به نظر من در سه صورت باید معذرتخواهی کنیم:
حالت اول وقتیه که حق با طرف مقابلتونه و شما میدونید اشتباه میکنید، اونجا درست اینه که معذرتخواهی کنید چون خیلی از ماها گاهی پیش میاد وقتی بحث میکنیم با یه نفر از یه جایی به بعد میفهمیم که اشتباه کردیم اما حاضر نمیشیم که بگیم «حق با شماست، شما راست میگید من اشتباه کردم.»
چرا؟!
یکی از دلایلی که احتمالاً داشته باشه اینه که به دلیل غرورمونه ! حاضر نیستیم غرورمونو زیر پا بذاریم نمیخوایم بگیم که آقا من اشتباه کردم من دیگه کم آوردم، یا اینکه دلیلِ دیگهایم داره اینه که جرعتشو نداریم واقعا جرعتشو نداریم که بگیم معذرت میخوام؛ به همین سادگی.
خب این اولیش بود حالت دوم وقتیه که طرف مقابل خیلی براتون عزیزه ، ارزش داره حتی اگه حق با شما باشه و طرف مقابل اشتباه کنه چون که خیلی براتون با ارزشو عزیزه میتونید بگید « من معذرت میخوام» واسه اینکه طرفو از دست ندید حالا مادرتون باشه، همسرتون باشه، دوست صمیمیتون باشه میصرفه که بگید « معذرت میخوام »
حالت سومیم هست، حالت سوم اینه که طرف مقابل خیلی براتون منفوره ! ازش متنفرید، خیلی ازش بدتون میاد؛ واسه همین باید بگید «من اشتباه کردم، من معذرت میخوام که شما اشتباه کردید! من معذرت میخوام واقعاً حق با شماست آقا! شما راست میگید!» واسه چی؟! واسه اینکه شرش از سرتون کم شه ( ضرر از نصفه برگرده خیلی بهتره) همین الآن ازش معذرتخواهی کنید از وقوع یه حادثه بدتر، یه بدی بزرگتر جلوگیری کردید. به نظر من اینم خیلی خوبه، باید تو این مورد هم معذرتخواهی کنیم.
به نظرتون حالت دیگەای هم وجود داره!؟
📝 م. محمدنژاد
t.me/Han_Pen
حالت اول وقتیه که حق با طرف مقابلتونه و شما میدونید اشتباه میکنید، اونجا درست اینه که معذرتخواهی کنید چون خیلی از ماها گاهی پیش میاد وقتی بحث میکنیم با یه نفر از یه جایی به بعد میفهمیم که اشتباه کردیم اما حاضر نمیشیم که بگیم «حق با شماست، شما راست میگید من اشتباه کردم.»
چرا؟!
یکی از دلایلی که احتمالاً داشته باشه اینه که به دلیل غرورمونه ! حاضر نیستیم غرورمونو زیر پا بذاریم نمیخوایم بگیم که آقا من اشتباه کردم من دیگه کم آوردم، یا اینکه دلیلِ دیگهایم داره اینه که جرعتشو نداریم واقعا جرعتشو نداریم که بگیم معذرت میخوام؛ به همین سادگی.
خب این اولیش بود حالت دوم وقتیه که طرف مقابل خیلی براتون عزیزه ، ارزش داره حتی اگه حق با شما باشه و طرف مقابل اشتباه کنه چون که خیلی براتون با ارزشو عزیزه میتونید بگید « من معذرت میخوام» واسه اینکه طرفو از دست ندید حالا مادرتون باشه، همسرتون باشه، دوست صمیمیتون باشه میصرفه که بگید « معذرت میخوام »
حالت سومیم هست، حالت سوم اینه که طرف مقابل خیلی براتون منفوره ! ازش متنفرید، خیلی ازش بدتون میاد؛ واسه همین باید بگید «من اشتباه کردم، من معذرت میخوام که شما اشتباه کردید! من معذرت میخوام واقعاً حق با شماست آقا! شما راست میگید!» واسه چی؟! واسه اینکه شرش از سرتون کم شه ( ضرر از نصفه برگرده خیلی بهتره) همین الآن ازش معذرتخواهی کنید از وقوع یه حادثه بدتر، یه بدی بزرگتر جلوگیری کردید. به نظر من اینم خیلی خوبه، باید تو این مورد هم معذرتخواهی کنیم.
📝 م. محمدنژاد
t.me/Han_Pen
Telegram
هان پن | Han Pen (م.محمدنژاد)
هان:
طعم بعضی از مطالب «تلخ» است مثلِ طعم بعضی از حقایق
هر آنچه که میخواهی پیرامون کانال #هانپن بدانی از جمله ریشه، معنا و اهداف آن را در لینک زیر بخوان:
https://t.me/Han_Pen/2
راه ارتباطی جهت نظرات، انتقادات و پیشنهادات:
@m02en
طعم بعضی از مطالب «تلخ» است مثلِ طعم بعضی از حقایق
هر آنچه که میخواهی پیرامون کانال #هانپن بدانی از جمله ریشه، معنا و اهداف آن را در لینک زیر بخوان:
https://t.me/Han_Pen/2
راه ارتباطی جهت نظرات، انتقادات و پیشنهادات:
@m02en
👍4
هان پن | Han Pen (م.محمدنژاد)
لئو تولستوی (Leo Tolstoy) نویسنده و فیلسوف روسی: « همه می خواهند بشریت را عوض كنند، ولی افسوس هیچ كس در این اندیشه نیست كه خود را عوض كند. » ⚠️توجه: ارائه این مطلب به منزله موافقت صد درصدی بنده با این نویسنده و همه نظرات و آثار وی نمی باشد! @Han_Pen
جبران خلیل جبران (Gibran Khalil Gibran) نویسنده لبنانی:
«برای انهدام یک تمدن سه چیز لازم است:
خانواده
نظام آموزشی
الگوها
برای اولی منزلت زن را باید شکست،
برای دومی منزلت معلم
برای سومی منزلت بزرگان و اسطورهها ...»
⚠️توجه: ارائه این پست به منزله موافقت صد درصدی بنده با این نویسنده و همه نظرات و آثار وی نمی باشد!
t.me/Han_Pen
حال لحظهای به منزلت و جایگاه این سه گروه در جامعه بیندیشید...
جایگاه زن، معلم، بزرگان و اسطورهها...
جایگاه و منزلت زن در جامعه ما در کجا قرار دارد؟
آیا مادران از جایگاهی که باید، برخوردارند؟
آیا فرزندان به مادران آنگونه که میبایست احترام میگذارند؟
آیا بانوان آن طوری که لازم است ارزش و حرمت خود را حفظ نمودهاند؟
آیا دختر را از مادر و زن را از همسر و در کل از خانه و خانواده دور و جدا نکردهاند؟
آیا هنوز هم نیستند کسانی که از متولد شدن یک پسر بیشتر از متولد شدن یک دختر خوشحال میشوند؟
آیا دختران، خواهران، زنان و مادران ما میتوانند به دور از هرگونه مزاحمتی از جانب جنس مذکر، در امنیت و آرامش کامل در محیط های اجتماعی تردد نماید؟
(نمیگویم مزاحمت از جانب مردان چراکه حقیقتاً مرد نیستند آنانکه برای بانوان مزاحمت ایجاد میکنند پس مرد نامیدن آن نامردان، اهانت به مردان حقیقی است)
آیا معلم از جایگاه و منزلتی که باید، داراست؟
آیا به معلم چنان که شایسته است، احترام گذاشته میشود؟
آیا معلم آن مقدار رفاه و آرامشخاطر دارد تا به جای مشغلههای ذهنی مالی و اقتصادی به کسب بیشتر و بهتر علم و دانش مشغول شود؟
(فعلاً از کم و کاستیهای معلمان چشمپوشی میکنم اما منکر آن نمیشوم)
آیا بزرگان جایگاه و منزلت خود را همانند سابق دارند؟
آیا قهرمانان ما و فرزندانمان همان قهرمانان تاریخی و واقعی اند یا شخصیتهایی تخیلی و دروغین را به عنوان قهرمان قبول کردهایم؟
آیا الگوهای ما و فرزندانمان، بزرگان با اخلاق و کمالات است یا فلان بازیکن، بازیگر، خواننده و...؟
📝 م. محمدنژاد
«برای انهدام یک تمدن سه چیز لازم است:
خانواده
نظام آموزشی
الگوها
برای اولی منزلت زن را باید شکست،
برای دومی منزلت معلم
برای سومی منزلت بزرگان و اسطورهها ...»
⚠️توجه: ارائه این پست به منزله موافقت صد درصدی بنده با این نویسنده و همه نظرات و آثار وی نمی باشد!
t.me/Han_Pen
حال لحظهای به منزلت و جایگاه این سه گروه در جامعه بیندیشید...
جایگاه زن، معلم، بزرگان و اسطورهها...
جایگاه و منزلت زن در جامعه ما در کجا قرار دارد؟
آیا مادران از جایگاهی که باید، برخوردارند؟
آیا فرزندان به مادران آنگونه که میبایست احترام میگذارند؟
آیا بانوان آن طوری که لازم است ارزش و حرمت خود را حفظ نمودهاند؟
آیا دختر را از مادر و زن را از همسر و در کل از خانه و خانواده دور و جدا نکردهاند؟
آیا هنوز هم نیستند کسانی که از متولد شدن یک پسر بیشتر از متولد شدن یک دختر خوشحال میشوند؟
آیا دختران، خواهران، زنان و مادران ما میتوانند به دور از هرگونه مزاحمتی از جانب جنس مذکر، در امنیت و آرامش کامل در محیط های اجتماعی تردد نماید؟
(نمیگویم مزاحمت از جانب مردان چراکه حقیقتاً مرد نیستند آنانکه برای بانوان مزاحمت ایجاد میکنند پس مرد نامیدن آن نامردان، اهانت به مردان حقیقی است)
آیا معلم از جایگاه و منزلتی که باید، داراست؟
آیا به معلم چنان که شایسته است، احترام گذاشته میشود؟
آیا معلم آن مقدار رفاه و آرامشخاطر دارد تا به جای مشغلههای ذهنی مالی و اقتصادی به کسب بیشتر و بهتر علم و دانش مشغول شود؟
(فعلاً از کم و کاستیهای معلمان چشمپوشی میکنم اما منکر آن نمیشوم)
آیا بزرگان جایگاه و منزلت خود را همانند سابق دارند؟
آیا قهرمانان ما و فرزندانمان همان قهرمانان تاریخی و واقعی اند یا شخصیتهایی تخیلی و دروغین را به عنوان قهرمان قبول کردهایم؟
آیا الگوهای ما و فرزندانمان، بزرگان با اخلاق و کمالات است یا فلان بازیکن، بازیگر، خواننده و...؟
📝 م. محمدنژاد
Telegram
هان پن | Han Pen (م.محمدنژاد)
هان:
طعم بعضی از مطالب «تلخ» است مثلِ طعم بعضی از حقایق
هر آنچه که میخواهی پیرامون کانال #هانپن بدانی از جمله ریشه، معنا و اهداف آن را در لینک زیر بخوان:
https://t.me/Han_Pen/2
راه ارتباطی جهت نظرات، انتقادات و پیشنهادات:
@m02en
طعم بعضی از مطالب «تلخ» است مثلِ طعم بعضی از حقایق
هر آنچه که میخواهی پیرامون کانال #هانپن بدانی از جمله ریشه، معنا و اهداف آن را در لینک زیر بخوان:
https://t.me/Han_Pen/2
راه ارتباطی جهت نظرات، انتقادات و پیشنهادات:
@m02en
❤6
علت پیشرفتهای علمیِ کشورهای غربی (غیرمسلمان) چیست؟!
آیا صرفاً به خاطرِ «کنار گذاشتن دین» به چنین فنآوریهای پیشرفتهای دست یافتهاند؟!
آیا واقعاً «دین» مانع علمآموزی و پیشرفت و ترقی کشورهای اسلامی است؟!
این سؤالات از قبیل سؤالاتی است که در جامعه کنونی ما از جانب مردم خصوصاً جوانان به کرّات شنیده شده لذا درمورد آن نزاع و جدل بسیاری بین افراد به وقوع میپیوندد و جای بحث مفصل هم دارد...
ولکن اکنون به طور مختصر، دیدگاه اقبال لاهوری (Muhammad Iqbal) شاعر، فیلسوف و متفکر پاکستانی در پیرامون این موضوع را نظارهگر باشیم:
شرق را از خود برد تقلید غرب
باید این اقوام را تنقید غرب
قوت مغرب نه از چنگ و رباب
نی ز رقص دختران بیحجاب
نی ز سحر ساحران لاله روست
نی ز عریان ساق و نی از قطع موست
محکمی او را نه از لادینی است
نی فروغش از خط لاتینی است
قوت افرنگ از علم و فن است
از همین آتش چراغش روشن است
حکمت از قطع و برید جامه نیست
مانع علم و هنر عمامه نیست
علم و فن را ای جوان شوخ و شنگ
مغز میباید نه ملبوس فرنگ
اندرین ره جز نگه مطلوب نیست
این کله یا آن کله مطلوب نیست
فکر چالاکی اگر داری بس است
طبع دراکی اگر داری بس است
گر کسی شبها خورد دود چراغ
گیرد از علم و فن و حکمت سراغ
ملک معنی کس حد او را نبست
بی جهاد پیهمی ناید بدست
ترک از خود رفته و مست فرنگ
زهر نوشین خورده از دست فرنگ
زانکه تریاق عراق از دست داد
من چه گویم جز خدایش یار باد
بندهٔ افرنگ از ذوق نمود
می برد از غربیان رقص و سرود
نقد جان خویش در بازد به لهو
علم دشوار است می سازد به لهو
از تن آسانی بگیرد سهل را
فطرت او در پذیرد سهل را
سهل را جستن درین دیر کهن
این دلیل آنکه جان رفت از بدن
📚برگرفته از کتاب «جاویدنامه» اثر « اقبال لاهوری »
⚠️توجه: ارائه این پست به منزله موافقت صد درصدی بنده با این شخص و همه نظرات و آثار وی نمی باشد!
t.me/Han_Pen
آیا صرفاً به خاطرِ «کنار گذاشتن دین» به چنین فنآوریهای پیشرفتهای دست یافتهاند؟!
آیا واقعاً «دین» مانع علمآموزی و پیشرفت و ترقی کشورهای اسلامی است؟!
این سؤالات از قبیل سؤالاتی است که در جامعه کنونی ما از جانب مردم خصوصاً جوانان به کرّات شنیده شده لذا درمورد آن نزاع و جدل بسیاری بین افراد به وقوع میپیوندد و جای بحث مفصل هم دارد...
ولکن اکنون به طور مختصر، دیدگاه اقبال لاهوری (Muhammad Iqbal) شاعر، فیلسوف و متفکر پاکستانی در پیرامون این موضوع را نظارهگر باشیم:
شرق را از خود برد تقلید غرب
باید این اقوام را تنقید غرب
قوت مغرب نه از چنگ و رباب
نی ز رقص دختران بیحجاب
نی ز سحر ساحران لاله روست
نی ز عریان ساق و نی از قطع موست
محکمی او را نه از لادینی است
نی فروغش از خط لاتینی است
قوت افرنگ از علم و فن است
از همین آتش چراغش روشن است
حکمت از قطع و برید جامه نیست
مانع علم و هنر عمامه نیست
علم و فن را ای جوان شوخ و شنگ
مغز میباید نه ملبوس فرنگ
اندرین ره جز نگه مطلوب نیست
این کله یا آن کله مطلوب نیست
فکر چالاکی اگر داری بس است
طبع دراکی اگر داری بس است
گر کسی شبها خورد دود چراغ
گیرد از علم و فن و حکمت سراغ
ملک معنی کس حد او را نبست
بی جهاد پیهمی ناید بدست
ترک از خود رفته و مست فرنگ
زهر نوشین خورده از دست فرنگ
زانکه تریاق عراق از دست داد
من چه گویم جز خدایش یار باد
بندهٔ افرنگ از ذوق نمود
می برد از غربیان رقص و سرود
نقد جان خویش در بازد به لهو
علم دشوار است می سازد به لهو
از تن آسانی بگیرد سهل را
فطرت او در پذیرد سهل را
سهل را جستن درین دیر کهن
این دلیل آنکه جان رفت از بدن
📚برگرفته از کتاب «جاویدنامه» اثر « اقبال لاهوری »
⚠️توجه: ارائه این پست به منزله موافقت صد درصدی بنده با این شخص و همه نظرات و آثار وی نمی باشد!
t.me/Han_Pen
Telegram
هان پن | Han Pen (م.محمدنژاد)
هان:
طعم بعضی از مطالب «تلخ» است مثلِ طعم بعضی از حقایق
هر آنچه که میخواهی پیرامون کانال #هانپن بدانی از جمله ریشه، معنا و اهداف آن را در لینک زیر بخوان:
https://t.me/Han_Pen/2
راه ارتباطی جهت نظرات، انتقادات و پیشنهادات:
@m02en
طعم بعضی از مطالب «تلخ» است مثلِ طعم بعضی از حقایق
هر آنچه که میخواهی پیرامون کانال #هانپن بدانی از جمله ریشه، معنا و اهداف آن را در لینک زیر بخوان:
https://t.me/Han_Pen/2
راه ارتباطی جهت نظرات، انتقادات و پیشنهادات:
@m02en
هان پن | Han Pen (م.محمدنژاد)
حس می کنم این حجمِ سرپیچی و کلهشقیِ جوانان و نوجوانانِ عصرِ حاضر مقابلِ نصیحت و خیرخواهیِ بزرگترها و با تجربه ها در طولِ تاریخ، بیسابقه است... 📝 م. محمدنژاد 📑 @Han_Pen
جرج برنارد شاو (George Bernard Shaw) نمایشنامهنویس و منتقد ادبی ایرلندی:
جوانی زمانی است كه شما پدر و مادر خود را بابت هر چیزی مقصر میدانید،
و
پختگی زمانی است كه میآموزید همهی تقصیرها به گردنِ بیتجربگی نسل جوانتر است.
⚠️توجه: ارائه این پست به منزله موافقت صد درصدی بنده با این نویسنده و همه نظرات و آثار وی نمی باشد!
@Han_Pen
جوانی زمانی است كه شما پدر و مادر خود را بابت هر چیزی مقصر میدانید،
و
پختگی زمانی است كه میآموزید همهی تقصیرها به گردنِ بیتجربگی نسل جوانتر است.
⚠️توجه: ارائه این پست به منزله موافقت صد درصدی بنده با این نویسنده و همه نظرات و آثار وی نمی باشد!
@Han_Pen
❤5
هان:
پیمودن دورترین راهها با برداشتن اولین گامها شروع میشود و سختترین قدم، قدم اول است، قدم اول را که برداشتی محکمش کن و آنگاه قدم بعدی را بردار.
در مسیر رسیدن به خواستههایت مُصَمَّم باش و پشتکار داشته باش...
پشتکاری به بزرگی پافشاری کودکی که هر بار به زمین میخورد، باز از زمین برمیخیزد و تا راه رفتن را یاد نگیرد، آرام نمی گیرد.
📝 م. محمدنژاد
@Han_Pen
پیمودن دورترین راهها با برداشتن اولین گامها شروع میشود و سختترین قدم، قدم اول است، قدم اول را که برداشتی محکمش کن و آنگاه قدم بعدی را بردار.
در مسیر رسیدن به خواستههایت مُصَمَّم باش و پشتکار داشته باش...
پشتکاری به بزرگی پافشاری کودکی که هر بار به زمین میخورد، باز از زمین برمیخیزد و تا راه رفتن را یاد نگیرد، آرام نمی گیرد.
📝 م. محمدنژاد
@Han_Pen
❤5
In my opinion " Kindness " is a common and universal language of the world which every good person can understand.
ترجمه:
به نظر من « مهربانی » یک زبان مشترک و جهانی است که هر شخصِ خوبی میتوانند آن را بفهمد.
@Han_Pen
ترجمه:
@Han_Pen
👍4
سوییچیرو هوندا (Soichiro Honda) مهندس و صنعتگر ژاپنی:
« ارزش مدرك تحصیلی از یك بلیت سینما كمتر است! با بلیت سینما میتوان ساعتی سرگرم شد، اما با مدرك تحصیلی نمیتوان وارد عرصه زندگی اجتماعی شد.
من در دانشگاه حالِ کسی را داشتم که از گرسنگی دارد میمیرد؛ اما به جای وعدهای غذا، انتظار دارند که اصول تغذیه صحیح را بیاموزد !»
⚠️توجه: ارائه این پست به منزله موافقت صد درصدی بنده با این شخص و همه نظرات و آثار وی نمی باشد!
@Han_Pen
« ارزش مدرك تحصیلی از یك بلیت سینما كمتر است! با بلیت سینما میتوان ساعتی سرگرم شد، اما با مدرك تحصیلی نمیتوان وارد عرصه زندگی اجتماعی شد.
من در دانشگاه حالِ کسی را داشتم که از گرسنگی دارد میمیرد؛ اما به جای وعدهای غذا، انتظار دارند که اصول تغذیه صحیح را بیاموزد !»
⚠️توجه: ارائه این پست به منزله موافقت صد درصدی بنده با این شخص و همه نظرات و آثار وی نمی باشد!
@Han_Pen
❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
UFO
رؤیت اشیاء پرنده ناشناخته
در کردستان ایران، در روز روشن!!!
آیا این چیزی فضایی و فرازمینی است یا فقط فناوری پیشرفته زمینی؟
(توضیحات بیشتر در این رابطه در فرصتی دیگر...)
📝م. محمدنژاد
t.me/Han_Pen
رؤیت اشیاء پرنده ناشناخته
در کردستان ایران، در روز روشن!!!
آیا این چیزی فضایی و فرازمینی است یا فقط فناوری پیشرفته زمینی؟
(توضیحات بیشتر در این رابطه در فرصتی دیگر...)
📝م. محمدنژاد
t.me/Han_Pen
هان پن | Han Pen (م.محمدنژاد)
UFO رؤیت اشیاء پرنده ناشناخته در کردستان ایران، در روز روشن!!! آیا این چیزی فضایی و فرازمینی است یا فقط فناوری پیشرفته زمینی؟ (توضیحات بیشتر در این رابطه در فرصتی دیگر...) 📝م. محمدنژاد t.me/Han_Pen
آیا واقعاً این موضوع واقعیت دارد؟
با اطمینان میتوان گفت برخلاف ادعا های افراد مبنی بر دیدن موجودات فضایی و یا سفینه های آنان، حدود ۹۹% از مشاهدات عینی اشیای پرنده ناشناخته (Unidentified Flying Objects) چیزی به جز فناوریهای پیشرفته زمینی نیست و هیچ منشأ فرازمینی ندارد!
زیرا تاکنون هیچ کس هیچ موجود فضاییِ واقعی را مشاهده ننموده و ادعاهای افراد پوچ و بیاساس است در واقع چنین مشاهداتی ساخته و پرداخته ذهنِ مدعیان و اکثر ویدیوها جعلی است.(البته نه همه ویدیوها)
اگرچه روزبهروز تعداد کسانی که به وجود موجودات فضایی باور دارند، به لطف شستوشوی مغزی و تلقین رسانهها (فیلمها و انیمیشنهایی با موضوعات فرازمینی ها و بیگانگان) افزون میگردد اما این برابر نیست با مهر تأیید وجود چنین موجوداتی!
پس راجع به ۱% دیگر چه؟
در زمان فعلی در این رابطه با قطع به یقین نمیتوان وجود این موجودات را تأیید و یا رد کرد؛ چه بسا موجودات دیگری در جای دیگری از هستی وجود داشته باشند و نیز ممکن است وجود نداشته باشند، کسی چه میداند....
(برای کسب اطلاعات بیشتر در این رابطه به قسمت ۱۹ و ۲۰ مستند سریالی The Arrivals مراجعه نمایید)
ما هنوز همهی گسترهی کیهان را نپیموده ایم و حتی به اعماق اقیانوس سیاره خود نیز راه نیافته ایم و از موجودات احتمالی که آنجا زندگی خود را به سر میبرند، بی اطلاعیم.
سائلم ما را چه شده که به دوردستها خیره شده و در انتظار دوستان یا دشمنان فضایی خارج از سیاره خود میگردیم حال آنکه در میان خود اختلافات بیانتها را حل ننمودهایم؟
آیا بهتر نیست ابتدا با خودمان و همنوعانمان به سازش و صلح بپردازیم و به جای آن که به دنبال سیارهای دیگر برای زندگی باشیم، دست از تخریب همین سیاره زیبایمان باز داریم و باهم به بازسازی آن و تبدیلش به مکان آرامش و آسایش خود و بقیه موجودات زنده پیرامون خود در طبیعت بکوشیم و جامه عمل بپوشیم؟
سیاره ما هر آنچه که برای زیستن ما لازم باشد را داراست و تنها چیزی که کم دارد صمیمیت و انسانیت است و نبود یا کمبود صالحان و مصلحان به علاوه کمتوانی آنان است که خانهمان را این گونه مملو از تنش و آشفته ساخته است.
من رؤیای بهشت شدن دنیا را در خیال ندارم و اصلاً محقق شدنی نیست؛ من تنها آرزوی بودن در دنیایی با حداقل میزان بدی و جور را دارم...
اگر بشود...
📝م. محمدنژاد
t.me/Han_Pen
با اطمینان میتوان گفت برخلاف ادعا های افراد مبنی بر دیدن موجودات فضایی و یا سفینه های آنان، حدود ۹۹% از مشاهدات عینی اشیای پرنده ناشناخته (Unidentified Flying Objects) چیزی به جز فناوریهای پیشرفته زمینی نیست و هیچ منشأ فرازمینی ندارد!
زیرا تاکنون هیچ کس هیچ موجود فضاییِ واقعی را مشاهده ننموده و ادعاهای افراد پوچ و بیاساس است در واقع چنین مشاهداتی ساخته و پرداخته ذهنِ مدعیان و اکثر ویدیوها جعلی است.(البته نه همه ویدیوها)
اگرچه روزبهروز تعداد کسانی که به وجود موجودات فضایی باور دارند، به لطف شستوشوی مغزی و تلقین رسانهها (فیلمها و انیمیشنهایی با موضوعات فرازمینی ها و بیگانگان) افزون میگردد اما این برابر نیست با مهر تأیید وجود چنین موجوداتی!
پس راجع به ۱% دیگر چه؟
در زمان فعلی در این رابطه با قطع به یقین نمیتوان وجود این موجودات را تأیید و یا رد کرد؛ چه بسا موجودات دیگری در جای دیگری از هستی وجود داشته باشند و نیز ممکن است وجود نداشته باشند، کسی چه میداند....
(برای کسب اطلاعات بیشتر در این رابطه به قسمت ۱۹ و ۲۰ مستند سریالی The Arrivals مراجعه نمایید)
ما هنوز همهی گسترهی کیهان را نپیموده ایم و حتی به اعماق اقیانوس سیاره خود نیز راه نیافته ایم و از موجودات احتمالی که آنجا زندگی خود را به سر میبرند، بی اطلاعیم.
سائلم ما را چه شده که به دوردستها خیره شده و در انتظار دوستان یا دشمنان فضایی خارج از سیاره خود میگردیم حال آنکه در میان خود اختلافات بیانتها را حل ننمودهایم؟
آیا بهتر نیست ابتدا با خودمان و همنوعانمان به سازش و صلح بپردازیم و به جای آن که به دنبال سیارهای دیگر برای زندگی باشیم، دست از تخریب همین سیاره زیبایمان باز داریم و باهم به بازسازی آن و تبدیلش به مکان آرامش و آسایش خود و بقیه موجودات زنده پیرامون خود در طبیعت بکوشیم و جامه عمل بپوشیم؟
سیاره ما هر آنچه که برای زیستن ما لازم باشد را داراست و تنها چیزی که کم دارد صمیمیت و انسانیت است و نبود یا کمبود صالحان و مصلحان به علاوه کمتوانی آنان است که خانهمان را این گونه مملو از تنش و آشفته ساخته است.
من رؤیای بهشت شدن دنیا را در خیال ندارم و اصلاً محقق شدنی نیست؛ من تنها آرزوی بودن در دنیایی با حداقل میزان بدی و جور را دارم...
اگر بشود...
📝م. محمدنژاد
t.me/Han_Pen
Telegram
هان پن | Han Pen (م.محمدنژاد)
هان:
طعم بعضی از مطالب «تلخ» است مثلِ طعم بعضی از حقایق
هر آنچه که میخواهی پیرامون کانال #هانپن بدانی از جمله ریشه، معنا و اهداف آن را در لینک زیر بخوان:
https://t.me/Han_Pen/2
راه ارتباطی جهت نظرات، انتقادات و پیشنهادات:
@m02en
طعم بعضی از مطالب «تلخ» است مثلِ طعم بعضی از حقایق
هر آنچه که میخواهی پیرامون کانال #هانپن بدانی از جمله ریشه، معنا و اهداف آن را در لینک زیر بخوان:
https://t.me/Han_Pen/2
راه ارتباطی جهت نظرات، انتقادات و پیشنهادات:
@m02en
👍4
خواجه عبدالله انصاری (Abdullah Ansari) ادیب و شاعر ایرانی:
الهی
نام تو ما را جواز
مهر تو ما را جهاز
شناخت تو ما را امان
لطف تو ما را عیان.
الهی
ضعیفان را پناهی
قاصدان را بر سر راهی
مومنان را گواهی
چه عزیز است آنکس که تو خواهی.
⚠️توجه: ارائه این پست به منزله موافقت صد درصدی بنده با این شخص و همه نظرات و آثار وی نمی باشد!
@Han_Pen
الهی
نام تو ما را جواز
مهر تو ما را جهاز
شناخت تو ما را امان
لطف تو ما را عیان.
الهی
ضعیفان را پناهی
قاصدان را بر سر راهی
مومنان را گواهی
چه عزیز است آنکس که تو خواهی.
⚠️توجه: ارائه این پست به منزله موافقت صد درصدی بنده با این شخص و همه نظرات و آثار وی نمی باشد!
@Han_Pen
❤3
هان پن | Han Pen (م.محمدنژاد)
امیل دورکیم (Emile Durkheim) جامعهشناس فرانسوی وضعیت جهان را بی هنجار (Anomic) می نامید جامعهای کــه دچــار بی نظمــی شــده و راهنماهای اخلاقی در میــان توده به شــدت کاهــش یافتــه و شــخصیت انســانها و هویت و منــش آنــان تکه تکــه گشــته و ارزش هـا…
بعضی از حرف ها* را نمیتوان زد
فقط میتوان آنها را در گلو بغض کرد
__
* حرف هایی راجع به مشکلات اخلاقی و ناهنجاریهای اجتماعی روز افزون جامعه (که به سان یک بیماری مسری به سرعت در حال سرایت به یکایک ماست)
📝 م. محمدنژاد
@Han_Pen
فقط میتوان آنها را در گلو بغض کرد
__
* حرف هایی راجع به مشکلات اخلاقی و ناهنجاریهای اجتماعی روز افزون جامعه (که به سان یک بیماری مسری به سرعت در حال سرایت به یکایک ماست)
📝 م. محمدنژاد
@Han_Pen
👍5
خواجه عبدالله انصاری (Abdullah Ansari) ادیب و شاعر ایرانی:
الهی
ای خالق بی مدد
ای واحد بی عدد،
ای اول بی بدایت
ای آخر بی نهایت
ای ظاهر بی صورت
ای باطن بی سیرت
ای حی بی ذلت
ای مُعطی بی فطرت
ای بخشندهٔ بی منت،
ای دانندهٔ رازها
ای شنونده آوازها
ای بینندهٔ نمازها
ای شناسندهٔ نامها
ای رسانندهٔ گامها،
ای مُبّرا از عوایق
ای مطلع برحقایق
ای مهربان بر خلایق،
عذرهای ما بپذیر که تو غنی و ما فقیر
و بر عیبهای ما مگیر که تو قوی و ما حقیر،
از بنده خطا آید و زَلَّت
و از تو عطا آید و رحمت.
⚠️توجه: ارائه این پست به منزله موافقت صد درصدی بنده با این شخص و همه نظرات و آثار وی نمی باشد!
@Han_Pen
الهی
ای خالق بی مدد
ای واحد بی عدد،
ای اول بی بدایت
ای آخر بی نهایت
ای ظاهر بی صورت
ای باطن بی سیرت
ای حی بی ذلت
ای مُعطی بی فطرت
ای بخشندهٔ بی منت،
ای دانندهٔ رازها
ای شنونده آوازها
ای بینندهٔ نمازها
ای شناسندهٔ نامها
ای رسانندهٔ گامها،
ای مُبّرا از عوایق
ای مطلع برحقایق
ای مهربان بر خلایق،
عذرهای ما بپذیر که تو غنی و ما فقیر
و بر عیبهای ما مگیر که تو قوی و ما حقیر،
از بنده خطا آید و زَلَّت
و از تو عطا آید و رحمت.
⚠️توجه: ارائه این پست به منزله موافقت صد درصدی بنده با این شخص و همه نظرات و آثار وی نمی باشد!
@Han_Pen
❤4
هان پن | Han Pen (م.محمدنژاد)
Cell phones bring you closer to person far from you. But it takes you away from the ones sitting next to you! (could you translate it to Persian?) @Han_Pen
Once you logged in, there's no turning back!
Isn't there really any way to turn back?
I don't think so. I think definitely there's. Perhaps not easy to many, by the way there's. Because when there is a will, there's a way. I know Just few can do it. The point is will you be one of them or not?
📝 @m02en
t.me/Han_Pen
Isn't there really any way to turn back?
I don't think so. I think definitely there's. Perhaps not easy to many, by the way there's. Because when there is a will, there's a way. I know Just few can do it. The point is will you be one of them or not?
📝 @m02en
t.me/Han_Pen
❤2👍1
مدتهای مدیدی است که کلمات و جملات متعددی در سرم میچرخند و منتظرند تا به رشته تحریر در آیند اما یا فرصتش پیش نمیآید و یا چیزی در درونم مانع نشرش میشود...
گرچه بارها و بارها به افقِ ناپیدا نگریسته و اندیشه نموده و در خود به فکر فرو رفته و از خویش پرسیده که آیا نیازی به نوشتن هست یا نیست؟ منتها به پاسخی استوار و متین دست پیدا ننمودهام که دلم به آن قرص باشد...
نه تنها به اندازه کافی بلکه به نظرم حتی بیش از آن کتاب و متون متنوع در زمینه های گوناگون نوشته شده و کمبودی از این بابت حس نمیشود (البته در برخی از موضوعات خاص و حساس و پشت پردهای با اینکه فقدان یا نقصان فراوان است اما باز هم تمایل و علاقه چندانی به آن وجود ندارد که این نیز خود جای تأمل و سؤال دارد)
پس مسئله اصلی کدام است؟
روشن تر از روشنایی روز است که توده مردم به درست یا نادرست بودن اغلب امور واقف اند ولی با این حال از راستیها گریزان به به سوی کجیها دوان اند!
در خِرَدِ خُردِ خود چنین میپندارم که دلیل آن این است که گرچه عقل مسئول شناخت و تفکیک خیر و شر است اما قلب مسئول انتخاب و پیمودن هر یک از آن دو است.
برای نمونه، اکثر نوجوانان و جوانان (اگر نگوییم همه آنها) در درون خویش البته اگر خود را فریب نداده باشند و شهامت اعتراف به حقیقت را داشته باشند، میدانند مخدرات و مسکرات بلاشک مضر اند و با این حال باز هم به آن به شدت علاقهمند بوده و کثیراً و شدیداً به آن روی آورده و حاضر به ترک آن نیستند چون در قلب خود بدان میل و رغبت عمیقی دارند و همان است که تصمیم میگیرد و مغز تنها آن را به مرحله اجرا در میآورد پس در این زمینه نصیحتها بیسود به نظر میرسد.
نهایتاً از نظر من، مسئله اصلی نداشتنِ مطلب نیست بلکه نخواندن مطلب و از آن مهمتر نفهمیدن مطلب و از این هم مهمتر عمل نکردن به آن است!
بنابراین باید کاری کرد تا این مشکل را رفع نمود وگرنه نوشتن بیشتر، آب در هاون کوبیدنی بیش نبوده و نخواهد بود.
و شاید همین دلیل ننوشتن های من است...
📝م. محمدنژاد
http://t.me/Han_Pen
گرچه بارها و بارها به افقِ ناپیدا نگریسته و اندیشه نموده و در خود به فکر فرو رفته و از خویش پرسیده که آیا نیازی به نوشتن هست یا نیست؟ منتها به پاسخی استوار و متین دست پیدا ننمودهام که دلم به آن قرص باشد...
نه تنها به اندازه کافی بلکه به نظرم حتی بیش از آن کتاب و متون متنوع در زمینه های گوناگون نوشته شده و کمبودی از این بابت حس نمیشود (البته در برخی از موضوعات خاص و حساس و پشت پردهای با اینکه فقدان یا نقصان فراوان است اما باز هم تمایل و علاقه چندانی به آن وجود ندارد که این نیز خود جای تأمل و سؤال دارد)
پس مسئله اصلی کدام است؟
روشن تر از روشنایی روز است که توده مردم به درست یا نادرست بودن اغلب امور واقف اند ولی با این حال از راستیها گریزان به به سوی کجیها دوان اند!
در خِرَدِ خُردِ خود چنین میپندارم که دلیل آن این است که گرچه عقل مسئول شناخت و تفکیک خیر و شر است اما قلب مسئول انتخاب و پیمودن هر یک از آن دو است.
برای نمونه، اکثر نوجوانان و جوانان (اگر نگوییم همه آنها) در درون خویش البته اگر خود را فریب نداده باشند و شهامت اعتراف به حقیقت را داشته باشند، میدانند مخدرات و مسکرات بلاشک مضر اند و با این حال باز هم به آن به شدت علاقهمند بوده و کثیراً و شدیداً به آن روی آورده و حاضر به ترک آن نیستند چون در قلب خود بدان میل و رغبت عمیقی دارند و همان است که تصمیم میگیرد و مغز تنها آن را به مرحله اجرا در میآورد پس در این زمینه نصیحتها بیسود به نظر میرسد.
نهایتاً از نظر من، مسئله اصلی نداشتنِ مطلب نیست بلکه نخواندن مطلب و از آن مهمتر نفهمیدن مطلب و از این هم مهمتر عمل نکردن به آن است!
بنابراین باید کاری کرد تا این مشکل را رفع نمود وگرنه نوشتن بیشتر، آب در هاون کوبیدنی بیش نبوده و نخواهد بود.
و شاید همین دلیل ننوشتن های من است...
📝م. محمدنژاد
http://t.me/Han_Pen
❤4
هان پن | Han Pen (م.محمدنژاد)
مدتهای مدیدی است که کلمات و جملات متعددی در سرم میچرخند و منتظرند تا به رشته تحریر در آیند اما یا فرصتش پیش نمیآید و یا چیزی در درونم مانع نشرش میشود... گرچه بارها و بارها به افقِ ناپیدا نگریسته و اندیشه نموده و در خود به فکر فرو رفته و از خویش پرسیده…
زمان زیادی گذشت از آخرین باری که مطلبی نوشتم.
دلیل برای ننوشتن بسیار است و قبلاً هم اشاراتِ اندکی به آن شدە و اکنون نیز کماکان همان اشکالات مطرح شده با قوّت بر جای خود باقی است.
علاوه بر این مشکلات، گرههایی که در زندگی روزمره وجود دارد، همه فکر و ذکر آدمی را به خود مشغول مینماید و گاهی هر چه پیش میرود، گرهها بیش از پیش کور و کورتر میشوند و گویی میلِ گشایش ندارند...
از این بگذریم دلایلی نیز برای نوشتن وجود دارد مانند اینکه «معمولاً هیچ کس تابلوی خالی را بر دیوار نمیزند» پس برای ماندگاری باید چیزِ به درد بخوری در چنته داشت وگرنه به لیستِ فراموش شدەی تاریخ خواهی پیوست.
اضافه بر این در طولِ تاریخ شمارِ کثیری از بزرگان، نویسندگان، هنرمندان، دانشمندان و... نتایج کار خود را در طول حیات خویش مشاهده ننمودهاند بلکه بعدها با گذرِ زمان آن دستآوردهای شگرف سر از نهان بیرون نهاده و ثمرِ زحمتِ آنان رؤیت گشتە است (ناگفته نماند که به هیچ وجه خود را در آن حد و حدود نمیدانم اما کنجکاوم بدانم اگر روزی جوانمرگ شدم در روزِ مرگم چگونه از من یاد میشود)
یا اینکه در سطحی بسیار پایین تر از آن سطوح میتوان گفت اگر همتی اثرِ مثبت و مؤثری هر چند اندک بر حتی یک نفر بگذارد، باز هم از دست روی دست گذاشتن و بیکار نشستن بهتر است.
بالأخره با نظر به هر دو سو میتوان اذعان کرد گرچه " knowledge is power " یا به زبان دگر «توانا بود هر که دانا بود» اما از آن طرف نیز «هر که او بیدارتر پر دردتر و هر که او آگاهتر رخ زردتر»
لذا ازین رو است که گاهی میخواهم کبک شوم و سر در زیر برف کنم!
منتها قسمتِ تراژدی ماجرا این جا است که هر چه میگردم برفی نمییابم تا بتوانم غافل و فارغ از احوال و اوضاعِ اجتماعِ پیرامونِ خود روزگارِ خویش را به مستی بگذرانم؛
گویا همه برف ها در سرمای سردِ همین زمستان آب شدهاند.
با این اوصاف شاید بد نباشد که نوشتن را از سر گرفت البته با تغییراتی در پرداختن به موضوعات خاص و مختلف از زوایای کمتر دیدهشده در حد توان خود و نیز ارائه دادههایی که بدان ها کمتر پرداخته شده و هرگز تضمینی در کار نیست که چنین اطلاعاتی به ذائقه ی کل مخاطبان خوش بیاید!
چون اولاً ذائقه ها و سلیقه ها متفاوت اند و ثانیاً طبق معمول باور دارم «طعمِ برخی از مطالب تلخ است مثل طعمِ برخی از حقایق » و احتمالاً مطالبِ آتی به مراتب از مطالب گذشته تلخ تر خواهد بود...!
(بعداً در این باره بیشتر توضیح خواهم داد)
📝 م. محمدنژاد
@Han_Pen
دلیل برای ننوشتن بسیار است و قبلاً هم اشاراتِ اندکی به آن شدە و اکنون نیز کماکان همان اشکالات مطرح شده با قوّت بر جای خود باقی است.
علاوه بر این مشکلات، گرههایی که در زندگی روزمره وجود دارد، همه فکر و ذکر آدمی را به خود مشغول مینماید و گاهی هر چه پیش میرود، گرهها بیش از پیش کور و کورتر میشوند و گویی میلِ گشایش ندارند...
از این بگذریم دلایلی نیز برای نوشتن وجود دارد مانند اینکه «معمولاً هیچ کس تابلوی خالی را بر دیوار نمیزند» پس برای ماندگاری باید چیزِ به درد بخوری در چنته داشت وگرنه به لیستِ فراموش شدەی تاریخ خواهی پیوست.
اضافه بر این در طولِ تاریخ شمارِ کثیری از بزرگان، نویسندگان، هنرمندان، دانشمندان و... نتایج کار خود را در طول حیات خویش مشاهده ننمودهاند بلکه بعدها با گذرِ زمان آن دستآوردهای شگرف سر از نهان بیرون نهاده و ثمرِ زحمتِ آنان رؤیت گشتە است (ناگفته نماند که به هیچ وجه خود را در آن حد و حدود نمیدانم اما کنجکاوم بدانم اگر روزی جوانمرگ شدم در روزِ مرگم چگونه از من یاد میشود)
یا اینکه در سطحی بسیار پایین تر از آن سطوح میتوان گفت اگر همتی اثرِ مثبت و مؤثری هر چند اندک بر حتی یک نفر بگذارد، باز هم از دست روی دست گذاشتن و بیکار نشستن بهتر است.
بالأخره با نظر به هر دو سو میتوان اذعان کرد گرچه " knowledge is power " یا به زبان دگر «توانا بود هر که دانا بود» اما از آن طرف نیز «هر که او بیدارتر پر دردتر و هر که او آگاهتر رخ زردتر»
لذا ازین رو است که گاهی میخواهم کبک شوم و سر در زیر برف کنم!
منتها قسمتِ تراژدی ماجرا این جا است که هر چه میگردم برفی نمییابم تا بتوانم غافل و فارغ از احوال و اوضاعِ اجتماعِ پیرامونِ خود روزگارِ خویش را به مستی بگذرانم؛
گویا همه برف ها در سرمای سردِ همین زمستان آب شدهاند.
با این اوصاف شاید بد نباشد که نوشتن را از سر گرفت البته با تغییراتی در پرداختن به موضوعات خاص و مختلف از زوایای کمتر دیدهشده در حد توان خود و نیز ارائه دادههایی که بدان ها کمتر پرداخته شده و هرگز تضمینی در کار نیست که چنین اطلاعاتی به ذائقه ی کل مخاطبان خوش بیاید!
چون اولاً ذائقه ها و سلیقه ها متفاوت اند و ثانیاً طبق معمول باور دارم «طعمِ برخی از مطالب تلخ است مثل طعمِ برخی از حقایق » و احتمالاً مطالبِ آتی به مراتب از مطالب گذشته تلخ تر خواهد بود...!
(بعداً در این باره بیشتر توضیح خواهم داد)
📝 م. محمدنژاد
@Han_Pen
❤1
هان پن | Han Pen (م.محمدنژاد)
زمان زیادی گذشت از آخرین باری که مطلبی نوشتم. دلیل برای ننوشتن بسیار است و قبلاً هم اشاراتِ اندکی به آن شدە و اکنون نیز کماکان همان اشکالات مطرح شده با قوّت بر جای خود باقی است. علاوه بر این مشکلات، گرههایی که در زندگی روزمره وجود دارد، همه فکر و ذکر آدمی…
در ادامهی مطلب گذشته لازم میدانم خاطر نشان سازم که به خاطرِ نظرِ گذرا و قضاوتِ سطحیِ مطالبِ ارائه شده توسط بعضی از افراد احتمال دارد برخی از آنان مرا انسانی منفیگرا تصور کنند که تنها نیمه خالی لیوان را میبینیم! حتی امکان دارد عدەای مرا از باورمندانِ به تئوریهای توطئه بدانند!!
منتها به نظر میرسد آنها بیخبر اند از حقیقتِ امر در موردِ من که برخلافِ خیالِ آنان، من نیمه پر لیوان را هم میبینم.
البته همان گونه که در فیلم کوتاهی که چند سال قبل به نام آب نمک ساختم و در آن اندیشه ام راجع به نیمه خالی و نیمه پرِ لیوان در قالب چند دیالوگ به تصویر کشیدم؛ بدین شرح که من در کنار نیمه پر لیوان، نیمه خالی آن را نیز میبینم و سعی میکنم به اندازه توانایی خود آن را پر کنم.
«این یعنی من هر دو نیمه را مینگرم و در واقع واقعییتگرا و در حد استطاعت عملگرا هستم»
لذا از آنجایی که واقعییت همیشه شیرین نیست مطالبی که من بیان میکنم هم همیشه شیرین نیست و گاهی حتی تلخ است و این تلخی ممکن است خوانندگان را برنجاند اگر برای بار اول است که با این مطالب تلخ روبهرو میشوند.
در کل سخن راندن از این دست موضوعاتی که مطابقِ هوا و هوس تودهی افرادِ جامعه باشد (برای مثال انتقاد از فوتبال و مافیای پشت پرده آن) قطعاً با سیل عظیمی از واکنشها و اعتراضها اعم از هر گونه توهین، تحقیر، تهدید و تنبیه همراه خواهد بود!
زیرا در در کمال تأسف هنوز شمار کثیری از ما طرزِ برخوردِ انسانمآبانه و عاری از هرگونه بدرفتاری را رعایت نمینماییم، هر چند که نظرِ طرفِ مقابلمان به حق و حقیقت نزدیکتر باشد.
همچنین از سوی دیگر متأسفانه خیلی از افراد آزادی بیان را آزادی اهانت و استهزاء و حتی فحاشی به ارزشها و مقدسات دیگران معنا میکنند که بس خطایی فاحش و کاملاً اشتباه است!
چراکه اگر شخصی واقعاً نقدی به چیزی یا کسی دارد شايسته است تلاش خود را به کار ببرد تا مؤدبانه و محترمانه نقد و انتقاد خود را ابراز کند
و بالأخره اینکه باید دانست نق زدن را نقد کردن نمینامند زیرا «فرق هاست از زمین تا آسمان میان نق زدن و نقد کردن.»
📝 م. محمدنژاد
@Han_Pen
منتها به نظر میرسد آنها بیخبر اند از حقیقتِ امر در موردِ من که برخلافِ خیالِ آنان، من نیمه پر لیوان را هم میبینم.
البته همان گونه که در فیلم کوتاهی که چند سال قبل به نام آب نمک ساختم و در آن اندیشه ام راجع به نیمه خالی و نیمه پرِ لیوان در قالب چند دیالوگ به تصویر کشیدم؛ بدین شرح که من در کنار نیمه پر لیوان، نیمه خالی آن را نیز میبینم و سعی میکنم به اندازه توانایی خود آن را پر کنم.
«این یعنی من هر دو نیمه را مینگرم و در واقع واقعییتگرا و در حد استطاعت عملگرا هستم»
لذا از آنجایی که واقعییت همیشه شیرین نیست مطالبی که من بیان میکنم هم همیشه شیرین نیست و گاهی حتی تلخ است و این تلخی ممکن است خوانندگان را برنجاند اگر برای بار اول است که با این مطالب تلخ روبهرو میشوند.
در کل سخن راندن از این دست موضوعاتی که مطابقِ هوا و هوس تودهی افرادِ جامعه باشد (برای مثال انتقاد از فوتبال و مافیای پشت پرده آن) قطعاً با سیل عظیمی از واکنشها و اعتراضها اعم از هر گونه توهین، تحقیر، تهدید و تنبیه همراه خواهد بود!
زیرا در در کمال تأسف هنوز شمار کثیری از ما طرزِ برخوردِ انسانمآبانه و عاری از هرگونه بدرفتاری را رعایت نمینماییم، هر چند که نظرِ طرفِ مقابلمان به حق و حقیقت نزدیکتر باشد.
همچنین از سوی دیگر متأسفانه خیلی از افراد آزادی بیان را آزادی اهانت و استهزاء و حتی فحاشی به ارزشها و مقدسات دیگران معنا میکنند که بس خطایی فاحش و کاملاً اشتباه است!
چراکه اگر شخصی واقعاً نقدی به چیزی یا کسی دارد شايسته است تلاش خود را به کار ببرد تا مؤدبانه و محترمانه نقد و انتقاد خود را ابراز کند
و بالأخره اینکه باید دانست نق زدن را نقد کردن نمینامند زیرا «فرق هاست از زمین تا آسمان میان نق زدن و نقد کردن.»
📝 م. محمدنژاد
@Han_Pen
❤3
هان پن | Han Pen (م.محمدنژاد)
Kurdish فرە کەس چاوی ئەکەوێتە بەورو باران وەختێ ئەوارێ وەلێ فرە کەس نازانێ وەختێ بەورو باران ئەوارێ، نە بەورەکان دێ ئەکەن لەیەک و نە بارانەکانەکان، تا وەختێ ئەگەیەنە زەیی! تازە بمێنێ کە بەورەکان شکڵیچیان وەکو یەک نیە... تا ئێستە بیرتان کرگۆ لەم چتە؟؟ English…
Winter is here.
It means snows, not just coldness ❄️❤️❄️
It means snows, not just coldness ❄️❤️❄️
❤1👍1