انجمن علمی تاریخ دانشگاه تهران
1.9K subscribers
751 photos
13 videos
34 files
114 links
انجمن علمی دانشجویان تاریخ دانشگاه تهران

اینستاگرام:
https://instagram.com/history.ut?igshid=1jrn4xojtrwkj
Download Telegram
💚انجمن علمی دانشجویان تاریخ دانشگاه تهران برگزار می‌کند:

⚔️سلسله نشست‌های تاریخ جنگ
نشست اول:
جنگ و حافظهٔ جمعی

👤سخنران:
محسن کاظمی
دکترای تاریخ ایران اسلامی، نویسنده و پژوهشگر

🕒زمان: دوشنبه، ۲۰ مهرماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۶
📍مکان: تالار باستانی پاریزی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران

💚ورود برای عموم آزاد و رایگان است.

✈️ @HistoryUT
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤21👏1
✏️گزارش کتبی نشست جنگ و حافظهٔ جمعی

نشست «جنگ و حافظهٔ جمعی» از سلسله‌نشست‌های «تاریخ جنگ» در روز ۲۰ مهرماه ۱۴۰۵ با سخنرانی دکتر محسن کاظمی برگزار شد. در این نشست، دکتر کاظمی به بررسی نسبت جنگ و حافظهٔ جمعی، چگونگی تبدیل روایت‌های فردی به یاد ملی و نقش تاریخ شفاهی در ثبت و بازنمایی تجربهٔ جنگ پرداختند. در ادامه گزیده‌ای از مباحث مطرح‌شده در این نشست ارائه می‌شود:
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤9👏1
«جنگ تمام می‌شود، واقعه تمام می‌شود، اما حافظه آغاز می‌شود.»
دکتر کاظمی در آغاز سخنان خود با اشاره به فضای دانشگاه و نشانه‌های مرتبط با جنگ، ازجمله پرچم‌ها و تصاویر استادان شهید، بر اهمیت نحوهٔ بازنمایی جنگ و تأثیر آن بر حافظهٔ جمعی تأکید کرد. به گفتهٔ او، این نشانه‌ها در شکل‌گیری روایت جامعه از جنگ نقش دارند و بررسی آن‌ها می‌تواند راهی برای ورود به بحث حافظهٔ جمعی باشد؛ به‌ویژه آنکه نحوهٔ بازنمایی جنگ ممکن است به دست‌کاری در حافظه و شکل‌گیری روایتی خاص از گذشته بینجامد.
دکتر کاظمی با تأکید بر اینکه «جنگ تمام می‌شود، واقعه تمام می‌شود، اما حافظه آغاز می‌شود»، جنگ را تجربه‌ای بنیادین در ساحت حافظه معرفی کرد؛ تجربه‌ای که با پایان درگیری‌ها خاتمه نمی‌یابد و در ذهنیت جمعی جامعه ادامه پیدا می‌کند. ازاین‌منظر، مسئلهٔ اصلی آن است که روایت‌های فردی شاهدان جنگ چگونه به حافظهٔ جمعی تبدیل می‌شوند و چه عواملی می‌توانند این فرایند را با تحریف، فراموشی گزینشی یا تقدس‌سازی روایت‌ها مواجه کنند.
وی با اشاره به شکاف میان انبوه خاطره‌نگاری‌ها و روایت‌های رسمی جنگ ازیک‌سو و مطالعات نظری حافظه از سوی دیگر، بر ضرورت پیوند روشمند این دو حوزه تأکید کرد. به گفتهٔ او، تاریخ شفاهی می‌تواند حلقهٔ واسطه‌ای میان خاطرهٔ فردی و حافظهٔ جمعی باشد؛ مشروط بر آنکه گردآوری و تدوین روایت‌ها بر اصول روش‌شناختی و وفاداری به واقعیت تاریخی استوار باشد.
❤9👍2
«حافظهٔ جمعی صرفاً انباشتهٔ خاطرات نیست، بلکه سازوکاری اجتماعی برای انتخاب، بازتفسیر و بازتولید آن‌ها در زمان حال است.»
دکتر کاظمی در ادامه به تمایز میان خاطرهٔ جمعی و حافظهٔ جمعی پرداخت و توضیح داد که این دو مفهوم، باوجود‌اینکه گاه‌ به‌جای یکدیگر استفاده می‌شوند، از نظر معنا و کارکرد یکسان نیستند. خاطره به یاد، تصویر یا رویدادی مشخص و تجربه‌ای زیسته اشاره دارد که معمولاً با بار عاطفی همراه است. خاطرات جمعی را می‌توان تجربه‌های مشترک اعضای یک گروه یا جامعه دانست؛ تجربه‌هایی که هنوز لزوماً در قالب روایتی منسجم و ساختاریافته قرار نگرفته‌اند.
در مقابل، حافظهٔ جمعی صرفاً مجموعه‌ای از این خاطرات نیست، بلکه سازوکاری اجتماعی برای انتخاب، بازتفسیر و بازتولید آن‌ها در زمان حال است. جامعه از طریق این سازوکار به پرسش‌هایی دربارهٔ هویت خود و نسبتش با گذشته پاسخ می‌دهد. در این فرایند، برخی خاطرات برجسته می‌شوند، برخی در بسترهای تازه معنا می‌یابند و برخی دیگر به حاشیه رانده می‌شوند.
وی همچنین به تفاوت میان خاطرات فردی و کارکرد جمعی آن‌ها اشاره کرد. خاطرات شخصی، اگرچه بر مشاهدات و تجربیات افراد استوارند، مستقل از محیط اجتماعی شکل نمی‌گیرند. افراد برای روایت تجربه‌های خود از زبان، استعاره‌ها، نمادها و الگوهای فرهنگی جامعه بهره می‌برند. از‌این‌رو، حتی شخصی‌ترین خاطرات نیز در ارتباط با چهارچوب‌های اجتماعی و فرهنگی شکل می‌گیرند و معنا می‌یابند.
دکتر کاظمی در ادامه، حافظهٔ رسمی را از حافظهٔ جمعی متمایز کرد. به گفتهٔ او، حافظهٔ رسمی غالباً در ارتباط با نهادهای قدرت شکل می‌گیرد و تمایل دارد جنگ را از منظر فرماندهان، نخبگان و پیروزمندان روایت کند. در چنین روایتی، پیروزی‌های عملیاتی و لحظات حماسی برجسته می‌شوند، درحالی‌که شکست‌ها، بن‌بست‌های تاکتیکی، هزینه‌های انسانی و تجربه‌های گروه‌های کمتر دیده‌شده ممکن است به حاشیه رانده شوند.
او تأکید کرد که حافظهٔ جمعی بالغ باید بتواند تمامیت رویداد را بازنمایی کند؛ یعنی هم حماسه‌ها و هم فاجعه‌ها، هم لحظات پیروزی و هم تجربه‌های رنج‌بار جنگ را به رسمیت بشناسد.
❤9👍1👏1
«رابطهٔ جنگ و حافظه رابطه‌ای دوسویه است.»
دکتر کاظمی با بهره‌گیری از تمایز یان آسمن میان حافظهٔ ارتباطی و حافظهٔ فرهنگی، به مسئلهٔ انتقال تجربهٔ جنگ میان نسل‌ها پرداخت. حافظهٔ ارتباطی به تجربه‌های زیسته و روایت‌های شفاهی افرادی متکی است که مستقیماً در یک رویداد حضور داشته‌اند. این حافظه پویا و متکثر است، اما بقای آن به شاهدان زنده وابسته است و با گذر زمان و درگذشت آنان در معرض نابودی قرار می‌گیرد.
در مقابل، حافظهٔ فرهنگی ازطریق صورت‌های تثبیت‌شده‌ای همچون اسناد، کتاب‌ها، متون آموزشی، نهادها، آیین‌ها و آثار هنری تداوم می‌یابد. انتقال تجربه‌های زیسته به این قالب‌ها این امکان را فراهم می‌کند که نسل‌های بعدی، بدون برخورداری از تجربهٔ مستقیم جنگ بتوانند با گذشته ارتباط برقرار کنند.
به گفتهٔ دکتر کاظمی، جنگ ایران و عراق در مرحله‌ای حساس از این گذار قرار دارد؛ زیرا نسلی که جنگ را در سنگرها، پناهگاه‌ها و خطوط مقدم تجربه کرده به‌تدریج از میان می‌رود. اگر روایت‌ها و اسناد این نسل به‌صورت روشمند ثبت و تدوین نشوند، آنچه برای نسل‌های آینده باقی می‌ماند ممکن است به‌جای حافظه‌ای مستند و متکثر، روایتی گزینشی و اسطوره‌پردازانه از گذشته باشد.
او با اشاره به درگذشت شاهدانی که تجربه‌ها و خاطرات ارزشمندشان به‌طور کامل ثبت نشده است، بر ضرورت توجه به زمان در مطالعات حافظه تأکید کرد. ازنظر او، تاریخ شفاهی در چنین شرایطی اقدامی ضروری برای حفظ بخشی از تجربهٔ تاریخی جامعه به شمار می‌رود.
دکتر کاظمی همچنین توضیح داد که رابطهٔ جنگ و حافظه رابطه‌ای دوسویه است. جنگ می‌تواند حافظهٔ پیشین جامعه را دگرگون کند، تقویم تاریخی آن را به پیش و پس از جنگ تقسیم کند و مفاهیمی تازه دربارهٔ ایثار، فقدان، تخریب و مقاومت پدید آورد. در مقابل، نحوهٔ ثبت و بازنمایی حافظهٔ جنگ نیز بر سرنوشت جامعه پس از جنگ تأثیر می‌گذارد.
به باور او، حافظه‌ای که تحریف شده یا تنها از یک منظر روایت شود، ممکن است به قطب‌بندی هویتی و احساس بیگانگی نسل‌های جدید از گذشته بینجامد. در مقابل، حافظه‌ای متکثر، اصیل و مستند می‌تواند به سرمایه‌ای برای انسجام اجتماعی، فهم مشترک گذشته و افزایش تاب‌آوری جامعه در برابر بحران‌ها تبدیل شود.
❤9👍1
«مکث‌ها، گسست‌ها و لکنت‌های روایت می‌توانند بخشی از ویژگی‌های معنادار شهادت باشند.»
دکتر کاظمی در بخش دیگری از سخنان خود به پدیدارشناسی تروما و دشواری بازنمایی زبانی تجربهٔ جنگ پرداخت. به گفتهٔ او، مواجهه با مرگ، تخریب، اسارت و جراحت می‌تواند تجربه‌هایی ایجاد کند که در لحظهٔ وقوع، زبان و دستگاه ادراکی فرد توانایی کافی برای فهم و بیان آن‌ها را ندارد. ازاین‌رو، تجربهٔ تروماتیک ممکن است در ابتدا با سکوت و ناتوانی در بیان همراه باشد.
او در توضیح این فرایند، دو مرحلهٔ متمایز را در مواجههٔ شاهدان جنگ با تجربهٔ تروماتیک مطرح کرد. مرحلهٔ نخست، سکوت و ناتوانی اولیه در بیان جزئیات است؛ وضعیتی که در سال‌های نخست پس از جنگ نیز در مواجههٔ مصاحبه‌گران با برخی شاهدان مشاهده می‌شد. مرحلهٔ دوم، پیرایش روایی و دفاعی است؛ یعنی هنگامی که فرد امکان سخن گفتن پیدا می‌کند، ممکن است به‌صورت ناخودآگاه بخش‌هایی از خاطرات دشوار را تعدیل کند، تغییر دهد یا کنار بگذارد تا از فشار روانی تجربه بکاهد.
دکتر کاظمی تأکید کرد که این وضعیت، ضرورت دقت در تدوین خاطرات جنگ را دوچندان می‌کند. یکی از خطرهای اساسی در این زمینه، تلاش برای پر کردن سکوت‌ها و گسست‌های روایت با تخیل ادبی و توصیف‌های احساساتی است. به گفتهٔ او، تاریخ‌نگار یا خاطره‌نویسی که ماهیت تروما را درک نکند، ممکن است برای یکدست کردن روایت جزئیاتی را به آن بیفزاید که در شهادت راوی وجود نداشته‌اند.
ازنظر او، مکث‌ها، گسست‌ها و لکنت‌های روایت می‌توانند بخشی از ویژگی‌های معنادار شهادت باشند و نباید صرفاً به‌دلیل دشواری خواندن یا ناپیوستگی متن حذف شوند. جایگزین کردن این بخش‌ها با روایتی صیقل‌خورده و داستانی، مرز میان واقعیت و تخیل را مخدوش می‌کند و اعتبار تاریخی روایت را نزد نسل‌های آینده کاهش می‌دهد. در چنین شرایطی، شهادتی که می‌تواند سندی تکان‌دهنده از تجربهٔ انسانی جنگ باشد، به ملودرامی مصرفی تبدیل می‌شود.
وی همچنین سه عامل را در دگرگونی خاطرات در گذر زمان برجسته کرد: سوگیری پس‌نگری، تأثیرپذیری حافظه از روایت‌های مسلط و فراموشی گزینشی. در سوگیری پس‌نگری، راوی ممکن است وقایع و تصمیم‌های گذشته را با آگاهی از نتایج بعدی بازسازی کند و تردیدها و ناآگاهی‌های زمان وقوع را نادیده بگیرد. در تأثیرپذیری از روایت‌های مسلط نیز، تماشای فیلم‌ها، خواندن متون رسمی و شنیدن روایت‌های تکرارشونده می‌تواند به‌تدریج مرز میان خاطرهٔ شخصی و روایت عمومی را کمرنگ کند.
در فراموشی گزینشی نیز فرد یا جامعه تمایل پیدا می‌کند بخش‌های تلخ، تنش‌ها، خطاها و ناکامی‌ها را کنار بگذارد و لحظات پیروزی و شور حماسی را برجسته سازد. دکتر کاظمی با ارجاع به اندیشهٔ پل ریکور، این مسئله را در پیوند با مفهوم «فراموشی سازمان‌یافته» بررسی کرد و نسبت به پیامدهای آن برای شکل‌گیری حافظهٔ جمعی هشدار داد.
❤9👍1
«هیچ‌یک از روایت‌ها و اسناد به‌تنهایی برای بازسازی همه‌جانبهٔ گذشته کافی نیست.»
دکتر کاظمی در ادامه به روش‌شناسی تاریخ شفاهی و چگونگی تبدیل روایت‌های فردی به حافظهٔ جمعی پرداخت. به گفتهٔ او، تاریخ شفاهی در معنای علمی خود صرفاً گردآوری و انتشار خاطرات افراد نیست، بلکه فرایندی روشمند است که روایت شفاهی را در کنار اسناد مکتوب و شواهد مادی قرار می‌دهد.
روایت شفاهی می‌تواند انگیزه‌ها، ترس‌ها، امیدها و تجربه‌های انسانی را آشکار کند؛ عناصری که معمولاً در اسناد اداری و نظامی بازتاب محدودی دارند. در مقابل، اسناد هم‌عصر، ازجمله یادداشت‌های روزانه، نامه‌های شخصی، نقشه‌های عملیاتی و گزارش‌های نظامی، امکان بررسی و ارزیابی روایت‌ها را فراهم می‌کنند. از‌این‌منظر، هیچ‌یک از روایات و اسناد به‌تنهایی برای بازسازی همه‌جانبهٔ گذشته کافی نیست.
وی این رابطه را براساس اصل «اصالت‌سنجی متقابل» توضیح داد. در این روش، تاریخ‌نگار شفاهی اسناد هم‌عصر را در کنار روایت راوی قرار می‌دهد تا بتواند توالی زمانی وقایع را روشن کند، خطاهای احتمالی حافظه را تشخیص دهد و روایت را در بستر تاریخی خود بررسی کند. هدف از این کار مچ‌گیری از راوی نیست، بلکه کمک به بازسازی دقیق‌تر تجربهٔ تاریخی است.
دکتر کاظمی همچنین به محدودیت روایت‌های تک‌خطی و تقویمی در تدوین خاطرات جنگ اشاره کرد. به باور او، جنگ پدیده‌ای چندبعدی است که در آن تصمیم‌های نظامی، تحولات اجتماعی و تجربه‌های فردی و خانوادگی به‌طور هم‌زمان بر یکدیگر اثر می‌گذارند. بنابراین، تقلیل چنین پدیده‌ای به روایتی خطی که صرفاً از آغاز تا پایان وقایع را دنبال می‌کند، می‌تواند بخش مهمی از پیچیدگی‌های تاریخی را پنهان سازد. او بر ضرورت اندیشیدن به ساختارهای روایی تازه‌ای تأکید کرد که بتوانند ابعاد مختلف تجربهٔ جنگ را بازنمایی کنند.
در همین بستر، وی مرزبندی میان تاریخ شفاهی و ادبیات داستانی را ضروری دانست. درحالی‌که نویسندهٔ داستان می‌تواند برای پر کردن خلأها از تخیل بهره بگیرد، تاریخ‌نگار شفاهی باید به داده‌ها و شواهد وفادار بماند. هرگونه ساختن گفت‌وگو، افزودن جزئیات اثبات‌نشده یا تغییر داده‌های واقعی به‌قصد جذاب‌تر کردن متن، می‌تواند به اعتبار پژوهش و امانت‌داری در برابر حافظهٔ جمعی آسیب برساند.
دکتر کاظمی در ادامه، پاورقی‌ها و توضیحات مستند را بخشی از سازوکار نقد و ارزیابی روایت دانست. به گفتهٔ او، اگر راوی در بیان نام، تاریخ یا جزئیات واقعه دچار اشتباه شود، می‌توان روایت او را حفظ کرد و در عین حال، با ارائهٔ اسناد و توضیحات لازم، قرائت مستندتری از واقعه در اختیار خواننده گذاشت. این روش به خواننده امکان می‌دهد میان شهادت راوی و شواهد تاریخی تمایز بگذارد و دربارهٔ آن‌ها داوری کند.
❤8👍1
«جنگ تنها تجربهٔ فرماندهان و تصمیم‌گیرندگان نیست.»
دکتر کاظمی با تأکید بر ضرورت بازنمایی صداهای کمتر شنیده‌شده، به محدودیت‌های حافظهٔ رسمی در روایت جنگ پرداخت. به گفتهٔ او، جنگ ایران و عراق تنها تجربهٔ فرماندهان و تصمیم‌گیرندگان نبود، بلکه سربازان، آشپزها، امدادگران، کادرهای درمان، اسیران، مادران، همسران و ساکنان شهرهای جنگ‌زده نیز هریک تجربه‌ای مستقل از آن داشتند.
این گروه‌ها جنگ را نه ازمنظر رنج‌های روزمره، جدایی، فقدان، جراحت و ویرانی تجربه کردند. ثبت روایت‌های آنان، به تعبیر دکتر کاظمی، به معنای حرکت به‌سوی «تاریخ از پایین» است؛ رویکردی که می‌تواند ابعاد انسانی و اجتماعی جنگ را آشکار کند و حافظهٔ جمعی را از انحصار روایت‌های رسمی خارج سازد.
او همچنین به آسیب‌های ناشی از سیاست‌های یادآوری و فراموشی پرداخت. یکی از این آسیب‌ها، تمرکز بر پیروزی‌ها و کنار گذاشتن ناکامی‌ها و هزینه‌های انسانی جنگ است. آسیب دیگر، تبدیل شخصیت‌های تاریخی به قهرمانانی یک‌بعدی و خطاناپذیر است؛ شخصیت‌هایی که در روایت‌های قالبی، بدون ترس، تردید، خطا و پیچیدگی‌های انسانی تصویر می‌شوند.
به گفتهٔ او، چنین شیوه‌ای از بازنمایی می‌تواند امکان هم‌ذات‌پنداری نسل‌های بعدی با نسل جنگ را کاهش دهد. هنگامی که جوانان در مواجهه با متون، فیلم‌ها و روایت‌های تاریخی با اغراق، شعارزدگی یا حذف شواهد روبه‌رو شوند، ممکن است به‌جای ارتباط با تجربهٔ تاریخی گذشته، با آن احساس بیگانگی کنند.
دکتر کاظمی در ادامه نسبت به تبدیل تاریخ شفاهی به صنعتی برای تولید سریع کتاب‌های سفارشی هشدار داد. به باور او، پروژه‌هایی که بدون روش‌شناسی روشن، اعتبارسنجی روایت‌ها و ارجاع به اسناد هم‌عصر پیش می‌روند، لزوماً به غنای حافظهٔ ملی نمی‌افزایند و ممکن است با افزایش حجم متون، از عمق و اعتبار محتوای تاریخی بکاهند.
❤9👏1
«دانشگاه باید حافظ امانت تاریخی جامعه باشد.»
دکتر کاظمی در جمع‌بندی سخنان خود، جنگ هشت‌سالهٔ ایران و عراق را از بزرگ‌ترین و سرنوشت‌سازترین رویدادهای جمعی تاریخ معاصر ایران دانست و تأکید کرد که سرنوشت این واقعه در ساحت ذهن و فرهنگ ایرانیان همچنان در حال شکل‌گیری است. به گفتهٔ او حافظهٔ جنگ در میان روایت‌های رسمی و قالبی، فراموشی‌های تحمیلی، بازنمایی‌های عامه‌پسند و تلاش‌های روشمند تاریخ شفاهی قرار دارد و نحوهٔ مواجهه با این روایت‌ها بر چگونگی انتقال گذشته به نسل‌های آینده تأثیر می‌گذارد.
وی سه اصل را برای صیانت از حافظهٔ جمعی برجسته کرد: نخست، تکثر و تمامیت روایت‌ها؛ به این معنا که تجربهٔ همهٔ گروه‌های درگیر جنگ، از فرماندهان تا سربازان، کادر درمان، خانواده‌ها و آوارگان، بدون حذف و گزینش ایدئولوژیک ثبت شود. دوم، اصالت روایت و اتکای آن به اسناد؛ به‌گونه‌ای که تاریخ شفاهی از اسطوره‌سازی و بازسازی تخیلی گذشته فاصله بگیرد. سوم، اخلاق صیانت از حافظه؛ یعنی ثبت جنگ نه برای تقدیس خشونت یا توجیه گذشته، بلکه برای فهم عمیق تجربه‌ها و رنج‌های انسانی و فراهم کردن زمینه‌ای برای یادگیری تاریخی صورت گیرد.
دکتر کاظمی در پایان، دانشگاه و رشتهٔ تاریخ را دارای مسئولیتی مهم در این زمینه دانست. ازنظر او دانشگاه نباید صرفاً مصرف‌کنندهٔ روایت‌های موجود باشد، بلکه باید با تدوین روش‌شناسی‌های دقیق،عدد ارزیابی انتقادی اسناد و روایت‌ها و ثبت صداهای کمتر شنیده‌شده، در مقام دیده‌بانی نقاد و حافظ امانت تاریخی جامعه قرار گیرد.
وی صیانت از حافظهٔ جنگ را مسئولیتی علمی و اخلاقی دانست که چگونگی فهم گذشته و انتقال تجربهٔ تاریخی به نسل‌های آینده به آن وابسته است.


✈️ @HistoryUT
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤11
انجمن علمی-دانشجویی تاریخ دانشگاه تهران با همکاری مؤسسهٔ باستان‌شناسی دانشگاه تهران برگزار می‌کند:

🤩کارگاه آموزش کاربرد GIS در مطالعات تاریخی
با اعطای گواهینامهٔ معتبر از سوی مؤسسهٔ باستان‌شناسی در صورت کسب نمرهٔ قبولی در آزمون

🟢مدرس: محمدرضا رکنی، کارشناس باستان‌شناسی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری

🟢زمان و شیوهٔ برگزاری:
یکشنبه‌‌ها ساعت ۹ تا ۱۳
پنج جلسه، حضوری

🟢مکان: تهران، خیابان انقلاب، خیابان قدس، خیابان پورسینا، پلاک ۱۳، ساختمان شمارهٔ ۲ مؤسسهٔ باستان‌شناسی

🟢شروع دوره از ۳ آبان‌ماه ۱۴۰۵

🟢هزینهٔ ثبت‌نام: ۵,۰۰۰,۰۰۰ تومان
۲۰٪ تخفیف برای دانشجویان دانشگاه تهران

🟢جهت ثبت‌نام و کسب اطلاعات بیشتر به آیدی @HistoryUTAdmin در تلگرام مراجعه کنید.

@HistoryUT
@archaeology_ut_ac
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤13🔥4👏1
انجمن علمی تاریخ دانشگاه تهران
انجمن علمی-دانشجویی تاریخ دانشگاه تهران با همکاری مؤسسهٔ باستان‌شناسی دانشگاه تهران برگزار می‌کند: 🤩کارگاه آموزش کاربرد GIS در مطالعات تاریخی با اعطای گواهینامهٔ معتبر از سوی مؤسسهٔ باستان‌شناسی در صورت کسب نمرهٔ قبولی در آزمون 🟢مدرس: محمدرضا رکنی، کارشناس…
دربارهٔ کارگاه کاربرد سامانهٔ اطلاعات جغرافیایی (GIS) در مطالعات تاریخی

💚این کارگاه با هدف آموزش مهارت‌های پایه و کاربردی سامانهٔ اطلاعات جغرافیایی (GIS) و آشنایی با ظرفیت‌های آن در پژوهش‌های تاریخی برگزار می‌شود. شرکت‌کنندگان با فرایند زمین‌مرجع‌سازی نقشه‌ها و اسناد تاریخی، سازمان‌دهی داده‌های مکانی و توصیفی، پردازش و تحلیل اطلاعات جغرافیایی و تولید خروجی‌های مستند آشنا خواهند شد.

💚تمرکز اصلی کارگاه بر درک مفاهیم و کسب مهارت‌های عملی GIS است؛ مهارت‌هایی که ضمن کاربرد در نرم‌افزار آموزشی دوره، می‌توانند مبنایی برای یادگیری و استفاده از سایر نرم‌افزارهای این حوزه باشند.

💚ساختار دوره
۱. آشنایی با سنجش از دور و کاربردهای آن
- معرفی مبانی سنجش از دور و داده‌های ماهواره‌ای و هوایی
- بررسی کاربرد سنجش از دور در مطالعات تاریخی و جغرافیای تاریخی
- ارائهٔ نمونه‌هایی از نتایج و کاربردهای پژوهشی

۲. آموزش عملی GIS با نرم‌افزار Global Mapper
- آشنایی با محیط نرم‌افزار و اصول کار با داده‌های مکانی
- زمین‌مرجع‌سازی نقشه‌ها و تصاویر تاریخی
- ایجاد و سازمان‌دهی بانک اطلاعاتی و پایگاه داده‌های مکانی
- ورود، مدیریت و پیوند داده‌های توصیفی با اطلاعات مکانی
- آشنایی با روش‌های پردازش و تحلیل داده‌های جغرافیایی
- تهیه و استخراج نقشه‌ها و خروجی‌های مناسب برای پژوهش

۳. تمرین‌های عملی و مطالعهٔ موردی
- کار با داده‌ها و مستندات تاریخی
- به‌کارگیری مهارت‌های آموخته‌شده در یک نمونهٔ پژوهشی
- بررسی نتایج و محدودیت‌های تحلیل‌های مکانی در مطالعات تاریخی

💚اهداف دوره
- شناخت ظرفیت‌های GIS و سنجش از دور در پژوهش‌های تاریخی
- آشنایی با روش‌های پیوند اسناد تاریخی و داده‌های مکانی
- بررسی الگوهای فضایی و تغییرات چشم‌اندازهای طبیعی و فرهنگی در طول زمان
- کسب مهارت در سازمان‌دهی، پردازش و تحلیل داده‌های مکانی
- تولید نقشه‌ها و نتایج مستند و قابل استفاده در پژوهش‌های علمی

💚نمونهٔ موردی
تحلیل مستندات ژان دیولافوا در دورهٔ ناصرالدین‌شاه قاجار، با تأکید بر بررسی ارتباط میان ویژگی‌های جغرافیای طبیعی و فرهنگی ایران.

💚نرم‌افزار آموزشی
Global Mapper
نرم‌افزاری برای مدیریت، پردازش، تحلیل و نمایش داده‌های مکانی که در این کارگاه به‌عنوان ابزار اصلی آموزش مفاهیم و مهارت‌های کاربردی GIS مورد استفاده قرار می‌گیرد.

💚اهمیت و کاربرد دوره
آشنایی با GIS می‌تواند امکان بررسی نظام‌مند روابط مکانی، بازنمایی جغرافیایی اسناد تاریخی و تحلیل تغییرات فضایی را برای پژوهشگران فراهم کند. این مهارت‌ها به‌ویژه در حوزه‌هایی مانند جغرافیای تاریخی، تاریخ محیطی، باستان‌شناسی و مطالعات تاریخی مناطق و مسیرهای ارتباطی کاربرد دارند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤20
🖤با نهایت اندوه، درگذشت دکتر یوسف مجیدزاده، باستان‌شناس برجسته و استاد پیشکسوت دانشگاه تهران را به جامعهٔ علمی، استادان، دانشجویان و همهٔ علاقه‌مندان به تاریخ و فرهنگ ایران تسلیت عرض می‌کنیم.

از مهم‌ترین دستاوردهای علمی آن استاد فرزانه، کاوش در محوطه‌های مهم باستان‌شناختی ایران، ازجمله تپهٔ ازبکی در استان البرز، تپهٔ قبرستان در دشت قزوین، چغامیش و بیش از همه، کاوش‌های جیرفت است که به سرپرستی ایشان انجام گرفت. پژوهش‌های وی در جیرفت، افق‌های تازه‌ای در شناخت تمدن‌های باستانی جنوب‌شرق ایران گشود و و این منطقه را به‌عنوان تمدن گمشدهٔ «اَرته» معرفی کرد. همچنین، آثار تألیفی ارزشمند ایشان در زمینهٔ تاریخ و تمدن ایلام، میان‌رودان و باستان‌شناسی ایران، جایگاهی ماندگار در مطالعات این حوزه دارند.

انجمن علمی دانشجویان تاریخ دانشگاه تهران، درگذشت این استاد نامدار را ضایعه‌ای بزرگ برای جامعهٔ باستان‌شناسی و تاریخ ایران می‌داند و برای خانوادهٔ ایشان، همکاران و شاگردانش صبر و شکیبایی آرزو می‌کند. بی‌تردید، نام و یاد او همواره در حافظهٔ تاریخی این سرزمین زنده خواهد ماند.

روانش به مینو شاد باد.

انجمن علمی دانشجویان تاریخ دانشگاه تهران
@HistoryUT
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔35❤7
باعث خوشحالی است که آقای دکتر حسین بادامچی عضو هیئت علمی گروه تاریخ برای چهاردهمین سال متوالی به عنوان عضو افتخاری دپارتمان مطالعات تاریخ باستان دانشگاه جانز هاپکینز منصوب شده است.
هیئت رئیسه دانشکده ضمن تبریک به آقای دکتر بادامچی بر ضرورت گسترش مناسبات بین‌المللی، به ویژه معرفی و شناساندن فرهنگ، تاریخ و تمدن ایرانی به جامعه جهانی تأکید می‌کند.
❤36