حرف دل من
895 subscribers
11.7K photos
4.05K videos
164 files
2.89K links
اگه توی قلبت عشق نداشته باشی،
هیچی نداری.
نه رویایی،
نه داستانی،
هیچی...


ارسال #نظرات و #پیشنهادات فقط به #روبات زیر

@HarfdaBot
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این نقاشی که به قیمت ۳۰ میلیون یورو فروخته شد شاید از نظر اخلاقی نادرست به نظر برسد اما داستانی که در پس آن وجود دارد کاملا واقعی و تاریخی است


♥️ @harfda channel ❥
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اغوش تو آروم ترین جای زمینه 😍❤️


♥️ @harfda channel ❥
1
خوابیده‌ام روی یونیت مطب. آقای دکتر میانسال می‌گوید: «باید آنتی‌بیوتیک مصرف کنی. قرص اعصاب که نمی‌خوری؟» ابرو بالا می‌اندازم که یعنی نه. می‌پرسد: «قبلاً هم مصرف نکردی؟» سر پایین می‌اندازم که یعنی چرا مصرف کرده‌ام. می‌گوید: «چند سال پیش؟» با دستم عدد شش را نشان می‌دهم و توی دلم می‌گویم: «خب چند دقیقه دندون به جیگر بگیر، بعدش بپرس که بتونم حرف بزنم.» دکتر اما وقت گیر آورده و به پرسش‌هایش ادامه می‌دهد: «خب، خدا رو شکر که الآن حالِت خوبه. حالا چه مشکلی داشتی که دارو می‌خوردی؟» توی دلم فحش قابل پخشی روانه‌اش می‌کنم و با خودم می‌گویم: «آخه توی این وضعیت چه جوری جوابتو بدم مرد؟» انگار خودش هم می‌فهمد که باید پرسش‌هایی با پاسخ بله و خیر بپرسد و می‌گوید: «طلاق گرفتی؟» دوباره ابرو بالا می‌اندازم. می‌گوید: «پس لابد با شوهرت مشکل داشتی و داری؟» مجدداً ابرو بالا می‌اندازم. می‌گوید: «پس لابد بچه‌هات اذیت می‌کنن؟» باز هم ابروهایم بالا می‌رود و خون، خونم را می‌خورَد و این‌بار به دوستم فحش غیرقابل‌ پخشی می‌دهم که این دکتر فضول را بهم معرفی کرد. حیف که دکتر فحش‌هایم را نمی‌شنود. انگار کشف مهمی کرده باشد می‌گوید: «نکنه مجرّدی؟» مجدداً کلّه‌ی داغ‌شده‌ام را پایین می‌اندازم که یعنی بله. مجدداً یادش می‌رود که نباید سؤال تشریحی بپرسد و می‌گوید: «چرا تا حالا ازدواج نکردی؟» آن‌قدر که از این سؤال بدم می‌آید، از ترامپ بدم نمی‌آید. شاید هم به‌ یک اندازه، از هردو متنفر باشم! سعی می‌کنم چشم‌غرّه بروم و اخم کنم و بالأخره یک‌جوری با میمیک صورتم بگویم: «به تو چه مردک فضول؟»

درمان که تمام می‌شود نسخه را می‌نویسد و می‌دهد دستم و می‌گوید: «گفتی چه کاره‌ای؟» شغلم را می‌گویم. می‌گوید: «نگفتی چرا تا حالا ازدواج نکردی؟ لابد سخت‌گیر بودی.» نسخه را تقریباً از دستش می‌کشم و با لحن خشمگینی می‌گویم: «ببخشید، این سؤالات ربطی به روند درمان داره؟» پوزخندی می‌زند و می‌گوید: «نه. اختیار دارید.»

از مطب تا خانه پیاده می‌آیم بلکه خشمم خالی شود و اعصابم آرام اما هنوز هم خشمگینم از آدم‌های بی‌شعوری که وقتی دختر مثبت سی سال می‌بینند فکر می‌کنند مجازند در زندگی‌اش دخالت کنند و برایش دل بسوزانند و نصیحتش کنند و این‌جور حماقت‌ها. دلم می‌خواهد آن‌قدر جسارت داشته باشم که وقتی علت ازدواج‌نکردنم را می‌پرسند، رک و پوست‌کنده بگویم: «چون نمی‌خواستم با آدم نفهم و بی‌شعوری مثل تو ازدواج کنم.»
MahboubeMan

♥️ @harfda channel ❥
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📹 ایلان ماسک از وضعیت دنیا در سال 2036 می گوید.
او ادعا میکند دیگر کسی برای پول و غذا کار نخواهد کرد.

♥️ @harfda channel ❥
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همیشه به جای خیال‌پردازی در ذهن، فقط ، از طرف مقابلتان سوال کنید ...


♥️ @harfda channel ❥
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مرد احترام می خواد، مردی که درک بشه وفادار می مونه👌


♥️ @harfda channel ❥
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بدون شرح!!!


♥️ @harfda channel ❥
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💬میترسم بمیرم و زندگیم بی‌ فایده تموم شه !

شاید ترسناک‌ ترین بخش مرگ،خودِ مردن نباشه.این باشه که قبل از رفتن،به گذشته نگاه کنی و با خودت بگی:همین بود؟اینکه سال‌ ها منتظر یه روز بهتر بمونی،یه فرصت بهتر،یه زمان مناسب‌ تر...و بعد یهو بفهمی زندگی، همون روزهایی بوده که بی‌ تفاوت از کنارشون رد شدی...🍏

#انیمیشن_روح


♥️ @harfda channel ❥
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چشم از مقصد بپوش! دل به رقصِ مسیر بسپار و شادی‌ات را نثارِ پیمودن کن، نه رسیدن....🍏


♥️ @harfda channel ❥
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📹 چطور هیچ‌وقت از دست کسی عصبانی یا کلافه نشویم؟

♥️ @harfda channel ❥
👍2
کتاب صوتی زندگی من اثر چارلز چاپلین
🎈 عنوان صدا : کتاب صوتی زندگی من اثر چارلز چاپلین
با صدای زنده یاد: #بهروز_رضوی

♥️ @harfda channel ❥
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بهترین دوستان ما😍❤️

♥️ @harfda channel ❥
2
Forwarded from بشکن Beshkan
کلاهبرداری میلیاردی با اسکیمر در میدان میوه و تره‌بار تهران

اعضای یک باند کلاهبرداری با نصب و استفاده از دستگاه «اسکیمر»، اطلاعات کارت بانکی حدود هزار و ۲۰۰ مشتری یکی از غرفه‌های میدان میوه و تره‌بار شهرداری تهران را کپی کرده بودند.

🔴به گزارش رسانه‌های داخلی، این افراد پس از کپی‌کردن اطلاعات کارت‌ها، با دسترسی به رمز بانکی قربانیان، کارت‌های مشابه می‌ساختند و از حساب آن‌ها پول برداشت می‌کردند. تاکنون دست‌کم ۵۴ نفر در این پرونده متحمل خسارت مالی شده‌اند.

اعضای این باند بازداشت شده‌اند و با همکاری بانک‌ها، کارت‌های بانکی در معرض خطر را مسدود شده تا از سرقت پول افراد بیشتری جلوگیری شود.

🔴مجرمان اسکیمر ممکن است در پوشش پیک رستوران، فروشنده سیار، متصدی جایگاه سوخت، کارگر غرفه میادین میوه و تره‌بار یا دیگر مشاغل خدماتی فعالیت کنند. کافی است کارت بانکی برای چند لحظه از دید صاحب آن خارج شود تا اطلاعاتش با دستگاهی کوچک کپی شود. اگر رمز کارت نیز دیده یا دریافت شود، امکان برداشت غیرمجاز از حساب وجود خواهد داشت.

◾️چگونه از سرقت اطلاعات کارت جلوگیری کنیم؟

1️⃣کارت بانکی را به فروشنده، پیک یا افراد ناشناس تحویل ندهید و خودتان آن را روی دستگاه کارت‌خوان بکشید.

2️⃣رمز کارت را شخصاً وارد کنید و هنگام واردکردن آن، صفحه‌کلید را با دست دیگر بپوشانید.

3️⃣برای خریدهای روزانه از کارتی با موجودی محدود استفاده کنید؛ کارت متصل به حساب حقوق یا پس‌انداز را همراه خود نبرید.

4️⃣رمزهای ساده مانند تاریخ تولد، اعداد تکراری یا چهار رقم پایانی شماره تلفن را انتخاب نکنید.

5️⃣رمز اول کارت را به‌صورت دوره‌ای تغییر دهید.

6️⃣پیامک برداشت از حساب را فعال کنید تا از هر تراکنش مشکوک فوراً مطلع شوید.

7️⃣اگر کارت برای لحظاتی از دیدتان خارج شد یا رفتار مشکوکی مشاهده کردید، بلافاصله رمز آن را تغییر دهید.

8️⃣در صورت مشاهده برداشت ناشناس، کارت را فوراً از طریق اپلیکیشن بانک، خودپرداز یا تماس با مرکز بانک مسدود کنید.

اسکیمر: کلاهبرداری با دستگاه کارت‌خوان جعلی 📱

Beshkan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
چشمی که دائم عيب‌های ديگران را ببيند،
آن عيب را به ذهن منتقل مي‌کند.
و ذهنی که دائما با عيب‌های ديگران
درگير است، آرامش ندارد، درونش متلاطم
و آشفته است.

در عوض چشمی که ياد گرفته است هميشه
زیبایی‌ها را ببيند، اول از همه خودش آرامش
پيدا می‌کند.

چون چشم زيبا بين عيب‌های ديگران را
نمی‌بيند و دنيای درونش دنيای قشنگی‌هاست...

گرت عیب‌جویی بود در سرشت
    نبینی ز طاووس جز پای زشت

♥️ @harfda channel ❥
👏3👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لذت ببرید از این ویدیو، از این عشق راستین ❤️🥰

♥️ @harfda channel ❥
2
💬الان حیفه. الان گِلی میشه. الان پاره می‌شه!

من هر چقدر که از خرمالو تنفر دارم، در عوض انگور را دوست دارم. به نظرم لقب ملکه‌ی میوه‌ها را باید داد به انگور. عمر پربرکتی دارد. از دوران نوزادی که غوره است تا دوران کهولت که کشمش می‌شود. یا حتی وقتی که روح از پوستش خارج می‌شود و می‌رود در کالبد شراب. درد و بلایش بخورد توی سر خرمالو.

دیروز یک ظرف انگور با خودم آوردم سر کار تا بعد از ظهر ترتیبش را بدهم.  بعد از ناهار که سطح دوپامین پایین است و ناامیدی و خمیازه و کسالت از چهار جهت حمله می‌کنند به من. انگور حکم نورِ ته تونل را دارد و یک تنه با تمام این مصایب می‌تواند دست و پنجه نرم کند و من را به ساحل امن برساند.
♥️ @harfda channel ❥
ظرف را از صبح گذاشتم روی میز کارم. هر دقیقه چشمم بهش می‌افتاد و بزاق دهانم می‌پاشید بیرون. هزار بار دستم رفت سمتش تا درش را باز کنم و ترتیب انگورها را بدهم. اما جلوی خودم را گرفتم. ته مغزم مرد دیلاق و اخمویی زندگی می‌کند که جلوی من را این طور مواقع می‌گیرد. معتقد است که استفاده‌ی چیزهای خوب را باید نگه داشت برای زمان مناسب. یک جفت چرم دستکش دارم که چهار سال پیش خریدمشان. شبیه به دستکش‌ جیمزباند. یا شاهزاده‌ی موناکو. خیلی دوستش دارم. اما تا الان دیلاق اجازه پوشیدن‌شان را به من نداده است. الان حیفه. الان گِلی میشه. الان پاره می‌شه. همین است که دستکش‌ها مانده‌اند ته کمد و گوشه‌های آن رو به فرسودگی است و مقامش از شاهزاده‌ی موناکو رو به تقلیل است به سمت مقام فعلی بشار اسد.

دیروز لقمه‌ی آخر ناهار هنوز گلو را به سمت معده ترک نکرده بود که رییس بزرگ آمد توی اتاقم. زد روی شانه‌ام  و گفت: «دو دقیقه وقت داری بریم توی اتاقم و درمورد فلان چیز و فلان پروژه حرف بزنیم؟» من این دو دقیقه‌ها را می‌شناسم. این‌ها همان دو دقیقه‌هایی هستند که معادل گذاشتن کف دست روی بخاری داغ طول می‌کشند. تا ابد. گفتم بله. چاره‌ی دیگری نبود. آمدم انگور‌ها را با خودم ببرم. اما دیلاق گفت «انگور رو جلوی رییس و وقتِ حرف زدن در مورد فلان پروژه می‌خوای بخوری؟ حیفه». و نبردم.

دو دقیقه‌ حرف زدن شد پنج ساعت. وقتی برگشتم اتاقم، هوا تاریک بود. فقط کتم را برداشتم و رفتم خانه. انگورها ماندند روی میز. اصلا یادم رفته بودند. تا امروز صبح که برگشتم سر کار. انگورها از حال رفته بودند. یکی‌شان را گذاشتم توی دهانم و دیدم که مزه‌ی خرمالوی گندیده گرفته. تمام ظرف را برگرداندم توی سطل آشغال. چهار تا فحش دادم به دیلاق و خرمالو. انگورها در هر حالتی پربرکت هستند الا وقتی که فراموش بشوند.  لعنت به دیلاق. وقت مناسب برای خوردن انگور همان وقت بود. نه بعد از ناهار.

#فهیم_عطار

♥️ @harfda channel ❥
1
💬انتظار آمدن ، برای کسی که دوستش داری دردناکترین شکنجه ی این دنیاست 😞

میگفت:می خواهم وقتی مادرم برگشت ، مرا از روی جورابهای قرمزم بشناسد 😞 و با همین جمله هفتاد سال صبر کرد..... در شش سالگی ، وقتی پدرش را از دست داد ،مادرش یک جفت جوراب قرمز به پایش کرد و او را در صومعه ی دیرالزعفران نزدیک روستای زندگی اش رها کرد ، مادر به او گفته بود:ما برمیگردیم ، باهه!
و این تنها جمله ای از مادر بود که در ذهن کودکی شش ساله نقش بسته بود و با همین جمله هفتاد سال با جورابهایی قرمز در آن صومعه ایستاد تا مادر برگردد و او را از روی جورابهای قرمزش بشناسد . اما مادر در همان روزها به سوریه مهاجرت کرده بود و همانجا ازدواج کرده بود و هیچ وقت به آن صومعه بازنگشت و در نهایت " باهه " در سال 2014 در همان صومعه درگذشت و همانجا به خاک سپرده شدمردی با جورابهای قرمز و انتظاری هفتاد ساله 😞

سیرکیس کاپلان ( باهه ) با یک جمله ی "برمیگردم" مادرش ۷۰ سال در جایی انتظار کشید و در همانجا هم چشم از جهان فروبست!انتظار آمدن ، برای کسی که دوستش داری دردناکترین شکنجه ی این دنیاست 😞

سهیل ملکی

♥️ @harfda channel ❥
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💬زلزله در ژاپن یک عمل جراحی رو متوقف کرد؛ اما نکته شگفت‌انگیز اینجا بود که حتی در اون لحظات بحرانی که جان خودِ کادر درمان در خطر بود، تموم حواس و اولویت اونها حفظ ایمنی و جان بیمار بود.

♥️ @harfda channel ❥
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💬همه مامانت نیستن که تا قیامت منتظر تموم شدن ناله ها و بهونه هات بمونن

بعضیا برنامه دارن و برای زحمتایی که کشیدن ارزش قائلن. یه جایی خسته میشن از بچه بازیات و بازی رو بدون تو ادامه میدن.
این دختر بچه به همه مون درس بزرگی داد

♥️ @harfda channel ❥
👍1
💬مردان در حال انقراض‌اند؛ نه از روی زمین، از زندگی

یک زمانی مرد بودن، فقط به نان‌آوری و محکم بودن خلاصه نمی‌شد.مردها رفیق داشتند، پناه داشتند، هم‌صحبت داشتند. عصرها جایی برای نشستن بود، کسی بود که صدایت کند، بگوید: «کجایی؟ بیا یک چایی بخوریم.»

مردها اگرچه کمتر از امروز از احساساتشان حرف می‌زدند، اما بیشتر کنار هم بودند.اما امروز اتفاق عجیبی افتاده است؛مردان هنوز هستند، اما آرام‌آرام از زندگی یکدیگر حذف می‌شوند.مردی را می‌بینی که صبح از خانه بیرون می رود و شب خسته برمی‌گردد و فردا دوباره همان مسیر را تکرار می‌کند.

نه وقت رفیق دارد، نه حوصله مهمانی، نه پول دورهمی و سفر و تفریح؛ و گاهی حتی دیگر نمی‌داند با چه کسی می‌تواند بدون ملاحظه حرف بزند.مردها یاد گرفته‌اند خستگی‌شان را پنهان کنند.یاد گرفته‌اند بگویند «خوبم»، حتی وقتی خوب نیستند.یاد گرفته‌اند مشکلاتشان را خودشان حل کنند و اگر نتوانستند، باز هم چیزی نگویند.

و این‌گونه است که «مرد قوی» کم‌کم تبدیل می‌شود به «مرد تنها».شاید انقراض مردان از جایی شروع می‌شود که دیگر کسی سراغشان را نمی‌گیرد؛وقتی یک مرد می‌تواند هفته‌ها و ماه‌ها با کسی بیرون نرود و هیچ‌کس متوجه غیبتش نشود.

وقتی رفاقت تبدیل می‌شود به چند پیام مناسبتی در شبکه‌های اجتماعی؛وقتی «رفیق قدیمی» تبدیل می‌شود به یک اسم در فهرست مخاطبان تلفن؛وقتی فوتبال دیدن، سفر رفتن، چای خوردن و چند ساعت بی‌هدف حرف زدن، جای خود را به کار، صفحه موبایل و خستگی می‌دهد.

مردان همیشه برای خانواده، کار و مسئولیت‌هایشان وقت گذاشته‌اند؛ اما کمتر کسی از آنها پرسیده است:«خودت چه می‌خواهی؟با چه کسی حرف می‌زنی؟وقتی خسته‌ای، به چه کسی پناه می‌بری؟»

شاید به همین دلیل است که بعضی مردان در ظاهر همه چیز دارند؛ خانه، خانواده، شغل و مسئولیت…اما در درون، جایی خالی دارند که هیچ‌کدام از اینها به‌تنهایی پرش نمی‌کند.مرد به رفیق نیاز دارد؛ نه برای فرار از خانواده، بلکه برای اینکه بتواند با روحی سالم‌تر به خانواده بازگردد.

رفیق، رقیب همسر نیست.رفیق، رقیب خانواده نیست.رفاقت، یکی از ستون‌های سلامت اجتماعی انسان است.ما نباید به گذشته برگردیم؛ به روزهایی که بعضی مردان رفاقت را به خانواده ترجیح می‌دادند.اما نباید به نقطه مقابل هم برسیم؛ جایی که مرد هیچ‌کس را جز خودش ندارد.شاید «انقراض مردان» از بین رفتن جسم آنها نباشد؛از بین رفتن رفاقت، گفت‌وگو، همدلی، شوخی، اعتماد و احساس تعلق باشد.

مردی که دیگر کسی را برای یک فنجان چای، یک قدم زدن، یک سفر کوتاه یا حتی یک درد دل ساده ندارد، شاید هنوز در میان جمع زندگی کند؛ اما بخشی از وجودش سال‌هاست در سکوت زندگی می‌کند...پس اگر رفیقی دارید که مدت‌هاست ندیده‌اید،اگر مردی را می‌شناسید که همیشه می‌گوید «سرم شلوغ است»،اگر دوستی دارید که همیشه خودش را قوی نشان می‌دهد،یک بار شما سراغش را بگیرید...گاهی یک «کجایی رفیق؟»می‌تواند بیشتر از هزار جمله ارزش داشته باشد.

رفاقت را جدی بگیریم؛قبل از آنکه مردان، نه از روی زمین،بلکه از زندگی یکدیگر منقرض شوند.تقدیم به همه رفیق‌هایی که هنوز هستند؛و به آنهایی که مدت‌هاست کسی صدایشان نکرده است.

دکتر #ابراهیمی_مقدم

♥️ @harfda channel ❥
1