🍒 دکهای در کجور؛ جایی که مهربانی عطر هیزم میدهد
📍 مازندران | کجور | روستای کینِس
صبحِ جمعه، در مسیر منجیر، جاده مرا به دکهای رساند که رنگ سرخ گیلاسهایش از دور چشم را مینواخت. دکهای ساده در دل کوهستان، اما سرشار از زندگی، رفاقت و صفای مردمان کجور.
کنار دکه، آتشی آرام زبانه میکشید و کتریِ سالخوردهای که سالها همنشین هیزم و شعله بود، با رنگ سیاهِ دود بر پیکرش، بر آتش میجوشید. قوری چای روی آن آرام گرفته بود و عطر چای تازهدم با بوی هیزم درهم میآمیخت؛ عطری که تنها در روستاهای شمال میتوان یافت و تا سالها در حافظه میماند.
در کنار آقای فریبرز جمالی و دوستانش، معنای واقعی مهماننوازی را میشد دید؛ همان خصلت زیبایی که نسل به نسل در میان مردم کجور و مازندران جاری مانده است. لبخندهای صمیمی، خوشآمدگویی بیتکلف و گرمای کلامشان، رهگذر را از غریبه بودن دور میکند.
سبدهای پر از گیلاس، زردآلوهای شیرین باغهای کجور، چای آتیشی و رفاقت سه دوست، همه در کنار هم تصویری ساختند که فراتر از یک دکه کنار جاده بود؛ تصویری از اصالت، سادگی و زندگی.
آن روز برای عکاسی کنار جاده توقف کردم؛ اما در قاب دوربینم تنها میوهها ثبت نشدند. آنچه ماند، عطر چای در قوریِ نشسته بر کتریِ سیاهشده از دود هیزم، خندههای بیریا و قلبهای مهربانی بود که هنوز رسم انسانیت را فراموش نکردهاند.
کجور را باید در همین دکههای کوچک شناخت؛ جایی که چای آتیشی هنوز طعم رفاقت میدهد، دود هیزم بوی خاطره دارد و لبخند مردمانش بزرگترین سرمایه این سرزمین است.
📷 ثبت لنز دوربین: محسن طاهری
🍒🌿☕️❤️ کجور؛ سرزمین باغهای رنگین و مردمانی که دلهایشان از کوههایش بزرگتر است.
📍 مازندران | کجور | روستای کینِس
صبحِ جمعه، در مسیر منجیر، جاده مرا به دکهای رساند که رنگ سرخ گیلاسهایش از دور چشم را مینواخت. دکهای ساده در دل کوهستان، اما سرشار از زندگی، رفاقت و صفای مردمان کجور.
کنار دکه، آتشی آرام زبانه میکشید و کتریِ سالخوردهای که سالها همنشین هیزم و شعله بود، با رنگ سیاهِ دود بر پیکرش، بر آتش میجوشید. قوری چای روی آن آرام گرفته بود و عطر چای تازهدم با بوی هیزم درهم میآمیخت؛ عطری که تنها در روستاهای شمال میتوان یافت و تا سالها در حافظه میماند.
در کنار آقای فریبرز جمالی و دوستانش، معنای واقعی مهماننوازی را میشد دید؛ همان خصلت زیبایی که نسل به نسل در میان مردم کجور و مازندران جاری مانده است. لبخندهای صمیمی، خوشآمدگویی بیتکلف و گرمای کلامشان، رهگذر را از غریبه بودن دور میکند.
سبدهای پر از گیلاس، زردآلوهای شیرین باغهای کجور، چای آتیشی و رفاقت سه دوست، همه در کنار هم تصویری ساختند که فراتر از یک دکه کنار جاده بود؛ تصویری از اصالت، سادگی و زندگی.
آن روز برای عکاسی کنار جاده توقف کردم؛ اما در قاب دوربینم تنها میوهها ثبت نشدند. آنچه ماند، عطر چای در قوریِ نشسته بر کتریِ سیاهشده از دود هیزم، خندههای بیریا و قلبهای مهربانی بود که هنوز رسم انسانیت را فراموش نکردهاند.
کجور را باید در همین دکههای کوچک شناخت؛ جایی که چای آتیشی هنوز طعم رفاقت میدهد، دود هیزم بوی خاطره دارد و لبخند مردمانش بزرگترین سرمایه این سرزمین است.
📷 ثبت لنز دوربین: محسن طاهری
🍒🌿☕️❤️ کجور؛ سرزمین باغهای رنگین و مردمانی که دلهایشان از کوههایش بزرگتر است.
نگین سبز شمال ، کجور
Photo
روستای سماء؛ روایت سنگ، چوب و خاطره در دامنههای کجور
📍مازندران، نوشهر، بخش کجور
جاده مواصلاتی روستاهای هزارخال، سماء، منجیر و کیکو
📷 ثبت لنز دوربین: محسن طاهری
وقتی با دوربینم در کوچههای سِماء قدم میزدم، بیش از آنکه در حال عکاسی باشم، گویی در میان لایههای تاریخ حرکت میکردم. جادهای باریک که از میان خانههای قدیمی میگذرد و در امتداد خود، روایت سالها تلاش، رنج و زندگی مردمانی را حمل میکند که در دامنههای سخت و سرد البرز، خانه ساختند و ماندند.
نگاهم میان دیوارهای «کِلِهچو» سرگردان بود؛ همان خانههای کاهگلی که نسلهای گذشته با گل، کاه و دستان پینهبسته خود بنا کردند. تیرهای چوبی از درخت «زینگالی» که روزگاری از دل جنگلهای هیرکانی به این خانهها جان میبخشیدند و سقفهای «لَتبهسَر» که زمستانهای پربرف کجور را تاب میآوردند.
هرچه جلوتر میرفتم، بیشتر احساس میکردم این کوچه تنها یک معبر نیست؛ موزهای زنده از فرهنگ، معماری و حافظه جمعی مردمان کجور است. پنجرههای چوبی، دیوارهای فرسوده، سنگچینها و شیب آرام جاده، هر کدام داستانی ناگفته از زندگی روستایی را زمزمه میکردند.
پشت این دیوارها زنانی زندگی کردهاند که دوشادوش مردان، بار اقتصاد خانواده را بر دوش کشیدهاند؛ مردانی که در زمینهای شیبدار کشاورزی کردند، دام پرورش دادند و برای ساختن همین خانهها، چوب و سنگ را از دل طبیعت به روستا آوردند. حاصل آن همه رنج، امروز در قامت این بافت ارزشمند روستایی همچنان قابل مشاهده است.
اما زمان، چهره روستا را نیز دگرگون کرده است. برخی خانهها مرمت شدهاند، برخی جای خود را به بناهای جدید دادهاند و بعضی دیگر با رفتن صاحبانشان آرامآرام به خاطره پیوستهاند. با این حال هنوز میتوان در سکوت این کوچهها، ردپای نسلی را دید که با کمترین امکانات، بزرگترین سرمایه را ساختند؛ «ماندن».
در این قاب، تلاش کردهام تنها یک منظره را ثبت نکنم؛ بلکه پیوند انسان، معماری و طبیعت را روایت کنم. جادهای که نگاه را به عمق تصویر میبرد، دیوارهای کاهگلی که از دانش بومی سخن میگویند و کوهستانی که همچون نگهبانی کهن بر فراز روستا ایستاده است.
گاهی یک عکس فقط یک عکس نیست؛ سندی است از هویتی که نباید فراموش شود.
روایت و مستندسازی میراث معماری، فرهنگ بومی و زیست مردمان کجور؛ برای روزی که این کوچهها بیش از آنکه مسیر عبور باشند، بخشی از تاریخ این سرزمین محسوب شوند.
📷✍️ پژوهش و روایت: محسن طاهری
ثبت و روایت:
لنز دوربین خبری و مستند اجتماعی محسن طاهری 📷
🆔 شناسه:
https://ble.ir/mohsentaherididbantasvir
📍مازندران، نوشهر، بخش کجور
جاده مواصلاتی روستاهای هزارخال، سماء، منجیر و کیکو
📷 ثبت لنز دوربین: محسن طاهری
وقتی با دوربینم در کوچههای سِماء قدم میزدم، بیش از آنکه در حال عکاسی باشم، گویی در میان لایههای تاریخ حرکت میکردم. جادهای باریک که از میان خانههای قدیمی میگذرد و در امتداد خود، روایت سالها تلاش، رنج و زندگی مردمانی را حمل میکند که در دامنههای سخت و سرد البرز، خانه ساختند و ماندند.
نگاهم میان دیوارهای «کِلِهچو» سرگردان بود؛ همان خانههای کاهگلی که نسلهای گذشته با گل، کاه و دستان پینهبسته خود بنا کردند. تیرهای چوبی از درخت «زینگالی» که روزگاری از دل جنگلهای هیرکانی به این خانهها جان میبخشیدند و سقفهای «لَتبهسَر» که زمستانهای پربرف کجور را تاب میآوردند.
هرچه جلوتر میرفتم، بیشتر احساس میکردم این کوچه تنها یک معبر نیست؛ موزهای زنده از فرهنگ، معماری و حافظه جمعی مردمان کجور است. پنجرههای چوبی، دیوارهای فرسوده، سنگچینها و شیب آرام جاده، هر کدام داستانی ناگفته از زندگی روستایی را زمزمه میکردند.
پشت این دیوارها زنانی زندگی کردهاند که دوشادوش مردان، بار اقتصاد خانواده را بر دوش کشیدهاند؛ مردانی که در زمینهای شیبدار کشاورزی کردند، دام پرورش دادند و برای ساختن همین خانهها، چوب و سنگ را از دل طبیعت به روستا آوردند. حاصل آن همه رنج، امروز در قامت این بافت ارزشمند روستایی همچنان قابل مشاهده است.
اما زمان، چهره روستا را نیز دگرگون کرده است. برخی خانهها مرمت شدهاند، برخی جای خود را به بناهای جدید دادهاند و بعضی دیگر با رفتن صاحبانشان آرامآرام به خاطره پیوستهاند. با این حال هنوز میتوان در سکوت این کوچهها، ردپای نسلی را دید که با کمترین امکانات، بزرگترین سرمایه را ساختند؛ «ماندن».
در این قاب، تلاش کردهام تنها یک منظره را ثبت نکنم؛ بلکه پیوند انسان، معماری و طبیعت را روایت کنم. جادهای که نگاه را به عمق تصویر میبرد، دیوارهای کاهگلی که از دانش بومی سخن میگویند و کوهستانی که همچون نگهبانی کهن بر فراز روستا ایستاده است.
گاهی یک عکس فقط یک عکس نیست؛ سندی است از هویتی که نباید فراموش شود.
روایت و مستندسازی میراث معماری، فرهنگ بومی و زیست مردمان کجور؛ برای روزی که این کوچهها بیش از آنکه مسیر عبور باشند، بخشی از تاریخ این سرزمین محسوب شوند.
📷✍️ پژوهش و روایت: محسن طاهری
ثبت و روایت:
لنز دوربین خبری و مستند اجتماعی محسن طاهری 📷
🆔 شناسه:
https://ble.ir/mohsentaherididbantasvir
ble.ir
بله | کانال روایتِ ایران در قاب ✍️🏽📷🇮🇷
پلتفرمی تخصصی برای تولید محتوای بصری 🎬 مبتنی بر دقت ✅، اصالت ✨ و روایتپردازی حرفهای ✍️
انتشار گزارش تصویری با رعایت معیارهای روز روزنامهنگاری تصویری 📰
عکاس خبری و مستندساز میدانی: محسن طاهری
***ارتباط با ادمین
***@hami600
۰۹۱۲۸۷۲۴۳۹۱
انتشار گزارش تصویری با رعایت معیارهای روز روزنامهنگاری تصویری 📰
عکاس خبری و مستندساز میدانی: محسن طاهری
***ارتباط با ادمین
***@hami600
۰۹۱۲۸۷۲۴۳۹۱
👏2
Forwarded from هاوِست - فرهنگ و هنر مازرونی
گاهی برای پیدا کردن آرامش، کافیست قدمهایت را به دل طبیعت بسپاری؛
جایی که درختان سر به آسمان کشیدهاند، برگها فرش راه شدهاند و سکوت، زیباترین موسیقی دنیاست.
روزی سرشار از آرامش، امید و حالِ خوب داشته باشید. 🍃
📍مازندران | نوشهر | پارک جنگلی نوید
✍️📷 محسن طاهری
🆔 هاوست، کانال فرهنگ و هنر مازندران
@Haavest
جایی که درختان سر به آسمان کشیدهاند، برگها فرش راه شدهاند و سکوت، زیباترین موسیقی دنیاست.
روزی سرشار از آرامش، امید و حالِ خوب داشته باشید. 🍃
📍مازندران | نوشهر | پارک جنگلی نوید
✍️📷 محسن طاهری
🆔 هاوست، کانال فرهنگ و هنر مازندران
@Haavest
❤2
نگین سبز شمال ، کجور
Video
mohsen Taheri: ***آنچه رهبر شهیدمان را به شهادت رساند، تنها موشکهای سنگرشکنِ پیدرپی نبود.
آنچه زمینه را برای این فاجعه فراهم کرد، سالها بیتدبیری، کمکاری و عملکرد نادرست برخی سیاسیون داخلی بود؛ کسانی که با سوءمدیریت و فاصله گرفتن از مطالبات مردم، بستر سوءاستفاده دشمن را فراهم کردند.
موشکها در روز حادثه به هدف اصابت کردند، اما اگر زمینههای آسیب از پیش شکل نگرفته بود، دشمن هرگز چنین فرصتی نمییافت. رهبر شهیدمان، حضرت آیتالله العظمی سید علی خامنهای، سالها در همان جایگاه، با صلابت، استقامت و آرامش همیشگی ایستاد؛ آنچه تغییر کرد، شرایطی بود که دشمن آن را برای اجرای نقشه خود مناسب پنداشت.
تاریخ بارها نشان داده است که اگر از گذشته عبرت نگیریم، حوادث با چهرهای دیگر تکرار خواهند شد. شاید ابزارها تغییر کنند، اما غفلت، اختلاف و بیتوجهی به درسهای تاریخ، همواره پیامدهای مشابهی به دنبال خواهد داشت.
قاب رهبر شهیدمان، حضرت آیتالله العظمی سید علی خامنهای، برای من تنها یک تصویر نیست؛ هدیهای از سالهای عشق، ارادت و وفاداری است؛ یادگاری ارزشمند که در این کلیپ، روایتگر بخشی از آن دلبستگی و خاطره است.
🎬 برگرفته از کلیپی که این قاب ارزشمند، یادگار و هدیه سالهای عشق و وفاداری است.
تهیه و تدوین کلیپ:
محسن طاهری ✍️🏽📷***
🆔 شناسه:
https://ble.ir/mohsentaherididbantasvir
mohsen Taheri: https://farsnews.ir/Mohsen_taheri/1783012519321447189
🆔 شناسه:
https://ble.ir/mohsentaherididbantasvir
آنچه زمینه را برای این فاجعه فراهم کرد، سالها بیتدبیری، کمکاری و عملکرد نادرست برخی سیاسیون داخلی بود؛ کسانی که با سوءمدیریت و فاصله گرفتن از مطالبات مردم، بستر سوءاستفاده دشمن را فراهم کردند.
موشکها در روز حادثه به هدف اصابت کردند، اما اگر زمینههای آسیب از پیش شکل نگرفته بود، دشمن هرگز چنین فرصتی نمییافت. رهبر شهیدمان، حضرت آیتالله العظمی سید علی خامنهای، سالها در همان جایگاه، با صلابت، استقامت و آرامش همیشگی ایستاد؛ آنچه تغییر کرد، شرایطی بود که دشمن آن را برای اجرای نقشه خود مناسب پنداشت.
تاریخ بارها نشان داده است که اگر از گذشته عبرت نگیریم، حوادث با چهرهای دیگر تکرار خواهند شد. شاید ابزارها تغییر کنند، اما غفلت، اختلاف و بیتوجهی به درسهای تاریخ، همواره پیامدهای مشابهی به دنبال خواهد داشت.
قاب رهبر شهیدمان، حضرت آیتالله العظمی سید علی خامنهای، برای من تنها یک تصویر نیست؛ هدیهای از سالهای عشق، ارادت و وفاداری است؛ یادگاری ارزشمند که در این کلیپ، روایتگر بخشی از آن دلبستگی و خاطره است.
🎬 برگرفته از کلیپی که این قاب ارزشمند، یادگار و هدیه سالهای عشق و وفاداری است.
تهیه و تدوین کلیپ:
محسن طاهری ✍️🏽📷***
🆔 شناسه:
https://ble.ir/mohsentaherididbantasvir
mohsen Taheri: https://farsnews.ir/Mohsen_taheri/1783012519321447189
🆔 شناسه:
https://ble.ir/mohsentaherididbantasvir
نگین سبز شمال ، کجور
Photo
جاده چالوس | هزارچم؛ جادهای که خاطره را نفس میکشد...
بعضی جادهها فقط از نقطهای به نقطهای دیگر نمیرسند؛ آنها آدم را به سالهای دور میبرند... به روزهایی که مقصد، بهانه بود و خودِ راه، تمام لذت سفر.
هزارچم، همیشه برای من آغاز همین خاطرههاست. خانه قدیمی راهداری با سقف شیروانی، سالهاست بیآنکه چیزی بگوید، نگهبان پیچهای این جاده مانده؛ شاهد هزاران رفتن، هزاران بازگشت و میلیونها لبخندی که از پشت شیشه خودروها گذشتهاند.
کمی پایینتر، رستوران صخره... جایی که انگار زمان، آرامتر حرکت میکند. توقفی کوتاه، استکانی چای داغ، بخاری که از فنجان بلند میشود و هوای خنک عصرگاهی که از دل کوهستان میوزد؛ همین چند دقیقه، خستگی یک هفته کار و دغدغه را از جان آدم میشوید.
غروب که فرا میرسد، چراغ خودروها مانند رودی از نور، پیچهای هزارچم را در آغوش میگیرند. از این ارتفاع، هر نور، قصه یک خانواده است؛ قصه یک عاشق، یک مسافر، یک بازگشت، یا آغاز سفری تازه.
من هم، پس از روزهایی که در میان اعداد، گزارشهای مالی و هیاهوی تهران سپری میشود، آخر هفتهها، دوباره به آغوش این جاده پناه میآورم؛ همراه با دوربینم... تا یادم نرود زندگی را نمیتوان فقط با عددها سنجید. گاهی ارزشمندترین دارایی انسان، یک غروب، یک فنجان چای، سکوت کوهستان و عکسی است که خاطرهای را برای همیشه زنده نگه میدارد.
جاده چالوس را فقط نمیتوان دید؛ باید زندگیاش کرد...
📷 ثبت و روایت: محسن طاهری
جاده چالوس | کف هزارچم | غروب یک آخر هفته
🆔 شناسه:
https://ble.ir/mohsentaherididbantasvir
بعضی جادهها فقط از نقطهای به نقطهای دیگر نمیرسند؛ آنها آدم را به سالهای دور میبرند... به روزهایی که مقصد، بهانه بود و خودِ راه، تمام لذت سفر.
هزارچم، همیشه برای من آغاز همین خاطرههاست. خانه قدیمی راهداری با سقف شیروانی، سالهاست بیآنکه چیزی بگوید، نگهبان پیچهای این جاده مانده؛ شاهد هزاران رفتن، هزاران بازگشت و میلیونها لبخندی که از پشت شیشه خودروها گذشتهاند.
کمی پایینتر، رستوران صخره... جایی که انگار زمان، آرامتر حرکت میکند. توقفی کوتاه، استکانی چای داغ، بخاری که از فنجان بلند میشود و هوای خنک عصرگاهی که از دل کوهستان میوزد؛ همین چند دقیقه، خستگی یک هفته کار و دغدغه را از جان آدم میشوید.
غروب که فرا میرسد، چراغ خودروها مانند رودی از نور، پیچهای هزارچم را در آغوش میگیرند. از این ارتفاع، هر نور، قصه یک خانواده است؛ قصه یک عاشق، یک مسافر، یک بازگشت، یا آغاز سفری تازه.
من هم، پس از روزهایی که در میان اعداد، گزارشهای مالی و هیاهوی تهران سپری میشود، آخر هفتهها، دوباره به آغوش این جاده پناه میآورم؛ همراه با دوربینم... تا یادم نرود زندگی را نمیتوان فقط با عددها سنجید. گاهی ارزشمندترین دارایی انسان، یک غروب، یک فنجان چای، سکوت کوهستان و عکسی است که خاطرهای را برای همیشه زنده نگه میدارد.
جاده چالوس را فقط نمیتوان دید؛ باید زندگیاش کرد...
📷 ثبت و روایت: محسن طاهری
جاده چالوس | کف هزارچم | غروب یک آخر هفته
🆔 شناسه:
https://ble.ir/mohsentaherididbantasvir
ble.ir
بله | کانال روایتِ ایران در قاب ✍️🏽📷🇮🇷
پلتفرمی تخصصی برای تولید محتوای بصری 🎬 مبتنی بر دقت ✅، اصالت ✨ و روایتپردازی حرفهای ✍️
انتشار گزارش تصویری با رعایت معیارهای روز روزنامهنگاری تصویری 📰
عکاس خبری و مستندساز میدانی: محسن طاهری
***ارتباط با ادمین
***@hami600
۰۹۱۲۸۷۲۴۳۹۱
انتشار گزارش تصویری با رعایت معیارهای روز روزنامهنگاری تصویری 📰
عکاس خبری و مستندساز میدانی: محسن طاهری
***ارتباط با ادمین
***@hami600
۰۹۱۲۸۷۲۴۳۹۱
❤3