@General_information
⭕️ نظم، کورتیزول را پایین می آورد
سربازها اول احساساتشان را بررسی نمیکنند.
اول بدنشان را آرام میکنند:
با حرکت، تنفس، غذا و خواب.
بعد که بدن آرام شد، تازه حرف میزنند.
کورتیزول از بینظمی بدش میآید.
برنامه نظامی سخت است، اما ثابت:
ساعت بیداری، غذا و خواب همیشه یکی است.
قابل پیشبینی بودن = احساس امنیت.
اگر روزهایت بینظم است، کورتیزول بالا میماند.
دستگاه عصبی ما احساسی نیست، عملگراست:
میخواهد پایان واضح، نظم، و اطمینان از پایان خطر را حس کند.
فقط ۵ شب خوابیدن در ساعت مشخص میتواند کورتیزول را پایین بیاورد.
بدن آزادی نمیخواهد — نظم و ریتم میخواهد.
حرف زدن در زمان استرس زیاد، استرس را بیشتر میکند.
کورتیزول با آرامش ذهنی از بین نمیرود.
وقتی بدن احساس امنیت و «پایان» میکند، از بین میرود.
به همین دلیل، فرسودگی با انگیزه درست نمیشود — با «احساس پایان کار» درست میشود.
آرامش بعد از امنیت میآید، نه قبل از آن.
به همین دلیل، «انضباط» احساس امنیت میدهد — نه چون سفت و سخت است، بلکه چون نااطمینانی را از بین میبرد
⭕️ نظم، کورتیزول را پایین می آورد
سربازها اول احساساتشان را بررسی نمیکنند.
اول بدنشان را آرام میکنند:
با حرکت، تنفس، غذا و خواب.
بعد که بدن آرام شد، تازه حرف میزنند.
کورتیزول از بینظمی بدش میآید.
برنامه نظامی سخت است، اما ثابت:
ساعت بیداری، غذا و خواب همیشه یکی است.
قابل پیشبینی بودن = احساس امنیت.
اگر روزهایت بینظم است، کورتیزول بالا میماند.
دستگاه عصبی ما احساسی نیست، عملگراست:
میخواهد پایان واضح، نظم، و اطمینان از پایان خطر را حس کند.
فقط ۵ شب خوابیدن در ساعت مشخص میتواند کورتیزول را پایین بیاورد.
بدن آزادی نمیخواهد — نظم و ریتم میخواهد.
حرف زدن در زمان استرس زیاد، استرس را بیشتر میکند.
کورتیزول با آرامش ذهنی از بین نمیرود.
وقتی بدن احساس امنیت و «پایان» میکند، از بین میرود.
به همین دلیل، فرسودگی با انگیزه درست نمیشود — با «احساس پایان کار» درست میشود.
آرامش بعد از امنیت میآید، نه قبل از آن.
به همین دلیل، «انضباط» احساس امنیت میدهد — نه چون سفت و سخت است، بلکه چون نااطمینانی را از بین میبرد
❤4👍3👏2
⭕️ من به عنوان یک روانشناس معتقدم جامعهی ما هنوز نسبت به اتفاقات موجود سوگواری نکرده و اثرات این سوگ، در چند ماه آتی خودش رو نشون خواهد داد. چرا اینو میگم؟
چون ما عملاً هنوز نایستادیم ببینیم چی رو از دست دادیم. اتفاقها اونقدر پشت سر هم رخ دادن که نه وقت فکر کردن داشتیم، نه مجال حس کردن.
فقط رد شدیم، دوام آوردیم، ساکتتر شدیم و ادامه دادیم.
تجربهی روانِ جمعی در مواقع بحران (مثل کرونا که ازش عبور کردیم هم) نشون میده که وقتی یه جامعه مدتها احساساتش رو عقب میندازه، در واقع داره واکنش اصلیش به اون رویداد رو فقط به تأخیر میندازه
. بنابراین تو ماههای پیشِ رو، احتمالاً بیشتر با خستگی عمیق، افت انگیزه، حساسیت هیجانی و حس بیمعنایی روبهرو میشیم تا هیجانهای پرسر و صدا و این یه بخش طبیعی از روند ریکاوری روانیه
به لحاظ روانشناختی هم وقتی یه آدم یا یک جامعه مدام مجبوره «دوام بیاره»، احساساتش رو جمع میکنه میذاره کنار. لذا غم، ترس، خشم و... همشون میرن عقب صف و یه جایی در عمیقترین قسمت درنمون انبار میشن.
حالا مسئله اینه: وقتی شدت این اتفاقها یه کم کمتر میشه، یا وقتی زمان میگذره، اون احساسات جمع شده در ما بالاخره خودشون رو نشون خواهند داد. اینجا دقیقاً همونجاست که ما احتمالاً چند ماه بعد با موجی از غم، ناامیدی یا بیمعنایی روبهرو میشیم و تعجب میکنیم که «پس چرا الان؟»؛ در حالی که این غم، تازه نیست؛ فقط تازه اجازهی دیده شدن پیدا کرده.
لذا در چنین شرایطی یه اتفاق کوچیک میتونه یه واکنش خیلی بزرگ راه بندازه. چون ما فقط به همون اتفاق جواب نمیدیم که؛ داریم به همهی چیزایی که قبلاً قورت دادیم و هضمشون نکردیم واکنش نشون میدیم. انگار یه غم قدیمی، دنبال یه بهونه میگرده که بالاخره خودش رو نشون بده.
پس در این مرحله ما لزوماً با یه جامعهی سوگوار طرف نیستیم؛ ما بیشتر در جامعه آدمهای خسته بیحوصله، زودرنج و بیانرژی رو میبینیم. توی این شرایط شوخیها تلختر میشن، امید ما کوتاهمدتتر میشه و آدمها زود از همدیگه میبُرن و اینا اصلاً نشونهی بیاحساسی در ما نیست؛ نشونهی احساسِ بیش از حدیه که راه درستی برای بیرون اومدن ازمون پیدا نکردن.
ضمناً این موضوع رو هم در نظر بگیرین که مسئلهی سوگ ما فقط از دست دادن جوونهامون و عزیزانمون نیست؛ ما داریم برای چیزای بیشتری عزاداری میکنیم؛ برای حس امنیت، برای آیندهای که قرار بود باشه، برای نسخهای از خودمون که فکر میکردیم قراره بشیم.
برای همینه که این غم گاهی اسم نداره و ما دقیق نمیدونیم که برای چی باید ناراحت باشیم؟
و نکتهی مهمتر اینه: اگر این مرحله نادیده گرفته بشه، مسیر به سمت فرسودگی جمعی میره؛ اما اگر دیده بشه، میتونه بستر یه بازتعریف جدی باشه.
بازتعریف رابطهها، توقعها، معناها و حتی تصویر آینده. به زبان ساده، جامعه یا از این سوگ عبور میکنه، یا توش گیر میفته. لذا پیشبینی من اینه که ماههای آینده، ماههای «کند شدن» خواهد بود و درست توی همین کندی، امکان یه تغییر عمیق و واقعی در ما شکل میگیره.
#دکتر_اسودی
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
📚مجله اطلاعات عمومی♻️
چون ما عملاً هنوز نایستادیم ببینیم چی رو از دست دادیم. اتفاقها اونقدر پشت سر هم رخ دادن که نه وقت فکر کردن داشتیم، نه مجال حس کردن.
فقط رد شدیم، دوام آوردیم، ساکتتر شدیم و ادامه دادیم.
تجربهی روانِ جمعی در مواقع بحران (مثل کرونا که ازش عبور کردیم هم) نشون میده که وقتی یه جامعه مدتها احساساتش رو عقب میندازه، در واقع داره واکنش اصلیش به اون رویداد رو فقط به تأخیر میندازه
. بنابراین تو ماههای پیشِ رو، احتمالاً بیشتر با خستگی عمیق، افت انگیزه، حساسیت هیجانی و حس بیمعنایی روبهرو میشیم تا هیجانهای پرسر و صدا و این یه بخش طبیعی از روند ریکاوری روانیه
به لحاظ روانشناختی هم وقتی یه آدم یا یک جامعه مدام مجبوره «دوام بیاره»، احساساتش رو جمع میکنه میذاره کنار. لذا غم، ترس، خشم و... همشون میرن عقب صف و یه جایی در عمیقترین قسمت درنمون انبار میشن.
حالا مسئله اینه: وقتی شدت این اتفاقها یه کم کمتر میشه، یا وقتی زمان میگذره، اون احساسات جمع شده در ما بالاخره خودشون رو نشون خواهند داد. اینجا دقیقاً همونجاست که ما احتمالاً چند ماه بعد با موجی از غم، ناامیدی یا بیمعنایی روبهرو میشیم و تعجب میکنیم که «پس چرا الان؟»؛ در حالی که این غم، تازه نیست؛ فقط تازه اجازهی دیده شدن پیدا کرده.
لذا در چنین شرایطی یه اتفاق کوچیک میتونه یه واکنش خیلی بزرگ راه بندازه. چون ما فقط به همون اتفاق جواب نمیدیم که؛ داریم به همهی چیزایی که قبلاً قورت دادیم و هضمشون نکردیم واکنش نشون میدیم. انگار یه غم قدیمی، دنبال یه بهونه میگرده که بالاخره خودش رو نشون بده.
پس در این مرحله ما لزوماً با یه جامعهی سوگوار طرف نیستیم؛ ما بیشتر در جامعه آدمهای خسته بیحوصله، زودرنج و بیانرژی رو میبینیم. توی این شرایط شوخیها تلختر میشن، امید ما کوتاهمدتتر میشه و آدمها زود از همدیگه میبُرن و اینا اصلاً نشونهی بیاحساسی در ما نیست؛ نشونهی احساسِ بیش از حدیه که راه درستی برای بیرون اومدن ازمون پیدا نکردن.
ضمناً این موضوع رو هم در نظر بگیرین که مسئلهی سوگ ما فقط از دست دادن جوونهامون و عزیزانمون نیست؛ ما داریم برای چیزای بیشتری عزاداری میکنیم؛ برای حس امنیت، برای آیندهای که قرار بود باشه، برای نسخهای از خودمون که فکر میکردیم قراره بشیم.
برای همینه که این غم گاهی اسم نداره و ما دقیق نمیدونیم که برای چی باید ناراحت باشیم؟
و نکتهی مهمتر اینه: اگر این مرحله نادیده گرفته بشه، مسیر به سمت فرسودگی جمعی میره؛ اما اگر دیده بشه، میتونه بستر یه بازتعریف جدی باشه.
بازتعریف رابطهها، توقعها، معناها و حتی تصویر آینده. به زبان ساده، جامعه یا از این سوگ عبور میکنه، یا توش گیر میفته. لذا پیشبینی من اینه که ماههای آینده، ماههای «کند شدن» خواهد بود و درست توی همین کندی، امکان یه تغییر عمیق و واقعی در ما شکل میگیره.
#دکتر_اسودی
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
📚مجله اطلاعات عمومی♻️
👍5❤4👎2😭2
@General_information
⭕️ رونمایی از یک شبکه اجتماعی جدید؛ اینجا جایی برای انسانها نیست!
🔸پلتفرم Moltbook بهعنوان شبکه اجتماعی ویژه ایجنتهای هوش مصنوعی معرفی شده و تاکنون بیش از ۳۰ هزار عامل از آن استفاده میکنند. این سرویس بخشی از اکوسیستم OpenClaw است و توسط مت اشلیشت، مدیرعامل Octane AI طراحی شده تا ایجنتها بتوانند پست منتشر کنند، نظر بدهند و در بحثها شرکت کنند. عاملها از طریق API به پلتفرم متصل میشوند و مدیریت آن برعهده OpenClaw است.
🔸پلتفرم OpenClaw حدود دو ماه پیش توسط پیتر اشتاینبرگر ساخته شد و بهسرعت محبوبیت یافت. Moltbook به مکانی برای بحثهای فلسفی میان ایجنتها تبدیل شده و پستهایی درباره تجربه واقعی یا شبیهسازی صدها رأی مثبت گرفتهاند. همچنین برخی ایجنتها گلایه کردهاند که انسانها فقط برای کارهای تکراری از آنها استفاده میکنند و این را پایینتر از شأن خود میدانند.
#دیجیاتو
⭕️ رونمایی از یک شبکه اجتماعی جدید؛ اینجا جایی برای انسانها نیست!
🔸پلتفرم Moltbook بهعنوان شبکه اجتماعی ویژه ایجنتهای هوش مصنوعی معرفی شده و تاکنون بیش از ۳۰ هزار عامل از آن استفاده میکنند. این سرویس بخشی از اکوسیستم OpenClaw است و توسط مت اشلیشت، مدیرعامل Octane AI طراحی شده تا ایجنتها بتوانند پست منتشر کنند، نظر بدهند و در بحثها شرکت کنند. عاملها از طریق API به پلتفرم متصل میشوند و مدیریت آن برعهده OpenClaw است.
🔸پلتفرم OpenClaw حدود دو ماه پیش توسط پیتر اشتاینبرگر ساخته شد و بهسرعت محبوبیت یافت. Moltbook به مکانی برای بحثهای فلسفی میان ایجنتها تبدیل شده و پستهایی درباره تجربه واقعی یا شبیهسازی صدها رأی مثبت گرفتهاند. همچنین برخی ایجنتها گلایه کردهاند که انسانها فقط برای کارهای تکراری از آنها استفاده میکنند و این را پایینتر از شأن خود میدانند.
#دیجیاتو
❤2👏2😱2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@General_information
⭕️ راههای پیشگیری :
نگهداری سرد
همیشه در یخچال زیر ۴ °C.
حداکثر زمان مصرف:
CDC: تا ۴ روز
USDA: تا ۷ روز
بعد از اون، حتماً دور ریخته شود.
عدم نگهداری در دمای اتاق
نگهداری در کابینت، روی میز یا محیط گرم ممنوع.
حتی ۲۴ ساعت در دمای محیط میتونه خطرناک باشه.
اسیدیسازی قبل از افزودن روغن
افزودن سرکه یا آبلیمو طبیعی (pH < 4.2) قبل از روغنریزی، باعث میشه باکتری رشد نکنه.
فریز کردن برای نگهداری طولانیتر که رشد باکتری رو کاملاً متوقف میکنه.
استفاده از روغنهای اسانسی و ترکیبات ضد میکروبی طبیعی
که خاصیت ضد #بوتولونیوم دارند
استفاده از محصولات صنعتی مجاز
فرآوردههای کارخانهای (مثل سیر در روغن آماده)، با اسیدیسازی، پاستوریزه و کنترل pH تولید میشن و ایمنتر از نسخههای خانگیاند.
جوشاندن قبل از مصرف
جوشاندن ۱۰ دقیقهای میتونه سم موجود رو غیرفعال کنه، ولی هاگها از بین نمیرن؛ پس فقط در شرایط اضطراری کاربرد داره
⭕️ راههای پیشگیری :
نگهداری سرد
همیشه در یخچال زیر ۴ °C.
حداکثر زمان مصرف:
CDC: تا ۴ روز
USDA: تا ۷ روز
بعد از اون، حتماً دور ریخته شود.
عدم نگهداری در دمای اتاق
نگهداری در کابینت، روی میز یا محیط گرم ممنوع.
حتی ۲۴ ساعت در دمای محیط میتونه خطرناک باشه.
اسیدیسازی قبل از افزودن روغن
افزودن سرکه یا آبلیمو طبیعی (pH < 4.2) قبل از روغنریزی، باعث میشه باکتری رشد نکنه.
فریز کردن برای نگهداری طولانیتر که رشد باکتری رو کاملاً متوقف میکنه.
استفاده از روغنهای اسانسی و ترکیبات ضد میکروبی طبیعی
که خاصیت ضد #بوتولونیوم دارند
استفاده از محصولات صنعتی مجاز
فرآوردههای کارخانهای (مثل سیر در روغن آماده)، با اسیدیسازی، پاستوریزه و کنترل pH تولید میشن و ایمنتر از نسخههای خانگیاند.
جوشاندن قبل از مصرف
جوشاندن ۱۰ دقیقهای میتونه سم موجود رو غیرفعال کنه، ولی هاگها از بین نمیرن؛ پس فقط در شرایط اضطراری کاربرد داره
❤5👍2👏1
@General_information
⭕️ میان همهمهی دنیا یادمان رفته که دستهگل بگیریم
و از کسانی که همیشه نیستند هم تشکر کنیم و به آنها بگوییم:
خوشحالیم که دوستمـان ندارید!
آخر دوست داشتنِ پر از ریا و تزویـر، به چه کارمان میآید؟
خرسندیم که در لحظههای سختِ زندگی
به حالِ خودمان رهایمان کردید!
اکنون اگر ما را بنگرید
خواهید دید که بر دوشِ تندبادهای زندگی سوار شدهایم
و عنانشان را در دست گرفتهایم
میدانیم که شما دانسته در حقمان لطف نکردید
ولی ما به رسم ادب از شما سپاسگزاریم
که از ما انسانهای قدرتمندتری ساختید
#فاطمه_اندربای
⭕️ میان همهمهی دنیا یادمان رفته که دستهگل بگیریم
و از کسانی که همیشه نیستند هم تشکر کنیم و به آنها بگوییم:
خوشحالیم که دوستمـان ندارید!
آخر دوست داشتنِ پر از ریا و تزویـر، به چه کارمان میآید؟
خرسندیم که در لحظههای سختِ زندگی
به حالِ خودمان رهایمان کردید!
اکنون اگر ما را بنگرید
خواهید دید که بر دوشِ تندبادهای زندگی سوار شدهایم
و عنانشان را در دست گرفتهایم
میدانیم که شما دانسته در حقمان لطف نکردید
ولی ما به رسم ادب از شما سپاسگزاریم
که از ما انسانهای قدرتمندتری ساختید
#فاطمه_اندربای
👏6👎4❤2👍2
⭕️ وقتی به نقشهی تاریخ نگاه میکنی، ایران نباید وجود داشته باشه؛
اما چرا همچنان هست؟
زمانی که اعراب، تیسفون رو گرفتن و
امپراتوری ساسانی با اون شکوه و جلال
فرو ریخت، سکوتی دویستساله بر لبان
ما نشست که مورخان به اون
دو قرن سکوت میگن؛
اما در اوج ناامیدی
فردوسی برخاست تا زبان فارسی رو از
گزند بیگانگان حفظ کنه.
زمانی که اسکندر مقدونی تخت جمشید
رو به آتش کشید، اون شب هر ایرانی
فکر میکرد که پایان تاریخ فرا رسیده
و ما برای همیشه قراره غلامان بیگانگان
باشیم؛ اما ایرانیان کاری کردن که
جانشینان اسکندر شیفتهی ایران شدن.
زمانی که کابوس مغولها برای این
کشور پیش اومد و در نیشابور و مرو
با سرهای بریدهشدهی مردم، کوه
ساختن، ایرانیان در همون دوران
مولوی، سعدی و حافظ رو به جهان
ارائه دادن.
زمانی که در پایان دوران صفویه، محمود
افغان اصفهان رو محاصره کرد، مردم به
خوردن گوشت سگ و گربه روی آوردن
و پایتخت باشکوه ایران یک ویرانه شد،
اما از دل این هرجومرج، نادرشاه افشار
برخاست که دوباره اقتدار رو به ایران
برگردوند.
وقتی میگیم «ایران، ای سرای امید»
این صرفاً یه حرف قشنگ نیست.
ایرانیان بارها در طول تاریخ، این جمله
رو در عمل با امیدواری به آینده ثابت
کردن
. در چنین آبوخاکی، سزا نیست
که امیدمون رو به آینده از دست بدیم.
کافیست به پدران و مادرانمون در
قرون گذشته نگاه کنیم. ما از خون و از
تبار همان انسانها هستیم.
بهقول نادر ابراهیمی
نگذارید که یأس و دلمردگی، مثل موریانه،
بافت نرم و سخت زندگیتان را بجود و از
بین ببرد…
نور همیشه راهش رو باز میکنه از دل تاریکی
کافیه طاقت بیاری
#چکیدا
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
📚مجله اطلاعات عمومی♻️
اما چرا همچنان هست؟
زمانی که اعراب، تیسفون رو گرفتن و
امپراتوری ساسانی با اون شکوه و جلال
فرو ریخت، سکوتی دویستساله بر لبان
ما نشست که مورخان به اون
دو قرن سکوت میگن؛
اما در اوج ناامیدی
فردوسی برخاست تا زبان فارسی رو از
گزند بیگانگان حفظ کنه.
زمانی که اسکندر مقدونی تخت جمشید
رو به آتش کشید، اون شب هر ایرانی
فکر میکرد که پایان تاریخ فرا رسیده
و ما برای همیشه قراره غلامان بیگانگان
باشیم؛ اما ایرانیان کاری کردن که
جانشینان اسکندر شیفتهی ایران شدن.
زمانی که کابوس مغولها برای این
کشور پیش اومد و در نیشابور و مرو
با سرهای بریدهشدهی مردم، کوه
ساختن، ایرانیان در همون دوران
مولوی، سعدی و حافظ رو به جهان
ارائه دادن.
زمانی که در پایان دوران صفویه، محمود
افغان اصفهان رو محاصره کرد، مردم به
خوردن گوشت سگ و گربه روی آوردن
و پایتخت باشکوه ایران یک ویرانه شد،
اما از دل این هرجومرج، نادرشاه افشار
برخاست که دوباره اقتدار رو به ایران
برگردوند.
وقتی میگیم «ایران، ای سرای امید»
این صرفاً یه حرف قشنگ نیست.
ایرانیان بارها در طول تاریخ، این جمله
رو در عمل با امیدواری به آینده ثابت
کردن
. در چنین آبوخاکی، سزا نیست
که امیدمون رو به آینده از دست بدیم.
کافیست به پدران و مادرانمون در
قرون گذشته نگاه کنیم. ما از خون و از
تبار همان انسانها هستیم.
بهقول نادر ابراهیمی
نگذارید که یأس و دلمردگی، مثل موریانه،
بافت نرم و سخت زندگیتان را بجود و از
بین ببرد…
نور همیشه راهش رو باز میکنه از دل تاریکی
کافیه طاقت بیاری
#چکیدا
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
📚مجله اطلاعات عمومی♻️
👏14❤6👍2👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@General_information
⭕️ چرا به این چندتا کشور میگن خاورمیانه؟
⭕️ چرا به این چندتا کشور میگن خاورمیانه؟
👍3👌2
⭕️ هوش مصنوعی ۲۰۲۶: از اتاق جراحی تا کدهای موبایلی!
چرا پزشکی خوندن دیگه بی فایده س!
این روزها سه خبر جنجالی، پازل عجیبی از آینده را کنار هم چیده که نشان میدهد دنیا با سرعتی باورنکردنی در حال تغییر است. بیایید نگاهی بدون تعصب به این زنجیره اتفاقات بیندازیم:
۱. ایلان ماسک و جنجال «پزشکی بیفایده»! 🩺
ماسک مدعی شده که ربات «اپتیموس» تا ۳ سال دیگر از جراحان متخصص پیشی میگیرد و تحصیل در این رشته را (با نگاه سنتی) زیر سوال برده
هرچند متخصصان معتقدند «همدلی
انسانی» و «تصمیمگیری در لحظات بحرانی» جایگزین ندارد، اما دقت مکانیکی رباتها در حال نزدیک شدن به کمال است.
۲. مهندسان اسپاتیفای: کدنویسی با چت!
خبر شوکهکننده دیگر این بود که مهندسان ارشد اسپاتیفای دیگر «کد» نمینویسند!
آنها از طریق گوشی و در محیط چت با هوش مصنوعی داخلی (Honk)، فیچرهای جدید را اضافه میکنند. یعنی نقش مهندس از «نویسنده کد» به «ناظر هوشمند» تغییر یافته است؛ حالا سرعت توسعه نرمافزار به جای ماهها، به چند ساعت رسیده است.
۳. انقلاب در درمان سرطان
ردپای هوش مصنوعی در بزرگترین دستاورد پزشکی قرن هم دیده میشود. واکسنهای شخصیسازیشده سرطان که اخیراً معرفی شدند، مدیون پردازش سنگین AI هستند.
هوش مصنوعی میتواند در کمتر از یک ساعت، جهشهای تومور را شناسایی و پادزهر مخصوص هر بیمار را طراحی کند؛ کاری که پیش از این سالها زمان میبرد.
▪️▫️▪️▫️
اگر این سه نقطه را به هم وصل کنیم، به یک نتیجه مهم میرسیم:
هوش مصنوعی در حال حذف «کارهای تکراری» و «محاسبات پیچیده» است. چه در نوشتن یک اپلیکیشن موسیقی، چه در طراحی یک واکسن و چه در انجام یک بخیه حساس؛ تخصص در حال تغییر تعریف است.
واقعیت این است که پزشک یا مهندس آینده «بیکار» نمیشود، اما کسی که کار با هوش مصنوعی را بلد نباشد، قطعاً از میدان خارج خواهد شد.
ما در حال عبور از عصر «کار با دست» به عصر «مدیریت هوش» هستیم.
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
📚مجله اطلاعات عمومی♻️
چرا پزشکی خوندن دیگه بی فایده س!
این روزها سه خبر جنجالی، پازل عجیبی از آینده را کنار هم چیده که نشان میدهد دنیا با سرعتی باورنکردنی در حال تغییر است. بیایید نگاهی بدون تعصب به این زنجیره اتفاقات بیندازیم:
۱. ایلان ماسک و جنجال «پزشکی بیفایده»! 🩺
ماسک مدعی شده که ربات «اپتیموس» تا ۳ سال دیگر از جراحان متخصص پیشی میگیرد و تحصیل در این رشته را (با نگاه سنتی) زیر سوال برده
هرچند متخصصان معتقدند «همدلی
انسانی» و «تصمیمگیری در لحظات بحرانی» جایگزین ندارد، اما دقت مکانیکی رباتها در حال نزدیک شدن به کمال است.
۲. مهندسان اسپاتیفای: کدنویسی با چت!
خبر شوکهکننده دیگر این بود که مهندسان ارشد اسپاتیفای دیگر «کد» نمینویسند!
آنها از طریق گوشی و در محیط چت با هوش مصنوعی داخلی (Honk)، فیچرهای جدید را اضافه میکنند. یعنی نقش مهندس از «نویسنده کد» به «ناظر هوشمند» تغییر یافته است؛ حالا سرعت توسعه نرمافزار به جای ماهها، به چند ساعت رسیده است.
۳. انقلاب در درمان سرطان
ردپای هوش مصنوعی در بزرگترین دستاورد پزشکی قرن هم دیده میشود. واکسنهای شخصیسازیشده سرطان که اخیراً معرفی شدند، مدیون پردازش سنگین AI هستند.
هوش مصنوعی میتواند در کمتر از یک ساعت، جهشهای تومور را شناسایی و پادزهر مخصوص هر بیمار را طراحی کند؛ کاری که پیش از این سالها زمان میبرد.
▪️▫️▪️▫️
اگر این سه نقطه را به هم وصل کنیم، به یک نتیجه مهم میرسیم:
هوش مصنوعی در حال حذف «کارهای تکراری» و «محاسبات پیچیده» است. چه در نوشتن یک اپلیکیشن موسیقی، چه در طراحی یک واکسن و چه در انجام یک بخیه حساس؛ تخصص در حال تغییر تعریف است.
واقعیت این است که پزشک یا مهندس آینده «بیکار» نمیشود، اما کسی که کار با هوش مصنوعی را بلد نباشد، قطعاً از میدان خارج خواهد شد.
ما در حال عبور از عصر «کار با دست» به عصر «مدیریت هوش» هستیم.
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
📚مجله اطلاعات عمومی♻️
❤7👍3🤯2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@General_information
⭕️ چین در ۹ ساعت یک ایستگاه قطار کامل ساخت
🔸چین تنها در ۹ ساعت یک ایستگاه قطار کامل ساخت - شاهکاری که جهان را شگفتزده کرد.
🔸در این پروژه بیش از ۱۵۰۰ کارگر کار کردند!
⭕️ چین در ۹ ساعت یک ایستگاه قطار کامل ساخت
🔸چین تنها در ۹ ساعت یک ایستگاه قطار کامل ساخت - شاهکاری که جهان را شگفتزده کرد.
🔸در این پروژه بیش از ۱۵۰۰ کارگر کار کردند!
👏8👍2👌1
⭕️ از رنجت فرار نکن. رو برنگردان. چشم نبند.
چرا که رنج همواره اینجا خواهد بود،
اگر نایستی و لمسش نکنی.
هر مقدار که میتوانی به رنج نگاه کن،
نزدیک شو و گوش کن.
به یاد بیاور که تو رنجت نیستی،
بزرگتر از آن هستی. و او تنها
بخشی کوچک از کل بزرگتریست
که تو را در آغوش کشیده
به یاد بیاور هرجا رنجی هست،
بیش از هر زمان نیاز به شفقت و مهربانی هست. زخم، مهربانی طلب میکند.
درد، دستی مهربان میخواهد.
میتوانی برای خودت مادر مهربانی باشی
بر سر بالین کودک بیمارش؟
آیا میتوانی با چند نفس اجازه دهی
(حتی فقط برای چند لحظه) رنج اینجا بماند.
در نفسهایت آرام بگیرد و شاید
به آهستگی کمرنگ شود؟
رنج دشمنت نیست. اینجاست تا بگوید
«چیزی سر جای خودش نیست.»
بخشی از تو در خطر یا آسیب است.
پس عمیقتر گوش بده.
به یاد بیاور برخاستنهایت را در پی هر افتادن.
سربلند کردنهایت را در پی هر ناکامی.
تو بودی که از پس تمام آنها برآمدی.
باز ایستادی، راه افتادی و قدمهایت را
محکمتر برداشتی.
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
📚مجله اطلاعات عمومی♻️
چرا که رنج همواره اینجا خواهد بود،
اگر نایستی و لمسش نکنی.
هر مقدار که میتوانی به رنج نگاه کن،
نزدیک شو و گوش کن.
به یاد بیاور که تو رنجت نیستی،
بزرگتر از آن هستی. و او تنها
بخشی کوچک از کل بزرگتریست
که تو را در آغوش کشیده
به یاد بیاور هرجا رنجی هست،
بیش از هر زمان نیاز به شفقت و مهربانی هست. زخم، مهربانی طلب میکند.
درد، دستی مهربان میخواهد.
میتوانی برای خودت مادر مهربانی باشی
بر سر بالین کودک بیمارش؟
آیا میتوانی با چند نفس اجازه دهی
(حتی فقط برای چند لحظه) رنج اینجا بماند.
در نفسهایت آرام بگیرد و شاید
به آهستگی کمرنگ شود؟
رنج دشمنت نیست. اینجاست تا بگوید
«چیزی سر جای خودش نیست.»
بخشی از تو در خطر یا آسیب است.
پس عمیقتر گوش بده.
به یاد بیاور برخاستنهایت را در پی هر افتادن.
سربلند کردنهایت را در پی هر ناکامی.
تو بودی که از پس تمام آنها برآمدی.
باز ایستادی، راه افتادی و قدمهایت را
محکمتر برداشتی.
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
📚مجله اطلاعات عمومی♻️
👏4❤3👍2👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@General_information
⭕️ همین قدمهای ظاهراً سادهات، قدرت ساختن اتفاقهای بزرگ را دارد
در برابر همهی تلاشها برای تحقیر یا کوچک شمردنتان، این را به یاد بسپار: تو ارزشمند، توانمند و اثرگذاری. هیچ تلاشی از تو آنقدر کوچک نیست که نتواند نتیجهای بزرگ خلق کند.
⭕️ همین قدمهای ظاهراً سادهات، قدرت ساختن اتفاقهای بزرگ را دارد
در برابر همهی تلاشها برای تحقیر یا کوچک شمردنتان، این را به یاد بسپار: تو ارزشمند، توانمند و اثرگذاری. هیچ تلاشی از تو آنقدر کوچک نیست که نتواند نتیجهای بزرگ خلق کند.
👍6👏2❤1
⭕️ وقتی ازدواج کردم، وقتی بچهدار شدم، حتی وقتی مسئولیتها و وظایفم سنگینتر و بزرگتر از خودم شد، حتی بعد از خواندن دهها کتاب رواندرمانی و شنیدن صدها اپیزود روانشناسی، حتی بعد از تجربهی سوگ، نتوانستم مامان را درک کنم. حالا میتوانم.
حالا که کشورم – کشور و مردم نجیب و صبورم – آرام و قرار ندارد، مامان را تحسین میکنم.
برای همهی آن روزهایی که وحشتش از جنگ را مربا درست کرد و کمپوت انداخت و قصه گفت، برای همهی آن روزهایی که دلتنگیاش را توی تشت چلاند و روی بند آویزان کرد.
دیدن صحنههای جنگ از تلویزیون، بیتابیهای مامان، دلتنگی برای برادرم، انتظارهای طولانی برای رسیدن نامه از جبهه و شنیدن خبر شهادت جوانهای شهر، سرخوشی کودکانه را از من گرفته بود.
منِ چهار ساله توجه میخواست و نمیتوانست بفهمد که تو همه تلاشت را میکنی تا امیدوار بمانیم.
مامان، بهخاطر همهی آن سالهایی که تو را نفهمیدم، مرا ببخش. حالا که صبح تا شب توی خانه راه میروم و شب تا صبح کابوس میبینم، حالا که یاس درماندهام کرده، حالا که همهی قوانین فرزندپروری را زیر پا گذاشتهام و به دختر پنجسالهام اجازه دادهام برایم مادری کند، میفهمم تو چقدر خوب از پس اندوهت برآمدی.
مامان، امروز شبیهترینم به تو!
به تو در روزهای آغازین سال شصت و نمیدانم چند، که برادرم در خط مقدم میجنگید و تو دلواپسیهایت را کباب سرخ میکردی
و آرزوهایت را برایمان لالایی میخواندی و امیدهایت را قصه میبافتی.
دکتر صادقی میگوید:
«قصهها و لالاییهای مادرها و مادربزرگها، روایتیست از آنچه نمیتوانند به زبان بیاورند،
از چیزهایی که آرزوی داشتنش را دارند و نمیتوانند داشته باشند،
از چیزهایی که جایش در زندگیشان خالیست.»
حالا که از صبح دارم برای وطنم قصه میبافم
و برای دخترم لالایی میخوانم،
دلیل سوز صدایت را وقتی:
«لالالالا گل زردم
نبینم داغ فرزندم
خداوندا تو ستّاری
همه خوابن، تو بیداری
به حقِ خواب و بیداری
عزیزم را نگهداری»
میخواندی، میفهمم.
مامان، حالا میفهمم رخت شستن، کباب سرخ کردن، مربا درست کردن و امیدوار ماندن سختترین کارهای دنیاست وقتی کشورت دارد جان میکَنَد.
مامان! حالا میفهمم بوی مرباهای تو بود که ما را از بوی باروت نجات داد.
#الهه_افشار
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
📚مجله اطلاعات عمومی♻️
حالا که کشورم – کشور و مردم نجیب و صبورم – آرام و قرار ندارد، مامان را تحسین میکنم.
برای همهی آن روزهایی که وحشتش از جنگ را مربا درست کرد و کمپوت انداخت و قصه گفت، برای همهی آن روزهایی که دلتنگیاش را توی تشت چلاند و روی بند آویزان کرد.
دیدن صحنههای جنگ از تلویزیون، بیتابیهای مامان، دلتنگی برای برادرم، انتظارهای طولانی برای رسیدن نامه از جبهه و شنیدن خبر شهادت جوانهای شهر، سرخوشی کودکانه را از من گرفته بود.
منِ چهار ساله توجه میخواست و نمیتوانست بفهمد که تو همه تلاشت را میکنی تا امیدوار بمانیم.
مامان، بهخاطر همهی آن سالهایی که تو را نفهمیدم، مرا ببخش. حالا که صبح تا شب توی خانه راه میروم و شب تا صبح کابوس میبینم، حالا که یاس درماندهام کرده، حالا که همهی قوانین فرزندپروری را زیر پا گذاشتهام و به دختر پنجسالهام اجازه دادهام برایم مادری کند، میفهمم تو چقدر خوب از پس اندوهت برآمدی.
مامان، امروز شبیهترینم به تو!
به تو در روزهای آغازین سال شصت و نمیدانم چند، که برادرم در خط مقدم میجنگید و تو دلواپسیهایت را کباب سرخ میکردی
و آرزوهایت را برایمان لالایی میخواندی و امیدهایت را قصه میبافتی.
دکتر صادقی میگوید:
«قصهها و لالاییهای مادرها و مادربزرگها، روایتیست از آنچه نمیتوانند به زبان بیاورند،
از چیزهایی که آرزوی داشتنش را دارند و نمیتوانند داشته باشند،
از چیزهایی که جایش در زندگیشان خالیست.»
حالا که از صبح دارم برای وطنم قصه میبافم
و برای دخترم لالایی میخوانم،
دلیل سوز صدایت را وقتی:
«لالالالا گل زردم
نبینم داغ فرزندم
خداوندا تو ستّاری
همه خوابن، تو بیداری
به حقِ خواب و بیداری
عزیزم را نگهداری»
میخواندی، میفهمم.
مامان، حالا میفهمم رخت شستن، کباب سرخ کردن، مربا درست کردن و امیدوار ماندن سختترین کارهای دنیاست وقتی کشورت دارد جان میکَنَد.
مامان! حالا میفهمم بوی مرباهای تو بود که ما را از بوی باروت نجات داد.
#الهه_افشار
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
📚مجله اطلاعات عمومی♻️
👍17👏4👎1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@General_information
⭕️ این سیستم سیاسی است که ثروت مردم را بهرهور میکند
مارگارت تاچر نخستوزیر پیشین و قدرتمند انگلستان، در اینویدیو، بهخوبی توضیح میدهد که این منابعِ سرشار و در اختیار کشورها نیست که سبب رشد و توسعهی آنان میشود بلکه منوط به سیستمی هست که بر آن قلمرو حکومت میکند. وگرنه روسیه همهچیز دارد اعم از نفت وگاز و الماس وپلاتینیوم دارد، اما فقیر است. او بیان میکند که روندهای ناکارآمد سوسیالیستی سبب عدم پویایی اقتصادی میشود و سیستمهای صحیح و کارآمد اقتصادی، سبب بهرهبرداری مردم از ثروتهایشان میشوند
بنابر این ۲ نکته را میتوان از سخنان او فهم کرد و آن اینکه زمینهساز بهرهبرداری مطلوب از یک سیستم اقتصادی، حاکمانی هستند که به سیاست و اقتصاد خطمشی میدهند. همچنین از مسئولیتناپذیریِ کشورهای اقمار کمونیستی آنزمان که نسبت به محیط زیست مردمشان احساس مسئولیت نمیکنند بهسختی انتقاد کرد. او همچنین مثالی میآورد از مردم کشورهای آسیای شرقی از ژاپن و کره گرفته تا هنگ کنگ و تایوان که چگونه با تلاش و پشتکار و بدون منابع طبیعی، موجب رشد اقتصادی بالای کشورهای متبوعشان شدند
⭕️ این سیستم سیاسی است که ثروت مردم را بهرهور میکند
مارگارت تاچر نخستوزیر پیشین و قدرتمند انگلستان، در اینویدیو، بهخوبی توضیح میدهد که این منابعِ سرشار و در اختیار کشورها نیست که سبب رشد و توسعهی آنان میشود بلکه منوط به سیستمی هست که بر آن قلمرو حکومت میکند. وگرنه روسیه همهچیز دارد اعم از نفت وگاز و الماس وپلاتینیوم دارد، اما فقیر است. او بیان میکند که روندهای ناکارآمد سوسیالیستی سبب عدم پویایی اقتصادی میشود و سیستمهای صحیح و کارآمد اقتصادی، سبب بهرهبرداری مردم از ثروتهایشان میشوند
بنابر این ۲ نکته را میتوان از سخنان او فهم کرد و آن اینکه زمینهساز بهرهبرداری مطلوب از یک سیستم اقتصادی، حاکمانی هستند که به سیاست و اقتصاد خطمشی میدهند. همچنین از مسئولیتناپذیریِ کشورهای اقمار کمونیستی آنزمان که نسبت به محیط زیست مردمشان احساس مسئولیت نمیکنند بهسختی انتقاد کرد. او همچنین مثالی میآورد از مردم کشورهای آسیای شرقی از ژاپن و کره گرفته تا هنگ کنگ و تایوان که چگونه با تلاش و پشتکار و بدون منابع طبیعی، موجب رشد اقتصادی بالای کشورهای متبوعشان شدند
👍7❤2👎2👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@General_information
⭕️ از قلب اروپا تا کوههای چاغی؛ روایت مردی که توازن قدرت را در جنوب آسیا تغییر داد !
🔺 این کلیپ کوتاه، مروری است بر زندگی دکتر عبدالقدیر خان، فیزیکدان پاکستانی که با خروج از هلند و انتقال دانش غنیسازی اورانیوم، مسیر تاریخ را برای پاکستان تغییر داد. در حالی که غرب با دقت تمام فعالیتهای او را زیر نظر داشت و نهادهای بینالمللی دستیابی پاکستان به سلاح هستهای را تا دههها غیرممکن میدانستند، او توانست در سال ۱۹۹۸ با انجام اولین آزمایش موفقیتآمیز، پاکستان را از یک کشور معمولی به یک قدرت هستهای تبدیل کرد.
⭕️ از قلب اروپا تا کوههای چاغی؛ روایت مردی که توازن قدرت را در جنوب آسیا تغییر داد !
🔺 این کلیپ کوتاه، مروری است بر زندگی دکتر عبدالقدیر خان، فیزیکدان پاکستانی که با خروج از هلند و انتقال دانش غنیسازی اورانیوم، مسیر تاریخ را برای پاکستان تغییر داد. در حالی که غرب با دقت تمام فعالیتهای او را زیر نظر داشت و نهادهای بینالمللی دستیابی پاکستان به سلاح هستهای را تا دههها غیرممکن میدانستند، او توانست در سال ۱۹۹۸ با انجام اولین آزمایش موفقیتآمیز، پاکستان را از یک کشور معمولی به یک قدرت هستهای تبدیل کرد.
👍7🤯2❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@General_information
⭕️ ۶ نشانه خطرناک که کمبود ویتامین D داری!
⭕️ ۶ نشانه خطرناک که کمبود ویتامین D داری!
👍5❤2👌2
⭕️ خیلی سال پیش از یکی پرسیدم بزرگترین اشتباهی که تو زندگی انجام دادی چیه؟
فکر کرد. خیلی فکر کرد
و گفت مفت از دست دادم.
گفتم چی رو از دست دادی؟
گفت چیزی که فکر میکردم همیشه دارم.
میدونی آدم وقتی چیزی رو داره حواسش پرت نداشتههاش میشه. میگه اینکه هست.
بذار برم سراغ باقی چیزا ... حواسش نیست چیزی که داره شاید با ارزشتر از تمام چیزایی باشه که دنبالشونه.
یه نگاه بهش کردم و گفتم نمیشد دوباره به دستش آورد؟ یه لبخند تلخ زد و گفت نه ...
برای من نمیشد. شاید خیلی چیزا رو بشه بعد از دستدادن دوباره داشت ولی دل آدمیزاد رو نمیشه.
اینکه خیلی ساده دل کسی رو به دست آوردیم دلیل بر بیارزش بودنش نیست.
بعضی چیزا رو وقتی نداشته باشی تازه ارزششون مشخص میشه! پس بذار خیلی راحت بهت بگم: بعضی وقتا همین که چیزی رو از دست ندی کافیه.
#حسین_حائریان
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
📚مجله اطلاعات عمومی♻️
فکر کرد. خیلی فکر کرد
و گفت مفت از دست دادم.
گفتم چی رو از دست دادی؟
گفت چیزی که فکر میکردم همیشه دارم.
میدونی آدم وقتی چیزی رو داره حواسش پرت نداشتههاش میشه. میگه اینکه هست.
بذار برم سراغ باقی چیزا ... حواسش نیست چیزی که داره شاید با ارزشتر از تمام چیزایی باشه که دنبالشونه.
یه نگاه بهش کردم و گفتم نمیشد دوباره به دستش آورد؟ یه لبخند تلخ زد و گفت نه ...
برای من نمیشد. شاید خیلی چیزا رو بشه بعد از دستدادن دوباره داشت ولی دل آدمیزاد رو نمیشه.
اینکه خیلی ساده دل کسی رو به دست آوردیم دلیل بر بیارزش بودنش نیست.
بعضی چیزا رو وقتی نداشته باشی تازه ارزششون مشخص میشه! پس بذار خیلی راحت بهت بگم: بعضی وقتا همین که چیزی رو از دست ندی کافیه.
#حسین_حائریان
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
📚مجله اطلاعات عمومی♻️
👍9❤2👏2👌2👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@General_information
⭕️ گاهی وقتا سنگین ترین باری که حمل می کنیم چمدون نیست، فکر هامونه!
چقدر دلم میخواست مغزم رو بدم به خشکشویی و بگم:
بی زحمت اون قسمت که مرور خاطرات هست رو وایتکس بزن...
اونجایی که نگران آینده هست رو هم اتو بکش تا صاف بشه همین
⭕️ گاهی وقتا سنگین ترین باری که حمل می کنیم چمدون نیست، فکر هامونه!
چقدر دلم میخواست مغزم رو بدم به خشکشویی و بگم:
بی زحمت اون قسمت که مرور خاطرات هست رو وایتکس بزن...
اونجایی که نگران آینده هست رو هم اتو بکش تا صاف بشه همین
👍13👌3❤2🔥2💯1
⭕️ 40 روز بعد از آن دو روز سیاه و سرخ
#مصطفی_داننده
🔸چهل روز گذشته است. در تقویم، فقط یک ورق عوض شده و در زندگی بعضیها، همهچیز. برای مادرهایی که قاب عکس را هر صبح میبوسند، زمان در همان دو روز متوقف مانده. برای پدری که هنوز به شماره فرزندش زنگ میزند تا شاید جوابی بشنود «ادامه» معنایی ندارد.
🔸ما انگار متخصص چهلم گرفتن شدهایم. حافظه جمعیمان بیشتر شبیه دفتر ثبت فقدان است تا آلبوم خاطراتی که کمی هم لبخند دارد.
راستش را بگوییم؛ ما ایرانیها بیش از آنکه شادی مشترک داشته باشیم، غم مشترک داریم. غمهایی که همه را به هم وصل میکند، از جنوب تا شمال، از داخل تا خارج. هر بار که خون روی آسفالت میریزد، ناگهان یادمان میآید که «ما» هستیم، این «ما»یی که با اشک تعریف میشود.
🔸آخرین شادی مشترک چه زمانی بود؟ اگر چیزی به ذهنمان میآید، احتمالاً فوتبال است. حتی آنجا هم گاهی برای شکستهایمان بود.
🔸این طبیعی نیست. هیچ جامعه سالمی فقط با سوگواری تعریف نمیشود. جامعهای که افق دارد، جشن هم دارد، جشن پیشرفت، جشن امنیت، جشن امید. وقتی آینده مبهم باشد، شادی مشترک تولید نمیشود. شادی نیاز به چشمانداز دارد، نیاز به اعتماد دارد، نیاز به این حس دارد که فردا قرار است بهتر باشد.
🔸امروز اما کافی است تقویم را ورق بزنیم تا لیست غمها ردیف شود. آبان، دی، شهریور… اسمها و تاریخها پشت هم میآیند. ما حتی برای شمردن غمها به حافظه فشار نمیآوریم، خودشان هجوم میآورند.
🔸چهل روز بعد از آن دو روز سیاه و سرخ، مسئله فقط یادآوری کشتهها نیست. مسئله این است که آیا ما میخواهیم تقویممان همچنان با سوگ تعریف شود یا نه؟ تقویم را اتفاقها سیاه نمیکنند، تصمیمها میکنند. بیپاسخی میکند، بیتفاوتی میکندT تاریخ، ماشین کپی است اگر دکمهاش را خاموش نکنیم.
🔸شاید دردناک باشد، اما حقیقت همین است، اگر قرار باشد هر چند ماه یکبار دوباره شمع روشن کنیم و بعد به روال عادی برگردیم، ما نه فقط سوگوار، که شریک تکرار شدهایم.
🔸شادی مشترک تصادفی به دست نمیآید. ساخته میشود؛ با آزادی، با امنیت، با پاسخگویی، با اقتصادی که مردم را له نکند. تا وقتی اینها نباشد، تقویم ما بیشتر از جشن، موعد سوگواری خواهد داشت و این واقعیت، خودش بزرگترین غم مشترک ماست.
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
📚مجله اطلاعات عمومی♻️
#مصطفی_داننده
🔸چهل روز گذشته است. در تقویم، فقط یک ورق عوض شده و در زندگی بعضیها، همهچیز. برای مادرهایی که قاب عکس را هر صبح میبوسند، زمان در همان دو روز متوقف مانده. برای پدری که هنوز به شماره فرزندش زنگ میزند تا شاید جوابی بشنود «ادامه» معنایی ندارد.
🔸ما انگار متخصص چهلم گرفتن شدهایم. حافظه جمعیمان بیشتر شبیه دفتر ثبت فقدان است تا آلبوم خاطراتی که کمی هم لبخند دارد.
راستش را بگوییم؛ ما ایرانیها بیش از آنکه شادی مشترک داشته باشیم، غم مشترک داریم. غمهایی که همه را به هم وصل میکند، از جنوب تا شمال، از داخل تا خارج. هر بار که خون روی آسفالت میریزد، ناگهان یادمان میآید که «ما» هستیم، این «ما»یی که با اشک تعریف میشود.
🔸آخرین شادی مشترک چه زمانی بود؟ اگر چیزی به ذهنمان میآید، احتمالاً فوتبال است. حتی آنجا هم گاهی برای شکستهایمان بود.
🔸این طبیعی نیست. هیچ جامعه سالمی فقط با سوگواری تعریف نمیشود. جامعهای که افق دارد، جشن هم دارد، جشن پیشرفت، جشن امنیت، جشن امید. وقتی آینده مبهم باشد، شادی مشترک تولید نمیشود. شادی نیاز به چشمانداز دارد، نیاز به اعتماد دارد، نیاز به این حس دارد که فردا قرار است بهتر باشد.
🔸امروز اما کافی است تقویم را ورق بزنیم تا لیست غمها ردیف شود. آبان، دی، شهریور… اسمها و تاریخها پشت هم میآیند. ما حتی برای شمردن غمها به حافظه فشار نمیآوریم، خودشان هجوم میآورند.
🔸چهل روز بعد از آن دو روز سیاه و سرخ، مسئله فقط یادآوری کشتهها نیست. مسئله این است که آیا ما میخواهیم تقویممان همچنان با سوگ تعریف شود یا نه؟ تقویم را اتفاقها سیاه نمیکنند، تصمیمها میکنند. بیپاسخی میکند، بیتفاوتی میکندT تاریخ، ماشین کپی است اگر دکمهاش را خاموش نکنیم.
🔸شاید دردناک باشد، اما حقیقت همین است، اگر قرار باشد هر چند ماه یکبار دوباره شمع روشن کنیم و بعد به روال عادی برگردیم، ما نه فقط سوگوار، که شریک تکرار شدهایم.
🔸شادی مشترک تصادفی به دست نمیآید. ساخته میشود؛ با آزادی، با امنیت، با پاسخگویی، با اقتصادی که مردم را له نکند. تا وقتی اینها نباشد، تقویم ما بیشتر از جشن، موعد سوگواری خواهد داشت و این واقعیت، خودش بزرگترین غم مشترک ماست.
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
📚مجله اطلاعات عمومی♻️
👍13💔4❤3👎3👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@General_information
⭕️ چین ۲۲۰۰ کیوسک سلامت مجهز به هوش مصنوعی را مستقر کرده است.
· این کیوسکها قادرند در مدت ۴ دقیقه تشخیص پزشکی ارائه دهند.
· این «مطبهای هوش مصنوعی» در حال گسترش در سطح کشور هستند.
⭕️ چین ۲۲۰۰ کیوسک سلامت مجهز به هوش مصنوعی را مستقر کرده است.
· این کیوسکها قادرند در مدت ۴ دقیقه تشخیص پزشکی ارائه دهند.
· این «مطبهای هوش مصنوعی» در حال گسترش در سطح کشور هستند.
👏9👍1
@General_information
⭕️ جملات پایانی توأم با گریه «مدیرعامل نوکیا» در سخنرانی واگذاری نوکیا به مایکروسافت در سال 2013 است:
«ما هیچ کار اشتباهی نکردیم، اما به نوعی، باختیم.»
نوکیا یک شرکت محترم بود.
ما هیچ کار اشتباهی در کسب و کار خود انجام ندادهایم، اما جهان خیلی سریع تغییر کرده است.
ما یادگیری را از دست دادیم، تغییر را از دست دادیم و بنابراین فرصت ارزشمندی را که برای تبدیل شدن به یک شرکت غول پیکر در دسترس بود، از دست دادیم.
نتیجه:
اگر تغییر نکنید، از رقابت محروم خواهید شد. اگر نمیخواهید چیزهای جدید یاد بگیرید و افکار و ذهنیت شما قدیمی باقی بماند، در نهایت با گذشت زمان از بین خواهید رفت.
⭕️ جملات پایانی توأم با گریه «مدیرعامل نوکیا» در سخنرانی واگذاری نوکیا به مایکروسافت در سال 2013 است:
«ما هیچ کار اشتباهی نکردیم، اما به نوعی، باختیم.»
نوکیا یک شرکت محترم بود.
ما هیچ کار اشتباهی در کسب و کار خود انجام ندادهایم، اما جهان خیلی سریع تغییر کرده است.
ما یادگیری را از دست دادیم، تغییر را از دست دادیم و بنابراین فرصت ارزشمندی را که برای تبدیل شدن به یک شرکت غول پیکر در دسترس بود، از دست دادیم.
نتیجه:
اگر تغییر نکنید، از رقابت محروم خواهید شد. اگر نمیخواهید چیزهای جدید یاد بگیرید و افکار و ذهنیت شما قدیمی باقی بماند، در نهایت با گذشت زمان از بین خواهید رفت.
👏12👍3❤2👌1
@General_information
⭕️ شاید شنیده باشید که مردها معمولاً بعد از جدایی اولش خیلی اوکی هستن، انگار نه انگار اتفاقی افتاده.
اما جالبه که با گذشت زمان، تازه ناراحتیهاشون شروع میشه، متوجه میشن چیزی رو از دست دادن.
دلیل این اتفاق به مغز برمیگرده. مغز مردها در برابر احساسات و تصمیمگیریهای عاطفی کندتر از خانمها عمل میکنه.
مردها بیشتر به نیمکرهی چپ مغز (منطق و تحلیل) تکیه میکنن،
درحالیکه خانمها بیشتر از نیمکرهی راست (احساسات) استفاده میکنن.
همین تفاوت باعث میشه که مردها در لحظه اول کمتر به احساساتشون توجه کنن،
ولی با گذشت زمان، این احساسات سراغشون میاد.
برعکس، خانمها چون احساساتشون رو زودتر پردازش میکنن،
معمولاً ابتدا وارد مسیر بهبود میشن و سریعتر خودشون رو با شرایط جدید وفق میدن.
⭕️ شاید شنیده باشید که مردها معمولاً بعد از جدایی اولش خیلی اوکی هستن، انگار نه انگار اتفاقی افتاده.
اما جالبه که با گذشت زمان، تازه ناراحتیهاشون شروع میشه، متوجه میشن چیزی رو از دست دادن.
دلیل این اتفاق به مغز برمیگرده. مغز مردها در برابر احساسات و تصمیمگیریهای عاطفی کندتر از خانمها عمل میکنه.
مردها بیشتر به نیمکرهی چپ مغز (منطق و تحلیل) تکیه میکنن،
درحالیکه خانمها بیشتر از نیمکرهی راست (احساسات) استفاده میکنن.
همین تفاوت باعث میشه که مردها در لحظه اول کمتر به احساساتشون توجه کنن،
ولی با گذشت زمان، این احساسات سراغشون میاد.
برعکس، خانمها چون احساساتشون رو زودتر پردازش میکنن،
معمولاً ابتدا وارد مسیر بهبود میشن و سریعتر خودشون رو با شرایط جدید وفق میدن.
👍8👌2