کتابخونه‌ شیوان.
41.5K subscribers
321 photos
5 videos
23 files
103 links
BA and MA in English Literature.
Download Telegram
Ruzha Dar Rah, Shahrokh Meskoob.
نویسنده‌ای دور از وطن:
شاهرخ مسکوب بعد از انقلاب ۵۷ ناچار به ترک ایران شد. «روزها در راه» دفترِ روزانه و یادداشت‌های او در سال‌های دوری از وطن است.
مسکوب روزهای دوری را ثبت می‌کند: وطنِ ازدست‌رفته، تنهایی، و تأملاتی پیوسته درباره‌ی ادبیات ایران، اسطوره و مسئولیتِ اندیشیدن. اینجا تبعید فقط یک جابه‌جایی جغرافیایی نیست؛ زخمی است که با آدم راه می‌آید!


دانلود فایل کتاب
کتابخونه‌ شیوان.
An Unpublished Biography of Forugh Farrokhzad: With Her Personal Letter, Farzaneh Milani. کتابی که اینجا چاپ رسمی ندارد: کتاب چاپ‌نشده‌ی زندگی‌نامهٔ فروغ فرخزاد با نامه‌های شخصی او، روایتی صمیمی و بی‌پرده از زندگی، عشق و ذهن شاعری‌ست که زمانه‌اش را جلوتر از…
دو سال است به آلمانی شعر می گویی و برای خودت آدمی شده‌ای. من ده سال است که شعر می‌گویم و هنوز وقتی احتیاج به پنجاه تومان دارم باید سر خودم را بگیرم و از بدبختی گریه کنم. وقتی می‌خواهم یک کتاب چاپ کنم ناشرها به زور دست توی جیبشان می‌کنند و هزار تومان حق التألیف می‌دهند و آن کتاب را هم با هزار غرولند چاپ می‌کنند و تازه وقتی کتابت چاپ شد با تیراژ حداکثر دو هزار، سال‌ها توی ویترین مغازه ها می‌ماند تا پنجاه جلدش به فروش برود.

نامه‌‌ی فروغ فرخزاد در جواب برادرش که قصد بازگشت به ایران را داشت.
کتابخونه‌ شیوان.
Ruzha Dar Rah, Shahrokh Meskoob. نویسنده‌ای دور از وطن: شاهرخ مسکوب بعد از انقلاب ۵۷ ناچار به ترک ایران شد. «روزها در راه» دفترِ روزانه و یادداشت‌های او در سال‌های دوری از وطن است. مسکوب روزهای دوری را ثبت می‌کند: وطنِ ازدست‌رفته، تنهایی، و تأملاتی پیوسته…
حال گیتا خوب نیست. از بس خسته است. انگار حال هیچ‌کس خوب نیست. لااقل کسانی را که ما می‌شناسیم و می‌بینیم. همه‌ی ایرانی‌ها. همه منتظرند و همه از انتظار خسته شده‌اند.

روزها در راه، شاهرخ‌ مسکوب
Eight O'Clock

Supper comes at five o'clock,
At six, the evening star,
My lover comes at eight o'clock—
But eight o'clock is far.

How could I bear my pain all day
Unless I watched to see
The clock-hands laboring to bring
Eight o'clock to me.


Sara Teasdale
چه جوانانی، اسماعیل، می‌بینی؟
چه جوانانی.
بسیاری‌شان هنوز
صورت عشق را بر سینه نفشرده‌اند.

رضا براهنی
کتابخونه‌ شیوان.
Audio Podcast of Ferdowsi’s Shahnameh. داستان‌های شاهنامه به زبان ساده: اگه شاهنامه همیشه توی لیست «بعداً می‌خونم» بوده چون متنش سنگین به نظر میاد، پادکست «فردوسی‌خوانی» با روایت امیر خادم بهترین انتخابه. هر قسمت، داستانی رو روایت می‌کنه و واژه‌های سخت رو…
در شاهنامه چنین نموده شده است که حکومت ضحّاک حکومت وحشت و رعب بوده است؛ همۀ مردم به‌تنگ آمده بودند، منتهی جرأت اعتراض یا مقاومتی نمی‌داشتند. حکومت اوباشان و نامردان و دیوصفتان بوده است که مقام‌هایی به‌دست آورده بودند و کارها را به‌راه می‌بردند و خود در پناه سایۀ هراس‌انگیز ضحّاک از ناز و نعمت برخوردار می‌بودند. برعکس، همۀ کسانی که نیک‌نفس و شریف بوده‌اند، بناگزیر انزوا گرفته به‌ مردن تدریجی محکوم شده بودند. این چند بیت شاهنامه وضع را به‌خوبی می‌نمایاند:

نهان گشت آئین فرزانگان
پراگنده شد نام دیوانگان
هنر خوار شد، جادوی ارجمند
نهان راستی، آشکارا گزند
شده بر بدی دست دیوان دراز
ز نیکی نبودی سخن جز به راز

ندوشن، زندگی و مرگ پهلوانان در شاهنامه.
1
کتابخونه‌ شیوان.
Audio Podcast of Ferdowsi’s Shahnameh. داستان‌های شاهنامه به زبان ساده: اگه شاهنامه همیشه توی لیست «بعداً می‌خونم» بوده چون متنش سنگین به نظر میاد، پادکست «فردوسی‌خوانی» با روایت امیر خادم بهترین انتخابه. هر قسمت، داستانی رو روایت می‌کنه و واژه‌های سخت رو…
The Story of Zahhak (Shahnameh)
داستان ضحاک ظالم در شاهنامه:
وقتی ضحاک به تخت نشست، خواب‌گزاران به او گفته روزی جوانی تختش را واژگون می‌کند. ضحاک برای فرار، فرمانی داد: هر روز باید کودکانی کشته می‌شدند تا مبادا آن منجی زاده شود.

جلادان به خانه‌ها می‌رفتند، مادران می‌گریستند و شهر پر از شیون شد. از مغز کودکان خوراک می‌ساختند تا ضحاک زنده بماند. (دو مار از شانه‌هایش روییده‌اند که هر روز باید با مغز جوانان سیر شوند.) اما مادری فرزندی به نام فریدون را از شهر گریزان کرد.

سال‌ها گذشت، تا این‌که کاوه‌ی آهنگر که فرزندانش یکی‌یکی قربانی شده بودند و حالا نوبت آخرین پسرش بود، در بازار فریاد کشید و مردم را به سوی فریدون خواند و مردم به او پیوستند. ضحاک سرنگون شد، و جهان فهمید که ستم هرچقدر هم هزار ساله باشد، با ایستادگی فرو می‌ریزد.
1
ای دوست، ای برادر، ای هم‌خون
وقتی به ماه رسیدی
تاریخ قتل عام گل‌هارا بنویس.

فروغ فرخزاد، ایمان بیاوریم به اغاز فصل سرد
کتابخونه‌ شیوان.
The Story of Zahhak (Shahnameh) داستان ضحاک ظالم در شاهنامه: وقتی ضحاک به تخت نشست، خواب‌گزاران به او گفته روزی جوانی تختش را واژگون می‌کند. ضحاک برای فرار، فرمانی داد: هر روز باید کودکانی کشته می‌شدند تا مبادا آن منجی زاده شود. جلادان به خانه‌ها می‌رفتند،…
ضحاک
مونشید
چو ضحاک شد بر جهان شهریار
بر او سالیان انجمن شد هزار
نهان گشت کردار فرزانگان
پراکنده شد کام دیوانگان
هنر خوار شد، جادویی ارجمند
نهان راستی، آشکارا گزند
شده بر بدی دست دیوان دراز
به نیکی نرفتی سخن جز به راز
اگر هفت کشور به شاهی تو راست
چرا رنج و سختی همه بهر ماست
همه در هوای فریدون بُدَند
که از درد ضحاک پرخون بدند
فریدون فرخ فرشته نبود
ز مشک و ز عنبر سرشته نبود
ز داد و دَهش یافت او نیکویی
تو داد و دهش کن، فریدون تویی
چو کاوه برون شد ز درگاه شاه
بر او انجمن گشت بازارگاه
همی برخروشید و فریاد خواند
جهان را سراسر سوی داد خواند
از آن چرم کاهنگران پشت پای
بپوشند هنگام زخم دَرای
همان کاوه آن بر سر نیزه کرد
همانگه ز بازار برخاست گرد
خروشان همی‌رفت نیزه به دست
که ای نامداران یزدان‌پرست
کسی کاو هوای فریدون کند
دل از بند ضحاک بیرون کند
فریدون فرخ فرشته نبود
ز مشک و ز عنبر سرشته نبود
ز داد و دهش یافت او نیکویی
تو داد و دهش کن فریدون تویی

@Horriblygood
Fereydoon Se Pesar Dasht
Book by Abbas Maroufi.
انقلاب با یک نسل و یک خانواده چه کرد؟
«فریدون سه پسر داشت» از عباس معروفی، روایت تکان‌دهنده‌ی سرنوشت نسلی است که در آتش انقلاب، سیاست و خشونت سوخت؛ نسلی که آرمان داشت، اما بهای سنگینی پرداخت.
فریدون، پدر خانواده، چهار پسر دارد؛ پسرانی که هر کدام به شکلی با انقلاب گره خورده‌اند. اما همان‌طور که در شاهنامه، فریدون با سه پسرش بذر یک تراژدی تاریخی را می‌کارد، این‌جا هم سرنوشت سه پسر به شکلی غم‌انگیز رقم می‌خورد.


دانلود فایل کتاب
شاید همه‌چیز با نان آغاز شد. ما فرزندان انقلاب نبودیم، ما نان بودیم. نان داغی که لقمهٔ چپ سران حکومت شدیم. تکه‌پاره‌‌مان کردند و خوردند و پاشیدند. نه. چه می‌گویم؟ انگار که در این خلقت اضافه بودیم. ما را مصرف جامعه‌مان نکردند، ما را اسراف کردند، پخشمان کردند که بر سفرهٔ خودمان ننشسته باشیم، که هیچ‌کداممان در ساختن آن مملکت نقش نداشته باشیم. شخصیت و هویتمان را به لجن کشیدند که حتا در اروپای مترقی هم نتوانیم مثل بقیه‌ٔ مردم زندگی کنیم‌.

فریدون سه پسر داشت، عباس معروفی
می‌بینی؟ مثل ستاره پخش‌مان کرده‌اند توی این صفحه سیاه که هر کدام‌مان جایی برای خودمان سوسو بزنیم که مثلا هستیم. اما نمی‌دانیم در کدام منظومه می‌چرخیم، برای چی می‌چرخیم، و چقدر می‌چرخیم...

فریدون سه پسر داشت، عباس معروفی
چرا عباس معروفی عنوان «سمفونی مردگان» رو برای کتابش انتخاب کرد؟

🎼 تو موسیقی، سمفونی ترکیبیه از چند بخش (موومان) که هر کدوم حال‌وهوای خاصی دارند، ولی باهم یه اثر منسجم هستند. هر فصل از رمان مثل یه قطعه‌ی جداگانه‌ست، با زاویه‌دید متفاوت، که در نهایت با هم یه تصویر کامل از فروپاشی خانواده و جامعه‌ای سنت‌زده می‌سازن. و چرا «مردگان»؟ چون شخصیت‌ها، از نظر روحی و هویتی، در حال مرگن.
🎻 حالا هر شخصیت چه «نتی» توی این سمفونی غم‌انگیز می‌زنه؟
آیدین: مثل ویولونی با صدای رسا و آزاده. اما صدای مستقلش توی هیاهوی تعصب خانواده خاموش می‌شه.
اورهان: درام سنگین و کوبنده‌ی سمفونی! سخت‌گیر، سنتی و پر از خشونت خاموش.
پدر: مثل یه لحن تاریک در پس‌زمینه‌ی سمفونی. قدرت‌طلب و خشک، که می‌خواد همه رو با معیارهای خودش هماهنگ کنه.
آیدا: یه نت لطیف و محزون، که حضورش پر از سکوت و قربانی شدنه.
و در کل، همه این صداها با هم یه سمفونی می‌سازند.


دانلود فایل کتاب
Forugh Farrokhzad
Iranian poet and film director.

دانلود تمام آثار فروغ فرخزاد:

دفتر اول: مجموعه اشعار
دفتر دوم: مجموعه مقاله‌ها و مصاحبه‌ها
نامه‌ها، خاطره‌نگاری‌ها، سفرنامه، داستان‌ها، فیلم‌نامه و نوشته‌های سینمایی.

کتاب اولین تپش‌های عاشقانه‌ قلبم:
نامه‌های فروغ به همسر اولش پرویز شاپور.

کتاب نامه‌های چاپ نشده‌ی فروغ:
نامه‌های شخصی فروغ به همسر دومش ابراهیم گلستان و خانوادش.
Letter to His Father
Book by Franz Kafka.
نامه به پدر از فرانتس کافکا.
«نامه به پدر» مثل اینه که کافکا چراغ‌قوه بندازه روی زخمی‌ترین جای زندگی‌اش و بدون تعارف بگه: من از همین‌جا شکستم. این کتاب اعتراف‌نامه‌ی واقعی‌ست که از دل ترس، خشمِ فروخورده، شرم و نیازِ بی‌جواب به محبت بیرون اومده.
کافکا در این نامه، پدرش رو فقط “مقصر” معرفی نمی‌کنه؛ بلکه با جزئیات دقیق نشون می‌ده قدرتِ یک والد چطور می‌تونه شخصیت یک کودک رو بسازه یا خرد کنه.


دانلود فایل کتاب
دانلود کتاب صوتی
Notes from Underground
Novella by Fyodor Dostoevsky
یادداشت‌های زیرزمینی، فئودور داستایوفسکی
چرا گاهی رنج را انتخاب می‌کنیم، حتی وقتی می‌دانیم خوشحالمان نمی‌کند؟
داستان مردی تنها که از جامعه فاصله گرفته و با خودش و دنیا در جنگ است. از رنج می‌گوید، از چیزهایی که به‌جای آرامش، انسان را عذاب می‌دهند. اگه از داستان‌های ساده و پایان خوش خسته شدید این کتاب رو از دست ندید!
تعداد صفحات: ۲۰۰ صفحه


دانلود فایل کتاب
دانلود کتاب صوتی