قابل توجه زبان آموزان عزیز:
.لطفا جهت دریافت کارنامه و ثبت نام ترم جدید ظرف امروز و فردا اقدام نمایید.با تشکر
.لطفا جهت دریافت کارنامه و ثبت نام ترم جدید ظرف امروز و فردا اقدام نمایید.با تشکر
قابل توجه زبان آموزان عزیز:
کلاس Touchstone 2A فردا سه شنبه 10 مهر ماه ساعت 6 عصر تشکیل میشود.
کلاس Touchstone 2A فردا سه شنبه 10 مهر ماه ساعت 6 عصر تشکیل میشود.
April’s Month
#داستان_کوتاه_انگلیسی (سطح اولیهElementry)
There was a nice little girl. She was 10 years old. Her name was April.
یک دختر کوچولوی مهربان بود. او ده سال سن داشت. نام او آوریل بود.
One day, April asked her parents why she was called April. Her mother answered that she was called April because she was born in April. The little girl was very happy to hear that. She liked her name.
یک روز، آوریل از مادرش سوال کرد چرا او اپریل نامیده می شود. مادرش جواب داد او اپریل نامیده می شود چون او در ماه آوریل به دنیا آمده. دختر کوچولو از شنیدن این موضوع خیلی خوشحال شد. او نامش را دوست داشت.
April really liked the month April, too. This was because she had her birthday in that month. Her parents made her a party. All her friends came and celebrated with her, and she received a lot of presents.
آوریل واقعا ماه آوریل را هم دوست داشت. این به این خاطر بود که او در این ماه تولد داشت. والدینش برای او یک مهمانی می گرفتند. همه دوستانش می آمدند و با او جشن می گرفتند، و او کلی هدیه می گرفت.
One day, her mother became pregnant and soon April had a little brother. Her brother was born in February. Everyone came to visit the family. Everyone suggested names for the new baby.
یک روز، مادر او باردار شد و زود او یک برادر کوچک داشت. برادر او در ماه فوریه به دنیا آمده بود. همه آمدند تا خانواده را ملاقات کنند. هرکسی نامی برای بچه جدید پیشنهاد می کرد.
April did not understand what the problem was. This looked very simple to her. She said that if the baby was born in February, the correct name was February!
آوریل نمی فهمید مشکل چیست. این به نظر او خیلی ساده می رسید. او گفت که اگر بچه در فوریه به دنیا آمده نام درست فوریه است!
@HadafCenter
#داستان_کوتاه_انگلیسی (سطح اولیهElementry)
There was a nice little girl. She was 10 years old. Her name was April.
یک دختر کوچولوی مهربان بود. او ده سال سن داشت. نام او آوریل بود.
One day, April asked her parents why she was called April. Her mother answered that she was called April because she was born in April. The little girl was very happy to hear that. She liked her name.
یک روز، آوریل از مادرش سوال کرد چرا او اپریل نامیده می شود. مادرش جواب داد او اپریل نامیده می شود چون او در ماه آوریل به دنیا آمده. دختر کوچولو از شنیدن این موضوع خیلی خوشحال شد. او نامش را دوست داشت.
April really liked the month April, too. This was because she had her birthday in that month. Her parents made her a party. All her friends came and celebrated with her, and she received a lot of presents.
آوریل واقعا ماه آوریل را هم دوست داشت. این به این خاطر بود که او در این ماه تولد داشت. والدینش برای او یک مهمانی می گرفتند. همه دوستانش می آمدند و با او جشن می گرفتند، و او کلی هدیه می گرفت.
One day, her mother became pregnant and soon April had a little brother. Her brother was born in February. Everyone came to visit the family. Everyone suggested names for the new baby.
یک روز، مادر او باردار شد و زود او یک برادر کوچک داشت. برادر او در ماه فوریه به دنیا آمده بود. همه آمدند تا خانواده را ملاقات کنند. هرکسی نامی برای بچه جدید پیشنهاد می کرد.
April did not understand what the problem was. This looked very simple to her. She said that if the baby was born in February, the correct name was February!
آوریل نمی فهمید مشکل چیست. این به نظر او خیلی ساده می رسید. او گفت که اگر بچه در فوریه به دنیا آمده نام درست فوریه است!
@HadafCenter
داستان را چندین و چند بار گوش دهید تا در نهایت بتوانید خلاصه آن را با زبان خود بیان نمایید.
@HadafCenter
@HadafCenter
مشاغل :
Principal=مدیر مدرسه
Miller آسیابان
Physician=پزشک
Webmaster =کارشناس اینترنت
Dancer=رقاص
Actuary=امارگیر
Archivist=بایگان،ضابط
Interpreter =مفسر
Seafarer=دریانورد ،بحرپیما
Undertaker =قبرکن
Employer=کارفرما
Priest =کشیش
Assistant=معاون
Bookseller =کتاب فروش
Diplomat=دیپلمات
Publisher =ناشر
Detectiveکاراگاه
Baker =نانوا
Demarche=بخشدار
Manager =مدیر
Employee=کارمند
Governor =فرماندار
Dress maker=خیاط زنانه
Cashier =صندوقدار
Receptionist=منشی
Weatherman =هواشناس
Maid=خدمتکار زن
Repairman =تعمیرکار
Shepherd/Rancher=چوپان
Farmer =کشاورز
Gardener=باغدار
Artist =هنرمند
Muezzin=موذن
Banker =بانکدار
Cameleer=ساربان
Blacksmith =آهنگر
Cook=آشپز
Boss =رءیس
Dentist=دندان پزشک
Brigadier =سرتیپ
Carpenter=نجار
Caretaker =سرایدار
Housekeeper =خانه دار
Clerk =کارمند
Council=شورا
Coach=(مربی (وررشی
Writer/Author=نویسنده
Colonel =سرهنگ
Waiter=گارسون
Diver =غواص
Professor=استاد
Doctor =دکتر
Seller=فروشنده
Doorman =دربان
Glass maker=شیشه بر
Headmaster =مدیر مرد
Headmistress=مدیر زن
Green grocery =سبزی ومیوه فروش
House wife=زن خانه دار
Guard =نگهبان
Painter=نقاش ساختمان
Firefighter/fireman =آتش نشان
Boatman=قایقران
Judge =قاضی
Fisherman=ماهیگیر
Lawyer =وکیل
Street sweeper=رفتگر
Worker =کارگر
Minister=وزیر
Mayor =شهردار
Pilot=خلبان
Miner =معدنچی
Copilot=کمک خلبان
Nurse =پرستار
Barber=آرایشگر مرد
Officer =افسر
Clergy man=روحانی
Photographer =عکاس
Specialist=متخصص
Plumber =لوله کش
Footballer=فوتبالیست
Player =بازیگر
Butcher=قصاب
Porter =باربر
Watchman=ساعت ساز
President
رئیس جمهور
Grocer=بقال
Leader =رهبر
Operator=تلفنچی
Prime minister =نخست وزیر
Merchant=تاجر
Psychologist =روانشناس
Optician/Optometrist
چشم پزشک / عینک ساز
Reporter =گزارشگر
Calligrapher=خطاط
Retired =بازنشسته
Forester=جنگلبان
Sculptor =مجسمه ساز
Teacher=معلم
Sergeant =گروهبان
Engineer=مهندس
Surgeon=جراح
Driver=راننده
Shopkeeper =مغازه دار
Singer=خواننده
Soldier =سرباز
Speaker=سخنران
potter =سفالگر
Welder=جوشکار
Tourist =جهانگرد
Jerry builder=بسازبفروش
Architect =معمار
Mason=بنا
Florist =گل فروش
stockbroker=دلال
Composer =آهنگ ساز
Babysitter=پرستار بچه
Translator =مترجم
Ecologist=محیط شناس
Journalist =رورنامه نگار
Pharmacist=داروفروش
Postman =پستچی
Sheriff=کلانتر
Shoemaker =کفاش
Hunter=شکارچی
Construction worker=کارگرساختمان
Accountant=حسابدار
Announcer =گوینده
News announcer=گوینده خبر
Director =کارگردان
Poet=شاعر
Conductor=رهبر ارکستر
Servant=پیشخدمت
Army =نظامی
Captain=ناخدا
Governor =فرماندار
Dress maker=خیاط زنانه
Student =دانش آموز
Tailor=خیاط مردانه
Repairman =تعمیرکار
Shepherd/Rancher=چوپان
Economist =اقتصاد دان
flight attendant =مهماندار هواپیما
scientist =دانشمند
Researcher=پژوهشگر
Truck driver =راننده کامیون
Actress=هنرپیشه زن
Decorator =آذین گر
Actor=هنر پیشه مرد
Referee =داور
Editor=ویراستار ، سر دبیر
Chef =سرآشپز
Veterinarian=دامپزشک
Surveyor =نقشه بردار
Musician=موسیقیدان
Sailor =ملوان
Merchant=بازرگان
Spy=جاسوس
@HadafCenter
Principal=مدیر مدرسه
Miller آسیابان
Physician=پزشک
Webmaster =کارشناس اینترنت
Dancer=رقاص
Actuary=امارگیر
Archivist=بایگان،ضابط
Interpreter =مفسر
Seafarer=دریانورد ،بحرپیما
Undertaker =قبرکن
Employer=کارفرما
Priest =کشیش
Assistant=معاون
Bookseller =کتاب فروش
Diplomat=دیپلمات
Publisher =ناشر
Detectiveکاراگاه
Baker =نانوا
Demarche=بخشدار
Manager =مدیر
Employee=کارمند
Governor =فرماندار
Dress maker=خیاط زنانه
Cashier =صندوقدار
Receptionist=منشی
Weatherman =هواشناس
Maid=خدمتکار زن
Repairman =تعمیرکار
Shepherd/Rancher=چوپان
Farmer =کشاورز
Gardener=باغدار
Artist =هنرمند
Muezzin=موذن
Banker =بانکدار
Cameleer=ساربان
Blacksmith =آهنگر
Cook=آشپز
Boss =رءیس
Dentist=دندان پزشک
Brigadier =سرتیپ
Carpenter=نجار
Caretaker =سرایدار
Housekeeper =خانه دار
Clerk =کارمند
Council=شورا
Coach=(مربی (وررشی
Writer/Author=نویسنده
Colonel =سرهنگ
Waiter=گارسون
Diver =غواص
Professor=استاد
Doctor =دکتر
Seller=فروشنده
Doorman =دربان
Glass maker=شیشه بر
Headmaster =مدیر مرد
Headmistress=مدیر زن
Green grocery =سبزی ومیوه فروش
House wife=زن خانه دار
Guard =نگهبان
Painter=نقاش ساختمان
Firefighter/fireman =آتش نشان
Boatman=قایقران
Judge =قاضی
Fisherman=ماهیگیر
Lawyer =وکیل
Street sweeper=رفتگر
Worker =کارگر
Minister=وزیر
Mayor =شهردار
Pilot=خلبان
Miner =معدنچی
Copilot=کمک خلبان
Nurse =پرستار
Barber=آرایشگر مرد
Officer =افسر
Clergy man=روحانی
Photographer =عکاس
Specialist=متخصص
Plumber =لوله کش
Footballer=فوتبالیست
Player =بازیگر
Butcher=قصاب
Porter =باربر
Watchman=ساعت ساز
President
رئیس جمهور
Grocer=بقال
Leader =رهبر
Operator=تلفنچی
Prime minister =نخست وزیر
Merchant=تاجر
Psychologist =روانشناس
Optician/Optometrist
چشم پزشک / عینک ساز
Reporter =گزارشگر
Calligrapher=خطاط
Retired =بازنشسته
Forester=جنگلبان
Sculptor =مجسمه ساز
Teacher=معلم
Sergeant =گروهبان
Engineer=مهندس
Surgeon=جراح
Driver=راننده
Shopkeeper =مغازه دار
Singer=خواننده
Soldier =سرباز
Speaker=سخنران
potter =سفالگر
Welder=جوشکار
Tourist =جهانگرد
Jerry builder=بسازبفروش
Architect =معمار
Mason=بنا
Florist =گل فروش
stockbroker=دلال
Composer =آهنگ ساز
Babysitter=پرستار بچه
Translator =مترجم
Ecologist=محیط شناس
Journalist =رورنامه نگار
Pharmacist=داروفروش
Postman =پستچی
Sheriff=کلانتر
Shoemaker =کفاش
Hunter=شکارچی
Construction worker=کارگرساختمان
Accountant=حسابدار
Announcer =گوینده
News announcer=گوینده خبر
Director =کارگردان
Poet=شاعر
Conductor=رهبر ارکستر
Servant=پیشخدمت
Army =نظامی
Captain=ناخدا
Governor =فرماندار
Dress maker=خیاط زنانه
Student =دانش آموز
Tailor=خیاط مردانه
Repairman =تعمیرکار
Shepherd/Rancher=چوپان
Economist =اقتصاد دان
flight attendant =مهماندار هواپیما
scientist =دانشمند
Researcher=پژوهشگر
Truck driver =راننده کامیون
Actress=هنرپیشه زن
Decorator =آذین گر
Actor=هنر پیشه مرد
Referee =داور
Editor=ویراستار ، سر دبیر
Chef =سرآشپز
Veterinarian=دامپزشک
Surveyor =نقشه بردار
Musician=موسیقیدان
Sailor =ملوان
Merchant=بازرگان
Spy=جاسوس
@HadafCenter
Dear Hadaf Language Center members:
Happy prophet's birthday to you all with the best wishes.
Happy prophet's birthday to you all with the best wishes.
با سلام
کلاس های روز دوشنبه(Family 2) و کلاس های روز چهارشنبه (Family 4 و Family 1) خانم لطفعلی دایر می باشد.لطفا فراموش نکنید.سپاسگزارم
کلاس های روز دوشنبه(Family 2) و کلاس های روز چهارشنبه (Family 4 و Family 1) خانم لطفعلی دایر می باشد.لطفا فراموش نکنید.سپاسگزارم
آشنایی با نسبتهای فامیلی
از کلمات زیر میتوانید برای بیان نسبت خانوادگی و فامیلی خود با شخص دیگری استفاده کنید:
* grandparents
* به پدربزرگ و مادربزرگ با هم, گفته میشود. معادل فارسی ندارد.
- Children always enjoy visiting their grandparents.
- بچه ها همیشه از رفتن پیش پدربزرگ و مادر بزرگ هایشان لذت میبرند.
* grandfather
* پدربزرگ پدری یا مادری
* grandmother
* مادربزرگ پدری یا مادری
* great grandfather
* پدربزرگ پدر یا مادر
* great grandmother
* مادربزرگ پدر یا مادر
* uncle
* عمو یا دایی
* aunt
* عمه یا خاله
* cousin
* فرزند عمو / دایی / خاله / عمه
* father-in-law
* پدر همسر
* mother-in-law
* مادر همسر
* brother-in-law
* برادر همسر
* sister-in-law
* خواهر همسر
* nephew
* برادرزاده یا خواهرزاده مذکر
* niece
* برادرزاده یا خواهرزاده مونث
*granchildren
* نوه
* grandson
* نوه مذکر
* granddaughter
* نوه مونث
نکته: برای بیان نسبتی از سمت پدر, از کلمه "paternal" و از سمت مادر از کلمه "maternal" استفاده میشود:
- My maternal grandfather
- پدربزرگ مادری من
*stepparent
* ناپدری یا نامادری در حالت کلی
* stepfather
* ناپدری
* stepmother
* نامادری
* step-child
* فرزند همسر (مثلا شما با کسی ازدواج میکنید که قبلا فرزند داشته است)
* stepson
* فرزند همسر مذکر
* stepdaughter
* فرزند همسر مونث
* sibling
* برادر یا خواهر
- I have three siblings.
- من سه برادر و خواهر دارم
* spouse
* همسر
* ex-husband
* شوهر سابق
* ex-wife
* زن سابق
توجه: در مورد کلماتی که با "step" آغاز میشوند, در بعضی نگارشها بین آن و کلمه بعدی خط تیره قرار میدهند "step-father" و در بعضی نگارشها سر هم نوشته میشوند که هر دو فرم صحیح میباشد (به علت استفاده زیاد از این کلمت در طول زمان, معمولا سر هم نوشته میشوند) اما در مورد کلماتی که در آنها "in-law" وجود دارد, استفاده از خط تیره الزامی است و نمیتوان آنها را به صورت سر هم نوشت.
@HadafLanguageCenter
از کلمات زیر میتوانید برای بیان نسبت خانوادگی و فامیلی خود با شخص دیگری استفاده کنید:
* grandparents
* به پدربزرگ و مادربزرگ با هم, گفته میشود. معادل فارسی ندارد.
- Children always enjoy visiting their grandparents.
- بچه ها همیشه از رفتن پیش پدربزرگ و مادر بزرگ هایشان لذت میبرند.
* grandfather
* پدربزرگ پدری یا مادری
* grandmother
* مادربزرگ پدری یا مادری
* great grandfather
* پدربزرگ پدر یا مادر
* great grandmother
* مادربزرگ پدر یا مادر
* uncle
* عمو یا دایی
* aunt
* عمه یا خاله
* cousin
* فرزند عمو / دایی / خاله / عمه
* father-in-law
* پدر همسر
* mother-in-law
* مادر همسر
* brother-in-law
* برادر همسر
* sister-in-law
* خواهر همسر
* nephew
* برادرزاده یا خواهرزاده مذکر
* niece
* برادرزاده یا خواهرزاده مونث
*granchildren
* نوه
* grandson
* نوه مذکر
* granddaughter
* نوه مونث
نکته: برای بیان نسبتی از سمت پدر, از کلمه "paternal" و از سمت مادر از کلمه "maternal" استفاده میشود:
- My maternal grandfather
- پدربزرگ مادری من
*stepparent
* ناپدری یا نامادری در حالت کلی
* stepfather
* ناپدری
* stepmother
* نامادری
* step-child
* فرزند همسر (مثلا شما با کسی ازدواج میکنید که قبلا فرزند داشته است)
* stepson
* فرزند همسر مذکر
* stepdaughter
* فرزند همسر مونث
* sibling
* برادر یا خواهر
- I have three siblings.
- من سه برادر و خواهر دارم
* spouse
* همسر
* ex-husband
* شوهر سابق
* ex-wife
* زن سابق
توجه: در مورد کلماتی که با "step" آغاز میشوند, در بعضی نگارشها بین آن و کلمه بعدی خط تیره قرار میدهند "step-father" و در بعضی نگارشها سر هم نوشته میشوند که هر دو فرم صحیح میباشد (به علت استفاده زیاد از این کلمت در طول زمان, معمولا سر هم نوشته میشوند) اما در مورد کلماتی که در آنها "in-law" وجود دارد, استفاده از خط تیره الزامی است و نمیتوان آنها را به صورت سر هم نوشت.
@HadafLanguageCenter
آشنایی با نسبتهای فامیلی
از کلمات زیر میتوانید برای بیان نسبت خانوادگی و فامیلی خود با شخص دیگری استفاده کنید:
* grandparents
* به پدربزرگ و مادربزرگ با هم, گفته میشود. معادل فارسی ندارد.
- Children always enjoy visiting their grandparents.
- بچه ها همیشه از رفتن پیش پدربزرگ و مادر بزرگ هایشان لذت میبرند.
* grandfather
* پدربزرگ پدری یا مادری
* grandmother
* مادربزرگ پدری یا مادری
* great grandfather
* پدربزرگ پدر یا مادر
* great grandmother
* مادربزرگ پدر یا مادر
* uncle
* عمو یا دایی
* aunt
* عمه یا خاله
* cousin
* فرزند عمو / دایی / خاله / عمه
* father-in-law
* پدر همسر
* mother-in-law
* مادر همسر
* brother-in-law
* برادر همسر
* sister-in-law
* خواهر همسر
* nephew
* برادرزاده یا خواهرزاده مذکر
* niece
* برادرزاده یا خواهرزاده مونث
*granchildren
* نوه
* grandson
* نوه مذکر
* granddaughter
* نوه مونث
نکته: برای بیان نسبتی از سمت پدر, از کلمه "paternal" و از سمت مادر از کلمه "maternal" استفاده میشود:
- My maternal grandfather
- پدربزرگ مادری من
*stepparent
* ناپدری یا نامادری در حالت کلی
* stepfather
* ناپدری
* stepmother
* نامادری
* step-child
* فرزند همسر (مثلا شما با کسی ازدواج میکنید که قبلا فرزند داشته است)
* stepson
* فرزند همسر مذکر
* stepdaughter
* فرزند همسر مونث
* sibling
* برادر یا خواهر
- I have three siblings.
- من سه برادر و خواهر دارم
* spouse
* همسر
* ex-husband
* شوهر سابق
* ex-wife
* زن سابق
توجه: در مورد کلماتی که با "step" آغاز میشوند, در بعضی نگارشها بین آن و کلمه بعدی خط تیره قرار میدهند "step-father" و در بعضی نگارشها سر هم نوشته میشوند که هر دو فرم صحیح میباشد (به علت استفاده زیاد از این کلمت در طول زمان, معمولا سر هم نوشته میشوند) اما در مورد کلماتی که در آنها "in-law" وجود دارد, استفاده از خط تیره الزامی است و نمیتوان آنها را به صورت سر هم نوشت.
@Hadaf
از کلمات زیر میتوانید برای بیان نسبت خانوادگی و فامیلی خود با شخص دیگری استفاده کنید:
* grandparents
* به پدربزرگ و مادربزرگ با هم, گفته میشود. معادل فارسی ندارد.
- Children always enjoy visiting their grandparents.
- بچه ها همیشه از رفتن پیش پدربزرگ و مادر بزرگ هایشان لذت میبرند.
* grandfather
* پدربزرگ پدری یا مادری
* grandmother
* مادربزرگ پدری یا مادری
* great grandfather
* پدربزرگ پدر یا مادر
* great grandmother
* مادربزرگ پدر یا مادر
* uncle
* عمو یا دایی
* aunt
* عمه یا خاله
* cousin
* فرزند عمو / دایی / خاله / عمه
* father-in-law
* پدر همسر
* mother-in-law
* مادر همسر
* brother-in-law
* برادر همسر
* sister-in-law
* خواهر همسر
* nephew
* برادرزاده یا خواهرزاده مذکر
* niece
* برادرزاده یا خواهرزاده مونث
*granchildren
* نوه
* grandson
* نوه مذکر
* granddaughter
* نوه مونث
نکته: برای بیان نسبتی از سمت پدر, از کلمه "paternal" و از سمت مادر از کلمه "maternal" استفاده میشود:
- My maternal grandfather
- پدربزرگ مادری من
*stepparent
* ناپدری یا نامادری در حالت کلی
* stepfather
* ناپدری
* stepmother
* نامادری
* step-child
* فرزند همسر (مثلا شما با کسی ازدواج میکنید که قبلا فرزند داشته است)
* stepson
* فرزند همسر مذکر
* stepdaughter
* فرزند همسر مونث
* sibling
* برادر یا خواهر
- I have three siblings.
- من سه برادر و خواهر دارم
* spouse
* همسر
* ex-husband
* شوهر سابق
* ex-wife
* زن سابق
توجه: در مورد کلماتی که با "step" آغاز میشوند, در بعضی نگارشها بین آن و کلمه بعدی خط تیره قرار میدهند "step-father" و در بعضی نگارشها سر هم نوشته میشوند که هر دو فرم صحیح میباشد (به علت استفاده زیاد از این کلمت در طول زمان, معمولا سر هم نوشته میشوند) اما در مورد کلماتی که در آنها "in-law" وجود دارد, استفاده از خط تیره الزامی است و نمیتوان آنها را به صورت سر هم نوشت.
@Hadaf
Dear Hadaf Center Members:
Happy new year in advance to you all with the best & the most beautiful wishes.
Happy new year in advance to you all with the best & the most beautiful wishes.
The account of the user that created this channel has been inactive for the last 5 months. If it remains inactive in the next 28 days, that account will self-destruct and this channel will no longer have a creator.
The account of the user that created this channel has been inactive for the last 5 months. If it remains inactive in the next 20 days, that account will self-destruct and this channel will no longer have a creator.
The account of the user that created this channel has been inactive for the last 5 months. If it remains inactive in the next 17 days, that account will self-destruct and this channel will no longer have a creator.
The account of the user that created this channel has been inactive for the last 5 months. If it remains inactive in the next 10 days, that account will self-destruct and this channel will no longer have a creator.