《 Hot or Cold 》 Science 🔍
78 subscribers
2 photos
7 videos
55 links
وقتی آزمایش های متفاوت، نتایج یکسان و یکنواختی به شما می دهد، دیگر به عقیده و نظر شما بستگی ندارد. خوبی علم همین است،
چه به آن باور داشته باشید و چه نداشته باشید، راست است و حقیقت دارد. بخاطر این است که کارایی دارد و جواب می دهد.
@Kamran_shameless
Download Telegram
⭕️ در مورد استراتژی های جفت یابی ماده ها ⁉️

#روانشناسی_تکاملی
#فرگشت
#زیست_شناسی
#تکهمسری و #چند_همسری

به قلم دکتر قبادیان

@Hot_Cold_Science 📌

قبلا فکر می کردیم فرآیند انتخاب در اغلب موجودات زنده،توسط نرها انجام می شود.
به زبان ساده،دیدگاه قدیمی این بود که نرها با هم نبرد می کنند و نر قوی تر، ماده را تصاحب می کند و ژنهای خودش را بارگیری می کند.
از این ساز و کار می شد به معنای واقعی کلمه ، به عنوان " تصاحب " نام برد. یعنی قبلا فکر می کردیم، ماده ها مغلوب نر برتر هستند و ناچار تن به لقاح می دهند.
اما در دهه اخیر، مکانیسم هایی کشف شد که متوجه شدیم ، استراتژی های ماده ها، بسیار پیشرفته و مکارانه است.
فی الواقع باید گفت ماده ها بسیار هوشمندانه تر و سیاستمدارنه تر دست به انتخاب جنسی می زنند.
حالا سعی میکنم چند مورد آن را برایتان به اختصار بگویم ، اگر دوستان علاقمند بودند، می شود بیشتر و دقیق تر توضیح دارد.

استراتژی اول : کاک اولد!
شما یک ماده زرنگ هستید که عقل تکاملی تان می گوید ، نیاز به یک نر قدرتمند و حمایتگر دارید تا از شما و توله هایتان محافظت کند و از خدمات حمایتی او ( مثلا در مورد انسان ، ثروت یا قدرت اجتماعی ) برخوردار شوید . اما چنین نر سینه سفیدی ( بخوانید ریش سفید ) الزاما بهترین ژن ها و سالم ترین فیزیک را ندارد .
در این حال یک استراتژی این است که همسر این نر سینه سفید بشوید ولی ژنهای مرغوب را از معشوق جوانتان دریافت کنید .

استراتژی دوم : مثلث عشقی

شما یک ماده جوان هستید که دو تا نر قلدر و میانسال دارند دنبال شما می افتند و بر سر تصاحب شما رقابت می کنند ...
یک استراتژی این است که با سیخ کردن دم و نشان دادن جذابیت های جنسی خودتان، بین آن دو تا نر دعوا راه می اندازید، و وقتی این دو تا مشغول جنگ خونین هستند ، بی سر و صدا می روید پشت درختها، با آن نر جوان و کاکل زری مورد وثوقتان خلوت می کنید !

استراتژی سوم : پنهان سازی تخمک گذاری
در جهان وحش، عاقلانه این است که زمان تخمک گذاری ماده ها مشخص و قابل تشخیص باشد تا نر اصلح بتواند در زمان مناسب ، ماده را تصاحب و بارور کند .
اما با کمال تعجب می بینید که خیلی جانوران ( مثل آدم دو پا ) تخمک گذاری خاموش دارند و برای هر کسی ممکن نیست زمان مناسب بارور کردن یک زن را حدس بزند.
مگر اینکه شما هم مثل بعضی ها متخصص باشید و از تغییرات فرکانس صدا گرفته تا نحوه راه رفتن و جلای پوست و مو و اخلاق و وجنات یک زن، بتوانید تخمک گذاری او را تشخیص دهید.
بسیاری از جانوران هم اصلا سیکل مشخص ندارند و آزاد سازی تخمک ، منوط به تحریک فیزیکی مناسب و استشمام فرومون های نر مناسب است.

استراتژی چهارم : انتخاب یا گزینش اسپرم
بعضی ماده ها علی رقم برقراری رابطه جنسی با نرهای متعدد ، توان ذخیره سازی ، و انتخاب یا غیر فعال کردن برخی از اسپرم ها را دارند .
پس در برخی جانداران، نزدیکی جنسی الزاما به معنای بارور شدن نیست.

استراتژی پنجم : تخمک گذاری کاذب

فرض کنید که شما یک ماده جوان هستید که از نر محبوبتان سه ماهه باردارید. دنیای وحش تابع قانون جنگل است.
یعنی احتمال اینکه یک نر قداری از راه برسد و نر محبوب شما را فراری داده ، شما را تصاحب کند ، کم نیست .
حالا اگر آن نر جرار ، متوجه شود که شما باردارید و توله یک نر دیگر را در دل می پرورانید ، استراتژی بهینه این است که شما را تا سر حد مرگ می ترساند و کتک می زند تا در اثر شوک و مدیاتورهای استرس ، سقط کنید و آماده باروری جدید بشوید .
اینجا ماده ها توان تقلید علایم تخمک گذاری را بصورت کاذب از خود نشان می دهند. یعنی با پرخون شدن اعضای تناسلی و رفتارهای جفت گزینی، به نر متخاصم میگویند که من آماده لقاح هستم.
نر هم تشریف می آورد و با ماده ( باردار ) نزدیکی می کند و به خیال خودش ، منتظر فرزندآوری می شود .
حال آنکه پروسه بارداری قبلی در جریان است و ماده فقط از حمایت و خدمات نر متخاصم بهرمند می شود.

این استراتژی آخر سود دیگری هم دارد.
یعنی اگر توله ای متولد شود و نر سرگروه او را فرزند خودش نداند ، احتمال کشتن نوزاد زیاد است . چرا که :
1- مادر شیر ده باردار نمی شود ( نقش پرولاکتین در عدم باروری )
2 - بچه دیگری را بزرگ کردن یک باخت دو جانبه است.

پس گول زدن نرها یک سیاست بسیار هوشمندانه است.

موارد دیگری هم وجود دارد که اگر به آن بپردازیم بحث طولانی میشود ولی اگر فکر می کنید که اینها مختص جانوران است، باید بگویم که خیر .
در جوامع مختلف انسانی ، بطور متوسط بین 5% تا 40% موالید، فرزند خونی پدرشان نیستند.
البته در کشور ما بحمد الله چنین مواردی نداریم .

https://t.me/fanpersian/219
@Hot_Cold_Science 📌
#سوال

⭕️ در مورد اینکه چرا ما از دیدن محیط های سر سبز لذت می بریم، آیا دلیل فرگشتی ای وجود داره یا صرفا فقط بخاطر اینکه از سبک زندگی ماشینی دور می شویم و تنوع هست، برامون لذت بخشه ⁉️

@Hot_Cold_Science 📌

پاسخ 👇

دکتر قبادیان

احتمالا هر محرک حسی که تداعی کننده محیط کم خطر و با منابع زیستی وافر باشد ، سیستم استرس را کمتر تحریک می کند و موجب آرامش خاطر می شود .
محیط سرسبز هم به معنی اعتدال حرارتی و رطوبتی ، منابع غذایی کافی و ... خواهد بود .
احتمالا در چنین محیطی شما صدای چهچه پرندگان را خواهید شنید . پس چهچه پرنده هم جدا از محیط سرسبز میتواند برای شما تداعی گر آرامش و فقدان خطر باشد .
همینطور شاید شنیدن صدای یک جویبار و مثال های بسیار متعدد دیگر ....
از طرف دیگر هر محرک کلاسیک مخاطره انگیز مثل صدای رعد ، خزیدن مار ، غرش شیر ، دیدن لاشه یک انسان دیگر و استشمام بوی گندیدگی و ... احتمالا آزار دهنده و استرس زا هستند .

اما قضیه به اینجا ختم نمی شود و انسان گاهی از چیزهای کاملا پارادوکسیکال لذت می برد .
مثلا شما می روید به سینما تا فیل ترسناک ببینید / ترن هوایی سوار می شوید تا استرس را به حداکثر برسانید .
موسیقی گوشخراش هوی متال و هارد راک گوش می کنید / چهارشنبه سوری از صدای ترقه و انفجار لذت می برید و ...
حتی در هنر ، گاهی از نقض تمام قوانین زیبایی شناختی لذت می برید و یک نقاشی بی قواره و فاقد تقارن و تناسب را به قیمت چند میلیون دلار معامله می کنید / از حرفها و رفتار احمقانه یک کمدین لذت می برید و قاه قاه می خندید ...

در این موارد اخیر ، احتمالا باید گفت ذهن از در تناقض درونی مسائل ، آنگونه که باید باشد ولی نیست ، لذت می برد و این در حالیست که شما می دانید این صدای انفجار / این موسیقی گوشخراش / این مجسمه بدقواره / و ... همگی خلاف واقعیت و در عین حال امن هستند .

ضمن اینکه برخی فرآیندهای نوروفیزیولوژیک با یکدیگر ، مشترکاتی دارند .
مثلا در عشق آتشین و ترس ، هر دو ترشح آدرنالین خواهیم داشت ... پس این تعجب انگیز نیست که برای یک دختر و پسر نوجوان ، دیزنی لند و بازی های هیجان انگیز و ترسناک ، آتش احساس با هم بودن را مشتعل تر می کند و لذا لذت دوچندان ایجاد می کند .
همینطور تعجب انگیز نیست که بعد از یک ماساژ آرامش بخش که با ترشح اندورفین و فعال شدن مکانیسم های پاداش دوپامینی مغز همراه است ، بتوان دل یک دختر خانم را راحت تر به دست آورد .
این تعجب آور نیست که تحریک پستان زنان با ترشح هورمون اکسی توسین ، باعث جلب اعتماد و تسلیم در یک زن می شود و به جزئی لا ینفک از بازی های جفت یابی تبدیل می شود ...
به هر صورت مغز یک عضو حساس و شناور در اقیانوسی از مواد شیمیایی و میانجی های عصبی و هورمونی است .

http://t.me/Hot_Cold_Science

🔰 جبر_یا_اختیار ⁉️

گردآوری و ویرایش : فرید ایرانی 🖊

برای قرن‌ها، پرسش جبر و اختیار موضوع مباحث فلسفه یا دین بود. مسئولیت شخصی چیزی بود که ایده کتاب و رمان و پند می‌شد ولی کسی درباره‌ی اینکه عامل کنشگر درباره‌ی رفتارش هست شک نمی‌کرد. اما نیم قرن اخیر شاهد بودیم که مسئولیت اخلاقی، به عنوان موضوعی هر روزه، به دادگاه‌ها و خانه‌هایمان راه پیدا کرده است. ظرف دهه‌های اخیر هم روش‌هایی تصویربرداری از مغز پیشرفت شگفت‌انگیز کرده‌اند و هم کتاب‌هایی که برای عامه درباره‌اش نوشته می‌شود پر تعداد شده‌اند. کتاب‌هایی از دن دنت، ریچارد داکینز، استیون پینکر، اولیور سکس، دنیل کانمن.

ادامه ... 👇

قسمت اول

https://t.me/Hot_Cold_Science/618

قسمت دوم

https://t.me/Hot_Cold_Science/619

@Hot_Cold_Science 📌

زمان لازم برای مطالعه این مطلب : 8 دقیقه
⭕️ چرا غريزه اكتسابی است ⁉️

مترجم : دکتر مانی منوچهری 🖋

«انسان می‌تواند کاری را که می‌خواهد انجام دهد، ولی اراده‌ای دربارۀ چیزی که می‌خواهد ندارد»

Scott M.Sternson

🔰 در چهار قسمت

@Hot_Cold_Science 📌

در سال 1839، آرتور شوپنهاور، فیلسوف آلمانی پنجاه و دو ساله، پژوهشگری منزوی در فرانکفورت بود که هیچ سمت رسمی نداشت.
این فیلسوف در پنجاه سال نخست زندگیش نفوذ چندانی نداشت، ولی ثروت موروثی اجازه داد که علایق پژوهشي اش را ادامه دهد.

شوپنهاور «اراده» را انگیزۀ بنیادینی تعریف کرد که انتخاب‌ها را رقم می‌زند.
شوپنهاور به صورت نظام‌مند معتقد بود که گرچه افراد در اعمال‌شان آزادند، اما ارادۀ آزاد ندارند و عوامل مادرزادی، اراده را محدود می‌کند.

تقریباً یکصد سال بعد، آلبرت اینشتین با ظرافت مقالۀ شوپنهاور را تفسیر کرد: «انسان می‌تواند کاری را که می‌خواهد انجام دهد، ولی اراده‌ای دربارۀ چیزی که می‌خواهد ندارد».

ادامه ... 👇

قسمت اول

https://t.me/Hot_Cold_Science/612

قسمت دوم

https://t.me/Hot_Cold_Science/613

قسمت سوم

https://t.me/Hot_Cold_Science/614

قسمت چهارم

https://t.me/Hot_Cold_Science/615
⭕️ اگر ما #اختيار نداشته باشيم و مغزمان #جبری عمل كند پس بايد اعمال و رفتارمان قابل پيش بينی باشد و #زندگی قابل پيش بينی و از پيش تعيين شده خيلي مسخره بنظر می رسد اما چرا اينگونه نيست ، چرا با اينكه #جبر دركار است چيزی قابل پيش بينی نيست ⁉️

در سه قسمت

@Hot_Cold_Science 📌

به قلم دکتر مانی منوچهری

ادامه... 👇

قسمت اول

https://t.me/Hot_Cold_Science/629

قسمت دوم

https://t.me/Hot_Cold_Science/630

قسمت سوم

https://t.me/Hot_Cold_Science/631
⭕️ در باب #اراده_آزاد #اختیار #جبرگرایی

آیا مجازات کیفری علمی و اخلاقیست ⁉️

@Hot_Cold_Science 📌

✍️ به قلم دکتر قبادیان

اولین نکته ای که لازم است روشن شود مفهوم "اراده آزاد" است که در فارسی باز هم ما مشکل معنایی و لغوی داریم.
در لاتین ما از دو سنخ معنا صحبت می کنم :
۱- عمل آزادانه که از نوع فعالیت حرکتی است. مثل من آزادانه دست راستم را بالا می برم یا آزادانه از منوی رستوران،
چلوکباب سلطانی - که جانم فدایش باد - را سفارش می دهم.
تا اینجای کار که شکی در آزادانه بوده عمل من نیست!
اما در بحث "فری ویل" ما از چیز دیگری صحبت می کنیم :
۲- اراده آزاد : رفتار ما و هر موجود زنده ای فی الواقع یک فرمان حرکتی یا موتور #نورون است. اما این فرمان حرکتی -
بطور مثال در انسان - ناشی از یک فرمان عصبی است. در بحث اراده آزاد ما به بررسی نحوه صدور آن فرمان مغزی می پردازیم و در حوزه #علم می خواهیم نشان دهیم این فرمان عصبی،خروجی یک سیستم پیچیده مغزی است و خود منوط و متکی
به پارامترهایی است که ما در شکل گیری آنها دخل و تصرف و "اراده آزاد" نداشته ایم.
همینطور با تکنیک های مختلف آزمایشگاهی می توان نشان داد سیگنال انتخاب،در مغز شما وقتی رویت می شود که هنوز خودتان
از انتخاب خودتان آگاهی ندارید و لذا نمی توان انتخاب را آگاهانه و پیرو آن آزادانه فرض کرد.
به زبان ساده اگر در تئوری من بتوانم انتخاب شما قبل از اینکه در ذهن خودتان متبادر شود ، روی کاغذ بنویسم و در پاکت
جلویتان قرار دهم،این بدان معنی است که رفتار شما قابل پیش بینی،نا خودآگاه بوده و اراده آزادی در آن نیست.
این امر با تصویر برداری کارکرد مغز ممکن است.
بطور بسیار خلاصه گریزی هم به نحوه شکل گیری اراده در ذهن بزنیم :
واقعا چرا من "چلوکباب سلطانی" انتخاب کردم؟
آیا این یک انتخاب منتج از اراده آزاد بوده؟
خیر...
این نحوه شکل گیری سلیقه من در فرهنگ محل زایش و پرورش من بوده و من اختیاری در انتخاب والدین / زمان تولد / مکان
تولد و محل پرورشم نداشته ام.
اگر در قرن پیش از والدین اسکیمو در آلسکا متولد می شدم،احتمال غذای محبوب من جگر نهنگ دود داده شده بود!
اگر هم در جنوب شرقی آسیا متولد می شدم و پرورش می یافتم،اکنون هیچ چیز را با یک میان وعده از حشرات عوض نمی کردم!
پس نه آن چلوکباب تحت اراده آزاد من است و نه آن جگر نهنگ تحت اراده آزاد اسکیمو . به بیان دیگر ما چیزی را خوشمزه
می دانیم و "انتخاب" می کنیم که برایمان خوشمزه تعریف شده.
همین مثال را تعمیم بدهید به مصادیق دیگر و اقسام انتخاب هایی که انجام می دهیم.
حال کمی برویم در دنیای عمو زاده ها...
واقعا چه چیز باعث می شود یک نر،توله زاده شده از نر دیگر را آزار دهد یا بکشد؟
اراده آزاد؟
اینجا دوستان صدا کلفت میکنند که حیوانات تابع غریزه اند!
اما اگر نیک بنگرید رفتار یک مرد کودک آزار هم از همان سنخ است و نمی توان بین رفتار حیوانی و انسانی - اغلب اوقات -
خط کشی گذاشت و گفت این گوریل این بچه را از روی #غریزه کشت و این انسان بچه را از روی اراده آزاد!
#رفتار_شناسی نوین به ما نشان می دهد در اکثریت قریب به اتفاق رفتارها،ما و عمو زاده هایمان بسیار شبیه هم هستیم.
موضوع دیگر بحث #عدم_قطعیت است.

ببینید دوستان ما دو نحله فکری داریم :
یکی #تقدیر_گرایی که با دیدگاه نیوتونی می گوید همه چیز قابل پیش بینی است و رفتار جهان مثل ساعتی که کوک شده باشد پیش
می رود.
اما #جبر_گرایی یا "دترمینیسم" نشان میدهد برخی وقایع جهان قابل پیش بینی و برخی رندم و برخی ماهیتا غیر قابل پیش بینی
هستند.
و از رویداد تصادفی نمی توان اراده آزاد استحصال کرد!
یعنی حتی اگر بپذیریم مغز ما حالت کوانتومی و رندم بروز می دهد،به طور چشمگیری امکان وجود اراده آزاد رد می شود.
اینکه شما بصورت رندم چپ یا راست را انتخاب کنید با "اراده" در تناقض است!
یک موضوع دیگر هم از عواقب ابطال "اراده آزاد" خواهد بود و آن جمع شدن بساط نکوهش و ستایش این جهانی و پاداش و
عذاب اخروی است.
یعنی موجودی که اراده آزاد ندارد را نمی شود فرستاد جهنم به صرف سیخ داغ!
در مسائل اخلاقی هم نمی شود کسی را تقبیح کرد.
اگر چه مسائل حقوقی و کیفری،به قاعده دفع شر سر جایش باقی خواهد بود.
یعنی قاتل را کتک نمی زنیم / اعدام نمی کنیم / آتش نمی زنیم ... فقط از #محیط_زیست جدا می کنیم تا آسیب به دیگران نرساند. مثل
گرگی که آسیب رسان است.
ضمن اینکه امید داریم در آینده نزدیک با افزایش دانش #نوروساینس ،درمان مناسب جای جزای کیفری را بگیرد و رایج شود.

لینک های مرتبط جهت مطالعه تکمیلی 👇

https://t.me/Hot_Cold_Science/154

https://t.me/Hot_Cold_Science/194

https://t.me/Hot_Cold_Science/122

https://t.me/Hot_Cold_Science/101

https://t.me/Hot_Cold_Science/121

https://t.me/Hot_Cold_Science/660

https://t.me/Hot_Cold_Science/661

https://t.me/Hot_Cold_Science/662
https://t.me/Hot_Cold_Science/198

⭕️ آیا مفهوم "خود" "من" وجود خارجی دارد ⁉️

ماهیت خود یکی از سوالهای بنیادین و قدیمی فلسفه است
آیا مفهوم خود من صرفا یک توهم است؟

@Hot_Cold_Science 📌

رابرت لارنس کوهن، سازنده، نویسنده و مجری مجموعه تلویزیونی «نزدیک به حقیقت»(Closer to Truth) که به کمک متفکران پیشگام جهان به کاوش عمیق ترین سوالات بشر می پردازد در گفتگوهای خود با متفکران دانش در مورد مفهوم “خود” صحبت کرده است که در زیر می توانید بخشی از این پرسش و پاسخ را بخوانید.

ادامه در سه قسمت 👇

قسمت اول

https://t.me/Hot_Cold_Science/199

قسمت دوم

https://t.me/Hot_Cold_Science/200

قسمت سوم

https://t.me/Hot_Cold_Science/201
⭕️ افسانه #اراده_آزاد ، #جبر #زیست_محیطی

به قلم سروش سارابی

@Hot_Cold_Science 📌

به‌سختی چشمانم را باز می‌کنم، همه‌چیز تیره‌وتار است، بوی علف و چمن مرطوب را حس می‌کنم، پوست دستم کمی نمناک است، بر اساس فشاری که روی پشت خود احساس می‌کنم می‌فهمم که بر پشت‌روی زمین افتاده‌ام، حس هیجان و ترس فراوانی تمام وجودم را فراگرفته است. انقباض شدیدی در عضلاتم حس می‌کنم. احساس می‌کنم موهای بدنم سیخ شده است. حال بسیار عجیبی درون خودم احساس می کنم. همیشه در موقعیت‌های ناشناخته و هراس‌انگیز این‌گونه می‌شوم. دستانم را حرکت می‌دهم مطمئن می‌شوم که آزاد هستند، به‌سختی سعی می‌کنم که بنشینم، چشمانم را چندین بار باز و بسته می‌کنم، نور کم است اما به‌مرور اطراف برایم واضح‌تر می‌شود و جزئیات بیشتری می‌بینم، اکنون می‌توانم حدس بزنم که در یک فضای دشت مانند در اوایل صبح، حدود گرگ‌ومیش هستم. یادم می‌آید اولین بار گرگ‌ومیش را از وقتی کوچک بودم از پدرم شنیدم. اولین باری که می‌خواستیم صبح اول وقت به مسافرت برویم این زمان از صبح را با عبارت گرگ‌ومیش خطاب می‌کرد، بعدها فهمیدم که در این ساعت از صبح به علت مقدار نور و حالت خواب‌آلودگی چوپان‌ها تشخیص گرگ از میشِ در گله برایشان سخت بوده است و نام گرگ میش را برایش انتخاب کرده بودند. بوی علف‌های اطرافم شدید بود، یک‌لحظه تلاش کردم به یادآورم اولین بار کی بوی چمن را استشمام کردم بودم و یاد گرفته بودم که این بو مربوط به چمن و علفزار است. اغلب اوقات حس بویایی زودتر از سایر حس هایم فعال می شد، یاد تصاویر حیات وحش از جوندگان کوچکی افتادم که حس بویایی مهمترین ابزار بقایشان بود. برای من هم از بچگی حس بویاییم بسیار قوی بود. باکمی تلاش ایستادم، متعادل بودم، بر اساس مقدار نیرویی که بر کف پایم وارد می‌شد وزن بدنم را مثل همیشه و محیط زیر پایم را سخت و محکم حس می‌کردم. احساس خاصی در درونم جریان داشت، کاملا وضعیت درونیم را حس می کردم. هوا کمی روشن‌تر شده بود و بازتاب نوری که به چشمم می‌رسید اجازه می‌داد اطرافم را و بیشتر واضح‌تر ببینم. هنوز نمی‌دانستم کجا هستم، ولی حداقل می‌دانستم که خودم هستم، همه دریافت‌هایم از اطراف و بدنم مثل همیشه بود، می‌توانستم چیزهای کمی از اطرافم را بشناسم. بیشتر دقت کردم، متوجه شدم که خارج از یک جنگل در بیشه‌زار هستم. جنگل عجیبی بود درختان خاصی که حتی نمی‌توانستم نام درخت به آن‌ها بدهم، بیشترین چیزی می‌توانستم برای آن شکل‌های مقابلم درک کنم خواصی شبیه درخت بود. چرخیدم، پشت سرم با فاصله شاید چند متری یک کلبه بزرگ چوبی قرار داشت...

ادامه مطلب را در لینک های زیر و یا با کلیک بر روی دکمه INSTANT VIEW پیگیری نمایید https://bit.ly/2wsjzrP

منتشر شده در وب سایت دانش آگاهی https://bit.ly/2ojQ7Qj
نویسنده : @soroushsarabi
@daneshagahi
@Hot_Cold_Science 📌
#روانشناسی_تکاملی

آیا ازدواج به تاریخ می پیوندد؟

@Hot_Cold_Science

`به عقیده زن و شوهر محقق و پزشک، سیسلدا جِتا و کریستوفر رایان، ضرورت‌های محدود معیشتی برای پذیرش نهاد ازدواج در حال تغییر است و انکار آن به گسترش هرچه بیشتر دروغ، تزویر، شرم، گناه و ناهنجاری‌های اجتماعی و اخلاقی دامن می‌زند. این دو نویسنده در فصل‌های مختلف کتاب خود« ریشه‌های سکس در ماقبل تاریخ» به طرح سئوال‌های کلی در باره ازدواج پرداختند و به آنها پاسخ دادند.

ما چه تفاوتی از نظر فعالیت جنسی با سایر حیوانات داریم؟

بر عکس تصویری که از انسان «شریف» دارید تقریباً همه حیوانات روی زمین فقط برای تولید مثل فعالیت جنسی دارند ولی این بشر و پسر عمو‌هایش بونوبوها هستند که به هزاران دلیل مختلف به رابطه جنسی تمایل پیدا می‌کنند. ما سکس داریم چون لذت‌بخش است، ما سکس داریم تا پیوند عاطفی مان با دیگری محکمتر شود. ما سکس داریم چون می‌خواهیم احساس غرور کنیم. ما برای پایان دادن به دعواهای قبیلگی، تضمین پیمان صلح، افزایش اعتماد در شراکت اقتصادی، گسترش مذاهب، رقابت، حسادت، کنجکاوی و در موارد بسیار نادری نیز برای بچه‌دار شدن به رابطه جنسی متوسل می‌شویم.

تازه همه ماجرا و صرف وقت و انرژی به لحظات مربوط به رابطه جنسی محدود نمی‌شود؛ جنون جنسی ما، در سایر مواقعی که سکس نداریم درگیر تخیل‌ورزی، برنامه‌ریزی برای سکس بعدی، یادآوری سکس قبلی، و دستیابی به سرگرمی‌هایی است که احساس جنسی ما را تقویت کند. تازه به غیر از آن، رمان و شعر می‌خوانیم و مد راه می‌اندازیم تا برای دیگران جذاب‌تر شویم و…

چرا رابطه زناشویی طولانی‌مدت برای بسیاری از زنان و مردان تحمل‌ناپذیر می‌شود؟

ما به عنوان یکی از موجودات رسته پستانداران، تحول بیولوژیک خود را مدیون نوجویی و تنوع‌طلبی جنسی هستیم. مسئله مهمی که در علم ژنتیک کشف شده، این است که گرایش به شریک جدید (کولریج اِفکت) و بی‌میلی به شریک جنسی آشنا (وِسترمارک اِفکت) باعث شد تا بشر بر خلاف سایر حیوانات اجتماعی، از زناشویی فامیلی بین اعضای خانواده فاصله بگیرد.

این تحول بیولوژیک انگیزه‌بخش شجاعت اجداد اولیه ما شد تا از قبیله‌های بسیار کوچک فامیل خود جدا شوند و در پی یافتن شریک جنسی جدید، به قبیله و خانواده جدید بپیوندد. این تنوع جنسی به افزایش قابلیت ژن در نسل‌های بعدی انجامید و به خودی خود همچون پرتاب سنگی در مرداب حیوانی اولیه، که مادر با پسرش می‌خوابید و پدر با دختر و خواهران با برادرانشان، باعث به وجود آمدن موج سالم‌تری از انسان به معنای دقیق کلمه شده است. به تعبیر علمی، این اخلاقی‌ترین تحولی بود که ما را از سایر جانوران متمایز کرد.

حتی اگر ما به شکل طبیعی در فعالیت جنسی تنوع‌طلبی داریم، این سوال پیش می‌آید که چون موجودی عاقل و دارای وجدان هستیم، چه اشکالی دارد که در طول زندگی به یک شریک جنسی وفادار باشیم؟

هیچ اشکالی در این انتخاب نیست، البته اگر به این نکته واقف باشید که تصمیم و رفتار شما با مسیر تحول تکاملی تان همخوانی ندارد. برای مثال، شاید با رضایت کامل به درخواست یک شغل شب‌کار جواب مثبت بدهید، ولی باید متوجه باشید که سیستم خواب و بیداری شما کاملاً به هم می‌ریزد و خطر بیماری‌هایی نظیر نارسایی‌های قلبی، بیماری‌های گوارشی و حتی سرطان، در شما افزایش می‌یابد. شما می‌توانید تصمیم بگیرید که کفش تنگ بپوشید، و هر روز در رژیم غذاییتان ساندویچ‌های چرب و بستنی وجود داشته باشد. ما حتی می‌توانیم در تمام عمرمان باکره بمانیم و یا تمام زندگیمان را با یک نفر به سر ببریم، به شرطی که از تاثیرات انتخاب خود و تعارض و تناقض آن با نحوه وجودیمان آگاه باشیم.

چرا مردان میانسال و مسن تن به هر دردسری می‌دهند تا به زنان خیلی جوان‌تر برسند؟

این نگرانی و جستجو، رابطه مستقیم با نقش هورمون جنسی (تستسترون) در مردان سنین بالا دارد. اوج برخورداری از هورمون جنسی در مردان در ۲۰ سالگی است و از آن پس، همراه با کم شدن آرام و مداوم هورمون فوق، میل زندگی و انرژی، آرزو‌ها و شادابی مردان نیز فروکش می‌کند. پایین آمدن تستسترون در مردان، رابطه دقیقی با افزایش یأس و افسردگی، حمله قلبی و بی‌خوابی‌ دارد.

یکی از مهم‌ترین شگرد‌ها برای بالا بردن میزان هورمون جنسی در بدن مردان، آشنایی با یک زن جدید است. یک محقق در تحقیقاتش ثبت کرده است که یک گفت‌و‌گوی کوتاه با یک زن جذاب غریبه، در ظرف چند دقیقه حدود ۱۴ درصد بر مقدار هورمون جنسی مرد می‌افزاید. ما در کتاب خود نشان می‌دهیم که چرا مردان می‌انسال و حتی پیر، بعد از آشنایی و تمدید رابطه با زنی جوان، احساسات ناشی از افزایش هورمون خود را با عشق اشتباه می‌گیرند و تن به انتخاب جدیدی می‌دهند که عواقب ناگواری برای زندگی زناشویی و عزیزانشان خواهد داشت.

اگر تک‌همسری طبیعی نیست، پس چرا ازدواج یک نهاد زناشویی جهانی است؟

ادامه...👇👇👇

t.me/Hot_Cold_Science 📌
همه جامعه‌شناسان و مردم‌شناسان که ازدواج را امری فراگیر در اجتماعات بشری می‌دانند، در مورد تعریف دقیق ازدواج مشکل دارند. در کتاب «ریشه‌های سکس در ماقبل تاریخ» تلاش می‌کنیم توضیح دهیم که جوامعی هم هستند که زوج ازدواج‌ کرده توقعی برای مقید بودن به رابطه ممحدود جنسی، تبادل و اشتراک دارایی، حتی وظایف بچه‌داری ندارند ولی با این حال، مردم‌شناسان از کلمه ازدواج برای نام بردن این نهاد اجتماعی استفاده می‌کنند

پس در این میان عشق چه نقشی دارد؟

اغلب مردم با هم ازدواج می‌کنند چون می‌گویند عاشق همدیگر شده‌اند که صد البته حقیقتی موقت بیش نیست. ما به جای آنکه از احساس زیبایِ عشق لذت ببریم، آن را در نهاد زناشویی به قراردادی ابدی تبدیل می‌کنیم. به گفته گوته، شاعر آلمانی: «عشق یک ایده‌آل است و ازدواج یک واقعیت، مغلطه بین ایده و واقعیت چیزی جز عذاب در بر نخواهد داشت.»

قابلیت عشق‌ورزی شاید مهم‌ترین مشخصه انسانی ما باشد. در حقیقت، اغلب انسان‌شناسان به رابطه مشترک و درازمدت بین یک جفت حتی در بی‌بند و بار‌ترین جوامع انسانی نیز شهادت می‌دهند. اما کتاب ما بر روی تکامل جنسی بشر تمرکز دارد و به تحولات احساسی بشر نمی‌پردازد. باز هم تکرار می‌کنیم؛ گرایشی که همواره در تلاش است عشق را با سکس یکی بداند، فرجام تلخ و و پر دردسری خواهد داشت.

اگر نظریه اصلی شما درست است پس چرا حتی اکثر جوامع صنعتی (حداقل به شکل رسمی)، فعالیت‌های جنسی خارج از ازدواج را منع می‌کنند؟

تقریباً غیرممکن است که بتوانیم تفاوت عظیم بین دنیای ماقبل کشاورزی و جامعه معاصر را درک کنیم. انسان‌شناسان معتقدند که جوامع بیابانگرد و شکارچی انسانی بر اساس ضرورت زندگیشان در یک حالت «مساوات‌جویانه» زندگی می‌کردند.

اصلاً برای عده‌ای کوچ‌نشین با تولید بخور و نمیر، امکان تملک شخصی میسر نبود. به همین خاطر، همه ارزش‌های اخلاقی و حتی مذاهب بدوی شان با اصرار فراوان آنها را تشویق به همکاری، مشارکت در تهیه مصرف غذا، دفاع و تدارک پناهگاه جمعی و نگه‌داری از بچه‌ها می‌کردند. با رشد و تکامل بهره‌وری از گیاهان و تولید کشاورزی، از ده هزار سال پیش به این‌سو، مالکیت شخصی به امری مهم و حیاتی تبدیل شد.

خانواده‌‌ها، زمین‌ها را به تسخیر خود درآوردند و همگی، همت خود را معطوف آن کردند تا ثروت و دارایی اضافی را در درون خانواده خود نگه دارند. از آن به بعد، نقش ارث و بالطبع ضرورت کنترل فعالیت‌های جنسی همسر و یا همسران به درون ارزش‌های اخلاقی راه یافت. مردان برای ضمانت و پایداریِ درآمد انباشته‌شده و انتقال آن به فرزندان، هر لحظه قوانین سخت‌تری را برای زنان اعمال کردند تا مطمئن شوند که اموال شان به فرزندان حقیقی شان می‌رسد. نشانه‌های مخوف از تنبیه مرگبار زنان هنوز در بعضی از مذاهب به چشم می‌خورد.

بنابراین، شما پیشنهاد می‌کنید همه باید در یک رابطه آزاد جنسی به سر ببرند و اصلاً در دام ازدواج نیفتند؟

بدون شک نه، ما هیچ پیشنهادی جز دانش و دانستن نداریم. ما حتی نمی‌دانیم این دانسته‌های مستند چه کاربردی در زندگی شخصی خودمان خواهد داشت. ما امیدواریم نوشتن کتابِ «ریشه‌های سکس در ماقبل تاریخ»، دامنه بحث درباره موقعیت جنسی بشر را کمی گسترش دهد تا مردم به واقعیت‌های علمی «بشر بودن» توجه و دقت بیشتری داشته باشند. امید و انگیزه اصلی ما این است که بتوانیم به مردم نشان دهیم می‌توانند تکیه کمتری به اسطوره‌ها و داستان‌های مذهبی و فرهنگی داشته باشند.

ما تبلیغ چند همسری ، ازدواج ازاد و روابط سکسی مشترک را در دستور کار خودمان ندادیم. بنابراین، واکنش افراد یا زوج‌ها به اطلاعاتی که ما در کتاب خود گردآوری‌ کرده‌ایم، کاملاً به خودشان بستگی دارد. نمونه مشخص آن تعهد زناشویی است که خودمان داریم.

Christopher Ryan، Ph. D. & Cacilda Jethá، M. D.، Sex at Dawn: The Prehistoric Origins of Modern Sexuality
@Hot_Cold_Science 📌
https://t.me/fanpersian/42
#عشق #حقیقت دارد یا #خرافه و نتیجه #یادگیری #اجتماعی و #فرهنگی هست ⁉️

همه ی خرافات یاد گرفته میشن و به شکل باور ها و عقاید نمود پیدا می کنند .

ایجاد رابطه بین افراد به واسطه هورمون ها و انتقال دهنده های عصبی و حس کشش و جذابیت جنسی و علاقه بصورت زیستی ایجاد می شود و موارد در بین تمامی انسان های عصر ما و #انسان های قبل از تمدن مشترک هست.

یک مقایسه ساده بین دختران غربی که زیاد ممکنه حتی خودشون پیشنهاد #سکس یک شبه بدهند و دختران شرقی که بسیار سختگیرانه راضی به نزدیکی میشن و معمولا بیشتر حرف از شکست عشقی و اینگونه مفاهیم میزنند نمایانگر این حقیقت هست که این موضوع مفهوم و ارزشی عشق #رومانتیک بیشتر جنبه فرهنگی دارد و نه زیستی و طبیعی ، در جوامع شرقی یا جامعه ای مثل جامعه ما که از کودکی تمام آمال و آرزو و راه تخلیه جنسی برای دختران در #ازدواج و رسیدن به عشق تعریف میشه این موضوع رنگ دیگه ای در شخصیت فرد پیدا میکنه و مانند یک بیماری روانی فرد منتقل می شود که گرایشات طبیعیش همگی پرهیز بشوند و در گرو عشق اساطیری اما غیر واقعی که برایش تعریف شده قرار بگیرد. همچین فردی بسیار ضربه پذیر هست و در صورت رابطه جنسی با شخصی به شدت وابستگی افراطی پیدا می کند و مستعد خوردن ضربات روانی فراوان هست چون حالت های دیگه داشتن لذت های حسی تنی در ذهن و عقایدش به شدت سرزنش می شود و یا گناه و زشتی تلقی می شود طبق رسوم و همان فرهنگی در آن پرورش یافته.

پیرو تحقیقات و مطالعات اخیر در باب #سرشت جنسی انسان و تاریخ گونه انسان مرد و زن هر دو سیر فرگشتی با تنوع زیاد و سهل گیرانه جنسی داشتند و این پرهیز های جوامع ما چیزی مغایر با اون هست .

با نگاهی گذرا به واقعیت زندگی مشترک میبینیم که پس از چندی هیچ هیجان جنسی بین دو طرف وجود نداره و بیشتر وابستگی و عادت و در بهترین حالت ها رفاقت و همدلی هست که تاثیر اصلی را در پایدار و طولانی نگه داشتن رابطه انجام می دهد و معمولا هر دو از این نداشتن هیجان احساس سرخوردگی دارند چون دارند نسخه ای را به اجرا می گذارند که مغایر با طبیعتشون هست ،

پس وقتی گفتیم عشق یادگیری هست منظور این هست اون حالت بیمار گونه و ضربه پذیر خواستن یک نفر نتیجه #ترس از تنهایی و احساس تعلق نداشتن به یک #اجتماع همدل و همچنین نداشتن دسترسی راحت و بدون دغدغه فرهنگی و عقیدتی به سکس های ایمن هست . ✔️

شاد و سلامت باشید 🌹

🖋 #admin
@Hot_Cold 🔥❄️
@Hot_Cold_Science 📌
https://t.me/fanpersian/149
Forwarded from >> Hot or Cold?! <<
وقتي دلت ميخواد دختر خوبی باشی ولی بدنت واسه گناه ساخته شده ⁉️

تحریف طبیعت انسان و ساخته شدن افسانه ها و داستان های مشترک مورد باور باعث شده تا طبیعی ترین گرایشات انسان ها انحراف تلقی شود و مفاهیم و ارزش های که بر مبنای منافع اقتصادی طبقاتی جوامع پسا کشاورزی شکل گرفته جای آن ها را بگیرد و جوامع انسانی به ظاهر متمدن را دچار تعارضات فراوان و خیانت ها و دروغ ها و خشونت ها و ناسازگاری های فراوان کند ...
خیلی از مفاهیم و ارزش های خوبی و بدی اموری نسبی و فرهنگی هستند و در ذاتشون خوبی و بدی نیست ، مثل مسائل جنسی که در فرهنگ ملل مختلف درجات مختلفی از شرم و حیا و همچنین درجات مختلفی از سهلگیرانه و یا سختگیری و متعصب بودن را برایش قائل هستند و خب الان ما با توجه به یافته های باستان شناسی و روانشناسی تکاملی میدونیم این گرایش هدیه طبیعت به ما برای مسالمت آمیز تر بودن جوامعمون بوده و الگوی طبیعی ما چیزی به غیر از الگوی مرسوم هست.

🖋 #admin
@Hot_Cold 🔥❄️
https://t.me/fanpersian/145
#روانشناسی_تکاملی

«ما نوع خاصی از میمونها هستیم»

@Hot_Cold_Science 📌

برگردان: محمد رادفر

از کریستفر رایان و همسرش سیسیلدا جتا نویسندگان کتاب « ریشه سکس در ماقبل تاریخ» قبلا گزارشی ترجمه کردیم. کتاب آنها همچنان از پرفروش ترین هاست و در بسیاری از شهرهای امریکای شمالی و اروپا سفر انتشاراتی برای معرفی کتاب شان دارند. او برای سومین بار برای سخنرانی در TED دعوت شده است. ما گوشه هایی از سخنرانی محقق امریکایی را برای تان تهیه کردیم.

کریستوفر رایان با شوخ طبعی تمام سخنرانی اش را با این ادعا آغاز می کند که: « از نظر رفتار و اعمال جنسی، ما شاخه جدا شده ایی از نسل میمونها نیستیم. ما در حقیقت خودمان نوع خاصی از میمونها هستیم. نسبت شباهت و نزدیکی ما به شمپانزه و بانوبو بیشتر از شباهت آن دو به اورانگوتان، گوریل و سایر میمون سانان است.»

اما اینکه چه نوع خاصی از میمونها هستیم پرسشی است که زوج محقق سالهاست در باره آن کار می کنند. ما می دانیم که انسانها از ۲۰۰ هزار سال پیش فیزیک کنونی را کسب کرده اند و در ضمن می دانیم که فقط از حدود ۱۰ هزار سال پیش بود که بخشی از بشر در یک نقطه ماندگار شد و از طریق استفاده از مزرعه کشاورزی به تولید بیشتری دست یابد.

دکتر رایان قبل از هر چیز توجه حضار را به این واقعیت جلب می کند که بعد از مطرح شدن تئوری تکامل داروین، همواره یک شیوه روایت در باره رقابت زنان و مردان شکل گرفت. اعتقاد محافل علمی این بود که زنان و مردان در یک جدال دائم به سر می برند و اینکه مردان از بدو تاریخ طبیعی بشر، زنان را با غذا، امنیت و تهیه مکانی برای زندگی، وا می داشتند که وارد یک تعهد جنسی گردند.

این نوع تفسیر از زندگی اجتماعی اجداد اولیه به دلائل مختلف ثابت شده است که غلط است. بشر اولیه قبل از اختراع کشاورزی وقتی که در قبیله کوچ نشین و در یک سیستم « عدالت و مشارکت اجباری» زندگی می کرد رفتار جنسی زنان و مردان محدود به یک جمع دو نفره نمی شد و خبری از کنترل و تصاحب همدیگر نبود.

انسانها و اورانگوتان تنها حیوانات میمون سان هستند که از رو به رو با هم سکس دارند. این دو موجود تنها میمون هایی هستند که کیسه نگهداری تخم شان با فاصله از بدن شان قرار دارد. سخنران به این مثال در مورد فعال بودن و آماده بودن مردها بسنده می کند که داشتن کیسهِ تخم بیرون از بدنِ در مردان و اورانگوتان، شبیه داشتن یخچال پر از آبجوی خنک در زیرزمین است و طبیعتاً، مردی با یخچال خنک همیشه آماده است تا میزبان خوبی برای پارتی و ملاقات های جذاب باشد. به عبارتی مردان و اورانگوتان همیشه آماده سکس هستند.

داروین همانطور که به اعضای تناسلی شامپانزه ماده خیره می شد نمی توانست از مرز اندیشه های سنتی عبور کند و پیگیری نماید که هر شامپانزه ماده در هر ساعت بین ۱ تا ۴ بار با شامپانزه های مختلف درون گروه خود رابطه جنسی دارد. در حال حاضر می دانیم که انسانها دفعات سکس شان برای یک توِلید مثل ۱۰۰۰ بار است و میمون بانوبو ماده، در ۹۰ درصد دوران قاعدگی ماهانه، قادر به فعالیت جنسی می باشد.

دکتر رایان مثل همیشه به این سئوال و ابهام مجبور می شود جواب دهد که دیدگاه هایش، ترویج و تشویق رابطه آزاد جنسی را مد نظر قرار داده است در حالی که باز هم با شوخ طبعی از یک مثال طبیعی بهره می گیرد و می افزاید: « اگر بگوییم انسان ها به طور غریزی گوشتخوار بوده اند آیا بدین مفهوم است که گیاهخواری انسانهای معاصر بد و غلط است؟»

نشانه های باستان شناسی و تحقیقات اجتماعی با استاندارد سنتی ِ تعهد جنسی دونفر به هم، هماهنگی ندارد و جوامع بسیاری وجود دارند که از سیستم زن و شوهری (کلوپ جنسی دو نفره) بهره نمی گیرند. جوامعی هستند که فرزندان، چندین پدر دارند و جوامعی هم هستند که سکس هیچ رابطه ایی با شرم و گناه ندارد و …

سخنران تنها امیدش این است که به مخاطبانش بگوید: « تضاد و تناقض بین احساسی است که ما داریم و احساسی که به ما توصیه شده داشته باشیم.»

به نظر نویسندگان کتاب، زوج محقق کریستوفر رایان و سیسیلدا جتا، هدف اصلی شان این است که مردان از خودشان بپرسند چرا یک حق بی چون و چرا برای خود قائل هستند که رفتار جنسی زنان را مطابق ارزش های خود کنترل کنند؟ جنگ اصلی و واقعی باید با ارزش های سنتی باشد که نیاز وامیال انسانها را به تملک خصوصی در می اورد.

به عبارت دیگر مردان از مریخ نیامدند و زنان از ونوس. حقیقت این است که هم زنان و هم مردان از افریقا آمده اند.

بنمایه ها:

The vastness of human sexuality: Christopher Ryan at TED2013

https://goo.gl/xUVmjd

Sex at Dawn
@Hot_Cold_Science 📌
https://www.ted.com/talks/christopher_ryan_are_we_designed_to_be_sexual_omnivores
اکثر زوج ها مرا یاد اورانگوتانی می اندازند که سعی می کند ویولون بنوازد.
هونور دی بالزاک
@Hot_Cold_Science 📌
در ابتدای قرن بیست ویکم، هنوز هم ما گرفتار اظهارات بی پایه و اساسی هستیم که
مصرانه لذتِ ازدواج، کمرویی جنسی زنان و احساس رضایت نسبت به تک همسری را
می پندارند. همان طور که لورا کیپنس نویسنده و منتقد رسانه ها می گوید
دنیای امروز، ما زیر فشارِ ناشی از اضطرابِ رابطه های عاطفی جنسی هستیم... زیرا -
انتظار داریم احساس ما نسبت به شریک عاطفی جنسی مان و جذابیت های جنسی او -
برای ما، تا پایان عمر باقی بماند... حال آنکه کوهی از شواهد و مدارک وجود دارد که عملی بودن چنین چیزی را به چالش می طلبد

#کریستوفر_ریان

t.me/Hot_Cold_Science 📌
#معرفی_کتاب
#روانشناسی_تکاملی
#سرشت_جنسی_انسان
#کریستوفر_ریان_و_ساسیلدا_جفا

سرشت جنسی انسان، فراز و نشیب روابط جنسی از ماقبل تاریخ تا به امروز نوشته کریستوفر ریان و ساسیلدا جفا است.

کتابی بحث بر انگیز که رویکرد آن به موضوعات مختلف، تمام تصورات شما در زمینهٔ سکس، ازدواج، خانواده و جامعه را به چالش میگیرد.

@Hot_Cold_Science 📌
https://t.me/Hot_Cold_Science/277

⭕️ چرا خواب می‌بینیم و علت های علمی آن چیست⁉️

#خواب دیدن و علت های آن

▪️قسمت اول

در یک دوران زندگی عادی هر انسانی حدوداً 6 سال از عمر خود را در خواب دیدن می گذراند.
خواب دیدن همواره برای انسان یکی از عجایب
بوده است و توضیحات بسیار مختلفی در طول
تاریخ برای تشریح خواب دیدن آورده شده است. بسیاری از مردم اعتقاد دارند خواب دیدن آنها متاثر از وجود عالمی فرا مادی است و وجود روح است.

🔰این درحالی است که خواب دیدن هیچ
ارتباطی به وجود روح ندارد. حیوانات نیز بر
اساس آزمایش هایی که انجام گرفته است خواب می بینند، همچنین تحقیقات علمی نشان داده اند،افرادی که مادرزاد نابینا هستند و هرگز بینایی نداشته اند، در هنگام خواب رویاهای تصویری نمی بینند، زیرا مغز این افراد با دیدن آشنا نیست و تجربه آنرا ندارند.

🔰در مورد اینکه چرا انسانها خواب می بینند
تئوری های مختلفی وجود دارد، فروید معتقد بود
خوابهای انسان برگرفته از تلاش ضمیر
ناخودآگاه ذهن انسان است برای دست یابی به
چیزهایی که وقتی ما بیدار هستیم دسترسی به آنها نداریم. شاگرد او کارل یانگ تئوری استاد را قبول نداشت و معتقد بود رویا دیدن
برخواسته از ضمیر خودآگاه انسان است که
تلاش می کند مشکلات ما را که در حال بیداری با آن روبرو هستیم حل کند.

اما چیره ترین تئوری موجود برای توضیح
خواب مربوط به آلان هابسون و رابرت مک
کارلی است که توضیحی مرتبط با فیزیولوژی
ارائه می کند. مطالعه آنچه در هنگام خواب بر
مغز انسان می گذرد باعث شد آنها به این نتیجه
برسند که خواب دیدن نتیجه برانگیزش های
تصادفی مغز است که حافظه های باقی مانده
از آثار تجربیات حسی پیشین را بویژه از بخش
حافظه موقت مغز که دسترسی سریعتر و
آسانتری به آن مقدور است بازپردازش می کند،
این تئوریActivation-Synthesis
نام دارد و از سال 1973 تاکنون معتبرترین
تئوری توضیح خواب به شمار می رود.
ادامه مطلب...

قسمت دوم 👇

https://t.me/Hot_Cold_Science/173

قسمت سوم 👇

https://t.me/Hot_Cold_Science/174

قسمت چهارم (پایانی) 👇

https://t.me/Hot_Cold_Science/176

آیا می دانید علت بَختَک چیست؟ 👇

https://t.me/Hot_Cold_Science/225

🎥چرا خواب می‌بینیم؟
معنی خواب‌هایی که می‌بینیم چی هستند؟
این ویدیو بطور حتم به بسیاری از سوالات شما در مورد خواب جواب خواهد داد. ✔️👇
#جبر
#جبر_مطلق
#افسانه_اراده_آزاد
#خلاقیت
#نوروساینس

⭕️ آیا نحوه بروز تخیلات و تصمیمات رندوم است و یا حاصل اراده آزاد⁉️

🖋 به قلم #دکتر_قبادیان

@Hot_Cold_Science 📌

هر جرقه و انتخابی در مغز به دنبال همهمه سیناپسی، رخ می دهد.

فی الواقع شما بسته به محرکهای مختلف و تجربیات زندگی روزمره و فرهنگ و پارامترهای دیگر، یک بانک اطلاعاتی در مغز خود دارید.
ارزش یا اثر گذاری این اطلاعات در زمان پردازش یا انتخاب، بستگی به مسائل مختلفی مثل میزان تکرار، میزان اهمیت، آخرین بازیابی از حافظه و... دارد. به عنوان مثال هر چه یک تجربه برای شما بیشتر تکرار شود، سیناپس های متعدد و مستحکم تری درست می کند.
این سیناپس های مستحکم، هنگام یک انتخاب، در بین همهمه نورونی و نجواهای متعدد، صدای بیشتری دارند.
با افزایش یکی از همهمه ها، و رسیدن آن به آستانه شلیک، انتخاب شما صورت گرفته و باقی همهمه ها سرکوب می شوند.

حالا یک مثال:👇

فرض کنید مغز شما یک سالن بزرگ کنسرت است و 100000 نفر هم (نورون های شما) آنجا حضور دارند.
حالا خواننده آقای ابی از جمعیت نورونی می پرسد: چی براتون بخونم؟
5000 نفر دارند داد می زنند "خلیج فارس"...
500 نفر داد می زنند "کی اشکاتو پاک می کنه"
40000 نفر داد می زنند "حالا راه تو دوره"
و...
در واقع در بین همهمه ها، آن همهمه بزرگتر به آستانه شلیک سیناپسی می رسد و انتخاب صورت می گیرد.
عیناً همین قضیه در مورد هر انتخابی صادق است.
مثلاً چرا وقتی از شما می پرسم چه غذایی دوست دارید، چلوکباب یا قرمه سبزی را انتخاب می کنید و پاچه اختاپوس یا خوراک لارو حشرات را انتخاب نمی کنید؟
علت این است که این دو تا غذای اخیر و نامانوس، در همهمه سیناپسی و تجربیات زیستی شما جایی ندارند که به آستانه شلیک برسند.
درست مثل وقتی که در آن کنسرت، کسی از ابی نمی خواهد "گل پری جون" بخواند. این مورد، هیچ همهمه ای در بین جمعیّت ندارد که انتخاب شود.
لذا به عنوان یک جمع بندی، هیچ انتخابی آزاد نیست و به نوعی هر تصمیم یا جرقه، تابع داده های بانک اطلاعاتی ناشی از تجربیات ماست.
البته مداربندی مغز آدم ها، نوروآناتومی خاص خودشان را دارد. شما ممکن است در یک رشته خلاقتر باشید یا توان تجسّم بهتری از موضوعات داشته باشید و در کنار یک بانک اطلاعاتی خوب (که می تواند حاصل تحصیل شما باشد) به یک دستاورد بزرگ برسید.
اما مکانیسم احتمالاً رندوم نیست.

برای مطالعه بیشتر:👇

https://t.me/Hot_Cold_Science/663
⭕️ #پرسش طرح شده توسط دکتر #قبادیان

@Hot_Cold_Science 📌

می‌خواستم از دوستان تقاضا کنم تجسم خودشون رو از کلونی انسان ۱۲۰۰۰ سال پیش برای ما بیان کنند.

به‌طور مثال بفرمایید:
گروه‌های انسانی چند نفره بودند؟
چه میزان قرابت ژنی بین افراد گروه بود؟
چه می‌پوشیدند؟
چه می‌خوردند؟
کجا زندگی می‌کردند؟
سلسله مراتب در گروه چگونه بود؟
رفتار جفت‌گزینی و تولیدمثلی چه بود؟
فرزندان چطور پرورش می‌یافتند؟
دشمن طبیعی انسان چه بود؟
ابزارها در چه حد تکامل پیدا کرده بودند؟
گروه‌های انسانی، چه میزان باهم مواجهه داشتند؟
رفتار گروه‌ها با هم چگونه بود؟
داد و ستد معنی داشت یا خیر؟
تبادل افراد بین گروهها چطور؟
جنگ‌ها چگونه بود؟
اتحاد‌ها چطور؟
آیا آدم‌خواری وجود داشت؟
برده‌داری چطور؟
زبان در چه شرایطی بود؟
خط چطور؟
آیا هیچ حیوانی اهلی شده بود؟
مفاهیمی مثل عشق بدین شکل مفهوم داشت؟
باورهای متافیزیکی در چه سمت و سویی بود؟
چه چیزهایی مقدس بود؟
نحوه استدلال و استنتاج انسان چگونه بود؟
باور به مرگ و زندگی بعد از مرگ چطور؟
آیا در کنار هموساپینس‌ها، هنوز انسان‌های دیگری وجود داشتند؟
آیا مفاهیمی مثل شرم شناخته شده بود؟
ایثار چطور؟
ریا و تزویر در کار بود؟
و...
پاسخ و نظر دکتر #قبادیان درباره پرسش مطرح شده 👇

قسمت اول 👇

https://t.me/Hot_Cold_Science/854

قسمت دوم و پایانی 👇

https://t.me/Hot_Cold_Science/855

تعدادی از نظرات جالب توجه هموندان 👇

https://t.me/Hot_Cold_Science/856
https://t.me/Hot_Cold_Science/852
https://t.me/Hot_Cold_Science/853