هان پن | Han Pen (م.محمدنژاد)
81 subscribers
45 photos
27 videos
1 file
59 links
هان‌:
طعم بعضی از مطالب «تلخ» است مثلِ طعم بعضی از حقایق

هر آنچه که می‌خواهی پیرامون کانال #هان‌پن بدانی از جمله ریشه، معنا و اهداف آن را در لینک زیر بخوان:
https://t.me/Han_Pen/2

راه ارتباطی جهت نظرات، انتقادات و پیشنهادات:
@m02en
Download Telegram
هان پن | Han Pen (م.محمدنژاد)
حدود پنج سال پیش به خاطر طعنه هایی که از دوست و دشمن پس از انتشار یک ویدیو از خودم درمورد گل قهر و آشتی در صفحه اینستاگرامم دريافت نمودم، بارها از خودم پرسیدم که آیا واقعاً اشتباه سترگی در کار من است که این سخنان پوچ و مهمل را نثار حالم می‌کنند؟ بنابراین…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چرا مردم بدجنسی می‌کنند؟

یک نظر تند و تیز
یک جوک به خرج ما در جمع رفقای قدیمی
یک گوشه و کنایه
یک ارزیابی تحقیرآمیز
یک کامنت تحریک‌کننده در اینترنت
و...
این‌ها خیلی درد دارند، بیشتر از آن‌که هرگز بشود اعتراف کرد
در خلوت ذهن‌مان دنبال دلیل می‌گردیم
ولی سخت است پیدا کردن یک چیز تسلی‌بخش
رفتارهای غیرانسانی بی‌دلیلی که دوروبرمان می‌بینم گیج‌مان می‌کند
در عمق وجود نگرانیم که نکند تقصیر ماست که قربانی این‌ها می‌شویم
ولی فکری که باید بکنیم این‌ است
حقیقتی ساده و بی‌بروبرگرد
مردم بدجنسی می‌کنند چون...


⚠️توجه: ارائه این پست به منزله موافقت صد درصدی بنده با دست‌اندرکاران این ویدیو و همه نظرات و آثار دیگر ایشان نمی باشد!

@Han_Pen
❤2
قطاری که از ریل رها می‌شود
شاید (به خیال خود) به آزادی رسیده باشد
اما هرگز به مقصد نخواهد رسید...!
👎2❤1
هان پن | Han Pen (م.محمدنژاد)
هرکسی خوب حرف می زند، لزوماً حرف خوب نمی زند! و هرکسی بد حرف می زند، لزوماً حرف بد نمی زند! چه بسیار انسان هایی که در سخنوری و فن بیان ، اسمشان سرِ زبان‌هاست اما این جز برای چرب زبانی و فریب دادن مردم نیست!! و چه بسیار انسان هایی که گفتارِ روان و صریح ندارند…
هان:

انسان‌ها از دیرباز برای رساندن پیام و منظور خود از راه‌های متعددی استفاده نموده که عمده‌ترین آن از طریق تکلم و حرف‌زدن است. این روش گرچه از ابتدایی‌ترین و کاربردی‌ترین روش‌هاست اما از مشکلات آن می‌توان به برداشت‌های غلط و بعضاً برعکس از گفتار اشاره کرد که دائماً گریبان‌گیر آدمیان بوده و درگاه سوءتفاهم‌ها و کدورت‌ها شده است.

مکالمات تصویری یا صوتی به مراتب از مکالمات متنی حاوی برداشت‌های اشتباه کمتری هستند چراکه در گفت‌وگوهای رو در رو چون لحنِ سخن و طرزِ بیانِ گوینده مستقیماً از طرف مخاطب دریافت می‌شود لذا امکان اشتباه برداشت‌کردن به حداقل نزدیک شده اما همچنان به صفر نمی‌رسد.

این مسئله در فضای مجازی بە ویژە در برنامەهای پیام‌رسان نمود بیش‌تری دارد، به عبارت ساده‌تر در ارسال پیام‌های متنی از آن‌جا که در اغلب اوقات لحن پیام از سوی فرستنده نامعلوم است، گیرنده بنا به حس و حال خویش آن متن را خوانده و برداشت می‌کند که گاهی مطابق مقصود نویسنده بوده و گاهی مخالف هدف نویسنده است!

به همین دلیل در این زمینه می‌توان گفت سخن از متن بهتر است زیرا در متن نمی‌توان به راحتی به خشم، ناراحتی، طعنه، شوخی، خوشحالی و.... نویسنده صد درصد به درستی پی برد مگر این که از نمادها و شکلک‌هایی خاص استفاده نمود که تا حدودی بیانگر وضع احساسی نویسنده است با این رو باز هم روش کاملاً مطمئنی نیست!

در مجموع شایسته است در آن‌چه گفته می‌شود مواظبت نمود تا سوءتفاهم‌ها کاهش یابد اما به هر روی، گوینده یا نویسنده در برداشت‌های شنوندگان یا خوانندگان از گفته یا نوشته خود، اراده چندانی ندارد؛ بنابراین:

من مسئول سخنانی‌ام که به زبان می‌آورم
نه برداشت‌های نادرستی که از آن می‌شود!




📝 م. محمدنژاد
@Han_Pen
🤔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎞 برشی از قسمت هشتم مجموعه The Divine Book ساخته‌ی WakeUpProject

با وجود این که کیفیت تصویر در ویدیو پایین است اما محتوای سخنان شخصی که داستان و دلیل تحول خویش را بازگو می‌کند بسیار بالا و شدیداً تأثیرگذار است.
وی علت تغییر ۱۸۰ درجه‌ای خود را بعد از ۳۵ سال زندگی بیان می‌کند که چگونه از بی‌اعتقادی مطلق به باورمندی کامل رسید و طی این جهش چه حس و حالی پیدا نمود.


⚠️توجه: ارائه این پست به منزله موافقت صد درصدی بنده با این شخص و نیز دست‌اندرکاران این ویدیو و همه نظرات و آثار ایشان نمی باشد!

@Han_Pen
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فیلم کوتاه (با اندکی ویرایش)

روش تضمینی جذب لایک (Like) و دنبال‌کننده (Subscribe or Follower) در شبکه‌های اجتماعی!!!

در دهه‌ی اخیر با تولد و رشد شبکه‌های اجتماعی، کاربران زیادی برای برآورده کردن نیاز نو پدید دیده‌شدن و پسندیده‌شدن دست به دامن انواع و اقسام کارهای معمول و گاهی امور به شدت غیرمتعارف، نامناسب و حتی غیر اخلاقی شده‌اند اما بی‌توجه به هزینه و پیامدهای آن...

در فرصتی دیگر پیرامون این موضوع بسیار مهم متنی را آماده و ارائه خواهم نمود. (پیش‌تر دلیل حذف حساب اینستاگرام خود را بیان کرده‌ام و کماکان بر آن نظر قائمم)


⚠️توجه: ارائه این پست به منزله موافقت صد درصدی بنده با سازندگان این ویدیو و همه نظرات و آثار ایشان نمی باشد!

@Han_Pen
هان پن | Han Pen (م.محمدنژاد)
یاسر بختیاری (Yaser Bakhtiari ) خواننده و ترانه‌سرای ایرانی: میگی بازم کنار هم دیگه واژه بچین راجبِ چی؟ باشه بشین چشاتو باز کن، یه لحظه مالِ من باش یه لحظه بیا تویِ حس و حال من باش پس میکروفونو به دست من تو بده بگم از این زمونه و از دلی که تکه تکه‌ست هر…
Writer(s): Mack, Mason :

In my dream children sing a song of love for every boy and girl
The sky is blue, the field are green, and laughter is the language of the world
Then I wake and all I see is a world full of people in need

Tell me why
Does it have to be like this?
Tell me why
Is there something I have missed?
Tell me why
Cos I don’t understand when so many need somebody we don’t give a helping hand
Tell me why

Every day I ask myself what will I do to be a man?
Do I have to stand and fight to prove to everybody who I am?
Is this what my life is for to waste in a world full of war?


Tell me why
Does it have to be like this?
Tell me why
Is there something I have missed?
Tell me why
Cos I don’t understand when so many need somebody we don’t give a helping hand

Tell me why
Tell me why
Tell me why
Just tell me why
Tell me why
Does it have to be like this?
Tell me why
Is there something I have missed?
Tell me why
Cos I don’t understand when so many need somebody we don’t give a helping hand
Tell me why
Why, why does the tiger run?
Tell me why
Why, why do we shoot the gun?
Tell me why
Why, why do we never learn?
Can someone tell us why we let the forest burn?
Why, why do we say we care?
Tell me why
Why, why do we stand and stare?
Tell me why
Why, why do the dolphin cry?
Can someone tell us why we let the ocean die?
Why, why if we’re all the same?
Tell me why
Why, why do we pass the blame?
Tell me why
Why, why does it never end?
Can someone tell us why we can not just be friends?
Why? Why?




⚠️توجه: ارائه این پست به منزله موافقت صد درصدی بنده با این شخص (اشخاص) و همه نظرات و آثار ایشان نمی باشد!

@Han_Pen
❤1
هان پن | Han Pen (م.محمدنژاد)
Writer(s): Mack, Mason : In my dream children sing a song of love for every boy and girl The sky is blue, the field are green, and laughter is the language of the world Then I wake and all I see is a world full of people in need Tell me why Does it have…
ترجمه

در رویایم بچه‌ها برای هر پسر و دختری آواز محبت می‌خوانند
آسمان آبی است، مزرعه سبز است و خنده زبان دنیاست
سپس از خواب بیدار می‌شوم و تمام چیزی که می‌بینم دنیایی پر از افراد نیازمند است

به من بگو چرا
آیا حتماً باید این گونه باشد؟
به من بگو چرا
آیا چیزی هست که من از دست داده‌ام؟
به من بگو چرا
چون من نمی‌فهمم وقتی خیلی‌ها به کسی نیاز دارند ولی ما به آن‌ها دست کمکی نمی‌دهیم
به من بگو چرا

هر روز از خودم می پرسم به عنوان یک انسان باید چه کار کنم؟
آیا باید بایستم و بجنگم تا به همه ثابت کنم کی هستم؟
آیا این همان چیزی است که زندگی من برای آن است تا در دنیای پر از جنگ تلف شود؟


به من بگو چرا
آیا حتماً باید این گونه باشد؟
به من بگو چرا
آیا چیزی هست که من از دست داده‌ام؟
به من بگو چرا
چون من نمی‌فهمم وقتی خیلی‌ها به کسی نیاز دارند ولی ما به آن‌ها دست کمکی نمی‌دهیم

به من بگو چرا
به من بگو چرا
به من بگو چرا
فقط به من بگو چرا
به من بگو چرا
آیا حتماً باید این گونه باشد؟
به من بگو چرا
آیا چیزی هست که من از دست داده‌ام؟
به من بگو چرا
چون من نمی‌فهمم وقتی خیلی‌ها به کسی نیاز دارند ولی ما به آن‌ها دست کمکی نمی‌دهیم

به من بگو چرا
چرا، چرا ببر می دود؟
به من بگو چرا
چرا، چرا اسلحه شلیک می‌کنیم؟
به من بگو چرا
چرا، چرا ما هرگز یاد نمی‌گیریم؟
کسی می‌تواند به ما بگوید چرا اجازه می‌دهیم جنگل بسوزد؟
چرا، چرا می‌گوییم اهمییت می‌دهیم؟
به من بگو چرا
چرا، چرا می ایستیم و خیره می‌شویم؟
به من بگو چرا
چرا دلفین گریه می‌کنند؟
آیا کسی می‌تواند به ما بگوید که چرا اجازه می‌دهیم اقیانوس بمیرد؟
چرا، چرا اگر همه مثل هم هستیم؟
به من بگو چرا
چرا، چرا از سر تقصیر می‌گذریم؟
به من بگو چرا
چرا، چرا هیچ وقت تمام نمی‌شود؟
آیا کسی می‌تواند به ما بگوید که چرا ما نمی‌توانیم فقط دوست باشیم؟
چرا؟ چرا؟



📝 م. محمدنژاد
( لطفاً هر گونه اشتباه در ترجمه یا نظر خود را در میان بگذارید)


https://t.me/Han_Pen
👎1
هان پن | Han Pen (م.محمدنژاد)
زمان زیادی گذشت از آخرین باری که مطلبی نوشتم. دلیل برای ننوشتن بسیار است و قبلاً هم اشاراتِ اندکی به آن شدە و اکنون نیز کماکان همان اشکالات مطرح شده با قوّت بر جای خود باقی است. علاوه بر این مشکلات، گره‌هایی که در زندگی روزمره وجود دارد، همه فکر و ذکر آدمی…
کیفیت از کمیت ارزش‌مندتر است...

گاهی فاصله‌ی بین درج دو مطلب به حدی طولانی است که حوصله مخاطبان سر رفته و به همین دلیل رفتن را به ماندن ترجیح می‌دهند!
پس احساس مسئولیت مرا به این امر وا می‌دارد که نسبت به قرار دادن محتوا اهتمام ورزم؛ منتها با این اضطرار هم حاضر نیستم هر چیزی را نشر دهم زیرا هر چیزی ارزش به اشتراک گذاشتن نداشته و از آن هم مهم‌تر به نظرم مخاطبان فرهیخته‌ی من، شایسته‌ی خواندن، دیدن و شنیدن مطالبی (کمتر یافته شده) با ارزش و بار معنایی بالا هستند.

بنابراین همت خود را بر این می‌گمارم که کیفیت محتوایی مطالب از کمیت آن به مراتب والاتر باشد و این نیز نیازمند شکیبایی و لطف از جانب شما به این ذره است....

گاهی دوستانی از من درباره کم بودن مخاطبین کانال می‌پرسند که علل متعددی دارد و یکی از دلایل همین موضوع فوق می‌باشد و من هر بار در پاسخ به این گرامیان می‌گویم که من در پی افزایش مخاطب به منظور کسب ثروت یا شهرت به سان کانال‌های غیره نیستم تا به هر قیمتی به دنبال جمع نمودن دنبال‌کننده باشم.

از دگر سو چون مطالب ارائه شده در کانال بنده به ذوق توده خوش نمی‌آید هر چند حقیقت باشد همین علت آن‌ها را پس می‌زند زیرا (از نظر خودم) مطالب من اغلب به تفکر و اندیشیدن پیرامون موضوعات خاص ترغیب می‌کند تا تحریک احساسات و عواطف!
و این مهم یعنی فکر کردن نیازمند مصرف انرژی بیش‌تری نسبت به حس کردن بوده و به عبارتی دیگر دشوارتر است و مردم معمولاً به کارهای آسان‌تر تمایل زیادتری دارند و برای همین است که کمتر کسی به جمع ما اضافه می‌شود و به نظرم آمار بازدید مطالب که به مراتب از تعداد مخاطب حاضر بیش‌تر بوده خود نشان دال بر این قضیه است.

به هر حال این‌جا برای اینجانب مانند دفتر یادداشتی است که من در آن مطالبی که به نظرم خاص، جالب و کاربردی یا تأثیرگذار است ذخیره می‌نمایم و هر کس خواست می‌تواند آن‌ را بنگرد یا از آن بگذرد...




📝 م. محمدنژاد
@Han_Pen
👎1
مقصود من از ذکر جمله زیر در انتهای نقل قول یا ارائه اثر از افراد مختلف چیست؟

«⚠️توجه: ارائه این پست به منزله موافقت صد درصدی بنده با این شخص و همه نظرات و آثار ایشان نمی باشد!»

اگر بخواهم خیلی صریح و خلاصه شفاف‌سازی نمایم باید بگویم که به این علت است که من معمولاً آن اشخاص را به طور کامل یا حداقل کافی نمی‌شناسم و واقعیت این است که من با آنان هم‌نشینی نکرده و از کل ابعاد زندگی‌شان آگاه نبوده و علاوه‌براین تمام آثارشان را کتاب به کتاب، صفحه به صفحه، خط به خط و کلمه به کلمه مطالعه ننموده‌ام و صرفاً بخش اندکی از اثرشان را دیده و به اشتراک گذاشته‌ام‌؛

لذا نگارش این نکته را در پایان نقل قول‌ها یا ارائه اثر جهت یادآوری لازم می‌دانم تا چنین سوءتفاهمی پیش نیاید که خواننده برداشت کند من از همه نظرات، دیدگاه‌ها و عقاید آن‌ اشخاص پیروی یا دفاع می‌کنم در حالی که این گونه نیست!



📝 م. محمدنژاد
@Han_Pen
🤔1
هرگاه در پاسخ به این سؤال که من طرفدار (Fan or Army) کسی یا چیزی مثل ایکس یا ایگرگ هستم؟ و من می‌گویم « هیچ‌کدام » با تعجب فراوان مرا نگریسته و می‌پرسند «مگر می‌شود؟» بله که می‌شود البته اگر دمی بنشینی و لَختی بیندیشی!

بنده می‌کوشم تا برخلاف اغلب مردم که در طرفداری افراطی و متعصبانه از اشخاص مختلف نظیر بازیگران سینمایی، خوانندگان موسیقی، بازیکنان ورزشی، شخصیت‌های سیاسی، نام‌داران تاریخی، قهرمانان خیالی و... دست و پا می‌شکنند و یا تعصبات روی جنسیت، ملیت، قومیت، ثروت به ارث رسیده، زبان تکلم، قد و هیکل، رنگ پوست یا چشم یا مو و در کل فخرفروشی بابت مواردی که خودِ فرد در به دست آوردن آن نقشی نداشته باشد، دور باشم.

در اوایل نوجوانی که از دسته‌ی طرفداران بودم و آن موقع هنوز با دید وسیع و ژرفِ کنونی موضوع طرفداری را واکاوی نکرده بودم، متأسفانه گاهی هر چند اندک، با طرفداران مقابل که مخالف بوده و تا حدودی حکم دشمن را برای من داشتند در کمال تأسف به بحث و جدل و حتی تمسخر و توهین دوطرفه می‌پرداختیم اما دیری نپایید که آن را از مخیله ذهنم عبور داده تا به خود آمدم و از آن به بعد تاکنون از طرفداری برائت جسته و خویشتن را از آن مبرا می‌دانم.

شما را نمی‌دانم اما من نمی‌فهمم چرا باید از کسی طرفداری نمایم مادامی که او از حال و وضع من کاملاً بی‌خبر است؟
آیا طرفداران (دو آتیشه) هیچ‌گاه از خود نپرسیده‌اید کدام شخصی که شما از او طرفداری می‌کنی ارزشش را دارد که شما با شخص نزدیکتان فرضاً برادرتان جر و بحث و حتی دعوا کنی؟
چه تعدادی که سرِ طرفداری از فلان تیم ورزشی به جان هم افتاده‌اند و چه مسابقاتی که به درگیری و زد و خورد بین تماشگران و در نهایت به مرگ چندین نفر منجر شده است!!
دیگر بماند که چه کشمکش‌هایی بین زن و شوهر بر سرِ عوض کردن کانال تلویزیون هنگام دیدن یک مسابقه ورزشی یا یک مجموعه تلویزیونی رخ می‌دهد و مواقعی باعث خدشه‌دار شدن رابطه و دلخوری و کدورت می‌گردد!

آیا این طرفداران پر و پا قرص هرگز با خود اندیشیده‌اند که کدامین یک از آن کسانی که در شب و روز از آن‌ها طرفداری کرده‌اند آیا در وقت تنهایی حالی از او می‌پرسد یا در هنگام مریضی به عیادت او می‌آید یا در زمان گرفتاری به داد او می‌رسد یا دست کم به تماس او پاسخ می‌دهد؟
بعید می‌دانم که چنین کنند...

آری هر کس می‌تواند هر کس یا هر چیز را دوست داشته باشد و این حق آنان است و من منکر آن نیستم پس این هم حق من است که طرفدار کسی یا چیزی باشم یا نباشم اما مسئله‌ای که من در پی بیان آنم این است که طرفداری نباید به تعصب کورکورانه و عدم پذیرش افراد با علایق و سلایق متفاوت و تحقیر و توهین آن‌ها بینجامد که در این صورت چنین طرفداری‌ای شدیداً مذموم و نکوهیده است.

به عنوان کلام نهایی خاطر نشان می‌سازم که حقیقت تلخ قضیه اینجاست که اغلب ما کسانی را دوست داریم که ما را دوست ندارند و به کسانی اهمییت می‌دهیم که به ما اهمییتی نمی‌دهند و در عوض ما کسانی را که ما را دوست دارند دوست نداریم و به کسانی که به ما اهمییت می‌دهند اهمییت نمی‌دهیم...!

برای نمونه مقایسه جایگاه سلبریتی‌ها و سوپراستارها Celebrities and Superstars با جایگاه خانواده و نزدیکان (البته منهای معشوق) در نزد توده نوجوانان و جوانان امروز خود می‌تواند محکم‌ترین اثبات برای نوشته‌ی من باشد...



📝 م. محمدنژاد
@Han_Pen
❤2🤔1
درین درگه که گه‌گه که که و که که گردد ناگه
به امروزت مشو غرّه که از فردا نه‌ای آگه!!!

(شاعر: نامعلوم!)

حرکت‌گذاری:
درین درگه کِه گَه‌گَه کَه کُه و کُه کَه گردد ناگه
به امروزت مشو غرّه کِه از فردا نه‌ای آگه!!!


ترجمه:
در این درگاه(=دنیا) که گاه‌گاهی کاه کوه و کوه کاه (=کوچک بزرگ و بزرگ کوچک) می‌گردد به طور ناگهانی
به (حال و احوال) امروزت مغرور نشو چون از (حال و احوال) فردایت آگاه نیستی!!!




📝 م. محمدنژاد
@Han_Pen
❤2🤔2👎1
عوامل متعددی در تصادفات رانندگی نقش دارند که از آن‌ها می‌توان دو عامل سرعت غیرمجاز و سبقت غیرمجاز را در بالای لیست برشمارد تا جایی که رانندگان بی‌پروایی مشاهده می‌شود که در پیچ‌هایی با دیدِ صفر درصد در سرعت‌های بسیار بیش‌تر از حد مجاز اقدام به سبقت گرفتن نموده و با این کار با زندگی خود یا دیگران بازی می‌کنند که مانند انداختن سکه‌ای است که یا رو می‌آید و یا پشت، اگر موفق به سبقت شوند مغرورانه و سرمستانه بر خود می‌بالند و اگر موفق نشوند خود یا متأسفانه دیگران را دچار خسارات مالی و جانی خواهند کرد حال آن که چنین سبقتی در چنین جایی که فاقد هر گونه دیدی بوده برای هر عقل سلیمی کاملاً غیرعاقلانه است.

علاوه بر این به عقیده‌ی من عامل مهم دیگری در تصادفات رانندگی دخیل است اما تا به حال در جایی ندیده‌ام که به آن اشاره‌ای شده باشد و آن دستگاه پخش خودرو و موسیقی است که با برانگیختن احساس هیجان و ترشح هورمون‌هایی باعث می‌شود که عمده‌ی جوانان و نوجوانان فشار بیشتری بر روی پدال گاز آورده تا سرعت و شتاب بالاتری را تجربه کنند و گاهی این حالت خلسه‌مانند باعث انجام حرکات نمایشی خطرناک با عدم رعایت اصول رانندگی ایمن شده که تنها می‌توان در فیلم‌های اکشن و تخیلی مشاهده کرد که متأسفانه افرادی به علت هم‌ذات‌پنداری و عدم تفکیک دنیای واقعی و مجازی اقدام به چنین خودرو راندنی می‌کنند غافل از اینکه برخلاف بازی‌های ویدیویی اگر بمیرند دیگر نمی‌توانند زنده شوند و از اول شروع کنند!

رعایت نکردن اصول رانندگی صحیح منجر به اتفاقات ریز و درشتی می‌شود در حالی‌که می‌توان تنها با رعایت کارهای ساده‌ای نظیر زدن چراغ راهنما در هنگام شروع به حرکت یا توقف و در وقت دور زدن از بسیاری تصادفات داخل شهری جلوگیری نمود ولی هیهات اگر اکثر رانندگان چنین نکاتی را رعایت کنند گویا در نزدشان این مسائل تنها مختص رانندگان تازه‌کار است و در صورتی‌که به مهارت چندانی در رانندگی دست پیدا کردند دیگر این کار برای آنان عار ا‌ست!!!

چنین ‌افرادی اغلب همانانی هستند که هنوز هم رانندگی بانوان را به تمسخر و استهزاء می‌گیرند منتها واقعیت این است که آمارها چیز دیگری را نشان می‌دهند به این شرح که گرچه شاید کمیت تصادفات رانندگان خانم از تصادفات رانندگان آقا بیش‌تر باشد اما شدت تصادفات و خسارات مالی و جانی رانندگان خانم به مراتب جزئی‌تر و کم‌تر است زیرا بانوان در رانندگی ضمن رعایت اصول رانندگی صحیح، بیش‌تر احتیاط می‌کنند و احتیاط شرط عقل است.

اضافه بر این در کل برخلاف رانندگان جوان و نوجوانی که می‌خواهند با هر حرکت نامتعارفی نظیر استفاده از نورهای زنون، نصب اگزوزهای تولیدکننده صدا، رها کردن سریع کلاچ در زمان آغاز به حرکت، استفاده از ترمز دستی جهت انجام دریفت و... خودی نشان دهند، رانندگان خانم از این امر به دورتر و در رانندگی صبورتر هستند. (شایان ذکر است بنده به وجود استثنائات واقفم لذا نشاید از این نظر خرده گرفت)



📝 م. محمدنژاد
@Han_Pen
🤔2❤1💔1
با وجود گسترش راه‌های برقراری ارتباط به واسطه پیدایش شبکه‌های اجتماعی مختلف، با این حال باز هم هر از گاهی چو در بیشه قدم می‌زنی یا گذر می‌کنی می‌بینی که چطور کفتارها در کمین آهوان نشسته‌، ایستاده یا در تکاپو، پرسه زدن و جهیدن این طرف و آن طرف هستند و انتظار می‌کشند تا هنگامی که آهوان از قرارگاه خویش به سوی لانه رهسپار شوند آن‌ها را با فریب و تلقین و دادن وعده‌های پوچِ دوستی به بازی گرفته و در نهایت در فرصت مناسب شکار خود را یک لقمه‌ی چرب کرده و از هم بدرند!

گرچه شاید عده‌ای از آهوانِ از همه‌جا بی‌خبر گاهی با نیتِ نیک درخواستِ کفتارهای در پوستین آهو را بپذیرند اما حقیقت این است که آن‌ کفتارها هرگز دندان‌های نیشِ خویش را نکشیده‌اند بلکه آن‌ها را تیز نیز کرده‌اند منتها در زمانِ حال آن‌ها را پنهان کرده و ادعایی کذبِ محض می‌کنند که برای همیشه گیاه‌خواری را برگزیده‌اند ولی حاشا و کلا اگر چنین وهمی ابداً جامه‌ی واقعیت به خود پوشیده و یا هرگز بپوشد!

البته من از کفتارهای چهارپا با وجود نفرتم از آنان گِله‌ای ندارم چون دریدن ذات آن‌هاست و مقصودم نیز آنان نیست، دردِ من از کفتارهای دوپاست که چنین می‌کنند درحالی‌که می‌توانند چنین نکنند و اصلاً نباید چنین کنند ولی چه سود که چنین می‌کنند...

در این میان هستند آهوانی که خود مایل‌اند شکار شوند و با شیطنت‌ها و نشان دادن چراغ سبز به کفتارها مقدمات این کمین و هجوم را توجیه و فراهم می‌کنند و این‌جاست که یکی نیست به من بگوید آخر چرا تو دایه‌ی مهربان‌تر از مادر می‌شوی در حالی که آن آهوان خود بدین امر راضی و از آن شادمان و مسرور نیز هستند؟!
آری احتمالاً بهتر است من کاسه داغ‌تر از آش نشوم و کاری به آنان نداشته باشم ولو باور دارم که آن آهوان در دامِ کفتارها گرفتار شده و سرانجامی چندان روشن نخواهند داشت. (شاید در وقت دیگری مفصلاً به این دسته بپردازم ولی اکنون وقت آن نیست)

اما تکلیفِ آن دسته از آهوانِ بی‌گناه که سرشان به کار خودشان است چه؟
بدونِ تردید دیدنِ چنین آزار و اذیت‌ و مزاحمت‌هایی از جانب کفتارها، هر صاحب دلی را که حتی خود آهو نباشد یا آهویی نداشته باشد، به اندوه و افسوس وا می‌دارد که به راستی چرا باید این گونه باشد؟
آیا نباید آهوانِ معصوم بتوانند نه در تاریکیِ شب بلکه حتی در روشناییِ روز هم در کمالِ آرامش و احساسِ امنیت به رفت‌و‌آمد یا گشت‌وگذار بپردازند؟
آیا باید همیشه در همه‌جا آهوان همراهی به همراه داشته باشند یا برای مراقبت از آنان باید محافظان و نگهبانانی گمارد یا بدتر از آن نکند باید آهوان را دائماً در قفس زندانی کرد تا مبادا کفتاری با گفتار یا رفتار خود بدانان حمله‌ور شده یا زخمی‌شان کرده و یا خدایی نکرده تکه‌پاره کرده و از هم بدرد؟

آه ازین اندوه جان‌سوز...


معنای واژگان کلیدی‌:
بیشه= شهر
قرارگاه= مدرسه
لانه= خانه
کفتارها= پسران مزاحم و...
آهوان= دختران دانش‌آموز


⚠️توجه: هرگونه سوءبرداشت یا اتهام اشتباه به نویسنده، در کمال احترام متعلق به خواننده ‌است!


📝 م. محمدنژاد
@Han_Pen
❤1👎1💔1
هان پن | Han Pen (م.محمدنژاد)
در ادامه‌ی مطلب گذشته لازم می‌دانم خاطر نشان سازم که به خاطرِ نظرِ گذرا و قضاوتِ سطحیِ مطالبِ ارائه شده توسط بعضی از افراد احتمال دارد برخی از آنان مرا انسانی منفی‌گرا تصور کنند که تنها نیمه خالی لیوان را می‌بینیم! حتی امکان دارد عدەای مرا از باورمندانِ به…
نقد و انتقاد پیرامون موضوعات مختلفی که توده مردم به آن خو گرفته‌ و با عجین گشته‌اند ولو آن ‌که نقدی کاملاً به‌جا، درست و در عین حال محترمانه باشد امری صعب و سترگ بوده لذا نیازمند بی‌پروایی والایی است. (پیش‌تر درباره مفهوم آزادی بیان و روش نقد خطوطی به نگارش درآمده پس نیازی به بازگویی نیست)

برای مثال اگر از فوتبال انتقادی انجام بگیرد، نه تنها فوتبالیست‌ها و فوتبالسیت‌پرستان بلکه حتی فوتبال‌دوستان بدون تأمل و درنگی نقد شما را قطع و رد و در خوشبینانه‌ترین حالت اگر به شما حمله فیزیکی نکنند، با حمله لفظی گاهی شما را مسخره و گاهی فحش‌باران می‌کنند!
به عنوان مثال‌های دیگر اگر از هزینه‌های ویزیت یا جراحی پزشکی یا امری مرتبط با آن انتقاد شود کادر درمان علیه تو به پا می‌خیزند یا اگر از کم‌کاری یا ندانم‌کاری تعمیرکاری خرده گرفته شود علیه تو بر می‌آشوبد و یا اگر احیاناً به کارمند اداره‌ای، مسئول سازمانی یا سیاست‌مداری گفته شود «بالای چشم‌تان ابروست» که دیگر هیچ....

از حق نگذریم باید اذعان کرد در تعداد انگشت‌شماری انتقادشوندگان انتقاد وارد شده را پذیرفته یا دست‌کم مؤدبانه رد و از خود دفاع می‌کنند.

گویند «زبان سرخ دهد سر سبز بر باد» اینکه هنوز سر من بر باد نرفته بعد از آن که خواست خداست، به این خاطر است که فعلاً بوی خون انتقاداتم به مشام کوسه‌ها یا کفتارها نرسیده‌ است وگرنه تا به الآن خرخره مرا جویده و جان به جان‌آفرین تسلیم کرده بودم!

البته این که آن‌ها اهل مطالعه چنین مطالبی نیستند هم مزید بر علت است زیرا آن‌ها اصلاً حوصله خواندن چنین چیزهایی را ندارند چون به چیزهایی سرگرم‌کننده‌تر یا در حقیقت سردرگم‌کننده‌تر علاقه‌مند و مشغول‌اند مگر اینکه نقدی مثل زنگ خطر یا آژیر هشدار سر و صدای زیادی به پا کند و آن وقت انتقادکننده باید هر لحظه منتظر انفجار بمب ساعتی‌‌ای باشد که نمایشگر زمان باقی‌مانده آن از کار افتاده است؛

تیک تاک... تیک تاک....



📝 م. محمدنژاد
@Han_Pen
❤1👎1
هان پن | Han Pen (م.محمدنژاد)
کیفیت از کمیت ارزش‌مندتر است... گاهی فاصله‌ی بین درج دو مطلب به حدی طولانی است که حوصله مخاطبان سر رفته و به همین دلیل رفتن را به ماندن ترجیح می‌دهند! پس احساس مسئولیت مرا به این امر وا می‌دارد که نسبت به قرار دادن محتوا اهتمام ورزم؛ منتها با این اضطرار…
بیش از ۲ سال و ۶ ماه از ایجاد کانال هان می‌گذرد و با وجود اینکه برای تک تک پست‌های آن ساعت‌ها و بلکه روزها و گاهی هفته‌ها وقت و فکر گذاشته می‌شود اما هیچ‌گاه تعداد اعضای آن به ۲۰ نفر هم نرسیده است!
می‌دانید که من از کم بودن تعداد همراهان کانال غبطه نمی‌خورم چون معتقدم کیفیت از کمیت ارزش‌مندتر است (پیش‌تر در این باره مفصلاً توضیح داده‌ام) منتها وقتی محتوای پوچ و بی‌ارزشی را می‌بینم که هزارها یا میلیون‌ها دنبال‌کننده ( Subscribe / follower ) دارند افسوس می‌خورم برای چنین افرادی که نه تنها نفع و ارزشی به خود ‌نمی‌رسانند بلکه باعث می‌شوند بی‌ارزش‌ها درخشان به نظر برسند در حالی که خاشاکی بیش نیستند و چه درست گفته‌اند:
ارزش‌ها که عوض شوند، عوضی‌ها با ارزش می‌شوند...

واقعاً شرم دارم از ابراز بعضی از چیزها؛ بر من دشوار است گفتن از کانال‌ها و صفحات مجازیِ مزخرف و حال به‌هم‌‌زن که با وجود نشر یک مشت اراجیف و چِرت‌ و پرت متأسفانه دنبال‌کنندگان فراوانی نیز دارند برای مثال به یک نمونه اشاره می‌کنم که تصویر صفحه (Screenshot) آن را در یکی از کانال‌ها دیدم و آن مربوط به صفحه‌ای در اینستاگرام بود و تعداد ۲۰۰هزار نفر دنبال‌کننده داشت و محتوای آن (با عرض پوزش) صدای باد شکم‌ افراد مختلف بود که آن را ضبط و منتشر می‌کردند!!!
شما فرض کنید نصف تعداد آنان تقلبی (Fake) است پس ۱۰۰ هزار نفر علاقه‌مند وجود دارد، اصلاً فرض کنید ۹۰% آن‌ها الکی باشد با این حساب ۱۰% باقی‌مانده می‌شود ۲۰هزار نفر که از شنوندگان و دنبال‌کنندگان این محتوا می‌باشند و این خود عددِ بسیار بزرگی است!!!

اگر آدمِ سالمی برای یک لحظه به این مسئله چندش‌آور فکر کند حالش به‌هم می‌خورد اما من مانده‌ام در حال آن همه دنبال‌کننده‌ای که علاقه‌مند به شنیدن چنین صداهایی هستند!!!
دقت داشته باشید که این عمل قبیح در سده ۲۱ میلادی از سوی مردمانی که خود را متمدن و چه بسا روشن‌فکر می‌پندارند انجام می‌شود حال آن که بسیار بعید می‌دانم حتی قبیله‌هایی که در وسط صحراهای آفریقا یا در اعماق جنگل‌های آمازون و دور از شهرها زندگی می‌کنند چنین کار زشتی را با افتخار انجام دهند!
آیا سرگرمی بهتری از این وجود ندارد که آن افراد خود را به آن مشغول کنند؟
آیا روا نیست به حالِ اخلاقی چنین اجتماعی خون گریست؟!

و این تنها یک نمونه از میلیون‌ها کانال و صفحه این چنینی است که وجود دارد و بیان آن‌ها مرا به شدت به مشقت انداخته و گاهی شرمنده و خجالت‌زده می‌کند اما وقتی پلیدی‌ها کلی طرفدار دارند که بی‌ابا و بی‌پرده آن را تبلیغ کرده و معمولاً کسی کاری جز پنهان‌کاری نمی‌کند و این دردی ‌است از دردهایی که بر قلب من سنگینی می‌کند پس با نوشتن نقد و انتقاد از آن‌ها امیدوارم این درد اندکی تسکین یابد هرچند می‌دانم که درمان نمی‌شود...



📝م. محمدنژاد
@Han_Pen
ایجاد هر تغییر به سه شرط نیاز دارد:
۱-دانستن، ۲-خواستن و ۳-توانستن

دسته‌ای نمی‌دانند،
دسته‌ای می‌دانند اما نمی‌خواهند،
دسته‌ای می‌دانند و می‌خواهند اما نمی‌توانند،
و دسته‌ای می‌دانند و می‌خواهند و می‌توانند.

خوش به حال دسته‌ی آخر زیرا اینان‌اند که تغییر می‌دهند؛
امیدوارم تلاش کنیم از این دسته‌ باشیم و تغییرات مثبت ایجاد کنیم...


📝 م. محمدنژاد
❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
The history of the Valentines day
تاریخچه روز ولنتاین
The Dark and Hidden side of Valentine that you don't know...
نیمه تاریک و پنهان ولنتاین که نمی‌دانید...
What was Lupercalia Celebration?
جشن لوپرکالیا چه بود؟



⚠️توجه: ارائه این پست به منزله موافقت صد درصدی بنده با این سخنران، تدوین‌گر، ناشر و همه نظرات و آثار ایشان نمی باشد!
هان پن | Han Pen (م.محمدنژاد)
ایجاد هر تغییر به سه شرط نیاز دارد: ۱-دانستن، ۲-خواستن و ۳-توانستن دسته‌ای نمی‌دانند، دسته‌ای می‌دانند اما نمی‌خواهند، دسته‌ای می‌دانند و می‌خواهند اما نمی‌توانند، و دسته‌ای می‌دانند و می‌خواهند و می‌توانند. خوش به حال دسته‌ی آخر زیرا اینان‌اند که تغییر…
ابیات پر معنا و مفهوم زیر به چند شکل گفته شده که به مولوی، ابن یمین و نراقی نسبت داده شده است اما تا جایی که بنده تحقیق کرده‌ام این شعر را مولانا نسراییده و به نظر می‌رسد ابتدا ابن یمین آن را سروده و بعداً نراقی آن را بازگویی و ویرایش نموده است.

ابن یمین (Ibn Yamin) شاعر و قطعه‌سرای ایرانی:

آن کس که بداند و بداند که بداند
اسب خرد از گنبد گردون بجهاند

آن کس که بداند و نداند که بداند
آگاه نمایید که بس خفته نماند

آن کس که نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به منزل برساند

آن کس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند

نراقی (Naraqi) نویسنده و شاعر ایرانی:

آن کس که بداند و بخواهد که بداند
خود را به بلندای سعادت برساند

آن کس که بداند و بداند که بداند
اسب شرف از گنبد گردون بجهاند

آن کس که بداند و نداند که بداند
با کوزه‌ی آب است ولی تشنه بماند

آن کس که نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به مقصد برساند

آن کس که نداند و بخواهد که بداند
جان و تن خود را ز جهالت برهاند

آن کس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند

آن کس که نداند و نخواهد که بداند
حیف است چنین جانوری زنده بماند

البته شخص نامعلومی هم این شعر را به شکل طنز زیر دست‌کاری کرده است:

آنکس که بداند و بداند که بداند
باید برود غاز به کنجی بچراند

آنکس که بداند و نداند که بداند
بهتر برود خویش به گوری بتپاند

آنکس که نداند و بداند که نداند
با پارتی و پول خر خویش براند

آنکس که نداند و نداند که نداند
بر پست ریاست ابدالدهر بماند




⚠️توجه: ارائه این پست به منزله موافقت صد درصدی بنده با این اشخاص و همه نظرات و آثار ایشان نمی باشد!



📝 م. محمدنژاد
📑 @Han_Pen