📚مجله اطلاعات عمومی♻️
32K subscribers
12.9K photos
3.11K videos
99 files
1.05K links
❤️دست آخر فقط سه چیز مهمه🕊
چقدر عشق ورزیدی
چقدر آروم زندگی کردی
چقدر دلپذیر و نرم از چیزایی دست کشیدی که برای تو نبودن👌

👈ما در این کانال بیشتر سعی داریم به مطالب علمی، فرهنگی ، اجتماعی و روان شناسی بپردازیم ، با ما باشید✌️
Download Telegram
@General_information
⭕️ پژوهش‌های گسترده روی صدها هزار کودک و نوجوان نشان می‌دهد اختلالات بینایی درمان‌نشده—به‌خصوص نزدیک‌بینی—می‌تواند خطر اضطراب و علائم افسردگی را افزایش دهد.

وقتی کودک خوب نمی‌بیند، از فعالیت‌های ورزشی و جمعی کنار می‌کشد، در کلاس تحت فشار قرار می‌گیرد و کم‌کم به سمت انزوا می‌رود. همین مسیر، زمینه‌ی مشکلات روانی را تقویت می‌کند.

در مورد استرابیسم (انحراف چشم) هم همین الگو دیده می‌شود؛ علاوه بر مشکل دید، ظاهر متفاوت می‌تواند اعتمادبه‌نفس را کاهش دهد و احساس خجالت ایجاد کند.

پیام اصلی روشن است:
مشکلات بینایی کودکان فقط «چشم» نیست؛ روی سلامت روانشان اثر مستقیم دارد.
تشخیص و درمان زودهنگام، از اضطراب و انزوا جلوگیری می‌کند.
👍21👌1💯1
@General_information
⭕️ تصویر من از زندگی، یک رقص است. این ذات رقصیدن است که لذت بخش است و ما با رقصیدن نمی خواهیم به جایی برسیم.

موقع رقصیدن، به گذشته و آینده فکر نمی کنیم، بلکه فقط در زمان حال هستیم.
کسی که می رقصد، لزوما نیازی به همراه و تماشاگر ندارد و به تنهایی هم از این کار لذت می برد.
در رقصیدن، به دنبال هیچ پاداشی نیستیم و فقط بخاطر لذت بردن، آن را انجام می دهیم.

رقص زمانی زیباست که در آن هماهنگی وجود داشته باشد.  زندگی نیز همین گونه است.

یکی سلامتی را فدای کار می کند.
یکی خانواده را فدای قدرت و ثروت می کند. دیگری جایی برای تفریح در زندگی نمی گذارد. همه اینها عدم هماهنگی است، اما اگر زندگی مان رقص گونه باشد، همه چیز را در هماهنگی و تعادل نگه می داریم.
#استاد_ملکیان
👍5👌3👏2💯1
@General_information
⭕️ زندگی به کسایی که می‌فهمن خیلی سخت می‌گذره‌ .چون هر سکوتی رو می‌شنون،
هر دردی رو حس می‌کنن،
و هر چیزی رو عمیق‌تر از بقیه میبینن. اما همین سختی باعث می‌شه نگاه‌شون عمیق‌تر،
قلب‌شون مهربان‌تر
و مسیرشون روشن‌تر از بقیه باشه
👍113💯2👏1👌1
⭕️ وقتی از خانه دور هستید، بیشترین احساس زنده بودن را دارید.
سفر با مجبور کردن ذهن به دیدن دوباره، ادراک را از نو تنظیم می‌کند.

مغز یک ماشین پیش‌بینی است.
وقتی هر روز یکسان به نظر می‌رسد، توجه کردن را متوقف می‌کند.
شما به جای تجربه، از طریق حافظه شروع به تخیل کردن می‌کنید.

محیط‌های جدید مغز را مجبور به پردازش تصاویر، صداها و احساسات جدید می‌کنند و
آگاهی‌ای را که روال عادی به آرامی آن را خسته‌کننده می‌کند، دوباره بیدار می‌کنند.

محیط جدید، دوپامین را افزایش می‌دهد،
نه برای لذت، بلکه برای تمرکز.
به مغز می‌گوید: «توجه کن، ممکن است اتفاق مهمی اینجا بیفتد.»

به همین دلیل است که سفر حس واضح‌تری دارد.
رنگ‌ها روشن‌تر به نظر می‌رسند، طعم غذا غنی‌تر است
و حتی لحظات کوچک نیز پر از معنا هستند.

کلید، سفر بی‌پایان نیست.
بلکه یادگیری چگونگی تازه کردن دوباره چیزهای آشناست.
این‌گونه است که مغز و زندگی خود را بیدار نگه می‌دارید.

هر تجربه جدید،
نقشه ذهنی شما از جهان را گسترش می‌دهد.
هرچه بیشتر ببینید، تفکر شما انعطاف‌پذیرتر می‌شود.
دیدگاه از طریق تضاد رشد می‌کند.

سفر همچنین شبکه حالت پیش‌فرض،
بخشی از مغز که نگرانی‌های گذشته
و برنامه‌های آینده را مرور می‌کند، آرام می‌کند.

شما به سادگی شروع به بودن می‌کنید.

وقتی آن شبکه آرام می‌شود،
توجه به لحظه حال برمی‌گردد.
زمان کند می‌شود.
شما دوباره متوجه زندگی در زمان واقعی می‌شوید.

تازگی چیزی بیش از هیجان است.
مغز این‌گونه خود را تازه می‌کند.
حتی تغییرات ظریف، یک مسیر جدید،
یک ریتم جدید،
می‌تواند ادراک را از نو بسازد.

بدون تازگی، ذهن بی‌حس می‌شود.
روزها محو می‌شوند
زیرا مغز دیگر نمی‌تواند آن‌ها را از هم تشخیص دهد.

تکرار، حافظه را فشرده می‌کند
و باعث می‌شود زمان کوتاه‌تر به نظر برسد.

در مقابل، تغییر معنادار، ادراک را گسترش می‌دهد.
لحظات سرشار از جزئیات می‌شوند،
زیرا ذهن کاملاً درگیر ثبت آن‌هاست.

برای دسترسی به این، نیازی به عبور از قاره‌ها ندارید.
با جابجایی‌های کوچک، پیاده‌روی بدون هدف، امتحان کردن چیزی ناآشنا،
کنجکاوی عصبی خود را دوباره بیدار کنید.

کنجکاوی، مغز را انعطاف‌پذیر نگه می‌دارد.
هر تجربه جدید، مسیرهای عصبی تازه‌ای ایجاد می‌کند
و توجه، احساسات و حافظه را در هم تنیده نگه می‌دارد.
نوآوری به معنای دنبال کردن تحریک نیست.
نوآوری به معنای بازیابی حساسیت است.

نوآوری به معنای به خاطر سپردن چگونگی احساس واقعی زندگی در حین زندگی کردن است.
#روانشناس_رابطه

─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information

📚مجله اطلاعات عمومی♻️
👍51👌1💯1
@General_information
⭕️ سعی کنید پاهاتون رو زیاد روی هم نندازید! به دلایل زیر

▫️افزایش فشار خون
▫️التهاب وتضعیف سیاهرگ ها
▫️ایجاد لخته خون
▫️وریدهای واریسی
▫️بهم خوردن تراز مفصل لگن
▫️اثر روی اعصاب و عروق پا
5👍3😁1👌1💯1
@General_information
⭕️ تأثیر کم‌خوری بر کاهش سن بیولوژیکی

نتیجه‌ی یک پژوهش تازه که در ژورنال Nature Aging منتشر شده، نشان داده کم‌خوری می‌تواند سبب کاهش سن بیولوژیکی، کاهش احتمال بروز بیماری‌های مرتبط با سن و همچنین کاهش احتمال بروز بیماری‌های قلبی عروقی شود.

ما دو نوع سن داریم: سن تقویمی که بر اساس تاریخ تولد مشخص می‌شود و سن بیولوژیک که به سن واقعی بدن اشاره دارد. ممکن است سن تقویمی یک شخص ۵۰ سال باشد، اما سن بیولوژیکی او ۴۰ سال باشد، یعنی اندام‌های بدنش جوان‌تر مانده‌اند.

این پژوهش تأکید دارد که کاهش ملایم کالری مصرفی مؤثر است. کاهش بیش از حد و ناگهانی کالری معمولاً عواقب خوبی ندارد. نتایج مثبت این مطالعه در کسانی به دست آمده که به مدت دو سال کالری مصرفی‌شان را ۲۵ درصد کاهش داده بودند.
👍52😁2👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@General_information
⭕️ کوچک‌ترین خانه‌های هنگ‌کنگ معمولاً بین ۲ تا ۵ متر مربع هستند—یعنی کوچک‌تر از یک تخت دو نفره.
۲
) متوسط زمان انتظار برای دریافت یک مسکن دولتی در هنگ‌کنگ بیش از ۶ سال است.
۳) بعضی از این واحدها آن‌قدر کوچک‌اند که نمیشه توش ایستاد—فقط دراز کشیدن.
۴) بسیاری از “Coffin Home”ها با ورق‌های فلزی و تخته‌چوبی تقسیم شده‌اند؛ در واقع خانه نیست، قفسه‌بندی انسان‌هاست.
۵) اجاره‌ی یک واحد ۵ متری گاهی به ۳۰۰ تا ۵۰۰ دلار در ماه می‌رسد—یعنی گران‌تر از اجارهٔ یک آپارتمان کامل در برخی کشورها.
۶) در برخی واحدها هیچ پنجره‌ای وجود ندارد؛ تنها منبع هوا هواکش‌های مشترک در راهروست.
۷) بسیاری از ساکنان این فضاها کار تمام‌وقت دارند؛ فقیر مطلق نیستند—اما قیمت مسکن از درآمدشان جلوتر دویده.
۸) طبق برآورد برخی سازمان‌ها، بیش از ۲۰۰ هزار نفر در هنگ‌کنگ در واحدهای فوق‌کوچک، قفس‌مانند یا “تابوتی” زندگی می‌کنند.
🤯4👍1👎1
@General_information
⭕️ پلاتیپوس رسماً یکی از عجیب‌ترین موجوداتی‌ه که روی زمین پیدا می‌شه. ترکیبیه که انگار طبیعت از روی شوخی ساخته:

• بدنش شبیه سگ‌آبیه، ولی نوکش مثل اردکه.
• با دندون به دنیا میاد اما بعدش همه‌شون می‌ریزه.
• اصلاً معده نداره—غذا مستقیم از مری می‌ره روده!
• چربی و انرژی رو تو دُمش ذخیره می‌کنه مثل بعضی خزنده‌ها.
• و عجیب‌ترین بخش: تخم می‌ذاره، ولی بعد به بچه‌ش شیر می‌ده. یک ترکیب کامل نامتعارف.

این حیوان یکی از معدود پستاندارهای تخم‌گذاره و هرچی بیشتر درباره‌ش می‌خونی، بیشتر می‌فهمی طبیعت همیشه طبق قواعد ما بازی نمی‌کنه.
👍6🤯2🥴21
⭕️ بی بی خدابیامرز میگفت :
هرکسی نون دلش و میخوره
هر وقت نون دلت رو خوردی برکت سرازیر میشه تو زندگیت

بی بی میگفت :
فکر نکنی برکت فقط پوله ها
همین که دلت خوش باشه یعنی برکت همین که شب که از سر کار میای خونه و چراغ خونت روشن باشه و بوی غذا از آشپزخونت بیاد بیرون یعنی برکت
هرجا که زانوهات تاب سنگینی بار مشکلات رو نداشت و عزیزی زیر بازوانت رو گرفت که بلند شی یعنی برکت
اگر اولاد اهل داشتی و زنی داشتی که با کم و زیادت ساخت یعنی برکت

بی بی میگفت : برکت زندگی به شمار دستهاییه که تو سفرت باز میشه
برکت به تعداد قلبهاییه که توشون جا داری و  برات می تپه
همین که کسی تو زندگیت اومد و کلی از بار زندگیت و ناخواسته به عهده گرفت یعنی برکت
این که آنقدر عمر با عزت داشته باشی که نوه و نتیجه هات و دور و برخودت خوش ببینی یعنی برکت
بی بی خدابیامرز میگفت : اره عزیز دلم
برکت فقط به پول نیست . برکت به دل خوش و آدمهای سبز توی زندگیته
  ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information

📚مجله اطلاعات عمومی♻️
5👍4👏1👌1
@General_information
⭕️ هیچوقت خودتو
با جمله «دوستم داشت» گول نزن

آدم کسی رو که دوست داره اذیت نمیکنه
آدم کسی رو که دوست داره رها نمیکنه
آدم کسی رو که دوست داره دور نمیزنه
آدم کسی رو که دوست داره خسته نمیکنه
آدم کسی رو که دوست داره ازش بی خبر نمیمونه
👍7👏5👌1
⭕️ سال اول بعد از بچه‌دار شدن، سخت‌ترین سال برای رابطه‌تونه و هفت تا نکته هست که هر زوجی لازمه بشنوه.

🔸۱_ نکته اول اینکه؛ قراره کم‌خوابی بکشید و...

+ کم‌خوابی سیستم عصبیت رو بهم میریزه و کاری می‌کنه همه‌چیز بزرگ، سخت و سنگین دیده بشه. تو این لحظات ”حرف عادی، حمله؛ درخواست ساده، زورگویی و سکوت، بی‌تفاوتی“ خونده میشه.

قبل از هر طوفانی؛ مکث کن،نفس بکش و تو اوج خستگی معنا نساز.

🔸۲_ نکته دوم؛ زندگی بدون بچه گذشته، گذشته!

”زندگی قبل از بچه، مثل عکس‌های قدیمی قشنگه، اما مال گذشته‌ست. الان بدنت عوض شده، برنامه‌هات پخش‌وپلاست و هویتتون داره پوست میندازه. مقایسه الان با اون دوره فقط اضطراب میده“

و حقیقتا چیزهای ارزشمند، آسون به دست نمیان.

🔸۳_ ۵۰/۵۰ بودن تو رابطه یه فانتزیه...

”یه روز تو بیشتر زحمت می‌کشی، یه روز اون!، یه روز تو خسته‌تر میشی، یه روز اون“. رابطه مسابقه نیست! و بچه حاصل رابطه‌ایه که ”ما“ ساختیمش. به جای شمردن بپرس: «چیکار کنم کارها آسون‌تر شه؟».

+ این جمله از صدتا «من از صبح...» ارزشمندتره

🔸۴_ می‌دونم وقت سر خاروندن ندارید اما؛ از معجزه ده ثانیه‌ها غافل نشید!

”یه بغل و بوسه ۱۰ تا ۲۰ ثانیه‌ای، اکسی‌توسین رو بالا می‌بره و کورتیزول رو میاره پایین و یادآور میشه: ما هنوز یه تیمیم“.

اینجاست که نمایش‌ها میرن کنار و عمل‌ها میاد وسط.

🔸۵_ رابطه حدسی اینجا اصلا کار نمی‌کنه!
”بعد از بچه، بار روانی زندگی چندین برابر میشه و سکوت‌ها گاهی اشتباه ترجمه میشن. فرض رو بر این نذار که طرف مقابل باید بدونه چی می‌خوای و چیکار باید بکنه!“.

به جای فرض، واضح بگو که؛ انتظار الانم اینه که...

🔸۶_ مراقب احساس تنهایی این روزها باشید!
”بعد از تولد ۲۴ ساعت قراره در اختیار بچه‌ باشید و گاهی، لحظه‌ای، احساس تنهایی میاد سراغتون اما؛ ۵ دقیقه وصل شدن و شنونده فعال بودن بدون نصیحت، بدون دفاع و بدون قضاوت هم می‌تونه کار رو در بیاره!“

تو این روزها بیشتر باید گوش بود.

🔸۷_ و در نهایت ؛ نقشه عشق رو کنار نذار!
”یه چیزی کوچیک اما ثابت مثل؛ یک چای داغ، یک بغل اضافی، یک پیام مهربون، چند دقیقه مراقبت از بچه تا دیگری استراحت کنه“ پیام عشق‌مون هنوز زنده‌ست میده.

با همین کارهای کوچیکه که عشق زنده می‌مونه.

👈 خلاصه کلام اینکه؛

”شما دارید سخت‌ترین فصل تبدیل شدن به یه والد رو پشت سر می‌گذارید. فصلی که هم گل داره هم خار؛ هم لحظه‌های قشنگ هست و هم لحظه‌های سخت. قشنگ‌هاش رو ثبت کن و سخت‌هاش رو صبر ، که دیدن رشد اون جوجه واقعا لذت‌بخشه“.
#دکتر_امانی

─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information

📚مجله اطلاعات عمومی♻️
👍5🔥1👏1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@General_information
⭕️ #توچال الان ارتفاع برفو دارید اسکی بازا این پنجشنبه خواب ندارن


خدایا
#ایران❤️ مارو از #دروغ #خشکسالی و #یه_چیز_دیگه که خودت در جریانی ، نجات بده😅
👍102🥰1
@General_information
⭕️ نتایج پژوهش‌های پزشکی

مطالعات نشان داده که سیستم ایمنی زنان در برابر بسیاری از ویروس‌های تنفسی واکنش قوی‌تری دارد. هورمون استروژن در تقویت پاسخ ایمنی نقش حمایتی ایجاد می‌کند، در حالی که تستوسترون چنین اثری ندارد و حتی در برخی موارد می‌تواند عملکرد ایمنی را تضعیف کند.

به همین دلیل، در برخی مردان شدت علائم سرماخوردگی بیشتر گزارش می‌شود و دورهٔ نقاهت هم طولانی‌تر است.

👈 پس اگر آقایان با یک سرماخوردگی ساده احساس می‌کنند دنیا به آخر رسیده…
خیلی سخت نگیرید؛
بدن‌شون واقعاً سخت‌تر درگیر میشه، نه اینکه نقش بازی کنن.

👍5👌1💯1
@General_information
⭕️ این، مهمترین خزانه‌ی امید بقای دنیاست: خزانه‌ی جهانی بذر، در سوالبارد نروژ.

تا ژوئن ۲۰۲۵، حدود یک میلیون و سیصد و پنجاه و چند هزار نوع بذر خوراکی از مناطق مختلف جهان در این فریزر عظیم ذخیره شدند تا گنجینه‌ی سیزده هزار سال کشاورزی بشر را به دستان نرسیده‌ی آینده برسانند.

« Jabberwocky Wonders »
👍7🤯2👏1👌1
@General_information
⭕️ تحقیقات نشان داده است که فرزندان بزرگ‌تر خانواده معمولاً به طور میانگین ضریب هوشی بالاتری نسبت به فرزندان کوچک‌تر دارند، به طوری که این تفاوت حدود ۳ نمره است.

🔸این برتری در ضریب هوشی ناشی از عوامل ژنتیکی نیست؛ بلکه به تعامل روانشناختی بین والدین و فرزندان ارتباط دارد. والدین به طور معمول زمان و توجه بیشتری به اولین فرزند اختصاص می‌دهند و همین موضوع باعث می‌شود که فرزندان بزرگ‌تر در برخی زمینه‌ها، به‌ویژه از نظر هوشی، اندکی برتری داشته باشند.

🔸اگرچه این تفاوت ممکن است از نظر عددی اندک به نظر برسد، اما از لحاظ آماری و پژوهشی قابل توجه است.
👍71🔥1👏1👌1
@General_information
⭕️ اتاق‌های نامرتب من را یاد زندگی می‌اندازند. یاد دوست داشتن.
یاد اینکه گاهی چیزی بزرگ‌تر از ما از راه می‌رسد و همه ترتیب‌ها را به هم می‌زند.


اتاق‌های نامرتب گاهی داستان زنی را روایت می‌کنند که دلش شکسته، گاهی قصه مردی را می‌گویند که آواره دلبستگی است.

اتاق‌های نامرتب روایتگر آدم‌هایی هستند که تا صبح را از شدت دلتنگی نخوابیده اند، لب به ظرف غذا نزده‌اند، کاغذ‌هایشان را جمع نکرده‌اند، نوشته‌هایشان را تمام نکرده‌اند.

اتاق‌های نامرتب قصه کسی را می‌گویند که شب دیر خوابیده، صبح دیر بیدار شده، قهوه ش را تمام نکرده، لباس خوابش را در کشو نگذاشته، در را پشت سرش قفل نکرده.

اتاق‌های نامرتب خبر از زندگی‌هایی می‌دهد که از پس ناآرامی برنیامده، که اتفاق بزرگ را به قیمت آرامش‌های کوچک نفروخته، که از اضطراب نترسیده، که از ترس نترسیده، که از نرسیدن نترسیده.

اتاق‌های نامرتب داستان آدم‌هایی را می‌گوید که بی‌قراری را از نزدیک دیده‌اند، آدمهایی که قرارشان با زندگی را فراموش نکرده‌اند، آدم‌هایی که خودشان را به مرتب بودن عادت نداده‌اند.
#امیر_علی_بنی_اسدی
4👍4👏2
@General_information
⭕️ گاهی بزرگ‌ترین قدرت، موندن و ادامه دادنه.
نه خالی از غم،
نه خالی از خستگی،
فقط موندن،
ادامه دادن و‌ مواجه شدن با زندگی.
👍4👏42👌1
⭕️ #مادر، 

تصور کن یک زن، شبی آرام، دستش را روی قلبش می‌گذارد و در دلش زمزمه می‌کند: 
«می‌خواهم مادر شوم…» 

از همان لحظه، هنوز هیچ‌کس در دنیا خبر ندارد، اما بدنش شنیده است. انگار همهٔ سلول‌هایش به احترام این تصمیم سر تعظیم فرود آورده‌اند و آمادهٔ بزرگ‌ترین فداکاری زندگی‌اش شده‌اند.

از همان ثانیه که جنینِ ریزتر از یک دانهٔ برنج در رحم لانه می‌گزیند، بدن اعلام جنگ نمی‌کند؛ اعلام عشق می‌کند. 
ما طوری ساخته شده‌ایم که کوچک‌ترین جسم بیگانه را دشمن می‌بینیم و با تمام قدرت بیرون می‌اندازیم، اما این بار، موجودی که نصف ژن‌هایش با مادر فرق دارد، نه تنها طرد نمی‌شود، بلکه مادر خودش را زیر و رو می‌کند تا او بماند… حتی اگر خودش آسیب ببیند.

سیستم ایمنی‌اش عمداً ضعیف می‌شود تا فرزند را «مهاجم» نببیند. 
قلبش از هفتهٔ ششم، ۵۰٪ بیشتر خون پمپ می‌کند؛ انگار نه ماه با دو قلب می‌تپد. 
کلسیم استخوان‌هایش آرام به او منتقل می‌شود؛ مادر استخوان خودش را می‌دهد تا فرزند محکم شود. 
پوست شکم و سینه و ران‌هایش کشیده می‌شود و خط‌های بارداری (استرچ مارک) روی آن می‌افتد؛ بدنش حاضر است برای همیشه این خط‌ها را نگه دارد تا مبادا کوچک‌ترین فشار یا ناراحتی به فرزندش برسد و او راحت‌تر رشد کند. 
ریه‌هایش زیر فشار رحم فشرده می‌شوند، نفس‌هایش کوتاه‌تر می‌شود، اما لبخند می‌زند چون او جای کافی دارد. 
کلیه و کبدش دو–سه برابر کار می‌کنند، قند خونش به هم می‌ریزد و گاهی دیابت برای همیشه می‌ماند. 
لگن و ستون فقراتش گاهی برای همیشه تغییر شکل می‌دهند… و او همهٔ این‌ها را با جان و دل می‌پذیرد.

همهٔ این‌ها فقط به خاطر یک جملهٔ ساده در دل یک زن اتفاق افتاد: 
«می‌خواهم مادر شوم.»

مادر جان، 
تو همان کسی هستی که خدا عشق را به شکل تو آفرید و تو با هر نفس، با هر تپش قلب، با هر قطرهٔ خونت ثابت کردی که عشق یعنی فدا کردن خود، بدون هیچ چشمداشتی.

برای تو که نماد بخشش و فداکاری هستی، 
جانم را هم می‌دهم، هزار بار می‌دهم. 
روزت مبارک، عشق بی‌پایان من…
مادر ❤️

#دکتر_سید_قاسم_موسوی
#پاییز ۱۴۰۴

─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information

📚مجله اطلاعات عمومی♻️
10👍5👏2🥰1
⭕️ ایستگاه تجریش را بالا می آیم، پله ها تمام نمیشود، حس میکنی در کتاب سفر به مرکز زمین ژول ورن گیر کرده ای، آرام آرام نور پدیدار میشود، ما زنده ایم هنوز، خدا را شکر! به سمت بازار قدیمی تجریش میروم، آمده ام تنهائی چرخی بزنم،همینطوری! این شکل پیاده روی را دوست دارم، بی هدف، بی قصد قبلی بی مقصد. وسط بازار پیرزنی چندتائی نایلن توی دست دارد، روی زمین می گذارد. مانتوی سرمه ای رنگ دارد، جوراب کرم رنگی پوشیده، موهای سفیدش از زیر روسری گلدار قرمزش بیرون زده است.

میروم سمتش و می گویم : براتون بیارم. کمی مردد نگاه میکند و بعد هم قبول میکند. از بازار بیرون می آئیم، کبوترها چرخی میزنند و دوباره میروند سمت گنبد امامزاده صالح، پیرزن می ایستد همانطور که دستهایش را پشت کمرش قلاب کرده خم میشود رو به گنبد، سلامی میدهد، کنارش راه میروم، از کناره کانال میرویم پائین به سمت باغ فردوس. ده دقیقه ای پیاده می آئیم، پشیمان میشوم که چرا اینکار را کردم ولی دوباره نهیب وجدان ساکتم میکند، میرسیم سر تختی، میپرسد : هنوز هم میخوای بیاری؟ جا میخورم از سوال پیرزن.
" مشکلی هست براتون بیارم"
" نه مادرجان، فقط خواستم بگم تا ته تختی باید بریم"
تا بیایم بپیش خودم حساب کنم ته تختی کجاست می گوید " میخوره فرشته دیگه"
دوباره راه می افتد، من خسته شده ام هرچند مسیر سرازیر است ولی پیرزن میرود.
یک جائی وسط های آن چندتا چنار باقیمانده توی خیابان تختی که پشتش ساختمانهای چند طبقه بالا رفته اند میپرسد : بچه داری؟
" آره یه دختر، اسمش ساراست"
" قشنگه، اسمشو میگم"
" آره خودمم دوست دارم، خیلی سر اسم کلنجار نرفتیم از اول هم تو ذهنم سارا بود"
" یه چیزی بگم تعجب کنی، منم اسمم ساراست البته سارای"
" چه جالب، ترک هستید پس! اما لهجه ندارید"
" من تهرون بدنیا اومدم، بابام افسر بود بعد از داستان قائله آذربایجان اومد تهران، من سال 1326 بدنیا اومدم"

" ماشالا بزنم به تخته بهتون نمیاد"
" چیچی نمیاد! از این تعارفات الکی میکنید شماها"
خنده ام میگیرد.

خلاصه وار از زندگی اش می گوید، اینکه یک پسر داشته و پسرش هم ایران نیست، آلمان زندگی میکند، همسرش دو سال قبل فوت شده است، می گوید هنوز خانه بزرگشان را نگه داشته است، توی خانه شان یک خانه سرایداری دارند که یکی به اسم رسول با زن و بچه اش امورات آنجا رتق و فتق میکند و همانجا هم زندگی میکند. به پیرزن شک میکنم، خب کسی که مستخدم دارد چرا باید خودش بیاید خرید، حس خوبی ندارم از این فکری که توی سرم میچرخد، ساکت که میشوم خودش می گوید :
" هان! چی شد؟ فکر کردی گیر یه پیرزن خل و چل افتادی که داره دروغ می بافه؟! نه مادر جان من دوست دارم پیاده بیام تا بازار تجریش و گاهی هم خرید کنم، دوست دارم گنبد آقا روببینم، تهران هنوز گاهی آدمو یاد اون قدیما می ندازه، اینارو دوست دارم"

دیگر حرفی نمیزنم، توی فرشته پلاستیک ها را از دستم میگیرد و می گوید بقیه اش را خودش می برد، وقت رفتن دستش را دراز میکند که دست بدهیم، دستم را میگیرد، دستهای نحیف و چروک پیرزن مرا یاد مادربزرگم می اندازد، همان بو را هم میدهد، بوی همه مادربزرگها را، بوئی مخلوط از یک عطر ارزان و شامپو و صابونی ارزان.
"دخترتو دوست داشته باش، تنهاش نذار، بابام منو تنها گذاشت"

─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information

📚مجله اطلاعات عمومی♻️
8😢3👏1
@General_information
⭕️‌ ‏قابی از بنای در حال ساخت شیرینی‌ فروشی مشهور خیابان ویلا به نام «شیرینی دانمارکی» در سال ۱۳۳۹ خورشیدی

🔷گفته میشود که موسس قنادی «شیرینی دانمارکی» در ایران خانم «آنه لیزا» پرستار کودکی بوده که در پی یک آگهی استخدام برای نگهداری و آموزش فرزندان مهندس دانمارکی شاغل در شرکت «کامپساکس» به ایران می‌آید و چند سال بعد به فکر تولید نان‌های دانمارکی در ایران می‌افتد به همین منظور نفرات دیگری را هم به ایران می‌آورد و کم‌کم شیرینی دانمارکی بین مردم جا می‌افتد - خانم لیزا در ایران ازدواج می‌کند و در حال حاضر دخترش مدیر این کسب‌ و‌ کار خانوادگی است
👏63👍1👌1