⭕️ ۱۱ کار کوچیک روزانه که باعث میشه کمتر مجبور به خونهتکونی بشی!
1. هر چیزی رو همون لحظه سر جاش بذار. لباس، کیف، ظرف و وسایل کوچیک رو برای بعد نذار.
2. بعد از هر حموم، شیرآلات و شیشه رو خشک کن. این کار ساده جلوی جمع شدن رسوب و لکههای آب رو میگیره.
3. هر شب سینک ظرفشویی رو تمیز کن. نذار چربی، لکه و باقیمونده غذا روی هم جمع بشن.
4. بعد از آشپزی، گاز و کابینتهای اطرافش رو دستمال بکش. چربی تازه خیلی راحتتر از چربی چندروزه پاک میشه.
5. روزانه فقط پنج دقیقه گردگیری کن. لازم نیست کل خونه رو تمیز کنی؛ هر روز یه قسمت کوچیک کافیه.
6. لباسهای پوشیدهشده رو روی صندلی تلنبار نکن. یا بذارشون توی سبد لباس چرک یا مرتب سر جاشون آویزون کن.
7. هر روز یه نگاه به یخچال بنداز. خوراکیهای خراب رو دور بریز و لکههای تازه رو همون موقع پاک کن.
8. قبل از خواب، ده دقیقه خونه رو مرتب کن. میزها، مبل، کوسنها و وسایل پراکنده رو سر جاشون بذار.
9. موقع مسواک زدن، روشویی رو هم تمیز کن. فقط سی ثانیه وقت میگیره، ولی نمیذاره جرم و لکه روی هم جمع بشن.
10. زبالههای کوچیک رو جمع کن. رسید خرید، بستهبندی خوراکیها و کاغذهای اضافی رو روی میزها نگه ندار.
11. قانون «دست خالی نرو» رو اجرا کن. هر بار که از یه اتاق به اتاق دیگه میری، وسیلهای رو که جاش اونجاست با خودت ببر.
راز خونهای که همیشه مرتبه، ساعتها تمیزکاری نیست؛ کارهای کوچیکیه که نمیذاری برای فردا جمع بشن.
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
📚مجله اطلاعات عمومی♻️
1. هر چیزی رو همون لحظه سر جاش بذار. لباس، کیف، ظرف و وسایل کوچیک رو برای بعد نذار.
2. بعد از هر حموم، شیرآلات و شیشه رو خشک کن. این کار ساده جلوی جمع شدن رسوب و لکههای آب رو میگیره.
3. هر شب سینک ظرفشویی رو تمیز کن. نذار چربی، لکه و باقیمونده غذا روی هم جمع بشن.
4. بعد از آشپزی، گاز و کابینتهای اطرافش رو دستمال بکش. چربی تازه خیلی راحتتر از چربی چندروزه پاک میشه.
5. روزانه فقط پنج دقیقه گردگیری کن. لازم نیست کل خونه رو تمیز کنی؛ هر روز یه قسمت کوچیک کافیه.
6. لباسهای پوشیدهشده رو روی صندلی تلنبار نکن. یا بذارشون توی سبد لباس چرک یا مرتب سر جاشون آویزون کن.
7. هر روز یه نگاه به یخچال بنداز. خوراکیهای خراب رو دور بریز و لکههای تازه رو همون موقع پاک کن.
8. قبل از خواب، ده دقیقه خونه رو مرتب کن. میزها، مبل، کوسنها و وسایل پراکنده رو سر جاشون بذار.
9. موقع مسواک زدن، روشویی رو هم تمیز کن. فقط سی ثانیه وقت میگیره، ولی نمیذاره جرم و لکه روی هم جمع بشن.
10. زبالههای کوچیک رو جمع کن. رسید خرید، بستهبندی خوراکیها و کاغذهای اضافی رو روی میزها نگه ندار.
11. قانون «دست خالی نرو» رو اجرا کن. هر بار که از یه اتاق به اتاق دیگه میری، وسیلهای رو که جاش اونجاست با خودت ببر.
راز خونهای که همیشه مرتبه، ساعتها تمیزکاری نیست؛ کارهای کوچیکیه که نمیذاری برای فردا جمع بشن.
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
📚مجله اطلاعات عمومی♻️
👍19👌3👏2😐2❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@General_information
⭕️ اگر میخواهید بدانید خاک و زمین ایران چقدر غنی و با ارزش است
این ۳ دقیقه را تا آخر ببینید!
#آکادمی_جغرافی
⭕️ اگر میخواهید بدانید خاک و زمین ایران چقدر غنی و با ارزش است
این ۳ دقیقه را تا آخر ببینید!
#آکادمی_جغرافی
👍6❤2👌2🥰1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@General_information
⭕️ کشف بقایای عصر برنز در آبهای جنوبی ترکیه؛ قدیمیترین کشتی غرقشده جهان شناسایی شد
🔸یک استاد باستانشناسی زیر آب روز چهارشنبه ۲۲ مهر ماه اعلام کرد بقایای قدیمیترین کشتی غرقشده شناختهشده تاکنون در سواحل جنوبی ترکیه و در نزدیکی جزیره ککووا کشف شده است.
هاکان اونیز، استاد باستانشناسی زیر آب، به خبرگزاری رویترز گفت قدمت این کشتی بر اساس آمفوراهای سفالی کشفشده در میان بقایای آن، حدود چهار هزار و ۴۰۰ تا چهار هزار و ۷۰۰ سال برآورد میشود. به گفته او، گونهشناسی این ظروف با نمونههای متعلق به منطقه شام در عصر برنز مطابقت دارد
اونیز با اشاره به اهمیت این کشف گفت شناسایی این کشتی بهعنوان قدیمیترین نمونه شناختهشده شگفتانگیز بوده است.
به گفته این استاد دانشگاه، ظروف مشابهی پیشتر در محوطههای باستانی تروا و کرت نیز کشف شدهاند و این موضوع احتمال میدهد کشتی در مسیر یکی از این مناطق بوده باشد
آمفوراها ظروف سفالی باستانی بودند که برای حمل کالاهایی از جمله شراب و روغن زیتون استفاده میشدند. این کشف همچنین میتواند اطلاعات تازهای درباره روابط تجاری میان جوامع باستانی ارائه دهد
⭕️ کشف بقایای عصر برنز در آبهای جنوبی ترکیه؛ قدیمیترین کشتی غرقشده جهان شناسایی شد
🔸یک استاد باستانشناسی زیر آب روز چهارشنبه ۲۲ مهر ماه اعلام کرد بقایای قدیمیترین کشتی غرقشده شناختهشده تاکنون در سواحل جنوبی ترکیه و در نزدیکی جزیره ککووا کشف شده است.
هاکان اونیز، استاد باستانشناسی زیر آب، به خبرگزاری رویترز گفت قدمت این کشتی بر اساس آمفوراهای سفالی کشفشده در میان بقایای آن، حدود چهار هزار و ۴۰۰ تا چهار هزار و ۷۰۰ سال برآورد میشود. به گفته او، گونهشناسی این ظروف با نمونههای متعلق به منطقه شام در عصر برنز مطابقت دارد
اونیز با اشاره به اهمیت این کشف گفت شناسایی این کشتی بهعنوان قدیمیترین نمونه شناختهشده شگفتانگیز بوده است.
به گفته این استاد دانشگاه، ظروف مشابهی پیشتر در محوطههای باستانی تروا و کرت نیز کشف شدهاند و این موضوع احتمال میدهد کشتی در مسیر یکی از این مناطق بوده باشد
آمفوراها ظروف سفالی باستانی بودند که برای حمل کالاهایی از جمله شراب و روغن زیتون استفاده میشدند. این کشف همچنین میتواند اطلاعات تازهای درباره روابط تجاری میان جوامع باستانی ارائه دهد
❤3👍2🥰2👏1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@General_information
⭕️ رکورد جهانی سرعت اسکیتبورد شکسته شد
🔸«دیهگو پونسله» ورزشکار ۲۷ ساله اسپانیایی، با رسیدن به سرعت ۱۵۱.۸۳ کیلومتر بر ساعت، رکورد سریعترین اسکیتبرد سواری جهان در حالت ایستاده را شکست.
🔸او این رکورد را در یک جادۀ کوهستانی در منطقۀ شارلووآ کانادا ثبت کرد.
🔸این مسیر حدود ۲٫۲ کیلومتر و شیب آن در تندترین بخش به ۱۸ درصد میرسد.
#ایسنا
⭕️ رکورد جهانی سرعت اسکیتبورد شکسته شد
🔸«دیهگو پونسله» ورزشکار ۲۷ ساله اسپانیایی، با رسیدن به سرعت ۱۵۱.۸۳ کیلومتر بر ساعت، رکورد سریعترین اسکیتبرد سواری جهان در حالت ایستاده را شکست.
🔸او این رکورد را در یک جادۀ کوهستانی در منطقۀ شارلووآ کانادا ثبت کرد.
🔸این مسیر حدود ۲٫۲ کیلومتر و شیب آن در تندترین بخش به ۱۸ درصد میرسد.
#ایسنا
👍4👏3❤2❤🔥1👌1
@General_information
⭕️ ادب باعث میشود عذرخواهی آسانتر شود، چون عذرخواهی به هیچ وجه به معنای تسلیم شدن مطلق نیست.
ادب صرفا جنبه تزئینی ندارد. بلکه برای مواجه با یک مشکل بزرگ بشر است:
ما به ادب نیاز داریم تا حیوان درونمان را رام کنیم!
#آلن_دوباتن
⭕️ ادب باعث میشود عذرخواهی آسانتر شود، چون عذرخواهی به هیچ وجه به معنای تسلیم شدن مطلق نیست.
ادب صرفا جنبه تزئینی ندارد. بلکه برای مواجه با یک مشکل بزرگ بشر است:
ما به ادب نیاز داریم تا حیوان درونمان را رام کنیم!
#آلن_دوباتن
❤5👍3👌3❤🔥1🥰1👏1💯1
⭕️ به دختری که ۵ سال دیگه هستی سلام کن. اون خیلی موفقه. جاییه که امروز فقط توی رؤیاهات میبینیش. زندگیای رو ساخته که یه روز با حسرت بهش فکر میکردی و حالا خیلی از چیزهایی که امروز براشون دعا میکنی، بخشی از زندگی روزمرهش شدن.
به دختری که ۵ سال دیگه هستی سلام کن. اون دیگه برای ثابت کردن ارزشش به کسی تلاش نمیکنه.
یاد گرفته هر جایی موندنی نیست، هر آدمی ارزش جنگیدن نداره و قرار نیست برای دوست داشته شدن، از خودش بگذره. حالا آدمهایی کنارش هستن که قدر حضورش رو میدونن.
اون از پس روزهایی بر اومده که تو امروز فکر میکنی تحملشون غیرممکنه. از شکستهایی عبور کرده که قرار بود نابودش کنن، اما هر بار دوباره بلند شده. حالا وقتی به گذشته نگاه میکنه، به خودش افتخار میکنه که حتی توی سختترین روزها هم تسلیم نشد.
اون به خیلی از آرزوهای کوچیک و بزرگت رسیده.
شاید خونهای که دوست داشتی رو خریده، شاید به شهر موردعلاقهش سفر کرده، شاید کسبوکار خودش رو راه انداخته یا بالاخره به استقلالی رسیده که همیشه دنبالش بود.
مهمتر از همه، دیگه منتظر نیست کسی بیاد و زندگیش رو نجات بده؛ خودش زندگی دلخواهش رو ساخته.
به دختری که ۵ سال دیگه هستی سلام کن. اون هنوز هم گاهی خسته میشه، گاهی میترسه و گاهی اشتباه میکنه، اما دیگه خودش رو بابت هر اتفاقی سرزنش نمیکنه.
میدونه برای خوشبخت بودن لازم نیست همهچیز بینقص باشه.
و به دختری که امروز هستی بگو: ادامه بده. یه روز از خواب بیدار میشی، به اطرافت نگاه میکنی و میبینی وسط همون زندگیای ایستادی که پنج سال پیش آرزوش رو داشتی.
اون روز با لبخند به خودِ امروزت فکر میکنی و میگی: «خوشحالم که جا نزدی. ارزشش رو داشت.»
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
📚مجله اطلاعات عمومی♻️
به دختری که ۵ سال دیگه هستی سلام کن. اون دیگه برای ثابت کردن ارزشش به کسی تلاش نمیکنه.
یاد گرفته هر جایی موندنی نیست، هر آدمی ارزش جنگیدن نداره و قرار نیست برای دوست داشته شدن، از خودش بگذره. حالا آدمهایی کنارش هستن که قدر حضورش رو میدونن.
اون از پس روزهایی بر اومده که تو امروز فکر میکنی تحملشون غیرممکنه. از شکستهایی عبور کرده که قرار بود نابودش کنن، اما هر بار دوباره بلند شده. حالا وقتی به گذشته نگاه میکنه، به خودش افتخار میکنه که حتی توی سختترین روزها هم تسلیم نشد.
اون به خیلی از آرزوهای کوچیک و بزرگت رسیده.
شاید خونهای که دوست داشتی رو خریده، شاید به شهر موردعلاقهش سفر کرده، شاید کسبوکار خودش رو راه انداخته یا بالاخره به استقلالی رسیده که همیشه دنبالش بود.
مهمتر از همه، دیگه منتظر نیست کسی بیاد و زندگیش رو نجات بده؛ خودش زندگی دلخواهش رو ساخته.
به دختری که ۵ سال دیگه هستی سلام کن. اون هنوز هم گاهی خسته میشه، گاهی میترسه و گاهی اشتباه میکنه، اما دیگه خودش رو بابت هر اتفاقی سرزنش نمیکنه.
میدونه برای خوشبخت بودن لازم نیست همهچیز بینقص باشه.
و به دختری که امروز هستی بگو: ادامه بده. یه روز از خواب بیدار میشی، به اطرافت نگاه میکنی و میبینی وسط همون زندگیای ایستادی که پنج سال پیش آرزوش رو داشتی.
اون روز با لبخند به خودِ امروزت فکر میکنی و میگی: «خوشحالم که جا نزدی. ارزشش رو داشت.»
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
📚مجله اطلاعات عمومی♻️
👍5👌2❤🔥1❤1🙏1💯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@General_information
⭕️ رئیس پلیس راهور خطاب به رانندگان: در تصادفات منجر به جراحت و فوت مطلقاْ حق تغییر دادن وضعیت نهایی صحنه را ندارید/ اگر صرفا در حد خسارت بود یک عکس بگیرید و سپس راه رو باز کنید
⭕️ رئیس پلیس راهور خطاب به رانندگان: در تصادفات منجر به جراحت و فوت مطلقاْ حق تغییر دادن وضعیت نهایی صحنه را ندارید/ اگر صرفا در حد خسارت بود یک عکس بگیرید و سپس راه رو باز کنید
👍6👌1💯1
@General_information
⭕️ وقتی معلمها علیه ماشینحساب شورش کردند؛ ۴۰ سال پیش هم میترسیدند فناوری جای فکر کردن را بگیرد
امروز نگرانی درباره اینکه هوش مصنوعی ممکن است توانایی فکر کردن و یادگیری انسان را تضعیف کند، موضوعی تازه به نظر میرسد؛ اما تاریخ آموزش نشان میدهد این ترس بسیار قدیمیتر است..
«دکمه هیچ است، تا وقتی مغز آموزش ندیده باشد.»
⭕️ وقتی معلمها علیه ماشینحساب شورش کردند؛ ۴۰ سال پیش هم میترسیدند فناوری جای فکر کردن را بگیرد
امروز نگرانی درباره اینکه هوش مصنوعی ممکن است توانایی فکر کردن و یادگیری انسان را تضعیف کند، موضوعی تازه به نظر میرسد؛ اما تاریخ آموزش نشان میدهد این ترس بسیار قدیمیتر است..
«دکمه هیچ است، تا وقتی مغز آموزش ندیده باشد.»
👍9🤔2👌2❤1
⭕️ وقتی معلمها علیه ماشینحساب شورش کردند؛ ۴۰ سال پیش هم میترسیدند فناوری جای فکر کردن را بگیرد
امروز نگرانی درباره اینکه هوش مصنوعی ممکن است توانایی فکر کردن و یادگیری انسان را تضعیف کند، موضوعی تازه به نظر میرسد؛ اما تاریخ آموزش نشان میدهد این ترس بسیار قدیمیتر است.
در آوریل ۱۹۸۶، همزمان با برگزاری نشست سالانه شورای ملی معلمان ریاضی آمریکا (NCTM) در واشنگتن، گروه کوچکی از معلمان در اعتراض به استفاده از ماشینحساب در مدارس تجمع کردند.
حدود ۲۰ نفر به رهبری «جان ساکسون»، نویسنده کتابهای درسی ریاضی و معلم بازنشسته، پلاکاردهایی در دست داشتند که روی یکی از آنها نوشته شده بود:
«دکمه هیچ است، تا وقتی مغز آموزش ندیده باشد.»
اعتراض آنها به سیاستی بود که NCTM استفاده از ماشینحساب را در برنامه ریاضی همه پایهها، از فعالیتهای کلاسی و تکالیف گرفته تا ارزیابیها، توصیه میکرد. مخالفان نگران بودند که استفاده زودهنگام از ماشینحساب باعث شود دانشآموزان در محاسبات ساده، تخمین عددی و درک مفاهیم پایه ضعیف شوند. حتی اصطلاح طنزآمیز «Calcuholics» برای دانشآموزانی که بدون ماشینحساب قادر به انجام محاسبات ساده نبودند، مطرح شد.
در طرف مقابل، مدافعان فناوری استدلال میکردند که ماشینحساب میتواند دانشآموز را از محاسبات طولانی و تکراری رها کند تا زمان بیشتری برای حل مسئله، استدلال و درک مفاهیم داشته باشد. پژوهشها و گزارشهای آموزشی همان دوره نیز دقیقاً بر همین تغییر از محاسبات صرف به مهارتهای سطح بالاتر تمرکز داشتند.
امروز تقریباً همین پرسش درباره هوش مصنوعی مولد مطرح است: اگر ماشینحساب محاسبه را انجام دهد و هوش مصنوعی بخشی از نوشتن، جستوجو یا حل مسئله را بر عهده بگیرد، کدام مهارتها باید همچنان توسط خود انسان تمرین شوند؟
شاید درس اصلی آن ماجرای قدیمی این نباشد که فناوری خوب یا بد است؛ بلکه این باشد که مسئله مهمتر، زمان و شیوه استفاده از فناوری است.
ترجمه و نگارش: #آرش_طوقدار
منبع: Anndee Hochman, Math Teachers Stage a Calculated Protest, The Washington Post, April 4, 1986.
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
📚مجله اطلاعات عمومی♻️
امروز نگرانی درباره اینکه هوش مصنوعی ممکن است توانایی فکر کردن و یادگیری انسان را تضعیف کند، موضوعی تازه به نظر میرسد؛ اما تاریخ آموزش نشان میدهد این ترس بسیار قدیمیتر است.
در آوریل ۱۹۸۶، همزمان با برگزاری نشست سالانه شورای ملی معلمان ریاضی آمریکا (NCTM) در واشنگتن، گروه کوچکی از معلمان در اعتراض به استفاده از ماشینحساب در مدارس تجمع کردند.
حدود ۲۰ نفر به رهبری «جان ساکسون»، نویسنده کتابهای درسی ریاضی و معلم بازنشسته، پلاکاردهایی در دست داشتند که روی یکی از آنها نوشته شده بود:
«دکمه هیچ است، تا وقتی مغز آموزش ندیده باشد.»
اعتراض آنها به سیاستی بود که NCTM استفاده از ماشینحساب را در برنامه ریاضی همه پایهها، از فعالیتهای کلاسی و تکالیف گرفته تا ارزیابیها، توصیه میکرد. مخالفان نگران بودند که استفاده زودهنگام از ماشینحساب باعث شود دانشآموزان در محاسبات ساده، تخمین عددی و درک مفاهیم پایه ضعیف شوند. حتی اصطلاح طنزآمیز «Calcuholics» برای دانشآموزانی که بدون ماشینحساب قادر به انجام محاسبات ساده نبودند، مطرح شد.
در طرف مقابل، مدافعان فناوری استدلال میکردند که ماشینحساب میتواند دانشآموز را از محاسبات طولانی و تکراری رها کند تا زمان بیشتری برای حل مسئله، استدلال و درک مفاهیم داشته باشد. پژوهشها و گزارشهای آموزشی همان دوره نیز دقیقاً بر همین تغییر از محاسبات صرف به مهارتهای سطح بالاتر تمرکز داشتند.
امروز تقریباً همین پرسش درباره هوش مصنوعی مولد مطرح است: اگر ماشینحساب محاسبه را انجام دهد و هوش مصنوعی بخشی از نوشتن، جستوجو یا حل مسئله را بر عهده بگیرد، کدام مهارتها باید همچنان توسط خود انسان تمرین شوند؟
شاید درس اصلی آن ماجرای قدیمی این نباشد که فناوری خوب یا بد است؛ بلکه این باشد که مسئله مهمتر، زمان و شیوه استفاده از فناوری است.
ترجمه و نگارش: #آرش_طوقدار
منبع: Anndee Hochman, Math Teachers Stage a Calculated Protest, The Washington Post, April 4, 1986.
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
📚مجله اطلاعات عمومی♻️
👍5👌2❤1🤔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@General_information
⭕️ طلای خالص اونقدر نرمه که میشه با چاقو برش زد!
واسه همینه که معمولا از طلای ۲۴ عیار برای ساخت زیورآلات استفاده نمیکنن، چون خیلی نرمه و زود تغییر شکل میده.
⭕️ طلای خالص اونقدر نرمه که میشه با چاقو برش زد!
واسه همینه که معمولا از طلای ۲۴ عیار برای ساخت زیورآلات استفاده نمیکنن، چون خیلی نرمه و زود تغییر شکل میده.
👍4❤3👌1
@General_information
⭕️ شاید آدم سختگیری باشم، اما هیچوقت کسی رو به خاطر نداشتن چیزهایی که خودش هم آرزوشون رو داره، قضاوت نمیکنم.
شاید خیلی راحت آدمها رو از زندگیم کنار بذارم، اما محاله کسی رو که توی روزهای سخت کنارم بوده، فراموش کنم.
شاید به نظر آدم سرد و بیاحساسی بیام، اما هیچوقت نمیتونم درد و رنج کسی رو ببینم و بیتفاوت از کنارش رد بشم.
شاید مغرور باشم، اما اگه کسی برام عزیز باشه و بدونم اشتباه کردم، هیچوقت از اینکه اولین نفر عذرخواهی کنم، نمیترسم.
شاید گاهی تند و بیپروا حرف بزنم، اما هیچوقت دست روی زخمی نمیذارم که میدونم بیشتر از هر چیزی طرف مقابلم رو آزار میده.
چون فرق زیادی هست بین چیزی که از بیرون به نظر میرسیم و چیزی که واقعاً توی وجودمون داریم.
⭕️ شاید آدم سختگیری باشم، اما هیچوقت کسی رو به خاطر نداشتن چیزهایی که خودش هم آرزوشون رو داره، قضاوت نمیکنم.
شاید خیلی راحت آدمها رو از زندگیم کنار بذارم، اما محاله کسی رو که توی روزهای سخت کنارم بوده، فراموش کنم.
شاید به نظر آدم سرد و بیاحساسی بیام، اما هیچوقت نمیتونم درد و رنج کسی رو ببینم و بیتفاوت از کنارش رد بشم.
شاید مغرور باشم، اما اگه کسی برام عزیز باشه و بدونم اشتباه کردم، هیچوقت از اینکه اولین نفر عذرخواهی کنم، نمیترسم.
شاید گاهی تند و بیپروا حرف بزنم، اما هیچوقت دست روی زخمی نمیذارم که میدونم بیشتر از هر چیزی طرف مقابلم رو آزار میده.
چون فرق زیادی هست بین چیزی که از بیرون به نظر میرسیم و چیزی که واقعاً توی وجودمون داریم.
👍8👏2👌2❤🔥1💯1
⭕️ «به همسرم گفتم که دیگر به محل کارم زنگ نزند، مگر اینکه واقعاً موضوع مهمی پیش آمده باشد.
شش ماه بعد، دخترمان در مدرسه دستش شکست.
همسرم کارهای بیمارستان، عکسبرداری، بیمه درمانی را انجام داد و او را به خانه برد.
من آن شب، وقتی به خانه رسیدم و دیدم دستش را گچ گرفتهاند، متوجه شدم.»
من ۳۸ سال دارم، همسرم لورن ۳۶ ساله است و ده سال است که ازدواج کردهایم.
لورن قبلاً برای هر چیزی به من زنگ میزد.
نشتی سینک آشپزخانه. چیزی که معلم دخترمان گفته بود. صدای عجیبی که از ماشین میآمد.
بیشتر تماسها دو دقیقه طول میکشید.
اما در روزهای شلوغ کار، حتی همین دو دقیقه هم شروع به کلافهام کردن کرد.
یک بعدازظهر، زنگ زد چون دخترمان تب داشت و پرسید آیا باید او را پیش دکتر ببرد.
من وسط کاری بودم و صبرم تمام شد.
گفتم: «لورن، تو مادرش هستی. برای هر تصمیمی نیاز به اجازه من نداری. لطفاً فقط وقتی زنگ بزن که واقعاً به من نیاز داری.»
ساکت شد. بعد گفت: «باشه.»
بعد از آن، گوشیام به شکل عجیبی ساکت شد.
هیچ سؤالی درباره مدرسه. هیچ تماسی درباره تعمیرات. هیچ پرسشی درباره اینکه چه ساعتی به خانه برمیگردم.
حتی به یک همکار گفتم که اوضاع بهتر شده چون همسرم مستقلتر شده است.
چیزی که نمیفهمیدم این بود که لورن هرگز برای گرفتن آن تصمیمها به من نیاز نداشت.
او فقط میخواست آنها را با هم بگیریم.
همسرم از بیمارستان، عکسبرداریها و بیمه درمانی رسیدگی کرد و دخترمان را به خانه آورد.
من آن شب وقتی به خانه رسیدم و دیدم بازویش گچ گرفته، ماجرا را فهمیدم.
وقتی پرسیدم چرا، به نظر واقعاً گیج آمد. گفت: «تو گفتی فقط وقتی بهت نیاز دارم زنگ بزنم.»
گفتم: «اینکه دخترمان در بیمارستان باشد، واضح است که یکی از همان موقعیتها حساب میشود.»
لورن جواب داد: «اما من به تو نیاز نداشتم. همهچیز را خودم حل کردم.»
این جمله بیشتر از آنچه انتظار داشتم به من ضربه زد.
چون حق با او بود.
طی ماهها، هر بار که اتفاقی میافتاد، یاد گرفته بود بدون من حلش کند.
فکر میکردم فقط خواستهام کمتر مزاحمم شود. ظاهراً خواسته بودم که غیرضروری شوم.
آن شب چیزی را فهمیدم که ای کاش زودتر درک کرده بودم.
گاهی اوقات، همسرت به تو زنگ میزند چون به کمکت نیاز دارد.
گاهی اوقات، به تو زنگ میزند چون میخواهد تو شخصی باشی که در کنارش است تا زندگی بگذرد.
من مدام از همسرم میخواستم که کمتر به من نیاز داشته باشد، تا اینکه در نهایت، یاد گرفت این کار را بکند.
حالا سؤال این است: آیا من در احساس دلخوری اشتباه میکنم چون دیگر به من مراجعه نمیکند... یا دقیقاً همان چیزی را دریافت کردم که خواسته بودم؟
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
📚مجله اطلاعات عمومی♻️
شش ماه بعد، دخترمان در مدرسه دستش شکست.
همسرم کارهای بیمارستان، عکسبرداری، بیمه درمانی را انجام داد و او را به خانه برد.
من آن شب، وقتی به خانه رسیدم و دیدم دستش را گچ گرفتهاند، متوجه شدم.»
من ۳۸ سال دارم، همسرم لورن ۳۶ ساله است و ده سال است که ازدواج کردهایم.
لورن قبلاً برای هر چیزی به من زنگ میزد.
نشتی سینک آشپزخانه. چیزی که معلم دخترمان گفته بود. صدای عجیبی که از ماشین میآمد.
بیشتر تماسها دو دقیقه طول میکشید.
اما در روزهای شلوغ کار، حتی همین دو دقیقه هم شروع به کلافهام کردن کرد.
یک بعدازظهر، زنگ زد چون دخترمان تب داشت و پرسید آیا باید او را پیش دکتر ببرد.
من وسط کاری بودم و صبرم تمام شد.
گفتم: «لورن، تو مادرش هستی. برای هر تصمیمی نیاز به اجازه من نداری. لطفاً فقط وقتی زنگ بزن که واقعاً به من نیاز داری.»
ساکت شد. بعد گفت: «باشه.»
بعد از آن، گوشیام به شکل عجیبی ساکت شد.
هیچ سؤالی درباره مدرسه. هیچ تماسی درباره تعمیرات. هیچ پرسشی درباره اینکه چه ساعتی به خانه برمیگردم.
حتی به یک همکار گفتم که اوضاع بهتر شده چون همسرم مستقلتر شده است.
چیزی که نمیفهمیدم این بود که لورن هرگز برای گرفتن آن تصمیمها به من نیاز نداشت.
او فقط میخواست آنها را با هم بگیریم.
همسرم از بیمارستان، عکسبرداریها و بیمه درمانی رسیدگی کرد و دخترمان را به خانه آورد.
من آن شب وقتی به خانه رسیدم و دیدم بازویش گچ گرفته، ماجرا را فهمیدم.
وقتی پرسیدم چرا، به نظر واقعاً گیج آمد. گفت: «تو گفتی فقط وقتی بهت نیاز دارم زنگ بزنم.»
گفتم: «اینکه دخترمان در بیمارستان باشد، واضح است که یکی از همان موقعیتها حساب میشود.»
لورن جواب داد: «اما من به تو نیاز نداشتم. همهچیز را خودم حل کردم.»
این جمله بیشتر از آنچه انتظار داشتم به من ضربه زد.
چون حق با او بود.
طی ماهها، هر بار که اتفاقی میافتاد، یاد گرفته بود بدون من حلش کند.
فکر میکردم فقط خواستهام کمتر مزاحمم شود. ظاهراً خواسته بودم که غیرضروری شوم.
آن شب چیزی را فهمیدم که ای کاش زودتر درک کرده بودم.
گاهی اوقات، همسرت به تو زنگ میزند چون به کمکت نیاز دارد.
گاهی اوقات، به تو زنگ میزند چون میخواهد تو شخصی باشی که در کنارش است تا زندگی بگذرد.
من مدام از همسرم میخواستم که کمتر به من نیاز داشته باشد، تا اینکه در نهایت، یاد گرفت این کار را بکند.
حالا سؤال این است: آیا من در احساس دلخوری اشتباه میکنم چون دیگر به من مراجعه نمیکند... یا دقیقاً همان چیزی را دریافت کردم که خواسته بودم؟
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
📚مجله اطلاعات عمومی♻️
👍9👌4👏1
@General_information
⭕️ پیادهروی برای مغز معجزه میکنه!
حافظه و قدرت یادگیری رو تقویت میکنه.
استرس و اضطراب رو کاهش میده.
تمرکز و قدرت تصمیمگیری رو بهتر میکنه.
باعث ترشح اندورفین و بهبود خلقوخو میشه.
به خلاقیت و شکلگیری ایدههای تازه کمک میکنه.
کیفیت خواب رو بالا میبره.
در بلندمدت به حفظ سلامت مغز و کاهش خطر زوال شناختی کمک میکنه.
حتی روزی ۲۰ تا ۳۰ دقیقه پیادهروی میتونه برای سلامت مغزت مفید باشه.
⭕️ پیادهروی برای مغز معجزه میکنه!
حافظه و قدرت یادگیری رو تقویت میکنه.
استرس و اضطراب رو کاهش میده.
تمرکز و قدرت تصمیمگیری رو بهتر میکنه.
باعث ترشح اندورفین و بهبود خلقوخو میشه.
به خلاقیت و شکلگیری ایدههای تازه کمک میکنه.
کیفیت خواب رو بالا میبره.
در بلندمدت به حفظ سلامت مغز و کاهش خطر زوال شناختی کمک میکنه.
حتی روزی ۲۰ تا ۳۰ دقیقه پیادهروی میتونه برای سلامت مغزت مفید باشه.
👍8❤2👌2👏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
@General_information
⭕️ ژاپن یک درس مهم دربارهی تربیت بچهها به ما میدهد:
تربیت فقط با کتاب و کلاس اتفاق نمیافتد؛ با عادتهای کوچک روزمره ساخته میشود.
در مدارس ژاپن، بچهها فقط یک غذای سالم دریافت نمیکنند؛ یاد میگیرند چطور غذا بخورند، چطور به دیگران خدمت کنند، منتظر بمانند تا همه غذا داشته باشند و قدر چیزی را که دارند بدانند.
شاید راز این سبک تربیت همین باشد: بهجای اینکه فقط به بچهها بگوییم «چه کاری درست است»، شرایطی بسازیم که درست زندگی کردن را هر روز تمرین کنند.
چون عادتهایی که در کودکی ساخته میشوند، اغلب تا بزرگسالی همراه ما میمانند.
📚 ایده مرتبط با کتاب «عادتهای اتمی» اثر جیمز کلیر؛ تغییرهای کوچک و تکرارشونده میتوانند رفتار و شخصیت ما را در بلندمدت شکل دهند.
اگر جای والدین ژاپنی بودی، کدام بخش این سیستم را برای بچهات اجرا میکردی؟
⭕️ ژاپن یک درس مهم دربارهی تربیت بچهها به ما میدهد:
تربیت فقط با کتاب و کلاس اتفاق نمیافتد؛ با عادتهای کوچک روزمره ساخته میشود.
در مدارس ژاپن، بچهها فقط یک غذای سالم دریافت نمیکنند؛ یاد میگیرند چطور غذا بخورند، چطور به دیگران خدمت کنند، منتظر بمانند تا همه غذا داشته باشند و قدر چیزی را که دارند بدانند.
شاید راز این سبک تربیت همین باشد: بهجای اینکه فقط به بچهها بگوییم «چه کاری درست است»، شرایطی بسازیم که درست زندگی کردن را هر روز تمرین کنند.
چون عادتهایی که در کودکی ساخته میشوند، اغلب تا بزرگسالی همراه ما میمانند.
📚 ایده مرتبط با کتاب «عادتهای اتمی» اثر جیمز کلیر؛ تغییرهای کوچک و تکرارشونده میتوانند رفتار و شخصیت ما را در بلندمدت شکل دهند.
اگر جای والدین ژاپنی بودی، کدام بخش این سیستم را برای بچهات اجرا میکردی؟
👍8❤3👌1💯1
@General_information
⭕️ اصطلاحات حقوقی و ملکی مثل خیار، فسخ، انفساخ، تفاسخ، عرصه، اعیان و قدرالسهم رو بشناس تا با آگاهی بیشتری معامله کنی.
⭕️ اصطلاحات حقوقی و ملکی مثل خیار، فسخ، انفساخ، تفاسخ، عرصه، اعیان و قدرالسهم رو بشناس تا با آگاهی بیشتری معامله کنی.
👍4👏1🙏1👌1💯1
@General_information
⭕️ سه گروه را هرگز فراموش نكن :
آنها كه در شرایط دشوار كمكت كردند
آنها كه در شرایط دشوار رهایت كردند
آنها كه در شرایط دشوار قرارت دادند.
⭕️ سه گروه را هرگز فراموش نكن :
آنها كه در شرایط دشوار كمكت كردند
آنها كه در شرایط دشوار رهایت كردند
آنها كه در شرایط دشوار قرارت دادند.
👍6👏2👌1💯1
⭕️ #فرزند_حافظ!
🔸وارد "کتابخوب" شد و گفت: عمو، یه فال بخر.
گفتم: چند؟
گفت: هرچه خودت گفتی.
گفتم: دههزار تومن خوبه؟
گفت: باشه، دههزار تومن.
دستهی فالها را گرفت طرفم. یکی برداشتم و پنجاههزار تومان دادم دستش.
دستهای هفتهشتسالهاش خشک و ترکخورده بود؛ انگار دستهای یک پیرمرد هفتاد، هشتادساله باشد، نه دستهای کودکی که باید هنوز بوی بازی و شیطنت بدهد.
از جیب عقب شلوارش یک کیف پول بیرون کشید. چنان با ژست مردانه دستبهجیب شد که دلم برایش رفت. چند اسکناس دههزارتومانی را با ادب و نزاکت گرفت طرفم.
گفتم: نمیخوام عمو!
گفت: حرف زدیم.
و چنان گفت که انگار میخواست بگوید: "مَرده و حرفش!"
گفتم: پس چهارتای دیگه برمیدارم.
با این شرط قبول کرد.
با لذت، حرکات و طرز ایستادن مردانهاش را نگاه میکردم. پنجاهتومانیاش را گذاشت وسط کیف پول مشکی اش. چشمم به قاب تلقی کیف پول افتاد؛ عکس یک زن و مرد کنار هم بود. حدس زدم پدر و مادرش باشند.
پرسیدم: حافظ رو میشناسی؟
گفت: خیلی نه، یه شاعره که قبرش تو شیرازه، اما انگار پدرمه.
تعجب کردم. گفتم: چطور؟!
گفت: خیلی وقته مُرده، اما سالهای ساله که به خیلیها مثل من نون میرسونه؛ خیلی دوست دارم یه بار برم سرِ قبرش!
چند لحظه ساکت ماندم. نمیدانستم به صورت کوچکش نگاه کنم، به دستهای ترکخوردهاش، به کیف پول مشکی مردانهاش یا به حرف بزرگی که از دهان کودکی به آن کوچکی بیرون آمده بود و یا مناعت طبعش!
زیر لب گفتم:
"بنازم مردونگیتو! که از خیلی ریشدارها،
قدرشناستر و مردتری!"
اما ذهنم هنوز درگیر حرفش بود؛ "حافظ انگار پدرمه."
ما معمولاً حافظ را با فالهای شب یلدا، عاشقانههایش، غزلهایش و رازهایی که در بیتهایش جستوجو میکنیم به یاد میآوریم. کمتر فکر میکنیم که شعر یک شاعر، قرنها پس از مرگش، ممکن است برای کودکی که حتی فرصت درستوحسابیِ کودکیکردن نداشته، به نان تبدیل شود؛ به لقمهای که سر سفره میبرد، به پولی که در کیفش میگذارد و شاید به امیدی که برای فردا نگه میدارد.
حافظ قرنهاست که در خاک آرمیده، اما کلماتش هنوز میان مردم راه میروند؛ از خانهای به خانهی دیگر، از دستی به دستی دیگر. گاهی در مجلسی باشکوه خوانده میشوند و گاهی در گوشهی خیابان، نان شب کودکی را فراهم میکنند.
و چه تناقض تلخی!
شاعری که روزگاری از عشق و رندی و راز هستی میسرود، حالا برای پسربچهای که شاید هنوز معنای بسیاری از شعرهایش را نداند، نانآور شده است؛ پسربچهای که نه از آرایههای ادبی چیزی میداند و نه از وزن و قافیه، اما معنای شعر را به شکلی عمیقتر از بسیاری از اهل ادب فهمیده است.
شعر وقتی به زندگی راه پیدا کند، دیگر فقط کلمه نیست؛ میتواند نان باشد، پناه باشد و دستی باشد که از قرنها پیش، دست کودکی را میگیرد.
آن روز من یک فال خریدم، اما با حقیقتی بزرگ آشنا شدم. گاهی ارزش یک شاعر را نه منتقدان ادبی تعیین میکنند، نه دانشگاهها و نه کتابهایی که دربارهاش نوشتهاند؛ گاهی باید از کودکی پرسید که نانش را از شعر او درمیآورد.
و شاید بزرگترین ستایش حافظ همین باشد؛ اینکه پس از قرنها، کودکی هفتهشتساله در کرمان، بیآنکه غزلهایش را خوب بشناسد، او را پدر خود بداند.
و من با خودم فکر کردم: خوشا به حال حافظ که چنین فرزندی دارد؛ و خوشا به حال ادبیاتی که هنوز میتواند نان بدهد، حتی به کودکانی که سهمشان از زندگی، خیلی زودتر از موعد، مردشدن بوده است.
پاکت فال را باز کردم، حافظ گفت:
"گر چه گردآلود فقرم، شرم باد از همتم
گر به آبِ چشمه خورشید، دامن تر کنم"
#کرمان
#مهرماه ۱۴۰۵
#علی_شریفی
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
📚مجله اطلاعات عمومی♻️
🔸وارد "کتابخوب" شد و گفت: عمو، یه فال بخر.
گفتم: چند؟
گفت: هرچه خودت گفتی.
گفتم: دههزار تومن خوبه؟
گفت: باشه، دههزار تومن.
دستهی فالها را گرفت طرفم. یکی برداشتم و پنجاههزار تومان دادم دستش.
دستهای هفتهشتسالهاش خشک و ترکخورده بود؛ انگار دستهای یک پیرمرد هفتاد، هشتادساله باشد، نه دستهای کودکی که باید هنوز بوی بازی و شیطنت بدهد.
از جیب عقب شلوارش یک کیف پول بیرون کشید. چنان با ژست مردانه دستبهجیب شد که دلم برایش رفت. چند اسکناس دههزارتومانی را با ادب و نزاکت گرفت طرفم.
گفتم: نمیخوام عمو!
گفت: حرف زدیم.
و چنان گفت که انگار میخواست بگوید: "مَرده و حرفش!"
گفتم: پس چهارتای دیگه برمیدارم.
با این شرط قبول کرد.
با لذت، حرکات و طرز ایستادن مردانهاش را نگاه میکردم. پنجاهتومانیاش را گذاشت وسط کیف پول مشکی اش. چشمم به قاب تلقی کیف پول افتاد؛ عکس یک زن و مرد کنار هم بود. حدس زدم پدر و مادرش باشند.
پرسیدم: حافظ رو میشناسی؟
گفت: خیلی نه، یه شاعره که قبرش تو شیرازه، اما انگار پدرمه.
تعجب کردم. گفتم: چطور؟!
گفت: خیلی وقته مُرده، اما سالهای ساله که به خیلیها مثل من نون میرسونه؛ خیلی دوست دارم یه بار برم سرِ قبرش!
چند لحظه ساکت ماندم. نمیدانستم به صورت کوچکش نگاه کنم، به دستهای ترکخوردهاش، به کیف پول مشکی مردانهاش یا به حرف بزرگی که از دهان کودکی به آن کوچکی بیرون آمده بود و یا مناعت طبعش!
زیر لب گفتم:
"بنازم مردونگیتو! که از خیلی ریشدارها،
قدرشناستر و مردتری!"
اما ذهنم هنوز درگیر حرفش بود؛ "حافظ انگار پدرمه."
ما معمولاً حافظ را با فالهای شب یلدا، عاشقانههایش، غزلهایش و رازهایی که در بیتهایش جستوجو میکنیم به یاد میآوریم. کمتر فکر میکنیم که شعر یک شاعر، قرنها پس از مرگش، ممکن است برای کودکی که حتی فرصت درستوحسابیِ کودکیکردن نداشته، به نان تبدیل شود؛ به لقمهای که سر سفره میبرد، به پولی که در کیفش میگذارد و شاید به امیدی که برای فردا نگه میدارد.
حافظ قرنهاست که در خاک آرمیده، اما کلماتش هنوز میان مردم راه میروند؛ از خانهای به خانهی دیگر، از دستی به دستی دیگر. گاهی در مجلسی باشکوه خوانده میشوند و گاهی در گوشهی خیابان، نان شب کودکی را فراهم میکنند.
و چه تناقض تلخی!
شاعری که روزگاری از عشق و رندی و راز هستی میسرود، حالا برای پسربچهای که شاید هنوز معنای بسیاری از شعرهایش را نداند، نانآور شده است؛ پسربچهای که نه از آرایههای ادبی چیزی میداند و نه از وزن و قافیه، اما معنای شعر را به شکلی عمیقتر از بسیاری از اهل ادب فهمیده است.
شعر وقتی به زندگی راه پیدا کند، دیگر فقط کلمه نیست؛ میتواند نان باشد، پناه باشد و دستی باشد که از قرنها پیش، دست کودکی را میگیرد.
آن روز من یک فال خریدم، اما با حقیقتی بزرگ آشنا شدم. گاهی ارزش یک شاعر را نه منتقدان ادبی تعیین میکنند، نه دانشگاهها و نه کتابهایی که دربارهاش نوشتهاند؛ گاهی باید از کودکی پرسید که نانش را از شعر او درمیآورد.
و شاید بزرگترین ستایش حافظ همین باشد؛ اینکه پس از قرنها، کودکی هفتهشتساله در کرمان، بیآنکه غزلهایش را خوب بشناسد، او را پدر خود بداند.
و من با خودم فکر کردم: خوشا به حال حافظ که چنین فرزندی دارد؛ و خوشا به حال ادبیاتی که هنوز میتواند نان بدهد، حتی به کودکانی که سهمشان از زندگی، خیلی زودتر از موعد، مردشدن بوده است.
پاکت فال را باز کردم، حافظ گفت:
"گر چه گردآلود فقرم، شرم باد از همتم
گر به آبِ چشمه خورشید، دامن تر کنم"
#کرمان
#مهرماه ۱۴۰۵
#علی_شریفی
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
📚مجله اطلاعات عمومی♻️
❤8👍2👌2👏1
@General_information
⭕️ قابلیت هشدار زلزله اندروید به ۲۰۰ منطقه ازجمله ایران رسید
گوگل اعلام کرد که سیستم هشدار زلزله اندروید را از ۹۸ کشور و منطقه به بیش از ۲۰۰ منطقه گسترش داده است. ایران نیز در فهرست مناطق تحت پوشش این قابلیت قرار دارد. این سیستم با استفاده از حسگرهای گوشیهای اندرویدی، زمینلرزهها را شناسایی میکند و میتواند پیش از رسیدن لرزش به محل کاربر، برای او هشدار بفرستد.
این سیستم از زمان راهاندازی در سال ۲۰۲۱ تاکنون بیش از یک میلیارد هشدار زلزله ارسال کرده است. هدف از این هشدارها، فراهمکردن چند ثانیه فرصت برای پناهگرفتن و محافظت از خود و اطرافیان پیش از شروع لرزش است.
⭕️ قابلیت هشدار زلزله اندروید به ۲۰۰ منطقه ازجمله ایران رسید
گوگل اعلام کرد که سیستم هشدار زلزله اندروید را از ۹۸ کشور و منطقه به بیش از ۲۰۰ منطقه گسترش داده است. ایران نیز در فهرست مناطق تحت پوشش این قابلیت قرار دارد. این سیستم با استفاده از حسگرهای گوشیهای اندرویدی، زمینلرزهها را شناسایی میکند و میتواند پیش از رسیدن لرزش به محل کاربر، برای او هشدار بفرستد.
این سیستم از زمان راهاندازی در سال ۲۰۲۱ تاکنون بیش از یک میلیارد هشدار زلزله ارسال کرده است. هدف از این هشدارها، فراهمکردن چند ثانیه فرصت برای پناهگرفتن و محافظت از خود و اطرافیان پیش از شروع لرزش است.
👍5👌1
@General_information
⭕️ چرا ماهیهای قرمز مانند سالمون اینقدر برای سلامتی مفید هستند؟
تقویت سیستم عصبی:
ماهیهای قرمز سرشار از ویتامینهای گروه B هستند که به کاهش استرس، بهبود عملکرد مغز و حفظ سلامت سیستم عصبی کمک میکنند.
حفظ سلامت قلب و عروق:
این ماهیها منبع غنی اسیدهای چرب امگا ۳ و امگا ۶ هستند که میتوانند به کاهش کلسترول LDL (کلسترول بد) و حمایت از سلامت قلب و رگها کمک کنند.
خواب بهتر و خلقوخوی مطلوبتر:
وجود اسیدآمینه تریپتوفان در ماهی قرمز به تولید سروتونین و ملاتونین کمک میکند؛ دو مادهای که در تنظیم خواب و بهبود حال روحی نقش مهمی دارند.
پوست و موی سالمتر:
ماهی قرمز حاوی ویتامین D و سایر مواد مغذی است که به حفظ سلامت پوست، استحکام ناخنها و شادابی موها کمک میکنند
⭕️ چرا ماهیهای قرمز مانند سالمون اینقدر برای سلامتی مفید هستند؟
تقویت سیستم عصبی:
ماهیهای قرمز سرشار از ویتامینهای گروه B هستند که به کاهش استرس، بهبود عملکرد مغز و حفظ سلامت سیستم عصبی کمک میکنند.
حفظ سلامت قلب و عروق:
این ماهیها منبع غنی اسیدهای چرب امگا ۳ و امگا ۶ هستند که میتوانند به کاهش کلسترول LDL (کلسترول بد) و حمایت از سلامت قلب و رگها کمک کنند.
خواب بهتر و خلقوخوی مطلوبتر:
وجود اسیدآمینه تریپتوفان در ماهی قرمز به تولید سروتونین و ملاتونین کمک میکند؛ دو مادهای که در تنظیم خواب و بهبود حال روحی نقش مهمی دارند.
پوست و موی سالمتر:
ماهی قرمز حاوی ویتامین D و سایر مواد مغذی است که به حفظ سلامت پوست، استحکام ناخنها و شادابی موها کمک میکنند
👍3👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@General_information
⭕️ در عرض 30 ثانیه معنی تمام کد هایی که روی زیورآلات هست رو بدون!!!!
⭕️ در عرض 30 ثانیه معنی تمام کد هایی که روی زیورآلات هست رو بدون!!!!
👍3👌1
@General_information
⭕️ به سنی رسیدم که قبل از بیرون رفتن،
اول فکر میکنم ارزش بیرون رفتن داره یا نه.
دیگه هر تماسی رو جواب نمیدم
هر دعوتی رو قبول نمیکنم
و هر بحثی رو تا آخر نمیرم
بعضی چیزها رو میسپرم به همون کسی که بیشتر اصرار داره.
خونهی خلوت رو به مهمونی شلوغ ترجیح میدم
آدمِ کم رو به جمعِ زیاد
حرفِ حساب رو به توضیحِ اضافه،
و خوابِ راحت رو به شبنشینیِ بیدلیل.
دیگه برای هر چیزی هیجانزده نمیشم،
برای هر کسی توضیح نمیدم،
و برای هر رفتنی دنبال دلیل نمیگردم.
به سنی رسیدم که
آرامش دیگه انتخابم نیست
معیار انتخابمه.
⭕️ به سنی رسیدم که قبل از بیرون رفتن،
اول فکر میکنم ارزش بیرون رفتن داره یا نه.
دیگه هر تماسی رو جواب نمیدم
هر دعوتی رو قبول نمیکنم
و هر بحثی رو تا آخر نمیرم
بعضی چیزها رو میسپرم به همون کسی که بیشتر اصرار داره.
خونهی خلوت رو به مهمونی شلوغ ترجیح میدم
آدمِ کم رو به جمعِ زیاد
حرفِ حساب رو به توضیحِ اضافه،
و خوابِ راحت رو به شبنشینیِ بیدلیل.
دیگه برای هر چیزی هیجانزده نمیشم،
برای هر کسی توضیح نمیدم،
و برای هر رفتنی دنبال دلیل نمیگردم.
به سنی رسیدم که
آرامش دیگه انتخابم نیست
معیار انتخابمه.
👍7👌1