رواق غزل معاصر
1.48K subscribers
4 photos
997 links
💖درود. خجستگی و مانایی رواق غزل با حضور ۱۳۰۰+ غزلسرای معاصر، به بود و همراهی تو پیوسته است.
برای آشنایی با رواق، #باشندگان و برای نام شاعران، #نمایه را جستجو کن.
در پناه دلت شاد زی
@sharar_atash
Insta: @kourosh_atash
Download Telegram
@Ghazalkhanee

هوای شعر تو را کرده‌ام، بمان امشب
بخوان دوباره غزلهای بی‌امان امشب

بخوان دوباره غزلهای تلخ و شیرین را
هوا هوای نبات است و استکان امشب

از این نترس که پاس گذشته را خوش نیست...
نه پاس دارد و نه ترس پاسبان امشب

اگرچه مرحمت دوستان نصیب نشد
خوش است وصلتی از غیض دشمنان امشب

تو بسته پایی و من بسته پا، ملالی نیست
که پا نمی‌طلبد وصل جان به جان امشب

شکسته قامتی‌ام را بهانه‌گیر نباش
امان بده به من پیر ناتوان امشب

بخوان دوباره غزلهای تند و تیزت را
بخوان که کارد رسیده به استخوان امشب

بخوان، به سیب و تمشک و شراب وصلش کن
که سخت فارغم از قید آب و نان امشب

غزل بخوان.... غزل عاشقانه‌ای سرشار
بدون اسب و تفنگ و هراس خان امشب

به کاهدان زده بودم تمام عمر، ولی
به کوه می‌بردم شوق این کمان امشب

زبان به کام نگیر و دمی به کامم باش
که می‌رویم سر اصل  ...

#حسن_سرداری
@hasansardari
@Ghazalkhanee
2👍2🔥1
@Ghazalkhanee

تو نیستی و این در و دیوار هیچ وقت...
غیر از تو، من به هیچ کس انگار هیچ وقت...

اینجا دلم برای تو هی شور می‌زند
از خود مواظبت کن و نگذار هیچ وقت...

اخبار گفت شهر شما امن و راحت است
من باورم نمی‌شود اخبار هیچ وقت...

حیفند روزهای جوانی، نمی‌شوند
این روزها دومرتبه تکرار، هیچ وقت

من نیستم بیا و فراموش کن مرا
کی بوده‌ام برات سزاوار؟ هیچ وقت!

بگذار من شکسته شَوَم تو صبور باش
جوری بمان همیشه که انگار هیچ وقت...

#نجمه_زارع
@Ghazalkhanee
3👍3
@Ghazalkhanee

هزاران چشم زیبا در نگاهم تیرباران شد!
در آن شبهای تصویری، صدا هم تیرباران شد!

جنونِ گاز خردل بود و قربانگاهِ اکسیژن
زمین جای خودش، آن شب هوا هم تیرباران شد!

خدا پشت و پناهم بود تا آنجا که خونم ریخت
خدا هم آسمانی شد، خدا هم تیرباران شد!

دلم با مرد جنگی رفت در ارابه‌ای خونین
نه تنها پای معلولش، عصا هم تیرباران شد!

تحمل جای مرهم را میان زخمها پر کرد
نمانده چاره‌ای دارالشفا هم تیرباران شد!

شهادت رمز پیروزی‌ست می‌گفتند و می‌کشتند
چه بی‌رحمانه قانون بقا هم تیرباران شد

قساوت واژه‌ای درخور برای این شقاوت نیست
تنِ بی‌جانِِ در خوابِ کما هم تیرباران شد!

به جرم مرگ اجباری در آن هنگامه‌ی تاری
پس از یک اربعین زاری، عزا هم تیرباران شد...

#مجتبی_سپید
@mojtabasepid
@Ghazalkhanee
4👍4💔1
@Ghazalkhanee

آبم که در تهاجم سرما، راهی جز انجماد ندارم
زخمم لبی به خنده گشوده، من خنده را به یاد ندارم

آن خنجرم شکسته‌ وُ خونین، وحشی، دریده، عاصی وُ غمگین
انسان روزگار نخستین، به عشق اعتماد ندارم

گفتی بخوان کتاب تنم را، آن خط زیر پیرهنم را
گفتی بخوان بخوان بدنم را، من بیش از این سواد ندارم

گفتی بمان. هنوز که هستم، با تو نخورده‌ام می وُ مستم
گفتم قبول وُ عهد نبستم، چیزی به جز تضاد ندارم

گفتی زیاد خوبی وُ زیبا، هم قطره‌ای وُ هم خود دریا
تو کوری از نیاز وُ تمنا کم دارم وُ زیاد ندارم

گفتی نه در بهشت که دوزخ، من هر کجا می‌یابمت ای زن
از انتقام وُ حادثه نگذر، باور به آن معاد ندارم

آن برگ روی شاخه منم که دیگر تکان نخورده دلش نه
مغرور وُ سرکشم که بدانی کاری به حرف باد ندارم

#فاطمه_صادقی
@sadeghi_fateme71
@Ghazalkhanee
👍5
@Ghazalkhanee

نمانده دیدۀ بیدار و خواب می‌بارد
که کوری از همه‌سو بی‌حساب می‌بارد

دوباره دادِ أناالحق رسیده است مگر
که از تمامیِ دنیا طناب می‌بارد!

برای اینکه نفهمیم مرگِ دریا را
برای دلخوشیِ ما سراب می‌بارد

چقدر تشنه‌ام آن هم میانِ دشتی که
گدازه‌های عطش جای آب می‌بارد

مبند دل به گلستان...فقط بسوز و بساز
در آتشی که از آن پیچ‌وتاب می‌بارد

مپرس چیست؟ چه شد؟ پس چرا؟ چگونه؟ کجا؟
که قطره‌قطره جوابِ مذاب می‌بارد
▪️
چقدر چشم بدوزم به تیرگی؟! پس کی...
به جای بارشِ شب، آفتاب می‌بارد؟

#محمد_شریف
@mohammadshariif
@Ghazalkhanee
4👍2👏1
@Ghazalkhanee

از بس نیامدی و بدون تو عید شد
تقویم هم از آمدنت ناامید شد

از یاد برد باغچه بوی بهار را
تقویمِ روی طاقچه گیرم جدید شد

با هر گلِ شکفته بر این خاکِ پرگهر
یک سرو از میانهٔ ما ناپدید شد

گوسان که از حماسهٔ سهراب می‌سرود
چاووش‌خوانِ غربتِ گردآفرید شد

هرگز نیامدی و ندیدی چه چشم‌ها
در انتظارِ آمدنِ تو سپید شد

آزادی! ای مسافرِ هرگز نیامده! 
هرکس به پیشواز تو آمد شهید شد

#جواد_زهتاب
@Javad_Zehtab
@Ghazalkhanee
5👍2
@Ghazalkhanee

محال است آخر آن سرباز خون‌آلود برخیزد
همان‌گونه که روزی پیش از اینها بود، برخیزد

چنان چون کُنده‌های کَنده در آتش فرو رفتیم
که از تابوتمان هم تا قیامت دود برخیزد

بگو آهویی از این زخم‌ها سر بر نخواهد کرد
ولو کفتار از مهمانیِ خون زود برخیزد

چه فرقی می‌کند غزنین با غزنین؟ شاید هیچ
اگر محمود دورش بگذرد، مسعود برخیزد!

بگو بردار چشم برکت از باغِ ملخ‌دیده
چگونه ممکن است از کِشت باطل سود برخیزد؟

کسی را که به مرهم‌های جادوییش دل بستی
چه خواهی کرد اگر با زخم بی‌بهبود برخیزد؟!

چه خواهی کرد اگر یک روز در اثنای بت‌سوزی
خلیل از نردبان پایین رود، نمرود برخیزد؟!
 
چه خواهی کرد اگر یک روز اقیانوسِ بی‌پایان
بخوابد مثل اقیانوس و فردا رود برخیزد؟!

تو - ای چشم‌انتظارِ خسته از جولانِ دجالان -
دعا کن از پسِ این دودها موعود برخیزد

#حامد_یعقوبی
@Ghazalkhanee
👍51
@Ghazalkhanee

به خواب می‌روم اما چه خواب دشواری!
بخواب خواب قشنگم! هنوز بیداری؟

هنورز شعله‌وری؟ آه! راحتم بگذار
صدای خواب درآمد: بخواب، تب داری

من از تب تو به هذیان رسیده‌ام، تو ولی
نخواستی که خودت را به خواب بسپاری

فقط خیال تو آمد، ولی نه، بختک بود!
کجاست عینک خوابم؟! عجب شب تاری!

به روی سینه‌ی خوابم نشست بختک و گفت:
به چنگ عکس پلنگ پتو گرفتاری!

شبیه اینکه شبح باشی و نباشی باز
به جز تویی که نبودی، نبود غمخواری

چه خنده‌دار برای تو گریه می‌کردم!
چه استغاثه‌ی خیسی، چه شوق دیداری

گذشته‌ی تب و آه و … گذشته‌های تباه
و روز و شب، دو سفید و سیاه تکراری!

خلاصه قصه‌ی خواب از سرم پرید و کلاغ
به خانه‌اش نرسید و …بخواب تب داری

#بکتاش_آبتین
@Ghazalkhanee
5👍1👌1
@Ghazalkhanee

قسم به زلف سياهش كه اعتبار من است
ربوده صبر و قرارم ولی قرار من است

به قدر ثانیه‌ای گر نبوده در بر من
بقدر ثانیه‌ها ياد او كنار من است

نشسته نام نكويش به جای ذكر نماز
به حمد و سوره چه حاجت که او شُعار من است

طواف روی و ضریح دو چشم گيرايش
دليل تازه‌ی لايمكن‌الفرار من است

سپرده‌ام تن و شاخه به باد پاییزی
چه غم ز ريزش برگم كه نوبهار من است

خوشم به حرف و حدیث نهفته در دل شهر
که شهره‌ام به جنونی که افتخار من است

منم مسافر راهی غريب و جان‌فرسا
كه درد دوری او شانه‌شانه بار من است

#مرتضی_برخورداری
@Ghazalkhanee
👍2
@Ghazalkhanee

دوباره آمده‌ای روی من قمار کنی
که عشق را بوزم، باد را مهار کنی

خودم برای تو می‌میرم عشق من بگذر
نیاز نیست که این مرده را شکار کنی

تو بی‌وفایی وُ این ساده است، می‌خواهی
همیشه در جگرم جمله‌ی قصار کنی

سیاهِ چشم تو صبح است ای دروغ بزرگ!
نیاز نیست که از چشم من فرار کنی

دلت خوش است که زهری نمی‌زنم به دلت
زبان نرم مرا هم که نیش‌دار کنی

پلنگ وحشیِ من! کاش در طبیعت تن
میان جنگل موهایم استتار کنی

گذشته فصل من ای شاعر بزرگ، چه سود
که باز روی غزل‌های کهنه کار کنی

#فاطمه_صادقی
@sadeghi_fateme71
@Ghazalkhanee
👍21
@Ghazalkhanee

بپیچ در تن من مثل گردباد و هوا
بپیچ در سر من مثل انعکاسِ صدا

بزن به قصد تباهی به سیم آخر من
که هیچ کس نتواند بگیرد از تو مرا

بچرخ و باز بچرخان مرا نوک انگشت
که وحشیِ تن من رام کرده دنیا را

بغل بگیر و مرا از خودم رهایم کن
که شرم واژه‌ی پوچی‌ست بین ما دو تّا

خطا که با تو مقابل شود عطا به من است
عطا مکن به کسی غیر من وَلو به خطا

اگرچه خوب نبود اینکه از تو بنویسم
صلاح کار کجا و منِ خراب کجا

#فاطمه_ابراهیمیان
@fatemeebrahimiyan
@Ghazalkhanee
3
@Ghazalkhanee

خیالت جمع! روزی عاقبت بی‌باک می‌رقصی
که مطرب ضرب می‌گیرد، تو هم چالاک می‌رقصی

غزلخوان و صراحی‌در کف و خندان‌لبی آن‌ روز
که زلف‌آشفته و مست و گریبان‌چاک می‌رقصی

گهی پا بر زمین، بر گردش ایام می‌خندی
گهی سر بر سرِ افلاک، با افلاک می‌رقصی

دمی همراهِ برجاماندگان، شادان و دست‌افشان
دمی یادِ شهیدان می‌کنی؛ غمناک می‌رقصی

مرا می‌دیدی آن‌روزی که خاکت را به سر کردم
تو را می‌بینم آن‌روزی که بر این خاک می‌رقصی

درفشِ کاویان در دست می‌بینم تو را روزی
که داری پای‌کوبان بر سرِ ضحاک می‌رقصی

#جواد_زهتاب
@Javad_Zehtab
@Ghazalkhanee
👍8👎2
@Ghazalkhanee

دلتنگ خواهی شد برای سادگی‌هایم
آری برای از نفس افتادگی‌هایم

وقتی که زخم بی‌وفایی بر دلت افتاد
شاید به یاد آری من و دلدادگی‌هایم

هر شب کنار بسترت دزدانه خواهی ریخت
اشکی برای لحظه‌ی آزردگی‌هایم

امشب دوباره با غزلهایم چه خواهم گفت؟
از ماجرای عشق، از درماندگی‌هایم

یک جرعه‌ی لبخند، آبی سرد خواهد شد
بر آتش‌‌ طغیانگرِ افسردگی‌هایم

شاهانه می‌رانی مرا، اما خدا از لطف
می‌بخشدم عشقی به قدر بندگی‌هایم

#علیرضا_عسکری
@Ghazalkhanee
2👍1💔1
@Ghazalkhanee

سخت است از سیلابِ چشمش در امان باشد
مردی که دردش خارج از حدّ ِ توان باشد

بغض ترک‌خورده شبی چون کوه می‌ترکد
وقتی درونش فوج‌فوج آتشفشان باشد

نه کهنه می‌گردد نه درمان می‌شود زخمی
که لابلایش تکه‌های استخوان باشد!

سخت است فریاد دلت را بشنود شهری
_ از استخوانهایت... زمانی که دهان باشد

دیگر قسم حتی حریفِ دل نخواهد شد
جایی که پای بهتر از "تو" در میان باشد

یک‌روز می‌میرند آخر ریشه‌هایت هم
وقتی که کلِ فصلهای تو خزان باشد!

#سید_عباس_محسن_زاده
@Mohsenzadeh_S_A
@Ghazalkhanee
👍21
@Ghazalkhanee

روحت که هیچ! زحمت تن را چه می‌کنی؟!
این مرده‌ی بدون کفن را چه می‌کنی؟!

این تن که راه می‌رود اما نمی‌رسد
این سایه‌ی بدون بدن را چه می‌کنی؟!

با مرگ اگر از آفت هستی رها شوی
رنج دوباره زنده شدن را چه می‌کنی؟!

تنهایی‌ام به زندگی‌ام طعنه زد که: «هان!
دیوار‌های سنگی من را چه می‌کنی؟!»

آهوی من! که از دَم شیران گریختی
رویای جویبار و چمن را چه می‌کنی؟!

گیرم که خانه را بکشی روی دوش خویش
ای لاک‌پشت پیر! وطن را چه می‌کنی؟!

#سینا_فلاح_زاده
@Ghazalkhanee
👍31
@Ghazalkhanee

گفتی: چه خبر؟ لال شوم، جز غم نان هیچ
جز سیری بی قاعده‌ی سفره‌ی خان هیچ

گفتی چه خبر؟ آه گران‌تر شده لبخند
نفروخته تاریخ به ارزانی جان هیچ

دیگر خبری تلخ‌تر از اینکه دل و دین
در مشت ندارند به جز چند قِران هیچ؟

رد می‌شوم از راسته‌ی شعر‌فروشان
دکان به دکان نیست به غیر از خفقان هیچ

دنیا زن جوراب‌فروش است و ندارد
هم‌قیمت یک جفت نگاه نگران، هیچ

گردن بزنید آخر این شعر لبم را
تا از شب و تاراج نیارد به زبان، هیچ

من راهی آن سوی زمستانم و دنیا
بسته‌ست برای سفرم یک چمدان هیچ

#حسنا_محمدزاده
@Ghazalkhanee
7👍5
@Ghazalkhanee

با تو فضای عاطفه خوشرنگ می‌شود
بی تو میان کوچهٔ دل جنگ می‌شود

زیبای من! به وقت طلوع نگاه تو
خورشید با سپیده هماهنگ می‌شود

این کوچه‌های غمزده هنگام دیدنت
غرق نوای هلهله و چنگ می شود

وقت چرای آهوی چشمان دلکش‌ات
چشم پلنگ بیشهٔ دل منگ می‌شود

مجنون روی ماه تو ای قبله‌گاه عشق
فارغ ز نام و حادثه و ننگ می‌شود

زیبا! ببخش این دل درمانده‌ی مرا
هر دم برای دیدن تو تنگ می‌شود

در حیرتم که از چه دل مهربان تو
گاهی به پای گریهٔ من سنگ می‌شود

#مجتبی_رجبی_راوندی
@pooshtehichestanam
@Ghazalkhanee
@Ghazalkhanee

نشسته روی مبلِ خانه‌ام اندوه آهسته
کنارم چای می‌نوشد تنی بی‌روح آهسته

درونم مرده‌ها جان می‌کنند و باز می‌میرند
به من زل می‌زنند انبوهی از مذبوح آهسته

دلم را می‌بُرد غم، مثل وقتی گوشه‌ی انگشت
کمی با برگ کاغذ می‌شود مجروح آهسته

بدون بودن انسان، جهان زیباتر است انگار
مرا از کشتی‌ات بنداز بیرون نوح آهسته

چه پایان غم‌انگیزی جهان در انتها دارد
به خاکستر بدل خواهد شد آخر، کوه آهسته

چقدر از راه مانده؟ خانه‌ای از دور پیدا نیست
که افتاده‌ست از پا جنگیِ نستوه آهسته

#دنیا_اسعدی
@Ghazalkhanee
👌1
@Ghazalkhanee

آمد به مزار من و خشنودترین بود
پس وعده‌ی دیدار که می‌گفت، همین بود!

از دشت گذر کرد خرامان و خرامان
صیاد، فراوان و فراوان به کمین بود

از جانب خود راندن و بر خاک نشاندن
پاداش دعای منِ سجاده‌نشین بود

زاهد! به نگاهی دل و دین باختی آخر
ای وای اگر آخر تقوای تو این بود

کم سرزنشت می‌کنم ای دل که به هر حال
تقدیر تو در مساله‌ی عشق چنین بود

#سجاد_سامانی
@SajjadSamani
@Ghazalkhanee
@Ghazalkhanee

کاش اشکِ من معادلِ آبِ خزر شدی...
تا چون خلیج، پای من از اشک تَر شدی!

ثبت است بر جریده کبوتر کُشانتان
چندان که جوی و کوی پُر از بال و پر شدی!

از نامِ کُشتگانِ تو فهرست گر کنند
ترسم که تا به حشر، سخن مستمر شدی!

چندین هزار گور که کندیم بر زمین
هر یک به سوی بیشه‌ی فردوس در شدی!

بر هر دری چراغِ امیدی‌ست لاجرم
چندین هزار شعله نویدِ سحر شدی!

از شوره‌‎زار اگرچه امیدِ ثمر نبود
بذری که کاشتیم همه نیشکر شدی!

اکنون هزار نیزه بلند است بر زمین
کین‌خواهِ مادری‎‌‎ست که او بی‌پسر شدی!

پروای خون نکردی و دیدی سزای خویش...
گفتی قضاست این و اسیرِ قَدَر شدی!

راهِ فرار بر تو ببندد خدای ما
تا نقشِ پرچمت همه "این المَفَر" شدی!

عُمری گریستیم بر آن کُشته‌ی عزیز
کاندر فرازِ نیزه چراغِ بشر شدی

آنکس که در مقابلِ ظالم به پای خاست
وآندم که پا نداشت در این ره به سر شدی...

از شمر بدترید اگر کُشته‌ی شما
از کُشتگانِ کرببلا بیشتر شدی!!

#حسین_جنتی
@h_jannati
@Ghazalkhanee
👍2