| پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره |
1.19K subscribers
673 photos
15 videos
56 files
913 links
Download Telegram
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔹 عکاسی انگلیسی در «حریم سلطنت ایران»: سیدحسن تقی‌زاده و سیسیل بیتون
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
  
عکاسی انگلیسی به نام سیسیل بیتون (د. ۱۹۸۰م.) که به هنرهای دیگری نیز آراسته بوده و اُسکار هم گرفته و به‌واسطهٔ عکاسی از خانوادهٔ سلطنتی بریتانیا و هنرپیشه‌های نامدار، بلندآوازه گشته، در آغازین سال‌های پادشاهی محمدرضا شاه پهلوی به ایران می‌آید و از شاه و ملکه فوزیه و شاهدخت شهناز و خواهر شاه، عکاسی می‌کند. او این عکس‌ها را به همراه عکس‌های دیگری از خاورمیانه در کتابی با عنوان <خاور نزدیک> (Near East, 1943) منتشر می‌سازد.

نسخه‌ای از این کتاب می‌رسد به دست سیدحسن تقی‌زاده (د. ۱۳۴۸ش) که در آن زمان سفیر کبیر ایران در بریتانیا (۱۳۲۰ - ۱۳۲۶) بوده‌ است. مشاهدهٔ عکس‌ها و مطالعهٔ آنچه بیتون دربارهٔ ایران و «اعلیحضرت همایونی» و خانوادهٔ او نوشته بر عالی‌جناب تقی‌زاده گران می‌آید و رگ غیرتش می‌جنبد و دست به قلم می‌برد و در ۲۸ تیر ۱۳۲۲ به حسین علاء، وزیر دربار، نامه‌ای «خصوصی و محرمانه» می‌نویسد (نک. نامه‌های لندن، به‌کوشش ایرج افشار، صص ۸۹ - ۹۴). این نامهٔ بلند این‌گونه آغاز شده: «مدّتی است از گاهی به گاهی در جراید و مجلّات و کتبی که در انگلستان نشر می‌شود ذکری از شرفیابی نویسندگان مقالات و کتب به حضور اعلیحضرت همایونی و مصاحبه با ایشان درج می‌شود که به نظر مخلص و سایر هموطنان اینجا خیلی خوش‌نما نمی‌آید و گاهی البته نامطلوب بوده است».

در ادامه تقی‌زاده به آیین و آداب شرفیابی بیگانگان به محضر شاه می‌پردازد. این بخش از نامه یادآور اندرزنامه‌های ایرانی است. تقی‌زاده همچون عنصرالمعالی کیکاووس بن اسکندر بر این باور بوده که پادشاه باید «عزیز دیدار» باشد، یعنی هر کسی نباید به آسانی به شاه دسترسی داشته باشد و به درگاه ملوکانه آمدوشد کند. او می‌نویسد: «می‌دانم اعلیحضرت همایونی خوش‌خلق و نیک‌محضر و مهربان هستند ولی بعضی خارجیها این عنایت و لطف را چنانکه سزاوار است قدردانی نکرده و احترام مقام بلند مملکت را کماینبغی رعایت نمی‌کنند ... و وقتی به فرنگ برمی‌گردند بیاناتی می‌کنند و مقالاتی می‌نویسند که هتک حرمت را متضمن است و نجابت و تواضع با فرومایگان نتیجهٔ برعکس می‌دهد». به باور تقی‌زاده «پادشاه ملت‌دوست و دمکرات به مردم مملکت خود به آسانی راه می‌دهد و با آنها می‌جوشد ... ، ولی دمکرات‌ترین پادشاهان دنیا و حتی رؤسای جمهور لیتوانی و استونی هم خارجیها را ... به آسانی به حضور نمی‌پذیرند». حتی اگر به کسی «بطور استثناء بار حضور بدهد چند دقیقه سر پا او را می‌پذیرد ...، نه آنکه هر کسی بتواند در حضور سلطان و ملکه نشسته چایی بخورد».

پس از این مقدمه، تقی‌زاده می‌رود سراغ این کتاب و نویسندهٔ آن و چنین می‌نگارد: «اخیراً کتابی در اینجا نشر شده به اسم Near East که مؤلّف آن یک مرد رذیل و فرومایه و بی‌آبرو است که درین اواخر پیشۀ عکّاسی پیش گرفته و با دختران بازیگر سینماها سروکار داشته و دارد. معلوم می‌شود این ناکس که اسم Cecil Beaton دارد مسافرتی به شرق نموده و یک روز در طهران توقف کرده و در همان یک روز تمام معایب حقیقی و موهوم ایران و ایرانی را جمع آوری و «مشاهده» نموده و در همان یک روز نظر به ادّعای خود سه چهار ساعت با اعلیحضرت شاهنشاه ایران و ملکهٔ ایران و شاهزادۀ کوچک فرزند ایشان و خواهر اعلیحضرت همایونی به سر برده و عکسهای مختلف از آنها برداشته و با نهایت بی‌ادبی و توهین فاحش در کتاب خود آن چند ساعت را شرح داده و نسبت به همه چیز ایران با هزار مسخره و تحقیر و افتضاح و استهزاء سخن رانده است».

تقی‌زاده به همراه نامه یک نسخه از کتاب را برای حسین علاء می‌فرستد و از او می‌خواهد «مخصوصاً صفحات ۹۸ تا ۲۰۲ را بخوانید و اگر به خود جنابعالی هم همان تأثری که برای مخلص حاصل شده دست بدهد و همان احساس پدید آید (و یقین دارم همین طور خواهد بود) آن وقت امیدوارم کوششی در آتیه به کار برود که بیگانگان به این سهولت به درگاه ملوکانه و حریم سلطنت ایران راه نیابند و این قدر سرافکنده و مورد تحقیر و مسخره واقع نشویم».  در آخر  تقی‌زاده از علاء می‌خواهد که از این نامه و این کتاب چیزی به شاه نگوید تا «خدای نخواسته خاطر مبارکشان را ملالی ازین راه حاصل نیاید»؛ امّا به خود او یادآوری می‌کند که ازاین‌پس نظارت بفرماید که «مقام آبرومندی ایران و [شاه] ایران در خارجه محفوظ بماند».

از چاپ آن کتاب و نگارش این نامه هشتاد و یک سال گذشته، از آنچه مانده بیش از همه این پرتره‌های زیبای «ملکهٔ غمگین»، فوزیه، است (فرستهٔ بعدی) که ماندگار و جهانی شده است.

ــــــــــــــــــــــــــــ
معصومعلی پنجه
جمعه ۲۳ شهریور ۱۴۰۳ | لَشتِ نِشا

🆔 t.me/HistoryandMemory
👍3👏2
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📕 دو قرن سکوت: کتاب محبوب زرین‌کوب
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

امروز سالروز درگذشت زنده‌یاد انوشه‌روان استاد عبدالحسین زرین‌کوب است (۲۴ شهریور ۱۳۷۸). بیراه و گزافه نیست اگر گفته شود او یکی از چند نویسندهٔ بسیارمحبوب/ پرخوانندهٔ غیررمان‌نویس در ایران معاصر است.

زرین‌کوب کتاب‌های بسیاری در جنبه‌های گونه‌گون ادب فارسی و فرهنگ ایرانی و تاریخ اسلام و ایران نوشته، امّا جالب‌توجه است که وقتی دو سال پیش از مرگ، از او پرسیده شده که: کدام‌یک از آثار خودتان را بیشتر دوست دارید؟ پاسخ داده: دو قرن سکوت (درگفتگو با عطا آیتی نقل شده در دهباشی، کارنامهٔ زرین، ۵۶۵).

معمولاً پدیدآورندگان آثار ادبی و هنری اولین کارهای خود را که حاصل دوران جوانی و ناپختگی است، دوست ندارند و گاه حتی می‌کوشند آنها را از چشم دیگران پوشیده دارند و اگر دستشان می‌رسید، آنها را از بین می‌بردند؛ امّا زرین‌کوب پس از نگارش ده‌ها کتاب خواندنی دیگر در فرجام کار اولین کتابش را بر همهٔ آنها ترجیح داده است. این کتاب، به‌رغم نقدهایی بسیاری که به آن وارد شده،  دوست‌داشتنی‌ترین کتاب‌ زرین‌کوب، به‌ویژه نزد ملی‌گرایان ایرانی است، به‌گونه‌ای که بسیاری از خوانندگان عام یا خاص، زرین‌کوب را با این کتاب می‌شناسند؛ حتّی مخالفان زرین‌کوب هم او را بیشتر با این کتاب می‌شناسند. قصه‌ای هم به نادرست رواج داده شده که مرحوم زرین‌کوب برای به‌دست آوردن دل اسلام‌گرایان و به پیشنهاد مرحوم استاد مطهری کارنامه اسلام را نوشت، تا جبران مافات کند!

چندی است که کتابخانهٔ ملی در اقدامی پسندیده با برپایی نشست‌هایی صد کتاب ماندگار قرن (قرن چهاردهم) را معرفی و بررسی می‌کند. احتمالاً در این فهرست دست‌کم یکی از آثار زرین‌کوب جای خواهد گرفت و در آینده برای آن نشستی با حضور اهل قلم و صاحب‌نظران برگزار خواهد شد. هرآینه اگر شمارگان چاپ و شمار خوانندگان و اثرگذاری در جامعه و دیگر سنجه‌ها در نظر گرفته شود، ماندگارترین کتاب زرین‌کوب همین دو قرن سکوت است، امّا باتوجه به ملاحظاتی که وجود دارد، بعید است این کتاب در این سیاهه آورده شود. احتمالاً اگر قرار بر انتخاب یکی از کتاب‌های تاریخی زرین‌کوب باشد، کارنامهٔ اسلام انتخاب خواهد شد که آن‌هم کتابی است ارزنده که بارها منتشر و خوانده شده است.
   
ــــــــــــــــــــــــــــــ
معصومعلی پنجه
شنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۳ | لَشتِ نِشا

🆔 t.me/HistoryandMemory
👍92👏2
یهودیان-در-جهان-اسلام،-مقدمه (1).pdf
306 KB
📘 کتاب <یهودیانِ اسلام> The Jews of Islam نوشتۀ برنارد لوئیس (د. ۲۰۱۸) یهودی انگلیسی- آمریکایی، خاورشناس بلندآوازه (و نه‌چندان خوش‌نام در جهان اسلام)، به تازگی با عنوان یهودیان در جهان اسلام با ترجمۀ سیده فاطمه زارع‌حسینی، از سوی نشر کرگدن روانۀ بازار کتاب و کتابخانۀ فارسی شده است.

این کتاب در میان نوشتارگان این حوزه، تاریخ یهودیان در سرزمین‌های اسلامی، کتابی است شناخته‌شده و جاافتاده. آثار لوئیس به‌رغم نقدهای بسیاری که بر آنها وارد شده، کتاب‌های خواندنی و سودمندی هستند. پوشهٔ پیوست دربردارندهٔ فهرست و مقدمهٔ مترجم کتاب است.

🆔t.me/HistoryandMemory
👍42
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🟢 افزون بر فارسی، دیگر زبان‌های ایران را هم پاس بداریم
.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خانواده‌ای گیلانی را می‌شناسم که سه فرزند دارند، هر سه متولد تهران. این خانواده در دههٔ هفتاد مهاجرت معکوس کرده و به گیلان بازگشته‌اند و اکنون سی سال است که در آنجا زندگی می‌کنند. پدر خانواده گیلکی را تمام و کمال حرف می‌زند؛ مادر خانواده گیلکی را می‌فهمد، امّا نمی‌تواند گیلکی صحبت کند. از سه فرزند خانواده، پسر خانواده که از همه کوچکتر است گیلکی را از دوستانش در مدرسه و کوچه و بازار به خوبی یاد گرفته و اکنون گیله‌مردی است که همچون بلبل گیلکی صحبت می‌کند. دو فرزند دیگر که دختر هستند، در این سی‌سال هیچ کوششی برای آموختن زبان گیلکی نکرده و نه تنها نمی‌توانند گیلکی صحبت کنند، بلکه در فهم این زبان هم درمی‌مانند. از همین یک نمونه، که البته نمونه‌های بسیاری دیگر نیز موید آن است، می‌توان دریافت که زنان سهم بالایی در نابودی این زبان «مادری» دارند!

پسر این خانواده با دختری گیلک ازدواج کرده که همچون خود او گیلکی را به‌خوبی می‌فهمد و صحبت می‌کند. اینان دختری نوجوان دارند  که  با او همه‌جا فارسی حرف می‌زنند! چند سال پیش با  اعتراض به آنها گفتم: «چرا با دخترتان گیلکی صحبت نمی‌کنید»؟، گفتند: «چون دوست نداریم لهجه پیدا کند و می‌خواهیم مانند تهرانی‌ها فارسی صحبت کند». اکنون در رشت و دیگر شهرهای بزرگ گیلان کودکان بسیاری هستند که گیلکی نمی‌دانند.

واقعیت این است که زبان گیلکی در حال نابودی است. دو نسل قبل‌تر هر کس گیلانی‌/ گیلک‌تبار بود، حتماً گیلکی می‌دانست؛ خیلی‌ها تنها زبانی که می‌دانستند گیلکی بود. مادربزرگ‌های همین خانواده که یکی‌شان بیش از ۶۰ سال در تهران زندگی کرده، فارسی را می‌فهمد، اما خودش فقط گیلکی صحبت می‌کند؛ آن دیگری تنها گیلکی می‌فهمد و حرف می‌زند.
  
یکی از مهم‌ترین استدلال‌های مخالفان «آموزش زبان مادری» در مدرسه‌ها ارجاع به تاریخ است. اینان به‌درستی می‌گویند که از هزار سال پیش، از دورهٔ سامانی و غزنوی تا دورهٔ قاجار، زبان اداری و دیوانی و زبان ادبی و مکتوب، و زبان آموزش و ... در ایران زبان فارسی بوده و دوران پهلوی و امروز هم همین است.

استدلال بالا از نظرگاه تاریخی درست است، اما  برای روزگار ما یک پایش می‌لنگد. در دوران قاجار مثلاً اگر در گیلان زبان دیوان و دفتر و تاریخ و...فارسی بود، امّا زبان زندگی روزانه، زبان کار، زبان عاشقی، زبان موسیقی و  ... زبان گیلکی بود. اساساً در گیلان دورهٔ قاجار  و حتی دوره پهلوی شما نمی‌توانستید حتی یک تن گیلک پیدا کنید که گیلکی نداند! امروز امّا کودکانی در ناف رشت و لاهیجان و لنگرود زاده می‌شوند که یک کلمه گیلکی نمی‌دانند!

چه باید کرد؟ اکنون که آموزش و پرورش و دیگر نهادهای دولتی کاری نمی‌کنند، تنها راه این است که پاسداران زبان و فرهنگ گیلکی خود دست بکار شوند و در سمن‌ها و انجمن‌های محلی و .... امکاناتی برای آموزش زبان گیلکی ایجاد کنند تا از این زبان که گنجینه‌ و میراثی است گرانبها پاسداری شود و بماند برای آیندگان. 

ــــــــــــــــــــــــــــــ
معصومعلی پنجه
پنجشنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۳ | بی‌در کجای تهران

🆔 t.me/HistoryandMemory
👍8👎2
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آشوری‌های ایرانی در آمریکا: برگی از یادداشت‌های روزانهٔ قاسم غنی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

«یکشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۲۴ مطابق ۱۳ مه ۱۹۴۵

یکی از آشوریهای رضائیه (ارومیه) که قریب ۲۵ سال است در آمریکا است و تبعه آمریکا است و در همین هتل پیشخدمت است چون دانسته بود که چند نفر ایرانی در اینجا هستند از ما دعوت به ناهار کرده و در خانه خود خوراک و پلو و کباب ایرانی و چای ایران (با سماور و سایر تشریفات) تهیه دیده و چند نفر مرد و زن کلدانی و آشوری ایرانی که همه تبعه آمریکا شده‌اند دعوت کرده بود. ساز قفقازی هم داشت به‌حدی با محبت و از روی خلوص خدمت و پذیرایی کرد که همه متأثر شدیم. ای کاش در داخلهٔ مملکت با این مردم بجرم مخالفت مذهب و تعصبات زیان‌آور این همه مجادله نمی‌شد و غالب آنها مجبور به جلای وطن نمی‌شدند. گرچه اینها در این مهاجرت چیزی نباخته‌اند و همه صاحب زندگی و مکنت شده‌اند. همین شخص مستخدم هتل خانه و اثاثیه و وسائل راحتی کامل دارد. برادرش دارای زندگی و اتومبیل و همه چیز است. سایرین همه کار و شغل دارند. اولاد آنها تربيت و مدرسهٔ خوب دارند. این آشوریهای ایرانی در سانفرانسیسکو معبدی دارند که دکتر شفق می‌رفت و در آنجا برای اینها موعظه می‌کرد. به قرار معلوم قریب صد خانوار در سانفرانسیسکو هستند و قریب چهارصد خانوار دیگر در سایر نقاط كاليفرنيا. جماعت زیادی در شیکاگو هستند و صدها خانوار در سایر ایالات. در این روز به حدی از روی ایمان و عقیده و حسن نیت یاد ایران کردند و زنده باد ایران و ایرانی گفتند که من کمال تأثر را پیدا کردم».

📘 یادداشت‌های قاسم غنی، ج ۲، صص ۴۲ - ۴۳.  

🆔 t.me/HistoryandMemory
👍10
📕 نگاهی به کتاب
The Subject of Crusade; Lyric, Romance, and Materials, 1150 to 1500

"... Sans cuer m’en vois el regne de Surie . . . se le vostre ai od moi en compaignie, / Adès iere plus joians et plus preus, / del vostre cuer serai chevalereus. ..."
«... بی آنکه قلب تو را داشته باشم، رهسپار پادشاهی سوریه می‌شوم ... اگر قلبت را به همراه خویش داشته باشم، شاد‌ترین و شجاع‌ترین خواهم بود. با داشتن قلب تو، من تهمتن و دلاور خواهم بود. ...»


در قرون وسطی میانه (High Middle Age)، بسیاری از مسیحیان متدین صلیب گرفته و پس از وداع با خانواده و اعقاب خویش عازم #جنگ_مقدس (Sanctum Bellum) در اراضی مقدس می‌شدند. این سربازان صلیب‌گرفته در هنگامهٔ سفر و لشکرکشی خویش شرحی از وضعیت و زندگانی خود و همچنین مجاهدت‌های و فداکاری‌های خویش در طول این کارزار مرتبط با جنگ مقدس در قالب شعر و نغمه خلق و بیان ‌می‌کردند. صلیبیون ضمن صحه گذاشتن بر تعهد خود برای مبارزه در سرزمین‌های آن سوی دریاها، احساسات ناشی از هجران و فراق از عزیزان و سرزمین و خانه خویش را آشکار می‌ساختند که به ما خوانندگان امروزی بینشی از زندگانی و ارزش‌های دنیوی و معنوی، جانسپاری و وقف مذهبی، و دلباختگی و دلدادگی آنها ارائه می‌دهد.

در کتاب The Subject of Crusade، ماریسا گالوز (Marisa Galvez)، با ارائهٔ دیدگاهی ظریف و دقیق از جنگ مقدس و چامه‌سرایی صلیبی (Crusade Poetry)، این اشعار و غزل‌ها را در پیوند با دین و فرهنگ، بازگو و بررسی می‌کند. نویسنده چنین استدلال می‌کند که پیوند‌ها و ارتباطات بینارشته‌ای غزلیات جنگ‌های صلیبی، نشان می‌دهد که چگونه و به چه میزان چنین اشعاری برای درک جنگ‌های صلیبی به عنوان رخداد و پدیده‌ای فرهنگی و تاریخی حائر اهمیت هستند. ماریسا گالوز با قرار دادن این اشعار در کنار وقایع‌نگاری‌ها، کتب مرتبط با سلحشوری و #شوالیه‌گری، آثار هنری، متون اعترافات و کشیشی، «زبان و گویش جنگ‌های صلیبی» (Crusade Idiom) خاص و ویژه‌ای را شناسایی و تمیز می‌کند که از تضاد میان تکالیف معنوی و دنیوی پدید آمده است. در نهایت گالوز در اثر خویش، درک جامعی از آثار منظوم خلق‌شده توسط صلیبیون ارائه می‌دهد تا تجربیات، تمایلات و ایدئولوژی‌ها و دلایل گرفتن صلیب توسط مسیحیان را آشکار سازد.

@strangerinoutremer

«غریبه‌ای در آن سوی دریاها» کانالی خواندنی دربارهٔ جنگ‌های صلیبی است.

🆔 t.me/HistoryandMemory
👍71
چون حنا خواری ز پهلوی هنر داریم ما
از عزیزی‌ها به زیر دست و پا افتاده‌ایم
(تأثیر تبریزی)


کمتر کسی از اهل هر جا و هر روزگار را می‌توان یافت که از زمانه‌ی خود شکوه و گلایه نداشته باشد، اما از همه بیشتر اهل هنر از روزگار می‌نالند.
شاید بتوان دو علت بر این امر یافت:
آن که در خود هنری می‌بیند، از روزگار و اهل آن چنان توقع دارد که با او معامله‌ای بهتر از دیگران داشته باشند، اما نه در روزگار کور چنان بینش و بصیرتی هست و نه در اهل روزگار چنان فهم و درایتی، چرا که در هر جماعتی، غلبه با جهال و بی‌هنران است و پیداست که اینان نه قدر هنر می‌دانند و نه ارج و قیمت هنرمند را و بسا که در میان انبوه سفلگان و جهال، مدعیانی باشند که برای محفوظ داشتن قدر و پایگاهی که به ناحق یافته‌اند، به آزردن و کنار زدن اهل هنر برخیزند.
دوم آن که:
اهل هنر به مراتب حساس‌تر از سایر طبقات‌اند و کوچکترین سختی و بی‌مهری که از گردش ایام ببینند، ایشان را سخت‌تر و بیشتر از مردمان دیگر می‌رنجاند.
به هر روی، جست‌وجویی در دواوین شعر، نمونه‌های دردمندانه‌ای از این شکایت‌ها را پیش چشم می‌نهد، نظیر این قصیده‌ی ظهیر فاریابی و یا این غزل که منسوب است به حافظ. از همه عجیب‌تر کتابی است به نام «الفلاکة و المفلوکون» که درباره‌ی فلاکت و فلکزدگان نوشته شده و غالب قهرمانان آن اهل علم و هنرند. پیش از این در همین صفحه نمونه‌هایی از این کتاب نقل شده است.
تأثیر تبریزی گویا دلیل این خواری و بی‌قدری را در همان هنر می‌جوید و کسب هنر را عامل خواری و بی‌ارجی می‌بیند:
حنا، گذشته از خواص آرایشی و طبی که برای آن قائل بودند، در دید قدما نوعی تقدس و حرمت نیز داشت. از این رو بود که گذشته از موی سر، کف دست و پا را نیز حنا می‌بستند:
اهل هنر نیز چون حنا از قِبَل هنر خود خواری و بی‌قدری می‌بینند، چنان که حنا از شدت عزیزی به زیر دست و پای مردمان جای دارد.....

کانال خواندنی «گنجینه» را از دست ندهید.

🆔 t.me/jongeadab

🆔 t.me/HistoryandMemory
👏4👍2
📘 تازه‌ترین شمارهٔ مجلهٔ تاریخ و تمدن اسلامی (شماره ۴۷، تابستان ۱۴۰۳) منتشر شد.

🔗 https://sanad.iau.ir/journal/jhcin

🆔 t.me/HistoryandMemory
👍42👏1
سال اول دبستان بود. کلاس بزرگ بود: یک اطاق پنجدری. و روشن بود. آفتاب آمده بود تو. بیرون پاییز بود. دست ما به پاییز نمی‌رسید. شکوه بیرون کلاس بر ما حرام بود. سرهای ما تو کتاب بود. معلم درس پرسیده بود. و گفته بود: دوره کنید. نمی‌شد سربلند کرد. تماشای آفتاب تخلف بود. دیدن کاج حیاط جریمه داشت: از نمره گرفته، دو نمره کم می‌شد.


📘 سهراب سپهری، اطاق آبی، ص ۴۵.

🆔 t.me/HistoryandMemory
🔹 امروز زادروز سیدحسن تقی‌زاده است (۵ مهر ۱۲۵۷ش).

امروز که پنجم مهرماه سنهٔ ۱۳۳۷ هجری شمسی و ۱۳ ربیع‌الاول ۱۳۷۸ هجری قمری است درست هشتاد سال از عمر من می‌گذرد و مطابق روز تولد من می‌باشد. چه من در روز آخر رمضان (ظاهراً ۲۹ ماه) سنهٔ ۱۲۹۵ هجری قمری در تبریز متولد شده‌ام که مطابق بوده با ۲۷ ماه سپتامبر فرنگی سنهٔ ۱۸۷۸ مسیحی و با حساب قهقرانی با ۵ مهرماه (حساب جدید) ۱۲۵۷ هجری شمسی با حساب فرضی ماه و سال ایرانی و هجری شمسی، اگر چه آن زمان حساب زمان با ماههای ایرانی و سالهای هجری شمسی معمول نبوده و برقرار نشده بود.
📕 زندگی طوفانی: خاطرات سیدحسن تقی‌زاده، به‌کوشش ایرج افشار، ص ۹.

🔸 هر پژوهشی دربارهٔ زندگی و کارنامهٔ سیاسی و فرهنگی تقی‌زاده، باید این ملاحظهٔ عالمانه که در آغاز مدخل «تقی‌زاده، سیدحسن» در دانشنامه جهان اسلام به قلم عبدالحسین آذرنگ آمده را مدنظر داشته باشد:

تقی‌زاده‌ ، سیّدحسن‌، از رهبران‌ انقلاب‌ مشروطیت‌ ایران‌، از رجال‌ سیاسی‌ بحث‌انگیز معاصر و از شخصیتهای‌ علمی‌ ـ فرهنگی‌. او در زمرهٔ کسانی‌ است‌ که‌ جمعی‌ بشدت‌ هوادار و موافق‌، و جمعی‌ بغایت‌ مخالف‌ دارد، و مادام‌ که‌ همهٔ اسناد در بارهٔ وی‌ انتشار نیافته‌ و نقّادی‌ تاریخی‌ نشده‌ است‌، در خصوص‌ خفایایی‌ از زندگی‌ او، بویژه‌ جنبه‌هایی‌ که‌ با منافع‌ و مصالح‌ کشور ربط‌ مستقیم‌ دارد، سخن‌ قاطعی‌ نمی‌توان‌ گفت‌. منابع‌ بسیار زیادی‌ که‌ به‌ کوشش‌ ایرج‌ افشار (رجوع کنید به منابع‌ مقاله‌) در باره‌اش‌ انتشار یافته‌ است‌، و نیز انتشار زندگینامهٔ خودنوشت‌ او (زندگی‌ طوفانی‌) و دیگر یادداشتهای‌ پراکنده‌ در باب‌ گوشه‌هایی‌ از زندگی‌ وی‌، از جهات‌ بسیاری‌ روشنگر است‌، اما جنبه‌هایی‌ از زندگی‌ سیاسی‌ او هنوز هم‌ ناشناخته‌، کم‌شناخته‌ و در معرض‌ مجادلات‌ سیاسی‌ است‌. زندگی‌ طولانی‌ او بسیار پرنوسان‌ است‌، بگونه‌ای‌ که‌ می‌توان‌ از چند تقی‌زاده متمایز سخن‌ گفت‌: تقی‌زادهٔ جوان‌، آرمان‌گرا، انقلابی‌ و اصلاحگر؛ تقی‌زادهٔ محتاط‌، محافظه‌کار، سازشکار و گاه‌ حتی‌ فرمانبردار دولت‌ و مطیع‌ قدرتهای‌ وقت‌؛ و تقی‌زادهٔ عالم‌، فاضل‌، محقق‌ و متتبعِ بی‌طرف‌ و دقیق‌النظر.
📗 عبدالحسین آذرنگ، «تقی‌زاده، سیدحسن»، دانشنامه جهان اسلام، ج ۷.


🆔 t.me/HistoryandMemory
👍72
«بلی من در سفارت روس بودم و هر روز از در بزرگ به آن سفارت می‌رفتم، اما بعضیها شب می‌آمدند آن‌هم از در عقب».


عبدالحسین هژیر (نخست‌وزیر، خرداد تا آبان ۱۳۲۷؛ هژیر در جوانی ۸ سال مترجم سفارت شوروی بود) خطاب به عباس اسکندری (نمایندهٔ جنجالی دوره پانزدهم مجلس شورای ملی (۱۳۲۶ - ۱۳۲۸) از همدان).

📗 تقی‌زاده، زندگی طوفانی، ص ۲۸۰. 


🆔 t.me/HistoryandMemory
👍5
در میان کشورهای جهان، لبنان بهترین کشوری است که به مشروع‌ترین وجهی، هم از نظر جغرافیایی، هم از نظر تاریخی و هم از نظر سیاسی، این آرزوی شکوهمند انسان را که جهان امروز ما برای بقای خود سخت به آن محتاج است، مجسّم می‌سازد: آرزوی همزیستی مسالمت‌آمیز. لبنان از این جهت، نمونه است.


📗آخرین پاراگراف کتاب تاریخ لبنان، نوشتهٔ ژاک نانته، ترجمهٔ اسدالله علوی، ص ۵۰۵.

🆔 t.me/HistoryandMemory
👍7
سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار می‌کند:

💢 دوره آموزشی شناخت عکس‌های تاریخی

👨‍💻مدرس دوره: محمد غفوری؛ پژوهشگر و مترجم حوزه تاریخ

سرفصل ها:
▪️ارائه رهيافت‌هايی در زمينه سندشناسی عكس و سندپژوهی
▪️آشنايی با تاريخ عكاسی در جهان
▪️آشنايي با عكس‌هاي تاريخی ايرانی: ژانرها و پروژه‌ها
▪️شناخت انواع عكس‌ها و نحوه تفكيك آنها از يكديگر
▪️منابع و رسانه‌های انتقال عكس در ايران
▪️مقدمات فنی شناخت عكس‌های تاريخی
▪️كاربست عملی عكس در تاريخ‌نگاری

🗓 زمان شروع دوره: ۱۶ مهر ۱۴۰۳ (دوشنبه‌ها ساعت ۱۰ تا ۱۲)

❇️ مهلت ثبت نام : ۱۵ مهرماه ۱۴۰۳
🔗 لینک ثبت نام : lms.nlai.ir

🔴 هزینه ثبت نام: ۶۰۰ هزارتومان
برای اعضا و دانشجويان: ۴۰۰ هزار تومان
ثبت‌نام گروهی سه نفر و بيشتر: ۴۰۰ هزار تومان

📱شماره تماس جهت راهنمایی :
۰۲۱۲۲۲۷۱۱۵۰


#عکس_های_تاریخی
#سازمان_اسناد_و_کتابخانه_ملی_ایران
#کتابخانه_ملی
#دوره_آموزشی
🆔 @nali_ir
👍1
📚 هنوزم از هدیه‌گرفتن کتاب‌های سودمند و خواندنی خوش‌حال می‌شوم، خاصه آنکه هدیه‌دهنده خود نویسندهٔ کتاب باشد. تاریخ سامانیان نوشتهٔ دکتر جواد هروی، دانشیار تاریخ در واحد علوم و تحقیقات تازه‌ترین کتابی است که هدیه گرفته‌ام. دکتر هروی یکی از سامانی‌پژوهان برجستهٔ ایرانی است و این کتاب دو جلدی دستاورد سه دهه پژوهش پیوسته ایشان در تاریخ و فرهنگ ایران در عصر سامانیان است. جلد اول کتاب که نخستین بار در ۱۳۸۱ منتشر شده اکنون به چاپ پنجم رسیده و جلد دوم هم به تازگی منتشر شده است.

🆔 t.me/HistoryandMemory
👍152🔥2👎1
شنبه ۱۴ مهر ۱۳۵۲
...
بعدازظهر جنگ مصر و سوریه با اسرائیل شروع شد، فوری به شاهنشاه تلفنی عرض کردم. هنوز خبردار نشده بودند. فرمودند: فوری بگو روسای ستاد و نیروها [به] سعدآباد بیایند. اوامر احتیاطی بدهم.

سر شام رفتم. تمام صحبت جنگ بود. من معتقد بودم یکی از دو حالت است: یا این جنگ به صوابدید خود آمریکاییها توسّط مصریها به راه افتاده که افکار عمومی آمریکا بیشتر برای فشار بر اسرائیل آماده شود، یا اینکه اسرائیلیها مصریها را تحریک کرده‌اند که مقدّم بشوند و کتک بخورند که تلافی عملهای وحشیانه اخیر اسرائیل در افکار عمومی بشود. شاهنشاه می‌فرمودند چند نظر دیگر را باید گرفت... هم شاید شورویها با آمریکا کنار آمده‌اند که فعلاً … کنار [بکشند] … تا اعراب و اسرائیل خود حساب یک دیگر را برسند، روی آن پایهٔ نهایی می‌توان اقدام به صلح کرد که قوای هر دو برای خود آنها و دنیا روشن شده باشد، یا که اسرائیلیها خود به مصریها گفته باشند شما تا یک جایی از سینا را بگیرید که بعد با هم کنار بیاییم و کانال سوئز هم باز شده باشد. عرض کردم: فکر می‌کنم اسرائیل می‌داند که اگر چنین فتحی با سازش با اعراب نصیب اعراب بکند، دیگر هیچ کشور عربی و هیچ لیدر عربی حاضر به مذاکره و صلح و سازش نیست. باری از این صحبتها زیاد شد. حالا مصریها ادّعا دارند که از کانال سوئز گذشته‌اند. ممکن است هم درست باشد، ولی اگر با این تجاوز دوباره یک شکست مفتضحی بخورند، دیگر جبران‌ناپذیر خواهد بود....

📕 یادداشت‌های علم، چاپ کتابسرا، ج ۳، ص ۱۷۳.


🆔 t.me/HistoryandMemory
👍6