حامد يه جي تيمي:
دنیس کلیفتون به همراه برادرش که قدرتمندترین سازمان جهانی را ساختند، به یاد می آورد زمانی که تازه ثبت نام کرده بود(می 1986). چقدر در مورد آینده کارش هیجان زده بود. در زمانی که هیچ کدام از ما نمی دانستیم واقعا چه کاری می کردیم . او می گوید: در حالی که داشتم به فهرست اسامی ام نگاه می کردم ، متوجه شدم این کار آن قدر ها هم که فکر می کردم ساده نیست. تقریبا به هر کسی که زنگ می زدم حتی حاضر نبود با من ملاقات کند، ولی با وجود این دیدگاه من هم چنان مثبت بود تا این که یک روز صبح .... من دوستی داشتم که در یک شبکه رادیویی مسئول بخش انتخاب موزیک بود . یک روز که سرکار بود با او تماش گرفتم و برایش توضیح دادم که مشغول چه کاری هستم. پاسخ او چیزی بود که تا به حال نشنیده بودم. در واقع او با صدای بلند شروع به خنده کرد. منظورم از خنده ملایم دوستانه یا عادی نبود. بلکه یک خنده از ته دل و دلخراش بود که دیوار را می لرزاند.
من حسابی روحیه ام را از دست دادم و گوشی تلفن را گذاشتم. تا به حال کسی این طوری به من نخندیده بود. بعد صداهای منفی توی سرم شروع کردند ' اصلا چرا من باید این کار را انجام بدهم؟ هیچ چیزی بدتر از این نوع تحقیر شدن نیست . شاید دلایل این که هیچ کس نمی خواهد این کار را انجام دهد به این خاطر است که آن ها چیزی می دانند که من نمی دانم. اگر الان از کار کنار بگیرم دیگر مجبور نیستم چنین برخورد هایی را تحمل کنم.'
یادم می آید که من هم داخل آن حفره سیاه لغزیدم ، حفره ای که بسیار از توزیع کنندگان تازه کار دیگر نتوانستند از آن بیرون بیایند
یک روز معرف من تماس گرفت او مارک یارنل بود. پرسید سلام مرد بزرگ! چه خبر؟به او گفتم: مارک باورت نمی شود ، من حسابی مورد تمسخر قرار گرفتم و کل ماجرا رت برایش تعریف کردم.... و جدس بزنید که او چی عکس العملی نشتم داد؟ او بی اختیار شروع به خندیدن کرد بعد از چند دقیقه که به حالت عادی برگشت گفت«دنیس بابت آن دوستت خودت را ناراحت نکن . فقط شش ماه دیگر یک عكس از چک پورسانت خودت را برایش بفرست»
چه جواب جانانه ای ..حالابیش از ده سال از آن ماجرا می گذرد و آن مردی که که نزدیک بود با خنده اش مرا از این کار ناامید کند هنوز در همان رادیو مشغول به کار است. و من به همراه همسرم و فرزندانم در کوه های کلو رادو زندگی می کنیم و یک تجارت بین المللی در بیش از بیست کشور جهان داریم. من از آن خنده تا به حال میلیون ها دلار درآمد داشته ام و به شما اطمینان می دهم که ارزشش را داشته است. بگذارید آنها بخندند.
تنها راز 34
دنیس کلیفتون به همراه برادرش که قدرتمندترین سازمان جهانی را ساختند، به یاد می آورد زمانی که تازه ثبت نام کرده بود(می 1986). چقدر در مورد آینده کارش هیجان زده بود. در زمانی که هیچ کدام از ما نمی دانستیم واقعا چه کاری می کردیم . او می گوید: در حالی که داشتم به فهرست اسامی ام نگاه می کردم ، متوجه شدم این کار آن قدر ها هم که فکر می کردم ساده نیست. تقریبا به هر کسی که زنگ می زدم حتی حاضر نبود با من ملاقات کند، ولی با وجود این دیدگاه من هم چنان مثبت بود تا این که یک روز صبح .... من دوستی داشتم که در یک شبکه رادیویی مسئول بخش انتخاب موزیک بود . یک روز که سرکار بود با او تماش گرفتم و برایش توضیح دادم که مشغول چه کاری هستم. پاسخ او چیزی بود که تا به حال نشنیده بودم. در واقع او با صدای بلند شروع به خنده کرد. منظورم از خنده ملایم دوستانه یا عادی نبود. بلکه یک خنده از ته دل و دلخراش بود که دیوار را می لرزاند.
من حسابی روحیه ام را از دست دادم و گوشی تلفن را گذاشتم. تا به حال کسی این طوری به من نخندیده بود. بعد صداهای منفی توی سرم شروع کردند ' اصلا چرا من باید این کار را انجام بدهم؟ هیچ چیزی بدتر از این نوع تحقیر شدن نیست . شاید دلایل این که هیچ کس نمی خواهد این کار را انجام دهد به این خاطر است که آن ها چیزی می دانند که من نمی دانم. اگر الان از کار کنار بگیرم دیگر مجبور نیستم چنین برخورد هایی را تحمل کنم.'
یادم می آید که من هم داخل آن حفره سیاه لغزیدم ، حفره ای که بسیار از توزیع کنندگان تازه کار دیگر نتوانستند از آن بیرون بیایند
یک روز معرف من تماس گرفت او مارک یارنل بود. پرسید سلام مرد بزرگ! چه خبر؟به او گفتم: مارک باورت نمی شود ، من حسابی مورد تمسخر قرار گرفتم و کل ماجرا رت برایش تعریف کردم.... و جدس بزنید که او چی عکس العملی نشتم داد؟ او بی اختیار شروع به خندیدن کرد بعد از چند دقیقه که به حالت عادی برگشت گفت«دنیس بابت آن دوستت خودت را ناراحت نکن . فقط شش ماه دیگر یک عكس از چک پورسانت خودت را برایش بفرست»
چه جواب جانانه ای ..حالابیش از ده سال از آن ماجرا می گذرد و آن مردی که که نزدیک بود با خنده اش مرا از این کار ناامید کند هنوز در همان رادیو مشغول به کار است. و من به همراه همسرم و فرزندانم در کوه های کلو رادو زندگی می کنیم و یک تجارت بین المللی در بیش از بیست کشور جهان داریم. من از آن خنده تا به حال میلیون ها دلار درآمد داشته ام و به شما اطمینان می دهم که ارزشش را داشته است. بگذارید آنها بخندند.
تنها راز 34
مهرداد يوسفي:
درود به همه❤️
خيلي جالبه
امروزچنتا نكته همش تو ذهنم مرور ميشه!!
سه روز تعطيلي خوبه يا بده؟
چطور ميشه اين همه متفاوت عمل كرد؟!
باورتون نميشه اگه اينو بشنويد!!
امروز برنامه يسري از تيمها رو از ليدراشون گرفتم و با چند روز قبل و هفته قبل مقايسه كردم!
بعدش به اين نتيجه رسيدم:
يكسري از تيمها به طرز خيلي فوق العاده ايي برنامشون چندبرابر شده و كلا به زور از ليدرها نهايت استفاده رو ميبرن...
يكسري ديگه از تيمها مث هر روز عمل ميكنن و دقيقن همون برنامه رو ادامه ميدن.
و اما سري سوم تيمهايي هستند كه به شدت برنامه هاشون كم شده و ظاهرن تو تعطيلات رسمي بسر ميبرن!!
خب لابد ميپرسيد طبيعيه ديگه و كجاش عجيبه برام!!!
الان ميگم...
من ياد سال اول خودم ميوفتم!
نميدونم چرا و چطور نگرش دسته اول رو داشتم ولي واقعن من به شدت از اين روزها بهره ميبردم... يعني ميگم به شدت تا اين حد كه طوري كار ميكردم كه بتونم بعد از تعطيلات كمي استراحت كنم...
گواه اين موضوع همون نوروز بيادماندني و اولین پورسانت راهبری جی تیم با ۱۲ میلیون فروشه كه همه بارها در موردش شنيديم!!
ولی میخوام يه داستاني رو براتون تعريف كنم!
البته خلاصه ميگم چون ميشه اندازه يه كتاب حرف زد:
فرض كنيم سه نفر هستند با نامهاي
سپهر
آرش
مهرگان
خب اين سه نفر در حال حاضر شرايط يكساني دارند مثلا:
وزن : ١٠٠ كيلو
دانش و اطلاعات:١٠٠ واحد
افسردگي: ١٠٠ واحد
سپهر تصميم ميگيره از امروز هر روز ٣٠ دقيقه ورزش كنه
٣٠ دقيقه مطالعه كنه
هفته ای ٣ بار هم برای بودن کنار خانواده برنامه ریزی میکنه.
بازي با تبلت رو كنار ميزاره
تلگرامش رو براي تفريح و گشتن تو گروها كم ميكنه
فيلم نگاه نميكنه
زود ميخوابه و زود بيدار ميشه
غذاهاي سالم رو جايگزين فست فود و نوشابه و چيپسش و ... ميكنه
آرش از امروز مثل هر روز همونكاراش رو انجام ميده
يعني گهگاه بازي كامپيوتري انجام ميده
وقتش رو تو تلگرام ميگذرونه
فيلماشو نگاه ميكنه
خوابش كه گرفت ميخوابه تا صبح كه بايد بره سر كار
غذاهاشم تا جايي كه بتونه خودش درست ميكنه ولي بعضي وقتها مجبوره غذاي فست فود بخوره
مهموني و روابط اجتماعيشم بستگي به موقعيتش داره و برنامه خاصي نداره
مهرگان از امروز به بازي جديد كامپيوتري نصب كرده كه خيلي مهيجه و بايد بيشتر پشت تبلت يا كامپيوترش بشينه
تو تلگرام هم كه بيشتر ميمونه
شروع كرده به ديدن چند سريال خارجي و مهيج
مجبوره تا صبح بيدار باشه تا فيلمهاشو ببينه
وقت غذا درست كردن نداره و ترجيح ميده از فست فود استفاده كنه و نوشابه هاشو چيپس و پنير هم كه بايد باشه
مهموني و روابط اجتماعي هم كه وقتش نيست
خب پس اين سه شخصيت رو خوب به ذهنتون بسپريد
يك هفته بعد:
با توجه به تكرار كارهاشون خب تغيير خاصي حاصل نميشه يعني:
سپهر
آرش
مهرگان
هر سه نفر همون امتيازات رو دارند:
وزن : ١٠٠
اطلاعات: ١٠٠
افسردگي: ١٠٠
اما يكماه بعد:
خب يه تغييراتي شكل ميگيره بالطبع:
سپهر: خب با توجه به ورزش و خوندن كتاب و روابط موثر و غيره
وزن: ٩٥
اطلاعات:١١٠
افسردگي: ٩٠
ارش: با توجه به عدم تغيير در روند زندگي
وزن : ١٠٠
اطلاعات: ١٠٠
افسردگي: ١٠٠
مهرگان: با توجه به عدم رعايت رژيم غذايي خواب و ...
وزن ١٠٥
اطلاعات: ٩٥
افسردگي: ١١٠
سه ماه بعد: خب تغييرات بيشتر شده:
سپهر:
وزن: ٩٠
دانش و اطلاعات: ١٤٠
افسردگي: ٧٠
آرش:
وزن: ١٠٠
دانش و اطلاعات: ١٠٠
افسردگي: ١٠٠
مهرگان:
وزن : ١١٠
دانش و اطلاعات: ٧٠
افسردگي: ١٤٠
شش ماه بعد:
سپهر؛
وزن : ۸۰
دانش و اطلاعات: ١٧٠
افسردگي: ٤٠
آرش:
وزن: ١٠٠
دانش و اطلاعات: ١٠٠
افسردگي: ١٠٠
مهرگان:
وزن: ۱۳۰
دانش و اطلاعات: ٤٠
افسردگي: ١٧٠
و اما يكسال بعد:
سپهر:
وزن: ۷۰
دانش و اطلاعات: ٢٠٠
افسردگي: ٠
آرش:
وزن: ١٠٠
دانش و اطلاعات: ١٠٠
افسردگي: ١٠٠
مهرگان:
وزن: ۱۴۰
دانش و اطلاعات: ٠
افسردگي: ٢٠٠
خب به اين پديده آشنا ميگيم اثر مركّب
ميدونيد چرا
چون چيزيه كه هر روز ديده نميشه و زمان فقط تفاوت رو ايجاد ميكنه
و هر سه تا اين افراد وقتي روزهاي اول همديگر رو ميديدن با اونكه كارهاي متفاوتي انجام ميدادن تغيير خاصي مشاهده نميشد. ولي بعد از گذشت يكسال وقتي همديگرو ديدن اينو گفتن:
چرا؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!
خوب دقت كنيد به اختلافها:
وزن:
سپهر: ۷۰ يه وزن ايده آل
آرش : ١٠٠ يه وزن هميشگي
مهرگان: ۱۴۰ يعني ۷۰ كيلو اضافه وزن
دانش و اطلاعات:
سپهر: ٢٠٠
آرش: ١٠٠
مهرگان: ٠ يعني ٢٠٠ واحد كمتر از سپهر
افسردگي:
سپهر: ٠
آرش: ١٠٠
مهرگان: ٢٠٠ يعني ٢٠٠ واحد افسرده تر از سپهر
فكر ميكنيد چرااااا
اثر مركب با شما بحث نميكنه
امروزتون رو با ديروزتون طي يكسال نشون ميده!!!!
اين سه نفر دقيقن همون سه گروه افراد نتوركيه ما هستند
نشه بعد از يكسال برگردي بگي چرا؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!
موفقيت يعني گامهاي كوچك روزانه
حرفي نميمونه
يا حق
@GTeam
#مهرداديوسفي
#اثرمرکب
٢٠ آذر ٩٤
درود به همه❤️
خيلي جالبه
امروزچنتا نكته همش تو ذهنم مرور ميشه!!
سه روز تعطيلي خوبه يا بده؟
چطور ميشه اين همه متفاوت عمل كرد؟!
باورتون نميشه اگه اينو بشنويد!!
امروز برنامه يسري از تيمها رو از ليدراشون گرفتم و با چند روز قبل و هفته قبل مقايسه كردم!
بعدش به اين نتيجه رسيدم:
يكسري از تيمها به طرز خيلي فوق العاده ايي برنامشون چندبرابر شده و كلا به زور از ليدرها نهايت استفاده رو ميبرن...
يكسري ديگه از تيمها مث هر روز عمل ميكنن و دقيقن همون برنامه رو ادامه ميدن.
و اما سري سوم تيمهايي هستند كه به شدت برنامه هاشون كم شده و ظاهرن تو تعطيلات رسمي بسر ميبرن!!
خب لابد ميپرسيد طبيعيه ديگه و كجاش عجيبه برام!!!
الان ميگم...
من ياد سال اول خودم ميوفتم!
نميدونم چرا و چطور نگرش دسته اول رو داشتم ولي واقعن من به شدت از اين روزها بهره ميبردم... يعني ميگم به شدت تا اين حد كه طوري كار ميكردم كه بتونم بعد از تعطيلات كمي استراحت كنم...
گواه اين موضوع همون نوروز بيادماندني و اولین پورسانت راهبری جی تیم با ۱۲ میلیون فروشه كه همه بارها در موردش شنيديم!!
ولی میخوام يه داستاني رو براتون تعريف كنم!
البته خلاصه ميگم چون ميشه اندازه يه كتاب حرف زد:
فرض كنيم سه نفر هستند با نامهاي
سپهر
آرش
مهرگان
خب اين سه نفر در حال حاضر شرايط يكساني دارند مثلا:
وزن : ١٠٠ كيلو
دانش و اطلاعات:١٠٠ واحد
افسردگي: ١٠٠ واحد
سپهر تصميم ميگيره از امروز هر روز ٣٠ دقيقه ورزش كنه
٣٠ دقيقه مطالعه كنه
هفته ای ٣ بار هم برای بودن کنار خانواده برنامه ریزی میکنه.
بازي با تبلت رو كنار ميزاره
تلگرامش رو براي تفريح و گشتن تو گروها كم ميكنه
فيلم نگاه نميكنه
زود ميخوابه و زود بيدار ميشه
غذاهاي سالم رو جايگزين فست فود و نوشابه و چيپسش و ... ميكنه
آرش از امروز مثل هر روز همونكاراش رو انجام ميده
يعني گهگاه بازي كامپيوتري انجام ميده
وقتش رو تو تلگرام ميگذرونه
فيلماشو نگاه ميكنه
خوابش كه گرفت ميخوابه تا صبح كه بايد بره سر كار
غذاهاشم تا جايي كه بتونه خودش درست ميكنه ولي بعضي وقتها مجبوره غذاي فست فود بخوره
مهموني و روابط اجتماعيشم بستگي به موقعيتش داره و برنامه خاصي نداره
مهرگان از امروز به بازي جديد كامپيوتري نصب كرده كه خيلي مهيجه و بايد بيشتر پشت تبلت يا كامپيوترش بشينه
تو تلگرام هم كه بيشتر ميمونه
شروع كرده به ديدن چند سريال خارجي و مهيج
مجبوره تا صبح بيدار باشه تا فيلمهاشو ببينه
وقت غذا درست كردن نداره و ترجيح ميده از فست فود استفاده كنه و نوشابه هاشو چيپس و پنير هم كه بايد باشه
مهموني و روابط اجتماعي هم كه وقتش نيست
خب پس اين سه شخصيت رو خوب به ذهنتون بسپريد
يك هفته بعد:
با توجه به تكرار كارهاشون خب تغيير خاصي حاصل نميشه يعني:
سپهر
آرش
مهرگان
هر سه نفر همون امتيازات رو دارند:
وزن : ١٠٠
اطلاعات: ١٠٠
افسردگي: ١٠٠
اما يكماه بعد:
خب يه تغييراتي شكل ميگيره بالطبع:
سپهر: خب با توجه به ورزش و خوندن كتاب و روابط موثر و غيره
وزن: ٩٥
اطلاعات:١١٠
افسردگي: ٩٠
ارش: با توجه به عدم تغيير در روند زندگي
وزن : ١٠٠
اطلاعات: ١٠٠
افسردگي: ١٠٠
مهرگان: با توجه به عدم رعايت رژيم غذايي خواب و ...
وزن ١٠٥
اطلاعات: ٩٥
افسردگي: ١١٠
سه ماه بعد: خب تغييرات بيشتر شده:
سپهر:
وزن: ٩٠
دانش و اطلاعات: ١٤٠
افسردگي: ٧٠
آرش:
وزن: ١٠٠
دانش و اطلاعات: ١٠٠
افسردگي: ١٠٠
مهرگان:
وزن : ١١٠
دانش و اطلاعات: ٧٠
افسردگي: ١٤٠
شش ماه بعد:
سپهر؛
وزن : ۸۰
دانش و اطلاعات: ١٧٠
افسردگي: ٤٠
آرش:
وزن: ١٠٠
دانش و اطلاعات: ١٠٠
افسردگي: ١٠٠
مهرگان:
وزن: ۱۳۰
دانش و اطلاعات: ٤٠
افسردگي: ١٧٠
و اما يكسال بعد:
سپهر:
وزن: ۷۰
دانش و اطلاعات: ٢٠٠
افسردگي: ٠
آرش:
وزن: ١٠٠
دانش و اطلاعات: ١٠٠
افسردگي: ١٠٠
مهرگان:
وزن: ۱۴۰
دانش و اطلاعات: ٠
افسردگي: ٢٠٠
خب به اين پديده آشنا ميگيم اثر مركّب
ميدونيد چرا
چون چيزيه كه هر روز ديده نميشه و زمان فقط تفاوت رو ايجاد ميكنه
و هر سه تا اين افراد وقتي روزهاي اول همديگر رو ميديدن با اونكه كارهاي متفاوتي انجام ميدادن تغيير خاصي مشاهده نميشد. ولي بعد از گذشت يكسال وقتي همديگرو ديدن اينو گفتن:
چرا؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!
خوب دقت كنيد به اختلافها:
وزن:
سپهر: ۷۰ يه وزن ايده آل
آرش : ١٠٠ يه وزن هميشگي
مهرگان: ۱۴۰ يعني ۷۰ كيلو اضافه وزن
دانش و اطلاعات:
سپهر: ٢٠٠
آرش: ١٠٠
مهرگان: ٠ يعني ٢٠٠ واحد كمتر از سپهر
افسردگي:
سپهر: ٠
آرش: ١٠٠
مهرگان: ٢٠٠ يعني ٢٠٠ واحد افسرده تر از سپهر
فكر ميكنيد چرااااا
اثر مركب با شما بحث نميكنه
امروزتون رو با ديروزتون طي يكسال نشون ميده!!!!
اين سه نفر دقيقن همون سه گروه افراد نتوركيه ما هستند
نشه بعد از يكسال برگردي بگي چرا؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!
موفقيت يعني گامهاي كوچك روزانه
حرفي نميمونه
يا حق
@GTeam
#مهرداديوسفي
#اثرمرکب
٢٠ آذر ٩٤
🌐GT🌐
مهرداد يوسفي: درود به همه❤️ خيلي جالبه امروزچنتا نكته همش تو ذهنم مرور ميشه!! سه روز تعطيلي خوبه يا بده؟ چطور ميشه اين همه متفاوت عمل كرد؟! باورتون نميشه اگه اينو بشنويد!! امروز برنامه يسري از تيمها رو از ليدراشون گرفتم و با چند روز قبل و هفته قبل مقايسه كردم!…
آرش يه جي تيمي:
😢 لیدر خیلی تاثیرگذار بود.
انتخاب اسامی بسیار هوشمندانه بود.
👊😡👊😡👊😡👊😡
من دارم میرم که این روزها رو بترکونم.
هَل مِن مبارز .....
می ترکونییییییییییییم.
هر کس هر جایی هست حقشه. هیچ کس قربانی نیست. انسانها تنها داوطلب هستند.
There are no accidents, nor coincidence.
There is always a good REASON.
اون که باید بفهمه میفهمه. بعضی بهشون بر میخوره و عمدتاً لبخند میزنن و سر تکون میدن. یعنی مثلا فهمیدیم.
خوش به حال اونایی که فهمیدن.
😢 لیدر خیلی تاثیرگذار بود.
انتخاب اسامی بسیار هوشمندانه بود.
👊😡👊😡👊😡👊😡
من دارم میرم که این روزها رو بترکونم.
هَل مِن مبارز .....
می ترکونییییییییییییم.
هر کس هر جایی هست حقشه. هیچ کس قربانی نیست. انسانها تنها داوطلب هستند.
There are no accidents, nor coincidence.
There is always a good REASON.
اون که باید بفهمه میفهمه. بعضی بهشون بر میخوره و عمدتاً لبخند میزنن و سر تکون میدن. یعنی مثلا فهمیدیم.
خوش به حال اونایی که فهمیدن.
🌐GT🌐
مهرداد يوسفي: درود به همه❤️ خيلي جالبه امروزچنتا نكته همش تو ذهنم مرور ميشه!! سه روز تعطيلي خوبه يا بده؟ چطور ميشه اين همه متفاوت عمل كرد؟! باورتون نميشه اگه اينو بشنويد!! امروز برنامه يسري از تيمها رو از ليدراشون گرفتم و با چند روز قبل و هفته قبل مقايسه كردم!…
علي يه جي تيمي:
میگن ما بین گذشته و آینده چیزی وجود داره به نامِ "حال". کمتر تجربش کردیم و اگر هم تجربش کردیم یادمون نیست ❗
چون زمانی که در "حال" زنده گی میکنی، گذر عمر رو حس نمیکنی. خیلی اندیشمندان معتقدند که اون لحظات جزو عمر به حساب نمیاد. به چنین لحظاتی که از گذشته و آینده کَنده میشیم و"حال" رو لمس میکنیم اصطلاحا میگن "آن"...
وقتی حضرت حافظ میگه
بنده ی طاعتِ آن باش که "آنی" دارد...
دقیقا داره به چنین لحظاتی اشاره میکنه...
اینی که گفتم از یک حِیث بی نهایت مهمه:
زندگی، مجموعه ای از "آن" هایی بیشمار، و بی بازگشت هستند که هریک منحصر بوده و تکرار ناپذیرند...
آره دوستانم. این "آن" ها تمام زنده گی شما هستند.
اما چرا این ها رو میگم؟
پیامِ امروزِ لیدرم من رو به خیلی فکر فرو برد.
حقیقتا نت ورک تکرارِ گام هایِ کوچکِ تکرارپذیره...
و من به خودم اومدم و دیدم چقدرررررر ساده و بی دلیل از این رازِ بزرگ غافلم... رازی که مقابل چشمانم بود و پنهان بود...
دوستانم . لحظه ای که دارید فکر میکنید کاری رو به زودی انجام بدید، (مثلا بعد از 5 دقیقه استراحت یا بعد از این برنامه یا از راٰس ساعتِ ایکس شروع میکنم،،،) به خاطر داشته باشید که اون ساعت و زمان وجود نداره. حقیقتش تنهازمان موجود همون "آنیه" که شما با فکرِ به به آینده سپری اش کردید.
دقت کنید. هیچ کاری برای انجام لحظه ای دیگه وجود نداره. تمرین کنیم که تنها لحظه ی موجود برای انجامِ کارِ پیشِ رومون همین الانه...
لیدر یوسفیِ بزرگ امروز با نوشتن این سطر ها باعث شدید در دفترم سطرهایی رو از یک شاعر بنویسم که میخوام با تمام جی تیم به اشتراک بذارمش و دوست دارم همگی این سطر ها رو همیشه دم دست داشته باشند و به یادِ پی دی امروز لیدرم باشند...
🕛در زنده گی شما "آن" هایی ست...
با آنها همراه شوید...
"آن"هایی که چون برق میگذرند... 🕐
94/09/20
میگن ما بین گذشته و آینده چیزی وجود داره به نامِ "حال". کمتر تجربش کردیم و اگر هم تجربش کردیم یادمون نیست ❗
چون زمانی که در "حال" زنده گی میکنی، گذر عمر رو حس نمیکنی. خیلی اندیشمندان معتقدند که اون لحظات جزو عمر به حساب نمیاد. به چنین لحظاتی که از گذشته و آینده کَنده میشیم و"حال" رو لمس میکنیم اصطلاحا میگن "آن"...
وقتی حضرت حافظ میگه
بنده ی طاعتِ آن باش که "آنی" دارد...
دقیقا داره به چنین لحظاتی اشاره میکنه...
اینی که گفتم از یک حِیث بی نهایت مهمه:
زندگی، مجموعه ای از "آن" هایی بیشمار، و بی بازگشت هستند که هریک منحصر بوده و تکرار ناپذیرند...
آره دوستانم. این "آن" ها تمام زنده گی شما هستند.
اما چرا این ها رو میگم؟
پیامِ امروزِ لیدرم من رو به خیلی فکر فرو برد.
حقیقتا نت ورک تکرارِ گام هایِ کوچکِ تکرارپذیره...
و من به خودم اومدم و دیدم چقدرررررر ساده و بی دلیل از این رازِ بزرگ غافلم... رازی که مقابل چشمانم بود و پنهان بود...
دوستانم . لحظه ای که دارید فکر میکنید کاری رو به زودی انجام بدید، (مثلا بعد از 5 دقیقه استراحت یا بعد از این برنامه یا از راٰس ساعتِ ایکس شروع میکنم،،،) به خاطر داشته باشید که اون ساعت و زمان وجود نداره. حقیقتش تنهازمان موجود همون "آنیه" که شما با فکرِ به به آینده سپری اش کردید.
دقت کنید. هیچ کاری برای انجام لحظه ای دیگه وجود نداره. تمرین کنیم که تنها لحظه ی موجود برای انجامِ کارِ پیشِ رومون همین الانه...
لیدر یوسفیِ بزرگ امروز با نوشتن این سطر ها باعث شدید در دفترم سطرهایی رو از یک شاعر بنویسم که میخوام با تمام جی تیم به اشتراک بذارمش و دوست دارم همگی این سطر ها رو همیشه دم دست داشته باشند و به یادِ پی دی امروز لیدرم باشند...
🕛در زنده گی شما "آن" هایی ست...
با آنها همراه شوید...
"آن"هایی که چون برق میگذرند... 🕐
94/09/20
🌐GT🌐
مهرداد يوسفي: درود به همه❤️ خيلي جالبه امروزچنتا نكته همش تو ذهنم مرور ميشه!! سه روز تعطيلي خوبه يا بده؟ چطور ميشه اين همه متفاوت عمل كرد؟! باورتون نميشه اگه اينو بشنويد!! امروز برنامه يسري از تيمها رو از ليدراشون گرفتم و با چند روز قبل و هفته قبل مقايسه كردم!…
آرمان يه جي تيمي:
نميدونم چى بگم؟؟؟
هنوز گيجم...
تا حالا از اين زاويه به مسائل نگاه نكرده بودم.
تغييرات چقدر آهسته رخ ميده ولى كلاً زندگى آدمو اينرو اونرو ميكنه!!
ياد اونروزهاى نتوركى خودم افتادم،من تجربه اش كردم بدون اينكه متوجه اش بشم.
خيلى سريع اتفاق افتاد ولى ١سال گذشت وتغييرات خودشونو نشون دادن
"خيلى ها موندن ورفتن به اوج ومنى كه رفتم موندم تو روزمرگى"
ولى الان اومدم كه ديگه اون اشتباهات رو مرتكب نشمو به تيمم تا اونجايى كه بتونم انتقال ميدم كه تجربه اش نكنن
دليلى هم نداره كه تجربه اش كنن مگراينكه بخوان ديرتر به هدفاشون برسن ويا اصلاً نرسن
خودتونم نميدونيد كه كى اين اتفاق ميوفته ولى يك لحظه به خودتون ميايد وميبينيد كه خيلى زود دير شده ومن نميخوام اين اتفاق براى شما هم اتفاق بيوفته...
چند سال تلاش كرديم واينه وضعمون!؟
آيا حقمون نيست كه يه زندگى عالى داشته باشيم با يكم تغيير تو برنامه تفريحمون!؟
خوشى هايى كه يه هفته بعد قراره يادمون بره چه ارزشى داره مگه غير اينه كه موندنى نيست ولى ما قراره به لذتى برسيم كه هميشگيه!؟
سفر به دور دنيا،تفريحات هيجان انگيز وآدرنالينى،گردش تو جنگل وكوه ودشت...
آيا ارزش خط زدن يه سرى از فعاليت هاى بى ارزش روزانمون رو نداره!!!
يه سال ديگه ميبينمتون وسوالمو دوباره مطرح ميكنم...
#١٣٩٤/٠٩/٢٠
نميدونم چى بگم؟؟؟
هنوز گيجم...
تا حالا از اين زاويه به مسائل نگاه نكرده بودم.
تغييرات چقدر آهسته رخ ميده ولى كلاً زندگى آدمو اينرو اونرو ميكنه!!
ياد اونروزهاى نتوركى خودم افتادم،من تجربه اش كردم بدون اينكه متوجه اش بشم.
خيلى سريع اتفاق افتاد ولى ١سال گذشت وتغييرات خودشونو نشون دادن
"خيلى ها موندن ورفتن به اوج ومنى كه رفتم موندم تو روزمرگى"
ولى الان اومدم كه ديگه اون اشتباهات رو مرتكب نشمو به تيمم تا اونجايى كه بتونم انتقال ميدم كه تجربه اش نكنن
دليلى هم نداره كه تجربه اش كنن مگراينكه بخوان ديرتر به هدفاشون برسن ويا اصلاً نرسن
خودتونم نميدونيد كه كى اين اتفاق ميوفته ولى يك لحظه به خودتون ميايد وميبينيد كه خيلى زود دير شده ومن نميخوام اين اتفاق براى شما هم اتفاق بيوفته...
چند سال تلاش كرديم واينه وضعمون!؟
آيا حقمون نيست كه يه زندگى عالى داشته باشيم با يكم تغيير تو برنامه تفريحمون!؟
خوشى هايى كه يه هفته بعد قراره يادمون بره چه ارزشى داره مگه غير اينه كه موندنى نيست ولى ما قراره به لذتى برسيم كه هميشگيه!؟
سفر به دور دنيا،تفريحات هيجان انگيز وآدرنالينى،گردش تو جنگل وكوه ودشت...
آيا ارزش خط زدن يه سرى از فعاليت هاى بى ارزش روزانمون رو نداره!!!
يه سال ديگه ميبينمتون وسوالمو دوباره مطرح ميكنم...
#١٣٩٤/٠٩/٢٠
🌐GT🌐
مهرداد يوسفي: درود به همه❤️ خيلي جالبه امروزچنتا نكته همش تو ذهنم مرور ميشه!! سه روز تعطيلي خوبه يا بده؟ چطور ميشه اين همه متفاوت عمل كرد؟! باورتون نميشه اگه اينو بشنويد!! امروز برنامه يسري از تيمها رو از ليدراشون گرفتم و با چند روز قبل و هفته قبل مقايسه كردم!…
محمد نجاتي:
درود بر شما
واقعیتش خیلی خیلی تاثیر گرفتم ازین متن
و ازونجایی که لیدر تواین مدتی که افتخار همراهی با ایشونو داشتیم تماما مارو با شخصیت دسته ی اول آشنا کرد و رشدمون داد
نکته ی جالبی بود که تو این 3 روز باخودم فکر میکردم که امروز با نکاتی که لیدر فرمودن تونستم آنالیزمو کامل کنم
واقعا یه سری ها میگفتن میدونید چیه تعطیله که ما نمیتونیم کار کنیم یا تعطیله ما میخوایم بریم مسافرت تعطیله ما ....
آره تعطیلی مال کسی که واقعا از کارش رنج می بره مثل کارمند ها
ببخشید کمی تند میگم و تیز
منم تو کارگاه نجاری بودم تعطیل میکردم بعضی روزهارو چون بشدت ازش متنفر بودم و ميخواستم فرار کنم ازش ولی جالبه استادم حتی جمعه ها هم با تمام وجودش کار میکرد و هربار که ازش میپرسیدم خسته نمیشی ميگفت چرا باید خسته شم و بازم شروع به کار کردن میکرد
ساعت 8 صبح تا 11 شب
نکته اینجاست اون عاشق کارش بود
من وقتی تو نتورک قدم گذاشتم یه چیزی میدونستم یا کارم مقدسه یا اساسا کار نیست و من انجامش میدم
وقتی متوجه شدم که برای من کارم حکم یه رسالت رو داره تنها چیزی که برام مهمه اینه با تمام وجود به همه کمک کنم تا بهترین بشن و منم بهترین عملکردمو نشون بدم
اینکه روزهای تعطیل مخصوصا ایام سوگواری ها بعضی ها به مراسم خاص میرن و عذا داری رو مقدس میدونن که اعتقادشون برام محترمه ولی من دقیقا نه نیت همون ایام و با عشق به همون بزرگواران برای تسلاای خاطرشون کار بیشتری میکنم یعنی نیت میکنم که برای خوشنودی فلان بررگوار امروز دوبرابر کار کنم و یا تلاش متمرکز تری انجام بدم
دیروز و پری روز جزو بهترین روزهای نتورکی این ماهم بودن چون به عشق بزرگترین راهبر دنیا جلسمو برگزار کردم و برکات معنویشم دیدم
خب حالا هرکسی عقیده ای داره و هر کسی رفتاری انجام مییده
منتهی وقتی نگاه میکنم شاید این سه روز مثل حرکت شوماخر میمونه که تو مسابقات رالی انجامس میده
همیشه سر پیچها افراد ترمز میکنن ولی راز موفقیت شوماخر اینه که ایشون دقیقا سر پیچها گاز میده و از همه فاصله میگیره
اینجاست که خیلی ها میگن فلانی شانس آورده
نه عزیزم بهایی رو که شما نپرداحتی اون پرداخته
و نکته آخر این که اگه تو جی تیم میخوای موفق شی باید جا پای بزرگاش بزاری
لیدر یوسفی بنیان گذار مکتب جی تیم شخصا چنین شخصیتی داشتن و هربار رشدشون همین روزها و یا همین پیچهای نتورکی زندگی شون بوده
امروز چی متوجه بشین از این متنها به خودتون بستگی داره
آدمها یا موفق میشین یا.....
درود بر شما
واقعیتش خیلی خیلی تاثیر گرفتم ازین متن
و ازونجایی که لیدر تواین مدتی که افتخار همراهی با ایشونو داشتیم تماما مارو با شخصیت دسته ی اول آشنا کرد و رشدمون داد
نکته ی جالبی بود که تو این 3 روز باخودم فکر میکردم که امروز با نکاتی که لیدر فرمودن تونستم آنالیزمو کامل کنم
واقعا یه سری ها میگفتن میدونید چیه تعطیله که ما نمیتونیم کار کنیم یا تعطیله ما میخوایم بریم مسافرت تعطیله ما ....
آره تعطیلی مال کسی که واقعا از کارش رنج می بره مثل کارمند ها
ببخشید کمی تند میگم و تیز
منم تو کارگاه نجاری بودم تعطیل میکردم بعضی روزهارو چون بشدت ازش متنفر بودم و ميخواستم فرار کنم ازش ولی جالبه استادم حتی جمعه ها هم با تمام وجودش کار میکرد و هربار که ازش میپرسیدم خسته نمیشی ميگفت چرا باید خسته شم و بازم شروع به کار کردن میکرد
ساعت 8 صبح تا 11 شب
نکته اینجاست اون عاشق کارش بود
من وقتی تو نتورک قدم گذاشتم یه چیزی میدونستم یا کارم مقدسه یا اساسا کار نیست و من انجامش میدم
وقتی متوجه شدم که برای من کارم حکم یه رسالت رو داره تنها چیزی که برام مهمه اینه با تمام وجود به همه کمک کنم تا بهترین بشن و منم بهترین عملکردمو نشون بدم
اینکه روزهای تعطیل مخصوصا ایام سوگواری ها بعضی ها به مراسم خاص میرن و عذا داری رو مقدس میدونن که اعتقادشون برام محترمه ولی من دقیقا نه نیت همون ایام و با عشق به همون بزرگواران برای تسلاای خاطرشون کار بیشتری میکنم یعنی نیت میکنم که برای خوشنودی فلان بررگوار امروز دوبرابر کار کنم و یا تلاش متمرکز تری انجام بدم
دیروز و پری روز جزو بهترین روزهای نتورکی این ماهم بودن چون به عشق بزرگترین راهبر دنیا جلسمو برگزار کردم و برکات معنویشم دیدم
خب حالا هرکسی عقیده ای داره و هر کسی رفتاری انجام مییده
منتهی وقتی نگاه میکنم شاید این سه روز مثل حرکت شوماخر میمونه که تو مسابقات رالی انجامس میده
همیشه سر پیچها افراد ترمز میکنن ولی راز موفقیت شوماخر اینه که ایشون دقیقا سر پیچها گاز میده و از همه فاصله میگیره
اینجاست که خیلی ها میگن فلانی شانس آورده
نه عزیزم بهایی رو که شما نپرداحتی اون پرداخته
و نکته آخر این که اگه تو جی تیم میخوای موفق شی باید جا پای بزرگاش بزاری
لیدر یوسفی بنیان گذار مکتب جی تیم شخصا چنین شخصیتی داشتن و هربار رشدشون همین روزها و یا همین پیچهای نتورکی زندگی شون بوده
امروز چی متوجه بشین از این متنها به خودتون بستگی داره
آدمها یا موفق میشین یا.....
🌐GT🌐
مهرداد يوسفي: درود به همه❤️ خيلي جالبه امروزچنتا نكته همش تو ذهنم مرور ميشه!! سه روز تعطيلي خوبه يا بده؟ چطور ميشه اين همه متفاوت عمل كرد؟! باورتون نميشه اگه اينو بشنويد!! امروز برنامه يسري از تيمها رو از ليدراشون گرفتم و با چند روز قبل و هفته قبل مقايسه كردم!…
جواد يه جي تيمي:
سلااااااااااااام
میخواستم دارو بخورم اما انقدر این مطلب عالی بود که نتونستم بخوابم.
مطلب کاملا" تکان دهنده و فوق العاده بود مثل همیشه ممنون ابر لیدر دنیا
یاد جمله ای افتادم از کتاب 17 اصل کار تیمی که میگه از انجام گرفتن کارهای کوچیک کنار هم اتفاقات بزرگ رقم میخوره نتورک یعنی تکرار گام های تکرار پذیر بارها و بارها نتورک یعنی اطمینان داشته باشی به کارت انجامش بدی بعد نتیجه بگیری
بر عکس کارهای دیگه ای که قبلا" انجام میدادید تو حقوقت رو سر ماه میگیری بیمه هستی و کار میکنی
نتورک به کسانی پول میده که بهاشو بدن نتورک به کسی پول میده که الانشو نبینه
بدون توجه به اینکه چقدر سخته بدون توجه به اینکه هفته دیگه چه حسی داره بدون توجه به اینکه چند بار شکست میخوره و حتی بدون توجه به اینکه چه نتیجه ای رقم میخوره انجامش بده با همون انرژی که روز اول داشت واقعا" واسه من عالی بود و استفاده کردم.
ساعت کاریه هر فرد تو نتورک رو خودش تایین میکنه باید اندیشه سالم داشته باشی تا بتونی ساعت کاری بالایی ایجاد کنی تا در امد خوبی واست ایجاد بشه.
خیلی خیلی خیلی خیلی سادست یه فردی که تو بازار سنتی بخواد 1 میلیون در امد داشته باشه باید به صورت مستمر یک ماه روزی 8 ساعت کار کنه و حقوقش رو بگیره
توی که ویژن راهبری داری توی که درامد میخوای یک ماه مستمر روزانه 8 ساعت کار میکنی اگه نمیکنی پنیر مجانی تو تله موشه ما داریم در مورد یک بیزنس بزرگ حرف میزنیم نمیفهمم چطور میتونی ساعت کاری نداشته باشی
زندگی من نتورک منه
زندگی من چرایی منه اگه درست کار نمیکنی چراییت رو تغییر بده چرایی که دردت باشه
عذر میخوام اما اگه پدر و مادرت چراییت هستن و درست کار نمیکنی بدون که چراییت برات مهم نیست
🔴اینده ای میسازم که گذشته ام در مقابلش زانو بزند🔴
سلااااااااااااام
میخواستم دارو بخورم اما انقدر این مطلب عالی بود که نتونستم بخوابم.
مطلب کاملا" تکان دهنده و فوق العاده بود مثل همیشه ممنون ابر لیدر دنیا
یاد جمله ای افتادم از کتاب 17 اصل کار تیمی که میگه از انجام گرفتن کارهای کوچیک کنار هم اتفاقات بزرگ رقم میخوره نتورک یعنی تکرار گام های تکرار پذیر بارها و بارها نتورک یعنی اطمینان داشته باشی به کارت انجامش بدی بعد نتیجه بگیری
بر عکس کارهای دیگه ای که قبلا" انجام میدادید تو حقوقت رو سر ماه میگیری بیمه هستی و کار میکنی
نتورک به کسانی پول میده که بهاشو بدن نتورک به کسی پول میده که الانشو نبینه
بدون توجه به اینکه چقدر سخته بدون توجه به اینکه هفته دیگه چه حسی داره بدون توجه به اینکه چند بار شکست میخوره و حتی بدون توجه به اینکه چه نتیجه ای رقم میخوره انجامش بده با همون انرژی که روز اول داشت واقعا" واسه من عالی بود و استفاده کردم.
ساعت کاریه هر فرد تو نتورک رو خودش تایین میکنه باید اندیشه سالم داشته باشی تا بتونی ساعت کاری بالایی ایجاد کنی تا در امد خوبی واست ایجاد بشه.
خیلی خیلی خیلی خیلی سادست یه فردی که تو بازار سنتی بخواد 1 میلیون در امد داشته باشه باید به صورت مستمر یک ماه روزی 8 ساعت کار کنه و حقوقش رو بگیره
توی که ویژن راهبری داری توی که درامد میخوای یک ماه مستمر روزانه 8 ساعت کار میکنی اگه نمیکنی پنیر مجانی تو تله موشه ما داریم در مورد یک بیزنس بزرگ حرف میزنیم نمیفهمم چطور میتونی ساعت کاری نداشته باشی
زندگی من نتورک منه
زندگی من چرایی منه اگه درست کار نمیکنی چراییت رو تغییر بده چرایی که دردت باشه
عذر میخوام اما اگه پدر و مادرت چراییت هستن و درست کار نمیکنی بدون که چراییت برات مهم نیست
🔴اینده ای میسازم که گذشته ام در مقابلش زانو بزند🔴
درود به همه خانواده بزرگ و پربينش جي تيم❤️
به قول جي تيمي ها وقتتون جي تيمي😊
ميدونيد وقتي من كارمو شروع كردم، يا نه بزاريد بهتر بگم، وقتي تصميم گرفتم تو اينكار موفق باشم و نتورك رو در خودم دروني كنم، بزرگترين چالشم اين بود كه بدونم اونايي كه تو اين تجارت موفق شدند چه مشخصه هايي دارند كه بتونم شخصيت خودمو بهشون نزديك كنم!
ميخوام چنتا از مشخصه هاي اصلي و مشترك همه نتوركراي موفق رو بهتون بگم!
اميدوارم براتون جالب باشه!
نخستين و پررنگ ترين مشخصه همه نتوركرها "روياپردازيشونه"
يعني همشون از دم روياپردازن
يعني تا اين حد روياپرداز كه اگه نتورك كار نميكردن و همين روياها رو داشتن كمتر كسي بود كه فكر كنه اينها عقلشون سالمه!
روياهاشونم اينطوري نيست كه مثلن حساب كنند الان چون اينطوري و اونطوريه من بعدها اينطوري ميشم.
نه اصلن
اونا ميگن ربطي نداره كه الان چطوريه و قراره چطوري بشه ولي من بايد اينطوري بشم!💪
عمق روياپردازي رو ميتونيد حدس بزنيد!!!😐
تازه عمرن بترسن كه ديگران در مورد روياهاشون چه فكر ميكنن!!
آخه آدم ديوانه براش مهمه كه اونايي كه خودشونو عاقل ميدونن چي درموردش فكر ميكنن! ديوانه ها بقيه رو ديوانه ميدونن😄🙂
تا حالا فكر كردي دوست داشتي الان چطوري بودي و كجا بودي و اطرافيانت چطور بودن؟!؟
اگه الان يعني همين الان ١٠٠ ميليارد پول داشتي چيكار ميكردي؟!!
نترس عزيزم بهش فكر كن
مالياتش با من،
٩٪ ارزش افزوده از آرزوهاي قشنگت رو مهرداد يوسفي ميده😍
يعني حمايت جي تيمي بيشتر از اين؟!!!😉
ميدوني چيه مسئله بيشتر مردم اينه كه حتي نميدونن از زندگي چي ميخوان !!
در صورتي كه تمامي و تماميه چيزهايي كه امروز داريم روياي انسان هاي گذشته بوده كه يسري آدمها اونها رو به هدف و واقعيت تبديل كردند.
يكم به تكنولوژي هاي دور و برتون نگاه كنيد متوجه ميشيد من چي ميگم!
سعي كن روياپردازيهاي مثبتت رو تبديل به يه عادت كني و با چشمهاي باز روياهاتو ببيني چون تو ميتوني بهترين روياهاتو رقم بزني!
پس نترس همين الان شروع كن به روياپردازيهاي قشنگت!
بزار حس قشنگ رسيدن به اين روياها گرمت كنه و لبخند رو به لبات بياره!!
اره ببين چقدر اينطوري خودتم حس بهتري داري!
ميدونستي تو خيلي خيلي زيبا و دوست داشتني هستي؟!!
ميدونستي تو يه مرد واقعي و بزرگ هستي؟!؟
ميدونستي تو يه شير زن و بانوي بزرگ دنيا هستي؟!؟
من كه به داشتن تك تكتون افتخار ميكنم چون بهترين خونواده دنيا هستيم!!!
بزاريد يه رازي رو در مورد شكل گيريه جي تيم بهتون بگم.
البته اين يه رازه بايد بين خودمون باشه🙏
يعني فقط بين من و تو😉
ميدوني ابتداي جي تيم چطور شكل گرفت؟🤔
من فقط از روياهام با دوستام ميگفتم!!
اين بزرگترين راز موفقيت جي تيم بود!
بزرگترين و بزرگترين👌
به همه با عشق از روياهام ميگفتم!!
ميگفتم ببين محمد چند سال ديگه كلي آدمهاي باحال و دوست داشتني رو كنار خودمون داريم كه كلي سرمون گرم ميشه اونا به ما اعتماد ميكنن و ما يه تيم چند هزار نفره داريم و هر لحظه وقتي به امروز فكر ميكنيم ميخنديم كه چقدر ساده و سخت شروع كرديم..
ميگفتم درسته الان هيچي نداريم
ولي يه مدت ديگه يه دفتر بزرگ و شيك با كمك همه بچه ها راه مي اندازيم كه همه لذتش رو ببرن!
ميگفتم ببين صالح پرايد هم ماشينه ولي خداييش ميدوني چه حسي داره كه سوار يه ماشين رويايي بشي و بري تو خيابون دور بزني!
ميگفتم ميدوني صالح ميدوني محمد من از ماشيناي اسپرت خوشم مياد ولي بيشتر دوست دارم يه ماشين شاسي بلند واسه خودم داشته باشم كه به اصطلاح شخصيتي باشه😁 يه ماشينم براي همسرم😊
ميگفتم بچه ها يكاري ميكنيم كه خونواده هامون هرلحظه به داشتن ما افتخار كنن!!!
ميدونيد اون روزها همه اينها روياهامون بود و الان خاطره هامون!!!
آره اين رازه شكل گيريه جي تيم بود✌️
من فقط از روياهام ميگفتم
پس تو هم يه جي تيمي باش و روياهاتو همين الان زندگي كن❤️🌹
منتظر مشخصه هاي بعدي نتوركرهاي موفق باشيد👌
#مهرداديوسفي
٢٢ آذر ٩٤
به قول جي تيمي ها وقتتون جي تيمي😊
ميدونيد وقتي من كارمو شروع كردم، يا نه بزاريد بهتر بگم، وقتي تصميم گرفتم تو اينكار موفق باشم و نتورك رو در خودم دروني كنم، بزرگترين چالشم اين بود كه بدونم اونايي كه تو اين تجارت موفق شدند چه مشخصه هايي دارند كه بتونم شخصيت خودمو بهشون نزديك كنم!
ميخوام چنتا از مشخصه هاي اصلي و مشترك همه نتوركراي موفق رو بهتون بگم!
اميدوارم براتون جالب باشه!
نخستين و پررنگ ترين مشخصه همه نتوركرها "روياپردازيشونه"
يعني همشون از دم روياپردازن
يعني تا اين حد روياپرداز كه اگه نتورك كار نميكردن و همين روياها رو داشتن كمتر كسي بود كه فكر كنه اينها عقلشون سالمه!
روياهاشونم اينطوري نيست كه مثلن حساب كنند الان چون اينطوري و اونطوريه من بعدها اينطوري ميشم.
نه اصلن
اونا ميگن ربطي نداره كه الان چطوريه و قراره چطوري بشه ولي من بايد اينطوري بشم!💪
عمق روياپردازي رو ميتونيد حدس بزنيد!!!😐
تازه عمرن بترسن كه ديگران در مورد روياهاشون چه فكر ميكنن!!
آخه آدم ديوانه براش مهمه كه اونايي كه خودشونو عاقل ميدونن چي درموردش فكر ميكنن! ديوانه ها بقيه رو ديوانه ميدونن😄🙂
تا حالا فكر كردي دوست داشتي الان چطوري بودي و كجا بودي و اطرافيانت چطور بودن؟!؟
اگه الان يعني همين الان ١٠٠ ميليارد پول داشتي چيكار ميكردي؟!!
نترس عزيزم بهش فكر كن
مالياتش با من،
٩٪ ارزش افزوده از آرزوهاي قشنگت رو مهرداد يوسفي ميده😍
يعني حمايت جي تيمي بيشتر از اين؟!!!😉
ميدوني چيه مسئله بيشتر مردم اينه كه حتي نميدونن از زندگي چي ميخوان !!
در صورتي كه تمامي و تماميه چيزهايي كه امروز داريم روياي انسان هاي گذشته بوده كه يسري آدمها اونها رو به هدف و واقعيت تبديل كردند.
يكم به تكنولوژي هاي دور و برتون نگاه كنيد متوجه ميشيد من چي ميگم!
سعي كن روياپردازيهاي مثبتت رو تبديل به يه عادت كني و با چشمهاي باز روياهاتو ببيني چون تو ميتوني بهترين روياهاتو رقم بزني!
پس نترس همين الان شروع كن به روياپردازيهاي قشنگت!
بزار حس قشنگ رسيدن به اين روياها گرمت كنه و لبخند رو به لبات بياره!!
اره ببين چقدر اينطوري خودتم حس بهتري داري!
ميدونستي تو خيلي خيلي زيبا و دوست داشتني هستي؟!!
ميدونستي تو يه مرد واقعي و بزرگ هستي؟!؟
ميدونستي تو يه شير زن و بانوي بزرگ دنيا هستي؟!؟
من كه به داشتن تك تكتون افتخار ميكنم چون بهترين خونواده دنيا هستيم!!!
بزاريد يه رازي رو در مورد شكل گيريه جي تيم بهتون بگم.
البته اين يه رازه بايد بين خودمون باشه🙏
يعني فقط بين من و تو😉
ميدوني ابتداي جي تيم چطور شكل گرفت؟🤔
من فقط از روياهام با دوستام ميگفتم!!
اين بزرگترين راز موفقيت جي تيم بود!
بزرگترين و بزرگترين👌
به همه با عشق از روياهام ميگفتم!!
ميگفتم ببين محمد چند سال ديگه كلي آدمهاي باحال و دوست داشتني رو كنار خودمون داريم كه كلي سرمون گرم ميشه اونا به ما اعتماد ميكنن و ما يه تيم چند هزار نفره داريم و هر لحظه وقتي به امروز فكر ميكنيم ميخنديم كه چقدر ساده و سخت شروع كرديم..
ميگفتم درسته الان هيچي نداريم
ولي يه مدت ديگه يه دفتر بزرگ و شيك با كمك همه بچه ها راه مي اندازيم كه همه لذتش رو ببرن!
ميگفتم ببين صالح پرايد هم ماشينه ولي خداييش ميدوني چه حسي داره كه سوار يه ماشين رويايي بشي و بري تو خيابون دور بزني!
ميگفتم ميدوني صالح ميدوني محمد من از ماشيناي اسپرت خوشم مياد ولي بيشتر دوست دارم يه ماشين شاسي بلند واسه خودم داشته باشم كه به اصطلاح شخصيتي باشه😁 يه ماشينم براي همسرم😊
ميگفتم بچه ها يكاري ميكنيم كه خونواده هامون هرلحظه به داشتن ما افتخار كنن!!!
ميدونيد اون روزها همه اينها روياهامون بود و الان خاطره هامون!!!
آره اين رازه شكل گيريه جي تيم بود✌️
من فقط از روياهام ميگفتم
پس تو هم يه جي تيمي باش و روياهاتو همين الان زندگي كن❤️🌹
منتظر مشخصه هاي بعدي نتوركرهاي موفق باشيد👌
#مهرداديوسفي
٢٢ آذر ٩٤
🌐GT🌐
درود به همه خانواده بزرگ و پربينش جي تيم❤️ به قول جي تيمي ها وقتتون جي تيمي😊 ميدونيد وقتي من كارمو شروع كردم، يا نه بزاريد بهتر بگم، وقتي تصميم گرفتم تو اينكار موفق باشم و نتورك رو در خودم دروني كنم، بزرگترين چالشم اين بود كه بدونم اونايي كه تو اين تجارت موفق…
آرش يه جي تيمي:
یادش به خیر. دوستان میخوام داستانی رو براتون نقل کنم که خیلی ذهنم رو در گیر کرده.
چند سال پیش، زمستان ۱۳۸۸، فلکه جهاد، ابتدای شهرک فرهنگیان.
دو نفر تو یه ۲۰۶ بژ تیپ ۳ نشسته بودن و به چراغهای روشن پیتزا حاتم که اون دست خیابون دیده میشد نگاه می کردن.
هر دو کلی زحمت کشیده بودند و کلی آرزو و رویا داشتند.
ذهن سرکش و انرژی مهار نشدنی این دو نفر، شهری رو به هم ریخته بود. کلی جوون و پیر چشمشون به این دو نفر بود.
اینها سکان داران جنبشی بودن که دوسال بهد قرار بود به ثمر بشینه.
چه شبها که با هم صبح کرده بودن و چه صبحها که بی خستگی، یک نفس تا شب کار کرده بودن.
اونها همیشه از آرزوهاشون میگفتن. از اینکه تا نرسن، نمیشینن.
ولی اون سال چالشهای عظیمی براشون پیش اومده بود. چالشهایی که هرگز به خواب هم نمیدیدن.
اون شب، هر دو در حالتی بهت زده و سر در گم، در سکوت تو همون ماشین نشسته بودن و به روبرو خیره شده بودن.
راننده پژو، رو به دوستش کرد و گفت: ما خیلی بزرگتر از این حرفهاییم برادر. اینها همش میگذره.
چند سال دیگه، همین جا، دور همین میدون تو ماشین رویاهامون نشستیم و با لذت به این منظره نگاه می کنیم. اونوقت همین شب رو یاد میاریم. و به هم میگیم: دیدی شد؟ دیدی بالاخره تونستیم؟
شکی نیست که ما میتونیم.
هر دو به هم نگاهی کردند و لبخندی پر معنا زدند. لبخندی پر از توافق و همدلی. اونجا و اون شب معنای واقعی و اصیل "خودم و خودت رو عشقه" موج می زد.
ماشین روشن شد و حرکت کرد...
اون مرد بزرگی که اون شب تو اون ماشین نشسته بود، الان بنیان گذار یکی از موفقترین و مطرح ترین تیمهای نتورکی ایرانه. کسی که با نام ابر لیدر ازش یاد می کنند.
چون اون فرد، فقط رویا پردازی نکرد. بلکه همیشه در خلوت ۲نفره شون میگفت، تصمیم قطعی خودم رو گرفتم... یا با نتورک می رسم و یا با نتورک می میرم.
اون موفق شد. و الان با موفقیتش بر زندگی هزاران نفر تاثیر گذاشته.
و اما اون دیگری...
اون فرد، به ظاهر هنوز نرسیده. چون اون یکی یه جایی تو مسیر، رویاهاش رو گم کرد....
ولی همین جا "تضمین" میده به زودی به جایگاهی برسه که دوباره در کنار هم، اینبار تو ماشین رویایی خودشون، دور همون میدون بشینن و به صحنه هایی بسیار زیباتر نگاه کنن.
چون امروز، او هم میگه: یا با نتورک میرسم و یا با نتورک می میرم.
به امید رسیدن همه عزیزان به اشتیاقهای سوزانشون 🌺❤️
یادش به خیر. دوستان میخوام داستانی رو براتون نقل کنم که خیلی ذهنم رو در گیر کرده.
چند سال پیش، زمستان ۱۳۸۸، فلکه جهاد، ابتدای شهرک فرهنگیان.
دو نفر تو یه ۲۰۶ بژ تیپ ۳ نشسته بودن و به چراغهای روشن پیتزا حاتم که اون دست خیابون دیده میشد نگاه می کردن.
هر دو کلی زحمت کشیده بودند و کلی آرزو و رویا داشتند.
ذهن سرکش و انرژی مهار نشدنی این دو نفر، شهری رو به هم ریخته بود. کلی جوون و پیر چشمشون به این دو نفر بود.
اینها سکان داران جنبشی بودن که دوسال بهد قرار بود به ثمر بشینه.
چه شبها که با هم صبح کرده بودن و چه صبحها که بی خستگی، یک نفس تا شب کار کرده بودن.
اونها همیشه از آرزوهاشون میگفتن. از اینکه تا نرسن، نمیشینن.
ولی اون سال چالشهای عظیمی براشون پیش اومده بود. چالشهایی که هرگز به خواب هم نمیدیدن.
اون شب، هر دو در حالتی بهت زده و سر در گم، در سکوت تو همون ماشین نشسته بودن و به روبرو خیره شده بودن.
راننده پژو، رو به دوستش کرد و گفت: ما خیلی بزرگتر از این حرفهاییم برادر. اینها همش میگذره.
چند سال دیگه، همین جا، دور همین میدون تو ماشین رویاهامون نشستیم و با لذت به این منظره نگاه می کنیم. اونوقت همین شب رو یاد میاریم. و به هم میگیم: دیدی شد؟ دیدی بالاخره تونستیم؟
شکی نیست که ما میتونیم.
هر دو به هم نگاهی کردند و لبخندی پر معنا زدند. لبخندی پر از توافق و همدلی. اونجا و اون شب معنای واقعی و اصیل "خودم و خودت رو عشقه" موج می زد.
ماشین روشن شد و حرکت کرد...
اون مرد بزرگی که اون شب تو اون ماشین نشسته بود، الان بنیان گذار یکی از موفقترین و مطرح ترین تیمهای نتورکی ایرانه. کسی که با نام ابر لیدر ازش یاد می کنند.
چون اون فرد، فقط رویا پردازی نکرد. بلکه همیشه در خلوت ۲نفره شون میگفت، تصمیم قطعی خودم رو گرفتم... یا با نتورک می رسم و یا با نتورک می میرم.
اون موفق شد. و الان با موفقیتش بر زندگی هزاران نفر تاثیر گذاشته.
و اما اون دیگری...
اون فرد، به ظاهر هنوز نرسیده. چون اون یکی یه جایی تو مسیر، رویاهاش رو گم کرد....
ولی همین جا "تضمین" میده به زودی به جایگاهی برسه که دوباره در کنار هم، اینبار تو ماشین رویایی خودشون، دور همون میدون بشینن و به صحنه هایی بسیار زیباتر نگاه کنن.
چون امروز، او هم میگه: یا با نتورک میرسم و یا با نتورک می میرم.
به امید رسیدن همه عزیزان به اشتیاقهای سوزانشون 🌺❤️
ليدربانو شاهي:
درود گلوبال
عزمم و جزم کرده بودم شرایط رو تغییر بدم
دیگه یکی دو تا مشاوره در هفته جواب نمیداد
یا میشه یا باید بشه هم نداریم
بااااااید بشه
یه بار دیگه یه لیست نوشتم از لیست گرم و سرد
9 نفر که شماره ی 5 نفرشونو نداشتم
رفتم سراغ شماره تلفن ها
شماره ی "نیلوفر ق" رو دارید؟ برام میفرستید؟
خلاصه شماره هارو جمع کردم و رفتم که 9 تا مشاوره تو یک هفته بزارم
یه چهارشنبه ای بود
توی شهرداری بودم اوایل امام خمینی
گوشی رو برداشتم و زنگ زدم.
سلام خوبی " عزیزم"؟
دعوت برای پنجشنبه و.... نمیتونم مهمونی داریم و باید به مادرم کمک کنم دست تنهاس
جمعه چی؟
آخه جمعه ایستگاه رشت انزلی ماشین نداره سخته رفت و آمد ولی شنبه میام!
و هماهنگی ها انجام شد و قرار شد جمعه تماس بگیرم و قرار شنبه رو یاد آوری کنم
گوشی قطع شد.
آخه مگه "نیلوفر ق" انزلی زندگی میکرد؟
چرا فکر میکردم رشته؟
خب بیخیال.....
جمعه و دوباره برقراریه تماس و هماهنگی و قطع تماس
چرا صداش انقدر شبیه زهرا ندایی بود؟
نه بابا بیخیال.....
شنبه صبح ساعت 9
نکنه اون واقعا زهرا ندایی بود؟
اگه اون باشه چی؟
من تماس گرفتم اسمشم نگفتم گفتم " عزیزم"
چند لحظه شوکه و بعد...
زهرا هم یه انسانه اونم تو زندگیش هدف داره دو راه دارم
یا با ذهنیت مثبت انقدر خوووووب آموزشش میدم که با نتورک زندگیش تغییر کنه
یا با ذهنیت شوکه انقدر بد آموزشش میدم که برای همیشه از نتورک زده بشه و هیچ وقت به دعوت کسی اوکی نده و هیچوقت نتورک کار نکنه و زندگیش از بین بره
پس من عالی آموزشش میدم
که زنگ آیفون زییییییییینگ
در رو باز کردم و به پیچ راه پله چشم دوختم
خودش بود " زهرا ندایی"
شنبه: مشاوره، نظرت چیه؟ خوبه
یکشنبه: آموزش، نظرت چیه؟ خوبه
دوشنبه: سلز، نظرت چیه؟ خوبه
سه شنبه: کیوساکی، نظرت چیه؟ خوبه، موقع امتحانات ترمه
چهارشنبه: رندی، سفارش اولیه
حین آموزشها:
مامان: یعنی از پسش بر میاد؟ صداش در نمیاد
تمرین با لیدر
آقای حسن زاده با شوخی: این دختره میخواد تیم انزلی رو بسازه؟
و امااااااااا
امروز همین دختر کوچولوی اتفاقی و ساکت من مشاور ارشد تیم بزرگ گلوباله
تازه " نیلوفر ق" این کارو انجام نداد
بهت افتخار میکنم عزیزم
شاهد موفقیت های بیشترت خواهم بود.
حسم خیلی عالیه و این حس رو برای همه ی گلوبالیا آرزو میکنم.
در درون هر انسانی هسته ی ارزشمندی وجود داره
اجازه بدید خودشون برای زندگیشون تصمیم بگیرن نه ذهن شما
http://globalteam.ir/post/459
درود گلوبال
عزمم و جزم کرده بودم شرایط رو تغییر بدم
دیگه یکی دو تا مشاوره در هفته جواب نمیداد
یا میشه یا باید بشه هم نداریم
بااااااید بشه
یه بار دیگه یه لیست نوشتم از لیست گرم و سرد
9 نفر که شماره ی 5 نفرشونو نداشتم
رفتم سراغ شماره تلفن ها
شماره ی "نیلوفر ق" رو دارید؟ برام میفرستید؟
خلاصه شماره هارو جمع کردم و رفتم که 9 تا مشاوره تو یک هفته بزارم
یه چهارشنبه ای بود
توی شهرداری بودم اوایل امام خمینی
گوشی رو برداشتم و زنگ زدم.
سلام خوبی " عزیزم"؟
دعوت برای پنجشنبه و.... نمیتونم مهمونی داریم و باید به مادرم کمک کنم دست تنهاس
جمعه چی؟
آخه جمعه ایستگاه رشت انزلی ماشین نداره سخته رفت و آمد ولی شنبه میام!
و هماهنگی ها انجام شد و قرار شد جمعه تماس بگیرم و قرار شنبه رو یاد آوری کنم
گوشی قطع شد.
آخه مگه "نیلوفر ق" انزلی زندگی میکرد؟
چرا فکر میکردم رشته؟
خب بیخیال.....
جمعه و دوباره برقراریه تماس و هماهنگی و قطع تماس
چرا صداش انقدر شبیه زهرا ندایی بود؟
نه بابا بیخیال.....
شنبه صبح ساعت 9
نکنه اون واقعا زهرا ندایی بود؟
اگه اون باشه چی؟
من تماس گرفتم اسمشم نگفتم گفتم " عزیزم"
چند لحظه شوکه و بعد...
زهرا هم یه انسانه اونم تو زندگیش هدف داره دو راه دارم
یا با ذهنیت مثبت انقدر خوووووب آموزشش میدم که با نتورک زندگیش تغییر کنه
یا با ذهنیت شوکه انقدر بد آموزشش میدم که برای همیشه از نتورک زده بشه و هیچ وقت به دعوت کسی اوکی نده و هیچوقت نتورک کار نکنه و زندگیش از بین بره
پس من عالی آموزشش میدم
که زنگ آیفون زییییییییینگ
در رو باز کردم و به پیچ راه پله چشم دوختم
خودش بود " زهرا ندایی"
شنبه: مشاوره، نظرت چیه؟ خوبه
یکشنبه: آموزش، نظرت چیه؟ خوبه
دوشنبه: سلز، نظرت چیه؟ خوبه
سه شنبه: کیوساکی، نظرت چیه؟ خوبه، موقع امتحانات ترمه
چهارشنبه: رندی، سفارش اولیه
حین آموزشها:
مامان: یعنی از پسش بر میاد؟ صداش در نمیاد
تمرین با لیدر
آقای حسن زاده با شوخی: این دختره میخواد تیم انزلی رو بسازه؟
و امااااااااا
امروز همین دختر کوچولوی اتفاقی و ساکت من مشاور ارشد تیم بزرگ گلوباله
تازه " نیلوفر ق" این کارو انجام نداد
بهت افتخار میکنم عزیزم
شاهد موفقیت های بیشترت خواهم بود.
حسم خیلی عالیه و این حس رو برای همه ی گلوبالیا آرزو میکنم.
در درون هر انسانی هسته ی ارزشمندی وجود داره
اجازه بدید خودشون برای زندگیشون تصمیم بگیرن نه ذهن شما
http://globalteam.ir/post/459
تیم جهانی بازاریابی شبکه ایی بيز
یه افتخار...مشاور ارشد جدید جی تیم
گروه آموزشی بازاریابی شبکه ای GTeam فعال در شرکت بازاریابان ایرانیان زمین
🌐GT🌐
ليدربانو شاهي: درود گلوبال عزمم و جزم کرده بودم شرایط رو تغییر بدم دیگه یکی دو تا مشاوره در هفته جواب نمیداد یا میشه یا باید بشه هم نداریم بااااااید بشه یه بار دیگه یه لیست نوشتم از لیست گرم و سرد 9 نفر که شماره ی 5 نفرشونو نداشتم رفتم سراغ شماره تلفن…
ليدربانوي جديد جي تيم خانوم ندايي:
❤❤سلاااااام به خانواده دوست داشتنی خودم❤❤
امروز وقتی تو جلسه مدیران گفتید واقعا قلبم تند میزد و هنوزم تند میزنه💓
میخوام از خوده شما تشکر کنم لیدر عزیزم❤❤
روز اول شاید شناختی بینمون نبود ویادمه تو مسیر راه اتفاقاتی میفتاد که دلسرد میشدم ولی با انرژی و باور شما و اطمینانتون فقط به هدفام نگاه کردم و خیلی خوشحالم که اون روز بهتون اعتماد کردم درغیر اینصورت کسی که ضرر میکرد مطمنن من بودم
این اتفاق رو مدیون بینش پشتیبانهای خودم لیدر عزیزم خانوم شاهی و خانوم رحیمی و آقای صادقی و آقای حسن زاده و ابرلیدرمون آقای یوسفی
مرسییی که بودید وهستید
❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤
و تمام تلاشم اینه که ازین به بعد هرکدوم از بچه های تیمم رو به این جایگاه برسونم ومیدونم حس فوق العاده ایه وسخت براش میجنگم
✌✌✌✌✌✌✌✌✌✌✌✌✌✌✌
❤❤سلاااااام به خانواده دوست داشتنی خودم❤❤
امروز وقتی تو جلسه مدیران گفتید واقعا قلبم تند میزد و هنوزم تند میزنه💓
میخوام از خوده شما تشکر کنم لیدر عزیزم❤❤
روز اول شاید شناختی بینمون نبود ویادمه تو مسیر راه اتفاقاتی میفتاد که دلسرد میشدم ولی با انرژی و باور شما و اطمینانتون فقط به هدفام نگاه کردم و خیلی خوشحالم که اون روز بهتون اعتماد کردم درغیر اینصورت کسی که ضرر میکرد مطمنن من بودم
این اتفاق رو مدیون بینش پشتیبانهای خودم لیدر عزیزم خانوم شاهی و خانوم رحیمی و آقای صادقی و آقای حسن زاده و ابرلیدرمون آقای یوسفی
مرسییی که بودید وهستید
❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤
و تمام تلاشم اینه که ازین به بعد هرکدوم از بچه های تیمم رو به این جایگاه برسونم ومیدونم حس فوق العاده ایه وسخت براش میجنگم
✌✌✌✌✌✌✌✌✌✌✌✌✌✌✌
ساحل يه جي تيمي:
@GTeam
چرا توزیع کننده یه شرکت بازاریابی شبکه ای بودن انقدر جذابه؛
اول اینکه محصول رو با قیمت عمده فروشی بدست میاری..
دوم اینکه صاحب تجارتی میشی بدون اینکه دردسر های اون رو داشته باشی..
این شرکت بازاریابیه که با کارکنانش سرو کله میزنه..
این شرکت بازاریابیه که محصولو تهیه میکنه،تولیید ،انبار داری،قیمت گذاری،بسته بندی،ارسال،تحقیقو توسعه،تهیه کاتالوگ هاو بروشورها ،کنترل کیفیت،حسابرسی و ارتباط با دستگاه های دولتی و دستمزد کارکنان با شرکت بازاریابی شبکه ایه..
ما توزیع کنندگان آزاد هستیم که فقط گروهمون رو بسازیم ما آزادیم که فقط بازوی بازاریابیه شرکت باشیم.!!!!!!
@GTeam
تیم سلز
@GTeam
چرا توزیع کننده یه شرکت بازاریابی شبکه ای بودن انقدر جذابه؛
اول اینکه محصول رو با قیمت عمده فروشی بدست میاری..
دوم اینکه صاحب تجارتی میشی بدون اینکه دردسر های اون رو داشته باشی..
این شرکت بازاریابیه که با کارکنانش سرو کله میزنه..
این شرکت بازاریابیه که محصولو تهیه میکنه،تولیید ،انبار داری،قیمت گذاری،بسته بندی،ارسال،تحقیقو توسعه،تهیه کاتالوگ هاو بروشورها ،کنترل کیفیت،حسابرسی و ارتباط با دستگاه های دولتی و دستمزد کارکنان با شرکت بازاریابی شبکه ایه..
ما توزیع کنندگان آزاد هستیم که فقط گروهمون رو بسازیم ما آزادیم که فقط بازوی بازاریابیه شرکت باشیم.!!!!!!
@GTeam
تیم سلز
آرش يه جي تيمي:
@GTeam
مطمئن باشید که در این تجارت تنها راز موفقیت دوام آوردنه. و دوام آوردن به معنی ادامه کاره، زمانی که دیگران کار رو ترک کردن. و این همون رازی هست که به خلق ثروت کلان منجر میشه.
اکثر افراد تو این تجارت بالاخره یه جایی کم میارن و دیگه ادامه نمیدن.
یکی "نه" میشنوه و بهش بر میخوره میره
یکی با پشتیبانش حرفش میشه و میره
یکی محصولات بهش دیر میرسه و میره
یکی خسته میشه و میره
یکی وقت واسه تفریحات خودش کم میاره و میره
یکی احساس می کنه داره از وقتِ بودن با خانواده و دوستانش میزنه و اونم میره
یکی خانواده اش بهش فشار میارن و کم میاره و میره
یکی تو مسایل حاشیه ای گیر میفته و میره
یکی با دلخوشی میره یکی با دلگیری...
اما ....
داستان واقعی نتورک از اون جایی شروع میشه که:
یکی بود و یکی نبود، ولی یکی دیگه بود که این یکی همیشه بود...
برف میومد بود، بارون میومد بود، تو آفتاب و گرما بود، تو زمستون و سرما هم بود...
میدونی چرا؟ چون نیومده بود که وایسته، اومده بود که برسه و برسونه!
نه به من قول داده بود و نه به شما...
ولی به خودش تعهد داده بود که تا نفس داره باید بمونه و برسه و برسونه...🌺
@GTeam
مطمئن باشید که در این تجارت تنها راز موفقیت دوام آوردنه. و دوام آوردن به معنی ادامه کاره، زمانی که دیگران کار رو ترک کردن. و این همون رازی هست که به خلق ثروت کلان منجر میشه.
اکثر افراد تو این تجارت بالاخره یه جایی کم میارن و دیگه ادامه نمیدن.
یکی "نه" میشنوه و بهش بر میخوره میره
یکی با پشتیبانش حرفش میشه و میره
یکی محصولات بهش دیر میرسه و میره
یکی خسته میشه و میره
یکی وقت واسه تفریحات خودش کم میاره و میره
یکی احساس می کنه داره از وقتِ بودن با خانواده و دوستانش میزنه و اونم میره
یکی خانواده اش بهش فشار میارن و کم میاره و میره
یکی تو مسایل حاشیه ای گیر میفته و میره
یکی با دلخوشی میره یکی با دلگیری...
اما ....
داستان واقعی نتورک از اون جایی شروع میشه که:
یکی بود و یکی نبود، ولی یکی دیگه بود که این یکی همیشه بود...
برف میومد بود، بارون میومد بود، تو آفتاب و گرما بود، تو زمستون و سرما هم بود...
میدونی چرا؟ چون نیومده بود که وایسته، اومده بود که برسه و برسونه!
نه به من قول داده بود و نه به شما...
ولی به خودش تعهد داده بود که تا نفس داره باید بمونه و برسه و برسونه...🌺
❤1