GUIDING PRINCIPLES
263 subscribers
636 photos
1 video
43 files
35 links
Guiding Principles : The Spirit of Our Tradition | مبانیِ رهنمونی : جان سنت های ما

کانال تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتاب
Download Telegram
تصاویری از همایشِ سان فرناندو کالیفرنیا

پاسخ به سوالاتِ کتابِ
اصول راهنما : روح سنت های ما👇👇
@GUIDING_PRINCIPLES
سئوالات کارگاهی

سئوالات زیر کمک می کنند تا یک گفتگوی خدماتی یا کارگاهی متمرکز بر این سنت را شروع کنیم یا ادامه دهیم.

@GUIDING_PRINCIPLES
اگر از #هشتگ استفاده می کنید از امروز به جای هَشتَگِ #سئوالات از هَشتَگِ #سوالات در عنوان ها استفاده میکنیم.

شاد باشید
#سنت_یک
#سوالات_کارگاهی
#سوال_یکم

چگونه خدماتى كه انجام مى دهيم مى تواند در راستاى منافع مشترک ما باشد؟ از چه راههايى مى توانيم به حس اتحاد در سطح محلى و فراى آن كمك كنيم؟

فقط در صورتی که ساختاری باشد. پیش آهنگِ ساختارِ خدماتی گروه ها هستند پس خدمت اول در گروه ساختاری میشود و پس از بارور شدن و بالغ تر شدنِ گروه به ساختاری بزرگ تر از خودش وصل میشود.

خدمت در انجمن هر چه محلی تر باشد اتحادِ انجمن بیشتر حفظ میگردد. ما خدمت را اول به خودمان میکنیم که رشد کنیم وبا اجرای دوازده قدم گروه را رشد میدهیم و با رشد دادنِ گروه به ساختار خدماتی کمک میکنیم که رشد کند.

تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما👇👇👇
@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_یک
#سوالات_کارگاهی
#سوال_دوم

بدنه خدماتى ما چه مسئوليت هايى دارد؟ به چه كسانى خدمت مى كنيم؟ به چه كسانى پاسخگو هستيم؟ چگونه پاسخگويى و مسئوليت پذيرى كمک مى كند تا اتحاد را پرورش دهيم؟

مسئولیت های بدنه ی خدماتی هر چه باشد همان است که گروه ها با تشکیلِ ساختار، آنها را به خودِ ساختار تفویض کرده اند. ساختار قرار نیست به گروه ها جواب پس بدهد.

ما فقط به کسانی خدمت میکنیم که خدمتی را از ما خواسته باشند چون در قدمِ دوازده آموخته ایم که ما خود را بعنوانِ ابزارِ نیرویِ برترِ خودمان در اختیارِ دیگران قرار میدهیم. کسانی که خدمتی را به ما واگذار کرده اند معلوم است که چیزی از آن خدمت و نحوه ی مدیریتِ آن سر در نمی آورند. غذایی را که خودشان خواسته اند می پزیم و تحویل میدهیم اگر دوست نداشتند معلوم است که لازم نداشته اند . ما تعیین نمیکنیم که گروه چه بخواهد. وقتی داریم خدمت میکنیم دیگر وقت نداریم سوال جواب دهیم.

پاسخ گوییِ خدمتگزار همان اجرا کردنِ چیزی است که گروه از او خواسته باشد و اگر بیشتر از آن انجام ندهد بهترین مسئولیت پذیری را نشان داده است.

ما هیچ چیز را نمی پرورانیم بلکه فقط برنامه ی انجمن را اجرا میکنیم.

تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما👇👇👇
@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_یک
#سوالات_کارگاهی
#سوال_سوم

آيا جوامع NA با روحيه اتحاد با يكديگر همكارى مى كنند؟ ماچگونه مى توانيم روحيه اتحاد را به وجود آوريم يا آن را حفظ كنيم؟

جوامعِ NA عبارتند از هر جایی که هر معتادی در آن مشتاق باشد که قطعِ مصرف کند و به روالِ برنامه ی ما زندگی کند. علاوه بر این ها گروه ها و شوراهای متنوعِ خدماتیِ ما در انجمن نیز اجتماعاتِ متنوعی هستند که مجموعه ی ما را شکل میدهند. بیماریِ مشترکِ ما اتحادی را جاری میکند که هر تنوع و اختلافی را در خود حل میکند . همکاری کردنِ ما با همدیگر از ناچاری است و در آن حقِ انتخاب نداریم.

نیازی به روحیه نداریم چون آموخته ایم که هر حالی داشته باشیم ربطی به برنامه ی NA ندارد. هر نوع اراده ی شخصی ولو آنکه خودفریبانه برای آن رای گیری هم کرده باشیم برای به وجود آوردنِ هر چیزی در انجمن انحرافِ فکری است.

باور داریم که همه ی حرف ها زده شده و همه ی کارها انجام شده است و ما فقط قادریم با ارائه ی اقداماتی که در اجرای برنامه ی بهبودی انجام میدهیم پیامی برای معتادانِ در عذابی باشیم که مواد مصرف میکنند و یا با قطعِ مصرفِ موادِ مخدر هنوز سرگردان و پریشان هستند.

تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما👇👇👇
@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_یک
#سوالات_کارگاهی
#سوال_چهارم

چگونه اتحاد يا عدم اتحاد را در بدنه خدماتى خود تشخيص مى دهيم؟ چگونه عدم اتحاد در NA بر روى بدنه خدماتى ما تاثير خواهد گذاشت؟چه كار مى توانيم درباره آن انجام دهيم ؟ آيا وقتى كارها را به خوبى انجام مى شود، سپاسگزارى و قدر دانى خود را نشان مى دهيم؟

هر وقت احساس کنم در انجمن عدمِ اتحاد وجود دارد معلوم است که دارم بر ضدِ اتحاد در انجمن فکر میکنم . انجمن بدونِ من کامل است چون وجود داشت که من آمدم و پاک شدم . پس فضولی نمیکنم متحد میماند ...

خدمت در انجمن طوری شکل میگیرد که هیچ ربطی به NA نداشته باشد. NA به ترتیبی که هست هرگز سازماندهی نمیشود و اتحادِ آن در ساختارِ خدماتی اش نیست. پس چون خدمات در انجمن جدا از پیامِ ما هستند امکان ندارد بتوانیم که متحد نباشیم. وقتی ربطی به هم ندارند مگر بیکاریم کاری داشته باشیم.

مراقبت میکنیم خیال پردازی های خدماتی به گروه ها خسارت نزنند.
کار ها فقط قرار است انجام شوند. ما به دنبالِ هدفِ خاصی در خدمت نیستیم چون هدفِ اصلیِ انجمن رساندنِ پیام در گروه های NA است. هر چه گروه میخواهد میکنیم.

سنت یک میگوید گروه هر چه شد برای من خوب است. اگر من بخواهم گروه خوب شود برای من بد است.
سپاسگزاریِ من تسلیم است.

تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما👇👇👇
@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_یک
#سوالات_کارگاهی
#سوال_پنجم

اين سنت چگونه كمک مى كند تا گمنامى را بهتر درک كنيم؟ گمنامى چگونه به ما كمک مى كند تا بهتر اين سنت را درک كنيم؟ چگونه گمنامى را در چهار چوب اين سنت تمرين مى كنيم؟

گمنامی یا فرانامی عرصه ی نام نپذیری و تعریف نشدن است. پس درک کردنِ آن گمانی است که واقعیت ندارد. وقتی قرار نیست ماهیتی درک شود چه اصراری هست که برای درکِ آن به ابزاری متوسل باشیم. سعادت وقتی مشترک است که برای فرد تعریف نشود بلکه عضو در گروه طوری خدمت کند که خود را بخشی از کل بداند.

اهمیت ندادن به نام داشتن کمک میکند که نیازی حس نکنیم که بدانند ما چه خدمتی میکنیم.

ما اعضای انجمنی هستیم که نامش جاذبه های ناشناختنی است. از ناچاری اینجا هستیم که زنده بمانیم پس هیچ یک از ما هیچ فرقی با دیگری ندارد.

تمرین کردنِ سنتِ اول باهمدیگر بودن در هر شرایطی بدونِ قید و شرط است.

تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما👇👇👇
@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_یک
#سوالات_کارگاهی
#سوال_ششم

درباره پل ارتباطى بين اين سنت با يک چند عدد از مفاهيم خدماتى بحث نماييد. اين پل هاى ارتباطى چه چيزهاى در باره فعاليت هاى خدماتى مان به ما مى آموزند؟

پلِ ارتباطی نمادِ جدایی است. مفاهیم تکوینِ سنت ها و سنت ها تبیینِ قدم ها هستند. بینِ تبیین و تکوین نیازی به پلِ ارتباطی نیست. سنتِ اول مایه ی اصلیِ جوانه های مفاهیمِ خدماتی است چون مفهومِ یک از آن بالنده گی را آغاز کرده است. چند عدد مفهوم را نمیتوان انتخاب کرد چون هر یک در دیگری تنیده است پس همه را میگوییم .

فعالیت های خدماتی اشتیاقِ خدمتگزاران را به استفاده از نیروهای برترِ متنوع تر و بیشترنشان میدهند. با این ترتیب که بهبودیِ شخصیِ دوازده قدمی در بهبودیِ جمعی متجلی شده و در خدمتِ دسته جمعی به بلوغ میرسد.

ما باهمدیگر بهبود پیدا میکنیم، با همدیگر متحد میشویم، با همدیگر به همدیگر و به معتادانِ در عذاب کمک میکنیم :

سنتِ یک با مفهومِ یک
سعادتِ مشترکِ ما در گروه ها با سعادتِ مشترکِ همه ی گروه ها پیوند میخورد چون ساختار خدماتی درست کرده ایم و با همدیگر ارتباط داریم.

سنتِ یک با مفهومِ دو
سعادتِ مشترکِ خدمتگزاران در این است که چون گروه ها نیرویِ برترِ ساختار هستند برای گروه ها جلو داری نکنند و خیالات تنظیم و تعیینِِ تکلیف برای گروه ها را انحرافِ فکری بدانند .

سنت یک و مفهومِ سه
آنچه گروه به ساختار تفویض کرده اختیارِ خدمتی است که خود از انجامِ آن عاجز است. پس خدمتگزار سعادتِ مشترکِ خود را میتواند اینگونه ببیند که هر چه گروه نخواسته انجام ندهد. ساختار امینِ گروه ها است نه قیمِ گروه ها و اعضای انجمن...

سنت یک و مفهوم چهار
سنتِ یک خدمتگزار لا ملزم میکند که ابرازِ پیشگامی اش در خدمات پس از اجرای دوازده قدم و دوازده سنت و سه مفهومِ اولیه باشد و پس از آن مراقب باشد که با اجرای بقیه ی مفاهیم به خدمت مشغول باشد. هر نوع پیشگامی و ابتکار و خلاقیت بدونِ اجرای اصولِ انجمن خود فریبی و عوام فریبی است که خدمتگزار را نابود میکند یعنی چون انجمن نابود شدنی نیست.

سنت یک با مفهومِ پنج
خدمتِ خدمتگزار در کمیته ی خدماتی همان هدفِ اصلیِ انجمن در مجرای قدم پنجم است. خدمتگزار در مسیرِ سعادتِ مشترک است که میتواند خطاهای خود را ببیند. محدوده ی خدمت همان قدمِ پنجم و سنت پنجم در لحظه است.

سنت یک با مفهوم شش
سنت اول خدمتگزار را بدونِ نیت میکند. نیت دستاویزی برای اراده ی شخصی است و خیر و شر ندارد. بصیرتِ جمعیِ خدماتی وقتی سعادتی مشترک است که بدونِ نیت و فقط برای اجرای خدمتِ مشخص شده جاری باشد.

سنت یک و مفهومِ هفتم
برابر بودنِ اعضا در بهبودی افق های هم تراز بودنِ هر فهمِ خدماتی با هر فهمِ خدماتیِ دیگر را آشکار میگرداند. چون بهبودیِ هیچ عضوی با بهبودیِ هیچ عضوِ دیگر فرقی ندارد پس سعادتِ مشترکِ ما در این است که بدانیم فهمِ خدماتیِ هیچ عضوی بهتر یا بد تر از فهمِ خدماتیِ هیچ عضوِ دیگری در ساختارِ خدماتی نمیشود. هر کس دارد خدمت میکند دارد درست خدمت میکند...

سنت یک با مفهومِ هشتم
سعادتِ مشترکِ ما چیزی جز صمیمیتِ خدمتگزاران باهمدیگر و با اعضای گروه ها نیست. ما کمال و کاراییِ ارتباطاتِ خود را صمیمیت بینِ خودمان میدانیم. هیچ چیز در NA از هیچ کس مخفی نمیشود.

سنت یک و مفهوم نهم
همه ی ما همه ی اعضا را پیام میدانیم و باور داریم که حتی اگر همه با چیزی موافق باشیم و یکی از ما مخالف باشد نیاز داریم با علتِ مخالفتِ او رابطه ای روحانی برقرار کنیم. این برنامه طوری است که حتی یک مخالف در آن میتواند همه را نجات بدهد. ما ابدا به اکثریت اهمیت نمیدهیم که به خوابِ خرگوشی فرو برویم.

سنت یک و مفهومِ ده
خدمتی که کرده ام اگر باعثِ نشاطِ من نشده باشد حتما خدمتی خود محورانه بوده است. وقتی با من مخالفت شود بهترین پیام دارد به من میرسد.سعادتِ مشترکِ من در این است که خودم را نجات دهنده ی دیگران نبینم.

سنت یک و مفهوم یازده
سرمایه های انجمن از سعادتِ مشترکِ اعضای ما نیرو میگیرند. سرمایه های ما اعضای خودمان و شور و اشتیاقِ آنها در بهبودی و خدمت هستند. بخشِ بسیار کوچکی از سرمایه های خدماتی وجوه نقدی هستند. ما وقت و نیرو و اشتیاق هیچ عضوی را در انجمن به هدر نمیدهیم.

سنت یک و مفهوم دوازدهم
آنطور که سنتِ اول سعادت مشترک را دوازده نوع تعریف کرد تا در سنت دوازدهم دیگر جلوه ای از " من " در " ما " نباشد ، در همان مسیر سنت دوازدهم با مفهومِ اول با دوازده بالِ دیگر مرا در خدمت به خدمت تبدیل میکند.

دیگر من فقط خدمتی است که دیده نشود و این من دیگر جسم و جان نمیخواهد چون فقط روح است...

تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما👇👇👇
@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_یک
#سوالات_کارگاهی
#سوال_هفتم

چه كارهاى ديگرى مى توانيم جهت اجراى اصول اين سنت در فعاليت هاى خدماتى خود به كار بنديم؟ انجام چه كارهايى به گونه اى متفاوت به ما كمك مى كند تا بهتر خدمت كنيم؟

کارهای دیگر عبارتند از هر چه بهتر اجرا کردنِ آنچه باور میکنم و هر چه راهنما ممکن است صلاح بداند و برنامه هایی که بر اساسِ آموزش های تخصصیِ خدماتیِ انجمن در کمیته ی خدماتیِ خودم تنظیم میگردند.

هر چه را بهتر انجام دهیم طبعا متفاوت نیز جلوه خواهد کرد. مهم این است که تازه گی ها در خدمات را با بدعت گذاشتن مخلوط نکنیم.

متفاوت انجام دادن یعنی ابتکار نشان دادن در اجرای اصول به نحوی که نخواهیم اصلِ تازه ای درست کنیم.

تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما👇👇👇
@GUIDING_PRINCIPLES
پایانِ سوالاتِ #سنت_یک
اقدام بدونِ خود
--------------------
بسیاری از ما تجربه ی خود با پذیرفتنِ مسئولیتِ تصمیمی که موافقِ آن نبوده ایم را در اختیارِ دیگران قرار داده ایم . این اقدامی فراتر از وجودِ خودمان و مُمارِسَتی روحانی است . وقتی بتوانیم از تاثیر گذاری اجتناب کرده و در موقعیتِ گروه یا شورای خدماتیِ خودمان حرف بزنیم ، شروع به استفاده از این تجربه میکنیم که اجازه دهیم نیرویی برتر ما را به ابزارِ خود تبدیل نماید . حتی وقتی اطمینان نداریم چگونه ، ایمان به اینکه اتفاقِ مناسب به وقوع خواهد پیوست را آغاز می نمائیم و به باور میرسیم که هرچه برای همه بهترین است به همان صورت نیز برای خودمان بهتر خواهد بود . یاد میگیریم بدونِ پرخاش گری کردن طوری با همدیگر ارتباط برقرار کنیم که درستکارانه و اصیل باشد . میتوانیم بدونِ این احساس که وجودِ ما در زمینه های یک دیدگاه قرار داشته باشد ، همگی با همدیگر باشیم .
مبانیِ رهنمودی : جانِ سنت های ما
سنت اول صفحه ی ۱۵ متن انگلیسی

SELFLESS ACT
--------------------
Many of us have shared about the experience of carrying a conscience we did not agree with . It’s a selfless act, and a spiritual exercise . When we can get out of the way and speak for our group or service body, we begin to experience what it can be like to let a Higher Power work through us . We start to have faith that the right thing will happen, even when we’re not sure what that is, and come to understand that what is best for everyone will be best for us as well . We learn to communicate in a way that is honest and authentic without being aggressive . We can be ourselves without feeling like our selves are on the line.
Guiding Principles : The Spirit of Our Traditions Tradition One page 15

تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما👇👇👇
@GUIDING_PRINCIPLES
سنت دوم :
برای هدف گروه ما فقط یک مرجع نهایی وجود دارد - خداوندی مهربان همان گونه که ممکن است خود را در بصیرت جمعی ما آشکار گرداند. پیشگامان ما کسانی به جز خدمتگزاران مورد اعتماد نمی باشند؛ آن ها حکمرانی نمی کنند.
Tradition Two :
For our group purpose there is but one ultimate authority - a loving God as He may express Himself in our group conscience . Our leaders are but trusted servants ; they do not govern .

@GUIDING_PRINCIPLES
👍1
#سنت_دوم
#سوالات_برای_اعضا #در_NA
#سوال_یکم

وجدان چیست و من چگونه به وجدان خود رجوع مى كنم؟ وجدان گروه براى من به چه معنى است ومن چگونه در آن شركت مى كنم؟ فرق بين وجدان گروه و وجدان من چيست؟

وجدان موضوعی در زبان فارسی دارد که در زبانِ انگلیسی conscience نیست. منظورِ متنِ اصلیِ کتابِ پایه بصیرت و آگاهی است نه نیروی هشدار دهنده ای که آنرا در فارسی وجدان میگوییم. با این نوع حضور واردِ سنتِ دوم میشویم.

بصیرتِ من همان بیداریِ روحانیِ شخصیِ حاصل از به کار بردنِ قدم ها میباشد. رجوعِ من به آن تنظیمِ ترازنامه ی قدمِ دهم در لحظه و استفاده از نتیجه ی آن برای دعا و مراقبه در گروه و تقدیمِ تجربه ام با حضور در گفتگوی گروهی است.

بصیرتِ گروهی یا وجدانِ گروه عبارت از اجرای دسته جمعیِ اصولِ انجمن و تسلیمِ کامل به آنها در هنگامِ تصمیم گیری است.

بصیرتِ من با آنچه گروه می انگارد زمینه ای مشترک دارد اما جلوه ی آن شخصی است اما گروه در سنتِ دوم به آگاهیِ جمعی میرسد. مجموعه ی تجربه های اعضا وجدانِ گروه را شکل میدهند که بصیرتِ من بخشی از آن است ولو آنکه سلیقه ی من موردِ توجه نباشد.

تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما👇👇👇
@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_دوم
#سوالات_برای_اعضا #در_NA
#سوال_دوم

چگونه شركت در وجدان گروه به من كمک مى كند تا وجود نيروى برتر را بيشتر احساس كنم؟ چگونه اجازه مى دهم نيرو برتر بر تصميمات من اثر بگذارد؟ چه چيز كمک مى كند تا اين تاثير را پرورش دهم و بيشتر كنم؟

احساس کردنِ وجودِ نیروی برتر هنگامی اتفاق می افتد که من اشتیاقِ آنرا داشته باشم. به این ترتیب که حضورِ من در گروه برای استفاده از اعضای دیگر به عنوانِ نیروهای برتر است. من با برنامه و قصدِ الزام و قانع کردنِ دیگران به جلسه ی اداری یا کمیته ی خدماتی نمی روم بلکه برای دریافتِ پیام و کمک گرفتن از نیروی برتر در جهتِ حرکت به سوی سلامتِ عقل با اعضای دیگر ارتباط برقرار میکنم.

هر چه بیشتر تلاش کنم که به تهیه ی ترازنامه از احساساتِ خودم در لحظه مشغول باشم بهتر میتوانم از پیام های دیگران استفاده کنم.

من به جلسه ی اداری یا خدماتی میروم که اراده ی خودم را کنار بگذارم نه آنکه به دنبالِ خواسته ی بخصوصی باشم.

تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما👇👇👇
@GUIDING_PRINCIPLES
#سنت_دوم
#سوالات_برای_اعضا #در_NA
#سوال_سوم

درک من از روشن بينى، چگونه كمک مى كند تا سنت دوم را به كار گيرم؟ من چگونه اعضاى جديدتر را به ارائه ايده ترغيب مى كنم؟ آيا نيازها و نظرات كسانى كه در جلسات نيستند را در نظر مى گيرم؟چگونه شهامت پرسش سوالات سخت در جلسات ادارى را پيدا مى كنم؟

روشن بینی یعنی کنار گذاشتنِ دانسته های خودم برای یافتن و کسبِ آگاهی های تازه و کاربردی چون وقتی بخواهم دانشِ خود را به کار ببرم راه برای دریافتِ نکته ی تازه بسته است. سنتِ دوم برای من پایانِ خودم و جستجو با دیگران است.

تنها کاری که برای ترغیبِ تازه واردان انجام میدهم گوش دادنِ فعال است. به این ترتیب که سکوت کرده و کامل به حرفهایشان گوش میدهم تا تمام کنند. بعد از آنها میخواهم باز هم فکر کنند و هر چه ممکن است بخواهند بگویند را به خاطر بیاورند و بگویند. بعد چنانچه سوالی داشتند ساده و کوتاه پاسخ میدهم.

نیاز ها و نظراتِ دیگران به توجه به سنتِ اول همان نیاز ها و نظراتِ خودم نیز هستند اما من وکیلِ هیچ عضوی نیستم.

سوالِ سخت برای من وجود ندارد. اگر سوالی دارم میپرسم و از کسی نمیترسم چون هیچ کس در جلسه بهتر یا بدتر و یا بالاتر یا پایین تر از من نیست.

تجربه های یک معتاد در پاسخ به سوالاتِ کتابِ اصولِ راهنما : روح سنت های ما👇👇👇
@GUIDING_PRINCIPLES