بچه که بودم یبار اوایل مهر بود و مدرسه ها کلی وسیله خریده بودم
همون موقه مهمونم داشتیم یه زن و مرد پیری خونمون بودن ،منمم از شوق وسایلم همرو اوردم یکی یکی نشون اونا بدم ،اوناهم اصنن نگا نمیکردن من دارم چی میگم
الان یادش میوفتم دلم میخا گم و گور بشم💔😂
همون موقه مهمونم داشتیم یه زن و مرد پیری خونمون بودن ،منمم از شوق وسایلم همرو اوردم یکی یکی نشون اونا بدم ،اوناهم اصنن نگا نمیکردن من دارم چی میگم
الان یادش میوفتم دلم میخا گم و گور بشم💔😂
🤣10🍾1
یکی از شجاعانهترین تصمیمها رها کردن آن چیزی است که به روان شما آسیب میزند..
👍9👌1🍾1
یکی از خیرین رفته سوپر مارکت محله دفتر بدهی مردمو گرفته و فرار کرده.
میخوام بگم با دست خالی هم میشه کار خیر کرد، دریغ نکنید🤌😂
میخوام بگم با دست خالی هم میشه کار خیر کرد، دریغ نکنید🤌😂
🤣11🍾1
خدایا انقدر پولدارم کن که وقتی دلم میگیره راه بیفتم برم زندانی آزاد کنم، برم تو یه سوپر مارکت تموم نسیه های اونایی که نیازمندن و پرداخت کنم، خفن ترین غذاهارو واسه گربه های خیابونی بگیرم و خرج تحصیل بچه های بیسرپرست رو بدم.🫠
👍6🍾1
آدم ها دل دارند...
بند دلشان که پاره شود
بند کفش هایشان را محکم می بندند و می روند.
بند دلشان که پاره شود
بند کفش هایشان را محکم می بندند و می روند.
💔5🍾1