هر کدوم یه هنر دارن
یکی مجسمه سازه
یکی آرتیسته
یکی نویسنده است
یکی دقیقا سریال مورد علاقه منو می بینه
یکی مجسمه سازه
یکی آرتیسته
یکی نویسنده است
یکی دقیقا سریال مورد علاقه منو می بینه
خیلی خوشحالم که دارم با ممبرام ارتباط می گیرم. واقعا از چنل منفعلی که فقط آمارش زیاد بشه متنفرم. سر همین هم ریکت ها رو بسته بودم چون حس می کردم کسی منو نمی شناسه که ریکت بده. خیلی خوشحالم کردید
یکیش Nintherom هست که همون کار (Studyraid ai) رو می کنه ولی فرقش اینه که مراحل کورس ها کامل باز میشه و می تونی ازش بخوای زبانش رو فارسی کنه.
اون یکی Brilliant هست که زبانش انگلیسیه ولی دوره های خیلی فوق العاده ای داره. فیزیک ریاضی کامپیوتر ارز مجازی و خیلی چیزای دیگه رو یاد میده به شکل بازی
ولی مراحلش کند هستند و روزی یه کلید رایگان برای باز کردن دروس داری
ولی مراحلش کند هستند و روزی یه کلید رایگان برای باز کردن دروس داری
Forwarded from آکادمی فلسفه و هنر مارزوک
لطفا چگونه می توان از تبدیل یک سوگ به افسردگی جلوگیری کرد؟ بنظر می رسد از دست دادن سیاوش و امام حسین تبدیل شده است برای ما به یک افسردگی مزمن تاریخی غیر قابل جبران که نوعی انفعال ، سر در گریبان بردن ،پذیرش مظلومیت به همراه دارد.
بلورچی
درود متقابل...پاسخ به سوال شما مستلزم این است که جزییات بیشتری را بازگو نماییم....این روتینهای ساده با چند مکانیسم روانشناختی و روانزیستی شناختهشده عمل میکنند که مستقیماً مسیرهای اصلی تبدیل سوگ طبیعی به سوگ پیچیده (PGD) یا افسردگی عمده را مختل یا تضعیف میکنند...
اول: پذیرش و نامگذاری احساسات....
وقتی احساس را هر روز کوتاه اما آگاهانه مشاهده و نامگذاری میکنید، از مکانیسم اجتناب هیجانی جلوگیری میشود....
در واقع اجتناب هیجانی قویترین پیشبینیکننده سوگ طولانیمدت و افسردگی پس از فقدان است....
پذیرش مکرر سبب کاهش رامینیشن (نشخوار فکری) و سرکوب هیجانی خواهد شد (باعث کمتر شدن تجمع هیجانهای پردازشنشده میشود جهت جلوگیری از تبدیل به افسردگی مزمن)..
از منظر نوروبیولوژی نیز کمک به تنظیم دوباره مدار PANIC/GRIEF (Panksepp) و کاهش فعالیت بیشازحد آمیگدال....
دوم: حمایت اجتماعی حداقلی اما واقعی...
حتی تماس کوتاه باعث فعالسازی سیستم اکسیتوسین و کاهش کورتیزول مزمن ناشی از سوگ خواهد شد...
در واقع حمایت اجتماعی به عنوان بافر استرس عمل میکند و تا ۴۰٪ خطر سوگ پیچیده را کاهش میدهد...
پس ارتباط انسانی باعث مقابله با انزوای اجتماعی خواهد بود (یکی از قویترین عوامل خطر افسردگی پس از فقدان)...
ضمن اینکه حس تعلق و تأیید شدن هیجانها باعث کاهش احساس بیارزشی و ناامیدی عمیق خواهد شد که هسته شناختی افسردگی است....
سوم: موضوع مراقبت بدنی پایهای است که در متن بالا اشاره نمودم..
سوگ شدید باعث فعالسازی مزمن محور HPA و در نتیجه افزایش کورتیزول خواهد بود که منجر به اختلال خواب، التهاب سیستمیک، کاهش BDNF (عامل نوروتروفیک مغزی) بوده که عامل زمینهسازی افسردگی هستند....
و اما در خصوص ورزش،،،،حرکت سبک و تخلیه تنش عضلانی باعث کاهش تنش (دردهای جسمانی سوگ) و بهبود تنظیم و کاهش arousal هیجانی مداوم خواهد بود....
و البته خواب و تغذیه حداقلی باعث حفظ حداقل هموستاز مغزی و جلوگیری از سقوط دوپامین/سروتونین است که در افسردگی پس از سوگ شایع است....
بنابراین بدن سالمتر باعث حس کارآمدی بدنی و مقابله با انفعال آموختهشده ( که باعث تثبیت افسردگی است) خواهد بود....
غلامرضا موذن
https://t.me/+RgpoTxExbs0yOTA0
بلورچی
درود متقابل...پاسخ به سوال شما مستلزم این است که جزییات بیشتری را بازگو نماییم....این روتینهای ساده با چند مکانیسم روانشناختی و روانزیستی شناختهشده عمل میکنند که مستقیماً مسیرهای اصلی تبدیل سوگ طبیعی به سوگ پیچیده (PGD) یا افسردگی عمده را مختل یا تضعیف میکنند...
اول: پذیرش و نامگذاری احساسات....
وقتی احساس را هر روز کوتاه اما آگاهانه مشاهده و نامگذاری میکنید، از مکانیسم اجتناب هیجانی جلوگیری میشود....
در واقع اجتناب هیجانی قویترین پیشبینیکننده سوگ طولانیمدت و افسردگی پس از فقدان است....
پذیرش مکرر سبب کاهش رامینیشن (نشخوار فکری) و سرکوب هیجانی خواهد شد (باعث کمتر شدن تجمع هیجانهای پردازشنشده میشود جهت جلوگیری از تبدیل به افسردگی مزمن)..
از منظر نوروبیولوژی نیز کمک به تنظیم دوباره مدار PANIC/GRIEF (Panksepp) و کاهش فعالیت بیشازحد آمیگدال....
دوم: حمایت اجتماعی حداقلی اما واقعی...
حتی تماس کوتاه باعث فعالسازی سیستم اکسیتوسین و کاهش کورتیزول مزمن ناشی از سوگ خواهد شد...
در واقع حمایت اجتماعی به عنوان بافر استرس عمل میکند و تا ۴۰٪ خطر سوگ پیچیده را کاهش میدهد...
پس ارتباط انسانی باعث مقابله با انزوای اجتماعی خواهد بود (یکی از قویترین عوامل خطر افسردگی پس از فقدان)...
ضمن اینکه حس تعلق و تأیید شدن هیجانها باعث کاهش احساس بیارزشی و ناامیدی عمیق خواهد شد که هسته شناختی افسردگی است....
سوم: موضوع مراقبت بدنی پایهای است که در متن بالا اشاره نمودم..
سوگ شدید باعث فعالسازی مزمن محور HPA و در نتیجه افزایش کورتیزول خواهد بود که منجر به اختلال خواب، التهاب سیستمیک، کاهش BDNF (عامل نوروتروفیک مغزی) بوده که عامل زمینهسازی افسردگی هستند....
و اما در خصوص ورزش،،،،حرکت سبک و تخلیه تنش عضلانی باعث کاهش تنش (دردهای جسمانی سوگ) و بهبود تنظیم و کاهش arousal هیجانی مداوم خواهد بود....
و البته خواب و تغذیه حداقلی باعث حفظ حداقل هموستاز مغزی و جلوگیری از سقوط دوپامین/سروتونین است که در افسردگی پس از سوگ شایع است....
بنابراین بدن سالمتر باعث حس کارآمدی بدنی و مقابله با انفعال آموختهشده ( که باعث تثبیت افسردگی است) خواهد بود....
غلامرضا موذن
https://t.me/+RgpoTxExbs0yOTA0
Telegram
آکادمی فلسفه مارزوک
کار فلسفه آزردن حماقت است
لینک گروه
https://t.me/+RgpoTxExbs0yOTA0
کانال اکادمی
@marzockacademy
اینستاگرام
www.instagram.com/marzockacademy
کانال کنفرانس ها
https://t.me/ConferenceAcademyMarzock
لینک گروه
https://t.me/+RgpoTxExbs0yOTA0
کانال اکادمی
@marzockacademy
اینستاگرام
www.instagram.com/marzockacademy
کانال کنفرانس ها
https://t.me/ConferenceAcademyMarzock
NeuroScience
🧠پروپاگاندای رسانه منظور چیست؟از کتاب روانشناسی سیاست انتشارات آکسفورد. ⭐️مطالعات و تحقیقات انجام شده از جامعه و دولت امریکا هست ولی رسالت رسانه ها دستور کار مشخصی دارد. در نیمهٔ دوم قرن بیستم، ارتباطات جمعی چشمانداز سیاست آمریکا را دگرگون کرده است و بهطور…
رسانه باعث میشه بفهمم که حتی "فکر کردنم" هم دست خودم نیست. هرچیزی که فکر می کنید اندیشهٔ خودتونه ، حاصل تاثیرات ثانویهٔ مفاهیم رسانه روی مغزتونه.
Forwarded from تکامل و فلسفه | هادی صمدی
دین به مثابهی مزیتی تکاملی
در پست قبل دیدیم که مطابق نخستین رویکرد تکاملی به خاستگاه دین، دین محصول جانبی برخی سامانههای شناختی است. در نقطهی مقابل، طرفداران دیدگاه دوم میگویند که دین نمیتواند صرفاً یک محصول جانبی بیفایده باشد. فراگیری و پایداری دین طی تاریخ و صرف هزینههای هنگفت مادی و انرژی برای مناسک دینی (مانند قربانی کردن، زیارت، ساخت معابد عظیم) نشان میدهد که دین باید کارکرد(های) مهمی داشته باشد. رویکرد دوم بر نقش مهم دین در حل برخی مسائل که نیاکان ما با آنها مواجه بودهاند تأکيد دارد و در زیر چند نمونه از فایدههای پیشنهادی را که تکاملدانان برای دین پیشنهاد کردهاند میببینیم.
عموم این فایدهها در سطح گروهی پیشنهاد شدهاند و اگر تکاملدانی انتخاب در سطح گروه را نپذیرد این تبیینها را از همان ابتدا رد میکند. اما تبیینهای فردی نیز در این زمره وجود دارد.
افزایش همکاری: همکاری در گروههای بزرگ، همواره با مشکل «سوار مجانی» مواجه است: افرادی که از منافع گروهی بهرهمند میشوند اما در هزینهها مشارکت نمیکنند. ادیان با معرفی ناظران فراطبیعی که بر رفتار انسانها نظارت میکنند و در نهایت، رفتارهای خوب را پاداش و بدیها را مجازات میکنند، راهکاری مؤثر برای کنترل این مشکل ارائه میدهند. ترس از مجازات خدایان اخلاقگرا میتواند رفتارهای دگرخواهانه را در مقیاس وسیع تقویت کند.
نظریهی سیگنالدهی پرهزینه: انجام مناسک دینی پرهزینه (مانند روزهداری، اعمال سخت، یا کمکهای مالی کلان) یک سیگنال قابل اعتماد از تعهد فرد به گروه است. این مناسک، «سیگنالهای صادقانهای» هستند زیرا فقط کسانی میتوانند از عهدهی انجام آنها برآیند که واقعاً به ارزشهای گروه وفادار باشند. این کار اعتماد درونگروهی را افزایش داده و همکاری را تسهیل میکند. پژوهشهایی که نشان میدهد جوامع دینی نسبت به جوامع سکولار دوام بیشتری دارند، شاهدی بر این مدعا تلقی میشود.
گذار به جوامع بزرگ: شواهد تاریخی و انسانشناختی نشان میدهد که با افزایش اندازه و پیچیدگی جوامع بشری در ده هزار سال اخیر، نوع خدایان نیز تغییر کرده است. جوامع کوچک و قبیلهای معمولاً به ارواح و خدایان محلی و خودمحور باور داشتند. اما با شکلگیری جوامع بزرگ با جمعیتهای میلیونی، «خدایان بزرگ» ظهور کردند؛ خدایانی جهانشمول، اخلاقگرا و ناظر بر اعمال همگان. این همآیی نشان میدهد که باور به چنین خدایانی ممکن است یک سازوکار فرهنگی-تکاملی برای ایجاد همبستگی و کنترل اجتماعی در مقیاس کلان بوده باشد.
فواید فردی: علاوه بر فواید اجتماعی، دین میتواند مزایایی در سطح فردی نیز داشته باشد. باور به زندگی پس از مرگ و وجود معنایی غایی در جهان میتواند اضطراب مرگ را کاهش دهد، تابآوری روانی را در برابر مصائب زندگی افزایش دهد و به طور کلی، بهزیستی فرد را ارتقا بخشد.
به هر کدام از این تبیینها نقدهایی نیز وارد شده که در این مختصر نمیگنجد.
؛--------------------------------------؛
این دو رویکرد اصلی (که اولی در پست قبل معرفی شد) برای تبیین تکاملی دین، لزوماً ناسازگار نیستند. میتوان آنها را به عنوان سطوح مختلف تبیین یا مراحل گوناگون یک فرآیند پیچیده در نظر گرفت. تواناییهای شناختی که در دیدگاه محصول جانبی برجسته میشوند، بستر و مواد خام اولیه را برای پیدایش تفکر دینی فراهم کردند. اما این باورهای اولیه، پس از پیدایش، وارد فرآیند انتخاب فرهنگی شدند و آنهایی که به طور تصادفی باعث افزایش همکاری و انسجام گروهی میشدند، مورد گزینش مثبت قرار گرفته و تقویت شدند. به عبارت دیگر، دین ممکن است به عنوان یک محصول جانبیِ شناختی پدید آمده باشد، اما سپس به دلیل مزایای سازشدهنده در مقیاس گروهی و فردی، تثبیت و گسترش یافته باشد. تبیین کامل از خاستگاه دین، احتمالاً نیازمند تلفیقی هوشمندانه از هر دو دیدگاه است.
اما رویکردهای تکاملی به دین (و فرقی نمیکند کدام رویکرد یا کدام نظریه در ذیل هر رویکرد یا ترکیبی از آنها را پذیرفته باشیم) پرسشهای بسیار مهمی را پیش روی دینپژوهان و فیلسوفان دین قرار میدهند. تبیینهای تکاملی دین، عمدتاً پرسشهایی از جنس «چگونگی» را پاسخ میگویند: دین چگونه و چرا پدید آمد؟ اما به محض آنکه این تبیینها مطرح میشوند، پرسشهای فلسفی و دینی عمیقتری خود را نمایان میسازند: اگر بتوانیم باورهای دینی را صرفاً بر اساس سازوکارهای طبیعی توضیح دهیم، آیا این به معنای نفی حقیقت آن است؟ و آیا ممکن است همین تبیینها، بهعکس، آموزههای دینی را تأیید کنند؟ و اگر هر دو خوانش ممکن باشد، رابطهی نهایی میان تکامل و دین چیست؟ این پرسشها، قلمرو فلسفه دین و الهیات طبیعی را تشکیل میدهند.
در پست بعدی معروفترین نظریههایی را که در پاسخ به این پرسشها عرضه شدهاند خواهیم دید.
هادی صمدی
@evophilosophy
در پست قبل دیدیم که مطابق نخستین رویکرد تکاملی به خاستگاه دین، دین محصول جانبی برخی سامانههای شناختی است. در نقطهی مقابل، طرفداران دیدگاه دوم میگویند که دین نمیتواند صرفاً یک محصول جانبی بیفایده باشد. فراگیری و پایداری دین طی تاریخ و صرف هزینههای هنگفت مادی و انرژی برای مناسک دینی (مانند قربانی کردن، زیارت، ساخت معابد عظیم) نشان میدهد که دین باید کارکرد(های) مهمی داشته باشد. رویکرد دوم بر نقش مهم دین در حل برخی مسائل که نیاکان ما با آنها مواجه بودهاند تأکيد دارد و در زیر چند نمونه از فایدههای پیشنهادی را که تکاملدانان برای دین پیشنهاد کردهاند میببینیم.
عموم این فایدهها در سطح گروهی پیشنهاد شدهاند و اگر تکاملدانی انتخاب در سطح گروه را نپذیرد این تبیینها را از همان ابتدا رد میکند. اما تبیینهای فردی نیز در این زمره وجود دارد.
افزایش همکاری: همکاری در گروههای بزرگ، همواره با مشکل «سوار مجانی» مواجه است: افرادی که از منافع گروهی بهرهمند میشوند اما در هزینهها مشارکت نمیکنند. ادیان با معرفی ناظران فراطبیعی که بر رفتار انسانها نظارت میکنند و در نهایت، رفتارهای خوب را پاداش و بدیها را مجازات میکنند، راهکاری مؤثر برای کنترل این مشکل ارائه میدهند. ترس از مجازات خدایان اخلاقگرا میتواند رفتارهای دگرخواهانه را در مقیاس وسیع تقویت کند.
نظریهی سیگنالدهی پرهزینه: انجام مناسک دینی پرهزینه (مانند روزهداری، اعمال سخت، یا کمکهای مالی کلان) یک سیگنال قابل اعتماد از تعهد فرد به گروه است. این مناسک، «سیگنالهای صادقانهای» هستند زیرا فقط کسانی میتوانند از عهدهی انجام آنها برآیند که واقعاً به ارزشهای گروه وفادار باشند. این کار اعتماد درونگروهی را افزایش داده و همکاری را تسهیل میکند. پژوهشهایی که نشان میدهد جوامع دینی نسبت به جوامع سکولار دوام بیشتری دارند، شاهدی بر این مدعا تلقی میشود.
گذار به جوامع بزرگ: شواهد تاریخی و انسانشناختی نشان میدهد که با افزایش اندازه و پیچیدگی جوامع بشری در ده هزار سال اخیر، نوع خدایان نیز تغییر کرده است. جوامع کوچک و قبیلهای معمولاً به ارواح و خدایان محلی و خودمحور باور داشتند. اما با شکلگیری جوامع بزرگ با جمعیتهای میلیونی، «خدایان بزرگ» ظهور کردند؛ خدایانی جهانشمول، اخلاقگرا و ناظر بر اعمال همگان. این همآیی نشان میدهد که باور به چنین خدایانی ممکن است یک سازوکار فرهنگی-تکاملی برای ایجاد همبستگی و کنترل اجتماعی در مقیاس کلان بوده باشد.
فواید فردی: علاوه بر فواید اجتماعی، دین میتواند مزایایی در سطح فردی نیز داشته باشد. باور به زندگی پس از مرگ و وجود معنایی غایی در جهان میتواند اضطراب مرگ را کاهش دهد، تابآوری روانی را در برابر مصائب زندگی افزایش دهد و به طور کلی، بهزیستی فرد را ارتقا بخشد.
به هر کدام از این تبیینها نقدهایی نیز وارد شده که در این مختصر نمیگنجد.
؛--------------------------------------؛
این دو رویکرد اصلی (که اولی در پست قبل معرفی شد) برای تبیین تکاملی دین، لزوماً ناسازگار نیستند. میتوان آنها را به عنوان سطوح مختلف تبیین یا مراحل گوناگون یک فرآیند پیچیده در نظر گرفت. تواناییهای شناختی که در دیدگاه محصول جانبی برجسته میشوند، بستر و مواد خام اولیه را برای پیدایش تفکر دینی فراهم کردند. اما این باورهای اولیه، پس از پیدایش، وارد فرآیند انتخاب فرهنگی شدند و آنهایی که به طور تصادفی باعث افزایش همکاری و انسجام گروهی میشدند، مورد گزینش مثبت قرار گرفته و تقویت شدند. به عبارت دیگر، دین ممکن است به عنوان یک محصول جانبیِ شناختی پدید آمده باشد، اما سپس به دلیل مزایای سازشدهنده در مقیاس گروهی و فردی، تثبیت و گسترش یافته باشد. تبیین کامل از خاستگاه دین، احتمالاً نیازمند تلفیقی هوشمندانه از هر دو دیدگاه است.
اما رویکردهای تکاملی به دین (و فرقی نمیکند کدام رویکرد یا کدام نظریه در ذیل هر رویکرد یا ترکیبی از آنها را پذیرفته باشیم) پرسشهای بسیار مهمی را پیش روی دینپژوهان و فیلسوفان دین قرار میدهند. تبیینهای تکاملی دین، عمدتاً پرسشهایی از جنس «چگونگی» را پاسخ میگویند: دین چگونه و چرا پدید آمد؟ اما به محض آنکه این تبیینها مطرح میشوند، پرسشهای فلسفی و دینی عمیقتری خود را نمایان میسازند: اگر بتوانیم باورهای دینی را صرفاً بر اساس سازوکارهای طبیعی توضیح دهیم، آیا این به معنای نفی حقیقت آن است؟ و آیا ممکن است همین تبیینها، بهعکس، آموزههای دینی را تأیید کنند؟ و اگر هر دو خوانش ممکن باشد، رابطهی نهایی میان تکامل و دین چیست؟ این پرسشها، قلمرو فلسفه دین و الهیات طبیعی را تشکیل میدهند.
در پست بعدی معروفترین نظریههایی را که در پاسخ به این پرسشها عرضه شدهاند خواهیم دید.
هادی صمدی
@evophilosophy
Forwarded from افسانه فولکلور و ادبیات حماسی
اسطوره سوپرمن.pdf
3.4 MB
💢عنوان اثر : " اسطوره سوپرمن و چند مقاله دیگر "
#pdf
✒️مؤلف : اومبرتو اکو
🔄مترجم : خجسته کیهان
🖨ناشر : انتشارات ققنوس
⚜@Legendfolkepic⚜
✒️مؤلف : اومبرتو اکو
🔄مترجم : خجسته کیهان
🖨ناشر : انتشارات ققنوس
⚜@Legendfolkepic⚜
Forwarded from دیالکتیک علمی
💢 وسایل ضروری جنگ چیست؟
وسایل موردنیاز در جنگ، بسته به نوع کیت و نیازهای فردی متغیر است. اما برخی اقلام اصلی همیشه توصیه میشوند:
آب: یکی از اصلیترین نیازها. توصیهها شامل حداقل سه روز آب (هر نفر یک گالن در روز) برای تخلیه و دو هفته آب برای خانه است. برخی منابع میگویند برای دو هفته ۱۵ گالن بهازای هر نفر ذخیره کنید. همچنین فیلتر یا قرص تصفیه آب نیز توصیه میشود.
غذا: غذای خشک یا کنسروی چندروزه که نیازی به یخچال، پختوپز یا آمادهسازی ندارد. شامل کنسرو آماده، بار پروتئین، غلات خشک، آجیل، میوه خشک یا غذای مخصوص بقا.
کیت کمکهای اولیه: برای درمان آسیبهای جزئی زمانی که پزشک در دسترس نیست. باید شامل باند، گاز، قیچی، پنس، مُسکن و ضدعفونیکنندهها باشد. در موارد جدی، وسایلی مثل تورنیکه، باند فشاری و گاز Z-fold اولویت دارند.
منبع نور: چراغقوه دستی، ترجیحاً شارژی یا باتریخور، با باتری اضافه. چراغ پیشانی برای استفاده بدون دست بسیار مفید است.
ارتباطات: رادیو دستی یا شارژی (ترجیحاً NOAA)، تلفن همراه با شارژر و باتری یدک، سوت برای علامت دادن.
ابزار: ابزار چندکاره یا چاقوی جیبی، ساعت مچی عقربهای یا کاربردی، دربازکن دستی، آچار یا انبردست
بهداشت و نظافت: دستمال مرطوب، کیسه زباله، گیره پلاستیکی، صابون، ضدعفونیکننده دست، وایتکس خانگی برای ضدعفونی و تصفیه آب.
مدارک مهم: نسخه چاپی مدارک بیمه، شناسنامه، اطلاعات بانکی، لیست داروها و شماره تماسهای اضطراری، در کیسه ضدآب یا ذخیره دیجیتال.
پول نقد: در زمان قطع برق، دستگاههای کارتخوان کار نمیکنند.
لباس و خواب: یک دست لباس گرم، کفش مناسب، کلاه، دستکش، کیسهخواب یا پتو گرم برای هر نفر.
وسایل آتشزا: کبریت ضدآب، فندک، جرقهزن، آتشزنه برای گرما، روشنایی و پختوپز.
🆔@ScientificDialectics
وسایل موردنیاز در جنگ، بسته به نوع کیت و نیازهای فردی متغیر است. اما برخی اقلام اصلی همیشه توصیه میشوند:
آب: یکی از اصلیترین نیازها. توصیهها شامل حداقل سه روز آب (هر نفر یک گالن در روز) برای تخلیه و دو هفته آب برای خانه است. برخی منابع میگویند برای دو هفته ۱۵ گالن بهازای هر نفر ذخیره کنید. همچنین فیلتر یا قرص تصفیه آب نیز توصیه میشود.
غذا: غذای خشک یا کنسروی چندروزه که نیازی به یخچال، پختوپز یا آمادهسازی ندارد. شامل کنسرو آماده، بار پروتئین، غلات خشک، آجیل، میوه خشک یا غذای مخصوص بقا.
کیت کمکهای اولیه: برای درمان آسیبهای جزئی زمانی که پزشک در دسترس نیست. باید شامل باند، گاز، قیچی، پنس، مُسکن و ضدعفونیکنندهها باشد. در موارد جدی، وسایلی مثل تورنیکه، باند فشاری و گاز Z-fold اولویت دارند.
منبع نور: چراغقوه دستی، ترجیحاً شارژی یا باتریخور، با باتری اضافه. چراغ پیشانی برای استفاده بدون دست بسیار مفید است.
ارتباطات: رادیو دستی یا شارژی (ترجیحاً NOAA)، تلفن همراه با شارژر و باتری یدک، سوت برای علامت دادن.
ابزار: ابزار چندکاره یا چاقوی جیبی، ساعت مچی عقربهای یا کاربردی، دربازکن دستی، آچار یا انبردست
بهداشت و نظافت: دستمال مرطوب، کیسه زباله، گیره پلاستیکی، صابون، ضدعفونیکننده دست، وایتکس خانگی برای ضدعفونی و تصفیه آب.
مدارک مهم: نسخه چاپی مدارک بیمه، شناسنامه، اطلاعات بانکی، لیست داروها و شماره تماسهای اضطراری، در کیسه ضدآب یا ذخیره دیجیتال.
پول نقد: در زمان قطع برق، دستگاههای کارتخوان کار نمیکنند.
لباس و خواب: یک دست لباس گرم، کفش مناسب، کلاه، دستکش، کیسهخواب یا پتو گرم برای هر نفر.
وسایل آتشزا: کبریت ضدآب، فندک، جرقهزن، آتشزنه برای گرما، روشنایی و پختوپز.
🆔@ScientificDialectics