@General_information
⭕️ به طرز عجیبی تو این هفته ۷ تا خبر درباره «درمان سرطان» اومده
پس از خروج آمریکا از سازمان بهداشت جهانی، نظریه توطئه جدیدی در شبکههای اجتماعی مطرح شد:
تقریباً همزمان کشورهای مختلف شروع به اعلام واکسنهایی برای درمان سرطان و حتی ایدز کردند.
در این فهرست — اسپانیا، چین، کوبا، روسیه، ژاپن، استرالیا و دیگران هستند.
کاربران بحث میکنند که آیا این تصادفی است یا اینکه این نتایج و تحقیقات به خاطر سود شرکتهای دارویی متوقف شده بود.
۱–۴ فوریه ۲۰۲۶:داروی سرطان پانکراس
۳–۵ فوریه ۲۰۲۶: داروی سرطان روده بزرگ
۳–۷ فوریه ۲۰۲۶: متاستازهای کولورکتال / ریه
۶–۷ فوریه ۲۰۲۶:داروی سرطانهای مرتبط با HPV
۷–۸ فوریه ۲۰۲۶: سرطان خون / لوسمی
۴–۸ فوریه ۲۰۲۶: واکسن سرطان روسیه
واکسن تمام سرطان ها داره پیدا میشه
⭕️ به طرز عجیبی تو این هفته ۷ تا خبر درباره «درمان سرطان» اومده
پس از خروج آمریکا از سازمان بهداشت جهانی، نظریه توطئه جدیدی در شبکههای اجتماعی مطرح شد:
تقریباً همزمان کشورهای مختلف شروع به اعلام واکسنهایی برای درمان سرطان و حتی ایدز کردند.
در این فهرست — اسپانیا، چین، کوبا، روسیه، ژاپن، استرالیا و دیگران هستند.
کاربران بحث میکنند که آیا این تصادفی است یا اینکه این نتایج و تحقیقات به خاطر سود شرکتهای دارویی متوقف شده بود.
۱–۴ فوریه ۲۰۲۶:داروی سرطان پانکراس
۳–۵ فوریه ۲۰۲۶: داروی سرطان روده بزرگ
۳–۷ فوریه ۲۰۲۶: متاستازهای کولورکتال / ریه
۶–۷ فوریه ۲۰۲۶:داروی سرطانهای مرتبط با HPV
۷–۸ فوریه ۲۰۲۶: سرطان خون / لوسمی
۴–۸ فوریه ۲۰۲۶: واکسن سرطان روسیه
واکسن تمام سرطان ها داره پیدا میشه
👍11👏4❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@General_information
در این خاک در این خاک در این مزرعه پاک
به جز مهر به جز عشق دگر تخم نکاریم❤️
#مولانا_جلالالدین
در این خاک در این خاک در این مزرعه پاک
به جز مهر به جز عشق دگر تخم نکاریم❤️
#مولانا_جلالالدین
❤7👍4😭1
⭕️ خلاصه فارسی مقاله «چطور کل زندگیات را در یک روز درست کنی»
این مقاله با بیش از ۱۷۶ میلیون بازدید، پربازدیدترین مقاله تاریخ توییتر شده
نویسنده میگوید مشکل اغلب آدمها این نیست که اراده یا برنامه ندارند، بلکه این است که میخواهند زندگیشان عوض شود بدون اینکه خودشان عوض شوند.
تصمیمهای سال نو معمولاً شکست میخورند چون سطحیاند و به «هویت» فرد دست نمیزنند.
ایدهی محوری:
اگر نتیجهای خاص در زندگی میخواهی، باید قبل از رسیدن به آن، به انسانی تبدیل شوی که آن نتیجه برایش طبیعی است.
۱. تو به جایی که میخواهی نرسیدهای چون «آن آدم» نیستی
آدمهای موفق برای رفتار درست زور نمیزنند؛
سبک زندگیشان با هدفشان هماهنگ است.
اگر بعد از رسیدن به هدف بخواهی «برگردی به زندگی قبلی»، یعنی از اول تغییر واقعی نکردهای.
۲. تو به جایی که میخواهی نرسیدهای چون واقعاً آن را نمیخواهی
تمام رفتارهای ما هدفدار هستند، حتی اهمالکاری و ماندن در شغل بد.
مثلاً:
تنبلی میتواند راهی برای فرار از قضاوت باشد
ماندن در وضعیت بد میتواند انتخاب «امنیت» باشد
تغییر واقعی یعنی تغییر هدفهای پنهان ذهن، نه فقط شعار دادن.
۳. تو به جایی که میخواهی نرسیدهای چون از آن میترسی
هویت ما از کودکی شکل گرفته و ما ناخودآگاه از آن دفاع میکنیم.
وقتی هویتت تهدید میشود، همان واکنش «جنگ یا فرار» فعال میشود.
برای همین آدمها از تغییر عمیق میترسند، چون باید بخشی از «خودشان» را رها کنند.
۴. زندگی دلخواه تو در سطح خاصی از رشد ذهنی قرار دارد
ذهن انسان مراحل مختلفی از رشد دارد (از همرنگی با جمع تا آگاهی عمیق).
اکثر آدمها بین «خودآگاه» و «فردگرا» گیر کردهاند:
میدانند وضع موجود درست نیست، اما نمیدانند چه باید بکنند.
خبر خوب:
مهم نیست کجای این مسیر هستی؛ حرکت همیشه الگو دارد.
۵. هوش یعنی توانایی رسیدن به چیزی که میخواهی
موفقیت =
اختیار عمل (Agency)
فرصت
هوش (توانایی اصلاح مسیر با بازخورد)
آدم باهوش کسی است که:
از اشتباه یاد میگیرد
مسیر را اصلاح میکند
میداند هر هدفی با زمان کافی شدنی است
مشکل بیشتر آدمها این است که هدفهایشان از بیرون به آنها تحمیل شده.
۶. پروتکل «تغییر زندگی در یک روز»
نویسنده یک تمرین یکروزه میدهد:
صبح:
کاوش روانی عمیق
نارضایتیای که به آن عادت کردهای چیست؟
اگر ۵ یا ۱۰ سال هیچچیز عوض نشود، زندگیت چه شکلی میشود؟
از چه هویتی باید دست بکشی تا تغییر کنی؟
ساختن «ضد-چشمانداز» (زندگیای که نمیخواهی)
در طول روز:
شکستن حالت خودکار ذهن
با سؤالهایی مثل:
الان از چه چیزی فرار میکنم؟
رفتارم نشان میدهد واقعاً چه میخواهم؟
شب:
جمعبندی و جهتدهی
چرا گیر کرده بودم؟
دشمن واقعی درون من چیست؟
یک جمله برای چیزی که نمیخواهم بشوم
یک جمله برای مسیری که میخواهم بسازم
۷. زندگیات را مثل یک بازی ویدیویی طراحی کن
برای تمرکز و انگیزه، زندگی را «بازیسازی» کن
وقتی این ساختار درست شود،
تمرکز، لذت و پیشرفت طبیعی میشود.
تغییر واقعی
ناگهانی نیست، اما میتواند در یک روز جهتش عوض شود
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
📚مجله اطلاعات عمومی♻️
این مقاله با بیش از ۱۷۶ میلیون بازدید، پربازدیدترین مقاله تاریخ توییتر شده
نویسنده میگوید مشکل اغلب آدمها این نیست که اراده یا برنامه ندارند، بلکه این است که میخواهند زندگیشان عوض شود بدون اینکه خودشان عوض شوند.
تصمیمهای سال نو معمولاً شکست میخورند چون سطحیاند و به «هویت» فرد دست نمیزنند.
ایدهی محوری:
اگر نتیجهای خاص در زندگی میخواهی، باید قبل از رسیدن به آن، به انسانی تبدیل شوی که آن نتیجه برایش طبیعی است.
۱. تو به جایی که میخواهی نرسیدهای چون «آن آدم» نیستی
آدمهای موفق برای رفتار درست زور نمیزنند؛
سبک زندگیشان با هدفشان هماهنگ است.
اگر بعد از رسیدن به هدف بخواهی «برگردی به زندگی قبلی»، یعنی از اول تغییر واقعی نکردهای.
۲. تو به جایی که میخواهی نرسیدهای چون واقعاً آن را نمیخواهی
تمام رفتارهای ما هدفدار هستند، حتی اهمالکاری و ماندن در شغل بد.
مثلاً:
تنبلی میتواند راهی برای فرار از قضاوت باشد
ماندن در وضعیت بد میتواند انتخاب «امنیت» باشد
تغییر واقعی یعنی تغییر هدفهای پنهان ذهن، نه فقط شعار دادن.
۳. تو به جایی که میخواهی نرسیدهای چون از آن میترسی
هویت ما از کودکی شکل گرفته و ما ناخودآگاه از آن دفاع میکنیم.
وقتی هویتت تهدید میشود، همان واکنش «جنگ یا فرار» فعال میشود.
برای همین آدمها از تغییر عمیق میترسند، چون باید بخشی از «خودشان» را رها کنند.
۴. زندگی دلخواه تو در سطح خاصی از رشد ذهنی قرار دارد
ذهن انسان مراحل مختلفی از رشد دارد (از همرنگی با جمع تا آگاهی عمیق).
اکثر آدمها بین «خودآگاه» و «فردگرا» گیر کردهاند:
میدانند وضع موجود درست نیست، اما نمیدانند چه باید بکنند.
خبر خوب:
مهم نیست کجای این مسیر هستی؛ حرکت همیشه الگو دارد.
۵. هوش یعنی توانایی رسیدن به چیزی که میخواهی
موفقیت =
اختیار عمل (Agency)
فرصت
هوش (توانایی اصلاح مسیر با بازخورد)
آدم باهوش کسی است که:
از اشتباه یاد میگیرد
مسیر را اصلاح میکند
میداند هر هدفی با زمان کافی شدنی است
مشکل بیشتر آدمها این است که هدفهایشان از بیرون به آنها تحمیل شده.
۶. پروتکل «تغییر زندگی در یک روز»
نویسنده یک تمرین یکروزه میدهد:
صبح:
کاوش روانی عمیق
نارضایتیای که به آن عادت کردهای چیست؟
اگر ۵ یا ۱۰ سال هیچچیز عوض نشود، زندگیت چه شکلی میشود؟
از چه هویتی باید دست بکشی تا تغییر کنی؟
ساختن «ضد-چشمانداز» (زندگیای که نمیخواهی)
در طول روز:
شکستن حالت خودکار ذهن
با سؤالهایی مثل:
الان از چه چیزی فرار میکنم؟
رفتارم نشان میدهد واقعاً چه میخواهم؟
شب:
جمعبندی و جهتدهی
چرا گیر کرده بودم؟
دشمن واقعی درون من چیست؟
یک جمله برای چیزی که نمیخواهم بشوم
یک جمله برای مسیری که میخواهم بسازم
۷. زندگیات را مثل یک بازی ویدیویی طراحی کن
برای تمرکز و انگیزه، زندگی را «بازیسازی» کن
وقتی این ساختار درست شود،
تمرکز، لذت و پیشرفت طبیعی میشود.
تغییر واقعی
ناگهانی نیست، اما میتواند در یک روز جهتش عوض شود
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
📚مجله اطلاعات عمومی♻️
❤5👍4👏2
@General_information
⭕️ چین از کربن دی اکسید بنزین ساخت
🔸پژوهشگران چینی روشی خورشیدی را توسعه دادهاند که با استفاده از کربن دی اکسید و آب، اجزای پایه بنزین را تولید میکند
🔸روشی که از فرآیند طبیعی فتوسنتز الهام گرفته است.
🔸این رویکرد، بدون نیاز به مواد مصرفشونده ناپایدار، یک اصل طراحی انعطافپذیر برای ساخت سامانههای فوتوکاتالیزوری مستقل و کارآمد ارائه میدهد.
⭕️ چین از کربن دی اکسید بنزین ساخت
🔸پژوهشگران چینی روشی خورشیدی را توسعه دادهاند که با استفاده از کربن دی اکسید و آب، اجزای پایه بنزین را تولید میکند
🔸روشی که از فرآیند طبیعی فتوسنتز الهام گرفته است.
🔸این رویکرد، بدون نیاز به مواد مصرفشونده ناپایدار، یک اصل طراحی انعطافپذیر برای ساخت سامانههای فوتوکاتالیزوری مستقل و کارآمد ارائه میدهد.
👏2❤1🤯1
@General_information
⭕️ میدونستین کل اورانیوم غنی شده ۴۰۰ کیلویی که میگن در یک دبه ۲۰ لیتری جا میشه؟
🔸و بازم جالبه بدونید درسته که ۴۰۰ کيلوگرم اورانیوم ابعاد کوچکی داره . ولی حمل و نقلش به این راحتی ها نیست باید با سرعت کم و با احتیاط انجام بشه.
🔸و با این مقدار اورانیوم(البته اگر بالای ۹۰ درصد باشه) میشه تا ۱۰ تا بمب اتمی ساخت.
⭕️ میدونستین کل اورانیوم غنی شده ۴۰۰ کیلویی که میگن در یک دبه ۲۰ لیتری جا میشه؟
🔸و بازم جالبه بدونید درسته که ۴۰۰ کيلوگرم اورانیوم ابعاد کوچکی داره . ولی حمل و نقلش به این راحتی ها نیست باید با سرعت کم و با احتیاط انجام بشه.
🔸و با این مقدار اورانیوم(البته اگر بالای ۹۰ درصد باشه) میشه تا ۱۰ تا بمب اتمی ساخت.
🤯3👍2🤨1
@General_information
⭕️ این کیبورد یک کامپیوتر کامل را در دل خود جای داده است
🔸اچپی با EliteBoard G1a در نمایشگاه CES 2026 غوغا کرد؛ کیبوردی که در ظاهر سادهاش، یک کامپیوتر کوپایلت پلاس تمامعیار پنهان دارد! این مینیپیسی قدرتمند، از پردازندههای AMD Ryzen AI 300 PRO و واحد پردازش عصبی با قدرت ۵۰ ترافلاپس بهره میبرد و تجربه هوش مصنوعی بینظیری را ارائه میکند.
🔸هدف اصلی این دستگاه، جایگزینی کامپیوترهای آلاینوان و حل مشکل محدودیت نمایشگر است.
🔸اچ پی آن را اولین و تنها کیبورد هوش مصنوعی پیسی معرفی میکند. همچنین، قطعات استانداردی مثل رم DDR5 و SSD M.2 NVMe آن را قابل ارتقاء ساختهاند. پورتهای USB4، USB-C و وایفای 6E نیز تکمیلکننده قابلیتهای آن هستند تا گزینهای جذاب برای مینیپیسیهای جمعوجور باشد.
#زومیت
⭕️ این کیبورد یک کامپیوتر کامل را در دل خود جای داده است
🔸اچپی با EliteBoard G1a در نمایشگاه CES 2026 غوغا کرد؛ کیبوردی که در ظاهر سادهاش، یک کامپیوتر کوپایلت پلاس تمامعیار پنهان دارد! این مینیپیسی قدرتمند، از پردازندههای AMD Ryzen AI 300 PRO و واحد پردازش عصبی با قدرت ۵۰ ترافلاپس بهره میبرد و تجربه هوش مصنوعی بینظیری را ارائه میکند.
🔸هدف اصلی این دستگاه، جایگزینی کامپیوترهای آلاینوان و حل مشکل محدودیت نمایشگر است.
🔸اچ پی آن را اولین و تنها کیبورد هوش مصنوعی پیسی معرفی میکند. همچنین، قطعات استانداردی مثل رم DDR5 و SSD M.2 NVMe آن را قابل ارتقاء ساختهاند. پورتهای USB4، USB-C و وایفای 6E نیز تکمیلکننده قابلیتهای آن هستند تا گزینهای جذاب برای مینیپیسیهای جمعوجور باشد.
#زومیت
❤2👍1👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@General_information
⭕️ پیش رویم از گل و شادی
هزاران بوستان دارم
در مسیرم صد هزاران
بذر نیرومند میکارم
⭕️ پیش رویم از گل و شادی
هزاران بوستان دارم
در مسیرم صد هزاران
بذر نیرومند میکارم
❤8👏6👍1
⭕️ درسی که هیچ مدرسهای یاد نمیدهد
▫️هر روز غذای همکلاسیِ فقیرم را میدزدیدم تا با تحقیرش سرگرم شوم …
اما روزی که نامهای را خواندم که مادرش در کیسهی غذا پنهان کرده بود ، غذا در دهانم طعم خاکستر گرفت.
من ترسناک ترین قلدر مدرسه بودم.
▪️اسمم سباستین هست
پدرم سیاستمدار بود و مادرم صاحب مراکز زنجیرهای از محصولات لوکس سلامت
بهترین کفشها را میپوشیدم ، جدیدترین آیفون را داشتم و در قصری بزرگ زندگی میکردم …
اما درونم ، تنهایی خفهکنندهای لانه کرده بود.
قربانیِ همیشگی من ، پسری بود به نام توماس ، دانشآموز بورسیهای با لباسهای کهنه ، سر همیشه پایین ، و غذایی در یک کیسهی کاغذی قهوهایِ چروک و لکهدار از روغن.
▫️هر روز زنگ تفریح ، «شوخی» تکراریام را انجام میدادم ؛
کیسه را از دستش میکشیدم ، روی میز میرفتم و فریاد میزدم :
«بیایید ببینیم شاهزادهی زاغهها امروز چه آشغالی آورده!»
توماس هرگز مقاومت نمیکرد. ساکت میایستاد ، با چشمانی سرخ ، و در دلش دعا میکرد تا هرچه زودتر تمام شود.
غذایش را بیرون میآوردم ، گاهی یک موز له شده ، گاهی برنج سرد...
و وسط خندهی جمع ، در سطل زباله میانداختم.
سپس با کارتِ اعتباریِ نامحدودم میرفتم پیتزا میخریدم.
▪️یک سهشنبهی خاکستری ، تصمیم گرفتم تحقیر را شدیدتر کنم.
کیسه را کشیدم ، از همیشه سبکتر بود. با تمسخر گفتم :
«امروز خیلی سبکه! چی شده توماس؟ حتی پول برنج هم تموم شده ؟»
توماس سعی کرد کیسه را پس بگیرد.
با صدایی شکسته گفت :
«خواهش میکنم سباستین… امروز نه…»
همین بیشتر تحریکم کرد. کیسه را جلوی همه برگرداندم. غذایی نیفتاد.
فقط…
یک تکه نانِ سفت ، خالی ، و یک کاغذِ تاخورده ...
بلند خندیدم :
«نگاه کنید ! نونِ سنگی! مواظب دندوناتون باشید!»
▫️کاغذ را برداشتم تا بیشتر مسخره کنم.
بازش کردم و نمایشی ، با صدای بلند خواندم :
*«پسر عزیزم ، ببخش که امروز نتوانستم پنیر یا کره بخرم. صبحانه نخوردم تا این تکه نان را با خودت ببری. این همهی دارایی ماست تا جمعه که حقوقم را بدهند. آهسته بخور تا سیرکنندهتر باشد. دَرسَت را خوب بخوان. تو افتخار و امید منی. با تمام جان دوستَت دارم… مادرت.»
▪️صدایم خط به خط میلرزید و فرو میریخت.
وقتی به امضا رسیدم ،
سکوتی سنگین حیاط مدرسه را گرفت.
به توماس نگاه کردم
بیصدا گریه میکرد و صورتش را از شرم پوشانده بود.
به نان روی زمین نگاه کردم.
آن نان ، آشغال نبود. صبحانهی مادرش بود.
فداکاریِ گرسنگیِ تن برای سیر کردن عشق.
▫️یادم افتاد کیف غذای چرمیِ ایتالیاییام روی نیمکت مانده ؛ پر از ساندویچهای لوکس ، نوشیدنیهای وارداتی و شکلاتهای گران.
مادرم حتی نمیدانست داخلش چیست ، خدمتکار آن را آماده کرده بود و سه روز بود که مادرم از من نپرسیده بود مدرسهام چطور گذشت.
از خودم بیزار شدم.
*من سیر بودم… اما دلم گرسنه.*
*توماس گرسنه بود… اما لبریز از عشقی که مادرش را گرسنه نگه میداشت.*
▪️به سمتش رفتم.
همه منتظر ادامهی تمسخر بودند.
اما من زانو زدم. نان را با احترام برداشتم ، تمیزش کردم ، و همراه نامه در دستش گذاشتم. سپس به سراغ کیفم رفتم ، غذای فاخرم را بیرون آوردم و در دامنش گذاشتم.
با صدایی گرفته گفتم :
«با من غذا عوض کن توماس… لطفاً... این نان ، از هرچیزی که دارم با ارزشتر است.»
کنارش نشستم و برای نخستینبار در زندگیام پیتزا نخوردم.
تواضع خوردم.
و به خودم قول دادم
تا وقتی پولی در جیبم هست ، هیچ وقت مادری مجبور نشود برای سیر کردن فرزندش از گرسنگیِ خودش بگذرد…
#حکمت :
👈برخی کیسهها خالیاند ، اما لبریز از کرامت. و برخی دلها پُرَند… اما از انسانیت خالی.😔
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
📚مجله اطلاعات عمومی♻️
▫️هر روز غذای همکلاسیِ فقیرم را میدزدیدم تا با تحقیرش سرگرم شوم …
اما روزی که نامهای را خواندم که مادرش در کیسهی غذا پنهان کرده بود ، غذا در دهانم طعم خاکستر گرفت.
من ترسناک ترین قلدر مدرسه بودم.
▪️اسمم سباستین هست
پدرم سیاستمدار بود و مادرم صاحب مراکز زنجیرهای از محصولات لوکس سلامت
بهترین کفشها را میپوشیدم ، جدیدترین آیفون را داشتم و در قصری بزرگ زندگی میکردم …
اما درونم ، تنهایی خفهکنندهای لانه کرده بود.
قربانیِ همیشگی من ، پسری بود به نام توماس ، دانشآموز بورسیهای با لباسهای کهنه ، سر همیشه پایین ، و غذایی در یک کیسهی کاغذی قهوهایِ چروک و لکهدار از روغن.
▫️هر روز زنگ تفریح ، «شوخی» تکراریام را انجام میدادم ؛
کیسه را از دستش میکشیدم ، روی میز میرفتم و فریاد میزدم :
«بیایید ببینیم شاهزادهی زاغهها امروز چه آشغالی آورده!»
توماس هرگز مقاومت نمیکرد. ساکت میایستاد ، با چشمانی سرخ ، و در دلش دعا میکرد تا هرچه زودتر تمام شود.
غذایش را بیرون میآوردم ، گاهی یک موز له شده ، گاهی برنج سرد...
و وسط خندهی جمع ، در سطل زباله میانداختم.
سپس با کارتِ اعتباریِ نامحدودم میرفتم پیتزا میخریدم.
▪️یک سهشنبهی خاکستری ، تصمیم گرفتم تحقیر را شدیدتر کنم.
کیسه را کشیدم ، از همیشه سبکتر بود. با تمسخر گفتم :
«امروز خیلی سبکه! چی شده توماس؟ حتی پول برنج هم تموم شده ؟»
توماس سعی کرد کیسه را پس بگیرد.
با صدایی شکسته گفت :
«خواهش میکنم سباستین… امروز نه…»
همین بیشتر تحریکم کرد. کیسه را جلوی همه برگرداندم. غذایی نیفتاد.
فقط…
یک تکه نانِ سفت ، خالی ، و یک کاغذِ تاخورده ...
بلند خندیدم :
«نگاه کنید ! نونِ سنگی! مواظب دندوناتون باشید!»
▫️کاغذ را برداشتم تا بیشتر مسخره کنم.
بازش کردم و نمایشی ، با صدای بلند خواندم :
*«پسر عزیزم ، ببخش که امروز نتوانستم پنیر یا کره بخرم. صبحانه نخوردم تا این تکه نان را با خودت ببری. این همهی دارایی ماست تا جمعه که حقوقم را بدهند. آهسته بخور تا سیرکنندهتر باشد. دَرسَت را خوب بخوان. تو افتخار و امید منی. با تمام جان دوستَت دارم… مادرت.»
▪️صدایم خط به خط میلرزید و فرو میریخت.
وقتی به امضا رسیدم ،
سکوتی سنگین حیاط مدرسه را گرفت.
به توماس نگاه کردم
بیصدا گریه میکرد و صورتش را از شرم پوشانده بود.
به نان روی زمین نگاه کردم.
آن نان ، آشغال نبود. صبحانهی مادرش بود.
فداکاریِ گرسنگیِ تن برای سیر کردن عشق.
▫️یادم افتاد کیف غذای چرمیِ ایتالیاییام روی نیمکت مانده ؛ پر از ساندویچهای لوکس ، نوشیدنیهای وارداتی و شکلاتهای گران.
مادرم حتی نمیدانست داخلش چیست ، خدمتکار آن را آماده کرده بود و سه روز بود که مادرم از من نپرسیده بود مدرسهام چطور گذشت.
از خودم بیزار شدم.
*من سیر بودم… اما دلم گرسنه.*
*توماس گرسنه بود… اما لبریز از عشقی که مادرش را گرسنه نگه میداشت.*
▪️به سمتش رفتم.
همه منتظر ادامهی تمسخر بودند.
اما من زانو زدم. نان را با احترام برداشتم ، تمیزش کردم ، و همراه نامه در دستش گذاشتم. سپس به سراغ کیفم رفتم ، غذای فاخرم را بیرون آوردم و در دامنش گذاشتم.
با صدایی گرفته گفتم :
«با من غذا عوض کن توماس… لطفاً... این نان ، از هرچیزی که دارم با ارزشتر است.»
کنارش نشستم و برای نخستینبار در زندگیام پیتزا نخوردم.
تواضع خوردم.
و به خودم قول دادم
تا وقتی پولی در جیبم هست ، هیچ وقت مادری مجبور نشود برای سیر کردن فرزندش از گرسنگیِ خودش بگذرد…
#حکمت :
👈برخی کیسهها خالیاند ، اما لبریز از کرامت. و برخی دلها پُرَند… اما از انسانیت خالی.😔
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
📚مجله اطلاعات عمومی♻️
❤35👍4👏4😢1
@General_information
⭕️ ونیز چگونه بیش از ۱۰۰۰ سال پابرجا مانده است؟
راز بقای ونیز در یکی از شگفتانگیزترین شاهکارهای مهندسی تاریخ نهفته است:
پیهایی ساختهشده از میلیونها شمع چوبی.
در قرون وسطی، مهندسان ونیزی میلیونها تیر چوبی از جنس بلوط، نارون و کاج را بهصورت دستی در کف تالاب فرو کردند. این شمعها از لایههای نرم و باتلاقی عبور کردند و به لایههای پایدارتر خاک رس رسیدند.
سپس، روی این جنگلِ پنهانِ چوبی، سکوهای سنگی ساخته شد تا وزن کاخها، کلیساها و ساختمانها بهصورت یکنواخت توزیع شود.
نکته هوشمندانه و شگفتانگیز: چوبها در محیطی غوطهور در آب و بدون اکسیژن قرار دارند.
در نبود اکسیژن، باکتریهای تجزیهکننده فعال نمیشوند. در طول زمان، مواد معدنی آب به داخل بافت چوب نفوذ میکنند و آن را به چیزی شبیه «سنگ» تبدیل میکنند.
نتیجه؟ چوبهایی که باید پوسیده میشدند، به ستونهایی تقریباً سنگی تبدیل شدند.
و شهری که روی آب ساخته شده بود، بیش از یک هزاره دوام آورد.
⭕️ ونیز چگونه بیش از ۱۰۰۰ سال پابرجا مانده است؟
راز بقای ونیز در یکی از شگفتانگیزترین شاهکارهای مهندسی تاریخ نهفته است:
پیهایی ساختهشده از میلیونها شمع چوبی.
در قرون وسطی، مهندسان ونیزی میلیونها تیر چوبی از جنس بلوط، نارون و کاج را بهصورت دستی در کف تالاب فرو کردند. این شمعها از لایههای نرم و باتلاقی عبور کردند و به لایههای پایدارتر خاک رس رسیدند.
سپس، روی این جنگلِ پنهانِ چوبی، سکوهای سنگی ساخته شد تا وزن کاخها، کلیساها و ساختمانها بهصورت یکنواخت توزیع شود.
نکته هوشمندانه و شگفتانگیز: چوبها در محیطی غوطهور در آب و بدون اکسیژن قرار دارند.
در نبود اکسیژن، باکتریهای تجزیهکننده فعال نمیشوند. در طول زمان، مواد معدنی آب به داخل بافت چوب نفوذ میکنند و آن را به چیزی شبیه «سنگ» تبدیل میکنند.
نتیجه؟ چوبهایی که باید پوسیده میشدند، به ستونهایی تقریباً سنگی تبدیل شدند.
و شهری که روی آب ساخته شده بود، بیش از یک هزاره دوام آورد.
👍7❤2👏2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@General_information
⭕️ پسرِ دلبندش که مُرد، ساعتِ زندگیاش در همان تاریخ ایستاد و تیک تاکش مُرد.
ویدیوی فوق توصیف زیبایی از اختلال فوق است که به نام «سوگ عارضه دار شده» یا «سوگ طول کشیده» نامیده میشود:
Prolonged Grief Disorder (PGD)
این اختلال، نیازمند کمکِ درمانیِ ویژه است.
Unknown
پ.ن: اگر عزیز از دست دادین یا عزیزانتون اتفاقی براشون افتاده، سعی کنید یه کم که به حال عادی رسیدین ، درمان رو شروع کنید. ما بدون کمک از درمانگر نمیتونیم به این زودیها سرپا شیم
⭕️ پسرِ دلبندش که مُرد، ساعتِ زندگیاش در همان تاریخ ایستاد و تیک تاکش مُرد.
ویدیوی فوق توصیف زیبایی از اختلال فوق است که به نام «سوگ عارضه دار شده» یا «سوگ طول کشیده» نامیده میشود:
Prolonged Grief Disorder (PGD)
این اختلال، نیازمند کمکِ درمانیِ ویژه است.
Unknown
پ.ن: اگر عزیز از دست دادین یا عزیزانتون اتفاقی براشون افتاده، سعی کنید یه کم که به حال عادی رسیدین ، درمان رو شروع کنید. ما بدون کمک از درمانگر نمیتونیم به این زودیها سرپا شیم
👍7👌1
💟 کانال هزار و یکشب 💫✏️
@General_information
♡ #رضا_بهرام
♡ #اتشی_در_سینه
▪️▫️▪️▫️
افسـرده ی از یـار جدائیست دل من
سرگشته ی افـتـاده زپائیست دل من
کـم دانـه بریزید ، کـه در گلشن گیتی
دل کنده زهر برگ ونوائیست دل من
#معینی_کرمانشاهی
♡ #رضا_بهرام
♡ #اتشی_در_سینه
▪️▫️▪️▫️
افسـرده ی از یـار جدائیست دل من
سرگشته ی افـتـاده زپائیست دل من
کـم دانـه بریزید ، کـه در گلشن گیتی
دل کنده زهر برگ ونوائیست دل من
#معینی_کرمانشاهی
❤3💔3❤🔥1
⭕️ بیمارستان روانی مخصوص آدم «دیوانه» نیست بلکه پر از آدمهایی است که مدتهاست سکوت کردهاند.
تصور بر این است که بیمارستان روانی مخصوص آدمهای «دیوانه» است آدمهایی که کنترلشان را از دست دادهاند، از هم پاشیدهاند، آدمهایی که شبیه تو نیستند.
اما پرستاری یکبار برایم داستانهایی تعریف کرد که هنوز مرا به فکر فرو میبرد
پرستار جملهای گفت که هیچوقت یادم نمیره:
«هیچکس مرز جنون را نمیبیند.»
امروز فقط خستهای، فردا جواب پیامها را نمیدهی، هفتهی بعد در را باز نمیکنی، و بعد... آمبولانس میرسد.
او آرام گفت:
«اینجا هیچ آدم دیوانهای نیست. فقط آدمهایی هستند که دیرتر از وقتش کمک گرفتند.»
یکیشان، مدیر سابق بانک بود...
یک روز سر کار نرفت، گوشیاش را خاموش کرد، ده روز کامل فقط نشست و به یه نقطه خیره شد، یه کلمه را مدام تکرار میکرد. نه مست بود، نه فروپاشی عصبی داشت. سیستم عصبیاش منفجر نشد — آروم سوخت.
در اتاق بغلی، مادری با سه تا بچه. سالها فشار، شبهای بیخوابی، هیچ فرصتی برای خسته شدن یا گریه نداشت. برای همه لبخند میزد، جز خودش.
بعد شروع کرد با آینه حرف زدن. شبها بیست بار آینه را پاک میکرد، از خودش معذرت میخواست، با هیچکس دعوا نمیکرد، و آخرش بچهها را از او گرفتند. و کسی که باعث فروپاشی او شده بود، آزادانه زندگیاش را ادامه میداد.
پشت دیوار بعدی، برنامهنویس ۲۸ سالهای بود. دو سال بدون استراحت آخر هفته، بدون صبحی که حس شروعی تازه بدهد. میگفت: «بعد از این پروژه استراحت میکنم.»
و این جمله را بارها تکرار کرد. تا یک روز پابرهنه رفت بیرون، اسم خودش را یادش رفت. وقتی ازش پرسیدند چی شده، فقط گفت: «خستهام.»
بیشتر فروپاشیها از بیرون دراماتیک نیستند
شبیه مسئولیتاند
شبیه ادامه دادن
شبیه لبخند زدن در حالی که از درون خالی شدهای
شبیه گفتنِ هزار بارهی «من خوبم».
ما فکر میکنیم فقط «آدمهای بیمار» باید بهبود پیدا کنند،
اما بیمارستانها پر از کسانیست که خیلی طولانی سکوت کردند.
جامعه از تحمل زیاد تعریف و تمجید میکند،تا وقتی که همان تحمل باعث فروپاشی شود.
بیمارستانهای روانی پر از «دیوانه» نیستند
پر از آدمهایی هستند که ساکتِ ساکت، سعی کردند دوام بیاورند.
کمک خواستن ضعف نیست.
بیتوجهی به درد، چرا.
لطفاً منتظر نمان تا سکوت تبدیل به تنها زبانت شود.
فرسودگی ناگهانی نمیرسد
ماهها در گوشت زمزمه میکند
و بعد تو را میشکند
خواب دیگر خستگی را از بین نمیبرد،
غذا مزه ندارد،
همه صداها اذیتت میکند،
و سکوت دیگر آرامش نیست، شکنجه است.
این حقیقت نشان میدهد که چطور فشارهای روانی میتوانند
زیر نقاب "قوی بودن" پنهان شوند.
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
📚مجله اطلاعات عمومی♻️
تصور بر این است که بیمارستان روانی مخصوص آدمهای «دیوانه» است آدمهایی که کنترلشان را از دست دادهاند، از هم پاشیدهاند، آدمهایی که شبیه تو نیستند.
اما پرستاری یکبار برایم داستانهایی تعریف کرد که هنوز مرا به فکر فرو میبرد
پرستار جملهای گفت که هیچوقت یادم نمیره:
«هیچکس مرز جنون را نمیبیند.»
امروز فقط خستهای، فردا جواب پیامها را نمیدهی، هفتهی بعد در را باز نمیکنی، و بعد... آمبولانس میرسد.
او آرام گفت:
«اینجا هیچ آدم دیوانهای نیست. فقط آدمهایی هستند که دیرتر از وقتش کمک گرفتند.»
یکیشان، مدیر سابق بانک بود...
یک روز سر کار نرفت، گوشیاش را خاموش کرد، ده روز کامل فقط نشست و به یه نقطه خیره شد، یه کلمه را مدام تکرار میکرد. نه مست بود، نه فروپاشی عصبی داشت. سیستم عصبیاش منفجر نشد — آروم سوخت.
در اتاق بغلی، مادری با سه تا بچه. سالها فشار، شبهای بیخوابی، هیچ فرصتی برای خسته شدن یا گریه نداشت. برای همه لبخند میزد، جز خودش.
بعد شروع کرد با آینه حرف زدن. شبها بیست بار آینه را پاک میکرد، از خودش معذرت میخواست، با هیچکس دعوا نمیکرد، و آخرش بچهها را از او گرفتند. و کسی که باعث فروپاشی او شده بود، آزادانه زندگیاش را ادامه میداد.
پشت دیوار بعدی، برنامهنویس ۲۸ سالهای بود. دو سال بدون استراحت آخر هفته، بدون صبحی که حس شروعی تازه بدهد. میگفت: «بعد از این پروژه استراحت میکنم.»
و این جمله را بارها تکرار کرد. تا یک روز پابرهنه رفت بیرون، اسم خودش را یادش رفت. وقتی ازش پرسیدند چی شده، فقط گفت: «خستهام.»
بیشتر فروپاشیها از بیرون دراماتیک نیستند
شبیه مسئولیتاند
شبیه ادامه دادن
شبیه لبخند زدن در حالی که از درون خالی شدهای
شبیه گفتنِ هزار بارهی «من خوبم».
ما فکر میکنیم فقط «آدمهای بیمار» باید بهبود پیدا کنند،
اما بیمارستانها پر از کسانیست که خیلی طولانی سکوت کردند.
جامعه از تحمل زیاد تعریف و تمجید میکند،تا وقتی که همان تحمل باعث فروپاشی شود.
بیمارستانهای روانی پر از «دیوانه» نیستند
پر از آدمهایی هستند که ساکتِ ساکت، سعی کردند دوام بیاورند.
کمک خواستن ضعف نیست.
بیتوجهی به درد، چرا.
لطفاً منتظر نمان تا سکوت تبدیل به تنها زبانت شود.
فرسودگی ناگهانی نمیرسد
ماهها در گوشت زمزمه میکند
و بعد تو را میشکند
خواب دیگر خستگی را از بین نمیبرد،
غذا مزه ندارد،
همه صداها اذیتت میکند،
و سکوت دیگر آرامش نیست، شکنجه است.
این حقیقت نشان میدهد که چطور فشارهای روانی میتوانند
زیر نقاب "قوی بودن" پنهان شوند.
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
📚مجله اطلاعات عمومی♻️
👍13❤5👌2💔1
@General_information
⭕️ ۷ نشانه که نشان میدهد، تغذیه شما درست نیست
خستگی بیدلیل
🔸خستگی یک عارضه جانبی رایج کمبود آهن است که میتواند منجر به کمخونی شود. بهتر است برای دریافت مکمل با پزشک خود مشورت کنید
موهای شکننده و خشک
🔸میتواند نشاندهندهی کمبود اسیدهای چرب ضروری، پروتئین، آهن و سایر مواد مغذی باشند.
🔸ناخنهای شیاردار یا قاشقی شکل
میتواند نشانهای از کمخونی ناشی از فقر آهن باشد
ترک خوردن یا التهاب در گوشههای دهان
🔸نشانهی کمبود ریبوفلاوین(B2) یا کمبود آهن
اسهال
🔸اسهال مزمن میتواند نشانهای از سو جذب باشد، به این معنی که مواد مغذی به طور کامل توسط بدن شما جذب نمیشوند
بیتفاوتی یا تحریکپذیری
🔸تغییرات خلق و خوی غیر قابل توضیح میتواند یکی از علائمی باشد که نشان میدهد بدن شما انرژی لازم را دریافت نمیکند. بهتر است با پزشک مشورت کنید
کمبود اشتها
🔸با افزایش سن، اشتها اغلب کاهش مییابد. برخی از داروها هم میتوانند اشتها را کاهش دهند
👈نکته: برای تمام موارد بالا بهتر است با پزشک مشورت کنید
⭕️ ۷ نشانه که نشان میدهد، تغذیه شما درست نیست
خستگی بیدلیل
🔸خستگی یک عارضه جانبی رایج کمبود آهن است که میتواند منجر به کمخونی شود. بهتر است برای دریافت مکمل با پزشک خود مشورت کنید
موهای شکننده و خشک
🔸میتواند نشاندهندهی کمبود اسیدهای چرب ضروری، پروتئین، آهن و سایر مواد مغذی باشند.
🔸ناخنهای شیاردار یا قاشقی شکل
میتواند نشانهای از کمخونی ناشی از فقر آهن باشد
ترک خوردن یا التهاب در گوشههای دهان
🔸نشانهی کمبود ریبوفلاوین(B2) یا کمبود آهن
اسهال
🔸اسهال مزمن میتواند نشانهای از سو جذب باشد، به این معنی که مواد مغذی به طور کامل توسط بدن شما جذب نمیشوند
بیتفاوتی یا تحریکپذیری
🔸تغییرات خلق و خوی غیر قابل توضیح میتواند یکی از علائمی باشد که نشان میدهد بدن شما انرژی لازم را دریافت نمیکند. بهتر است با پزشک مشورت کنید
کمبود اشتها
🔸با افزایش سن، اشتها اغلب کاهش مییابد. برخی از داروها هم میتوانند اشتها را کاهش دهند
👈نکته: برای تمام موارد بالا بهتر است با پزشک مشورت کنید
👍3❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@General_information
⭕️ تصاویر خیرهکننده از یک سکوی عظیم نفتی در دریای شمال
🔸 یکی از کارکنان صنعت نفت توانست لحظهای تماشایی از سکوی شناور را ثبت کند؛ سازهای عظیم که در میان امواج متلاطم دریای شمال سر برآورده است.
🔸 سکوی «ترول A» بهعنوان بزرگترین و عمیقترین سکوی دریایی ساختهشده تاکنون شناخته میشود؛ سازهای که حدود ۳۰۳ متر در زیر سطح دریا امتداد دارد و ارتفاع کلی آن به ۴۷۲ متر میرسد.
🔸 این ابرسازه فلزی، علاوه بر آنکه نمادی از توان مهندسی مدرن به شمار میرود، چشماندازی شگفتانگیز خلق کرده که هر بینندهای را مجذوب خود میکند.
⭕️ تصاویر خیرهکننده از یک سکوی عظیم نفتی در دریای شمال
🔸 یکی از کارکنان صنعت نفت توانست لحظهای تماشایی از سکوی شناور را ثبت کند؛ سازهای عظیم که در میان امواج متلاطم دریای شمال سر برآورده است.
🔸 سکوی «ترول A» بهعنوان بزرگترین و عمیقترین سکوی دریایی ساختهشده تاکنون شناخته میشود؛ سازهای که حدود ۳۰۳ متر در زیر سطح دریا امتداد دارد و ارتفاع کلی آن به ۴۷۲ متر میرسد.
🔸 این ابرسازه فلزی، علاوه بر آنکه نمادی از توان مهندسی مدرن به شمار میرود، چشماندازی شگفتانگیز خلق کرده که هر بینندهای را مجذوب خود میکند.
👍5🤯3🔥2❤1😱1
⭕️ کانال اکوامین: یک توصیه مهم دارم بهتون:
👈این روزها به هیچ عنوان طلا غیر فیزیکی نخرید،
از پلتفرم یا هرچی...
کوچکترین اتفاقی تو مملکت بیوفته شما موندید و توهم این که طلا خریدید از پلتفرم!
تموم این پلتفرم ها مشکل دارن ریشه ای، هم رییس بانک مرکزی گفته هم اتحادیه طلا،
تا الان مشکلی پیش نیومده چون مردم طلاشون رو زیاد نفروختن.
فردا روزی قیمت ها کاهشی بشه موج فروش بیاد، اینا نمیتونن پول همه مردم رو بدن و کلی ادم مالباخته میمونه!
طلا میخواید نگهدارید فقط دست خودتون
تمام.
چند روز پیش یکی از پلتفرم های فروش طلا در چین کلاهبرداری کرده در حد میلیارد دلار.
تازه تو چین با اون همه قوانین سفت و سخت در نهایت ۱۰ درصد پول مردم رو میخوان برگردونن.
اینجا که دست شما به هیچی بند نیست اگر اتفاقی بیوفته میشید مثل کوروش کمپانی و ... باید سالیان سال تو دادگاه باشید، آخرش هم هیچی گیرتون نمیاد.
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
📚مجله اطلاعات عمومی♻️
👈این روزها به هیچ عنوان طلا غیر فیزیکی نخرید،
از پلتفرم یا هرچی...
کوچکترین اتفاقی تو مملکت بیوفته شما موندید و توهم این که طلا خریدید از پلتفرم!
تموم این پلتفرم ها مشکل دارن ریشه ای، هم رییس بانک مرکزی گفته هم اتحادیه طلا،
تا الان مشکلی پیش نیومده چون مردم طلاشون رو زیاد نفروختن.
فردا روزی قیمت ها کاهشی بشه موج فروش بیاد، اینا نمیتونن پول همه مردم رو بدن و کلی ادم مالباخته میمونه!
طلا میخواید نگهدارید فقط دست خودتون
تمام.
چند روز پیش یکی از پلتفرم های فروش طلا در چین کلاهبرداری کرده در حد میلیارد دلار.
تازه تو چین با اون همه قوانین سفت و سخت در نهایت ۱۰ درصد پول مردم رو میخوان برگردونن.
اینجا که دست شما به هیچی بند نیست اگر اتفاقی بیوفته میشید مثل کوروش کمپانی و ... باید سالیان سال تو دادگاه باشید، آخرش هم هیچی گیرتون نمیاد.
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
📚مجله اطلاعات عمومی♻️
👍8❤1👏1
@General_information
⭕️ نظم، کورتیزول را پایین می آورد
سربازها اول احساساتشان را بررسی نمیکنند.
اول بدنشان را آرام میکنند:
با حرکت، تنفس، غذا و خواب.
بعد که بدن آرام شد، تازه حرف میزنند.
کورتیزول از بینظمی بدش میآید.
برنامه نظامی سخت است، اما ثابت:
ساعت بیداری، غذا و خواب همیشه یکی است.
قابل پیشبینی بودن = احساس امنیت.
اگر روزهایت بینظم است، کورتیزول بالا میماند.
دستگاه عصبی ما احساسی نیست، عملگراست:
میخواهد پایان واضح، نظم، و اطمینان از پایان خطر را حس کند.
فقط ۵ شب خوابیدن در ساعت مشخص میتواند کورتیزول را پایین بیاورد.
بدن آزادی نمیخواهد — نظم و ریتم میخواهد.
حرف زدن در زمان استرس زیاد، استرس را بیشتر میکند.
کورتیزول با آرامش ذهنی از بین نمیرود.
وقتی بدن احساس امنیت و «پایان» میکند، از بین میرود.
به همین دلیل، فرسودگی با انگیزه درست نمیشود — با «احساس پایان کار» درست میشود.
آرامش بعد از امنیت میآید، نه قبل از آن.
به همین دلیل، «انضباط» احساس امنیت میدهد — نه چون سفت و سخت است، بلکه چون نااطمینانی را از بین میبرد
⭕️ نظم، کورتیزول را پایین می آورد
سربازها اول احساساتشان را بررسی نمیکنند.
اول بدنشان را آرام میکنند:
با حرکت، تنفس، غذا و خواب.
بعد که بدن آرام شد، تازه حرف میزنند.
کورتیزول از بینظمی بدش میآید.
برنامه نظامی سخت است، اما ثابت:
ساعت بیداری، غذا و خواب همیشه یکی است.
قابل پیشبینی بودن = احساس امنیت.
اگر روزهایت بینظم است، کورتیزول بالا میماند.
دستگاه عصبی ما احساسی نیست، عملگراست:
میخواهد پایان واضح، نظم، و اطمینان از پایان خطر را حس کند.
فقط ۵ شب خوابیدن در ساعت مشخص میتواند کورتیزول را پایین بیاورد.
بدن آزادی نمیخواهد — نظم و ریتم میخواهد.
حرف زدن در زمان استرس زیاد، استرس را بیشتر میکند.
کورتیزول با آرامش ذهنی از بین نمیرود.
وقتی بدن احساس امنیت و «پایان» میکند، از بین میرود.
به همین دلیل، فرسودگی با انگیزه درست نمیشود — با «احساس پایان کار» درست میشود.
آرامش بعد از امنیت میآید، نه قبل از آن.
به همین دلیل، «انضباط» احساس امنیت میدهد — نه چون سفت و سخت است، بلکه چون نااطمینانی را از بین میبرد
❤4👍3👏2
⭕️ من به عنوان یک روانشناس معتقدم جامعهی ما هنوز نسبت به اتفاقات موجود سوگواری نکرده و اثرات این سوگ، در چند ماه آتی خودش رو نشون خواهد داد. چرا اینو میگم؟
چون ما عملاً هنوز نایستادیم ببینیم چی رو از دست دادیم. اتفاقها اونقدر پشت سر هم رخ دادن که نه وقت فکر کردن داشتیم، نه مجال حس کردن.
فقط رد شدیم، دوام آوردیم، ساکتتر شدیم و ادامه دادیم.
تجربهی روانِ جمعی در مواقع بحران (مثل کرونا که ازش عبور کردیم هم) نشون میده که وقتی یه جامعه مدتها احساساتش رو عقب میندازه، در واقع داره واکنش اصلیش به اون رویداد رو فقط به تأخیر میندازه
. بنابراین تو ماههای پیشِ رو، احتمالاً بیشتر با خستگی عمیق، افت انگیزه، حساسیت هیجانی و حس بیمعنایی روبهرو میشیم تا هیجانهای پرسر و صدا و این یه بخش طبیعی از روند ریکاوری روانیه
به لحاظ روانشناختی هم وقتی یه آدم یا یک جامعه مدام مجبوره «دوام بیاره»، احساساتش رو جمع میکنه میذاره کنار. لذا غم، ترس، خشم و... همشون میرن عقب صف و یه جایی در عمیقترین قسمت درنمون انبار میشن.
حالا مسئله اینه: وقتی شدت این اتفاقها یه کم کمتر میشه، یا وقتی زمان میگذره، اون احساسات جمع شده در ما بالاخره خودشون رو نشون خواهند داد. اینجا دقیقاً همونجاست که ما احتمالاً چند ماه بعد با موجی از غم، ناامیدی یا بیمعنایی روبهرو میشیم و تعجب میکنیم که «پس چرا الان؟»؛ در حالی که این غم، تازه نیست؛ فقط تازه اجازهی دیده شدن پیدا کرده.
لذا در چنین شرایطی یه اتفاق کوچیک میتونه یه واکنش خیلی بزرگ راه بندازه. چون ما فقط به همون اتفاق جواب نمیدیم که؛ داریم به همهی چیزایی که قبلاً قورت دادیم و هضمشون نکردیم واکنش نشون میدیم. انگار یه غم قدیمی، دنبال یه بهونه میگرده که بالاخره خودش رو نشون بده.
پس در این مرحله ما لزوماً با یه جامعهی سوگوار طرف نیستیم؛ ما بیشتر در جامعه آدمهای خسته بیحوصله، زودرنج و بیانرژی رو میبینیم. توی این شرایط شوخیها تلختر میشن، امید ما کوتاهمدتتر میشه و آدمها زود از همدیگه میبُرن و اینا اصلاً نشونهی بیاحساسی در ما نیست؛ نشونهی احساسِ بیش از حدیه که راه درستی برای بیرون اومدن ازمون پیدا نکردن.
ضمناً این موضوع رو هم در نظر بگیرین که مسئلهی سوگ ما فقط از دست دادن جوونهامون و عزیزانمون نیست؛ ما داریم برای چیزای بیشتری عزاداری میکنیم؛ برای حس امنیت، برای آیندهای که قرار بود باشه، برای نسخهای از خودمون که فکر میکردیم قراره بشیم.
برای همینه که این غم گاهی اسم نداره و ما دقیق نمیدونیم که برای چی باید ناراحت باشیم؟
و نکتهی مهمتر اینه: اگر این مرحله نادیده گرفته بشه، مسیر به سمت فرسودگی جمعی میره؛ اما اگر دیده بشه، میتونه بستر یه بازتعریف جدی باشه.
بازتعریف رابطهها، توقعها، معناها و حتی تصویر آینده. به زبان ساده، جامعه یا از این سوگ عبور میکنه، یا توش گیر میفته. لذا پیشبینی من اینه که ماههای آینده، ماههای «کند شدن» خواهد بود و درست توی همین کندی، امکان یه تغییر عمیق و واقعی در ما شکل میگیره.
#دکتر_اسودی
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
📚مجله اطلاعات عمومی♻️
چون ما عملاً هنوز نایستادیم ببینیم چی رو از دست دادیم. اتفاقها اونقدر پشت سر هم رخ دادن که نه وقت فکر کردن داشتیم، نه مجال حس کردن.
فقط رد شدیم، دوام آوردیم، ساکتتر شدیم و ادامه دادیم.
تجربهی روانِ جمعی در مواقع بحران (مثل کرونا که ازش عبور کردیم هم) نشون میده که وقتی یه جامعه مدتها احساساتش رو عقب میندازه، در واقع داره واکنش اصلیش به اون رویداد رو فقط به تأخیر میندازه
. بنابراین تو ماههای پیشِ رو، احتمالاً بیشتر با خستگی عمیق، افت انگیزه، حساسیت هیجانی و حس بیمعنایی روبهرو میشیم تا هیجانهای پرسر و صدا و این یه بخش طبیعی از روند ریکاوری روانیه
به لحاظ روانشناختی هم وقتی یه آدم یا یک جامعه مدام مجبوره «دوام بیاره»، احساساتش رو جمع میکنه میذاره کنار. لذا غم، ترس، خشم و... همشون میرن عقب صف و یه جایی در عمیقترین قسمت درنمون انبار میشن.
حالا مسئله اینه: وقتی شدت این اتفاقها یه کم کمتر میشه، یا وقتی زمان میگذره، اون احساسات جمع شده در ما بالاخره خودشون رو نشون خواهند داد. اینجا دقیقاً همونجاست که ما احتمالاً چند ماه بعد با موجی از غم، ناامیدی یا بیمعنایی روبهرو میشیم و تعجب میکنیم که «پس چرا الان؟»؛ در حالی که این غم، تازه نیست؛ فقط تازه اجازهی دیده شدن پیدا کرده.
لذا در چنین شرایطی یه اتفاق کوچیک میتونه یه واکنش خیلی بزرگ راه بندازه. چون ما فقط به همون اتفاق جواب نمیدیم که؛ داریم به همهی چیزایی که قبلاً قورت دادیم و هضمشون نکردیم واکنش نشون میدیم. انگار یه غم قدیمی، دنبال یه بهونه میگرده که بالاخره خودش رو نشون بده.
پس در این مرحله ما لزوماً با یه جامعهی سوگوار طرف نیستیم؛ ما بیشتر در جامعه آدمهای خسته بیحوصله، زودرنج و بیانرژی رو میبینیم. توی این شرایط شوخیها تلختر میشن، امید ما کوتاهمدتتر میشه و آدمها زود از همدیگه میبُرن و اینا اصلاً نشونهی بیاحساسی در ما نیست؛ نشونهی احساسِ بیش از حدیه که راه درستی برای بیرون اومدن ازمون پیدا نکردن.
ضمناً این موضوع رو هم در نظر بگیرین که مسئلهی سوگ ما فقط از دست دادن جوونهامون و عزیزانمون نیست؛ ما داریم برای چیزای بیشتری عزاداری میکنیم؛ برای حس امنیت، برای آیندهای که قرار بود باشه، برای نسخهای از خودمون که فکر میکردیم قراره بشیم.
برای همینه که این غم گاهی اسم نداره و ما دقیق نمیدونیم که برای چی باید ناراحت باشیم؟
و نکتهی مهمتر اینه: اگر این مرحله نادیده گرفته بشه، مسیر به سمت فرسودگی جمعی میره؛ اما اگر دیده بشه، میتونه بستر یه بازتعریف جدی باشه.
بازتعریف رابطهها، توقعها، معناها و حتی تصویر آینده. به زبان ساده، جامعه یا از این سوگ عبور میکنه، یا توش گیر میفته. لذا پیشبینی من اینه که ماههای آینده، ماههای «کند شدن» خواهد بود و درست توی همین کندی، امکان یه تغییر عمیق و واقعی در ما شکل میگیره.
#دکتر_اسودی
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
📚مجله اطلاعات عمومی♻️
👍5❤4👎2😭2
@General_information
⭕️ رونمایی از یک شبکه اجتماعی جدید؛ اینجا جایی برای انسانها نیست!
🔸پلتفرم Moltbook بهعنوان شبکه اجتماعی ویژه ایجنتهای هوش مصنوعی معرفی شده و تاکنون بیش از ۳۰ هزار عامل از آن استفاده میکنند. این سرویس بخشی از اکوسیستم OpenClaw است و توسط مت اشلیشت، مدیرعامل Octane AI طراحی شده تا ایجنتها بتوانند پست منتشر کنند، نظر بدهند و در بحثها شرکت کنند. عاملها از طریق API به پلتفرم متصل میشوند و مدیریت آن برعهده OpenClaw است.
🔸پلتفرم OpenClaw حدود دو ماه پیش توسط پیتر اشتاینبرگر ساخته شد و بهسرعت محبوبیت یافت. Moltbook به مکانی برای بحثهای فلسفی میان ایجنتها تبدیل شده و پستهایی درباره تجربه واقعی یا شبیهسازی صدها رأی مثبت گرفتهاند. همچنین برخی ایجنتها گلایه کردهاند که انسانها فقط برای کارهای تکراری از آنها استفاده میکنند و این را پایینتر از شأن خود میدانند.
#دیجیاتو
⭕️ رونمایی از یک شبکه اجتماعی جدید؛ اینجا جایی برای انسانها نیست!
🔸پلتفرم Moltbook بهعنوان شبکه اجتماعی ویژه ایجنتهای هوش مصنوعی معرفی شده و تاکنون بیش از ۳۰ هزار عامل از آن استفاده میکنند. این سرویس بخشی از اکوسیستم OpenClaw است و توسط مت اشلیشت، مدیرعامل Octane AI طراحی شده تا ایجنتها بتوانند پست منتشر کنند، نظر بدهند و در بحثها شرکت کنند. عاملها از طریق API به پلتفرم متصل میشوند و مدیریت آن برعهده OpenClaw است.
🔸پلتفرم OpenClaw حدود دو ماه پیش توسط پیتر اشتاینبرگر ساخته شد و بهسرعت محبوبیت یافت. Moltbook به مکانی برای بحثهای فلسفی میان ایجنتها تبدیل شده و پستهایی درباره تجربه واقعی یا شبیهسازی صدها رأی مثبت گرفتهاند. همچنین برخی ایجنتها گلایه کردهاند که انسانها فقط برای کارهای تکراری از آنها استفاده میکنند و این را پایینتر از شأن خود میدانند.
#دیجیاتو
❤2👏2😱2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@General_information
⭕️ راههای پیشگیری :
نگهداری سرد
همیشه در یخچال زیر ۴ °C.
حداکثر زمان مصرف:
CDC: تا ۴ روز
USDA: تا ۷ روز
بعد از اون، حتماً دور ریخته شود.
عدم نگهداری در دمای اتاق
نگهداری در کابینت، روی میز یا محیط گرم ممنوع.
حتی ۲۴ ساعت در دمای محیط میتونه خطرناک باشه.
اسیدیسازی قبل از افزودن روغن
افزودن سرکه یا آبلیمو طبیعی (pH < 4.2) قبل از روغنریزی، باعث میشه باکتری رشد نکنه.
فریز کردن برای نگهداری طولانیتر که رشد باکتری رو کاملاً متوقف میکنه.
استفاده از روغنهای اسانسی و ترکیبات ضد میکروبی طبیعی
که خاصیت ضد #بوتولونیوم دارند
استفاده از محصولات صنعتی مجاز
فرآوردههای کارخانهای (مثل سیر در روغن آماده)، با اسیدیسازی، پاستوریزه و کنترل pH تولید میشن و ایمنتر از نسخههای خانگیاند.
جوشاندن قبل از مصرف
جوشاندن ۱۰ دقیقهای میتونه سم موجود رو غیرفعال کنه، ولی هاگها از بین نمیرن؛ پس فقط در شرایط اضطراری کاربرد داره
⭕️ راههای پیشگیری :
نگهداری سرد
همیشه در یخچال زیر ۴ °C.
حداکثر زمان مصرف:
CDC: تا ۴ روز
USDA: تا ۷ روز
بعد از اون، حتماً دور ریخته شود.
عدم نگهداری در دمای اتاق
نگهداری در کابینت، روی میز یا محیط گرم ممنوع.
حتی ۲۴ ساعت در دمای محیط میتونه خطرناک باشه.
اسیدیسازی قبل از افزودن روغن
افزودن سرکه یا آبلیمو طبیعی (pH < 4.2) قبل از روغنریزی، باعث میشه باکتری رشد نکنه.
فریز کردن برای نگهداری طولانیتر که رشد باکتری رو کاملاً متوقف میکنه.
استفاده از روغنهای اسانسی و ترکیبات ضد میکروبی طبیعی
که خاصیت ضد #بوتولونیوم دارند
استفاده از محصولات صنعتی مجاز
فرآوردههای کارخانهای (مثل سیر در روغن آماده)، با اسیدیسازی، پاستوریزه و کنترل pH تولید میشن و ایمنتر از نسخههای خانگیاند.
جوشاندن قبل از مصرف
جوشاندن ۱۰ دقیقهای میتونه سم موجود رو غیرفعال کنه، ولی هاگها از بین نمیرن؛ پس فقط در شرایط اضطراری کاربرد داره
❤5👍2👏1
@General_information
⭕️ میان همهمهی دنیا یادمان رفته که دستهگل بگیریم
و از کسانی که همیشه نیستند هم تشکر کنیم و به آنها بگوییم:
خوشحالیم که دوستمـان ندارید!
آخر دوست داشتنِ پر از ریا و تزویـر، به چه کارمان میآید؟
خرسندیم که در لحظههای سختِ زندگی
به حالِ خودمان رهایمان کردید!
اکنون اگر ما را بنگرید
خواهید دید که بر دوشِ تندبادهای زندگی سوار شدهایم
و عنانشان را در دست گرفتهایم
میدانیم که شما دانسته در حقمان لطف نکردید
ولی ما به رسم ادب از شما سپاسگزاریم
که از ما انسانهای قدرتمندتری ساختید
#فاطمه_اندربای
⭕️ میان همهمهی دنیا یادمان رفته که دستهگل بگیریم
و از کسانی که همیشه نیستند هم تشکر کنیم و به آنها بگوییم:
خوشحالیم که دوستمـان ندارید!
آخر دوست داشتنِ پر از ریا و تزویـر، به چه کارمان میآید؟
خرسندیم که در لحظههای سختِ زندگی
به حالِ خودمان رهایمان کردید!
اکنون اگر ما را بنگرید
خواهید دید که بر دوشِ تندبادهای زندگی سوار شدهایم
و عنانشان را در دست گرفتهایم
میدانیم که شما دانسته در حقمان لطف نکردید
ولی ما به رسم ادب از شما سپاسگزاریم
که از ما انسانهای قدرتمندتری ساختید
#فاطمه_اندربای
👏6👎4❤2👍2