حدیث باقری
12 subscribers
33 photos
10 videos
8 files
3 links
Download Telegram
.
پنج کار مهم در هنگام جنگ

ـ بر اساس اسطوره‌ی ایرانی ـ



ملت‌ها با تکیه بر اسطوره‌هایشان زنده می‌مانند. اسطوره در ناخودآگاه جمعی انسان مدرن جا خوش کرده و از او جدا نیست؛ در زندگی روزمره و در بحران‌ها بر رفتار او اثر می‌گذارد؛ حتی اگر خود از آن آگاه نباشد. با آگاهی از اسطوره است که یک ملت می‌تواند این ناخودآگاه را به خِردی جمعی تبدیل کند و در بزنگاه‌ها تصمیمی درست بگیرد.

نبرد ما با یگانه دشمنمان ــ جمهوری اسلامی ــ تا فروپاشی کامل آن ادامه خواهد داشت. نبردی که از آن سخن می‌گویم، نبرد روایت‌ها، رسانه و سازمان‌دهی است؛ و اسطوره، مهم‌ترین منبع این روایت است.
در میانه‌ی این نبرد، پنج کار مهم را نباید فراموش کنیم. پنج کاری که ریشه در اسطوره‌ها و حماسه‌های ایرانی دارد:


۱. حفظ روحیه


«اهورامزدا به یاری آسمان «شادی» را آفرید تا اکنون که آمیختگی است، آفریدگان به شادی درایستند.»
ــ بندهش

شادی از بزرگ‌ترین سرمایه‌های هویت ایرانی است. در جهان‌بینی ایرانی، نخستین نیرویی که برای رویارویی با اهریمن آفریده می‌شود، «شادی» است.

در شاهنامه، بزم و رزم همواره به تعادل در کنار یکدیگرند. ایرانیان پیش و پس از هر تصمیم بزرگی، حتی در میانه‌ی جنگ، بزم می‌آرایند و مِی می‌نوشند؛ چرا که می‌دانند شکستِ روحیه، بزرگ‌ترین پیروزی برای دشمن است.


۲. رجزخوانی و شکستن روحیه‌ی دشمن


مرا مادرم نامْ «مرگ تو» کرد
زمانه مرا پتکِ ترگِ تو کرد

رستم این را در شاهنامه‌ به کاموس کشانی می‌گوید؛ پیش از آنکه تیغ، کارِ خود را بکند، زبان، کارش را کرده است.

بخش بزرگی از رفتار ما از باوری که درباره‌ی خود داریم سرچشمه می‌گیرد. رجزخوانیِ درست یعنی یادآوری قدرت و حقانیت خود؛ که از کهن‌ترین شیوه‌های نبرد است. جنگ علاوه بر میدان نبرد، در ذهن و زبان نیز جریان دارد. برای پیروزی نهایی، ابتدا باید آن را باور داشته باشیم و این باور را بر زبان بیاوریم.


۳. هوشیاری در برابر فریب دشمن


در نبردهای توران و ایران، تورانیان بارها با حیله و پیمان‌شکنی به ایران ضربه می‌زنند. هر بار که ایرانیان عقب می‌نشینند یا صلح می‌کنند، افراسیاب پس از تجدید قوا دوباره یورش می‌آورد و خون تازه‌ای می‌ریزد.

در نبرد بزرگ کیخسرو با افراسیاب، وقتی افراسیاب شکست خود را نزدیک می‌بیند، پیامی برای کیخسرو می‌فرستد: پیر شده‌ام، آشتی کنیم، سرزمین‌ها را بازمی‌گردانم و گنج‌ها می‌بخشمَت.

بزرگان ایران ــ به‌جز رستم ــ فریب این سخن را می‌خورند و کیخسرو را به صلح فرا می‌خوانند. کیخسرو نمی‌پذیرد. به دو دلیل:
نخست آنکه افراسیاب را خوب می‌شناسد و می‌داند این نیز حیله‌ای دیگر است.
و دیگر آنکه خون‌هایی که برای دادخواهی سیاوش ریخته شده، نباید پایمال شود.

هوشیاری یعنی حافظه‌ی تاریخی؛ یعنی یادمان نرود که چه کسانی، با چه نیرنگ‌هایی، بارها خون ما را ریخته‌اند.


۴. حفظ پرچم و برافراشتن آن


پرچم، تمام آن‌چیزی‌ست که یک ملت، نمادینه کرده و در قالب یک تصویر، آن را حمل می‌کند. نمادی که به تو یادآوری می‌کند ریشه‌ات در کدام خاک و فرهنگ است. پرچم، نقطه‌ی اتحاد یک ملت است و بالا بودن آن، یعنی این ملت هنوز ایستاده است.

در گشتاسپ‌نامه‌ی دقیقی، در نبرد ایران و توران، پهلوانی به نام «گرامی» تا پای جان از پرچم ایران پاسداری می‌کند. وقتی درفش کاویانی بر زمین می‌افتد، او آن را برمی‌دارد، خاک از آن می‌زداید و دوباره بالا می‌برد. دشمن او را محاصره می‌کند و دستی را که پرچم را نگه داشته، قطع می‌کند؛ گرامی پرچم را به دندان می‌گیرد و با دست دیگر می‌جنگد؛ تا سرانجام تیری بر تنِ او می‌نشیند و جان می‌دهد.

در شاهنامه‌ی فردوسی نیز، در نبرد «پَشَن» هنگامی که تورانیان دستِ بالا را می‌یابند، فریبرز پرچم‌دار سپاه ایران می‌گریزد.
گودرز، بیژن را می‌فرستد که یا او را بازگرداند یا پرچم را بیاورد. فریبرز نمی‌پذیرد و می‌گوید که کیخسرو پرچم را به من سپرده است. بیژن شمشیر می‌کشد و درفش کاویانی را به دو نیم می‌کند و نیمه‌ای را با خود به میدان بازمی‌گرداند.
ایرانیان با دیدن آن درفش، دوباره گرد هم می‌آیند و جانی تازه می‌گیرند؛ دشمن هم می‌داند که نیروی ایران در همان پرچم است و برای نابودی آن دست به هر کاری می‌زند.
پرچم شیر و خورشید ایران که امروز ما را گرد هم آورده، امتدادِ همان درفش کاویانی است.
آن را زمین نگذاریم.


۵. گوش به فرمان شاه


شاه یا رهبر دوران گذار، هر اسمی که می‌خواهید بگذارید؛ اما مهم‌ترین رکن این نبرد، هم‌سویی با کسی است که این راه را پیش می‌بَرَد. اگر هر کس راه خود را برود، بهترین ارتش هم به جمعی پراکنده بدل می‌شود.

👇 ادامه 👇
🤮1
👆ادامه 👆


در شاهنامه، در نخستین کین‌خواهی کیخسرو از خون سیاوش، سپاه ایران به طوس سپرده می‌شود و شاه (کیخسرو) به او سفارش می‌کند که از مسیری نرود که با فرود ــ پسر سیاوش و برادر ناتنی کیخسرو ــ روبه‌رو شود.
طوس اما گوش نمی‌دهد و از همان راه می‌رود و به فاجعه می‌انجامد: مرگ فرود و مادرش جریره؛ و در نهایت شکست سخت ایران به‌سبب چنددستگی.

اما در نبرد بزرگ کیخسرو با افراسیاب، خود کیخسرو فرماندهی را به‌دست می‌گیرد و از میانه‌ی نبرد به پشت سپاه درمی‌آید و کارزار را رهبری می‌کند. این‌بار همه‌ی پهلوانان ایران گوش به فرمان او می‌شوند و کسی ساز جدا نمی‌زند. سپاه ایران چون یک تن می‌جنگد.
همین یگانگی است که سرانجام کمر توران را می‌شکند و افراسیاب را به شکست نهایی می‌کشاند.

در نبرد امروز نیز، اختلاف‌نظر طبیعی است؛ اما چنددستگی مرگ‌آور است. هم‌سویی با نقشه‌ی راهِ رهبری که پذیرفته‌ی اکثریت است، شرط پیروزی است.


سخن آخر:

روحیه‌مان را حفظ کنیم.
از تمام امکانات فکری، رسانه‌ای و زبانی‌مان برای شکستن روحیه و روایتِ دشمن استفاده کنیم.
هوشیار باشیم و با هیچ وعده‌ی توخالی، از خواسته‌های خود کوتاه نیاییم.
پرچم ایران را افراشته نگه داریم.
و گوش به پیامِ آن‌کسی باشیم که نقشه‌ی راه را در دست دارد.

نیروی ایران در همین درفش است؛
در همین همبستگی
و در همین ایستادگی.


#حدیث_باقری

#انقلاب_شیروخورشید #پاینده_ایران #جاویدشاه

@HadisiBagheri
.
.
.
https://www.instagram.com/p/DVzDvwxERKA/?igsh=cjVwZTh0Nnhtd2w3
1🤮1
پنج کار مهم در هنگام جنگ.pdf
2.6 MB
پنج کار مهم در هنگام جنگ
بر اساس اسطوره‌ی ایرانی


@HadisiBagheri
2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
خاندان پهلوی همان ایرانیانی‌اند که فروزه‌ای از «آتش بهرام» را بعد از حمله‌‌ی اعراب مسلمان به ایرانشهر، با خود برداشتند و هزار و چهارصد سال زنده نگه داشتند تا درنهایت، در آتشکده‌‌ی یزد خانه دادند.
#پهلوی نیز، شعله‌ی هویت ایرانی را در تمام این سال‌ها پاسبانی کرده است.

@HadisiBagheri

#پاینده_ایران #جاویدشاه #انقلاب_شیروخورشید #ایران
2💩1
.
🪻امسال، نوروز ۲۵۸۵ را جشن می‌گیریم.🪻

مبدأ تاریخ ایران نباید هجرتِ پیامبرِ کشور دیگری باشد که تاریخش، یادآور تسلط بیگانگان بر ایران است و نه‌تنها جنبه‌ی ملی ندارد، که از اساس با فرهنگ ایرانی در تضاد است.
ما در ایران کسی را داشتیم که تمام جهان او را به‌عنوانِ پایه‌گذار و پیشگامِ حقوق بشر می‌شناسند؛ کسی که در اوج قدرت، به مردم امان داد و فرمان داد که به فرهنگ‌ها و ادیان سرزمین‌های مختلف احترام گذاشته شود.
مبدأ تاریخ ما، باید یادآور چنین شخصی باشد:
سال تاجگذاری کوروش بزرگ
.
سپاهیان گسترده‌ام با آرامش درون بابل گام برمی‌داشتند.
نگذاشتم کسی در همه‌ی سومر و اَکد هراس‌آفرین باشد.
در پیِ امنیت شهرِ بابل و همه‌ی جایگاه‌های مقدسش بودم.
برای مردم بابل، که برخلاف خواست خدایان یوغی بر آنان نهاده بود که شایسته‌شان نبود؛ خستگی‌هایشان را تسکین دادم و از بندها رهایشان کردم.

بخشی از منشور #کوروش_بزرگ
ترجمه‌ی شاهرخ رزمجو
.
@HadisiBagheri
.
#پاینده_ایران #جاویدشاه #ایران
2🤣1
.
👆👆
.
«سیاست مماشات، جنگی را که قابل پیشگیری بود، به یک جنگ حتمی تبدیل کرد.»

چرچیل در کتاب جنگ جهانی دوم، توضیح می‌دهد که چگونه مماشات اروپا، به‌ویژه انگلستان و فرانسه با ظهور هیتلر و حزب نازی و شکل‌گیری آلمان نازی، یکی از مهم‌ترین دلایلی بود که وقوعِ جنگ جهانی دوم را اجتناب‌ناپذیر می‌کرد.

او می‌گوید اگر در سال‌های ۱۹۳۳ تا ۱۹۳۸ با قاطعیت جلوی آلمان نازی گرفته می‌شد، احتمالاً می‌شد از وقوعِ جنگ جهانی دوم جلوگیری کرد و سیاست مماشات با آلمان نازی، یک «اشتباه استراتژیک بزرگ» بود که باعث شد آلمان نازی قوی‌تر شود و هزینه‌ی جنگ، بسیار سنگین‌تر شود.

درحقیقت، این سیاست اشتباه، جنگی را که قابل پیشگیری بود، به یک جنگ حتمی تبدیل کرد.

غرب مشابه این اشتباه را بار دیگر در سال ۵۷ و در قبالِ جمهوری‌اسلامی تکرار کرد. وقتی که حکومتِ رادیکال شیعی روی کار آمد، باید همان‌زمان می‌دانست که با مماشات با جمهوری‌اسلامی، درحقیقت به قدرتمندتر شدنش کمک می‌کند و خشونت گسترده‌ی این رژیم در ایران و نیروهای نیابتی‌اش در خاورمیانه، درنهایت منجر به جنگی فراگیر خواهد شد که دامن‌گیر خود غرب نیز می‌شود.

اروپا هنوز، حتی در میانه‌ی جنگ نیز، همین سیاست را پیش می‌برد. آتش‌بس یا پایان جنگ، بدونِ برچیدن کامل جمهوری‌اسلامی، به‌یقین هراس‌آورتر از خود جنگ است و شاید به‌ظاهر نام «صلح» را یدک بکشد اما درواقع مجالی‌ست برای تجدیدقوای جمهوری‌اسلامی و گرفتنِ انتقامِ جنگ از شهروندان ایرانی و انجام عملیات تروریستی در سایر کشورهای جهان.

#حدیث_باقری
.
.
@HadisiBagheri
.
.
#پاینده_ایران #انقلاب_شیروخورشید #جاویدشاه #ایران
1
57057028.pdf
5 MB
فرزندان و نوادگان یزدگرد سوم در چین
مقاله‌ای از تورج دریایی



با توجه به اظهارات اخیرِ جناب تورج دریایی مبنی بر اینکه «در تاریخ ایران، از زمان ایلامیان تاکنون، هیچ پادشاه ایرانی از نیروهای خارجی درخواست حمله‌ی نظامی نکرده»؛ جا داشت مقاله‌ی خود ایشان را که در سال ۸۲ در نشریه‌ی ایران‌شناسی منتشر شده، بازنشر کنم.

البته درخواستِ کمک شاهان ایرانی از نیروهای خارجی برای آزادسازی ایران از حکومتی اشغالگر، محدود به یزدگرد سوم ساسانی نمی‌شود و نمونه‌های بیشتری از این دست وجود دارد.
اما در اینجا خواستم به مقاله‌ی خود جناب دریایی ارجاع دهم.

@HadisiBagheri
2
.
اگر در سال ۵۷ ورق طوری برمی‌گشت که حکومت دست چپ‌ها می‌افتاد، شاید الان بعد از حدود نیم قرن زندگی در سایه‌ی دیکتاتوری چپ، واضح می‌بود که ارجاع‌دادن به ایده‌ها و گفتمان‌های چپ همانقدر مسخره است که ارجاع‌دادن به قرآن و اسلام و فلان دیدگاه اسلامی.
مردم ایران یک حکومت هم به چپ‌‌ها بدهکار نیستند که بعد از پنجاه سال، این ارتجاع سرخ را بشناسند؛ چون گرچه چپ به‌طور کامل در ایران به قدرت نرسید اما همکاری و همفکری آشکارش با اسلامی‌ها در پیش و اوایل انقلاب ۵۷ و همکاری ضمنیِ کنونی‌اش با حکومت اسلامی، از نتایج فاجعه‌بار این ایدئولوژی روایت می‌کند؛ تازه اگر نخواهیم به تجربه‌ی وحشتناکِ شوروی و کشورهای تحت سلطه‌اش، چین کمونیستی، کوبا، کره‌ی شمالی و امثال آن‌ها اشاره کنیم.
بنابر‌این بازنشر مطالبِ رسانه‌های چپ، در جایگاه خبررسانی، درحقیقت دروغ‌پراکنی‌ست؛ و در جایگاه تفسیر یا راه‌حلی برای وضعیت کنونی یا آینده‌ی ایران، بازبینی وضعیت از موضعی کاملاً پرت است.

#حدیث_باقری
.
.
@HadisiBagheri
.
.
#پاینده_ایران #جاویدشاه #ایران #انقلاب_شیروخورشید
1
سه گزاره‌ بالا، هر کدام برآمده از یک رویکرد
در زمانی مشخص است:
اولی؛ شعاری بوده که جمهوری‌خواهان اسلامی در ابتدای انقلاب۵۷ سر می‌دادند تا سیاست خود را در قبال جهان مشخص کنند.
دومی؛ جمله‌ای معروف از خامنه‌ای است که لجبازانه دربرابر امکان تغییر بیان کرد و در فاصله‌ کوتاهی، هر دو «نه»، «آری» شد.
سومی: رویکردی که بسیاری در مواجهه با وضع موجود انتخاب کرده‌اند؛ بدون اینکه راهکاری برای بیرون‌آمدن از این بن‌بست ارائه دهند.

«نه گفتنِ مطلق» به همه‌‌ گزینه‌ها، چه از روی سیاست، چه از سر لجبازی و چه از سر انفعال، آنهم در لحظه‌ای که امکان تغییر وجود دارد، درنهایت به بدتر شدن وضعیت می‌انجامد.
راحت‌ترین واکنش در برابر موقعیت‌های حساس، کنار کشیدن و امتناع از انتخاب است. فرد به خود می‌گوید: نه این را می‌پذیرم، نه آن را؛ هیچ‌کدام را انتخاب نمی‌کنم، چون اخلاقی‌تر است. اما در زمانی که دیگران برای تغییر، از جان خود گذشته‌اند و می‌گذرند، این «بی‌طرفی» چیزی جز شانه‌خالی‌کردن از مسئولیت اخلاقی نیست و درحقیقت، انتخابِ پنهان همان جریانی‌ست که از ابتدا با سیاستِ «نه» روی کار آمد و در انتها، به جنگ منتهی شد.

#حدیث_باقری

@HadisiBagheri
1