مصرف ژلوفن ...
به مرور زمان کلیه ها و کبد را از کار می اندازد ، ژلوفن در کبد متابولیزه میشود تا قابلیت جذب داشته باشد بنابراین مصرف آن به کبد فشار جدی می آورد
#سلامتی
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_informa
به مرور زمان کلیه ها و کبد را از کار می اندازد ، ژلوفن در کبد متابولیزه میشود تا قابلیت جذب داشته باشد بنابراین مصرف آن به کبد فشار جدی می آورد
#سلامتی
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_informa
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴رشیدپور میگوید مسئولان ما تحریم را علت بسیاری مشکلات اعلام میکنند، درحالیکه تحریم اصلی در سوءمدیریت، عدمخلاقیت و ناکارآمدی است. او سیستم فرودگاهی ایران را مثال میزند.
🍃🌼
@General_information
🍃🌼
@General_information
🔶🔹از تولد تا 18 سالگی دانمارکی ها چگونه می گذرد؟
✍روش های تربیتی در اسکاندیناوی در گفتگو با نادر رستمی
عصر ایران - نادر رستمی مسن یکی از ایرانیان مهاجری است که بیش از 30 سال است تجربه کار با نوجوانان و جوانان را در دانمارک دارد . وی تجربیات خوبی از کشورهای اسکاندیناوی و نظام آموزشی و تربیتی موجود در این کشورها و به ویژه دانمارک اندوخته است . او 18 سال سابقه حضور در باشگاه های اوقات فراغت نوجوانان و جوانان را در دانمارک دارد و 8 سال است که مدیریت این باشگاه ها را عهده دار است.
دغدغه انتقال تجربیات به ایران نادر رستمی را در سال های گذشته بارها به سفر به ایران واداشته است . وی می گوید در تلاش است تا سیستم باشگاه های اوقات فراغت برای نوجوانان وجوانان را به ایران منتقل کند و برای این کار با مسئولان مربوطه در کشورمان جلساتی را برگزار کرده است.
با او درباره نظام تعلیم و تربیت در کشورهای اسکاندیناوی و تلاش های او در ایران برای انتقال این تجربیات به کشورمان به گفتگو نشستیم.
آقای رستمی! آن طور که از فعالیت های شما پیداست ، شما در زمینه آموزش و تربیت نوجوانان و جوانان کار می کنید و تجربیات زیادی از کشورهای اسکاندیناوی و به ویژه دانمارک دارید . به طور کلی آیا می توانید برای ما شرح دهید که یک نوزاد از بدو تولد در کشورهای اسکاندیناوی چه مراحل تربیتی را طی می کند و نظام تعلیم و تربیت باچه تدابیری شخصیت یک کودک را شکل می دهد؟
در کشورهای اسکاندیناوی به دلیل شاغل بودن والدین ، پس از فارغ شدن مادران ، یک مرخصی با حقوق یکساله به آنها تعلق می گیرد تا مادر بتواند یک سال را در منزل بوده ودر این یک سال اولیه زندگی نوزاد، پیش فرزند خود باشد .
بعد از آن بچه تحویل vuggestue یا degplegej ( دو نوع دولتی و خصوصی شیرخوارگاه) می شود . "ووگستو" متعلق به شهرداری ها بوده و دولتی هستند و معمولا در هر محلی یک یا چند ووگستو وجود دارد که هر کدام از آنان تا حداکثر از 60 نوزاد مراقبت می کنند،
اما "داوپلایه ها" شخصی هستند و معمولا مادرانی که در منزل تنها هستند و شاغل نمی باشند از شهرداری ها تقاضای جواز دایر کردن این گونه مراکز نگهداری نوزادان را می نمایند. پس از این مرحله شهرداری ها تقاضا را بررسی می کنند و در نخستین گام باید خانه متقاضی شرایط استاندارد فیزیکی را دارا باشد.
پس از آن مادر متقاضی را به چند دوره آموزشی می فرستند و تعالیم کودک داری را به او می آموزند . پس از طی این مراحل هیئتی از شهرداری صلاحیت نهایی مادر را تایید و جواز کسب را صادر می کند .
همزمان با صدور این جواز کسب بسیاری از اسباب بازی ها و وسایل تفریح بچه ها به انضمام وسایل بهداشتی به صورت رایگان در اختیار مادر متقاضی قرار می گیرد . شهرداری ها کنترل بیشتری بر روی داوپلایه ها دارند چرا که ووگستو ها متعلق به خودشان است ولی داوپلایه ها شخصی بوده و نیاز به نظارت بیشتری دارند.
در دانمارک پس از فارغ شدن مادر ، شهرداری دکتر اطفال پیش او می فرستد تا در گام نخست طفل معاینه و برای او پرونده سلامت تشکیل شود. در همین زمان پزشکان به مادران اطلاعات جامعی درباره نحوه پرستاری از اطفال را می دهند.
پس از طی تقریبا دو سال از تولد نوزاد ، کودکان به مهد کودک های محلی منتقل می شوند و شهرداری ها موظفند تا برای یکایک اطفال در محل شان در مهد کودک ها جا رزرو کنند و دلیل این مساله در این است که والدین شاغل بوده و فرصت حمل و نقل کودکان خود را تا مهدکودک های دوردست ندارند.
وقتی اطفال وارد مهد کودک می شوند مربیان شروع به بررسی شاخص های سلامت و رشد کودکان می کنند و نهایت تلاش را می کنند تا کودکان همپای یکدیگر رشد کنند.
یکی از اهداف و اصول تربیتی و آموزشی مهدکودک ها و مراکز آموزشی کودکان و نوجوانان در دانمارک ایجاد فضای مناسب برای تمرینات بدنی و فیزیکی به منظور خسته کردن مثبت کودکان و نوجوانان و گرفتن انرژی آنهاست و فلسفه آن این است که هم کودکان در فرایند یادگیری قرار بگیرند و هم اینکه پس از بازگشت به خانه به آرامی استراحت کنند. این مساله در خیلی از موارد مایه راحتی خیال والدین نیز است چرا که می دانند کودکانشان در محیطی مناسب و زیر نظر افراد متخصص انرژی خود را تخلیه کرده اند.
ادامه مطلب 👇👇👇👇
http://www.asriran.com/fa/news/217201/از-تولد-تا-18-سالگی-دانمارکی-ها-چگونه-می-گذرد
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
✍روش های تربیتی در اسکاندیناوی در گفتگو با نادر رستمی
عصر ایران - نادر رستمی مسن یکی از ایرانیان مهاجری است که بیش از 30 سال است تجربه کار با نوجوانان و جوانان را در دانمارک دارد . وی تجربیات خوبی از کشورهای اسکاندیناوی و نظام آموزشی و تربیتی موجود در این کشورها و به ویژه دانمارک اندوخته است . او 18 سال سابقه حضور در باشگاه های اوقات فراغت نوجوانان و جوانان را در دانمارک دارد و 8 سال است که مدیریت این باشگاه ها را عهده دار است.
دغدغه انتقال تجربیات به ایران نادر رستمی را در سال های گذشته بارها به سفر به ایران واداشته است . وی می گوید در تلاش است تا سیستم باشگاه های اوقات فراغت برای نوجوانان وجوانان را به ایران منتقل کند و برای این کار با مسئولان مربوطه در کشورمان جلساتی را برگزار کرده است.
با او درباره نظام تعلیم و تربیت در کشورهای اسکاندیناوی و تلاش های او در ایران برای انتقال این تجربیات به کشورمان به گفتگو نشستیم.
آقای رستمی! آن طور که از فعالیت های شما پیداست ، شما در زمینه آموزش و تربیت نوجوانان و جوانان کار می کنید و تجربیات زیادی از کشورهای اسکاندیناوی و به ویژه دانمارک دارید . به طور کلی آیا می توانید برای ما شرح دهید که یک نوزاد از بدو تولد در کشورهای اسکاندیناوی چه مراحل تربیتی را طی می کند و نظام تعلیم و تربیت باچه تدابیری شخصیت یک کودک را شکل می دهد؟
در کشورهای اسکاندیناوی به دلیل شاغل بودن والدین ، پس از فارغ شدن مادران ، یک مرخصی با حقوق یکساله به آنها تعلق می گیرد تا مادر بتواند یک سال را در منزل بوده ودر این یک سال اولیه زندگی نوزاد، پیش فرزند خود باشد .
بعد از آن بچه تحویل vuggestue یا degplegej ( دو نوع دولتی و خصوصی شیرخوارگاه) می شود . "ووگستو" متعلق به شهرداری ها بوده و دولتی هستند و معمولا در هر محلی یک یا چند ووگستو وجود دارد که هر کدام از آنان تا حداکثر از 60 نوزاد مراقبت می کنند،
اما "داوپلایه ها" شخصی هستند و معمولا مادرانی که در منزل تنها هستند و شاغل نمی باشند از شهرداری ها تقاضای جواز دایر کردن این گونه مراکز نگهداری نوزادان را می نمایند. پس از این مرحله شهرداری ها تقاضا را بررسی می کنند و در نخستین گام باید خانه متقاضی شرایط استاندارد فیزیکی را دارا باشد.
پس از آن مادر متقاضی را به چند دوره آموزشی می فرستند و تعالیم کودک داری را به او می آموزند . پس از طی این مراحل هیئتی از شهرداری صلاحیت نهایی مادر را تایید و جواز کسب را صادر می کند .
همزمان با صدور این جواز کسب بسیاری از اسباب بازی ها و وسایل تفریح بچه ها به انضمام وسایل بهداشتی به صورت رایگان در اختیار مادر متقاضی قرار می گیرد . شهرداری ها کنترل بیشتری بر روی داوپلایه ها دارند چرا که ووگستو ها متعلق به خودشان است ولی داوپلایه ها شخصی بوده و نیاز به نظارت بیشتری دارند.
در دانمارک پس از فارغ شدن مادر ، شهرداری دکتر اطفال پیش او می فرستد تا در گام نخست طفل معاینه و برای او پرونده سلامت تشکیل شود. در همین زمان پزشکان به مادران اطلاعات جامعی درباره نحوه پرستاری از اطفال را می دهند.
پس از طی تقریبا دو سال از تولد نوزاد ، کودکان به مهد کودک های محلی منتقل می شوند و شهرداری ها موظفند تا برای یکایک اطفال در محل شان در مهد کودک ها جا رزرو کنند و دلیل این مساله در این است که والدین شاغل بوده و فرصت حمل و نقل کودکان خود را تا مهدکودک های دوردست ندارند.
وقتی اطفال وارد مهد کودک می شوند مربیان شروع به بررسی شاخص های سلامت و رشد کودکان می کنند و نهایت تلاش را می کنند تا کودکان همپای یکدیگر رشد کنند.
یکی از اهداف و اصول تربیتی و آموزشی مهدکودک ها و مراکز آموزشی کودکان و نوجوانان در دانمارک ایجاد فضای مناسب برای تمرینات بدنی و فیزیکی به منظور خسته کردن مثبت کودکان و نوجوانان و گرفتن انرژی آنهاست و فلسفه آن این است که هم کودکان در فرایند یادگیری قرار بگیرند و هم اینکه پس از بازگشت به خانه به آرامی استراحت کنند. این مساله در خیلی از موارد مایه راحتی خیال والدین نیز است چرا که می دانند کودکانشان در محیطی مناسب و زیر نظر افراد متخصص انرژی خود را تخلیه کرده اند.
ادامه مطلب 👇👇👇👇
http://www.asriran.com/fa/news/217201/از-تولد-تا-18-سالگی-دانمارکی-ها-چگونه-می-گذرد
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
عصر ايران
از تولد تا 18 سالگی دانمارکی ها چگونه می گذرد؟
روش های تربیتی در اسکاندیناوی در گفتگو با نادر رستمی
⭕️مغازهٔ دونبش به نام "فوق دکتری" در علوم انسانی!
🔸 بعضی وقتها حس میکنم ایران را نمیشناسم و ذهنیت ایرانی را قادر به درکش نیستم. شاید یک دلیلش دوری از اینجا و زندگی و تحصیل در اروپا و تدریس در کشورهای مختلف بود که موجب شده با برخی از شیوه های دکانداری در دانشگاه بیگانه باشم. امروز پوستری را در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی دیدم که برایم جالب بود. سخنرانی با نام دکتر علی صاحبی قرار است سخنرانی در پژوهشگاه انجام دهد با عنوان "مجبوریم یا مختار" و در ذیل نام این استاد عبارتی نوشته شده است با این مضمون "فوق دکترای روانشناسی". وقتی این عبارت را دیدم یادم آمد که در جاهای دیگری در ایران نیز این واژه را شنیده بودم که طرف برای اینکه برتری علمی خود را به مخاطب تحمیل کند میگوید: دکترایم را از هاروارد گرفتم و فوق دکترایم را از آکسفورد؛ کانه در سلسله مراتب آکادمیک ما درجه ای با عنوان فوق دکتری در علوم اجتماعی داریم. این یک دروغ محض است که دکانداران و کاسبان علم در ایران با همکاری برخی از ایرانیان دانشگاهی مقیم خارج از کشور و به دلیل عدم ارتباطات بین المللی مراکز علمی ایران به خورد مخاطبان ایرانی میدهند. واقع امر این است که بالاترین درجه اِعطایی علمی در آکادمی مدرک دکتری است (بویژه در کشورهای آنگلوساکسن همچون بریتانیا و کانادا و آمریکا و استرالیا و نیوزلند) و آن چیزی که در ایران با عنوان "مدرک فوق دکتری" عنوان میشود کذب است. زیرا واژه فوق دکتری یک ترجمه ناقص از عبارت
Post-doctoral Fellowship
است که به کسانیکه پایان نامه دکتری خود را به پایان میرسانند ولی بالفور قادر به استخدام شدن در دانشگاهی نیستند، بودجه یا بورسی داده میشود به مدت ۱۸ ماه تا دو سال تا دانشجو تازه فارغ التحصیل بتواند سه یا چهار مقاله خوب از پایان نامه خود استخراج کند و در نشریات معتبر به چاپ برساند و امکان شغلی بهتری داشته باشد. اما این مسئله را برخی تبدیل به "فوق دکتری" کرده اند تا مخاطبان چنین بپندارند که طرف خیلی از دکترهای معمولی که درجه "فوق دکتری" ندارند بالاتر است. این اتفاق اگر در کوچه و بازار میفتاد حرجی نبود ولی در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی از این شیوه های نخ نما برای بزرگنمایی افراد استفاده کردن زیبنده نیست.
✍#سیدجوادمیری
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
🔸 بعضی وقتها حس میکنم ایران را نمیشناسم و ذهنیت ایرانی را قادر به درکش نیستم. شاید یک دلیلش دوری از اینجا و زندگی و تحصیل در اروپا و تدریس در کشورهای مختلف بود که موجب شده با برخی از شیوه های دکانداری در دانشگاه بیگانه باشم. امروز پوستری را در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی دیدم که برایم جالب بود. سخنرانی با نام دکتر علی صاحبی قرار است سخنرانی در پژوهشگاه انجام دهد با عنوان "مجبوریم یا مختار" و در ذیل نام این استاد عبارتی نوشته شده است با این مضمون "فوق دکترای روانشناسی". وقتی این عبارت را دیدم یادم آمد که در جاهای دیگری در ایران نیز این واژه را شنیده بودم که طرف برای اینکه برتری علمی خود را به مخاطب تحمیل کند میگوید: دکترایم را از هاروارد گرفتم و فوق دکترایم را از آکسفورد؛ کانه در سلسله مراتب آکادمیک ما درجه ای با عنوان فوق دکتری در علوم اجتماعی داریم. این یک دروغ محض است که دکانداران و کاسبان علم در ایران با همکاری برخی از ایرانیان دانشگاهی مقیم خارج از کشور و به دلیل عدم ارتباطات بین المللی مراکز علمی ایران به خورد مخاطبان ایرانی میدهند. واقع امر این است که بالاترین درجه اِعطایی علمی در آکادمی مدرک دکتری است (بویژه در کشورهای آنگلوساکسن همچون بریتانیا و کانادا و آمریکا و استرالیا و نیوزلند) و آن چیزی که در ایران با عنوان "مدرک فوق دکتری" عنوان میشود کذب است. زیرا واژه فوق دکتری یک ترجمه ناقص از عبارت
Post-doctoral Fellowship
است که به کسانیکه پایان نامه دکتری خود را به پایان میرسانند ولی بالفور قادر به استخدام شدن در دانشگاهی نیستند، بودجه یا بورسی داده میشود به مدت ۱۸ ماه تا دو سال تا دانشجو تازه فارغ التحصیل بتواند سه یا چهار مقاله خوب از پایان نامه خود استخراج کند و در نشریات معتبر به چاپ برساند و امکان شغلی بهتری داشته باشد. اما این مسئله را برخی تبدیل به "فوق دکتری" کرده اند تا مخاطبان چنین بپندارند که طرف خیلی از دکترهای معمولی که درجه "فوق دکتری" ندارند بالاتر است. این اتفاق اگر در کوچه و بازار میفتاد حرجی نبود ولی در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی از این شیوه های نخ نما برای بزرگنمایی افراد استفاده کردن زیبنده نیست.
✍#سیدجوادمیری
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
ترانه بسیار زیبا و خاطره انگیز
🔸رسوای زمانه
🔹با صدای : شاهرخ (اجرای اصلی بانو الهه)
🔸ترانه : تورج نگهبان
🔹آهنگ : همایون خرم
🔸تنظیم : شاهرخ
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
🔸رسوای زمانه
🔹با صدای : شاهرخ (اجرای اصلی بانو الهه)
🔸ترانه : تورج نگهبان
🔹آهنگ : همایون خرم
🔸تنظیم : شاهرخ
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
🔴⭕️آقای روحانی! از فضای مجازی پاسداری کنید
✍مصطفی داننده _ عصر ایران
«دسترسی مردم به فضای مجازی نباید دائمی قطع باشد. تو راحت خوابیدی 40 میلیون نفر گرفتار بودند، 100هزار نفر شغل شان را از دست دادند. از هر فناوری عده ای سوء استفاده می کنند؛ نمی توان فناوری و بهره مندی مردم از آن را مسدود کرد.»
جملات بالا بخشی از سخنرانی اخیر رییس جمهور روحانی درباره فیلتر شدن تلگرام بود. نطق روحانی البته برای یک انتخابات دیگر کافی بود. یعنی اگر این سخنان را در یک میتینگ انتخاباتی به زبان میآورد قطعا سیل رای بود که به سمت «شیخ دیپلمات» روانه میشد.
این که روحانی حرف می زند و مردم را در جریان رویدادها می گذارد، بسیار خوب است و باید با صراحت بیشتری نیز همراه باشد ولی مردم از رییس جمهور فقط حرف نمیخواهند. تقریبا همه ما میدانیم روحانی مدافع سرسخت آزادی فضای مجازی است. رفتار او در چهار سال گذشته به خوبی حکایت از این معنا دارد و اگر پافشاری های شخص او نبود، نمی توانستیم در چهار سال است بدون دغدغه در فضای مجازی فعالیت میکنیم.
این فضا حالا درگیر فیلترینگ بزرگ ترین شبکه اجتماعی مردم ایران شده است. مردم برای دسترسی به تلگرام احتیاج به فیلتر شکن دارند. همانطور که خود روحانی اشاره کرد 100 هزار نفر شغل خود را از دست دادهاند و بسیاری دیگر در معرض از دست دادن شغل خود هستند.
حدود 40 میلیون ایرانی با تلگرام سرکار دارند و پیگیر آینده آن هستند. بسیاری از مردم مقاومت کردهاند و همچنان تنها و تنها از تلگرام استفاده میکنند و راهی پیام رسانهای داخلی و خارجی نشدهاند. این نشان از اهمیت تلگرام برای مردم است.
اگر فراموش نکرده باشید، وقتی پیام رسان وایبر برای مدتی دچار مشکل شد مردم به سرعت به سمت تلگرام حرکت کردند. حالا اما مردم حاضر هستند از فیلتر شکن استفاده کنند و سختی کند شدن اینترنت را به جان بخرند اما به سراغ پیام رسانهای دیگر نروند. علت نیز کاملاً مشخص است: تلگرام بخشی از زندگی مردم شده است.
امروز مردم از روحانی سخنرانی نمیخواهند. مردم از رییس جمهوری که در فضای پرالتهاب اردیبهشت 96 به او رای دادند میخواهند فضای مجازی را برای آنها نگه دارد.
فلیتر نشدن شبکههای اجتماعی در کنار برجام مهمترین دستاورد روحانی در چهار سال گذشته بود پس نباید اجازه داد این دستاورد به راحتی از دست برود.
پ.ن: وقتی یه خونه ای رو آجر به آجر بسازی و بخشی از سرمایه زندگیتو براش بذاری دیگه ولش نمیکنی. تلگرام حکم کار و زندگی یه عده ست. ده روز گذشته کلی شغل آسیب دیده . بهتر نیست این وضعیت رو خاتمه بدین؟!
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
✍مصطفی داننده _ عصر ایران
«دسترسی مردم به فضای مجازی نباید دائمی قطع باشد. تو راحت خوابیدی 40 میلیون نفر گرفتار بودند، 100هزار نفر شغل شان را از دست دادند. از هر فناوری عده ای سوء استفاده می کنند؛ نمی توان فناوری و بهره مندی مردم از آن را مسدود کرد.»
جملات بالا بخشی از سخنرانی اخیر رییس جمهور روحانی درباره فیلتر شدن تلگرام بود. نطق روحانی البته برای یک انتخابات دیگر کافی بود. یعنی اگر این سخنان را در یک میتینگ انتخاباتی به زبان میآورد قطعا سیل رای بود که به سمت «شیخ دیپلمات» روانه میشد.
این که روحانی حرف می زند و مردم را در جریان رویدادها می گذارد، بسیار خوب است و باید با صراحت بیشتری نیز همراه باشد ولی مردم از رییس جمهور فقط حرف نمیخواهند. تقریبا همه ما میدانیم روحانی مدافع سرسخت آزادی فضای مجازی است. رفتار او در چهار سال گذشته به خوبی حکایت از این معنا دارد و اگر پافشاری های شخص او نبود، نمی توانستیم در چهار سال است بدون دغدغه در فضای مجازی فعالیت میکنیم.
این فضا حالا درگیر فیلترینگ بزرگ ترین شبکه اجتماعی مردم ایران شده است. مردم برای دسترسی به تلگرام احتیاج به فیلتر شکن دارند. همانطور که خود روحانی اشاره کرد 100 هزار نفر شغل خود را از دست دادهاند و بسیاری دیگر در معرض از دست دادن شغل خود هستند.
حدود 40 میلیون ایرانی با تلگرام سرکار دارند و پیگیر آینده آن هستند. بسیاری از مردم مقاومت کردهاند و همچنان تنها و تنها از تلگرام استفاده میکنند و راهی پیام رسانهای داخلی و خارجی نشدهاند. این نشان از اهمیت تلگرام برای مردم است.
اگر فراموش نکرده باشید، وقتی پیام رسان وایبر برای مدتی دچار مشکل شد مردم به سرعت به سمت تلگرام حرکت کردند. حالا اما مردم حاضر هستند از فیلتر شکن استفاده کنند و سختی کند شدن اینترنت را به جان بخرند اما به سراغ پیام رسانهای دیگر نروند. علت نیز کاملاً مشخص است: تلگرام بخشی از زندگی مردم شده است.
امروز مردم از روحانی سخنرانی نمیخواهند. مردم از رییس جمهوری که در فضای پرالتهاب اردیبهشت 96 به او رای دادند میخواهند فضای مجازی را برای آنها نگه دارد.
فلیتر نشدن شبکههای اجتماعی در کنار برجام مهمترین دستاورد روحانی در چهار سال گذشته بود پس نباید اجازه داد این دستاورد به راحتی از دست برود.
پ.ن: وقتی یه خونه ای رو آجر به آجر بسازی و بخشی از سرمایه زندگیتو براش بذاری دیگه ولش نمیکنی. تلگرام حکم کار و زندگی یه عده ست. ده روز گذشته کلی شغل آسیب دیده . بهتر نیست این وضعیت رو خاتمه بدین؟!
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
وقتی کسی به شما نیاز دارد
گفتن ... « گرفتارم »
بسیار آسان است ....
اما وقتی شما به کسی نیاز دارید
شنیدن
« گرفتارم »
بسیار دردناک است
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
گفتن ... « گرفتارم »
بسیار آسان است ....
اما وقتی شما به کسی نیاز دارید
شنیدن
« گرفتارم »
بسیار دردناک است
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
🔲🔶واکنش اصغر فرهادی به اعتراضات اخیر
✍🏻اصغر فرهادی با نگارش یادداشتی به اعتراضات اخیر واکنش نشان داد.
⭕️ به گزارش خبرنگار ایلنا، متن یادداشت اصغر فرهادی که برای ایلنا ارسال شده، به شرح زیر است:
🔴پرسش، تحقیر، خشم
در روزهای گذشته عدهای از دوستان و هموطنان، جویای نظر و واکنشم نسبت به اعتراضات رخ داده در کشور بودند.
چندین بار دست به نوشتن بردم اما نوشتهها، متأثر از احساساتم آن نبود که میخواستم. امروز سعی دارم به دور از احساسات در اینباره بنویسم.
چند سال پیش در مقدمه کتاب فیلمنامههایم نوشتم: «اگر با این نوشتهها توانسته باشم جسارت پرسشگری را در تماشاگران تقویت کرده و ترسشان را از کاشتن بذر سوال در ذهنها بکاهم از زمانی که برای نوشتن صرف کردهام راضی و خوشنودم که دنیای امروز پیش از آنکه به مقام و مسئول پاسخگو نیاز داشته باشد محتاج مردمیست پرسشگر. مردمی که از گذاشتن علامت سوال در برابر هر آنچه برایشان ثابت و قاطع است نهراسند.»
این روزها خبرها و مطالب زیادى درباره اعتراضات در نقاط دور و نزدیک کشور شنیده و خواندهایم. کلمهای که در بسیاری از این نظرات و بحثها استفاده کلیدی و مکرر شده «مطالبه» است. مطالبات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی.
اما در کنار همه این مطالبات و در دایرهای گستردهتر، آنچه در این سالها بخشى از مردم را به اعتراض در شکلهای مختلف واداشته، پرسشهای بیپاسخیست که در طی این چند دهه در همه زمینهها از سر پنهانکاری و مصلحتجویی یا نادیده گرفته شده و بیپاسخ مانده و یا به آنها پاسخهای غیرواقعی و توهمآلود داده شده.
بیاعتنایی به چراها و پرسشهای انباشته شده در جامعه، برخلاف تصور کسانی که بالاترین وظیفهشان پاسخگوییست، حاصلش نه فراموشی و آرامش که تحقیر اجتماعیست و زخم ملتهب تحقیر، مهمترین و قویترین عامل خشم. هیچ خشمی به اندازه خشم تحقیرشدگی ماندگار و عمیق نیست. به سکوت واداشتن، بازداشت و تهدید پرسشگران به معنای از میان رفتن پرسشها نیست. پرسشها باقیاند و در گوشه ذهنها در حال تکثیر.
با تأثر و همدردی با خانوادههای داغدار و همه آسیبدیدگان این اعتراضات و یاد نوجوان عزیز همشهریام «آرمین صادقی» که این روزها چشمهای سرشار از میل به زندگیاش لحظهای از نظرم دور نمیشود
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
✍🏻اصغر فرهادی با نگارش یادداشتی به اعتراضات اخیر واکنش نشان داد.
⭕️ به گزارش خبرنگار ایلنا، متن یادداشت اصغر فرهادی که برای ایلنا ارسال شده، به شرح زیر است:
🔴پرسش، تحقیر، خشم
در روزهای گذشته عدهای از دوستان و هموطنان، جویای نظر و واکنشم نسبت به اعتراضات رخ داده در کشور بودند.
چندین بار دست به نوشتن بردم اما نوشتهها، متأثر از احساساتم آن نبود که میخواستم. امروز سعی دارم به دور از احساسات در اینباره بنویسم.
چند سال پیش در مقدمه کتاب فیلمنامههایم نوشتم: «اگر با این نوشتهها توانسته باشم جسارت پرسشگری را در تماشاگران تقویت کرده و ترسشان را از کاشتن بذر سوال در ذهنها بکاهم از زمانی که برای نوشتن صرف کردهام راضی و خوشنودم که دنیای امروز پیش از آنکه به مقام و مسئول پاسخگو نیاز داشته باشد محتاج مردمیست پرسشگر. مردمی که از گذاشتن علامت سوال در برابر هر آنچه برایشان ثابت و قاطع است نهراسند.»
این روزها خبرها و مطالب زیادى درباره اعتراضات در نقاط دور و نزدیک کشور شنیده و خواندهایم. کلمهای که در بسیاری از این نظرات و بحثها استفاده کلیدی و مکرر شده «مطالبه» است. مطالبات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی.
اما در کنار همه این مطالبات و در دایرهای گستردهتر، آنچه در این سالها بخشى از مردم را به اعتراض در شکلهای مختلف واداشته، پرسشهای بیپاسخیست که در طی این چند دهه در همه زمینهها از سر پنهانکاری و مصلحتجویی یا نادیده گرفته شده و بیپاسخ مانده و یا به آنها پاسخهای غیرواقعی و توهمآلود داده شده.
بیاعتنایی به چراها و پرسشهای انباشته شده در جامعه، برخلاف تصور کسانی که بالاترین وظیفهشان پاسخگوییست، حاصلش نه فراموشی و آرامش که تحقیر اجتماعیست و زخم ملتهب تحقیر، مهمترین و قویترین عامل خشم. هیچ خشمی به اندازه خشم تحقیرشدگی ماندگار و عمیق نیست. به سکوت واداشتن، بازداشت و تهدید پرسشگران به معنای از میان رفتن پرسشها نیست. پرسشها باقیاند و در گوشه ذهنها در حال تکثیر.
با تأثر و همدردی با خانوادههای داغدار و همه آسیبدیدگان این اعتراضات و یاد نوجوان عزیز همشهریام «آرمین صادقی» که این روزها چشمهای سرشار از میل به زندگیاش لحظهای از نظرم دور نمیشود
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
🔹🔸بزرگمهر حکیم در کشتی نشسته بود که طوفان شد. ناخدا گفت: دیگر امیدی نیست و باید دعا کرد.
مسافران همه نگران بودند اما بزرگمهر آرام نشسته بود. گفتند: در این وقت چرا این گونه آرامی؟
او گفت: نگران نباشید زیرا مطمئنم که نجات پیدا می کنیم.
سرانجام همان گونه شد که او گفته بود و کشتی به سلامت به ساحل رسید. مسافرین دور بزرگمهر حلقه زدند که تو پیامبری یا جادوگر؟از کجا می دانستی که نجات پیدا می کنیم؟
بزرگمهر گفت: من هم مثل شما نمی دانستم.
اما گفتم بگذار به اینها امیدواری بدهم.
چرا که اگر نجات نیافتیم دیگر من و شما زنده نیستیم که بخواهید مرا مواخذه کنید.
⭕️امید هیچ آدمی رو ازش نگیرید
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
مسافران همه نگران بودند اما بزرگمهر آرام نشسته بود. گفتند: در این وقت چرا این گونه آرامی؟
او گفت: نگران نباشید زیرا مطمئنم که نجات پیدا می کنیم.
سرانجام همان گونه شد که او گفته بود و کشتی به سلامت به ساحل رسید. مسافرین دور بزرگمهر حلقه زدند که تو پیامبری یا جادوگر؟از کجا می دانستی که نجات پیدا می کنیم؟
بزرگمهر گفت: من هم مثل شما نمی دانستم.
اما گفتم بگذار به اینها امیدواری بدهم.
چرا که اگر نجات نیافتیم دیگر من و شما زنده نیستیم که بخواهید مرا مواخذه کنید.
⭕️امید هیچ آدمی رو ازش نگیرید
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
یکی بود یکی نبود،
غیر از خدا هیچکس نبود...
این کل داستان آفرینش است!!
این داستان را جدی بگیرید
غیر از خدا هیچکس نیست
هر چه هست؛
برای او و بخاطر اوست..
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
غیر از خدا هیچکس نبود...
این کل داستان آفرینش است!!
این داستان را جدی بگیرید
غیر از خدا هیچکس نیست
هر چه هست؛
برای او و بخاطر اوست..
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
❤️ #عاشقانه؛
آزمودم دل خود را به هزاران شیوه
هیچ چیزش به جز از وصل تو خشنود نکرد.
#مولانا🌺🍃
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
آزمودم دل خود را به هزاران شیوه
هیچ چیزش به جز از وصل تو خشنود نکرد.
#مولانا🌺🍃
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
🔶🔹سه چیز روح بخش است
رودخانه
جنگل
ستارگان
🔹سه چیز کهنه اش بهتر است.
رفیق
سکه
تمدن
🔸سه چیز برای انسان خطر افرین اند.
اتش
صخرها
سیل
🔹سه چیز پشت ادم است.
ایمان به خدا
مردم داری
خویشاوندان خوب
🔸سه چیز دین را تشکیل می دهد.
حق شناسی و حق گویی
حکم به عدالت
وفای به عهد
🔹سه چیز نور چشم را زیاد می کند.
خواندن قرآن
نگاه به والدین
نگاه به سبزه
🔸سه چیز از دشمن بدترند.
نفس
جاسوس
منافق
🔹سه چیز حکومت را متزلزل می کند.
بی عدالتی
بی توجهی به فقرا
اشرافی گری
🔸سه چیز در اخرت انسان را نجات میدهد.
شفیعان
اعمال صالح
دعای والدینت
🔹سه چیز باعث سقوط انسان است.
تکبر
دشمنی بامردم
درآمدحرام
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
رودخانه
جنگل
ستارگان
🔹سه چیز کهنه اش بهتر است.
رفیق
سکه
تمدن
🔸سه چیز برای انسان خطر افرین اند.
اتش
صخرها
سیل
🔹سه چیز پشت ادم است.
ایمان به خدا
مردم داری
خویشاوندان خوب
🔸سه چیز دین را تشکیل می دهد.
حق شناسی و حق گویی
حکم به عدالت
وفای به عهد
🔹سه چیز نور چشم را زیاد می کند.
خواندن قرآن
نگاه به والدین
نگاه به سبزه
🔸سه چیز از دشمن بدترند.
نفس
جاسوس
منافق
🔹سه چیز حکومت را متزلزل می کند.
بی عدالتی
بی توجهی به فقرا
اشرافی گری
🔸سه چیز در اخرت انسان را نجات میدهد.
شفیعان
اعمال صالح
دعای والدینت
🔹سه چیز باعث سقوط انسان است.
تکبر
دشمنی بامردم
درآمدحرام
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
⭕ لطفا" به ایران شلیک نکنیم!
گاهی می بینیم که دانشجو، کارمند، راننده تاکسی، نگهبان توالت عمومی، رئیس بانک تا چشمشان به یک خارجی می افتد. شروع می کنند:
- اوه! ایران ایز نات گود! خارج ایز اوکی!
وی آر لییو این بدبختی! ... هلپ می گو تو خارج! پلیز!
وقتی تا این اندازه دست به خودتخریبی می زنیم چرا انتظار داریم همه چیز بشود عین سوئیس!
باور کنیم اگر از این شرایط ناراضی هستیم ما خودمان هم بخشی از زمینه های بروز آن هستیم و مدام انگشت شماتت را به سوی دیگران دراز نکنیم.
خلایق! مسلمانها! اینجا کشور ماست. تنها کشوری که داریم.
هر جای دیگر برویم مهاجر به حساب می آییم. اینجا تنها کشوری است داریم؛ با همین خیابان های پرچاله چوله، ماشین های کم کیفیت، بیکاری، ریزگرد. با همین «پشمینه پوش های تُند خُو»ی طالبان و داعش که می خواهند به زور هم شده ما را ببرند به بهشت.
با همین روشنفکرهایش که شیطان پرستی را در شلوار جین «جورج کلونی» کشف می کنند و از تلویزیون به خورد خلایق می دهند.
با همین مدیرانی که مدرسه و دانشگاه ها را با کارخانه بسته بندی پفک و پوشک اشتباه گرفته اند. با همین آدمها که ...
من هم در همین کشور دارم زندگی می کنم. بیش از خیلی از چه گوارهای بی نام و نشان اینترنتی اتفاقاً با نام و نشان و عکس خودم این رفتارها و کردارهای خودم و دیگران را نقد کرده ام. فحش شنیده ام. تلخی و تشر چشیده ام.
بیکاری را تجربه کرده ام. کامم از پارتی بازی و جایگزینی رابطه به جای ضابطه تلخ شده و ...
اینها را نمی نویسم که در مسابقه «کی از همه بدبخت تره» مدال طلا بگیرم. می نویسم چون با علم به همه این چالش ها عمیقاً و تا اطلاع ثانوی باور دارم که با فحش دادن، با تحقیر، با سرزنش کشورمان چیزی درست نمی شود. شما فقط یک مورد را نشانم بدهید و بگویید:
- به لطف خدا و همت هموطنان توانستیم با مقادیری فحش این مشکل را حل کنیم!
برخی هم تا پایشان می رسد آنور آب شروع می کند به خاک بر سر کردن کشوری که همانجا بزرگ شده اند و پا گرفته اند.
می نویسند «نمونید توی اون خراب شده»!
درست با همین ادبیات گزنده و بی رحمانه!
به همین اندازه توام با قدرنشناسی و ناسپاسی نسبت به سرزمینی که در آن حرف زدن، راه رفتن و حتی دشنام دادن را یاد گرفتند!
که چه بشود؟ چه مشکلی حل می شود؟ جز خالی کردن دل و زیر پای جوان هایی که شاید هنوز می خواهند بمانند و اینجا را آبادتر کنند.
_مگر آلمانی ها که در جنگ دوم جهانی به فجیع ترین شکل ممکن شکست خوردند جملگی شال و کلاه کردند و وطن شان را به امان خدا رها کردند؟ مگر ژاپنی ها که دو شهرشان در نتیجه بمباران اتمی خاکستر شد راه حل را در گریختن دیدند؟
مشکل فقط داعش و آمریکا و اسرائیل نیست، بخشی از مشکل خود ما هستیم که دست به خودزنی رقت باری زده ایم و ول کن ماجرا هم نیستیم.
خود ما برای این کشور چه کرده ایم که این همه طلبکارش هستیم؟
مخاطب این نوشته «شما» نیستید. «شما» با همه ما فرق می کنید.
_توجه کنید : این سبک حمله و هجوم به کشور و تخریب اعتماد به نفس نسل جوان، خطرناک تر از هر حمله انتحاری است.
عضویت افتخاری در گروهک داعش برای صدمه زدن به کشور است.
حرف آخر اینکه «ایران» مادر همه ماست. شاید همیشه مادر مهربانی نبوده، گاهی پشت دستمان را با قاشق داغ کرده، گاهی فلفل توی دهانمان ریخته اما مادر ماست. تاب نیاوریم و فحاشی به او نپذیریم. بخصوص اگر از همزبان باشد.
اگر دلمان می سوزد و رنج می کشیم از این شرایط، به جای سنگ زدن به این مادر همیشه زخم خورده، همیشه تحقیر شده، همیشه به تاراج رفته، کمکش کنیم. سخت تر کار کنیم. شرافتمندانه تر زندگی کنیم.
خم شویم و یک مُشت خاک برداریم، این خاک نیست، خاکستر سزاوارترین فرزندان این سرزمین است.
چپ و راست و مسلمان و یهودی و مسیحی ...
لطفاً به مادرمان فحش ندهیم.
اگر گاهی حالش بد است، اگر تب دارد، اگر لباسش ژنده و پاره است، اگر صورتش پر لک و زیر چشم هایش گودرفته است، اگر بوی گریه می دهد و ناخن هایش از فرط کندن گور همیشه خونین است، شاید «یک» دلیل اش این باشد که ما فرزندهای خوبی نبوده ایم.
بچه های ناسپاسی که هر وقت، هر کس دل چرکین مان کرد، مادرمان را نفرین کرده ایم.
✍#احسان_محمدی
پ.ن:جوان هارو نا امید نکنید. سنگ جلوی پاشون نندازین. اینا اروم اروم تبدیل میشه به غده سرطانی. با جوان ها دوست باشید. امیدو شادی رو بیارید تو جامعه
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
گاهی می بینیم که دانشجو، کارمند، راننده تاکسی، نگهبان توالت عمومی، رئیس بانک تا چشمشان به یک خارجی می افتد. شروع می کنند:
- اوه! ایران ایز نات گود! خارج ایز اوکی!
وی آر لییو این بدبختی! ... هلپ می گو تو خارج! پلیز!
وقتی تا این اندازه دست به خودتخریبی می زنیم چرا انتظار داریم همه چیز بشود عین سوئیس!
باور کنیم اگر از این شرایط ناراضی هستیم ما خودمان هم بخشی از زمینه های بروز آن هستیم و مدام انگشت شماتت را به سوی دیگران دراز نکنیم.
خلایق! مسلمانها! اینجا کشور ماست. تنها کشوری که داریم.
هر جای دیگر برویم مهاجر به حساب می آییم. اینجا تنها کشوری است داریم؛ با همین خیابان های پرچاله چوله، ماشین های کم کیفیت، بیکاری، ریزگرد. با همین «پشمینه پوش های تُند خُو»ی طالبان و داعش که می خواهند به زور هم شده ما را ببرند به بهشت.
با همین روشنفکرهایش که شیطان پرستی را در شلوار جین «جورج کلونی» کشف می کنند و از تلویزیون به خورد خلایق می دهند.
با همین مدیرانی که مدرسه و دانشگاه ها را با کارخانه بسته بندی پفک و پوشک اشتباه گرفته اند. با همین آدمها که ...
من هم در همین کشور دارم زندگی می کنم. بیش از خیلی از چه گوارهای بی نام و نشان اینترنتی اتفاقاً با نام و نشان و عکس خودم این رفتارها و کردارهای خودم و دیگران را نقد کرده ام. فحش شنیده ام. تلخی و تشر چشیده ام.
بیکاری را تجربه کرده ام. کامم از پارتی بازی و جایگزینی رابطه به جای ضابطه تلخ شده و ...
اینها را نمی نویسم که در مسابقه «کی از همه بدبخت تره» مدال طلا بگیرم. می نویسم چون با علم به همه این چالش ها عمیقاً و تا اطلاع ثانوی باور دارم که با فحش دادن، با تحقیر، با سرزنش کشورمان چیزی درست نمی شود. شما فقط یک مورد را نشانم بدهید و بگویید:
- به لطف خدا و همت هموطنان توانستیم با مقادیری فحش این مشکل را حل کنیم!
برخی هم تا پایشان می رسد آنور آب شروع می کند به خاک بر سر کردن کشوری که همانجا بزرگ شده اند و پا گرفته اند.
می نویسند «نمونید توی اون خراب شده»!
درست با همین ادبیات گزنده و بی رحمانه!
به همین اندازه توام با قدرنشناسی و ناسپاسی نسبت به سرزمینی که در آن حرف زدن، راه رفتن و حتی دشنام دادن را یاد گرفتند!
که چه بشود؟ چه مشکلی حل می شود؟ جز خالی کردن دل و زیر پای جوان هایی که شاید هنوز می خواهند بمانند و اینجا را آبادتر کنند.
_مگر آلمانی ها که در جنگ دوم جهانی به فجیع ترین شکل ممکن شکست خوردند جملگی شال و کلاه کردند و وطن شان را به امان خدا رها کردند؟ مگر ژاپنی ها که دو شهرشان در نتیجه بمباران اتمی خاکستر شد راه حل را در گریختن دیدند؟
مشکل فقط داعش و آمریکا و اسرائیل نیست، بخشی از مشکل خود ما هستیم که دست به خودزنی رقت باری زده ایم و ول کن ماجرا هم نیستیم.
خود ما برای این کشور چه کرده ایم که این همه طلبکارش هستیم؟
مخاطب این نوشته «شما» نیستید. «شما» با همه ما فرق می کنید.
_توجه کنید : این سبک حمله و هجوم به کشور و تخریب اعتماد به نفس نسل جوان، خطرناک تر از هر حمله انتحاری است.
عضویت افتخاری در گروهک داعش برای صدمه زدن به کشور است.
حرف آخر اینکه «ایران» مادر همه ماست. شاید همیشه مادر مهربانی نبوده، گاهی پشت دستمان را با قاشق داغ کرده، گاهی فلفل توی دهانمان ریخته اما مادر ماست. تاب نیاوریم و فحاشی به او نپذیریم. بخصوص اگر از همزبان باشد.
اگر دلمان می سوزد و رنج می کشیم از این شرایط، به جای سنگ زدن به این مادر همیشه زخم خورده، همیشه تحقیر شده، همیشه به تاراج رفته، کمکش کنیم. سخت تر کار کنیم. شرافتمندانه تر زندگی کنیم.
خم شویم و یک مُشت خاک برداریم، این خاک نیست، خاکستر سزاوارترین فرزندان این سرزمین است.
چپ و راست و مسلمان و یهودی و مسیحی ...
لطفاً به مادرمان فحش ندهیم.
اگر گاهی حالش بد است، اگر تب دارد، اگر لباسش ژنده و پاره است، اگر صورتش پر لک و زیر چشم هایش گودرفته است، اگر بوی گریه می دهد و ناخن هایش از فرط کندن گور همیشه خونین است، شاید «یک» دلیل اش این باشد که ما فرزندهای خوبی نبوده ایم.
بچه های ناسپاسی که هر وقت، هر کس دل چرکین مان کرد، مادرمان را نفرین کرده ایم.
✍#احسان_محمدی
پ.ن:جوان هارو نا امید نکنید. سنگ جلوی پاشون نندازین. اینا اروم اروم تبدیل میشه به غده سرطانی. با جوان ها دوست باشید. امیدو شادی رو بیارید تو جامعه
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
✅⭕️یک دنیا شعور و امید در یک جمله کوتاه فشرده شده اند
مادری که ۱۷ عضو پسر ۲۸ ساله اش را اهدا کرد: پسرم در سراسر ایران تکثیر شد؛ از خوزستان و مازندران تا کرج و تبریز.
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_informat
مادری که ۱۷ عضو پسر ۲۸ ساله اش را اهدا کرد: پسرم در سراسر ایران تکثیر شد؛ از خوزستان و مازندران تا کرج و تبریز.
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_informat
✅درآمد تلگرام از کجاست؟
تلگرام یک سرویس پیامرسان بدون سود است که بزرگترین مشتری آن هم ایران است. درباره درآمد این شرکت حرفهای بسیاری به گوش میرسد از قبیل اینکه برخی دولتها به این کمپانی پول میدهند و آن را حمایت مالی میکنند. اما چیزی که بهصورت رسمی گفته میشود این است که تلگرام هیچ منبع درآمدی ندارد و نخواهد داشت، هرگز تبلیغات نگرفته و نخواهد گرفت، سرمایه گذار هم ندارد و نخواهد داشت و هرگز به هیچ قیمتی فروخته نخواهد شد!
این عین سخنان پاول دورف مدیرعامل تلگرام است. پاول دورف میگوید چند شرکت و شخص که نام آنها را فاش نمیکند از سیلیکونولی و... به او پیشنهادهایی بین ۳ تا ۵ میلیارد دلار برای خرید تلگرام دادهاند اما او همه آنها را رد کرده است.
زمانی که از پاول دورف سوال شده که هزینههای تلگرام را چگونه تامین میکند او در پاسخ ادعا کردهاست که این هزینهها با سخاوت مردم و Donate (کمکهای بلا عوض) تامین میشود و تلگرام درحال حاضر به اندازه کافی پول دارد.
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
تلگرام یک سرویس پیامرسان بدون سود است که بزرگترین مشتری آن هم ایران است. درباره درآمد این شرکت حرفهای بسیاری به گوش میرسد از قبیل اینکه برخی دولتها به این کمپانی پول میدهند و آن را حمایت مالی میکنند. اما چیزی که بهصورت رسمی گفته میشود این است که تلگرام هیچ منبع درآمدی ندارد و نخواهد داشت، هرگز تبلیغات نگرفته و نخواهد گرفت، سرمایه گذار هم ندارد و نخواهد داشت و هرگز به هیچ قیمتی فروخته نخواهد شد!
این عین سخنان پاول دورف مدیرعامل تلگرام است. پاول دورف میگوید چند شرکت و شخص که نام آنها را فاش نمیکند از سیلیکونولی و... به او پیشنهادهایی بین ۳ تا ۵ میلیارد دلار برای خرید تلگرام دادهاند اما او همه آنها را رد کرده است.
زمانی که از پاول دورف سوال شده که هزینههای تلگرام را چگونه تامین میکند او در پاسخ ادعا کردهاست که این هزینهها با سخاوت مردم و Donate (کمکهای بلا عوض) تامین میشود و تلگرام درحال حاضر به اندازه کافی پول دارد.
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
🔶🔹معیار زندگیت چند؟
نازنین دوستی داشتم که گرفتار یک بیماریِ دشوار شده بود.
هر گاه از او میپرسیدم حالت چطور است؟
همیشه در پاسخ، حِکمتی می گفت در حد و قواره ی اعجاز.
می گفت: "مُعدلِ زندگی ام را که نگاه می کنم، خوبم".
خیلی وقتها حالِ ناخوش ما، یا حتی حالهای خوشِ انفجاری ما به خاطر نگاه تونِلی ما است.
یعنی، یکهو رویِ یک چیزی بیش از اندازه زوم میکنیم
و بیش از حد دلچرکین میشویم (اگر ناخوشایند باشد)
یا سرمستی را از حد می گذاریم (اگر خوشایند باشد).
در حالت اول، روانِ ما به حدِّ پارگی درد میکشد و در دومی آنقدر شورش را درمیآوریم که وقتی آن سرخوشی تمام میشود (که قاعدتاً تمام هم میشود و زندگی فقط اوقات شاد نیست) احساس خالی شدن و پوچی میکنیم.
اما نگاهِ معدل خیلی نمیگذارد دچار نوسان شویم.
یک جور ثبات حالِ میآورد؛
یک جور جمعیتِ خاطر (به قول حافظ).
بیشترِ ما معدل زندگیمان را اگر نگاه کنیم، خدایی اش لااقل نمره ی قبولی میگیرد.
قطعا هر کس زندگیاش مشکل دارد.
یا حتی بخشی از زندگیاش را شاید نکبت گرفته باشد. اما معدلش چگونه بوده است؟ این مهم است
مثلا خیلی از ما، ثروت، بیشتر از سلامتی به چشممان می آید.
اصلا تا مریضیِ سخت نگیریم نمیفهمیم سلامتی چی چی هست (گرچه در وضعیت درمانی مملکت ما وقتی مریض میشوی هم می فهمی سلامتی چه نعمتی است، و هم ثروت چه موهبتی).
اما اگر به جای نگاه تونلی، نگاهِ معدلی داشته باشیم، این دو تا با هم برابر میشوند:
معدل سلامتی و وضعیت متوسط یا پایینِ مالی، با معدلِ ثروت و اختلال بدنی و روانی یکی میشود.
به خاطر همین برابری است که در هر سنی یکی از آنها برای آدم مهم میشود:
برای جوانها ثروت مهم است و برای سالخورده ها، سلامتی.
حالا اگر هر دوتایش باشد که چه بهتر. جزو شاگرد اولها میشوی.
ولی وقتی شاگرد اول نیستی، قبولی هم، قابل قبول است.
✍دکتر محسن زندی (روانشناس)
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
نازنین دوستی داشتم که گرفتار یک بیماریِ دشوار شده بود.
هر گاه از او میپرسیدم حالت چطور است؟
همیشه در پاسخ، حِکمتی می گفت در حد و قواره ی اعجاز.
می گفت: "مُعدلِ زندگی ام را که نگاه می کنم، خوبم".
خیلی وقتها حالِ ناخوش ما، یا حتی حالهای خوشِ انفجاری ما به خاطر نگاه تونِلی ما است.
یعنی، یکهو رویِ یک چیزی بیش از اندازه زوم میکنیم
و بیش از حد دلچرکین میشویم (اگر ناخوشایند باشد)
یا سرمستی را از حد می گذاریم (اگر خوشایند باشد).
در حالت اول، روانِ ما به حدِّ پارگی درد میکشد و در دومی آنقدر شورش را درمیآوریم که وقتی آن سرخوشی تمام میشود (که قاعدتاً تمام هم میشود و زندگی فقط اوقات شاد نیست) احساس خالی شدن و پوچی میکنیم.
اما نگاهِ معدل خیلی نمیگذارد دچار نوسان شویم.
یک جور ثبات حالِ میآورد؛
یک جور جمعیتِ خاطر (به قول حافظ).
بیشترِ ما معدل زندگیمان را اگر نگاه کنیم، خدایی اش لااقل نمره ی قبولی میگیرد.
قطعا هر کس زندگیاش مشکل دارد.
یا حتی بخشی از زندگیاش را شاید نکبت گرفته باشد. اما معدلش چگونه بوده است؟ این مهم است
مثلا خیلی از ما، ثروت، بیشتر از سلامتی به چشممان می آید.
اصلا تا مریضیِ سخت نگیریم نمیفهمیم سلامتی چی چی هست (گرچه در وضعیت درمانی مملکت ما وقتی مریض میشوی هم می فهمی سلامتی چه نعمتی است، و هم ثروت چه موهبتی).
اما اگر به جای نگاه تونلی، نگاهِ معدلی داشته باشیم، این دو تا با هم برابر میشوند:
معدل سلامتی و وضعیت متوسط یا پایینِ مالی، با معدلِ ثروت و اختلال بدنی و روانی یکی میشود.
به خاطر همین برابری است که در هر سنی یکی از آنها برای آدم مهم میشود:
برای جوانها ثروت مهم است و برای سالخورده ها، سلامتی.
حالا اگر هر دوتایش باشد که چه بهتر. جزو شاگرد اولها میشوی.
ولی وقتی شاگرد اول نیستی، قبولی هم، قابل قبول است.
✍دکتر محسن زندی (روانشناس)
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
😍صبحانه روز جمعه دونفرش خوبه....
🌹اونم تو ي جاي دنج....
صبح آدینه تون بخیر....🌺🍃
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
🌹اونم تو ي جاي دنج....
صبح آدینه تون بخیر....🌺🍃
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
تصنیف بسیا زیبا و شنیدنی
🔸زمستان است ( هوا بس ناجوانمرده سردست )
🔹با صدای: استاد شجریان
🔸شاعر : مهدی اخوان ثالث
🔸آهنگساز : حسین علیزاده
🔸آلبوم : زمستان است
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information
🔸زمستان است ( هوا بس ناجوانمرده سردست )
🔹با صدای: استاد شجریان
🔸شاعر : مهدی اخوان ثالث
🔸آهنگساز : حسین علیزاده
🔸آلبوم : زمستان است
─═इई 🍃🌼🍃ईइ═─
@General_information