This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
UFO
رؤیت اشیاء پرنده ناشناخته
در کردستان ایران، در روز روشن!!!
آیا این چیزی فضایی و فرازمینی است یا فقط فناوری پیشرفته زمینی؟
(توضیحات بیشتر در این رابطه در فرصتی دیگر...)
📝م. محمدنژاد
t.me/Han_Pen
رؤیت اشیاء پرنده ناشناخته
در کردستان ایران، در روز روشن!!!
آیا این چیزی فضایی و فرازمینی است یا فقط فناوری پیشرفته زمینی؟
(توضیحات بیشتر در این رابطه در فرصتی دیگر...)
📝م. محمدنژاد
t.me/Han_Pen
هان پن | Han Pen (م.محمدنژاد)
UFO رؤیت اشیاء پرنده ناشناخته در کردستان ایران، در روز روشن!!! آیا این چیزی فضایی و فرازمینی است یا فقط فناوری پیشرفته زمینی؟ (توضیحات بیشتر در این رابطه در فرصتی دیگر...) 📝م. محمدنژاد t.me/Han_Pen
آیا واقعاً این موضوع واقعیت دارد؟
با اطمینان میتوان گفت برخلاف ادعا های افراد مبنی بر دیدن موجودات فضایی و یا سفینه های آنان، حدود ۹۹% از مشاهدات عینی اشیای پرنده ناشناخته (Unidentified Flying Objects) چیزی به جز فناوریهای پیشرفته زمینی نیست و هیچ منشأ فرازمینی ندارد!
زیرا تاکنون هیچ کس هیچ موجود فضاییِ واقعی را مشاهده ننموده و ادعاهای افراد پوچ و بیاساس است در واقع چنین مشاهداتی ساخته و پرداخته ذهنِ مدعیان و اکثر ویدیوها جعلی است.(البته نه همه ویدیوها)
اگرچه روزبهروز تعداد کسانی که به وجود موجودات فضایی باور دارند، به لطف شستوشوی مغزی و تلقین رسانهها (فیلمها و انیمیشنهایی با موضوعات فرازمینی ها و بیگانگان) افزون میگردد اما این برابر نیست با مهر تأیید وجود چنین موجوداتی!
پس راجع به ۱% دیگر چه؟
در زمان فعلی در این رابطه با قطع به یقین نمیتوان وجود این موجودات را تأیید و یا رد کرد؛ چه بسا موجودات دیگری در جای دیگری از هستی وجود داشته باشند و نیز ممکن است وجود نداشته باشند، کسی چه میداند....
(برای کسب اطلاعات بیشتر در این رابطه به قسمت ۱۹ و ۲۰ مستند سریالی The Arrivals مراجعه نمایید)
ما هنوز همهی گسترهی کیهان را نپیموده ایم و حتی به اعماق اقیانوس سیاره خود نیز راه نیافته ایم و از موجودات احتمالی که آنجا زندگی خود را به سر میبرند، بی اطلاعیم.
سائلم ما را چه شده که به دوردستها خیره شده و در انتظار دوستان یا دشمنان فضایی خارج از سیاره خود میگردیم حال آنکه در میان خود اختلافات بیانتها را حل ننمودهایم؟
آیا بهتر نیست ابتدا با خودمان و همنوعانمان به سازش و صلح بپردازیم و به جای آن که به دنبال سیارهای دیگر برای زندگی باشیم، دست از تخریب همین سیاره زیبایمان باز داریم و باهم به بازسازی آن و تبدیلش به مکان آرامش و آسایش خود و بقیه موجودات زنده پیرامون خود در طبیعت بکوشیم و جامه عمل بپوشیم؟
سیاره ما هر آنچه که برای زیستن ما لازم باشد را داراست و تنها چیزی که کم دارد صمیمیت و انسانیت است و نبود یا کمبود صالحان و مصلحان به علاوه کمتوانی آنان است که خانهمان را این گونه مملو از تنش و آشفته ساخته است.
من رؤیای بهشت شدن دنیا را در خیال ندارم و اصلاً محقق شدنی نیست؛ من تنها آرزوی بودن در دنیایی با حداقل میزان بدی و جور را دارم...
اگر بشود...
📝م. محمدنژاد
t.me/Han_Pen
با اطمینان میتوان گفت برخلاف ادعا های افراد مبنی بر دیدن موجودات فضایی و یا سفینه های آنان، حدود ۹۹% از مشاهدات عینی اشیای پرنده ناشناخته (Unidentified Flying Objects) چیزی به جز فناوریهای پیشرفته زمینی نیست و هیچ منشأ فرازمینی ندارد!
زیرا تاکنون هیچ کس هیچ موجود فضاییِ واقعی را مشاهده ننموده و ادعاهای افراد پوچ و بیاساس است در واقع چنین مشاهداتی ساخته و پرداخته ذهنِ مدعیان و اکثر ویدیوها جعلی است.(البته نه همه ویدیوها)
اگرچه روزبهروز تعداد کسانی که به وجود موجودات فضایی باور دارند، به لطف شستوشوی مغزی و تلقین رسانهها (فیلمها و انیمیشنهایی با موضوعات فرازمینی ها و بیگانگان) افزون میگردد اما این برابر نیست با مهر تأیید وجود چنین موجوداتی!
پس راجع به ۱% دیگر چه؟
در زمان فعلی در این رابطه با قطع به یقین نمیتوان وجود این موجودات را تأیید و یا رد کرد؛ چه بسا موجودات دیگری در جای دیگری از هستی وجود داشته باشند و نیز ممکن است وجود نداشته باشند، کسی چه میداند....
(برای کسب اطلاعات بیشتر در این رابطه به قسمت ۱۹ و ۲۰ مستند سریالی The Arrivals مراجعه نمایید)
ما هنوز همهی گسترهی کیهان را نپیموده ایم و حتی به اعماق اقیانوس سیاره خود نیز راه نیافته ایم و از موجودات احتمالی که آنجا زندگی خود را به سر میبرند، بی اطلاعیم.
سائلم ما را چه شده که به دوردستها خیره شده و در انتظار دوستان یا دشمنان فضایی خارج از سیاره خود میگردیم حال آنکه در میان خود اختلافات بیانتها را حل ننمودهایم؟
آیا بهتر نیست ابتدا با خودمان و همنوعانمان به سازش و صلح بپردازیم و به جای آن که به دنبال سیارهای دیگر برای زندگی باشیم، دست از تخریب همین سیاره زیبایمان باز داریم و باهم به بازسازی آن و تبدیلش به مکان آرامش و آسایش خود و بقیه موجودات زنده پیرامون خود در طبیعت بکوشیم و جامه عمل بپوشیم؟
سیاره ما هر آنچه که برای زیستن ما لازم باشد را داراست و تنها چیزی که کم دارد صمیمیت و انسانیت است و نبود یا کمبود صالحان و مصلحان به علاوه کمتوانی آنان است که خانهمان را این گونه مملو از تنش و آشفته ساخته است.
من رؤیای بهشت شدن دنیا را در خیال ندارم و اصلاً محقق شدنی نیست؛ من تنها آرزوی بودن در دنیایی با حداقل میزان بدی و جور را دارم...
اگر بشود...
📝م. محمدنژاد
t.me/Han_Pen
Telegram
هان پن | Han Pen (م.محمدنژاد)
هان:
طعم بعضی از مطالب «تلخ» است مثلِ طعم بعضی از حقایق
هر آنچه که میخواهی پیرامون کانال #هانپن بدانی از جمله ریشه، معنا و اهداف آن را در لینک زیر بخوان:
https://t.me/Han_Pen/2
راه ارتباطی جهت نظرات، انتقادات و پیشنهادات:
@m02en
طعم بعضی از مطالب «تلخ» است مثلِ طعم بعضی از حقایق
هر آنچه که میخواهی پیرامون کانال #هانپن بدانی از جمله ریشه، معنا و اهداف آن را در لینک زیر بخوان:
https://t.me/Han_Pen/2
راه ارتباطی جهت نظرات، انتقادات و پیشنهادات:
@m02en
👍4
خواجه عبدالله انصاری (Abdullah Ansari) ادیب و شاعر ایرانی:
الهی
نام تو ما را جواز
مهر تو ما را جهاز
شناخت تو ما را امان
لطف تو ما را عیان.
الهی
ضعیفان را پناهی
قاصدان را بر سر راهی
مومنان را گواهی
چه عزیز است آنکس که تو خواهی.
⚠️توجه: ارائه این پست به منزله موافقت صد درصدی بنده با این شخص و همه نظرات و آثار وی نمی باشد!
@Han_Pen
الهی
نام تو ما را جواز
مهر تو ما را جهاز
شناخت تو ما را امان
لطف تو ما را عیان.
الهی
ضعیفان را پناهی
قاصدان را بر سر راهی
مومنان را گواهی
چه عزیز است آنکس که تو خواهی.
⚠️توجه: ارائه این پست به منزله موافقت صد درصدی بنده با این شخص و همه نظرات و آثار وی نمی باشد!
@Han_Pen
❤3
هان پن | Han Pen (م.محمدنژاد)
امیل دورکیم (Emile Durkheim) جامعهشناس فرانسوی وضعیت جهان را بی هنجار (Anomic) می نامید جامعهای کــه دچــار بی نظمــی شــده و راهنماهای اخلاقی در میــان توده به شــدت کاهــش یافتــه و شــخصیت انســانها و هویت و منــش آنــان تکه تکــه گشــته و ارزش هـا…
بعضی از حرف ها* را نمیتوان زد
فقط میتوان آنها را در گلو بغض کرد
__
* حرف هایی راجع به مشکلات اخلاقی و ناهنجاریهای اجتماعی روز افزون جامعه (که به سان یک بیماری مسری به سرعت در حال سرایت به یکایک ماست)
📝 م. محمدنژاد
@Han_Pen
فقط میتوان آنها را در گلو بغض کرد
__
* حرف هایی راجع به مشکلات اخلاقی و ناهنجاریهای اجتماعی روز افزون جامعه (که به سان یک بیماری مسری به سرعت در حال سرایت به یکایک ماست)
📝 م. محمدنژاد
@Han_Pen
👍5
خواجه عبدالله انصاری (Abdullah Ansari) ادیب و شاعر ایرانی:
الهی
ای خالق بی مدد
ای واحد بی عدد،
ای اول بی بدایت
ای آخر بی نهایت
ای ظاهر بی صورت
ای باطن بی سیرت
ای حی بی ذلت
ای مُعطی بی فطرت
ای بخشندهٔ بی منت،
ای دانندهٔ رازها
ای شنونده آوازها
ای بینندهٔ نمازها
ای شناسندهٔ نامها
ای رسانندهٔ گامها،
ای مُبّرا از عوایق
ای مطلع برحقایق
ای مهربان بر خلایق،
عذرهای ما بپذیر که تو غنی و ما فقیر
و بر عیبهای ما مگیر که تو قوی و ما حقیر،
از بنده خطا آید و زَلَّت
و از تو عطا آید و رحمت.
⚠️توجه: ارائه این پست به منزله موافقت صد درصدی بنده با این شخص و همه نظرات و آثار وی نمی باشد!
@Han_Pen
الهی
ای خالق بی مدد
ای واحد بی عدد،
ای اول بی بدایت
ای آخر بی نهایت
ای ظاهر بی صورت
ای باطن بی سیرت
ای حی بی ذلت
ای مُعطی بی فطرت
ای بخشندهٔ بی منت،
ای دانندهٔ رازها
ای شنونده آوازها
ای بینندهٔ نمازها
ای شناسندهٔ نامها
ای رسانندهٔ گامها،
ای مُبّرا از عوایق
ای مطلع برحقایق
ای مهربان بر خلایق،
عذرهای ما بپذیر که تو غنی و ما فقیر
و بر عیبهای ما مگیر که تو قوی و ما حقیر،
از بنده خطا آید و زَلَّت
و از تو عطا آید و رحمت.
⚠️توجه: ارائه این پست به منزله موافقت صد درصدی بنده با این شخص و همه نظرات و آثار وی نمی باشد!
@Han_Pen
❤4
هان پن | Han Pen (م.محمدنژاد)
Cell phones bring you closer to person far from you. But it takes you away from the ones sitting next to you! (could you translate it to Persian?) @Han_Pen
Once you logged in, there's no turning back!
Isn't there really any way to turn back?
I don't think so. I think definitely there's. Perhaps not easy to many, by the way there's. Because when there is a will, there's a way. I know Just few can do it. The point is will you be one of them or not?
📝 @m02en
t.me/Han_Pen
Isn't there really any way to turn back?
I don't think so. I think definitely there's. Perhaps not easy to many, by the way there's. Because when there is a will, there's a way. I know Just few can do it. The point is will you be one of them or not?
📝 @m02en
t.me/Han_Pen
❤2👍1
مدتهای مدیدی است که کلمات و جملات متعددی در سرم میچرخند و منتظرند تا به رشته تحریر در آیند اما یا فرصتش پیش نمیآید و یا چیزی در درونم مانع نشرش میشود...
گرچه بارها و بارها به افقِ ناپیدا نگریسته و اندیشه نموده و در خود به فکر فرو رفته و از خویش پرسیده که آیا نیازی به نوشتن هست یا نیست؟ منتها به پاسخی استوار و متین دست پیدا ننمودهام که دلم به آن قرص باشد...
نه تنها به اندازه کافی بلکه به نظرم حتی بیش از آن کتاب و متون متنوع در زمینه های گوناگون نوشته شده و کمبودی از این بابت حس نمیشود (البته در برخی از موضوعات خاص و حساس و پشت پردهای با اینکه فقدان یا نقصان فراوان است اما باز هم تمایل و علاقه چندانی به آن وجود ندارد که این نیز خود جای تأمل و سؤال دارد)
پس مسئله اصلی کدام است؟
روشن تر از روشنایی روز است که توده مردم به درست یا نادرست بودن اغلب امور واقف اند ولی با این حال از راستیها گریزان به به سوی کجیها دوان اند!
در خِرَدِ خُردِ خود چنین میپندارم که دلیل آن این است که گرچه عقل مسئول شناخت و تفکیک خیر و شر است اما قلب مسئول انتخاب و پیمودن هر یک از آن دو است.
برای نمونه، اکثر نوجوانان و جوانان (اگر نگوییم همه آنها) در درون خویش البته اگر خود را فریب نداده باشند و شهامت اعتراف به حقیقت را داشته باشند، میدانند مخدرات و مسکرات بلاشک مضر اند و با این حال باز هم به آن به شدت علاقهمند بوده و کثیراً و شدیداً به آن روی آورده و حاضر به ترک آن نیستند چون در قلب خود بدان میل و رغبت عمیقی دارند و همان است که تصمیم میگیرد و مغز تنها آن را به مرحله اجرا در میآورد پس در این زمینه نصیحتها بیسود به نظر میرسد.
نهایتاً از نظر من، مسئله اصلی نداشتنِ مطلب نیست بلکه نخواندن مطلب و از آن مهمتر نفهمیدن مطلب و از این هم مهمتر عمل نکردن به آن است!
بنابراین باید کاری کرد تا این مشکل را رفع نمود وگرنه نوشتن بیشتر، آب در هاون کوبیدنی بیش نبوده و نخواهد بود.
و شاید همین دلیل ننوشتن های من است...
📝م. محمدنژاد
http://t.me/Han_Pen
گرچه بارها و بارها به افقِ ناپیدا نگریسته و اندیشه نموده و در خود به فکر فرو رفته و از خویش پرسیده که آیا نیازی به نوشتن هست یا نیست؟ منتها به پاسخی استوار و متین دست پیدا ننمودهام که دلم به آن قرص باشد...
نه تنها به اندازه کافی بلکه به نظرم حتی بیش از آن کتاب و متون متنوع در زمینه های گوناگون نوشته شده و کمبودی از این بابت حس نمیشود (البته در برخی از موضوعات خاص و حساس و پشت پردهای با اینکه فقدان یا نقصان فراوان است اما باز هم تمایل و علاقه چندانی به آن وجود ندارد که این نیز خود جای تأمل و سؤال دارد)
پس مسئله اصلی کدام است؟
روشن تر از روشنایی روز است که توده مردم به درست یا نادرست بودن اغلب امور واقف اند ولی با این حال از راستیها گریزان به به سوی کجیها دوان اند!
در خِرَدِ خُردِ خود چنین میپندارم که دلیل آن این است که گرچه عقل مسئول شناخت و تفکیک خیر و شر است اما قلب مسئول انتخاب و پیمودن هر یک از آن دو است.
برای نمونه، اکثر نوجوانان و جوانان (اگر نگوییم همه آنها) در درون خویش البته اگر خود را فریب نداده باشند و شهامت اعتراف به حقیقت را داشته باشند، میدانند مخدرات و مسکرات بلاشک مضر اند و با این حال باز هم به آن به شدت علاقهمند بوده و کثیراً و شدیداً به آن روی آورده و حاضر به ترک آن نیستند چون در قلب خود بدان میل و رغبت عمیقی دارند و همان است که تصمیم میگیرد و مغز تنها آن را به مرحله اجرا در میآورد پس در این زمینه نصیحتها بیسود به نظر میرسد.
نهایتاً از نظر من، مسئله اصلی نداشتنِ مطلب نیست بلکه نخواندن مطلب و از آن مهمتر نفهمیدن مطلب و از این هم مهمتر عمل نکردن به آن است!
بنابراین باید کاری کرد تا این مشکل را رفع نمود وگرنه نوشتن بیشتر، آب در هاون کوبیدنی بیش نبوده و نخواهد بود.
و شاید همین دلیل ننوشتن های من است...
📝م. محمدنژاد
http://t.me/Han_Pen
❤4
هان پن | Han Pen (م.محمدنژاد)
مدتهای مدیدی است که کلمات و جملات متعددی در سرم میچرخند و منتظرند تا به رشته تحریر در آیند اما یا فرصتش پیش نمیآید و یا چیزی در درونم مانع نشرش میشود... گرچه بارها و بارها به افقِ ناپیدا نگریسته و اندیشه نموده و در خود به فکر فرو رفته و از خویش پرسیده…
زمان زیادی گذشت از آخرین باری که مطلبی نوشتم.
دلیل برای ننوشتن بسیار است و قبلاً هم اشاراتِ اندکی به آن شدە و اکنون نیز کماکان همان اشکالات مطرح شده با قوّت بر جای خود باقی است.
علاوه بر این مشکلات، گرههایی که در زندگی روزمره وجود دارد، همه فکر و ذکر آدمی را به خود مشغول مینماید و گاهی هر چه پیش میرود، گرهها بیش از پیش کور و کورتر میشوند و گویی میلِ گشایش ندارند...
از این بگذریم دلایلی نیز برای نوشتن وجود دارد مانند اینکه «معمولاً هیچ کس تابلوی خالی را بر دیوار نمیزند» پس برای ماندگاری باید چیزِ به درد بخوری در چنته داشت وگرنه به لیستِ فراموش شدەی تاریخ خواهی پیوست.
اضافه بر این در طولِ تاریخ شمارِ کثیری از بزرگان، نویسندگان، هنرمندان، دانشمندان و... نتایج کار خود را در طول حیات خویش مشاهده ننمودهاند بلکه بعدها با گذرِ زمان آن دستآوردهای شگرف سر از نهان بیرون نهاده و ثمرِ زحمتِ آنان رؤیت گشتە است (ناگفته نماند که به هیچ وجه خود را در آن حد و حدود نمیدانم اما کنجکاوم بدانم اگر روزی جوانمرگ شدم در روزِ مرگم چگونه از من یاد میشود)
یا اینکه در سطحی بسیار پایین تر از آن سطوح میتوان گفت اگر همتی اثرِ مثبت و مؤثری هر چند اندک بر حتی یک نفر بگذارد، باز هم از دست روی دست گذاشتن و بیکار نشستن بهتر است.
بالأخره با نظر به هر دو سو میتوان اذعان کرد گرچه " knowledge is power " یا به زبان دگر «توانا بود هر که دانا بود» اما از آن طرف نیز «هر که او بیدارتر پر دردتر و هر که او آگاهتر رخ زردتر»
لذا ازین رو است که گاهی میخواهم کبک شوم و سر در زیر برف کنم!
منتها قسمتِ تراژدی ماجرا این جا است که هر چه میگردم برفی نمییابم تا بتوانم غافل و فارغ از احوال و اوضاعِ اجتماعِ پیرامونِ خود روزگارِ خویش را به مستی بگذرانم؛
گویا همه برف ها در سرمای سردِ همین زمستان آب شدهاند.
با این اوصاف شاید بد نباشد که نوشتن را از سر گرفت البته با تغییراتی در پرداختن به موضوعات خاص و مختلف از زوایای کمتر دیدهشده در حد توان خود و نیز ارائه دادههایی که بدان ها کمتر پرداخته شده و هرگز تضمینی در کار نیست که چنین اطلاعاتی به ذائقه ی کل مخاطبان خوش بیاید!
چون اولاً ذائقه ها و سلیقه ها متفاوت اند و ثانیاً طبق معمول باور دارم «طعمِ برخی از مطالب تلخ است مثل طعمِ برخی از حقایق » و احتمالاً مطالبِ آتی به مراتب از مطالب گذشته تلخ تر خواهد بود...!
(بعداً در این باره بیشتر توضیح خواهم داد)
📝 م. محمدنژاد
@Han_Pen
دلیل برای ننوشتن بسیار است و قبلاً هم اشاراتِ اندکی به آن شدە و اکنون نیز کماکان همان اشکالات مطرح شده با قوّت بر جای خود باقی است.
علاوه بر این مشکلات، گرههایی که در زندگی روزمره وجود دارد، همه فکر و ذکر آدمی را به خود مشغول مینماید و گاهی هر چه پیش میرود، گرهها بیش از پیش کور و کورتر میشوند و گویی میلِ گشایش ندارند...
از این بگذریم دلایلی نیز برای نوشتن وجود دارد مانند اینکه «معمولاً هیچ کس تابلوی خالی را بر دیوار نمیزند» پس برای ماندگاری باید چیزِ به درد بخوری در چنته داشت وگرنه به لیستِ فراموش شدەی تاریخ خواهی پیوست.
اضافه بر این در طولِ تاریخ شمارِ کثیری از بزرگان، نویسندگان، هنرمندان، دانشمندان و... نتایج کار خود را در طول حیات خویش مشاهده ننمودهاند بلکه بعدها با گذرِ زمان آن دستآوردهای شگرف سر از نهان بیرون نهاده و ثمرِ زحمتِ آنان رؤیت گشتە است (ناگفته نماند که به هیچ وجه خود را در آن حد و حدود نمیدانم اما کنجکاوم بدانم اگر روزی جوانمرگ شدم در روزِ مرگم چگونه از من یاد میشود)
یا اینکه در سطحی بسیار پایین تر از آن سطوح میتوان گفت اگر همتی اثرِ مثبت و مؤثری هر چند اندک بر حتی یک نفر بگذارد، باز هم از دست روی دست گذاشتن و بیکار نشستن بهتر است.
بالأخره با نظر به هر دو سو میتوان اذعان کرد گرچه " knowledge is power " یا به زبان دگر «توانا بود هر که دانا بود» اما از آن طرف نیز «هر که او بیدارتر پر دردتر و هر که او آگاهتر رخ زردتر»
لذا ازین رو است که گاهی میخواهم کبک شوم و سر در زیر برف کنم!
منتها قسمتِ تراژدی ماجرا این جا است که هر چه میگردم برفی نمییابم تا بتوانم غافل و فارغ از احوال و اوضاعِ اجتماعِ پیرامونِ خود روزگارِ خویش را به مستی بگذرانم؛
گویا همه برف ها در سرمای سردِ همین زمستان آب شدهاند.
با این اوصاف شاید بد نباشد که نوشتن را از سر گرفت البته با تغییراتی در پرداختن به موضوعات خاص و مختلف از زوایای کمتر دیدهشده در حد توان خود و نیز ارائه دادههایی که بدان ها کمتر پرداخته شده و هرگز تضمینی در کار نیست که چنین اطلاعاتی به ذائقه ی کل مخاطبان خوش بیاید!
چون اولاً ذائقه ها و سلیقه ها متفاوت اند و ثانیاً طبق معمول باور دارم «طعمِ برخی از مطالب تلخ است مثل طعمِ برخی از حقایق » و احتمالاً مطالبِ آتی به مراتب از مطالب گذشته تلخ تر خواهد بود...!
(بعداً در این باره بیشتر توضیح خواهم داد)
📝 م. محمدنژاد
@Han_Pen
❤1
هان پن | Han Pen (م.محمدنژاد)
زمان زیادی گذشت از آخرین باری که مطلبی نوشتم. دلیل برای ننوشتن بسیار است و قبلاً هم اشاراتِ اندکی به آن شدە و اکنون نیز کماکان همان اشکالات مطرح شده با قوّت بر جای خود باقی است. علاوه بر این مشکلات، گرههایی که در زندگی روزمره وجود دارد، همه فکر و ذکر آدمی…
در ادامهی مطلب گذشته لازم میدانم خاطر نشان سازم که به خاطرِ نظرِ گذرا و قضاوتِ سطحیِ مطالبِ ارائه شده توسط بعضی از افراد احتمال دارد برخی از آنان مرا انسانی منفیگرا تصور کنند که تنها نیمه خالی لیوان را میبینیم! حتی امکان دارد عدەای مرا از باورمندانِ به تئوریهای توطئه بدانند!!
منتها به نظر میرسد آنها بیخبر اند از حقیقتِ امر در موردِ من که برخلافِ خیالِ آنان، من نیمه پر لیوان را هم میبینم.
البته همان گونه که در فیلم کوتاهی که چند سال قبل به نام آب نمک ساختم و در آن اندیشه ام راجع به نیمه خالی و نیمه پرِ لیوان در قالب چند دیالوگ به تصویر کشیدم؛ بدین شرح که من در کنار نیمه پر لیوان، نیمه خالی آن را نیز میبینم و سعی میکنم به اندازه توانایی خود آن را پر کنم.
«این یعنی من هر دو نیمه را مینگرم و در واقع واقعییتگرا و در حد استطاعت عملگرا هستم»
لذا از آنجایی که واقعییت همیشه شیرین نیست مطالبی که من بیان میکنم هم همیشه شیرین نیست و گاهی حتی تلخ است و این تلخی ممکن است خوانندگان را برنجاند اگر برای بار اول است که با این مطالب تلخ روبهرو میشوند.
در کل سخن راندن از این دست موضوعاتی که مطابقِ هوا و هوس تودهی افرادِ جامعه باشد (برای مثال انتقاد از فوتبال و مافیای پشت پرده آن) قطعاً با سیل عظیمی از واکنشها و اعتراضها اعم از هر گونه توهین، تحقیر، تهدید و تنبیه همراه خواهد بود!
زیرا در در کمال تأسف هنوز شمار کثیری از ما طرزِ برخوردِ انسانمآبانه و عاری از هرگونه بدرفتاری را رعایت نمینماییم، هر چند که نظرِ طرفِ مقابلمان به حق و حقیقت نزدیکتر باشد.
همچنین از سوی دیگر متأسفانه خیلی از افراد آزادی بیان را آزادی اهانت و استهزاء و حتی فحاشی به ارزشها و مقدسات دیگران معنا میکنند که بس خطایی فاحش و کاملاً اشتباه است!
چراکه اگر شخصی واقعاً نقدی به چیزی یا کسی دارد شايسته است تلاش خود را به کار ببرد تا مؤدبانه و محترمانه نقد و انتقاد خود را ابراز کند
و بالأخره اینکه باید دانست نق زدن را نقد کردن نمینامند زیرا «فرق هاست از زمین تا آسمان میان نق زدن و نقد کردن.»
📝 م. محمدنژاد
@Han_Pen
منتها به نظر میرسد آنها بیخبر اند از حقیقتِ امر در موردِ من که برخلافِ خیالِ آنان، من نیمه پر لیوان را هم میبینم.
البته همان گونه که در فیلم کوتاهی که چند سال قبل به نام آب نمک ساختم و در آن اندیشه ام راجع به نیمه خالی و نیمه پرِ لیوان در قالب چند دیالوگ به تصویر کشیدم؛ بدین شرح که من در کنار نیمه پر لیوان، نیمه خالی آن را نیز میبینم و سعی میکنم به اندازه توانایی خود آن را پر کنم.
«این یعنی من هر دو نیمه را مینگرم و در واقع واقعییتگرا و در حد استطاعت عملگرا هستم»
لذا از آنجایی که واقعییت همیشه شیرین نیست مطالبی که من بیان میکنم هم همیشه شیرین نیست و گاهی حتی تلخ است و این تلخی ممکن است خوانندگان را برنجاند اگر برای بار اول است که با این مطالب تلخ روبهرو میشوند.
در کل سخن راندن از این دست موضوعاتی که مطابقِ هوا و هوس تودهی افرادِ جامعه باشد (برای مثال انتقاد از فوتبال و مافیای پشت پرده آن) قطعاً با سیل عظیمی از واکنشها و اعتراضها اعم از هر گونه توهین، تحقیر، تهدید و تنبیه همراه خواهد بود!
زیرا در در کمال تأسف هنوز شمار کثیری از ما طرزِ برخوردِ انسانمآبانه و عاری از هرگونه بدرفتاری را رعایت نمینماییم، هر چند که نظرِ طرفِ مقابلمان به حق و حقیقت نزدیکتر باشد.
همچنین از سوی دیگر متأسفانه خیلی از افراد آزادی بیان را آزادی اهانت و استهزاء و حتی فحاشی به ارزشها و مقدسات دیگران معنا میکنند که بس خطایی فاحش و کاملاً اشتباه است!
چراکه اگر شخصی واقعاً نقدی به چیزی یا کسی دارد شايسته است تلاش خود را به کار ببرد تا مؤدبانه و محترمانه نقد و انتقاد خود را ابراز کند
و بالأخره اینکه باید دانست نق زدن را نقد کردن نمینامند زیرا «فرق هاست از زمین تا آسمان میان نق زدن و نقد کردن.»
📝 م. محمدنژاد
@Han_Pen
❤3
هان پن | Han Pen (م.محمدنژاد)
Kurdish فرە کەس چاوی ئەکەوێتە بەورو باران وەختێ ئەوارێ وەلێ فرە کەس نازانێ وەختێ بەورو باران ئەوارێ، نە بەورەکان دێ ئەکەن لەیەک و نە بارانەکانەکان، تا وەختێ ئەگەیەنە زەیی! تازە بمێنێ کە بەورەکان شکڵیچیان وەکو یەک نیە... تا ئێستە بیرتان کرگۆ لەم چتە؟؟ English…
Winter is here.
It means snows, not just coldness ❄️❤️❄️
It means snows, not just coldness ❄️❤️❄️
❤1👍1
هان پن | Han Pen (م.محمدنژاد)
در ادامهی مطلب گذشته لازم میدانم خاطر نشان سازم که به خاطرِ نظرِ گذرا و قضاوتِ سطحیِ مطالبِ ارائه شده توسط بعضی از افراد احتمال دارد برخی از آنان مرا انسانی منفیگرا تصور کنند که تنها نیمه خالی لیوان را میبینیم! حتی امکان دارد عدەای مرا از باورمندانِ به…
احساس میکنم سؤال مهمی وجود دارد که شایانِ ذکرِ پاسخ و شفافسازی است، اینکه «آیا بنده معتقدم هر چه من میگویم عینِ حق و خودِ حقیقت است!؟»
پر واضح است که من هیچ گاه چنین ادعایی نداشته و ندارم
بلکه من تنها بر اساس یافتههایی اعم از خواندهها، شنیدهها، دیدهها و اندیشههای استنباطیِ خود که تا زمان و تاریخِ ارائه مطلب داشتهام، نظر خود را آشکار نمودهام
و چه بسا پس از اندی به علت یافتن اطلاعات دقیق تر و صحیح تر نظرم تا حدودی تغییر یا به طور کامل دگرگون گردد.
📝 م. محمدنژاد
پر واضح است که من هیچ گاه چنین ادعایی نداشته و ندارم
بلکه من تنها بر اساس یافتههایی اعم از خواندهها، شنیدهها، دیدهها و اندیشههای استنباطیِ خود که تا زمان و تاریخِ ارائه مطلب داشتهام، نظر خود را آشکار نمودهام
و چه بسا پس از اندی به علت یافتن اطلاعات دقیق تر و صحیح تر نظرم تا حدودی تغییر یا به طور کامل دگرگون گردد.
📝 م. محمدنژاد
❤2
هان پن | Han Pen (م.محمدنژاد)
بدبین نیستم اما ممکن است این گونه تصور شود، به هر روی بر اساسِ داده های آماری جامعه حال، آیندهای جز سیاهی و سرانجامی جز تباهی در انتظارِ جامعه ما نیست... مگر اینکه معجزهای رخ دهد که دور از انتظار است! 📝م. محمدنژاد @Han_Pen
چشمهایم را میگشایم همهجا تاریک است!
با خود میاندیشم که حتماً شب است، کلیدها را میزنم بازهم همهجا تاریک است!
با خود فکر میکنم که احتمالاً برق قطع است، به طرف پنجره میروم بازهم همهجا تاریک است!
با خود میگویم «شاید چشمم بینایی اش را از دست داده است» پس پیش چشم پزشک میروم میگوید «چشمم هنوز سالم است» و بازهم همهجا تاریک است!
این بار یک لحظه در خواب و بیداری خود شک میکنم که نکند به جای اینکه چشمانم را باز کرده باشم آنها را بسته باشم!!! پس چند بار پلک میزنم، بازهم همهجا تاریک است!
به هر حال مطمئنم که خواب نیستم و کاملاً بیدارم تا جایی که به خوبی به یاد دارم در ابتدا با چشمان بسته روبهروی آینه ایستاده بودم و بعد چشمانم را گشودم و آنجا اولین جایی بود که فهمیدم همهجا تاریک است!
دوربینم را بر میدارم و به بیرون نگاهی میاندازم
بالأخره کورسوهای کمسویی را مییابم که مثل ستارگان آسمان از هم پراکنده اند، منتها هنگامی که با دقت آنها را مشاهده میکنم در مییابم که حرکت میکنند و گاهی به هم نزدیک و گاهی از هم دور میشوند.
مرا به تأمل وا میدارد یعنی چه میشد اگر همه آنها با هم یکی میشدند تا مانند یک خورشید درخشان میشدند و آنگاه با نیرویِ نیرومندِ نور و روشنایی خود، همهی ظلمات و تاریکیها را از بین میبردند...
با این حال چنین نیست و معلوم نیست که چنین شود و حتی اگر چنین شود اصلاً چه زمانی چنین شود، برای همین بازهم همه جا تاریکِ تاریک است!
📝 م. محمدنژاد
@Han_Pen
با خود میاندیشم که حتماً شب است، کلیدها را میزنم بازهم همهجا تاریک است!
با خود فکر میکنم که احتمالاً برق قطع است، به طرف پنجره میروم بازهم همهجا تاریک است!
با خود میگویم «شاید چشمم بینایی اش را از دست داده است» پس پیش چشم پزشک میروم میگوید «چشمم هنوز سالم است» و بازهم همهجا تاریک است!
این بار یک لحظه در خواب و بیداری خود شک میکنم که نکند به جای اینکه چشمانم را باز کرده باشم آنها را بسته باشم!!! پس چند بار پلک میزنم، بازهم همهجا تاریک است!
به هر حال مطمئنم که خواب نیستم و کاملاً بیدارم تا جایی که به خوبی به یاد دارم در ابتدا با چشمان بسته روبهروی آینه ایستاده بودم و بعد چشمانم را گشودم و آنجا اولین جایی بود که فهمیدم همهجا تاریک است!
دوربینم را بر میدارم و به بیرون نگاهی میاندازم
بالأخره کورسوهای کمسویی را مییابم که مثل ستارگان آسمان از هم پراکنده اند، منتها هنگامی که با دقت آنها را مشاهده میکنم در مییابم که حرکت میکنند و گاهی به هم نزدیک و گاهی از هم دور میشوند.
مرا به تأمل وا میدارد یعنی چه میشد اگر همه آنها با هم یکی میشدند تا مانند یک خورشید درخشان میشدند و آنگاه با نیرویِ نیرومندِ نور و روشنایی خود، همهی ظلمات و تاریکیها را از بین میبردند...
با این حال چنین نیست و معلوم نیست که چنین شود و حتی اگر چنین شود اصلاً چه زمانی چنین شود، برای همین بازهم همه جا تاریکِ تاریک است!
📝 م. محمدنژاد
@Han_Pen
❤1
کثیری از ما حتی در درکِ مفاهیمِ بنیادینِ خویشتن ماندهایم...
به آن سان که در جامعه بسیار هویدا است دختران مفهومِ حجاب و پسران مفهومِ غیرت را آن گونه که بایسته و شایسته است نفهمیدهایم!
از نظر بیشتر افراد، غیرت یعنی به کسی اجازه ندهی که برای عزیزانت مزاحمت ایجاد کند ولی متأسفانه فقط عدهی اندکی از آنان به این امرِ اصح واقف اند که غیرت یعنی باید خیلی پیشتر از آن، به خود اجازه ندهی که برای عزیزانِ کسی مزاحمت ایجاد کنی!
بنابراین تعريف کاملتر غیرت چنین میشود:
غیرت یعنی نه تنها به کسی اجازه ندهی برای عزیزان تو مزاحمت ایجاد کند،
بلکه
غیرت یعنی تو به خود اجازه ندهی برای عزیزان کسی مزاحمت ایجاد کنی.
لازم به ذکر است که دومی از اولی مهمتر و با اهمییتتر است زیرا تا حملهای رخ ندهد، لازم نیست دفاعی انجام شود؛ به عبارت دیگر، اگر مورد دوم توسط مردمان رعایت شود، به مورد اول نیازی پیدا نمیشود.
📝 م. محمدنژاد
@Han_Pen
به آن سان که در جامعه بسیار هویدا است دختران مفهومِ حجاب و پسران مفهومِ غیرت را آن گونه که بایسته و شایسته است نفهمیدهایم!
از نظر بیشتر افراد، غیرت یعنی به کسی اجازه ندهی که برای عزیزانت مزاحمت ایجاد کند ولی متأسفانه فقط عدهی اندکی از آنان به این امرِ اصح واقف اند که غیرت یعنی باید خیلی پیشتر از آن، به خود اجازه ندهی که برای عزیزانِ کسی مزاحمت ایجاد کنی!
بنابراین تعريف کاملتر غیرت چنین میشود:
غیرت یعنی نه تنها به کسی اجازه ندهی برای عزیزان تو مزاحمت ایجاد کند،
بلکه
غیرت یعنی تو به خود اجازه ندهی برای عزیزان کسی مزاحمت ایجاد کنی.
لازم به ذکر است که دومی از اولی مهمتر و با اهمییتتر است زیرا تا حملهای رخ ندهد، لازم نیست دفاعی انجام شود؛ به عبارت دیگر، اگر مورد دوم توسط مردمان رعایت شود، به مورد اول نیازی پیدا نمیشود.
📝 م. محمدنژاد
@Han_Pen
❤2
دو خصلتِ امروزەی عمدەی مردمانِ جامعه در مواجهه با پیشآمدها عبارت اند از:
۱) به سرعت و بە شدت احساساتی
۲) به سرعت و بە شدت فراموشکار
چنانچه تا اتفاقی خُرد یا بزرگ رخ میدهد تمامِ فضای مجازی و محافلِ حقیقی مملو میشود از بازنشر و تحلیل آن.
کاری به درست یا نادرست بودنش ندارم اما چیزی که من از آن در حیرتم سرعت و شدت سرسامآورِ افزایشِ حجمِ حباب ها و سپس ترکیدن آنهاست!
به راستی که این سرعت و شدت برانگیخته شدن احساسات و پس از آن سرعت و شدت به فراموشی سپردن اتفاقات مرا متحیر میسازد!!
لذا بعید میدانم در درس عبرت قبول شویم...
📝 م. محمدنژاد
@Han_Pen
۱) به سرعت و بە شدت احساساتی
۲) به سرعت و بە شدت فراموشکار
چنانچه تا اتفاقی خُرد یا بزرگ رخ میدهد تمامِ فضای مجازی و محافلِ حقیقی مملو میشود از بازنشر و تحلیل آن.
کاری به درست یا نادرست بودنش ندارم اما چیزی که من از آن در حیرتم سرعت و شدت سرسامآورِ افزایشِ حجمِ حباب ها و سپس ترکیدن آنهاست!
به راستی که این سرعت و شدت برانگیخته شدن احساسات و پس از آن سرعت و شدت به فراموشی سپردن اتفاقات مرا متحیر میسازد!!
لذا بعید میدانم در درس عبرت قبول شویم...
📝 م. محمدنژاد
@Han_Pen
❤1👍1
جرج برنارد شاو (George Bernard Shaw) نمایشنامهنویس و منتقد ادبی ایرلندی:
«از بحث و جدل بیجا نجات پیدا خواهید كرد اگر به خاطر بیاورید كه مردم هرگز نصایح شما را قبول نمی كنند مگر اینكه وكیل مدافع و یا پزشک معالج باشید و آنها برای شنیدن صحبت های شما پول خرج كرده باشند.»
⚠️توجه: ارائه این مطلب به منزله موافقت صد درصدی بنده با این شخص و همه نظرات و آثار وی نمی باشد!
@Han_Pen
«از بحث و جدل بیجا نجات پیدا خواهید كرد اگر به خاطر بیاورید كه مردم هرگز نصایح شما را قبول نمی كنند مگر اینكه وكیل مدافع و یا پزشک معالج باشید و آنها برای شنیدن صحبت های شما پول خرج كرده باشند.»
⚠️توجه: ارائه این مطلب به منزله موافقت صد درصدی بنده با این شخص و همه نظرات و آثار وی نمی باشد!
@Han_Pen
❤1
هان پن | Han Pen (م.محمدنژاد)
جرج برنارد شاو (George Bernard Shaw) نمایشنامهنویس و منتقد ادبی ایرلندی: «از بحث و جدل بیجا نجات پیدا خواهید كرد اگر به خاطر بیاورید كه مردم هرگز نصایح شما را قبول نمی كنند مگر اینكه وكیل مدافع و یا پزشک معالج باشید و آنها برای شنیدن صحبت های شما پول خرج…
به نظر من این قضیه برای کلاس های درس هم صدق میکند یعنی اگر کلاس خصوصی باشد و دانش آموزان برای آن به معلم هزینهای پرداخت کرده باشند، بی شک بیشتر توجه میکنند اما متأسفانه در کلاس های رایگان مدرسه خیر....!
📝 م. محمدنژاد
@Han_Pen
📝 م. محمدنژاد
@Han_Pen
👍1👎1
هان پن | Han Pen (م.محمدنژاد)
به نظر من این قضیه برای کلاس های درس هم صدق میکند یعنی اگر کلاس خصوصی باشد و دانش آموزان برای آن به معلم هزینهای پرداخت کرده باشند، بی شک بیشتر توجه میکنند اما متأسفانه در کلاس های رایگان مدرسه خیر....! 📝 م. محمدنژاد @Han_Pen
كنفوسیوس (Confucius) فیلسوف و نظریهپرداز چینی:
« تعلیم ندادن کسی كه آماده آموختن است، انسان به هدر دادن است،
تعلیم دادن کسی كه آماده آموختن نیست، سخن به هدر دادن است.
خردمند نه انسان را به هدر می دهد و نه سخن را.»
⚠️توجه: ارائه این مطلب به منزله موافقت صد درصدی بنده با این شخص و همه نظرات و آثار وی نمی باشد!
@Han_Pen
« تعلیم ندادن کسی كه آماده آموختن است، انسان به هدر دادن است،
تعلیم دادن کسی كه آماده آموختن نیست، سخن به هدر دادن است.
خردمند نه انسان را به هدر می دهد و نه سخن را.»
⚠️توجه: ارائه این مطلب به منزله موافقت صد درصدی بنده با این شخص و همه نظرات و آثار وی نمی باشد!
@Han_Pen
❤1
هان پن | Han Pen (م.محمدنژاد)
كنفوسیوس (Confucius) فیلسوف و نظریهپرداز چینی: « تعلیم ندادن کسی كه آماده آموختن است، انسان به هدر دادن است، تعلیم دادن کسی كه آماده آموختن نیست، سخن به هدر دادن است. خردمند نه انسان را به هدر می دهد و نه سخن را.» ⚠️توجه: ارائه این مطلب به منزله موافقت…
گر به چندی از مدارس گذری کنیم و نظری بیندازیم، در کمال تأسف پی میبریم چه انسانهایی از دانشآموزان که هدر نمیرود و نیز چه سخنانی از معلمان و خودِ آنان که هدر نمیرود!!
فکرش را بکن انسانِ هدر رفتهای باشی که میشد خیلی بهتر از اینها باشی اما الآن علاوه بر خودت، وقت و انرژی و سخنت هم هدر میرود...
📝م. محمدنژاد
@Han_Pen
فکرش را بکن انسانِ هدر رفتهای باشی که میشد خیلی بهتر از اینها باشی اما الآن علاوه بر خودت، وقت و انرژی و سخنت هم هدر میرود...
📝م. محمدنژاد
@Han_Pen
❤1