This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@General_information
⭕️ خدایا بااین کارت به ما ثابت کردی کن فیکون کردن برات در یک چشم بهم زدن کاری نداره.پس هوای مارو داشته باش و خیلی زود ورق رو جوری برگردون دل اکثریت مردم این مملکت شاد شه ....
⭕️ خدایا بااین کارت به ما ثابت کردی کن فیکون کردن برات در یک چشم بهم زدن کاری نداره.پس هوای مارو داشته باش و خیلی زود ورق رو جوری برگردون دل اکثریت مردم این مملکت شاد شه ....
👍14👏3👌1
⭕️ برای انجام مهربانی بپرسیم «چی میخوای» یا نپرسیم؟
#سهند_ایرانمهر
متنی که خواهید خواند نه درباره «میگو» ست نه «کارگر» و نه محبت مادرانه. دیروز، دوستم داستانی تعریف کرد که ذهنم را درگیر خودش کرد. داستانی که میشود آن را از زوایای متناقض یا مختلفی دید: نمونهای از مهربانی، نشانهای از قدرناشناسی، روایتی از یک آدم «خیلی خوب» یا حتی یک آدم «خیلی بد». ماجرایی است است برای فهم دقیقتر «ماهیت قدرت» و نسبتش با «خیر».
دیروز، دوستم تعریف میکرد که مادرم وقتی کارگر میآورد خانه، فقط دستور نمیدهد؛ خودش هم کار میکند. آنقدر که آخرش از پا میافتد. غذا هم معمولی نیست؛ مفصل و محترمانهتر از غذایی که میخوریم. هفته پیش برای کارگر «میگو» درست کرده بود.چند روز بعد، همان کارگر را دوباره صدا میزند.کارگر با لحنی تند و کمی بیادبانه میگوید:«دیگه به من غذای آشغال ندید. بخاطر اون غذای عجیبوغریبتون معدهدرد گرفتم».
مادرم شوکه میشود:«کی گفته مشکل از میگوی من بوده؟». کارگر میگوید:«روز بعدش خانه همسایه شما بودم. گفت حتماً از میگو بوده. ناهار نان و سیبزمینی داد، حالم خوب شد». مادرم عصبانی میشود. وقتی ماجرا را با همسایه در میان میگذارد، همسایه جمله عجیبی میگوید: «شما هم کارت رو سختتر کردی، هم یه چیزی دادی بهش که معدهاش تعجب کرده، آخرش هم قدر شما رو ندونست».
در راه خانه به ماجرایی که دوستم تعریف کرده بود، فکر میکردم، اولش ذهنم گیرِ «میگو» بود. اما بعد فهمیدم مسئله اصلاً میگو نیست. مسئله این است: چه کسی حق دارد تصمیم بگیرد چه چیزی برای بدنِ دیگری خوب است؟
جامعهشناسی مثل بوردیو اینجور وقتها میگوید: میگو فقط غذا نیست؛ بخشی از «عادتوارهی طبقه متوسطِ رو به بالا» است. در این جهان، غذای گران و پرزحمت یعنی احترام؛ حتی اگر بدنِ طرف مقابل، توان هضمش را نداشته باشد. تشکر کارگر از نان و سیبزمینی هم نباید ما را گول بزند.
این تشکر الزاماً قدردانی نیست؛ نشانه نابرابری است در روابط نابرابر، فرودست حتی از چیزی که آزارش داده هم تشکر میکند، چون زبان دیگری برای اعتراض ندارد اما اینجا کسی مثل میشل فوکو، سؤالی اساسی میپرسد: چرا فکر میکنیم «نیت خوب» ما را از توضیحدادن و پاسخگویی معاف میکند؟ با تعبیر فوکو، مادر دوستم قدرتش را با مهربانی اعمال کرده است؛ قدرتی که بدون پرسش، بدون گفتوگو و بدون درک جهان معنایی دیگری ،بدن او را مدیریت میکند چون فکر میکند نیت خیرش کافی است.
حدس میزنم در اینجا عدهای معترض من شوند که چرا مهربانی را نابجا دانسته یا محبت به آن کارگر را بیمورد دانستهام. پاسخم این است که این متن، «دفاع از نامهربانی» نیست. من نمیگویم که نباید محبت کنیم یا کسی از موضع قدرت نباید فکر ترقی زیردستان باشد یا حکومت یا قدرت نباید به فکر بهبود و ارتقای مردم باشند. اتفاقا برعکس این داستان به نظر من مثال خوبی برای درک ناکامی تجدد یا توسعه آمرانه است. ارتقا اگر تحمیلی و از بالا باشد، اگر بدون شنیدن مردم طراحی شود، اگر بدن، عادت و تجربه زیسته آنها را نادیده بگیرد، حتی با نیت خیر، به خشونت و مقاومت تبدیل میشود. بنابراین سخن بر سر این نیست که نباید حکومتها درگذشته (یا اکنون) دنبال ارتقای جوامع خود میبودند یا چون کسی از طبقه فرودست را نباید غذای خوب بود بلکه سخن بر سر این است که «اگر میخواهی غذای متفاوت بدهی، اول بپرس، بعد توضیح بده، بعد امکان انتخاب بده.».
در سیاست هم دقیقاً همین است: دعوت به تغییر یا آموزش بدون تحقیر، اصلاح بدون اجبار، ارتقا بدون قطع رابطه با زیست واقعی مردم. بنابراین، نقد من هرگز مجوز شانهخالیکردن قدرت از مسئولیت نیست.اگر حکومتی به بهانه «احترام به مردم» کاری نکند، در حال بازتولید نابرابری است و جمع بندی عقلانی این است :نه تحمیلِ خیر، نه رهاکردن مردم. این مساله در زندگی فردی ما هم البته که حایز اهمیت است. پیش از آنکه خواستید از سر نیت خوبتان به کسی لطف و محبتی کنید اول از هرچیز ببینید آیا خود این درکی از این محبت دارد، چنین محبتی را میخواهد و از همه مهمتر قدرت این را دارید که همزمان با محبتی که میکنید او را چنان بپرورانید که متناسب با محبتتان، توانایی و آموزش اهمیت این محبت را (نه برای قدردانی صرف) که برای مثمرثمر بودن آن محبت، بدست آورد. دانستن این نکته هم به درد فعالین مدنی میخورد و هم حکومتها و هم خودمان در تعاملات انسانی روزمرهمان.
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
📚مجله اطلاعات عمومی♻️
#سهند_ایرانمهر
متنی که خواهید خواند نه درباره «میگو» ست نه «کارگر» و نه محبت مادرانه. دیروز، دوستم داستانی تعریف کرد که ذهنم را درگیر خودش کرد. داستانی که میشود آن را از زوایای متناقض یا مختلفی دید: نمونهای از مهربانی، نشانهای از قدرناشناسی، روایتی از یک آدم «خیلی خوب» یا حتی یک آدم «خیلی بد». ماجرایی است است برای فهم دقیقتر «ماهیت قدرت» و نسبتش با «خیر».
دیروز، دوستم تعریف میکرد که مادرم وقتی کارگر میآورد خانه، فقط دستور نمیدهد؛ خودش هم کار میکند. آنقدر که آخرش از پا میافتد. غذا هم معمولی نیست؛ مفصل و محترمانهتر از غذایی که میخوریم. هفته پیش برای کارگر «میگو» درست کرده بود.چند روز بعد، همان کارگر را دوباره صدا میزند.کارگر با لحنی تند و کمی بیادبانه میگوید:«دیگه به من غذای آشغال ندید. بخاطر اون غذای عجیبوغریبتون معدهدرد گرفتم».
مادرم شوکه میشود:«کی گفته مشکل از میگوی من بوده؟». کارگر میگوید:«روز بعدش خانه همسایه شما بودم. گفت حتماً از میگو بوده. ناهار نان و سیبزمینی داد، حالم خوب شد». مادرم عصبانی میشود. وقتی ماجرا را با همسایه در میان میگذارد، همسایه جمله عجیبی میگوید: «شما هم کارت رو سختتر کردی، هم یه چیزی دادی بهش که معدهاش تعجب کرده، آخرش هم قدر شما رو ندونست».
در راه خانه به ماجرایی که دوستم تعریف کرده بود، فکر میکردم، اولش ذهنم گیرِ «میگو» بود. اما بعد فهمیدم مسئله اصلاً میگو نیست. مسئله این است: چه کسی حق دارد تصمیم بگیرد چه چیزی برای بدنِ دیگری خوب است؟
جامعهشناسی مثل بوردیو اینجور وقتها میگوید: میگو فقط غذا نیست؛ بخشی از «عادتوارهی طبقه متوسطِ رو به بالا» است. در این جهان، غذای گران و پرزحمت یعنی احترام؛ حتی اگر بدنِ طرف مقابل، توان هضمش را نداشته باشد. تشکر کارگر از نان و سیبزمینی هم نباید ما را گول بزند.
این تشکر الزاماً قدردانی نیست؛ نشانه نابرابری است در روابط نابرابر، فرودست حتی از چیزی که آزارش داده هم تشکر میکند، چون زبان دیگری برای اعتراض ندارد اما اینجا کسی مثل میشل فوکو، سؤالی اساسی میپرسد: چرا فکر میکنیم «نیت خوب» ما را از توضیحدادن و پاسخگویی معاف میکند؟ با تعبیر فوکو، مادر دوستم قدرتش را با مهربانی اعمال کرده است؛ قدرتی که بدون پرسش، بدون گفتوگو و بدون درک جهان معنایی دیگری ،بدن او را مدیریت میکند چون فکر میکند نیت خیرش کافی است.
حدس میزنم در اینجا عدهای معترض من شوند که چرا مهربانی را نابجا دانسته یا محبت به آن کارگر را بیمورد دانستهام. پاسخم این است که این متن، «دفاع از نامهربانی» نیست. من نمیگویم که نباید محبت کنیم یا کسی از موضع قدرت نباید فکر ترقی زیردستان باشد یا حکومت یا قدرت نباید به فکر بهبود و ارتقای مردم باشند. اتفاقا برعکس این داستان به نظر من مثال خوبی برای درک ناکامی تجدد یا توسعه آمرانه است. ارتقا اگر تحمیلی و از بالا باشد، اگر بدون شنیدن مردم طراحی شود، اگر بدن، عادت و تجربه زیسته آنها را نادیده بگیرد، حتی با نیت خیر، به خشونت و مقاومت تبدیل میشود. بنابراین سخن بر سر این نیست که نباید حکومتها درگذشته (یا اکنون) دنبال ارتقای جوامع خود میبودند یا چون کسی از طبقه فرودست را نباید غذای خوب بود بلکه سخن بر سر این است که «اگر میخواهی غذای متفاوت بدهی، اول بپرس، بعد توضیح بده، بعد امکان انتخاب بده.».
در سیاست هم دقیقاً همین است: دعوت به تغییر یا آموزش بدون تحقیر، اصلاح بدون اجبار، ارتقا بدون قطع رابطه با زیست واقعی مردم. بنابراین، نقد من هرگز مجوز شانهخالیکردن قدرت از مسئولیت نیست.اگر حکومتی به بهانه «احترام به مردم» کاری نکند، در حال بازتولید نابرابری است و جمع بندی عقلانی این است :نه تحمیلِ خیر، نه رهاکردن مردم. این مساله در زندگی فردی ما هم البته که حایز اهمیت است. پیش از آنکه خواستید از سر نیت خوبتان به کسی لطف و محبتی کنید اول از هرچیز ببینید آیا خود این درکی از این محبت دارد، چنین محبتی را میخواهد و از همه مهمتر قدرت این را دارید که همزمان با محبتی که میکنید او را چنان بپرورانید که متناسب با محبتتان، توانایی و آموزش اهمیت این محبت را (نه برای قدردانی صرف) که برای مثمرثمر بودن آن محبت، بدست آورد. دانستن این نکته هم به درد فعالین مدنی میخورد و هم حکومتها و هم خودمان در تعاملات انسانی روزمرهمان.
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
📚مجله اطلاعات عمومی♻️
❤6👍4👌1💯1
@General_information
⭕️ میدونستین اگه همه طلاهای استخراج شده جهان رو ذوب کنیم میشه تو یه مکعب به ابعاد 20,7 متر جا داد، حدود 171,300 تن طلا در طول تاریخ استخراج شده است که حدود دو سوم اون از سال 1950 به بعد استخراج شده، البته طلا چگالی بالایی داره و یک مترمکعب طلا 19,300 kg جرم داره
⭕️ میدونستین اگه همه طلاهای استخراج شده جهان رو ذوب کنیم میشه تو یه مکعب به ابعاد 20,7 متر جا داد، حدود 171,300 تن طلا در طول تاریخ استخراج شده است که حدود دو سوم اون از سال 1950 به بعد استخراج شده، البته طلا چگالی بالایی داره و یک مترمکعب طلا 19,300 kg جرم داره
🤯2❤1👍1
@General_information
⭕️ ترکیب روزانه آب، قهوه و چای با طول عمر مرتبط است☕️
در یک مطالعه جدید نوشیدن ۷ تا ۸ لیوان آب، قهوه یا چای در روز با طول عمر مرتبط است. هیدراته ماندن بدن برای سلامت کلی ضروری است، بنابراین به افراد توصیه میشود روزانه مقدار زیادی آب بنوشند.
یک مطالعه جدید نشان میدهد که گنجاندن قهوه و چای در نوشیدنیهای روزانه میتواند مزایای بیشتری برای سلامتی داشته باشد. محققان دریافتند که برای مشاهده فواید آنها، افراد باید روزانه ۷ تا ۸ لیوان نوشیدنی و ترکیبی از قهوه، چای و آب بنوشند. این امر منجر به افزایش طول عمر میشود.
⭕️ ترکیب روزانه آب، قهوه و چای با طول عمر مرتبط است☕️
در یک مطالعه جدید نوشیدن ۷ تا ۸ لیوان آب، قهوه یا چای در روز با طول عمر مرتبط است. هیدراته ماندن بدن برای سلامت کلی ضروری است، بنابراین به افراد توصیه میشود روزانه مقدار زیادی آب بنوشند.
یک مطالعه جدید نشان میدهد که گنجاندن قهوه و چای در نوشیدنیهای روزانه میتواند مزایای بیشتری برای سلامتی داشته باشد. محققان دریافتند که برای مشاهده فواید آنها، افراد باید روزانه ۷ تا ۸ لیوان نوشیدنی و ترکیبی از قهوه، چای و آب بنوشند. این امر منجر به افزایش طول عمر میشود.
👍6👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@General_information
⭕️ چرا پوشاک چینی اینقدر ارزان است؟
🔸وقتی ۵ هزار دستگاه بافندگی، بدون نیاز به نیروی انسانی تمام هفته و تمام ۲۴ ساعت مشغول تولیدند!
⭕️ چرا پوشاک چینی اینقدر ارزان است؟
🔸وقتی ۵ هزار دستگاه بافندگی، بدون نیاز به نیروی انسانی تمام هفته و تمام ۲۴ ساعت مشغول تولیدند!
👍4👏3👌1
@General_information
⭕️ ناسا سیارهای به شکل لیمو کشف کرده که از آسمانش الماس میبارد!
🔹تلسکوپ فضایی جیمز وب اخیراً یک سیاره فراخورشیدی عجیب و بیضیشکل (به شکل لیمو) به نام PSR J2322-2650b کشف کرده که دانشمندان معتقدند در جو کربنی غنیاش، ابرهای کربنی میتوانند به الماس تبدیل شوند و باران الماس ببارد!
🔹دانشمندان میگوید این یکی از عجیبترین سیارههای کشفشدهست. پیشتر تئوری باران الماس برای سیارههایی مثل نپتون و اورانوس وجود داشت، اما این اولینبار است که در یک سیاره فراخورشیدی به این وضوح مشاهده میشود.
⭕️ ناسا سیارهای به شکل لیمو کشف کرده که از آسمانش الماس میبارد!
🔹تلسکوپ فضایی جیمز وب اخیراً یک سیاره فراخورشیدی عجیب و بیضیشکل (به شکل لیمو) به نام PSR J2322-2650b کشف کرده که دانشمندان معتقدند در جو کربنی غنیاش، ابرهای کربنی میتوانند به الماس تبدیل شوند و باران الماس ببارد!
🔹دانشمندان میگوید این یکی از عجیبترین سیارههای کشفشدهست. پیشتر تئوری باران الماس برای سیارههایی مثل نپتون و اورانوس وجود داشت، اما این اولینبار است که در یک سیاره فراخورشیدی به این وضوح مشاهده میشود.
👍3🤯3😱1
@General_information
⭕️ فکر میکردم اگر "فلان اتفاق" بیُفته، میمیرم،
فلان اتفاق افتاد و نَمُردم.
فکر میکردم اگر "فلان دوستم" با من قطع ارتباط کنه، میمیرم
فلان دوستم با من قطعِ ارتباط کرد و نَمُردم.
فکر میکردم اگر "فلان رشته" قبول نشم، میمیرم،
فلان رشته قبول نشدم و نَمُردم.
فکر میکردم اگر "فلان شرکت" مصاحبهی منو قبول نکنه و استخدام نشم، میمیرم
فلان شرکت استخدامم نکرد و نَمُردم.
فکر میکردم اگر از مادرم، پدرم، خواهرم و بهترین دوستم، "فلان حرف" رو بشنوم، میمیرم،
از تکتکِ این آدما، فلان حرفو شنیدم و نَمُردم.
فکر میکردم اگر "بیپول" باشم، میمیرم،
از همیشه بیپولتر شدم و نَمُردم.
فکر میکردم اگر "فلان عشق" از یادم بره، میمیرم
عشق فراموشم شد و نَمُردم.
سختیِ زندگی تورو نمیکُشه
ریشهی زندگیتو وسطِ خاکِ اصالت، محکم میکنه
⭕️ فکر میکردم اگر "فلان اتفاق" بیُفته، میمیرم،
فلان اتفاق افتاد و نَمُردم.
فکر میکردم اگر "فلان دوستم" با من قطع ارتباط کنه، میمیرم
فلان دوستم با من قطعِ ارتباط کرد و نَمُردم.
فکر میکردم اگر "فلان رشته" قبول نشم، میمیرم،
فلان رشته قبول نشدم و نَمُردم.
فکر میکردم اگر "فلان شرکت" مصاحبهی منو قبول نکنه و استخدام نشم، میمیرم
فلان شرکت استخدامم نکرد و نَمُردم.
فکر میکردم اگر از مادرم، پدرم، خواهرم و بهترین دوستم، "فلان حرف" رو بشنوم، میمیرم،
از تکتکِ این آدما، فلان حرفو شنیدم و نَمُردم.
فکر میکردم اگر "بیپول" باشم، میمیرم،
از همیشه بیپولتر شدم و نَمُردم.
فکر میکردم اگر "فلان عشق" از یادم بره، میمیرم
عشق فراموشم شد و نَمُردم.
سختیِ زندگی تورو نمیکُشه
ریشهی زندگیتو وسطِ خاکِ اصالت، محکم میکنه
👍6❤4👏3👌2
@General_information
⭕️ زندگی به کسایی که میفهمن خیلی سخت میگذره .چون هر سکوتی رو میشنون،
هر دردی رو حس میکنن،
و هر چیزی رو عمیقتر از بقیه میبینن. اما همین سختی باعث میشه نگاهشون عمیقتر،
قلبشون مهربانتر
و مسیرشون روشنتر از بقیه باشه
⭕️ زندگی به کسایی که میفهمن خیلی سخت میگذره .چون هر سکوتی رو میشنون،
هر دردی رو حس میکنن،
و هر چیزی رو عمیقتر از بقیه میبینن. اما همین سختی باعث میشه نگاهشون عمیقتر،
قلبشون مهربانتر
و مسیرشون روشنتر از بقیه باشه
👍11❤3👌2😢1🙏1💯1
⭕️ چند روز پیش، پشت میز آشپزخانه داشتم مینوشتم که از پنجرهی باز، یک یاکریم آمد تو. پرسروصدا دوری زد و بعد نشست روی میز.
من از پشت لپتاپ نگاهش میکردم که روی میز قدم میزد، طوری که انگار برای پیادهروی عصرگاهیاش میز من را انتخاب کرده باشد. بعد لپتاپ را دور زد، آمد، نشست روی دستهی کاغذهای من و آرام چشمهایش را بست.
حس خوبی بود. یاکریمی از شلوغی و باد پناه آورده بود به امنیت میز کار من.
به کارم ادامه دادم، سعی میکردم تقتقِ دکمههای لپتاپ را طوری یکنواخت نگه دارم که خوابش آشفته نشود. حس مادری را داشتم که نوزادش را خوابانده و حالا در آرامش نفسهای شیرین کودکش دارد میرسد به کار موردعلاقهاش.
از اینکه به من اعتماد کرده بود و من را امن دیده بود، قدردانش بودم.
کمی که گذشت، دوباره نگاه کردم. از جایش حتی ذرهای تکان نخورده بود، چشمبسته، با بدنی جمعشده و بالهایی که انگار بقچه شده بودند همانجا مانده بود.
ناگهان ترس بَرَم داشت؛ نکند مرده باشد؟!
نکند از بین تمام درختها، تراسها، پشتبامها، زیر کولرها، لانهها... اینجا، روی دستهی کاغذهای من را برای مردن انتخاب کرده باشد؟
حالا حس مادری را داشتم که از خواب طولانی نوزادش هول کرده باشد.
انگشت کشیدم روی سر یاکریم. تکان نخورد. نوکش را نوازش کردم. هیچی. دست گذاشتم پشتش و دمش را کمی به جلو تکان دادم، مثل وقتی که میخواهی کسی را بیدار کنی. تکان نخورد.
خودم را تصور کردم که بدن سرد و خشک پرنده را میپیچم در پارچهای سفید و دفن میکنم توی باغچه. انگار چشمهای بستهی پرنده، برایم یادآور همهی عزیزانی بود که در آخرین خاطرهام چشمهایشان بسته بود.
دستم را که یخ کرده بود بردم زیر شکمش،
و بالاخره چشم باز کرد.
زنده بود.
قلبم که نمیزد، شروع کرد به کوبیدن. از خوشی با صدای بلند خندیدم.
یاکریم بالهایش را پوش داد و پر گرفت. تصویر بیرون رفتنش از پنجره، انگار قشنگترین سکانسِ پایانی یک فیلم بود.
دست گذاشتم روی گرمای تنَش که هنوز روی کاغذهایم بود و به این شادیِ قشنگ فکر کردم. به اینکه زندگی از پرندهای که تا همین نیمساعت پیش اصلا نمیدانستم وجود دارد، برایم شادی و آرزوی دوام تدارک دیده بود.
حس کردم چقدر محتاجم به شادی، چقدر محتاجیم به شادی، چقدر آرزومندیم به دوام آوردن و باز پر گرفتن.
در خوشیِ این لحظهی کوتاه، نه فقط برای خودم، برای همهمان، همهی این ملت طفلکیِ ترسیدهی سرگردان، آرزوی یک جان دیگر و یک پنجرهی باز کردم.
این را خطاب به مرغ آمین مینویسم، که شاید در راه باشد: از این روزهای کوفتی حتی خاطرهای نمانَد؛ آمین.
#سودابه_فرضی_پور
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
📚مجله اطلاعات عمومی♻️
من از پشت لپتاپ نگاهش میکردم که روی میز قدم میزد، طوری که انگار برای پیادهروی عصرگاهیاش میز من را انتخاب کرده باشد. بعد لپتاپ را دور زد، آمد، نشست روی دستهی کاغذهای من و آرام چشمهایش را بست.
حس خوبی بود. یاکریمی از شلوغی و باد پناه آورده بود به امنیت میز کار من.
به کارم ادامه دادم، سعی میکردم تقتقِ دکمههای لپتاپ را طوری یکنواخت نگه دارم که خوابش آشفته نشود. حس مادری را داشتم که نوزادش را خوابانده و حالا در آرامش نفسهای شیرین کودکش دارد میرسد به کار موردعلاقهاش.
از اینکه به من اعتماد کرده بود و من را امن دیده بود، قدردانش بودم.
کمی که گذشت، دوباره نگاه کردم. از جایش حتی ذرهای تکان نخورده بود، چشمبسته، با بدنی جمعشده و بالهایی که انگار بقچه شده بودند همانجا مانده بود.
ناگهان ترس بَرَم داشت؛ نکند مرده باشد؟!
نکند از بین تمام درختها، تراسها، پشتبامها، زیر کولرها، لانهها... اینجا، روی دستهی کاغذهای من را برای مردن انتخاب کرده باشد؟
حالا حس مادری را داشتم که از خواب طولانی نوزادش هول کرده باشد.
انگشت کشیدم روی سر یاکریم. تکان نخورد. نوکش را نوازش کردم. هیچی. دست گذاشتم پشتش و دمش را کمی به جلو تکان دادم، مثل وقتی که میخواهی کسی را بیدار کنی. تکان نخورد.
خودم را تصور کردم که بدن سرد و خشک پرنده را میپیچم در پارچهای سفید و دفن میکنم توی باغچه. انگار چشمهای بستهی پرنده، برایم یادآور همهی عزیزانی بود که در آخرین خاطرهام چشمهایشان بسته بود.
دستم را که یخ کرده بود بردم زیر شکمش،
و بالاخره چشم باز کرد.
زنده بود.
قلبم که نمیزد، شروع کرد به کوبیدن. از خوشی با صدای بلند خندیدم.
یاکریم بالهایش را پوش داد و پر گرفت. تصویر بیرون رفتنش از پنجره، انگار قشنگترین سکانسِ پایانی یک فیلم بود.
دست گذاشتم روی گرمای تنَش که هنوز روی کاغذهایم بود و به این شادیِ قشنگ فکر کردم. به اینکه زندگی از پرندهای که تا همین نیمساعت پیش اصلا نمیدانستم وجود دارد، برایم شادی و آرزوی دوام تدارک دیده بود.
حس کردم چقدر محتاجم به شادی، چقدر محتاجیم به شادی، چقدر آرزومندیم به دوام آوردن و باز پر گرفتن.
در خوشیِ این لحظهی کوتاه، نه فقط برای خودم، برای همهمان، همهی این ملت طفلکیِ ترسیدهی سرگردان، آرزوی یک جان دیگر و یک پنجرهی باز کردم.
این را خطاب به مرغ آمین مینویسم، که شاید در راه باشد: از این روزهای کوفتی حتی خاطرهای نمانَد؛ آمین.
#سودابه_فرضی_پور
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
📚مجله اطلاعات عمومی♻️
👍12❤6🥰1😢1👌1
Forwarded from حوالیِ بهشت
🧨📌⚠
گویا بدافزاری برای هک آیدی تلگرام در جریانه.👇👇
مراقب باشید هیچ فایل ناشناسی با پسوند apk دانلود نکنید!
🚨⚠
گویا بدافزاری برای هک آیدی تلگرام در جریانه.👇👇
مراقب باشید هیچ فایل ناشناسی با پسوند apk دانلود نکنید!
🚨⚠
🤯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@General_information
⭕️ آنژیوپلاستی یا فنر گذاشتن رگ این شکلیه
⭕️ آنژیوپلاستی یا فنر گذاشتن رگ این شکلیه
👍6👏1
@General_information
⭕️ چه چیزی بنوشیم تا اعصاب آرام شود
چای به طور مستقیم بر اضطراب و وضعیت ذهن تأثیر میگذارد.
_چای سیاه به دلیل کافئین انرژیبخش است و ممکن است اضطراب را افزایش دهد — فقط صبحها بنوشید.
_بابونه کورتیزول را کاهش میدهد و آرامشبخش است — بهترین انتخاب برای شب.
_چای سنبلالطیب: خواب عمیق، ضد بیخوابی
_نعناع تنش عضلانی را کاهش میدهد و در استرس و پانیک کمک میکند.
_چای رازیانه: آرامش اعصاب، کاهش نفخ عصبی
_چای دارچین قند خون را تثبیت میکند و تعادل روانی را حفظ میکند.
_چای گل گاوزبان: آرامکننده اعصاب، ضد استرس
_چای بهلیمو: رفع تنش، خوابآور ملایم
_چای اسطوخودوس: آرامش ذهن، کاهش بیقراری
⭕️ چه چیزی بنوشیم تا اعصاب آرام شود
چای به طور مستقیم بر اضطراب و وضعیت ذهن تأثیر میگذارد.
_چای سیاه به دلیل کافئین انرژیبخش است و ممکن است اضطراب را افزایش دهد — فقط صبحها بنوشید.
_بابونه کورتیزول را کاهش میدهد و آرامشبخش است — بهترین انتخاب برای شب.
_چای سنبلالطیب: خواب عمیق، ضد بیخوابی
_نعناع تنش عضلانی را کاهش میدهد و در استرس و پانیک کمک میکند.
_چای رازیانه: آرامش اعصاب، کاهش نفخ عصبی
_چای دارچین قند خون را تثبیت میکند و تعادل روانی را حفظ میکند.
_چای گل گاوزبان: آرامکننده اعصاب، ضد استرس
_چای بهلیمو: رفع تنش، خوابآور ملایم
_چای اسطوخودوس: آرامش ذهن، کاهش بیقراری
❤4👍4🔥1👌1
@General_information
⭕️ تاثیر ثروت پدری و خانواده مرفه !
🔸بررسی پیشینهی اجتماعی برندگان جایزه نوبل نشان میدهد که بخش قابلتوجهی از آنها از خانوادههای مرفه آمدهاند:
🔹 حدود ۵۰٪ از برندگان متعلق به ۵٪ بالای جامعه بودهاند
🔹 نزدیک به ۹۰٪ آنها در ۱۰٪ بالایی هرم اقتصادی–اجتماعی قرار داشتهاند
این موضوع لزوماً به معنی «استعداد بیشتر» نیست، بلکه به مزیتهای ساختاری برمیگردد، مثل:
👈دسترسی به آموزش باکیفیت و مدارس بهتر
👈تأکید خانواده بر تحصیل و رشد علمی
👈نبود استرسهای مالی و معیشتی
👈امکان تمرکز بر پژوهش، آزمایش و تحقیق بلندمدت
نبوغ مهم است، اما فرصتها تعیین میکنند چه کسی دیده شود.
⭕️ تاثیر ثروت پدری و خانواده مرفه !
🔸بررسی پیشینهی اجتماعی برندگان جایزه نوبل نشان میدهد که بخش قابلتوجهی از آنها از خانوادههای مرفه آمدهاند:
🔹 حدود ۵۰٪ از برندگان متعلق به ۵٪ بالای جامعه بودهاند
🔹 نزدیک به ۹۰٪ آنها در ۱۰٪ بالایی هرم اقتصادی–اجتماعی قرار داشتهاند
این موضوع لزوماً به معنی «استعداد بیشتر» نیست، بلکه به مزیتهای ساختاری برمیگردد، مثل:
👈دسترسی به آموزش باکیفیت و مدارس بهتر
👈تأکید خانواده بر تحصیل و رشد علمی
👈نبود استرسهای مالی و معیشتی
👈امکان تمرکز بر پژوهش، آزمایش و تحقیق بلندمدت
نبوغ مهم است، اما فرصتها تعیین میکنند چه کسی دیده شود.
👍12❤1👎1👌1
@General_information
⭕️ چند نصیحت درباره سلامت روان:
- فکر کنید که بچهی خودتان هستید:
باخودتان طوری صحبت کنید که انگار با بچه خود حرف میزنید، درحق خودتان پدر و مادری کنید
لباس خوب برای خود بپوشید و به خودتان محبت کنید.
- زندگی و مشکلات خود را وقتی خسته هستید ارزیابی نکنید.
وقتی خسته هستید شما ظرفیت روانی کافی برای حل مشکلات را ندارید.کمی استراحت کنید سپس به این موضوعات فکر کنید.
- گاهی اوقات مجبور هستید خودخواه باشید.
شاید احساس بدی به این موضوع داشته باشید ولی همه مجبورند اول به خودشان رسیدگی کنند تا توان و انرژی کافی برای ادامه زندگی و یا کمک به دیگران را داشته باشند.
- اگر نمیتوانید پرواز کنید بدوید، اگر نمیتوانید بدوید راه بروید.
همواره به سمت جلو حرکت کنید، اصلا هم مهم نیست چهقدر. حتی در روزهایی که توان کافی ندارید یک قدم خیلی کوچک هم کافیست.
⭕️ چند نصیحت درباره سلامت روان:
- فکر کنید که بچهی خودتان هستید:
باخودتان طوری صحبت کنید که انگار با بچه خود حرف میزنید، درحق خودتان پدر و مادری کنید
لباس خوب برای خود بپوشید و به خودتان محبت کنید.
- زندگی و مشکلات خود را وقتی خسته هستید ارزیابی نکنید.
وقتی خسته هستید شما ظرفیت روانی کافی برای حل مشکلات را ندارید.کمی استراحت کنید سپس به این موضوعات فکر کنید.
- گاهی اوقات مجبور هستید خودخواه باشید.
شاید احساس بدی به این موضوع داشته باشید ولی همه مجبورند اول به خودشان رسیدگی کنند تا توان و انرژی کافی برای ادامه زندگی و یا کمک به دیگران را داشته باشند.
- اگر نمیتوانید پرواز کنید بدوید، اگر نمیتوانید بدوید راه بروید.
همواره به سمت جلو حرکت کنید، اصلا هم مهم نیست چهقدر. حتی در روزهایی که توان کافی ندارید یک قدم خیلی کوچک هم کافیست.
👏7👍3❤1👌1
@General_information
⭕️ #غسان_کنفانی میگه:
به کسی که برایت نمینویسد، مزاحمِ روزهایت نمیشود، دربارهات نمیخواند
مهم ترین تاریخهای تو را حفظ نمیکند
و زندگیات را پُر از کارهای شگفت انگیز نمیکند، وابسته نشو .
⭕️ #غسان_کنفانی میگه:
به کسی که برایت نمینویسد، مزاحمِ روزهایت نمیشود، دربارهات نمیخواند
مهم ترین تاریخهای تو را حفظ نمیکند
و زندگیات را پُر از کارهای شگفت انگیز نمیکند، وابسته نشو .
👍11❤5👏1👌1
⭕️ ریشههای اصلی حسادت که در تجربیات کودکی شکل میگیرند:
۱. مقایسه شدن دائمی
کودک یاد میگیرد که ارزشش ذاتی نیست، بلکه در مقایسه با دیگران تعریف میشود. این کار بذر رقابت ناسالم و احساس "کافی نبودن" را میکارد.
مثال: والدینی که مدام به فرزندشان میگویند: _"ببین پسرخالهات چه نمرههایی میگیره، تو هم یاد بگیر! چرا مثل اون زرنگ نیستی؟"_
۲. دریافت عشق و توجه مشروط
کودک درک میکند که فقط زمانی دوستداشتنی و ارزشمند است که به یک دستاورد خاص برسد. در بزرگسالی، موفقیت دیگران را تهدیدی برای دریافت "عشق" و "ارزش" خود میبیند.
مثال: کودکی که فقط وقتی در مسابقه ورزشی برنده میشود، از سوی والدینش تحسین و محبت دریافت میکند و در صورت باخت، با بیتوجهی مواجه میشود.
۳. احساس دیده نشدن و بیتوجهی عاطفی
کودکی که نیازهای عاطفیاش نادیده گرفته شده، با یک حفره بزرگ در عزت نفس بزرگ میشود. او در بزرگسالی به کسانی که در مرکز توجه هستند حسادت میکند، زیرا آنها چیزی را دارند که او از آن محروم بوده است.
مثال: کودکی که در خانوادهای شلوغ رشد کرده و والدین به دلیل مشغله زیاد، هرگز برای شنیدن حرفها و احساسات او وقت نگذاشتهاند.
۴. تجربه بیعدالتی و تبعیض
کودکی که شاهد تبعیض آشکار بین خود و خواهر و برادرش بوده، این باور را درونی میکند که "منابع محدود هستند و حق من همیشه ضایع میشود."
مثال: والدینی که همیشه بهترین اسباببازی یا بزرگترین تکه کیک را به یکی از فرزندان میدهند و به اعتراض فرزند دیگر اهمیتی نمیدهند.
۵. الگوبرداری از والدین حسود
کودک نگرشها و رفتارهای والدین را جذب میکند. اگر والدین دائماً در حال بدگویی از موفقیت دیگران باشند، کودک نیز این الگو را به عنوان یک واکنش طبیعی میآموزد.
مثال: پدری که هر بار یکی از اقوام ماشین جدیدی میخرد، با لحنی تمسخرآمیز میگوید: _"معلوم نیست از کجا آورده! حتماً حق کسی رو خورده."
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
📚مجله اطلاعات عمومی♻️
۱. مقایسه شدن دائمی
کودک یاد میگیرد که ارزشش ذاتی نیست، بلکه در مقایسه با دیگران تعریف میشود. این کار بذر رقابت ناسالم و احساس "کافی نبودن" را میکارد.
مثال: والدینی که مدام به فرزندشان میگویند: _"ببین پسرخالهات چه نمرههایی میگیره، تو هم یاد بگیر! چرا مثل اون زرنگ نیستی؟"_
۲. دریافت عشق و توجه مشروط
کودک درک میکند که فقط زمانی دوستداشتنی و ارزشمند است که به یک دستاورد خاص برسد. در بزرگسالی، موفقیت دیگران را تهدیدی برای دریافت "عشق" و "ارزش" خود میبیند.
مثال: کودکی که فقط وقتی در مسابقه ورزشی برنده میشود، از سوی والدینش تحسین و محبت دریافت میکند و در صورت باخت، با بیتوجهی مواجه میشود.
۳. احساس دیده نشدن و بیتوجهی عاطفی
کودکی که نیازهای عاطفیاش نادیده گرفته شده، با یک حفره بزرگ در عزت نفس بزرگ میشود. او در بزرگسالی به کسانی که در مرکز توجه هستند حسادت میکند، زیرا آنها چیزی را دارند که او از آن محروم بوده است.
مثال: کودکی که در خانوادهای شلوغ رشد کرده و والدین به دلیل مشغله زیاد، هرگز برای شنیدن حرفها و احساسات او وقت نگذاشتهاند.
۴. تجربه بیعدالتی و تبعیض
کودکی که شاهد تبعیض آشکار بین خود و خواهر و برادرش بوده، این باور را درونی میکند که "منابع محدود هستند و حق من همیشه ضایع میشود."
مثال: والدینی که همیشه بهترین اسباببازی یا بزرگترین تکه کیک را به یکی از فرزندان میدهند و به اعتراض فرزند دیگر اهمیتی نمیدهند.
۵. الگوبرداری از والدین حسود
کودک نگرشها و رفتارهای والدین را جذب میکند. اگر والدین دائماً در حال بدگویی از موفقیت دیگران باشند، کودک نیز این الگو را به عنوان یک واکنش طبیعی میآموزد.
مثال: پدری که هر بار یکی از اقوام ماشین جدیدی میخرد، با لحنی تمسخرآمیز میگوید: _"معلوم نیست از کجا آورده! حتماً حق کسی رو خورده."
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
📚مجله اطلاعات عمومی♻️
❤2👍2👏1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@General_information
⭕️ پرواز مستقیم هُما از تهران به نیویورک.
بدون توقف و بدون معطلی.
جیر جیر کفپوشهای نونوار و چوبی مهرآباد، فنجونهای قهوهی فوری در دست مهماندارها و خلبانان طولانیترین مسیر پروازی دنیا؛ کاپیتانهایی که به دقیقهها و ثانیهها حساس و مقید بودند؛ ایرانایر با برندینگ دقیق و Reliable، زمان رو به سرمایهای فرهنگی تبدیل کرده بود. پس همه چیز خبر از سفری امن میداد. هما در دورانی پرواز رو شروع کرد که ما در مدار بلندپروازی و اعتمادبهنفس ملی غوطهور بودیم.
در این ویدیو میبینی که:
چطور هما با ترکیب زمانبندی دقیق، و ساخت پرسونای مدرن ایرانی، روایتسازی اساطیری جرأت کرد تا جسورانه آسمانها رو فتح کنه؟
-Farzad Majd-
⭕️ پرواز مستقیم هُما از تهران به نیویورک.
بدون توقف و بدون معطلی.
جیر جیر کفپوشهای نونوار و چوبی مهرآباد، فنجونهای قهوهی فوری در دست مهماندارها و خلبانان طولانیترین مسیر پروازی دنیا؛ کاپیتانهایی که به دقیقهها و ثانیهها حساس و مقید بودند؛ ایرانایر با برندینگ دقیق و Reliable، زمان رو به سرمایهای فرهنگی تبدیل کرده بود. پس همه چیز خبر از سفری امن میداد. هما در دورانی پرواز رو شروع کرد که ما در مدار بلندپروازی و اعتمادبهنفس ملی غوطهور بودیم.
در این ویدیو میبینی که:
چطور هما با ترکیب زمانبندی دقیق، و ساخت پرسونای مدرن ایرانی، روایتسازی اساطیری جرأت کرد تا جسورانه آسمانها رو فتح کنه؟
-Farzad Majd-
👍3😐2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@General_information
⭕️ علم #نوروساینس یه حقیقت ساده داره:
قدم زدن تند، مغزت رو دوباره زنده میکنه.
فقط ۱۰ دقیقه پیادهروی باعث افزایش دوپامین، سروتونین و BDNF میشه
همون مواد شیمیایی که داروهای ضدافسردگی هدف میگیرن.
اما فرقش اینه: این یه نسخهی طبیعی و سریع از خودِ مغزه.
نه قرص، نه حرف، فقط حرکت.
بدن و مغز با هم هماهنگ میشن تا ذهنتو از نو بسازن.
⭕️ علم #نوروساینس یه حقیقت ساده داره:
قدم زدن تند، مغزت رو دوباره زنده میکنه.
فقط ۱۰ دقیقه پیادهروی باعث افزایش دوپامین، سروتونین و BDNF میشه
همون مواد شیمیایی که داروهای ضدافسردگی هدف میگیرن.
اما فرقش اینه: این یه نسخهی طبیعی و سریع از خودِ مغزه.
نه قرص، نه حرف، فقط حرکت.
بدن و مغز با هم هماهنگ میشن تا ذهنتو از نو بسازن.
👍6👌1💯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@General_information
⭕️ کاوشگر ناسا تصاویری جدید از مریخ به زمین ارسال کرد
تصویر جدیدی که کاوشگر Perseverance چند روز پیش از سیاره بهرام (مریخ) در منطقه jezero به زمین ارسال کرد مورد توجه قرار گرفته است.
بیشترین احتمال برای یافتن ردپایی از حیات باستانی، در این منطقه است
چرا که دانشمندان اطمینان دارند این منطقه زمانی یک دریاچه از آب مایع بوده است.
⭕️ کاوشگر ناسا تصاویری جدید از مریخ به زمین ارسال کرد
تصویر جدیدی که کاوشگر Perseverance چند روز پیش از سیاره بهرام (مریخ) در منطقه jezero به زمین ارسال کرد مورد توجه قرار گرفته است.
بیشترین احتمال برای یافتن ردپایی از حیات باستانی، در این منطقه است
چرا که دانشمندان اطمینان دارند این منطقه زمانی یک دریاچه از آب مایع بوده است.
👍2👏2🤯1
@General_information
⭕️ رکوردشکنی پزشکان کویتی و برزیلی؛ جراحی رباتیک موفق از فاصله ۱۲ هزار کیلومتری
🔸در ۲۳ سپتامبر ۲۰۲۵، تیمهای پزشکی بیمارستان «جابر الاحمد» کویت و «کروز ورملا» برزیل موفق شدند جراحی رباتیک از فاصله دقیق ۱۲,۰۳۴.۹۲ کیلومتر انجام دهند. این عملیات دوطرفه شامل ترمیم فتق کشاله ران بود که ابتدا توسط جراحان کویتی در برزیل و سپس توسط جراحان برزیلی در کویت انجام شد. هر دو عمل با موفقیت کامل و بدون هیچ عارضهای ثبت شد و نام آنها وارد کتاب رکوردهای گینس گردید.
🔸بزرگترین چالش این جراحی از راه دور، سرعت و کیفیت اینترنت بود که با مهندسی شبکه برطرف شد. تأخیر شبکه به میانگین ۱۹۹ میلیثانیه، پهنای باند ۸۰ مگابیتبرثانیه و Packet Loss تنها ۰.۱۹ درصد رسید. شبکه بینالمللی کویت، مارسی و سائوپائولو با مسیرهای پشتیبان طراحی شده بود تا اتصال پایدار باقی بماند.
#دیجیاتو
⭕️ رکوردشکنی پزشکان کویتی و برزیلی؛ جراحی رباتیک موفق از فاصله ۱۲ هزار کیلومتری
🔸در ۲۳ سپتامبر ۲۰۲۵، تیمهای پزشکی بیمارستان «جابر الاحمد» کویت و «کروز ورملا» برزیل موفق شدند جراحی رباتیک از فاصله دقیق ۱۲,۰۳۴.۹۲ کیلومتر انجام دهند. این عملیات دوطرفه شامل ترمیم فتق کشاله ران بود که ابتدا توسط جراحان کویتی در برزیل و سپس توسط جراحان برزیلی در کویت انجام شد. هر دو عمل با موفقیت کامل و بدون هیچ عارضهای ثبت شد و نام آنها وارد کتاب رکوردهای گینس گردید.
🔸بزرگترین چالش این جراحی از راه دور، سرعت و کیفیت اینترنت بود که با مهندسی شبکه برطرف شد. تأخیر شبکه به میانگین ۱۹۹ میلیثانیه، پهنای باند ۸۰ مگابیتبرثانیه و Packet Loss تنها ۰.۱۹ درصد رسید. شبکه بینالمللی کویت، مارسی و سائوپائولو با مسیرهای پشتیبان طراحی شده بود تا اتصال پایدار باقی بماند.
#دیجیاتو
👍3👏1👌1