گندم🌾 Gandum
144 subscribers
1.14K photos
244 videos
22 files
197 links
🎨
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شبت بخیر
غم ات نیز...
1
"تلخ است روزگار؛ مگر با بهانه‌ای
پیدا کنیم، دل‌خوشیِ کودکانه‌ای"
2
آن‌ هنگام که کودک بودم
دست چپم دوست داشت
مانند دست بچه‌پولدار همسایه‌مان
او هم ساعتی داشته باشد.
بهانه می‌گرفتم
مادرم به‌ناچار مچ دستم را
گاز می‌گرفت.
با جای اثر دندان‌هایش
بر روی مچ دستم
ساعتی درست می‌کرد!
آی...! که شادمانی می‌کردم.
بزرگ که شدم،
دست چپم
ساعت‌های واقعی زیادی به خود دید،
امّا هیچ‌یک
مانند ساعت جای دندان مادرم
بر روی مچ و دستم
آنچنان من را شادمان نکردند...

شیرکو بیکس | شاعر کوردستانی(کورد عراق)
برگردان: سید شجاع نی‌نوا

#شیرکو_بیکس
2
زندگانی راحتش در ابتدا و انتهاست
یا لحد جای فراغت یا کنار مادر است
#کلیم_کاشانی
2
گه‌گداری نظر و فکر بزرگان غلط است
ایده‌ی کهنه اجداد و نیاکان غلط است

آن‌که خود را زده عمداً به نفهمیدن و خواب
بحث با این دغلِ کور دو چندان غلط است

پیش من صحبتی از عاشقی و عشق نکن
بردن پسته وَ یا زیره به کرمان غلط است

میوه نوبر دل را نده هی دست کسی
دل سپردن به زن و مرد هوسران غلط است

بعد عمری که رکب خوردم و خوردم به زمین
تازه فهمید دلم خوبی و احسان غلط است

قصد رفتن نکن ای هم قفس و همدم من
هجرت چلچله در فصل زمستان غلط است

رفتنی می‌رود و قصد تو هم پر زدن است
اصلاً امشب برو! چون ماندن مهمان غلط است!



#علی_قهرمانی
1
در دنیا هیچ‌کاری سخت‌تر از صداقت و صمیمیت نیست، هیچ کاری هم آسان‌تر از تملق و چاپلوسی نیست! در صداقت و صمیمیت،‌ حتی‌ اگر‌ یک درصد دروغ و تزویر باشد، فوری نغمه‌ ناسازش بلند می‌شود و کار را به رسوایی می‌کشاند.
چاپلوسی،‌ هر چقدر هم که نتراشیده و زننده باشد‌ دست‌کم نیمی از آن همیشه به نظر حقیقت‌ می‌‌آید!  ربطی هم به موقعیت اجتماعی آدم‌ها و یا‌ این طبقه و آن‌ طبقه‌ ندارد، همه را در بر می‌گیرد.

📕 #جنایت_و_مکافات
✍🏻 #دایستایوفسکی
3
Forwarded from مُبهم :)
ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﺧﻮﺏ، کتاب‌های ﺧﻮﺏ ﻭ ﯾﮏ ﻭﺟﺪﺍﻥ ﺁﺳﻮﺩﻩ؛ ﺍین‌ها ﺯﻧﺪﮔﯽ ایده‌آل ﻫﺴﺘﻨﺪ.
مارک تواین
4
مرا از دست این شهر پر از دیوار راحت کن
بیا و این دعای غیرممکن را اجابت کن

اگر طوفان شدی تنها به فکر خانه‌ی من باش
اگر خنجر شدی تنها به قلب من اصابت کن




#حسین_طاهری
2
وابسته‌ام چنان به تو که خاک با کویر
یا مثل قفل و میله و دیوار با اسیر

این‌روزها به‌شکل عجیبی کلافه‌ام
بسیار منزوی‌تر و بسیار گوشه‌گیر

آدم چگونه از تو خودش‌ را جدا کند
مویی‌ستم رها شده در کاسه‌ی خمیر

ماییم و چند دل‌خوشی‌ِ کودکانه‌ای
در غیر آن چه مانده از این آدمِ حقیر

پیر و جوان و شاه و گدا رنگِ عالم‌اند
قربان دست‌های تو، نقّاش چرخِ پیر!

وقتی‌که قصد خودکشی‌ام را گذاشته:
آیا دلش نسوخته آقای سر دبیر؟
__
در قید و بند شیخ و ملا و چلوستیم
ماییم و زندگیِ سگی و بخور نمیر!!

فردین فرهمند
1
مثلی که ابتر ساخت جنگل را تبر یک‌روز
میراث اجداد خودش را این پسر یک‌روز...

بیکار کنج خانه، نقاشی، کتاب و شعر...
از خانه بیرون می‌کند من را پدر یک‌روز

اطرافیانم دوستم دارند، می‌گویند
بیچاره می‌سازد تورا شعر و هنر یک‌روز

از شهر و انسان‌‌های ماشینی گریزانم
سر می‌کشم سوی یگان کوه و کمر یک‌روز

جنگ است بین دردهایم، آخرش نابود...
آنگونه که نابود خواهد شد بشر یک‌روز

تاریخ خواهد گفت: انسان‌های این دوران
اندازه‌ی یک‌سال می‌شد پیر، در یک روز

چیزی نخواهم کرد از بس ناامید استم
چرخ فلک هم بر مرادِ من اگر یک‌روز...

واضح نمی‌گویم، مبادا دق شود از من
در حقِ من یک ناجوانی... یک‌نفر... یک‌روز...

حالا نمی‌دانم که او مرده‌ست یا زنده
یک‌وقت از حالش نبودم بی‌خبر یک روز.

مجید خاکسار
1
انسان گاهی چنان به رنج خو می‌گیرد که حتی از خوشبختی نیز می‌ترسد.

فئودور داستایفسکی، یادداشت‌های زیرزمینی
3
آدم‌های معنوی آسیب بیشتری می‌زنند.

اول بگویم که منظورم از آدم معنوی، معنای مصطلح و دینی آن نیست. منظورم شکل ظریف‌تری از آدم‌ است. کسی که درون‌نگری‌ بیشتری دارد. عواطف تیزتر و رقیق‌تری دارد. به کلمات و واژگان وسیعی مسلح است. این فرد در عین حال که جذابیت دارد اصلا بی‌خطر نیست. این فرد راحت‌تر راه نفوذ به تو را پیدا می‌کند. در مدت زمان کمتری نقطه‌ضعف‌هایت را می‌شناسد. و همه‌ی این‌ها به او در مواجهه با تو قدرت می‌دهد. قدرت اینکه بتواند با کلمات و رفتارهای مختصری به تو آسیب جدی بزند. دست بگذارد روی پاشنه آشیلت و با سوزن کنایه دمل‌های روحت را بترکاند. آخر سر هم با لطائف‌الحیل خود را خیرخواه و بی‌گناه نشان دهد.


#سعید_مبشر
گپم ز مرگ گذشته‌است و گور چیزی نیست
به پیش تلخی من "بوف‌کور" چیزی نیست

مرا بکُش اگرم فکر انتقامت است
که در مقابل صبرم غرور چیزی نیست

ز بس که سوخت تنم در میانِ این برزخ
برای مار، به گژدم، به مور چیزی نیست...

ز کام مرگ خودم را کشانده‌ام دریا!
ولی دریغ که در بینِ تور چیزی نیست

چنان‌که هستیِ خود را سیاه می‌بینم
برای چشم منِ کور، نور چیزی نیست

چقدر فرق میان من است و ابراهیم
به من جهنم و بر او تنور چیزی نیست

#سهراب_سوشیان
1
مورچه‌ها
می‌آیند
می‌روند
تنها
مورچه‌های عاشق است
که بال می‌کشند.

#فاطمه_فیضی