغییر گرایشات جنسی ماده ها در طول یک ماه و در زمان تخمکگذاری گویای این هست که ماده ها هم تکهمسر نبودند و در طول ماه آمیزش های متعدد و متنوعی را تجربه میکردند، شکل آلتتناسلی و کلاهک آن در جنس مذکر هم گویای این امر هست که رقابت دیگری در واژن و رحم بین اسپرم ها اتفاق میافتاده، نشانه هایی هست، مثلا سر و صدای زیاد مادینگان هنگام رابطه جنسی که به نوعی جنبه تبلیغاتی دارد و رابطه جنسی هم عموما حدود ۱۰ دقیقه هست و نر مذکور بعدش وقت خوابش هست و کرخت میشود اما موتور ماده تازه روشن شده، نر قبلی هم بعید است بایستد بالا سر ماده نگهبانی دهد که احیانا با کسی رابطه جنسی برقرار نکند!
این شواهد و نشانه ها من را کاملا درباره وجود روابط همسری در کلونی های انسانی به شک میاندازه و تصورم بر روابط تنانه و همیارانه و بدون تصاحب و انحصار هست. کلونی های انسانی و جسه انسان ضعیف تر از شامپانزه هاست مثلا و اینگونه رقابت بر سر ماده به نفع کلونی نمیتونسته باشه، در شرایط سخت زیست و بقایشان نیازمند صلح و مسالمت بودند قطعا،
و در واقع انتخاب ژن برتر را ماده ها با تغییر گرایش جنسیاشون در طول تایم تخمکگذاری تعیین میکردهاند، مطالعات نشان داده که مردان با تستسترون بالا و چهارشونه و جذاب که در آن یک هفته انتخاب میشوند وفاداری و حمایت و مهربانی کمتری دارند و البته اسپرمشان یک رقابت دیگه در رحم در پیش داره با اسپرم نر های جذاب دیگری که آنها هم در طول زمان تخمکگذاری رابطه برقرار کردهاند،
در خارج از زمان تخمکگذاری هم احتمالا گرایش به نرهای بانمک تر و مهربان تر و کمتر جذاب بوده،
نکته دیگه اینکه جنس ماده انسان تخمکگذاری پنهان دارد و نر ها هیچ نشانه ای برای فهمیدن زمانش ندارند، مگر اینکه توسط ماده در ان زمان انتخاب شوند.
من همسرداری را به کل امری متاخر متصور هستم با توجه به این نشانه های زیستی و نگاه نر آلفا و تصاحب را مغایر با طبیعت انسانی به نظرم میاد، شاید من اشتباه میکنم.
✍ کامران
#admin
@Hot_Cold_Science 📌
تکهمسری و چندهمسری عنوان شده، سوال بنده اینست که آیا اصلا همسرداری در کار بوده؟
اختلاف کم جسه نر و ماده انسان به گونه ای هست که نر تصاحبگر ممکنه به راحتی توسط ماده به قتل برسد،
این رقابت بر سر تصاحب وقتی معلوم نبوده کدام بچه برای چه کسی هست عملا مالکیت بر مادینگان را بدون مزیت میکرده، تغییر گرایشات جنسی ماده ها در طول یک ماه و در زمان تخمکگذاری گویای این هست که ماده ها هم تکهمسر نبودند و در طول ماه آمیزش های متعدد و متنوعی را تجربه میکردند، شکل آلتتناسلی و کلاهک آن در جنس مذکر هم گویای این امر هست که رقابت دیگری در واژن و رحم بین اسپرم ها اتفاق میافتاده، نشانه هایی هست، مثلا سر و صدای زیاد مادینگان هنگام رابطه جنسی که به نوعی جنبه تبلیغاتی دارد و رابطه جنسی هم عموما حدود ۱۰ دقیقه هست و نر مذکور بعدش وقت خوابش هست و کرخت میشود اما موتور ماده تازه روشن شده، نر قبلی هم بعید است بایستد بالا سر ماده نگهبانی دهد که احیانا با کسی رابطه جنسی برقرار نکند!
این شواهد و نشانه ها من را کاملا درباره وجود روابط همسری در کلونی های انسانی به شک میاندازه و تصورم بر روابط تنانه و همیارانه و بدون تصاحب و انحصار هست. کلونی های انسانی و جسه انسان ضعیف تر از شامپانزه هاست مثلا و اینگونه رقابت بر سر ماده به نفع کلونی نمیتونسته باشه، در شرایط سخت زیست و بقایشان نیازمند صلح و مسالمت بودند قطعا،
و در واقع انتخاب ژن برتر را ماده ها با تغییر گرایش جنسیاشون در طول تایم تخمکگذاری تعیین میکردهاند، مطالعات نشان داده که مردان با تستسترون بالا و چهارشونه و جذاب که در آن یک هفته انتخاب میشوند وفاداری و حمایت و مهربانی کمتری دارند و البته اسپرمشان یک رقابت دیگه در رحم در پیش داره با اسپرم نر های جذاب دیگری که آنها هم در طول زمان تخمکگذاری رابطه برقرار کردهاند،
در خارج از زمان تخمکگذاری هم احتمالا گرایش به نرهای بانمک تر و مهربان تر و کمتر جذاب بوده،
نکته دیگه اینکه جنس ماده انسان تخمکگذاری پنهان دارد و نر ها هیچ نشانه ای برای فهمیدن زمانش ندارند، مگر اینکه توسط ماده در ان زمان انتخاب شوند.
من همسرداری را به کل امری متاخر متصور هستم با توجه به این نشانه های زیستی و نگاه نر آلفا و تصاحب را مغایر با طبیعت انسانی به نظرم میاد، شاید من اشتباه میکنم.
✍ کامران
#admin
@Hot_Cold_Science 📌
⭕️ انسان تکهمسر است یا چندهمسر؟ سرشت جنسی انسان چیست⁉️
@Hot_Cold_Science 📌
🔰 قسمت اول 👇
✅ مکس تگمارک در کتابش عنوان میکند که "ژنتیک و نیروهای طبیعی محدوده عملکرد سیستم عصبی را تعیین میکنند ولی آموزش و فرهنگ، رفتار نهایی را شکل میدهند."
یعنی اینکه ما یک بستر ژنتیکی و سرشتی داریم، این سرشت در کنش و واکنش با محیط پرورشدهنده و آموزش و فرهنگ جهتهای مختلف با نتایج و تبعات مختلفی میگیرد.
این سرشت و بستر ژنتیکی که به آن اشاره کردیم با بعضی فرهنگها که نزدیکتر به طبیعت فرگشتی گونه ماست همخوانی بیشتر و تعارض کمتری دارند و برعکس با فرهنگهای که تفاوت زیادی با طبیعت فرگشتی (یعنی شرایطی که ژنها در آن فرگشت یافته و بقا پیدا کردند) دارند، همخوانی کمتر و تعارض بیشتری دارند.
قدرت باور و عادات فکری در گونه ما بسیار زیادست، تا حدی که در دوران بردهداری بردههای زیادی باور داشتند که برای بندگی و بردگی آفریده شدهاند، تا حدی که میلیاردها انسان به ظاهر خردمند به انواع خرافات و باورهای بیپایه و اساس اعتقاد دارند!
در کنار باور به ماوراطبیعه و جن و روح و چشمزخم و... ما در فرهنگ باور به داستانهای مشترک دیگری هم داریم مثل پاکدامنی، تقدس مادری، رابطه انحصاری و مالکیت بر تن و روان همدیگر، خرافهای به نام عشق و ...
حدود ۱۰ هزار سال پیش پس از انقلاب کشاورزی انسان خوراکجویی که طی صدها هزار سال در کلونیهای حدود ۵۰ تا ۱۰۰ نفره زندگی میکرد، ناگهان یکجانشین میشود، خوراکجوهای گشتزن از نظر سرشت و ژنتیک تفاوتی با ما نداشتند و بازه زمانی ۱۰ هزار سال در انتخاب طبیعی و فرگشت اثر چندانی ندارد.
با توجه به جسّه ضعیف انسان نسبت به سایر جانوران در طبیعت، این کلونیها ناچار به داشتن ارجحیت منفعت جمعی بر منفعت فردی بودهاند و فرهنگ اشتراکی داشتهاند تا بتوانند مسالمتآمیز در طبیعتِ بیرحم زنده بمانند، با توجه به ضعف زبان و قدمت کم مفاهیم انتزاعی در آن دوره چیزی تحت عنوان همسر و تعهد وجود نداشته و صرفا آمیزشهایی پیرو انتخابهای جنسی اتفاق میافتاده و معلوم نبوده کدام بچه برای کیست، بچهها مورد حمایت تمامی افراد کلونی بودهاند.
با ظهور یکجانشینی مالکیت زمین و نیروی کار و اینکه کدام بچه(نیروی کار) متعلق به کیست، اهمیت پیدا کرد و متعاقباً جنس ماده تبدیل به ماشین تولید و پرورش نیروی کار و جنگ شد و در خانه حبس شد، به مرور در فرهنگ برای مشروعیت بخشی به این ظلم و زورگویی و تبعیض مفاهیمی مثل پاکدامنی و تقدس مادری و خانواده شکل گرفت و پیرو آن در مذاهب به شکل حرام و حلال و.. نمود یافت.
در ادامه به علل و نشانههای اینکه سرشت جنسی انسان در محیط فرگشتیاش چه بوده خواهیم پرداخت: 👇
اختلاف کم جثه نر و ماده انسان به گونهای هست که نر نمیتواند تصاحبگر باشد و احتمال اینکه به راحتی توسط ماده به قتل برسد زیاد است و این مزیت فرگشتی وجود نرآلفا و تصاحبگر را کمرنگ میکند.
این رقابت بر سر تصاحب وقتی معلوم نبوده کدام بچه برای چه کسی هست عملا مالکیت بر مادینگان را بدون مزیت میکرده است، تغییر گرایشات جنسی مادهها در طول یک ماه و در زمان تخمکگذاری گویای اینست که مادهها هم تکهمسر نبودند و در طول ماه آمیزشهای متعدد و متنوعی را تجربه میکردند، شکل اندامجنسی مردانه و کلاهک آن در جنس مذکر هم گویای این امر هست که رقابت دیگری در واژن و رحم بین اسپرم ها اتفاق میافتاده است، بهصورتی که شکل کلاهک با ایجاد مِکِش اسپرمهای نفر قبلی را بیرون میکشیده.
نشانه هایی هست: مثلا سر و صدای زیاد مادینگان هنگام رابطه جنسی که به نوعی جنبه تبلیغاتی دارد و رابطه جنسی هم عموما حدود ۱۰ دقیقه هست و نر مذکور دیگر وقت خوابش هست و کرخت میشود اما موتور ماده تازه روشن شده، نر قبلی هم بعید است بایستد بالا سر ماده نگهبانی دهد که احیانا با کسی رابطه جنسی برقرار میکند یا نه!
این شواهد و نشانهها مشخص میکند که احتمالاً روابط همسری در کلونیهای انسانی وجود نداشته و روابط تنانه و همیارانه و بدون تصاحب و انحصار بوده است. کلونیهای انسانی و جسّه انسان ضعیفتر از شامپانزههاست و اینگونه رقابت بر سر ماده به نفع کلونی نمیتوانسته باشد، در شرایط سخت زیست و بقایشان نیازمند صلح و مسالمت بودند قطعا.
در واقع انتخاب ژن برتر را ماده ها با تغییر گرایش جنسیشان در طول زمان تخمکگذاری تعیین میکردهاند، مطالعات نشان داده که مردان با تستسترون بالا و چهارشونه و جذاب که در آن یک هفته انتخاب میشوند وفاداری و حمایت و مهربانی کمتری دارند و البته اسپرمشان یک رقابت دیگه در رحم در پیش دارد با اسپرمهای نرهای جذاب دیگری که آنها هم در طول زمان تخمکگذاری رابطه برقرار کردهاند،
در خارج از زمان تخمکگذاری هم احتمالا گرایش به نرهای بانمکتر و مهربانتر و کمتر جذاب بوده است.
🔰 ادامه در قسمت دوم 👇
@Hot_Cold_Science 📌
@Hot_Cold_Science 📌
🔰 قسمت اول 👇
✅ مکس تگمارک در کتابش عنوان میکند که "ژنتیک و نیروهای طبیعی محدوده عملکرد سیستم عصبی را تعیین میکنند ولی آموزش و فرهنگ، رفتار نهایی را شکل میدهند."
یعنی اینکه ما یک بستر ژنتیکی و سرشتی داریم، این سرشت در کنش و واکنش با محیط پرورشدهنده و آموزش و فرهنگ جهتهای مختلف با نتایج و تبعات مختلفی میگیرد.
این سرشت و بستر ژنتیکی که به آن اشاره کردیم با بعضی فرهنگها که نزدیکتر به طبیعت فرگشتی گونه ماست همخوانی بیشتر و تعارض کمتری دارند و برعکس با فرهنگهای که تفاوت زیادی با طبیعت فرگشتی (یعنی شرایطی که ژنها در آن فرگشت یافته و بقا پیدا کردند) دارند، همخوانی کمتر و تعارض بیشتری دارند.
قدرت باور و عادات فکری در گونه ما بسیار زیادست، تا حدی که در دوران بردهداری بردههای زیادی باور داشتند که برای بندگی و بردگی آفریده شدهاند، تا حدی که میلیاردها انسان به ظاهر خردمند به انواع خرافات و باورهای بیپایه و اساس اعتقاد دارند!
در کنار باور به ماوراطبیعه و جن و روح و چشمزخم و... ما در فرهنگ باور به داستانهای مشترک دیگری هم داریم مثل پاکدامنی، تقدس مادری، رابطه انحصاری و مالکیت بر تن و روان همدیگر، خرافهای به نام عشق و ...
حدود ۱۰ هزار سال پیش پس از انقلاب کشاورزی انسان خوراکجویی که طی صدها هزار سال در کلونیهای حدود ۵۰ تا ۱۰۰ نفره زندگی میکرد، ناگهان یکجانشین میشود، خوراکجوهای گشتزن از نظر سرشت و ژنتیک تفاوتی با ما نداشتند و بازه زمانی ۱۰ هزار سال در انتخاب طبیعی و فرگشت اثر چندانی ندارد.
با توجه به جسّه ضعیف انسان نسبت به سایر جانوران در طبیعت، این کلونیها ناچار به داشتن ارجحیت منفعت جمعی بر منفعت فردی بودهاند و فرهنگ اشتراکی داشتهاند تا بتوانند مسالمتآمیز در طبیعتِ بیرحم زنده بمانند، با توجه به ضعف زبان و قدمت کم مفاهیم انتزاعی در آن دوره چیزی تحت عنوان همسر و تعهد وجود نداشته و صرفا آمیزشهایی پیرو انتخابهای جنسی اتفاق میافتاده و معلوم نبوده کدام بچه برای کیست، بچهها مورد حمایت تمامی افراد کلونی بودهاند.
با ظهور یکجانشینی مالکیت زمین و نیروی کار و اینکه کدام بچه(نیروی کار) متعلق به کیست، اهمیت پیدا کرد و متعاقباً جنس ماده تبدیل به ماشین تولید و پرورش نیروی کار و جنگ شد و در خانه حبس شد، به مرور در فرهنگ برای مشروعیت بخشی به این ظلم و زورگویی و تبعیض مفاهیمی مثل پاکدامنی و تقدس مادری و خانواده شکل گرفت و پیرو آن در مذاهب به شکل حرام و حلال و.. نمود یافت.
در ادامه به علل و نشانههای اینکه سرشت جنسی انسان در محیط فرگشتیاش چه بوده خواهیم پرداخت: 👇
اختلاف کم جثه نر و ماده انسان به گونهای هست که نر نمیتواند تصاحبگر باشد و احتمال اینکه به راحتی توسط ماده به قتل برسد زیاد است و این مزیت فرگشتی وجود نرآلفا و تصاحبگر را کمرنگ میکند.
این رقابت بر سر تصاحب وقتی معلوم نبوده کدام بچه برای چه کسی هست عملا مالکیت بر مادینگان را بدون مزیت میکرده است، تغییر گرایشات جنسی مادهها در طول یک ماه و در زمان تخمکگذاری گویای اینست که مادهها هم تکهمسر نبودند و در طول ماه آمیزشهای متعدد و متنوعی را تجربه میکردند، شکل اندامجنسی مردانه و کلاهک آن در جنس مذکر هم گویای این امر هست که رقابت دیگری در واژن و رحم بین اسپرم ها اتفاق میافتاده است، بهصورتی که شکل کلاهک با ایجاد مِکِش اسپرمهای نفر قبلی را بیرون میکشیده.
نشانه هایی هست: مثلا سر و صدای زیاد مادینگان هنگام رابطه جنسی که به نوعی جنبه تبلیغاتی دارد و رابطه جنسی هم عموما حدود ۱۰ دقیقه هست و نر مذکور دیگر وقت خوابش هست و کرخت میشود اما موتور ماده تازه روشن شده، نر قبلی هم بعید است بایستد بالا سر ماده نگهبانی دهد که احیانا با کسی رابطه جنسی برقرار میکند یا نه!
این شواهد و نشانهها مشخص میکند که احتمالاً روابط همسری در کلونیهای انسانی وجود نداشته و روابط تنانه و همیارانه و بدون تصاحب و انحصار بوده است. کلونیهای انسانی و جسّه انسان ضعیفتر از شامپانزههاست و اینگونه رقابت بر سر ماده به نفع کلونی نمیتوانسته باشد، در شرایط سخت زیست و بقایشان نیازمند صلح و مسالمت بودند قطعا.
در واقع انتخاب ژن برتر را ماده ها با تغییر گرایش جنسیشان در طول زمان تخمکگذاری تعیین میکردهاند، مطالعات نشان داده که مردان با تستسترون بالا و چهارشونه و جذاب که در آن یک هفته انتخاب میشوند وفاداری و حمایت و مهربانی کمتری دارند و البته اسپرمشان یک رقابت دیگه در رحم در پیش دارد با اسپرمهای نرهای جذاب دیگری که آنها هم در طول زمان تخمکگذاری رابطه برقرار کردهاند،
در خارج از زمان تخمکگذاری هم احتمالا گرایش به نرهای بانمکتر و مهربانتر و کمتر جذاب بوده است.
🔰 ادامه در قسمت دوم 👇
@Hot_Cold_Science 📌
《 Hot or Cold 》 Science 🔍
⭕️ انسان تکهمسر است یا چندهمسر؟ سرشت جنسی انسان چیست⁉️ @Hot_Cold_Science 📌 🔰 قسمت اول 👇 ✅ مکس تگمارک در کتابش عنوان میکند که "ژنتیک و نیروهای طبیعی محدوده عملکرد سیستم عصبی را تعیین میکنند ولی آموزش و فرهنگ، رفتار نهایی را شکل میدهند." یعنی اینکه ما…
🔰 قسمت دوم و پایانی 👇
نکته دیگر اینکه جنس ماده انسان تخمکگذاری پنهان دارد و نر ها هیچ نشانه ای برای فهمیدن زمانش ندارند، مگر اینکه توسط ماده در آن زمان انتخاب شوند.
همسرداری به کل امری متاخر هست با توجه به مستندات علمی و تاریخ، در حال حاضر هم شاهد انواع و اقسام خیانتها و افسردگی های جوامع که طبق نسخه تکهمسری طبیعت انسان را تحریف کرده اند هستیم.
با نگاهی گذرا به واقعیت زندگی مشترک میبینیم که پس از چندی هیچ هیجان جنسی بین دو طرف وجود ندارد و بیشتر وابستگی و عادت و در بهترین حالتها رفاقت و همدلی هست که تاثیر اصلی را در پایدار و طولانی نگه داشتن رابطه انجام میدهد و معمولا هر دو از این نداشتن هیجان احساس سرخوردگی دارند و یا مجبور به خیانت میشوند چون دارند نسخهای را به اجرا میگذارند که مغایر با سرشتی هست که در محیط طبیعی فرگشت یافته بوده است.
ما باید یاد بگیریم رفاقت و دوستی و همدلیمان جدا از مالکیت بر تن و روان همدیگر باشد تا بتوانیم روابطی صادقانه، شفاف، اخلاقی و پایدار و طولانی داشته باشیم، تا بتوانیم رفاقت و دوستی زیبا و صادقانه را تجربه کنیم.
البته این مقاله نسخهای صادر نمیکند و درباره افرادی که در روابط انحصاری تکشریکی هستند قضاوتی نمیکند، صرفا نیت اینست که با نگاهی باز و علمی و واقعگرایانه پا داخل روابط بگذاریم و موقع قضاوتهایمان دربارهی لغزشهای افراد با درک بیشتری نسبت به طبیعتشان عمل کنیم.
پایان
شاد و سلامت باشید 🌿
✍ نویسنده و گردآورنده: کامران
#admin 🖋
منابع:
📕 کتاب سرشت جنسی انسان نوشته کریستوفر ریان و همسرش ساسیلدا جفا
📗 کتاب انسان خردمند نوشته یووال نوح هراری
📙 کتاب هوسهای سرخ نوشته دکتر کورش رستگار
و همچنین مقالات بهروز حوزه زیستشناسی و روانشناسی تکاملی و سایر حوزههای مرتبط.
مطالب مرتبط برای مطالعه بیشتر 👇
https://t.me/Hot_Cold_Science/419
https://t.me/Hot_Cold_Science/418
https://t.me/Hot_Cold_Science/388
https://t.me/Hot_Cold_Science/392
https://t.me/Hot_Cold_Science/775
https://t.me/Hot_Cold_Science/777
https://t.me/Hot_Cold_Science/646
https://t.me/Hot_Cold_Science/650
https://t.me/Hot_Cold_Science/648
@Hot_Cold_Science 📌
نکته دیگر اینکه جنس ماده انسان تخمکگذاری پنهان دارد و نر ها هیچ نشانه ای برای فهمیدن زمانش ندارند، مگر اینکه توسط ماده در آن زمان انتخاب شوند.
همسرداری به کل امری متاخر هست با توجه به مستندات علمی و تاریخ، در حال حاضر هم شاهد انواع و اقسام خیانتها و افسردگی های جوامع که طبق نسخه تکهمسری طبیعت انسان را تحریف کرده اند هستیم.
با نگاهی گذرا به واقعیت زندگی مشترک میبینیم که پس از چندی هیچ هیجان جنسی بین دو طرف وجود ندارد و بیشتر وابستگی و عادت و در بهترین حالتها رفاقت و همدلی هست که تاثیر اصلی را در پایدار و طولانی نگه داشتن رابطه انجام میدهد و معمولا هر دو از این نداشتن هیجان احساس سرخوردگی دارند و یا مجبور به خیانت میشوند چون دارند نسخهای را به اجرا میگذارند که مغایر با سرشتی هست که در محیط طبیعی فرگشت یافته بوده است.
ما باید یاد بگیریم رفاقت و دوستی و همدلیمان جدا از مالکیت بر تن و روان همدیگر باشد تا بتوانیم روابطی صادقانه، شفاف، اخلاقی و پایدار و طولانی داشته باشیم، تا بتوانیم رفاقت و دوستی زیبا و صادقانه را تجربه کنیم.
البته این مقاله نسخهای صادر نمیکند و درباره افرادی که در روابط انحصاری تکشریکی هستند قضاوتی نمیکند، صرفا نیت اینست که با نگاهی باز و علمی و واقعگرایانه پا داخل روابط بگذاریم و موقع قضاوتهایمان دربارهی لغزشهای افراد با درک بیشتری نسبت به طبیعتشان عمل کنیم.
پایان
شاد و سلامت باشید 🌿
✍ نویسنده و گردآورنده: کامران
#admin 🖋
منابع:
📕 کتاب سرشت جنسی انسان نوشته کریستوفر ریان و همسرش ساسیلدا جفا
📗 کتاب انسان خردمند نوشته یووال نوح هراری
📙 کتاب هوسهای سرخ نوشته دکتر کورش رستگار
و همچنین مقالات بهروز حوزه زیستشناسی و روانشناسی تکاملی و سایر حوزههای مرتبط.
مطالب مرتبط برای مطالعه بیشتر 👇
https://t.me/Hot_Cold_Science/419
https://t.me/Hot_Cold_Science/418
https://t.me/Hot_Cold_Science/388
https://t.me/Hot_Cold_Science/392
https://t.me/Hot_Cold_Science/775
https://t.me/Hot_Cold_Science/777
https://t.me/Hot_Cold_Science/646
https://t.me/Hot_Cold_Science/650
https://t.me/Hot_Cold_Science/648
@Hot_Cold_Science 📌
Telegram
《 Hot or Cold 》 Science 🔍
#عشق #حقیقت دارد یا #خرافه و نتیجه #یادگیری #اجتماعی و #فرهنگی هست ⁉️
✅ همه ی خرافات یاد گرفته میشن و به شکل باور ها و عقاید نمود پیدا می کنند .
✅ ایجاد رابطه بین افراد به واسطه هورمون ها و انتقال دهنده های عصبی و حس کشش و جذابیت جنسی و علاقه بصورت زیستی…
✅ همه ی خرافات یاد گرفته میشن و به شکل باور ها و عقاید نمود پیدا می کنند .
✅ ایجاد رابطه بین افراد به واسطه هورمون ها و انتقال دهنده های عصبی و حس کشش و جذابیت جنسی و علاقه بصورت زیستی…
Forwarded from 《 Hot or Cold 》 Science 🔍
⭕️ در باب #اراده_آزاد #اختیار #جبرگرایی
آیا مجازات کیفری علمی و اخلاقیست ⁉️
@Hot_Cold_Science 📌
✍️ به قلم دکتر قبادیان
اولین نکته ای که لازم است روشن شود مفهوم "اراده آزاد" است که در فارسی باز هم ما مشکل معنایی و لغوی داریم.
در لاتین ما از دو سنخ معنا صحبت می کنم :
۱- عمل آزادانه که از نوع فعالیت حرکتی است. مثل من آزادانه دست راستم را بالا می برم یا آزادانه از منوی رستوران،
چلوکباب سلطانی - که جانم فدایش باد - را سفارش می دهم.
تا اینجای کار که شکی در آزادانه بوده عمل من نیست!
اما در بحث "فری ویل" ما از چیز دیگری صحبت می کنیم :
۲- اراده آزاد : رفتار ما و هر موجود زنده ای فی الواقع یک فرمان حرکتی یا موتور #نورون است. اما این فرمان حرکتی -
بطور مثال در انسان - ناشی از یک فرمان عصبی است. در بحث اراده آزاد ما به بررسی نحوه صدور آن فرمان مغزی می پردازیم و در حوزه #علم می خواهیم نشان دهیم این فرمان عصبی،خروجی یک سیستم پیچیده مغزی است و خود منوط و متکی
به پارامترهایی است که ما در شکل گیری آنها دخل و تصرف و "اراده آزاد" نداشته ایم.
همینطور با تکنیک های مختلف آزمایشگاهی می توان نشان داد سیگنال انتخاب،در مغز شما وقتی رویت می شود که هنوز خودتان
از انتخاب خودتان آگاهی ندارید و لذا نمی توان انتخاب را آگاهانه و پیرو آن آزادانه فرض کرد.
به زبان ساده اگر در تئوری من بتوانم انتخاب شما قبل از اینکه در ذهن خودتان متبادر شود ، روی کاغذ بنویسم و در پاکت
جلویتان قرار دهم،این بدان معنی است که رفتار شما قابل پیش بینی،نا خودآگاه بوده و اراده آزادی در آن نیست.
این امر با تصویر برداری کارکرد مغز ممکن است.
بطور بسیار خلاصه گریزی هم به نحوه شکل گیری اراده در ذهن بزنیم :
واقعا چرا من "چلوکباب سلطانی" انتخاب کردم؟
آیا این یک انتخاب منتج از اراده آزاد بوده؟
خیر...
این نحوه شکل گیری سلیقه من در فرهنگ محل زایش و پرورش من بوده و من اختیاری در انتخاب والدین / زمان تولد / مکان
تولد و محل پرورشم نداشته ام.
اگر در قرن پیش از والدین اسکیمو در آلسکا متولد می شدم،احتمال غذای محبوب من جگر نهنگ دود داده شده بود!
اگر هم در جنوب شرقی آسیا متولد می شدم و پرورش می یافتم،اکنون هیچ چیز را با یک میان وعده از حشرات عوض نمی کردم!
پس نه آن چلوکباب تحت اراده آزاد من است و نه آن جگر نهنگ تحت اراده آزاد اسکیمو . به بیان دیگر ما چیزی را خوشمزه
می دانیم و "انتخاب" می کنیم که برایمان خوشمزه تعریف شده.
همین مثال را تعمیم بدهید به مصادیق دیگر و اقسام انتخاب هایی که انجام می دهیم.
حال کمی برویم در دنیای عمو زاده ها...
واقعا چه چیز باعث می شود یک نر،توله زاده شده از نر دیگر را آزار دهد یا بکشد؟
اراده آزاد؟
اینجا دوستان صدا کلفت میکنند که حیوانات تابع غریزه اند!
اما اگر نیک بنگرید رفتار یک مرد کودک آزار هم از همان سنخ است و نمی توان بین رفتار حیوانی و انسانی - اغلب اوقات -
خط کشی گذاشت و گفت این گوریل این بچه را از روی #غریزه کشت و این انسان بچه را از روی اراده آزاد!
#رفتار_شناسی نوین به ما نشان می دهد در اکثریت قریب به اتفاق رفتارها،ما و عمو زاده هایمان بسیار شبیه هم هستیم.
موضوع دیگر بحث #عدم_قطعیت است.
ببینید دوستان ما دو نحله فکری داریم :
یکی #تقدیر_گرایی که با دیدگاه نیوتونی می گوید همه چیز قابل پیش بینی است و رفتار جهان مثل ساعتی که کوک شده باشد پیش
می رود.
اما #جبر_گرایی یا "دترمینیسم" نشان میدهد برخی وقایع جهان قابل پیش بینی و برخی رندم و برخی ماهیتا غیر قابل پیش بینی
هستند.
و از رویداد تصادفی نمی توان اراده آزاد استحصال کرد!
یعنی حتی اگر بپذیریم مغز ما حالت کوانتومی و رندم بروز می دهد،به طور چشمگیری امکان وجود اراده آزاد رد می شود.
اینکه شما بصورت رندم چپ یا راست را انتخاب کنید با "اراده" در تناقض است!
یک موضوع دیگر هم از عواقب ابطال "اراده آزاد" خواهد بود و آن جمع شدن بساط نکوهش و ستایش این جهانی و پاداش و
عذاب اخروی است.
یعنی موجودی که اراده آزاد ندارد را نمی شود فرستاد جهنم به صرف سیخ داغ!
در مسائل اخلاقی هم نمی شود کسی را تقبیح کرد.
اگر چه مسائل حقوقی و کیفری،به قاعده دفع شر سر جایش باقی خواهد بود.
یعنی قاتل را کتک نمی زنیم / اعدام نمی کنیم / آتش نمی زنیم ... فقط از #محیط_زیست جدا می کنیم تا آسیب به دیگران نرساند. مثل
گرگی که آسیب رسان است.
ضمن اینکه امید داریم در آینده نزدیک با افزایش دانش #نوروساینس ،درمان مناسب جای جزای کیفری را بگیرد و رایج شود.
لینک های مرتبط جهت مطالعه تکمیلی 👇
https://t.me/Hot_Cold_Science/154
https://t.me/Hot_Cold_Science/194
https://t.me/Hot_Cold_Science/122
https://t.me/Hot_Cold_Science/101
https://t.me/Hot_Cold_Science/121
https://t.me/Hot_Cold_Science/660
https://t.me/Hot_Cold_Science/661
https://t.me/Hot_Cold_Science/662
آیا مجازات کیفری علمی و اخلاقیست ⁉️
@Hot_Cold_Science 📌
✍️ به قلم دکتر قبادیان
اولین نکته ای که لازم است روشن شود مفهوم "اراده آزاد" است که در فارسی باز هم ما مشکل معنایی و لغوی داریم.
در لاتین ما از دو سنخ معنا صحبت می کنم :
۱- عمل آزادانه که از نوع فعالیت حرکتی است. مثل من آزادانه دست راستم را بالا می برم یا آزادانه از منوی رستوران،
چلوکباب سلطانی - که جانم فدایش باد - را سفارش می دهم.
تا اینجای کار که شکی در آزادانه بوده عمل من نیست!
اما در بحث "فری ویل" ما از چیز دیگری صحبت می کنیم :
۲- اراده آزاد : رفتار ما و هر موجود زنده ای فی الواقع یک فرمان حرکتی یا موتور #نورون است. اما این فرمان حرکتی -
بطور مثال در انسان - ناشی از یک فرمان عصبی است. در بحث اراده آزاد ما به بررسی نحوه صدور آن فرمان مغزی می پردازیم و در حوزه #علم می خواهیم نشان دهیم این فرمان عصبی،خروجی یک سیستم پیچیده مغزی است و خود منوط و متکی
به پارامترهایی است که ما در شکل گیری آنها دخل و تصرف و "اراده آزاد" نداشته ایم.
همینطور با تکنیک های مختلف آزمایشگاهی می توان نشان داد سیگنال انتخاب،در مغز شما وقتی رویت می شود که هنوز خودتان
از انتخاب خودتان آگاهی ندارید و لذا نمی توان انتخاب را آگاهانه و پیرو آن آزادانه فرض کرد.
به زبان ساده اگر در تئوری من بتوانم انتخاب شما قبل از اینکه در ذهن خودتان متبادر شود ، روی کاغذ بنویسم و در پاکت
جلویتان قرار دهم،این بدان معنی است که رفتار شما قابل پیش بینی،نا خودآگاه بوده و اراده آزادی در آن نیست.
این امر با تصویر برداری کارکرد مغز ممکن است.
بطور بسیار خلاصه گریزی هم به نحوه شکل گیری اراده در ذهن بزنیم :
واقعا چرا من "چلوکباب سلطانی" انتخاب کردم؟
آیا این یک انتخاب منتج از اراده آزاد بوده؟
خیر...
این نحوه شکل گیری سلیقه من در فرهنگ محل زایش و پرورش من بوده و من اختیاری در انتخاب والدین / زمان تولد / مکان
تولد و محل پرورشم نداشته ام.
اگر در قرن پیش از والدین اسکیمو در آلسکا متولد می شدم،احتمال غذای محبوب من جگر نهنگ دود داده شده بود!
اگر هم در جنوب شرقی آسیا متولد می شدم و پرورش می یافتم،اکنون هیچ چیز را با یک میان وعده از حشرات عوض نمی کردم!
پس نه آن چلوکباب تحت اراده آزاد من است و نه آن جگر نهنگ تحت اراده آزاد اسکیمو . به بیان دیگر ما چیزی را خوشمزه
می دانیم و "انتخاب" می کنیم که برایمان خوشمزه تعریف شده.
همین مثال را تعمیم بدهید به مصادیق دیگر و اقسام انتخاب هایی که انجام می دهیم.
حال کمی برویم در دنیای عمو زاده ها...
واقعا چه چیز باعث می شود یک نر،توله زاده شده از نر دیگر را آزار دهد یا بکشد؟
اراده آزاد؟
اینجا دوستان صدا کلفت میکنند که حیوانات تابع غریزه اند!
اما اگر نیک بنگرید رفتار یک مرد کودک آزار هم از همان سنخ است و نمی توان بین رفتار حیوانی و انسانی - اغلب اوقات -
خط کشی گذاشت و گفت این گوریل این بچه را از روی #غریزه کشت و این انسان بچه را از روی اراده آزاد!
#رفتار_شناسی نوین به ما نشان می دهد در اکثریت قریب به اتفاق رفتارها،ما و عمو زاده هایمان بسیار شبیه هم هستیم.
موضوع دیگر بحث #عدم_قطعیت است.
ببینید دوستان ما دو نحله فکری داریم :
یکی #تقدیر_گرایی که با دیدگاه نیوتونی می گوید همه چیز قابل پیش بینی است و رفتار جهان مثل ساعتی که کوک شده باشد پیش
می رود.
اما #جبر_گرایی یا "دترمینیسم" نشان میدهد برخی وقایع جهان قابل پیش بینی و برخی رندم و برخی ماهیتا غیر قابل پیش بینی
هستند.
و از رویداد تصادفی نمی توان اراده آزاد استحصال کرد!
یعنی حتی اگر بپذیریم مغز ما حالت کوانتومی و رندم بروز می دهد،به طور چشمگیری امکان وجود اراده آزاد رد می شود.
اینکه شما بصورت رندم چپ یا راست را انتخاب کنید با "اراده" در تناقض است!
یک موضوع دیگر هم از عواقب ابطال "اراده آزاد" خواهد بود و آن جمع شدن بساط نکوهش و ستایش این جهانی و پاداش و
عذاب اخروی است.
یعنی موجودی که اراده آزاد ندارد را نمی شود فرستاد جهنم به صرف سیخ داغ!
در مسائل اخلاقی هم نمی شود کسی را تقبیح کرد.
اگر چه مسائل حقوقی و کیفری،به قاعده دفع شر سر جایش باقی خواهد بود.
یعنی قاتل را کتک نمی زنیم / اعدام نمی کنیم / آتش نمی زنیم ... فقط از #محیط_زیست جدا می کنیم تا آسیب به دیگران نرساند. مثل
گرگی که آسیب رسان است.
ضمن اینکه امید داریم در آینده نزدیک با افزایش دانش #نوروساینس ،درمان مناسب جای جزای کیفری را بگیرد و رایج شود.
لینک های مرتبط جهت مطالعه تکمیلی 👇
https://t.me/Hot_Cold_Science/154
https://t.me/Hot_Cold_Science/194
https://t.me/Hot_Cold_Science/122
https://t.me/Hot_Cold_Science/101
https://t.me/Hot_Cold_Science/121
https://t.me/Hot_Cold_Science/660
https://t.me/Hot_Cold_Science/661
https://t.me/Hot_Cold_Science/662
Telegram
《 Hot or Cold 》 Science 🔍
میخواید بدونید که شما چقدر آزادانه در مورد کاراتون تصمیم میگیرید و اصن اراده آزاد وجود داره یا نه؟!
شما را به دیدن این ویدیو عالی دعوت میکنیم ☑️🔝
@Hot_Cold_Science 📌
شما را به دیدن این ویدیو عالی دعوت میکنیم ☑️🔝
@Hot_Cold_Science 📌
👍1
Forwarded from 《 Hot or Cold 》 Science 🔍
https://t.me/Hot_Cold_Science/198
⭕️ آیا مفهوم "خود" "من" وجود خارجی دارد ⁉️
ماهیت خود یکی از سوالهای بنیادین و قدیمی فلسفه است
آیا مفهوم خود من صرفا یک توهم است؟
@Hot_Cold_Science 📌
رابرت لارنس کوهن، سازنده، نویسنده و مجری مجموعه تلویزیونی «نزدیک به حقیقت»(Closer to Truth) که به کمک متفکران پیشگام جهان به کاوش عمیق ترین سوالات بشر می پردازد در گفتگوهای خود با متفکران دانش در مورد مفهوم “خود” صحبت کرده است که در زیر می توانید بخشی از این پرسش و پاسخ را بخوانید.
ادامه در سه قسمت 👇
قسمت اول
https://t.me/Hot_Cold_Science/199
قسمت دوم
https://t.me/Hot_Cold_Science/200
قسمت سوم
https://t.me/Hot_Cold_Science/201
⭕️ آیا مفهوم "خود" "من" وجود خارجی دارد ⁉️
ماهیت خود یکی از سوالهای بنیادین و قدیمی فلسفه است
آیا مفهوم خود من صرفا یک توهم است؟
@Hot_Cold_Science 📌
رابرت لارنس کوهن، سازنده، نویسنده و مجری مجموعه تلویزیونی «نزدیک به حقیقت»(Closer to Truth) که به کمک متفکران پیشگام جهان به کاوش عمیق ترین سوالات بشر می پردازد در گفتگوهای خود با متفکران دانش در مورد مفهوم “خود” صحبت کرده است که در زیر می توانید بخشی از این پرسش و پاسخ را بخوانید.
ادامه در سه قسمت 👇
قسمت اول
https://t.me/Hot_Cold_Science/199
قسمت دوم
https://t.me/Hot_Cold_Science/200
قسمت سوم
https://t.me/Hot_Cold_Science/201
Telegram
《 Hot or Cold 》 Science 🔍
آیا مفهوم "خود" "من" وجود خارجی دارد؟
متن در ادامه ۳ قسمت 👇👇👇
@Hot_Cold_Science 📌
متن در ادامه ۳ قسمت 👇👇👇
@Hot_Cold_Science 📌
Forwarded from 《 Hot or Cold 》 Science 🔍
#جبر
#جبر_مطلق
#افسانه_اراده_آزاد
#خلاقیت
#نوروساینس
⭕️ آیا نحوه بروز تخیلات و تصمیمات رندوم است و یا حاصل اراده آزاد⁉️
🖋 به قلم #دکتر_قبادیان
@Hot_Cold_Science 📌
✅ هر جرقه و انتخابی در مغز به دنبال همهمه سیناپسی، رخ می دهد.
✍ فی الواقع شما بسته به محرکهای مختلف و تجربیات زندگی روزمره و فرهنگ و پارامترهای دیگر، یک بانک اطلاعاتی در مغز خود دارید.
ارزش یا اثر گذاری این اطلاعات در زمان پردازش یا انتخاب، بستگی به مسائل مختلفی مثل میزان تکرار، میزان اهمیت، آخرین بازیابی از حافظه و... دارد. به عنوان مثال هر چه یک تجربه برای شما بیشتر تکرار شود، سیناپس های متعدد و مستحکم تری درست می کند.
این سیناپس های مستحکم، هنگام یک انتخاب، در بین همهمه نورونی و نجواهای متعدد، صدای بیشتری دارند.
با افزایش یکی از همهمه ها، و رسیدن آن به آستانه شلیک، انتخاب شما صورت گرفته و باقی همهمه ها سرکوب می شوند.
حالا یک مثال:👇
فرض کنید مغز شما یک سالن بزرگ کنسرت است و 100000 نفر هم (نورون های شما) آنجا حضور دارند.
حالا خواننده آقای ابی از جمعیت نورونی می پرسد: چی براتون بخونم؟
5000 نفر دارند داد می زنند "خلیج فارس"...
500 نفر داد می زنند "کی اشکاتو پاک می کنه"
40000 نفر داد می زنند "حالا راه تو دوره"
و...
در واقع در بین همهمه ها، آن همهمه بزرگتر به آستانه شلیک سیناپسی می رسد و انتخاب صورت می گیرد.
عیناً همین قضیه در مورد هر انتخابی صادق است.
مثلاً چرا وقتی از شما می پرسم چه غذایی دوست دارید، چلوکباب یا قرمه سبزی را انتخاب می کنید و پاچه اختاپوس یا خوراک لارو حشرات را انتخاب نمی کنید؟
علت این است که این دو تا غذای اخیر و نامانوس، در همهمه سیناپسی و تجربیات زیستی شما جایی ندارند که به آستانه شلیک برسند.
درست مثل وقتی که در آن کنسرت، کسی از ابی نمی خواهد "گل پری جون" بخواند. این مورد، هیچ همهمه ای در بین جمعیّت ندارد که انتخاب شود.
لذا به عنوان یک جمع بندی، هیچ انتخابی آزاد نیست و به نوعی هر تصمیم یا جرقه، تابع داده های بانک اطلاعاتی ناشی از تجربیات ماست.
البته مداربندی مغز آدم ها، نوروآناتومی خاص خودشان را دارد. شما ممکن است در یک رشته خلاقتر باشید یا توان تجسّم بهتری از موضوعات داشته باشید و در کنار یک بانک اطلاعاتی خوب (که می تواند حاصل تحصیل شما باشد) به یک دستاورد بزرگ برسید.
اما مکانیسم احتمالاً رندوم نیست.
برای مطالعه بیشتر:👇
https://t.me/Hot_Cold_Science/663
#جبر_مطلق
#افسانه_اراده_آزاد
#خلاقیت
#نوروساینس
⭕️ آیا نحوه بروز تخیلات و تصمیمات رندوم است و یا حاصل اراده آزاد⁉️
🖋 به قلم #دکتر_قبادیان
@Hot_Cold_Science 📌
✅ هر جرقه و انتخابی در مغز به دنبال همهمه سیناپسی، رخ می دهد.
✍ فی الواقع شما بسته به محرکهای مختلف و تجربیات زندگی روزمره و فرهنگ و پارامترهای دیگر، یک بانک اطلاعاتی در مغز خود دارید.
ارزش یا اثر گذاری این اطلاعات در زمان پردازش یا انتخاب، بستگی به مسائل مختلفی مثل میزان تکرار، میزان اهمیت، آخرین بازیابی از حافظه و... دارد. به عنوان مثال هر چه یک تجربه برای شما بیشتر تکرار شود، سیناپس های متعدد و مستحکم تری درست می کند.
این سیناپس های مستحکم، هنگام یک انتخاب، در بین همهمه نورونی و نجواهای متعدد، صدای بیشتری دارند.
با افزایش یکی از همهمه ها، و رسیدن آن به آستانه شلیک، انتخاب شما صورت گرفته و باقی همهمه ها سرکوب می شوند.
حالا یک مثال:👇
فرض کنید مغز شما یک سالن بزرگ کنسرت است و 100000 نفر هم (نورون های شما) آنجا حضور دارند.
حالا خواننده آقای ابی از جمعیت نورونی می پرسد: چی براتون بخونم؟
5000 نفر دارند داد می زنند "خلیج فارس"...
500 نفر داد می زنند "کی اشکاتو پاک می کنه"
40000 نفر داد می زنند "حالا راه تو دوره"
و...
در واقع در بین همهمه ها، آن همهمه بزرگتر به آستانه شلیک سیناپسی می رسد و انتخاب صورت می گیرد.
عیناً همین قضیه در مورد هر انتخابی صادق است.
مثلاً چرا وقتی از شما می پرسم چه غذایی دوست دارید، چلوکباب یا قرمه سبزی را انتخاب می کنید و پاچه اختاپوس یا خوراک لارو حشرات را انتخاب نمی کنید؟
علت این است که این دو تا غذای اخیر و نامانوس، در همهمه سیناپسی و تجربیات زیستی شما جایی ندارند که به آستانه شلیک برسند.
درست مثل وقتی که در آن کنسرت، کسی از ابی نمی خواهد "گل پری جون" بخواند. این مورد، هیچ همهمه ای در بین جمعیّت ندارد که انتخاب شود.
لذا به عنوان یک جمع بندی، هیچ انتخابی آزاد نیست و به نوعی هر تصمیم یا جرقه، تابع داده های بانک اطلاعاتی ناشی از تجربیات ماست.
البته مداربندی مغز آدم ها، نوروآناتومی خاص خودشان را دارد. شما ممکن است در یک رشته خلاقتر باشید یا توان تجسّم بهتری از موضوعات داشته باشید و در کنار یک بانک اطلاعاتی خوب (که می تواند حاصل تحصیل شما باشد) به یک دستاورد بزرگ برسید.
اما مکانیسم احتمالاً رندوم نیست.
برای مطالعه بیشتر:👇
https://t.me/Hot_Cold_Science/663
Telegram
《 Hot or Cold 》 Science 🔍
⭕️ در باب #اراده_آزاد #اختیار #جبرگرایی
آیا مجازات کیفری علمی و اخلاقیست ⁉️
@Hot_Cold_Science 📌
✍️ به قلم دکتر قبادیان
اولین نکته ای که لازم است روشن شود مفهوم "اراده آزاد" است که در فارسی باز هم ما مشکل معنایی و لغوی داریم.
در لاتین ما از دو سنخ معنا…
آیا مجازات کیفری علمی و اخلاقیست ⁉️
@Hot_Cold_Science 📌
✍️ به قلم دکتر قبادیان
اولین نکته ای که لازم است روشن شود مفهوم "اراده آزاد" است که در فارسی باز هم ما مشکل معنایی و لغوی داریم.
در لاتین ما از دو سنخ معنا…
این کانال به زودی حذف میشود و فقط یک کانال خواهیم داشت، عزیزانی که علاقمند هستند عضو کانال https://t.me/Hot_Cold شوند.
ارتباط با ادمین 👇
https://t.me/Kamran_shameless
ارتباط با ادمین 👇
https://t.me/Kamran_shameless
Telegram
>> Hot or Cold?! <<
زندگیه همش بازیه, نزاریم با افکارمون بازی کنن, هوشیار باشیم و قواعد بازی خودمون داشته باشیم, مطالعه کنیم, تحلیل کنیم, پرسش گر باشیم, شک کنیم به هر چیز حتی خودمون, از نو بساز پیش فرض هایی که برای برده کردنت ساختن, آزادی رو بچش...
@Kamran_shameless
@Kamran_shameless
《 Hot or Cold 》 Science 🔍 pinned «این کانال به زودی حذف میشود و فقط یک کانال خواهیم داشت، عزیزانی که علاقمند هستند عضو کانال https://t.me/Hot_Cold شوند. ارتباط با ادمین 👇 https://t.me/Kamran_shameless»
《 Hot or Cold 》 Science 🔍 pinned «این کانال به زودی حذف میشود و فقط یک کانال خواهیم داشت، عزیزانی که علاقمند هستند عضو کانال https://t.me/Hot_Cold شوند. ارتباط با ادمین 👇 https://t.me/Kamran_shameless»
《 Hot or Cold 》 Science 🔍
⭕️ انسان تکهمسر است یا چندهمسر؟ سرشت جنسی انسان چیست⁉️ @Hot_Cold_Science 📌 🔰 قسمت اول 👇 ✅ مکس تگمارک در کتابش عنوان میکند که "ژنتیک و نیروهای طبیعی محدوده عملکرد سیستم عصبی را تعیین میکنند ولی آموزش و فرهنگ، رفتار نهایی را شکل میدهند." یعنی اینکه ما…
🔰 متمم علمی و موضع نویسنده
@Hot_Cold 💡
با توجه به اینکه این نوشته حدود ۷ سال پیش و با هدف به چالش کشیدن برداشتهای سنتی و انحصارگرایانه از روابط جنسی نوشته شده، لازم میدانم امروز چند نکته را برای رعایت دقت علمی به آن اضافه کنم.
هدف این متمم، عقبنشینی از اصل بحث نیست؛ بلکه تفکیک روشنتر میان آنچه شواهد علمی درباره طبیعت انسان نشان میدهند و نتیجه اخلاقی و اجتماعیای است که میتوان از آنها گرفت.
۱. انعطافپذیری سیستم جفتگیری انسان
شواهد موجود از این دیدگاه حمایت نمیکنند که انسان را بتوان صرفاً یک گونه کاملاً تکهمسر یا صرفاً یک گونه چندهمسر دانست. انسان از نظر زیستی دارای ظرفیت کشش جنسی به افراد متعدد، تغییر شریک و رابطه جنسی خارج از یک پیوند زوجی است و در عین حال، ظرفیت شکلدادن به پیوندهای زوجی نسبتاً پایدار و عاطفی را نیز دارد. این انعطاف در سیستم جفتگیری را میتوان بخشی از تنوع رفتاری انسان دانست.
این ظرفیتها به یک جنس محدود نیستند. زنان و مردان ممکن است از نظر میانگینهای جمعیتی، در برخی جنبههای میل جنسی، انتخاب شریک و راهبردهای جفتیابی تفاوت داشته باشند؛ اما تفاوت میانگین میان دو جنس هرگز به این معنا نیست که همه افراد آن جنس باید مطابق همان الگو رفتار کنند. تنوع فردی بخشی جداییناپذیر از رفتار انسانی است.
همچنین، وجود پیوند زوجی، عشق، دلبستگی، حسادت یا تمایل به انحصار جنسی، بهخودیخود ثابت نمیکند که انسان باید در تمام روابط و در تمام طول زندگی از یک الگوی واحد پیروی کند. همانطور که وجود میل به تنوع جنسی نیز ثابت نمیکند که همه انسانها باید چندشریکی باشند.
به همین دلیل، بهتر است به جای پرسش ساده «انسان ذاتاً تکهمسر است یا چندهمسر؟»، از این پرسش استفاده کنیم که انسان چه ظرفیتهای زیستی و روانی متفاوتی برای دلبستگی، میل جنسی و انتخاب شریک دارد؟
۲. طبیعت انسان و الگوی واحد رابطه
از نظر علمی، شواهدی وجود ندارد که بتوان بر اساس آنها یک الگوی واحد و اجتنابناپذیر از انحصار جنسی را تنها شکل «طبیعی» رابطه انسانی معرفی کرد. بنابراین، صرفِ تفاوت داشتن یک رابطه با الگوی غالب فرهنگی، بهتنهایی دلیلی برای غیرطبیعی یا غیراخلاقی دانستن آن نیست.
تنوع جنسی نیز لزوماً به رابطه با یک شریک دیگر محدود نمیشود. در میان انسانها، تمایل به تجربههای جنسی چندنفره و روابطی که بیش از دو نفر در آن مشارکت دارند نیز وجود دارد. وجود چنین تمایلاتی به این معنا نیست که همه انسانها باید به روابط چندنفره یا سکس گروهی علاقهمند باشند؛ همانطور که وجود میل به رابطه انحصاری نیز به این معنا نیست که همه باید آن را انتخاب کنند.
آنچه از منظر اخلاقی اهمیت دارد، رضایت آگاهانه و آزادانه همه افراد به خود رابطه، امکان تغییر نظر یا خروج در هر زمان، نبود فشار، اجبار یا سوءاستفاده روانی، و رعایت مرزها و حقوق یکدیگر است.
بنابراین، اگر چند فرد بالغ با رضایت و آگاهی متقابل، رابطهای چندنفره را انتخاب کنند، صرفِ چندنفره بودن آن نمیتواند بهتنهایی دلیلی برای غیرطبیعی یا غیراخلاقی دانستن آن باشد. اینکه چنین رابطهای برای یک فرد مطلوب یا نامطلوب باشد، مسئلهای فردی است و نمیتوان ترجیح شخصی را به یک حکم کلی درباره طبیعت یا اخلاق انسان تبدیل کرد.
۳. تفاوت میان علم و اخلاق
البته، از «طبیعت» نمیتوان مستقیماً به «اخلاق» رسید. حتی اگر یک رفتار در تاریخ فرگشتی انسان وجود داشته باشد، وجود آن بهخودیخود ثابت نمیکند که آن رفتار اخلاقاً درست است. برعکس، وجود پیوند زوجی و انحصار جنسی در تاریخ انسان نیز بهخودیخود ثابت نمیکند که هر شکل دیگری از رابطه غیراخلاقی است.
موضع شخصی من در این نوشته، دفاع از آزادی جنسی و به رسمیت شناختن تنوع جنسی در زنان و مردان است؛ به شرط رضایت آگاهانه، اختیار و رعایت حقوق و مرزهای همه افراد درگیر. این بخش، یک نتیجه اخلاقی و ارزشی است، نه یک «فکت علمی»، و بهتر است این دو با یکدیگر اشتباه گرفته نشوند.
به باور من، انسان لازم نیست برای مشروعیتبخشی به انتخاب جنسی خود ثابت کند که «ذاتاً» تکهمسر است یا چندهمسر. کافی است بپذیریم که انسان موجودی پیچیده با ظرفیتهای متنوع برای میل، دلبستگی و رابطه است و هیچ نسخه واحدی را نمیتوان صرفاً با نام «طبیعت انسان» بر همه افراد تحمیل کرد.
تنوع جنسی، چه در زنان و چه در مردان، بهخودیخود انحراف از طبیعت انسان نیست.
#kamran
#admin
#Sex
#چندهمسری #تکهمسری #سرشت_جنسی
@Hot_Cold 💡
---
یادداشت درباره نگارش این متمم: این متن بر اساس بازنگری و بحثهای خودم درباره مقاله اصلی تهیه شده و در صورتبندی، تنظیم و ویرایش نهایی آن از هوش مصنوعی کمک گرفتهام. محتوای متن و موضع بیانشده مورد تأیید من است.
@Hot_Cold 💡
با توجه به اینکه این نوشته حدود ۷ سال پیش و با هدف به چالش کشیدن برداشتهای سنتی و انحصارگرایانه از روابط جنسی نوشته شده، لازم میدانم امروز چند نکته را برای رعایت دقت علمی به آن اضافه کنم.
هدف این متمم، عقبنشینی از اصل بحث نیست؛ بلکه تفکیک روشنتر میان آنچه شواهد علمی درباره طبیعت انسان نشان میدهند و نتیجه اخلاقی و اجتماعیای است که میتوان از آنها گرفت.
۱. انعطافپذیری سیستم جفتگیری انسان
شواهد موجود از این دیدگاه حمایت نمیکنند که انسان را بتوان صرفاً یک گونه کاملاً تکهمسر یا صرفاً یک گونه چندهمسر دانست. انسان از نظر زیستی دارای ظرفیت کشش جنسی به افراد متعدد، تغییر شریک و رابطه جنسی خارج از یک پیوند زوجی است و در عین حال، ظرفیت شکلدادن به پیوندهای زوجی نسبتاً پایدار و عاطفی را نیز دارد. این انعطاف در سیستم جفتگیری را میتوان بخشی از تنوع رفتاری انسان دانست.
این ظرفیتها به یک جنس محدود نیستند. زنان و مردان ممکن است از نظر میانگینهای جمعیتی، در برخی جنبههای میل جنسی، انتخاب شریک و راهبردهای جفتیابی تفاوت داشته باشند؛ اما تفاوت میانگین میان دو جنس هرگز به این معنا نیست که همه افراد آن جنس باید مطابق همان الگو رفتار کنند. تنوع فردی بخشی جداییناپذیر از رفتار انسانی است.
همچنین، وجود پیوند زوجی، عشق، دلبستگی، حسادت یا تمایل به انحصار جنسی، بهخودیخود ثابت نمیکند که انسان باید در تمام روابط و در تمام طول زندگی از یک الگوی واحد پیروی کند. همانطور که وجود میل به تنوع جنسی نیز ثابت نمیکند که همه انسانها باید چندشریکی باشند.
به همین دلیل، بهتر است به جای پرسش ساده «انسان ذاتاً تکهمسر است یا چندهمسر؟»، از این پرسش استفاده کنیم که انسان چه ظرفیتهای زیستی و روانی متفاوتی برای دلبستگی، میل جنسی و انتخاب شریک دارد؟
۲. طبیعت انسان و الگوی واحد رابطه
از نظر علمی، شواهدی وجود ندارد که بتوان بر اساس آنها یک الگوی واحد و اجتنابناپذیر از انحصار جنسی را تنها شکل «طبیعی» رابطه انسانی معرفی کرد. بنابراین، صرفِ تفاوت داشتن یک رابطه با الگوی غالب فرهنگی، بهتنهایی دلیلی برای غیرطبیعی یا غیراخلاقی دانستن آن نیست.
تنوع جنسی نیز لزوماً به رابطه با یک شریک دیگر محدود نمیشود. در میان انسانها، تمایل به تجربههای جنسی چندنفره و روابطی که بیش از دو نفر در آن مشارکت دارند نیز وجود دارد. وجود چنین تمایلاتی به این معنا نیست که همه انسانها باید به روابط چندنفره یا سکس گروهی علاقهمند باشند؛ همانطور که وجود میل به رابطه انحصاری نیز به این معنا نیست که همه باید آن را انتخاب کنند.
آنچه از منظر اخلاقی اهمیت دارد، رضایت آگاهانه و آزادانه همه افراد به خود رابطه، امکان تغییر نظر یا خروج در هر زمان، نبود فشار، اجبار یا سوءاستفاده روانی، و رعایت مرزها و حقوق یکدیگر است.
بنابراین، اگر چند فرد بالغ با رضایت و آگاهی متقابل، رابطهای چندنفره را انتخاب کنند، صرفِ چندنفره بودن آن نمیتواند بهتنهایی دلیلی برای غیرطبیعی یا غیراخلاقی دانستن آن باشد. اینکه چنین رابطهای برای یک فرد مطلوب یا نامطلوب باشد، مسئلهای فردی است و نمیتوان ترجیح شخصی را به یک حکم کلی درباره طبیعت یا اخلاق انسان تبدیل کرد.
۳. تفاوت میان علم و اخلاق
البته، از «طبیعت» نمیتوان مستقیماً به «اخلاق» رسید. حتی اگر یک رفتار در تاریخ فرگشتی انسان وجود داشته باشد، وجود آن بهخودیخود ثابت نمیکند که آن رفتار اخلاقاً درست است. برعکس، وجود پیوند زوجی و انحصار جنسی در تاریخ انسان نیز بهخودیخود ثابت نمیکند که هر شکل دیگری از رابطه غیراخلاقی است.
موضع شخصی من در این نوشته، دفاع از آزادی جنسی و به رسمیت شناختن تنوع جنسی در زنان و مردان است؛ به شرط رضایت آگاهانه، اختیار و رعایت حقوق و مرزهای همه افراد درگیر. این بخش، یک نتیجه اخلاقی و ارزشی است، نه یک «فکت علمی»، و بهتر است این دو با یکدیگر اشتباه گرفته نشوند.
به باور من، انسان لازم نیست برای مشروعیتبخشی به انتخاب جنسی خود ثابت کند که «ذاتاً» تکهمسر است یا چندهمسر. کافی است بپذیریم که انسان موجودی پیچیده با ظرفیتهای متنوع برای میل، دلبستگی و رابطه است و هیچ نسخه واحدی را نمیتوان صرفاً با نام «طبیعت انسان» بر همه افراد تحمیل کرد.
تنوع جنسی، چه در زنان و چه در مردان، بهخودیخود انحراف از طبیعت انسان نیست.
#kamran
#admin
#Sex
#چندهمسری #تکهمسری #سرشت_جنسی
@Hot_Cold 💡
---
یادداشت درباره نگارش این متمم: این متن بر اساس بازنگری و بحثهای خودم درباره مقاله اصلی تهیه شده و در صورتبندی، تنظیم و ویرایش نهایی آن از هوش مصنوعی کمک گرفتهام. محتوای متن و موضع بیانشده مورد تأیید من است.
《 Hot or Cold 》 Science 🔍
🔰 متمم علمی و موضع نویسنده @Hot_Cold 💡 با توجه به اینکه این نوشته حدود ۷ سال پیش و با هدف به چالش کشیدن برداشتهای سنتی و انحصارگرایانه از روابط جنسی نوشته شده، لازم میدانم امروز چند نکته را برای رعایت دقت علمی به آن اضافه کنم. هدف این متمم، عقبنشینی…
درود خدمت تمامی همراهان عزیز از قدیم تا جدید، از عزیزان خواهشمندم اگر این مقاله را در جایی قبلا ارسال کردند، این متمم را برای خوانندگان ارسال کنند، اهمیت و دلیل اینکه این خواسته را دارم بخاطر بازبینی هست که بر مطالعات گذشته و نتیجهگیریهایشان داشتهام، حالا با گذشت چندین سال و مطالعات بیشتر در زمینههای روانشناختی و اصول منطقی مباحثه، متوجه شدم که شایسته است متممی به این مقاله اضافه کنم، میتوانستم مقاله را حذف و بازنویسی کنم، اما اینگونه بخشی از تاریخ و روند رشد خود را باید حذف میکردم، ترجیح دادم انتقادات به مقاله خود را بپذیرم و با حفظ آنچه در گذشته ارائه شده توضیحاتی ارائه دهم تا جلوی سوبرداشت و جبههگیری گرفته شود و صداقت در امر ترویج علم و اگاهی را رعایت کرده باشم.
شاد و سلامت و برقرار باشید ❤️🍃
#kamran
@Hot_Cold
https://t.me/Hot_Cold/9200
https://t.me/Hot_Cold_Science/886
شاد و سلامت و برقرار باشید ❤️🍃
#kamran
@Hot_Cold
https://t.me/Hot_Cold/9200
https://t.me/Hot_Cold_Science/886
Telegram
>> Hot or Cold?! <<
🔰 متمم علمی و موضع نویسنده
@Hot_Cold 💡
با توجه به اینکه این نوشته حدود ۷ سال پیش و با هدف به چالش کشیدن برداشتهای سنتی و انحصارگرایانه از روابط جنسی نوشته شده، لازم میدانم امروز چند نکته را برای رعایت دقت علمی به آن اضافه کنم.
هدف این متمم، عقبنشینی…
@Hot_Cold 💡
با توجه به اینکه این نوشته حدود ۷ سال پیش و با هدف به چالش کشیدن برداشتهای سنتی و انحصارگرایانه از روابط جنسی نوشته شده، لازم میدانم امروز چند نکته را برای رعایت دقت علمی به آن اضافه کنم.
هدف این متمم، عقبنشینی…