نبردی در دل تاریکی جزیره ی فال هال باری دیگر توسط بیگانگان اسوسی مورد حمله قرار گرفت ایا این بارهم دوام میآورد یا جزیره ی خسته ی نبرد ما تسلیم اسوسی ها میشود
در تاریکی مطلق کشتی های اسوسی ها به بندر فال هال نزدیک میشدن گویا مدافع قصد هیچ نبرد دریایی رو نداشت و سعی در فراری دادن ناوگان خودش بود ک با توجه ب محاصرع ای چندین ماهه ی اسوسی ها این کار نشدنی بود
تعدادی نیرو برای فراری دادن کشتی ها به ساحل اومدن و با اتش تیر باران بیگانگان جان خود را فدای خاک کردن مهاجمین با نزدیکی ب ساحل دستور شلیک ادوات رو صادر کردن و تمام ناوگان مدافع زیر رگبار تیر و اتش ادوات مهاجم درهم شکست بعد از برد در نبرد دریایی و گرفتن بندر فال هال
کشتی های گشتی به دور بندر برای نگهبانی از ناوگان خود گذاشتن و پیشقراول مهاجمین به ساحل رسیدن گروه های کوچیکی با ارایش درست و سپر های چوبی بالای سر خود در حال پاکسازی ساحل بودن ک گروه های گشت زنی مدافعان خیلی سری به فرمانده خبرهارو میرساند گویا مدافعان چندین بخش نیرو در جزیره برای کمین کردن گذاشته بودن و ادوات خود را به بهترین شکل بر روی تپه های بالای کوه های فال هال جاگذاری کرده بودن
در تاریکی مطلق کشتی های اسوسی ها به بندر فال هال نزدیک میشدن گویا مدافع قصد هیچ نبرد دریایی رو نداشت و سعی در فراری دادن ناوگان خودش بود ک با توجه ب محاصرع ای چندین ماهه ی اسوسی ها این کار نشدنی بود
تعدادی نیرو برای فراری دادن کشتی ها به ساحل اومدن و با اتش تیر باران بیگانگان جان خود را فدای خاک کردن مهاجمین با نزدیکی ب ساحل دستور شلیک ادوات رو صادر کردن و تمام ناوگان مدافع زیر رگبار تیر و اتش ادوات مهاجم درهم شکست بعد از برد در نبرد دریایی و گرفتن بندر فال هال
کشتی های گشتی به دور بندر برای نگهبانی از ناوگان خود گذاشتن و پیشقراول مهاجمین به ساحل رسیدن گروه های کوچیکی با ارایش درست و سپر های چوبی بالای سر خود در حال پاکسازی ساحل بودن ک گروه های گشت زنی مدافعان خیلی سری به فرمانده خبرهارو میرساند گویا مدافعان چندین بخش نیرو در جزیره برای کمین کردن گذاشته بودن و ادوات خود را به بهترین شکل بر روی تپه های بالای کوه های فال هال جاگذاری کرده بودن
طولی نکشید ک مهاجم ها با خونسردی تمام ادوات و نیرو های خودشون رو توی ساحل پیاده کردن ارایش نظامی درست سواره های از کنار و نیزه داران و شمشیر زنان از جلو با شیلد مناسب در این نبرد به خوبی مانع نفوذ های دشمن بود اما غافل از اینکه در تاریکی شب لباس های سیاه پوشیدن حکم اجنه رو برای مدافعین داشت
مشعل های مهاجمان روشن و اولین شیپور نبرد به صدا در آمد
با جلو رفتن مهاجم هان گروه های کمین کننده ک کاملا با زادگاهشان آشناییت کامل داشتن در چندین مرحله به مهاجمین حمله کردن و تلفات خوبی از مهاجمان گرفتن سواره های دور ارتش به شدت آسیب پذیر شده بودن یکی پس از دیگری هرچند دیقه یه بار حملات چریکی مدافعان در جزیره خلقوخوی مهاجمان رو گرفته بود
اما کمین کردن تمام کار مدافع نبود
و باری دیگر شروع به زدن نیرو های مهاجم کردن اما این بار ادوات مدافع از بالای تپه ها و مناطق بلند جزیره
مسیر شیب دار مهم ترین پوینت مثبت مدافعان بود ک بخوبی از ان بهره مند شدن از طرفی مهاجمان هیچ گونه برنامه ای برای بالا رفتن از شیب و رسیدن ب دیوار و دروازه با مسیر های تنگ و کمین گاهای مدافعین نداشتن
مشعل های مهاجمان روشن و اولین شیپور نبرد به صدا در آمد
با جلو رفتن مهاجم هان گروه های کمین کننده ک کاملا با زادگاهشان آشناییت کامل داشتن در چندین مرحله به مهاجمین حمله کردن و تلفات خوبی از مهاجمان گرفتن سواره های دور ارتش به شدت آسیب پذیر شده بودن یکی پس از دیگری هرچند دیقه یه بار حملات چریکی مدافعان در جزیره خلقوخوی مهاجمان رو گرفته بود
اما کمین کردن تمام کار مدافع نبود
و باری دیگر شروع به زدن نیرو های مهاجم کردن اما این بار ادوات مدافع از بالای تپه ها و مناطق بلند جزیره
مسیر شیب دار مهم ترین پوینت مثبت مدافعان بود ک بخوبی از ان بهره مند شدن از طرفی مهاجمان هیچ گونه برنامه ای برای بالا رفتن از شیب و رسیدن ب دیوار و دروازه با مسیر های تنگ و کمین گاهای مدافعین نداشتن
چندین ساعت گذشت و مهاجمین به شدت خسته شده بودن اما هیچ چیز برای فتح فال هال جلو دار انها نبود
با نزدیک شدن به شیب فال مدافعان پلن های بعدی خود را رو کردن الوار و بشکه های قیر بود ک بر سر مهاجمین از بالای کوه های فال هال روانه میشد تاریکی شب در قسمت مهاجمان به روز تبدیل شد
سواره های کم تعداد مدافع برای دفاع از ناموسشان به بیرون از قلعه رفتن چندین چارج درست به مهاجمین دادن ک با توجه ب تعداد کمشان فقط در حد تلفات اولیه و خستگی بیشتر مهاجمان بود
از بالای تپه ها باری دیگر تیر های اسکورپ و منجنیق بر سر مهاجمین روانه شد ولی هدف مدافعان تلفات زدن ب مهاجمین نبود بلکه ایجاد ترس در بین سپاهیان مهاجمین بود ک درست ام برنامه ریزی شده بود
بعد از تمام این نبرد ها حال مهاجمان با وجود تلفات زیادی ک خوردن ب جلوی دروازه فال هال رسیدن دو طرف امادع ای نبرد
از سمتی مدافع هان ک اماده نبرد بودن در بالای دیوار ها و درون شهر مستقر شده بودن و مهاجمین خسته ارایش نظامی گرفته بودن و اماده ای اتمام این نبرد بودن انها ک تا الان تعداد زیادی از همرزمانشان رو از دست داده بودن قصد نداشتن ب این سادگی شکست دیگری در جزیره ی فال هال داشته باشن
با نزدیک شدن به شیب فال مدافعان پلن های بعدی خود را رو کردن الوار و بشکه های قیر بود ک بر سر مهاجمین از بالای کوه های فال هال روانه میشد تاریکی شب در قسمت مهاجمان به روز تبدیل شد
سواره های کم تعداد مدافع برای دفاع از ناموسشان به بیرون از قلعه رفتن چندین چارج درست به مهاجمین دادن ک با توجه ب تعداد کمشان فقط در حد تلفات اولیه و خستگی بیشتر مهاجمان بود
از بالای تپه ها باری دیگر تیر های اسکورپ و منجنیق بر سر مهاجمین روانه شد ولی هدف مدافعان تلفات زدن ب مهاجمین نبود بلکه ایجاد ترس در بین سپاهیان مهاجمین بود ک درست ام برنامه ریزی شده بود
بعد از تمام این نبرد ها حال مهاجمان با وجود تلفات زیادی ک خوردن ب جلوی دروازه فال هال رسیدن دو طرف امادع ای نبرد
از سمتی مدافع هان ک اماده نبرد بودن در بالای دیوار ها و درون شهر مستقر شده بودن و مهاجمین خسته ارایش نظامی گرفته بودن و اماده ای اتمام این نبرد بودن انها ک تا الان تعداد زیادی از همرزمانشان رو از دست داده بودن قصد نداشتن ب این سادگی شکست دیگری در جزیره ی فال هال داشته باشن
جفت ارتش امادع نبردی سخت تر بودن
نیرو های مهاجم شیلد درست گرفته بودن و پشت سر این شلید کمانداران مهاجم بودن و هر ۲۰ ثانیه یک بار به سمت نیرو های بالای دیوار شلیک میکردن
از سوی دیگر مدافعان هم روی دیوار شیلد گرفته بودن و کمانداران مدافع هم کیر هاشون رو شلیک میکردن ب سمت نیرو های مهاجم ادوات دو طرف به سمت یکدیگر شلیک کردن دژکوب و ها و نردبان های مهاجم به دیوار نزدیک شدن و نردبان ها گذاشته شد و دژکوب ها به دروازه میکوبیدن از بالای دیوار هم مدافعان با دستور فرماندع برای بالای دیوار و دروازه پلن های زیادی داشتن با جای گذاری نردبان ها زیر نردبان ها اتش گرفت قیر های ک مدافع به زیر دیوار ریخته بود الان نردبان های مهاجم رو به اتش کشیدن مهاجمین ک هیچ راهی برای ورود به قلعه نداشتن دستور عقب نشینی رو از سوی فرمانده ی خود دریافت کردن
برا فرار کردن نیرو های مهاجم مدافعین با روحیه بالا ب سمت نیرو های فراری حمله کردن و تا ساحل مهاجم همش انگشت میشد در اخر تعدادیشون بگا رفتن و بقیه نیرو ها با ناوگان ها فرار کردن و در ۵ دیقه ی قلعه مستقر شدن
حال باید دید فرمانده ی اسوسی ها باری دیگر دستور حمله ب جریزه ی را میدهد یا ن
نیرو های مهاجم شیلد درست گرفته بودن و پشت سر این شلید کمانداران مهاجم بودن و هر ۲۰ ثانیه یک بار به سمت نیرو های بالای دیوار شلیک میکردن
از سوی دیگر مدافعان هم روی دیوار شیلد گرفته بودن و کمانداران مدافع هم کیر هاشون رو شلیک میکردن ب سمت نیرو های مهاجم ادوات دو طرف به سمت یکدیگر شلیک کردن دژکوب و ها و نردبان های مهاجم به دیوار نزدیک شدن و نردبان ها گذاشته شد و دژکوب ها به دروازه میکوبیدن از بالای دیوار هم مدافعان با دستور فرماندع برای بالای دیوار و دروازه پلن های زیادی داشتن با جای گذاری نردبان ها زیر نردبان ها اتش گرفت قیر های ک مدافع به زیر دیوار ریخته بود الان نردبان های مهاجم رو به اتش کشیدن مهاجمین ک هیچ راهی برای ورود به قلعه نداشتن دستور عقب نشینی رو از سوی فرمانده ی خود دریافت کردن
برا فرار کردن نیرو های مهاجم مدافعین با روحیه بالا ب سمت نیرو های فراری حمله کردن و تا ساحل مهاجم همش انگشت میشد در اخر تعدادیشون بگا رفتن و بقیه نیرو ها با ناوگان ها فرار کردن و در ۵ دیقه ی قلعه مستقر شدن
حال باید دید فرمانده ی اسوسی ها باری دیگر دستور حمله ب جریزه ی را میدهد یا ن
آسمان ابری و سنگین بود. در دشت باز، ارتش ویل صف بسته و آمادهی عبور بود روبهروی آنها استورم با صفوف فشرده راه را سد کرده بود. فاصله میان دو سپاه زیر سم اسبها و فریاد فرماندهان میلرزید لحظهی برخورد نزدیک بود
فرمانده هان هر ارتش اماده سازی های برای نبرد داشتن از طرفی ویلی ها بشکه های پر از سنگ و اغوشته ب شراب اماده کردن بودند برای ادوات از طرفی یا چشمان ما بد بود یا ارتش جلوی ارتش ویل نصف ان بود گویا استورمی ها با امار خیلی کمی برابر ویل های میخواستن استقامت کنن
ارایش ها گرفته شد و نبرد با اتش ادوات اغاز شد دو طرف سنگ ها و.. اتشین به سوی هم پرت میکردن ارتش ویل با چند تیکه شدن و روی بلندی ایستادن تا از حملات ادوات در امان باشن فرماندع ی ک استتاری عالی برای سپاهیانش داشت پلن عای زیادی داشتن اما بیشتران رو وقتی نبود تا اجراع کنن
از سوی دیگر استورمی ها قصد حمله کردن نداشتن ادوات ها سکوت منطقه رو شکسته بودن از طرفی بشکه های پر سنگ پرت میشد از طرفی سنگ های تکی تلفات ارتش استورم تو نبرد ادوات بیشتر و بیشتر میشد این عمل باعث شد تا ویلی ها ب پیشروی ب سمت ارتش استورم ادامه
فرمانده هان هر ارتش اماده سازی های برای نبرد داشتن از طرفی ویلی ها بشکه های پر از سنگ و اغوشته ب شراب اماده کردن بودند برای ادوات از طرفی یا چشمان ما بد بود یا ارتش جلوی ارتش ویل نصف ان بود گویا استورمی ها با امار خیلی کمی برابر ویل های میخواستن استقامت کنن
ارایش ها گرفته شد و نبرد با اتش ادوات اغاز شد دو طرف سنگ ها و.. اتشین به سوی هم پرت میکردن ارتش ویل با چند تیکه شدن و روی بلندی ایستادن تا از حملات ادوات در امان باشن فرماندع ی ک استتاری عالی برای سپاهیانش داشت پلن عای زیادی داشتن اما بیشتران رو وقتی نبود تا اجراع کنن
از سوی دیگر استورمی ها قصد حمله کردن نداشتن ادوات ها سکوت منطقه رو شکسته بودن از طرفی بشکه های پر سنگ پرت میشد از طرفی سنگ های تکی تلفات ارتش استورم تو نبرد ادوات بیشتر و بیشتر میشد این عمل باعث شد تا ویلی ها ب پیشروی ب سمت ارتش استورم ادامه
گاری های خالی بدون سوار با رم اسب به سمت ارتش استورم روانه شد برای شکستن ارایش دشمن کافی نبود تلفاتی وارد نکرد اما ناله های از دل سپای استورم به گوش میرسید صف اول اونا با تمام ارایش درستی ک گرفته بودن از شدت درد ب ناله افتادن ولی هیچ چیزی برای شکستن دیوار استورم کافی نبود
ارتش ویل با ارایش درست ب سمت صد محکم استورمی ها حمله کرد از چندین بخش مختلف تعداد بالای سواران ویل به چند بخش دیوار کم تعداد استورم حمله ور شدن اما غافل از اینکه این دیوار قصد شکستن نداشت سواران یکی یکی به زمین میوفتادن ارتش اصلی از راه رسید و دو سپاه باهم برخورد کردن دو طرف ارایش بسته گرفته بودن سواران استورم ام بیکار ننشته بودن و از دو طرف به ویلی ها حمله کردن میدان نبردی ک از سکوتش صدای باد ب گوش میرسید حال چیزی جز صدای سپر و ناله ی مردان در فضا نبود
دو فرمانده پلن های زیادی داشتن از سوی ویلی ها با سواران پر تعداد از سوی دیگر استورمی ها با ارایش عالی خود قصد کم اوردن نداشتن با توجه ب تلفات بالای ارتش کم تعداد جلوی ویل صفوف انها داشت میشکست فرمانده ارتش ویل با آرایش نظامی درست قصد محاصرع کردن ارتش استورم رو داشت ک ناگهان ...
ارتش ویل با ارایش درست ب سمت صد محکم استورمی ها حمله کرد از چندین بخش مختلف تعداد بالای سواران ویل به چند بخش دیوار کم تعداد استورم حمله ور شدن اما غافل از اینکه این دیوار قصد شکستن نداشت سواران یکی یکی به زمین میوفتادن ارتش اصلی از راه رسید و دو سپاه باهم برخورد کردن دو طرف ارایش بسته گرفته بودن سواران استورم ام بیکار ننشته بودن و از دو طرف به ویلی ها حمله کردن میدان نبردی ک از سکوتش صدای باد ب گوش میرسید حال چیزی جز صدای سپر و ناله ی مردان در فضا نبود
دو فرمانده پلن های زیادی داشتن از سوی ویلی ها با سواران پر تعداد از سوی دیگر استورمی ها با ارایش عالی خود قصد کم اوردن نداشتن با توجه ب تلفات بالای ارتش کم تعداد جلوی ویل صفوف انها داشت میشکست فرمانده ارتش ویل با آرایش نظامی درست قصد محاصرع کردن ارتش استورم رو داشت ک ناگهان ...
محاصره بر ارتش استورم تنگتر میشد پرچمهای ویل چون طوفان فولاد بر گردشان حلقه میزد فریاد پیروزی در گلوی دشمنان شکل میگرفت که ناگهان زمین لرزید از جناح چپ پردهای از غبار شکافت و سه هزار مرد استورمی، چون سیل رهاشده از سد، بر قلب سپاه ویل فرود آمدند بانگ شبیخون همچون صاعقهای بر آسمان ابری امید دشمن را درهم شکست آنچه دامی بود برای مرگ اکنون به خنجری بدل شده بود که از پهلو بر تن سپاه ویل فرو میرفت نیزه دارانی با ارایش درست در پشت سر خود شمشیر زن های برای پشتیبانی داشتن اما این کل ارتش نبود کمانداران استورمی در صف اخر به سوی ارتش ویل حمله ور شدن
انچه فرماندع هان ویل انتظاری ازشون نداشتن اکنون بلای جانشان بود سواران ارتش ویل یکی پس از دیگری نقش زمین میشدن این حمله ن تنها ترس در دل ویلی انداخته بود بلکه امیدی تازه برای نیرو های اولیه بود اکنون دفاع جانانه به حمله ای همه جانبه تبدیل شده بود نبردی ک ویلی برنده شده بودن اکنون چیزی جز شکست برای انها نداشت حال این ارتش استورم بود ک با ارایش خوب ویلی هارو محاصره کرده بود اما تعداد کمشان عقب سپای ویل نمیرسید سواران ویل ک دیگر نای برای جنگیدن نداشتن دست ب فرار زدن
انچه فرماندع هان ویل انتظاری ازشون نداشتن اکنون بلای جانشان بود سواران ارتش ویل یکی پس از دیگری نقش زمین میشدن این حمله ن تنها ترس در دل ویلی انداخته بود بلکه امیدی تازه برای نیرو های اولیه بود اکنون دفاع جانانه به حمله ای همه جانبه تبدیل شده بود نبردی ک ویلی برنده شده بودن اکنون چیزی جز شکست برای انها نداشت حال این ارتش استورم بود ک با ارایش خوب ویلی هارو محاصره کرده بود اما تعداد کمشان عقب سپای ویل نمیرسید سواران ویل ک دیگر نای برای جنگیدن نداشتن دست ب فرار زدن
باقی مونده ی ارتش ویل ارایش مربعی شکل گرفته بودن و اجازه ی محصارع شدن رو نمیدادن مقاوت ارتش ویل عالی بود دو طرف با کماندارن خود نفس همدیگه رو بریده بودن ک باز ارتشی کوچیک از دو طرف به سمت ارتش ویل حمله کردن چپ و راست ارتش ویل درهم شکست ولی استورمی های قصد نفوذ نذاشتن فقط دو طرف به به یک دیگر تلفات میزدن ک خوب تلفات ارتش ویل بیشتر بود
فرمانده ای ارتش ویل دستور عقب نشینی و شکستن محاصرع راه داد ک ناگهان سپاهی دیگر از پشت سر به پشت ارتش ویل حمله کردن یا نزدیک شدن نیرو های عقبی دیگر امیدی در دل فرزندان کوهستان نبود مقاوت میکردن کشته میشدن میکشتن اما کافی نبود برای نجات باید محاصره شکسته میشد امیدی نبود
ک ناگهان سواران دست ب فرار زده ی ویل همان سوارانی ک میدان نبرد را مثل ترسو های بزدل ول کردن همان سوارانی ک هم رزمانشون رو ول کردن این بار چون گرد بادی چون فولاد بازگشتن سینه چاک و بی باک فریاد تاتاکاعه تاتاکاعه سر میدادن بازگشتی ک ن به فرمان ک به غیرت بود با دیدن سواره ها ارتش محاصره شده منتظر اولین برخورد بود ک بعد از اولین برخورد نیزه داران جانشان را فدا میکردن تا تنگه ای باز کنن از درون ارتش ویل دیگر ناله ای شنیده نمیشد یک صدا فریاد شینزو ساساگئو به گوش میرسید قلب هارو فردا کردن محاصرع رو شکستن کشته های دادن اما میدانستن ک روزی برادرانشان برمیگردن میدانستن ک با این فداکاری مادرانی فرزنداناش رو میدیدن از پشت سر سواره ها میجنگیدن از درون محصارع نیزه داران حلقه رو باز کردن و با فدا کردن خود فرمانده و باقی مونده ی سپاه رو نجات دادن
نیرو های بیرون رفته از محاصره اشک در چشمانشان دیده میشد اشکی ک از ترس نبود بلکه از دیدن غیرت نیرو هاشون بود فرار کردن به سمت ویل ولی میدانیم ک باز برمیگردن تا انتقام بگیرن
فرمانده ای ارتش ویل دستور عقب نشینی و شکستن محاصرع راه داد ک ناگهان سپاهی دیگر از پشت سر به پشت ارتش ویل حمله کردن یا نزدیک شدن نیرو های عقبی دیگر امیدی در دل فرزندان کوهستان نبود مقاوت میکردن کشته میشدن میکشتن اما کافی نبود برای نجات باید محاصره شکسته میشد امیدی نبود
ک ناگهان سواران دست ب فرار زده ی ویل همان سوارانی ک میدان نبرد را مثل ترسو های بزدل ول کردن همان سوارانی ک هم رزمانشون رو ول کردن این بار چون گرد بادی چون فولاد بازگشتن سینه چاک و بی باک فریاد تاتاکاعه تاتاکاعه سر میدادن بازگشتی ک ن به فرمان ک به غیرت بود با دیدن سواره ها ارتش محاصره شده منتظر اولین برخورد بود ک بعد از اولین برخورد نیزه داران جانشان را فدا میکردن تا تنگه ای باز کنن از درون ارتش ویل دیگر ناله ای شنیده نمیشد یک صدا فریاد شینزو ساساگئو به گوش میرسید قلب هارو فردا کردن محاصرع رو شکستن کشته های دادن اما میدانستن ک روزی برادرانشان برمیگردن میدانستن ک با این فداکاری مادرانی فرزنداناش رو میدیدن از پشت سر سواره ها میجنگیدن از درون محصارع نیزه داران حلقه رو باز کردن و با فدا کردن خود فرمانده و باقی مونده ی سپاه رو نجات دادن
نیرو های بیرون رفته از محاصره اشک در چشمانشان دیده میشد اشکی ک از ترس نبود بلکه از دیدن غیرت نیرو هاشون بود فرار کردن به سمت ویل ولی میدانیم ک باز برمیگردن تا انتقام بگیرن
در سرمای مرگبار وستروس، جایی که بادهای یخزده با فریادهای جنگآوران در هم میآمیزند، باز هم طبلهای نبرد به صدا درآمدهاند. اینبار، ارتش وحشیهای پشت دیوار، با لشکری به مراتب بزرگتر و بیرحمتر از همیشه، همچون سیلابی ویرانگر، روانهی دشت باز قلعهی لستهارت شدهاند. جمعیتی که گویی خود تاریکی و طوفان را به دنبال میآورد، بیرحمانه و مصمم، جان و سرزمین را میطلبند.
در آن سوی میدان، ارتش شمال، ایستاده به مانند کوهی استوار، با قلبهایی آتشین و شمشیرهایی تیز، آمادهاند تا در برابر این سیل سهمگین مقاومت کنند؛ جایی که سرنوشت وستروس در تعادل شکنندهای قرار گرفته است. امروز، در آتش و خون، نام کسانی که به پای این سرزمین ایستادهاند، جاودانه خواهد شد.
این نبرد، فراتر از جنگی ساده، رزم عزمهای فولادین و ارادههای شکستناپذیر است؛ جنگی که سرنوشت جهان را در هم میآمیزد و بر تارک تاریخ وستروس نقش میبندد.
در آن سوی میدان، ارتش شمال، ایستاده به مانند کوهی استوار، با قلبهایی آتشین و شمشیرهایی تیز، آمادهاند تا در برابر این سیل سهمگین مقاومت کنند؛ جایی که سرنوشت وستروس در تعادل شکنندهای قرار گرفته است. امروز، در آتش و خون، نام کسانی که به پای این سرزمین ایستادهاند، جاودانه خواهد شد.
این نبرد، فراتر از جنگی ساده، رزم عزمهای فولادین و ارادههای شکستناپذیر است؛ جنگی که سرنوشت جهان را در هم میآمیزد و بر تارک تاریخ وستروس نقش میبندد.
دو ارتش روبه روی هم ایستاده بودن در سوی از میدان وحشی های پشت دیوار با دستور فرمانده ب چندین و چندین بخش پر تعداد تقسیم شدن
و ارایش ادولت گرفتن
در سمت دیگر نبرد فرمانده هان شمالی ک دیدن روحیه ارتش اومده پایین شروع ب سخنرانی احساسی کردن و باعث افزایش روحیه دلاور مردان شمالی شدن ارایش های شمالی ها هم گرفته شد بسیاری تدابیر داشتن ک بیشترشان قابل ب اجراح نبود
دو طرف دستور به شلیک ادوات خود رو دادن
اما ادوات وحشی ها دوبرابر بیشتر شمالی ها بود و فرمانده جان اسنو بیضه کرده بود
کمانداران پر تعداد وحشی ها ب سوی شمالی ها و کماندار های شمالی ب سمت وحشی ها شلیک میکردن
در همین حین چندین هزار نیزه دار با پشتیبانی کماندار ب سمت ارتش شمالی ها در حال کردن با شیلد بودن هر چند قدم ک میرفتن کماندار ها میزدن و باز حرکت میکردن
از طرفی ارایش درستی گرفته بودن شمالی ها و اماده نبرد تن ب تن بودن
در کنار نیزه دار ها با فاصله مناسب دو بال سواره با پشتیبانی کمانداران درحالت امادع باش بودن
ک گاری های به سمت نیزه داران اومد اما ب دلیل برف سنگین سرعت زیادی نداشتن و تلفات انچنانی نگرفت و ارایش رو فقط کمی خراب کرد ک بازم درست شد
و ارایش ادولت گرفتن
در سمت دیگر نبرد فرمانده هان شمالی ک دیدن روحیه ارتش اومده پایین شروع ب سخنرانی احساسی کردن و باعث افزایش روحیه دلاور مردان شمالی شدن ارایش های شمالی ها هم گرفته شد بسیاری تدابیر داشتن ک بیشترشان قابل ب اجراح نبود
دو طرف دستور به شلیک ادوات خود رو دادن
اما ادوات وحشی ها دوبرابر بیشتر شمالی ها بود و فرمانده جان اسنو بیضه کرده بود
کمانداران پر تعداد وحشی ها ب سوی شمالی ها و کماندار های شمالی ب سمت وحشی ها شلیک میکردن
در همین حین چندین هزار نیزه دار با پشتیبانی کماندار ب سمت ارتش شمالی ها در حال کردن با شیلد بودن هر چند قدم ک میرفتن کماندار ها میزدن و باز حرکت میکردن
از طرفی ارایش درستی گرفته بودن شمالی ها و اماده نبرد تن ب تن بودن
در کنار نیزه دار ها با فاصله مناسب دو بال سواره با پشتیبانی کمانداران درحالت امادع باش بودن
ک گاری های به سمت نیزه داران اومد اما ب دلیل برف سنگین سرعت زیادی نداشتن و تلفات انچنانی نگرفت و ارایش رو فقط کمی خراب کرد ک بازم درست شد
همینطور ک وحشی ها درحال حرکت کردن ب سمت ارتش شمال بود فرمانده شمالی ها دستور ارایش گیری نیم دایره ی میده ک شیلد فوقالعاده ی گرفته بودن پشتشون کماندارها بودن
با نزدیک تر شدن نیزه داران دو صف اول ارتش ها درگیر میشن جفتشون ام نیزه دار با پشتیبانی کماندار بودن ک اینجا بال های کناری وحشی ها شروع ب حرکت میکنه و ب سمت نیرو های شمالی میاد ک از سوی ارتش شمالم سواره ها از پشت ارتش حرکت میکنن ب سمت سوارههای وحشی ها حمله میکنن سواره های کم تعداد شمالی ک اندازع یه بال سواره وحشی هاهم نمیشد با مقاوت و مردانگی کامل استادگی میکنن اما به دلیل کم بودن تعداد سواره ها درحالی ک داشتن نابود میشدن سواره های باقی مونده دستور ب عقب نشینی میدن و پا ب فرار میزنن اما گویا وحشی ها بیخال قضیه نبودن چندصد سواره ب دنبال انها از جناحین کردن و از دو طرف ب شکل قیچی کصپرشون میکنن حال ک شمالی ها سواره هاشون رو از دست دادن روحیه شون ب شدت ضعیف شد اما با وجود شمشیر زن های زمستان به خوبی با ارایش های درست و سپر بسته داشتن مقاوت میکردن ک ناگهان
با نزدیک تر شدن نیزه داران دو صف اول ارتش ها درگیر میشن جفتشون ام نیزه دار با پشتیبانی کماندار بودن ک اینجا بال های کناری وحشی ها شروع ب حرکت میکنه و ب سمت نیرو های شمالی میاد ک از سوی ارتش شمالم سواره ها از پشت ارتش حرکت میکنن ب سمت سوارههای وحشی ها حمله میکنن سواره های کم تعداد شمالی ک اندازع یه بال سواره وحشی هاهم نمیشد با مقاوت و مردانگی کامل استادگی میکنن اما به دلیل کم بودن تعداد سواره ها درحالی ک داشتن نابود میشدن سواره های باقی مونده دستور ب عقب نشینی میدن و پا ب فرار میزنن اما گویا وحشی ها بیخال قضیه نبودن چندصد سواره ب دنبال انها از جناحین کردن و از دو طرف ب شکل قیچی کصپرشون میکنن حال ک شمالی ها سواره هاشون رو از دست دادن روحیه شون ب شدت ضعیف شد اما با وجود شمشیر زن های زمستان به خوبی با ارایش های درست و سپر بسته داشتن مقاوت میکردن ک ناگهان
ناگهان تعداد بالای مردان بلند قامت و هزاران تن شمشیر زن و کماندار از دو طرف ب ارتش شمالی ها حمله میکنن و صف های ارایش گرفته ی شمالی هارو در هم میشکنه فرمانده هان شمالی کاملا زیر دست پای غول های وحشی ها گم شده بودن تا اخرین نفر در حال جنگ بودن و دستور ب ارایش مربعی میدن تا بتونن روزنه ای باز کنن برای فرار اما گویا وحشی ها میخواستن کارو همینجا تموم کنن
دسته های نیزه داری باز اضافه شد و با ارایش نیم دایره ب شکل حلال ماه درحال محاصره کردن شمالی ها بودن از طرفی کمانداران پر تعداد وحشی ها و از طرفی دیگر غول ها هیچ ارایش گیری رو نمیذاشتن برای شمالی ها
هزاران تن سواره ام از دو طرف ب دورن محصارع بعد شکستن شیلد شمالی ها حمله کردن و یکی پس از دیگری فقط جنازه میوفتاد از شمالی ها اما بازم شمشیر زن های زمستان کم نیاوردن و تا اخرین قطره ی خون جنگیدن
در اخر ارتش وحشی ها با برتری عددی بالا و داشتن غول و ادولت زیاد موفق ب شکست دادن شمالی ها شدن و منطقه رو از جنازه های شمالی ها پر کرده بودن
چندین روش برای شکستن محصارع داشتن فرمانده های شمالی امام با توجه ب ضد سناریوی فرار وحشی ها شکست خورد و همه کشته شدن
دسته های نیزه داری باز اضافه شد و با ارایش نیم دایره ب شکل حلال ماه درحال محاصره کردن شمالی ها بودن از طرفی کمانداران پر تعداد وحشی ها و از طرفی دیگر غول ها هیچ ارایش گیری رو نمیذاشتن برای شمالی ها
هزاران تن سواره ام از دو طرف ب دورن محصارع بعد شکستن شیلد شمالی ها حمله کردن و یکی پس از دیگری فقط جنازه میوفتاد از شمالی ها اما بازم شمشیر زن های زمستان کم نیاوردن و تا اخرین قطره ی خون جنگیدن
در اخر ارتش وحشی ها با برتری عددی بالا و داشتن غول و ادولت زیاد موفق ب شکست دادن شمالی ها شدن و منطقه رو از جنازه های شمالی ها پر کرده بودن
چندین روش برای شکستن محصارع داشتن فرمانده های شمالی امام با توجه ب ضد سناریوی فرار وحشی ها شکست خورد و همه کشته شدن
دوستان یه نکته بگم اینجا ارتش شمال برای شکستن محصارع پلن های داشت اما وجود سواره های پر تعداد و نیزه داران زیاد هیچ راهی برای انها نداشته بود و تمام نیرو های شمال در این جنگ کشته شدن اتا اگر موفق ب شکستن محاصره ( غیر ممکن بود ) میشدن بازم در حالت فرار کشته میشدن و راهی نبود براشون
بابت تاخیر این جنگم واقعا معذرت میخوام بنده برام یه کاری پیش اومد نشد بزنم جنگو بازم شرمنده بابت تاخیر
حقیقتش شرحم نتونستم بخوبی بنویسم حالم خوب نبود وقت نداشتم همینجوری قبول کنید 😘
بابت تاخیر این جنگم واقعا معذرت میخوام بنده برام یه کاری پیش اومد نشد بزنم جنگو بازم شرمنده بابت تاخیر
حقیقتش شرحم نتونستم بخوبی بنویسم حالم خوب نبود وقت نداشتم همینجوری قبول کنید 😘
❤2
در این نبرد، مهاجم در میان برف و هوایی سرد قصد پیشروی و دست درازی به شمال را داشت، مدافعان شمالی که به مقاومت و جنگاوری در طول تاریخ معروف هستند باید دید در میان این حمله آیا نامشان با نیکی میان مردمشام یاد میشوند یا خیر.
نیروی های اسوسی با با تاکتیک های خود و همچنین آرایش های نامنظم خود وارد دشت شدند، آن ها تمعیداتی برای مقابله با شمالی ها داشتند، از آنسو ارتش شمال نیز آماده روبرویی با ارتش اسوس و مهاجم خارجی خود بود.
مهاجم ابتدا با ابتکارات خود سعی داشت که غول های شمالی ها را از میدان خارج کند و آن هارا در همین اول کار از سپاه حریف جدا بکند، بیشتر ابتکارات مهاجم به دلیل تله در دشت باز رد میشود. بعد از این تله ها نیزه داران اسوسی خطی را روبروی غول های شمالی ساختند که راه ها برای آن ها دشوار کنند.
مدافع نیز با سخنرانی خود اندک روحی ای به سربازان شمالی داد. بعد از این ابتکارات اسوسی ها سعی داشتند که کاهش دید برای شمالی ها به وجود بیاورند و با نقشه های خود سپاه خود را با تاریکی یکی کنند(برادر جنگ در روز است)
در این میان شمالی ها آرایش فوق العاده برنامه ریزی شده و سراسر هماهنگ گرفتند، چینش های نیزه داران دقیق و یکی شدن غول هایشان با خط شمشیر زن های آن ها صفی جالب تشکیل داده بود که نشان از برنامه ریزی آن ها داشت.
نیروی های اسوسی با با تاکتیک های خود و همچنین آرایش های نامنظم خود وارد دشت شدند، آن ها تمعیداتی برای مقابله با شمالی ها داشتند، از آنسو ارتش شمال نیز آماده روبرویی با ارتش اسوس و مهاجم خارجی خود بود.
مهاجم ابتدا با ابتکارات خود سعی داشت که غول های شمالی ها را از میدان خارج کند و آن هارا در همین اول کار از سپاه حریف جدا بکند، بیشتر ابتکارات مهاجم به دلیل تله در دشت باز رد میشود. بعد از این تله ها نیزه داران اسوسی خطی را روبروی غول های شمالی ساختند که راه ها برای آن ها دشوار کنند.
مدافع نیز با سخنرانی خود اندک روحی ای به سربازان شمالی داد. بعد از این ابتکارات اسوسی ها سعی داشتند که کاهش دید برای شمالی ها به وجود بیاورند و با نقشه های خود سپاه خود را با تاریکی یکی کنند(برادر جنگ در روز است)
در این میان شمالی ها آرایش فوق العاده برنامه ریزی شده و سراسر هماهنگ گرفتند، چینش های نیزه داران دقیق و یکی شدن غول هایشان با خط شمشیر زن های آن ها صفی جالب تشکیل داده بود که نشان از برنامه ریزی آن ها داشت.
با شروع نبرد ادوات هردو به یکدیگر شلیک کردند، ساختار ادواتی شمالی ها بهتر بود و با جایگیری بهتر تلفات خوبی از اسوسی ها گرفت، اما در این زمان بود که اسوسی ها اشتباهی نابخشودنی کردند، اشتباهی که میتوانست در تاریخ با کلمه حماقت نوشته شد. اسوسی ها منجنیق های خود را بجای سنگ با چوب ها و سنگ هایی کوچک پر کردند، ادوات خود را در کناره لشکر گذاشتند و به حریف شلیک کردند، چوب ها یکی یکی به سر شمالی ها می افتاد ولی کارایی منجنیق در ارتش اسوس با حداقل خود رسید.
غول های شمالی ها به ارتش اسوس یورش میبرند و با پشتیبانی کمانداران خود وحشت به دل اسوسی ها راه می اندازند، اما تمعیدات شمالی ها در این مورد نیز ضعیف تر بود، آن ها برای صف اول لشکر حریف برنامه خاصی نداشتند در مقابل اسوسی ها نیز با نیزه داران خود و همچنین تیغ هایی در خط مقدم ارتش آماده نبرد بودند. اسوسی ها در یک حرکت انتحاری تمام نیزه های خود را به قلب غول ها فرستادند که تلفات بسیار وحشتناکی وارد کردند. بالاخره شمالی ها خط جلوی اسوس را به سختی و با تلفات بسیار رد کردند.
در ادامه شمالی ها نیز میخواستند که با شمشیر زنان خود از غول ها محافظت کنند ولی کمانداران اسوسی به آن ها امان نمیدادند و با شلیک های زیاد به آن ها تلفات میزدند. در مقابل کمین های اسوسی ها بهتر بود و با کمین ها و استفاده از محیط اطراف دشت به شمالی ها فشار میاورند و چینش آن ها را برهم میزدند.
بالاخره بعد از ساعت ها جنگ یک اشتباه وحشتناک از طرفین باعث اتمام این نبرد شد، ارتش اسوس سواره های خود را دور کرد و به جنگل برد، میخواست برای کمین استفاده کند، این دوری سواره و ارتش باعث برهم ریختن تعادل و یورش سواره شمالی ها به قلب ارتش شد و حتی به منجنیق های اسوسی ها نیز رسید. در مقابل فرمانده اسوس نیز که تلفات وحشتناکی دید و نبرد را در دل برف شکست خورد از نبرد گریخت.
غول های شمالی ها به ارتش اسوس یورش میبرند و با پشتیبانی کمانداران خود وحشت به دل اسوسی ها راه می اندازند، اما تمعیدات شمالی ها در این مورد نیز ضعیف تر بود، آن ها برای صف اول لشکر حریف برنامه خاصی نداشتند در مقابل اسوسی ها نیز با نیزه داران خود و همچنین تیغ هایی در خط مقدم ارتش آماده نبرد بودند. اسوسی ها در یک حرکت انتحاری تمام نیزه های خود را به قلب غول ها فرستادند که تلفات بسیار وحشتناکی وارد کردند. بالاخره شمالی ها خط جلوی اسوس را به سختی و با تلفات بسیار رد کردند.
در ادامه شمالی ها نیز میخواستند که با شمشیر زنان خود از غول ها محافظت کنند ولی کمانداران اسوسی به آن ها امان نمیدادند و با شلیک های زیاد به آن ها تلفات میزدند. در مقابل کمین های اسوسی ها بهتر بود و با کمین ها و استفاده از محیط اطراف دشت به شمالی ها فشار میاورند و چینش آن ها را برهم میزدند.
بالاخره بعد از ساعت ها جنگ یک اشتباه وحشتناک از طرفین باعث اتمام این نبرد شد، ارتش اسوس سواره های خود را دور کرد و به جنگل برد، میخواست برای کمین استفاده کند، این دوری سواره و ارتش باعث برهم ریختن تعادل و یورش سواره شمالی ها به قلب ارتش شد و حتی به منجنیق های اسوسی ها نیز رسید. در مقابل فرمانده اسوس نیز که تلفات وحشتناکی دید و نبرد را در دل برف شکست خورد از نبرد گریخت.