علي يه جي تيمي
عزم چیست؟
آیا همان اراده است یا چیزی برتر از آن؟گاهی انسان قصد به انجام کاری دارد، ولی به هر دلیل موفق به انجام آن نمیشود.مثلا کسی که امروز اراده کرده است مطالعه کند، اگر مهمانی بیاید، ممکن است موفق به انجام آن نشود.ولی هیچ عاملی مانع عزم و اراده قاطع نمیشود.مثلا، چه میهمان بیاید چه نیاید، فرد کار خود را انجام میدهد.به این حالت«عزم» میگویند.انسان اگر عزم داشته باشد می تواند بر همه موانع غلبه كند و به سوی هدف پیش برود.پس تصمیم قاطع را عزم میگویند
عزم چیست؟
آیا همان اراده است یا چیزی برتر از آن؟گاهی انسان قصد به انجام کاری دارد، ولی به هر دلیل موفق به انجام آن نمیشود.مثلا کسی که امروز اراده کرده است مطالعه کند، اگر مهمانی بیاید، ممکن است موفق به انجام آن نشود.ولی هیچ عاملی مانع عزم و اراده قاطع نمیشود.مثلا، چه میهمان بیاید چه نیاید، فرد کار خود را انجام میدهد.به این حالت«عزم» میگویند.انسان اگر عزم داشته باشد می تواند بر همه موانع غلبه كند و به سوی هدف پیش برود.پس تصمیم قاطع را عزم میگویند
محمدرضا يه جي تيمي:
نخستین سفارش تا نخستین مشاوره
مبحثی که دور نیست کتابش با آرم جی تیم نوشته آقای یوسفی چاپ شه. شاید بگید تخیله ولی تمام افراد موفق از تخیل شروع کردن. آره. شاید مطالبی که میگم زیاد باشه ولی کسی که بخونه و بگیره و به کار ببره برده... خوشحالم که برگزیده بودم باشم تو این سمینار و دارم رشد رو تو خودم احساس میکنم. فکر کنم با مطالب امروز آقای یوسفی تا یک ماه پی دی داشته باشم برای گذاشتن تو گروه...
سمینار امروز خیلی عالی بود. از بزرگ مرد نتورک ایران تشکر میکنم بابت برگزاری این سمینار به نحوی صمیمی و کارگاهی که هیچ جور واقعا نمیشه صرفش کرد. اگه میخوای موفق شی این مرد بزرگ رو الگوی خودت قرار بده و تو مسیرش قدم بردار. سورپرایز امروز بودن تمامی مشاوران ارشد جی تیم یکجا و کنار هم بود. مثل یک رویا. همه به صورتی عالی حاضر شدن و دیدنشون برام خوده انرژی بود. و لیدر خودم آقای نجاتی از همشون خوشتیپ تر بود😍😁 همونطور که خود آقای یوسفی گفتن مشاوران ارشد ما هستن که جی تیم رو میچرخونن و تو مسیر استارت جی تیم تا الان با خیلی از چالش ها کنار اومدن. قدر مشاور ارشد خودتون رو بدونید.
مطالب این سمینار حول رعایت کامل و دقیق چارت جی تیم و نحوه آموزش چرخید که هیچ وقت نمیشه نوشتش و باید تو این سمینار می بودید تا می گرفتید. این مطالب رو هر جایی نمیشه گیر آورد و نتیجه تجربه چند ساله ی یک فرد بزرگه. برخی مطالب که شاید براتون مفید باشه رو بیان می کنم. کاملا این مطالب برداشته خودم از گفته های آقای یوسفی هستش. شاید راجع به هر نکته ای که بگم یک صفحه بشه صحبت کرد.
🔹برای اینکه تیمی رو رشد بدید اول باید خودتون رشد کنید. و الگوهای ذهنی خود را عوض کنید.
🔹مهم ترین دوره نتورکی هر شخص هفته اول آن است مثل شش ماه اول یک کودک. چون همه باورها در این دوره شکل میگیره. هفته اول در نتورک تمام نتورک شما رو می سازه.
🔹از روز اول پراسپکت خود را لیدر ببینید، او را بزرگ کنید نه خود را. جی تیم بر پایه بزرگ کردن افراد شکل گرفته نه بزرگ کردن خودتان.
🔹آموزش دادن مساوی است با بهتر ارتباط برقرار کردن، انتقال حس خوب و انرژی. فرق نمی کند طرف مقابل منفی باشد یا مثبت. او به انرژی نیاز دارد.
🔹قبل از برگزاری هر جلسه آموزشی خود را از تمامی جوانب آماده کنید. تصویر سازی جلسه قبل برگزاری آن بسیار مهم است. در جلسه اول آموزش از محصولات و اینکه حسش نسبت به آنها چیست صحبت کنید.
🔹تمامی سوالات شخص را یادداشت و بعد از اتمام کلی آموزش پاسخ دهید. با جواب دادن فقط وقت خود را می گیرید. زیرا در هنگام آموزش تمامی سوالها جواب داده خواهد شد.
🔹تمامی جزوه ها را باید قبل از خواندن ارزش گذاری کرد. مرحله به مرحله جزوات را همراه با توضیح بخوانید.
🔹کمال: شما می ایستید همه چیز کامل شود بعد شروع می کنید؟ یا حرکت می کنید تا کامل شود؟! برای حرکت کردن لازم نیست بهترین دوچرخه سوار باشی ولی برای بهترین دوچرخه سوار شدن لازمه که حرکت کنی.
🔹برگه تعهد نامه در اولین گام را جدی بگیرید اینجا کاره نه بازی. اهداف بزرگی پشت کار کردنمونه.
🔹رهایی از دور باطل برای همیشه: این صفحه نگرش کل جزوه اولین گام رو بیان میکنه.
🔹بعد از اتمام هر جلسه آموزش فید بک آن را بگیرید و بگذارید شخص بازگو کند تا ببینید چه چیزهایی آموخته.
🔹قبل از انجام هرکاری اول باور شخص رو تقویت کنید.
🔹هدف متن هفته اول من: تصمیم شخص باید در هفته اول گرفته شود. تمامی سوالات باید در هفته اول حل شود زیرا بعد از آن وقتی برای این کارا نمی مونه.
🔹بهای رسیدن به آزادی و آرامش چالش هاست. مثال: پرنده ای در قفس در نظر بگیرید و همون پرنده رو آزاد. خب پرنده تو قفس آب و دونش به موقع داده میشه، هیچ خطری تهدیدش نمیکنه، نگران سرما و گرما و ... نیست. اما پرنده آزاد چالش پیدا کردن غذا، محافظت از خودش در مقابل حیوانات وحشی و سرما و گرما و ... رو داره. همه دوست دارن مثل پرنده آزاد زندگی کنن ولی حاضر به قبول چالش ها نیستند. و اگه جای پرنده ها عوض بشه هر دو خواهند مرد. متاسفانه آنقدر تو قفس زندگی کردیم که از چالش های آزادی میترسیم. آزادی یعنی داشتن هرچیز که می خواهی. بر میگردم به جمله اول، بهای رسیدن به آزادی و آرامش، چالش ها هستند. موفقیت را به بها می دهند نه بهانه. طعم آزادی را بچشید و دیگر حاضر نیستید به قفس برگردید.
🔹زمانی افراد وارد کار می شوند که تاییدیه مشاور ارشد را گرفته اند. تمام مدت آموزش ما شخص را پیگیری می کنیم برای ورود و پیگیری انتقال حس خوبی است که از کارمان داریم.
🔹چرا گلوبال؟! نیازی به متن نیست. با خیلی چیزها از رفتار خودتون می تونید تو آموزش چرا گلوبال رو نشون بدید.
🔹هیچ وقت هیچ کس تو جی تیم نمی تونه کسی رو وارد کنه مگه اینکه هر روز خودشو وارد کنه. خود فالو گری میگن. ما سه تا تیم داریم. تیم خودت با بالاسری ها. تیم خو
نخستین سفارش تا نخستین مشاوره
مبحثی که دور نیست کتابش با آرم جی تیم نوشته آقای یوسفی چاپ شه. شاید بگید تخیله ولی تمام افراد موفق از تخیل شروع کردن. آره. شاید مطالبی که میگم زیاد باشه ولی کسی که بخونه و بگیره و به کار ببره برده... خوشحالم که برگزیده بودم باشم تو این سمینار و دارم رشد رو تو خودم احساس میکنم. فکر کنم با مطالب امروز آقای یوسفی تا یک ماه پی دی داشته باشم برای گذاشتن تو گروه...
سمینار امروز خیلی عالی بود. از بزرگ مرد نتورک ایران تشکر میکنم بابت برگزاری این سمینار به نحوی صمیمی و کارگاهی که هیچ جور واقعا نمیشه صرفش کرد. اگه میخوای موفق شی این مرد بزرگ رو الگوی خودت قرار بده و تو مسیرش قدم بردار. سورپرایز امروز بودن تمامی مشاوران ارشد جی تیم یکجا و کنار هم بود. مثل یک رویا. همه به صورتی عالی حاضر شدن و دیدنشون برام خوده انرژی بود. و لیدر خودم آقای نجاتی از همشون خوشتیپ تر بود😍😁 همونطور که خود آقای یوسفی گفتن مشاوران ارشد ما هستن که جی تیم رو میچرخونن و تو مسیر استارت جی تیم تا الان با خیلی از چالش ها کنار اومدن. قدر مشاور ارشد خودتون رو بدونید.
مطالب این سمینار حول رعایت کامل و دقیق چارت جی تیم و نحوه آموزش چرخید که هیچ وقت نمیشه نوشتش و باید تو این سمینار می بودید تا می گرفتید. این مطالب رو هر جایی نمیشه گیر آورد و نتیجه تجربه چند ساله ی یک فرد بزرگه. برخی مطالب که شاید براتون مفید باشه رو بیان می کنم. کاملا این مطالب برداشته خودم از گفته های آقای یوسفی هستش. شاید راجع به هر نکته ای که بگم یک صفحه بشه صحبت کرد.
🔹برای اینکه تیمی رو رشد بدید اول باید خودتون رشد کنید. و الگوهای ذهنی خود را عوض کنید.
🔹مهم ترین دوره نتورکی هر شخص هفته اول آن است مثل شش ماه اول یک کودک. چون همه باورها در این دوره شکل میگیره. هفته اول در نتورک تمام نتورک شما رو می سازه.
🔹از روز اول پراسپکت خود را لیدر ببینید، او را بزرگ کنید نه خود را. جی تیم بر پایه بزرگ کردن افراد شکل گرفته نه بزرگ کردن خودتان.
🔹آموزش دادن مساوی است با بهتر ارتباط برقرار کردن، انتقال حس خوب و انرژی. فرق نمی کند طرف مقابل منفی باشد یا مثبت. او به انرژی نیاز دارد.
🔹قبل از برگزاری هر جلسه آموزشی خود را از تمامی جوانب آماده کنید. تصویر سازی جلسه قبل برگزاری آن بسیار مهم است. در جلسه اول آموزش از محصولات و اینکه حسش نسبت به آنها چیست صحبت کنید.
🔹تمامی سوالات شخص را یادداشت و بعد از اتمام کلی آموزش پاسخ دهید. با جواب دادن فقط وقت خود را می گیرید. زیرا در هنگام آموزش تمامی سوالها جواب داده خواهد شد.
🔹تمامی جزوه ها را باید قبل از خواندن ارزش گذاری کرد. مرحله به مرحله جزوات را همراه با توضیح بخوانید.
🔹کمال: شما می ایستید همه چیز کامل شود بعد شروع می کنید؟ یا حرکت می کنید تا کامل شود؟! برای حرکت کردن لازم نیست بهترین دوچرخه سوار باشی ولی برای بهترین دوچرخه سوار شدن لازمه که حرکت کنی.
🔹برگه تعهد نامه در اولین گام را جدی بگیرید اینجا کاره نه بازی. اهداف بزرگی پشت کار کردنمونه.
🔹رهایی از دور باطل برای همیشه: این صفحه نگرش کل جزوه اولین گام رو بیان میکنه.
🔹بعد از اتمام هر جلسه آموزش فید بک آن را بگیرید و بگذارید شخص بازگو کند تا ببینید چه چیزهایی آموخته.
🔹قبل از انجام هرکاری اول باور شخص رو تقویت کنید.
🔹هدف متن هفته اول من: تصمیم شخص باید در هفته اول گرفته شود. تمامی سوالات باید در هفته اول حل شود زیرا بعد از آن وقتی برای این کارا نمی مونه.
🔹بهای رسیدن به آزادی و آرامش چالش هاست. مثال: پرنده ای در قفس در نظر بگیرید و همون پرنده رو آزاد. خب پرنده تو قفس آب و دونش به موقع داده میشه، هیچ خطری تهدیدش نمیکنه، نگران سرما و گرما و ... نیست. اما پرنده آزاد چالش پیدا کردن غذا، محافظت از خودش در مقابل حیوانات وحشی و سرما و گرما و ... رو داره. همه دوست دارن مثل پرنده آزاد زندگی کنن ولی حاضر به قبول چالش ها نیستند. و اگه جای پرنده ها عوض بشه هر دو خواهند مرد. متاسفانه آنقدر تو قفس زندگی کردیم که از چالش های آزادی میترسیم. آزادی یعنی داشتن هرچیز که می خواهی. بر میگردم به جمله اول، بهای رسیدن به آزادی و آرامش، چالش ها هستند. موفقیت را به بها می دهند نه بهانه. طعم آزادی را بچشید و دیگر حاضر نیستید به قفس برگردید.
🔹زمانی افراد وارد کار می شوند که تاییدیه مشاور ارشد را گرفته اند. تمام مدت آموزش ما شخص را پیگیری می کنیم برای ورود و پیگیری انتقال حس خوبی است که از کارمان داریم.
🔹چرا گلوبال؟! نیازی به متن نیست. با خیلی چیزها از رفتار خودتون می تونید تو آموزش چرا گلوبال رو نشون بدید.
🔹هیچ وقت هیچ کس تو جی تیم نمی تونه کسی رو وارد کنه مگه اینکه هر روز خودشو وارد کنه. خود فالو گری میگن. ما سه تا تیم داریم. تیم خودت با بالاسری ها. تیم خو
تيم خودت با مجموعه ت و تیم خودت با خودت. که اگه این تیم آخر رو نداشته باشی دو تای قبلیش ساخته نمیشه. چطور خودمون رو وارد کنیم؟ رشد شخصی و نگاهی به اهداف...
🔹اگر خودتون تعهد ندارید هیچ وقت با مجموعه تون راجع به تعهد حرف نرنید.
🔹کسی رو پیگیری نکنید، دیگران پیگیریش میکنن.
🔹شیوه کار به صورتیه که وقتی با اعتبار 3 کار می کنید تو طول آموزش باید اعتبار 1 شه نه برعکس که اعتبار 1 رو تبدیل به اعتبار 3 کنید.
🔹همواره در تمامی جلسات محصول وجود داشته باشه. رکن اصلی تجارتمون محصوله.
⚫ شاید خیلی از سوالات براتون پیش اومده چون نمیتونم تمامی مطالب رو کامل بیان کنم. برای جواب گرفتن می تونید به مشاور مستقلای تیمتون، قلب های تپنده جی تیم مراجعه کنید. و ببخشید خیلی تند نوشتم.
📝محمدرضا
🔹اگر خودتون تعهد ندارید هیچ وقت با مجموعه تون راجع به تعهد حرف نرنید.
🔹کسی رو پیگیری نکنید، دیگران پیگیریش میکنن.
🔹شیوه کار به صورتیه که وقتی با اعتبار 3 کار می کنید تو طول آموزش باید اعتبار 1 شه نه برعکس که اعتبار 1 رو تبدیل به اعتبار 3 کنید.
🔹همواره در تمامی جلسات محصول وجود داشته باشه. رکن اصلی تجارتمون محصوله.
⚫ شاید خیلی از سوالات براتون پیش اومده چون نمیتونم تمامی مطالب رو کامل بیان کنم. برای جواب گرفتن می تونید به مشاور مستقلای تیمتون، قلب های تپنده جی تیم مراجعه کنید. و ببخشید خیلی تند نوشتم.
📝محمدرضا
هيچ وقت نميتوني تو جي تيم كسي رو وارد كني مگر اينكه هر روز خودتو وارد كني!!!!
ليدر ارشد جي تيم اقاي يوسفي❤️
سمينار بي نظير امروز از نخستين سفارش تا نخستين مشاوره
ليدر ارشد جي تيم اقاي يوسفي❤️
سمينار بي نظير امروز از نخستين سفارش تا نخستين مشاوره
***عاطفه يه جي تيمي***
❤️❤️❤️سلام به همه جی تیمی ها❤️❤️❤️
وقتی به اوایل کارم نگاه میکنم میبینم خیلی اشتباهات داشتم ..
باور و ایمان به کارم نداشتم و وقتی میخواستم یه شخص رو مشاوره بدم همش میگفتم این فرد کار رو شروع نمیکنه و همینطور هم میشد.اگه باور و ایمان کامل داشتم اینطوری پیش نمیومد ...
اصلا رشد شخصی نداشتم ،اصلا برام مهم نبود ،همش بهونه بود... اما کارمو از ته قلبم دوس داشتم...
اینقد ضعیف بودم که وقتی یکی بهم میگفت تو به جایی نمیرسی یا اینکه حکمتی هست که تیم نداری؛اگه خدا بخواد بهت روزی میده میبینی که خدا نمیخواد تو درآمد داشته باشی و من چقد از این حرفا ناراحت میشدم و بخاطر اون حرفها چقد گریه میکردم ...😊
اما حالا خیلی خوشحالم که اینجام،چون فهمیدم خدا خیلی دوسم داره ...
نتورک کتاب خوندن،دید مثبت به آینده،شخصیت داشتن و حرف زدنو بهم یاد داد و اینکه دست از کارهای بیهوده بردارم ...
این کار بهم فهموند خدا میخواد من موفق بشم اما باید در راستاش تلاش کنم نه اینکه بشینمو بگم خدایا کاری کن رشد کنم یا هر چیز دیگه ای ... فهمیدم باید برای چیزایی ک تو زندگیم میخوام فقط بجنگم ...✌️✌️✌️
من کسی هستم ک میخام رو زندگی خیلی از افراد تاثیر بزارم و اینکار رو با تمام وجود و اعتقادم انجام میدم ...مهم نیست ک الان تو چه جایگاهی هستم،مهم اینه ک میخام تو چه جایگاهی باشم ...✌️✌️✌️
🌹🌹🌹
وقتی با خونواده خودم جی تیم هستم اینقدر انرژی دارم که دلم میخواد داد بزنم و بگم خدایا شکرت که این سبک از زندگی رو بهم نشون دادی ...بگم خدایا اینجا کسایی هستن که تا پای جونشون برای هدفای همدیگه میجنگن،بهت میگن کم نیار من باهاتم بیا دوباره از نو با یه روش دیگ درستش کنیم .و این یعنی جی تیم ،این چیزهای شاید به ظاهر کوچیک،به جی تیم معنی بخشیده...
🌹🌹🌹
ممنونم ازتون که در کنارم هستین ...من هم عزممو جزم میکنم که به موفقیت برسم و میرسم.. .
جی تیم یه زندگی عالی رو بهم نشون داد؛زندگی ای که بهم گفت باید به تمام هدفات برسی و خیلی ها رو به هدفاشون برسونی...
ممنون ...❤️❤️❤️
❤️❤️❤️سلام به همه جی تیمی ها❤️❤️❤️
وقتی به اوایل کارم نگاه میکنم میبینم خیلی اشتباهات داشتم ..
باور و ایمان به کارم نداشتم و وقتی میخواستم یه شخص رو مشاوره بدم همش میگفتم این فرد کار رو شروع نمیکنه و همینطور هم میشد.اگه باور و ایمان کامل داشتم اینطوری پیش نمیومد ...
اصلا رشد شخصی نداشتم ،اصلا برام مهم نبود ،همش بهونه بود... اما کارمو از ته قلبم دوس داشتم...
اینقد ضعیف بودم که وقتی یکی بهم میگفت تو به جایی نمیرسی یا اینکه حکمتی هست که تیم نداری؛اگه خدا بخواد بهت روزی میده میبینی که خدا نمیخواد تو درآمد داشته باشی و من چقد از این حرفا ناراحت میشدم و بخاطر اون حرفها چقد گریه میکردم ...😊
اما حالا خیلی خوشحالم که اینجام،چون فهمیدم خدا خیلی دوسم داره ...
نتورک کتاب خوندن،دید مثبت به آینده،شخصیت داشتن و حرف زدنو بهم یاد داد و اینکه دست از کارهای بیهوده بردارم ...
این کار بهم فهموند خدا میخواد من موفق بشم اما باید در راستاش تلاش کنم نه اینکه بشینمو بگم خدایا کاری کن رشد کنم یا هر چیز دیگه ای ... فهمیدم باید برای چیزایی ک تو زندگیم میخوام فقط بجنگم ...✌️✌️✌️
من کسی هستم ک میخام رو زندگی خیلی از افراد تاثیر بزارم و اینکار رو با تمام وجود و اعتقادم انجام میدم ...مهم نیست ک الان تو چه جایگاهی هستم،مهم اینه ک میخام تو چه جایگاهی باشم ...✌️✌️✌️
🌹🌹🌹
وقتی با خونواده خودم جی تیم هستم اینقدر انرژی دارم که دلم میخواد داد بزنم و بگم خدایا شکرت که این سبک از زندگی رو بهم نشون دادی ...بگم خدایا اینجا کسایی هستن که تا پای جونشون برای هدفای همدیگه میجنگن،بهت میگن کم نیار من باهاتم بیا دوباره از نو با یه روش دیگ درستش کنیم .و این یعنی جی تیم ،این چیزهای شاید به ظاهر کوچیک،به جی تیم معنی بخشیده...
🌹🌹🌹
ممنونم ازتون که در کنارم هستین ...من هم عزممو جزم میکنم که به موفقیت برسم و میرسم.. .
جی تیم یه زندگی عالی رو بهم نشون داد؛زندگی ای که بهم گفت باید به تمام هدفات برسی و خیلی ها رو به هدفاشون برسونی...
ممنون ...❤️❤️❤️
آرش يه جي تيمي:
الحق که درسی حاصل از سالها تجربه امروز در قالب یک جلسه 4 ساعته برگزار شد. داشتم به این فکر می کردم که هرجمله ای که امروز به سادگی بیان می شد، صدها بار از محک و آزمایش گذشته بود و به شخصه شاهد بهایی که خود لیدر یوسفی برای کسب بعضی از اون تجارب پرداختند بودم.
می دونید، دو نوع سخنران داریم. یکی از خوانده ها و آموخته هاش حرف می زنه و دیگری از تجارب و درسهایی که در عمل فراگرفته. تفاوت بین این دوسخن، از زمین تا آسمانه.
امروز میتونم بگم بی تعارف، بیش از 10 سال تحقیق و تجربه به ما منتقل شد. پیشنهاد می کنم هرچه سریعتر یادداشتهای خودمون رو جایی پاک نویس کنیم، چون مطمنم سالهای سال در این کار بهشون رجوع می کنیم و هربار در اتفاقی خاص، تازه به معناشون پی میبریم.
از همه شما عزیزان و لیدرهای بزرگوار، علی الخصوص ابر لیدر نتورک، لیدر یوسفی عزیز متشکرم و قدردان زحمات همگی شما هستم.
الحق که درسی حاصل از سالها تجربه امروز در قالب یک جلسه 4 ساعته برگزار شد. داشتم به این فکر می کردم که هرجمله ای که امروز به سادگی بیان می شد، صدها بار از محک و آزمایش گذشته بود و به شخصه شاهد بهایی که خود لیدر یوسفی برای کسب بعضی از اون تجارب پرداختند بودم.
می دونید، دو نوع سخنران داریم. یکی از خوانده ها و آموخته هاش حرف می زنه و دیگری از تجارب و درسهایی که در عمل فراگرفته. تفاوت بین این دوسخن، از زمین تا آسمانه.
امروز میتونم بگم بی تعارف، بیش از 10 سال تحقیق و تجربه به ما منتقل شد. پیشنهاد می کنم هرچه سریعتر یادداشتهای خودمون رو جایی پاک نویس کنیم، چون مطمنم سالهای سال در این کار بهشون رجوع می کنیم و هربار در اتفاقی خاص، تازه به معناشون پی میبریم.
از همه شما عزیزان و لیدرهای بزرگوار، علی الخصوص ابر لیدر نتورک، لیدر یوسفی عزیز متشکرم و قدردان زحمات همگی شما هستم.
كوهنورد يه جي تيمي:
درود به خانواده بزرگ گلوبال تیم
بارها شده که شب خوابمون نبرده! اگه یه مروری کنیم می بینیم که هربار که یه نقطه عطف تو زندگیمون داشته باشیم، این اتفاق میفته!
سمینار «نخستین سفارش تا نخستین مشاوره» یکی از اون نقطه عطف ها بود! حداقل برای من بود! امروز ابرلیدر جی تیم آقای یوسفی با حضورشون علاوه بر اینکه الهام بخش همه ما هستن، دنیایی از تجربه رو منتقل کردن! خیلی از درسها و تجاربی که امروز به ما منتقل شد رو دوستان عنوان کردن، ولی لازم میدونم چیزی رو که روی شخص من خیلی تأثیرگذاشت رو بگم، تو همه صحبتای لیدر یوسفی یه چیز خیلی تأکید میشد، و اون هم اینکه پراسپکت ما بیشتر از اینکه به حرفهای ما گوش کنه متوجه رفتار ما میشه! جی تیم که همه معتقدیم سبکی نو در زندگیه؛ چه تغییری در من ایجاد کرده که پراسپکت من اون رو حس کنه بدون اینکه من بگم و تأکید کنم؟؟؟ من چه حس خوبی به اون شخص منتقل می کنم که به من اعتماد کنه و باور کنه که زندگیش قراره متحول بشه؟؟؟؟ آیا زندگی من متحول شده یا باور دارم که میشه؟! و قبل از اون آیا من متحول شدم؟؟ اگه برم روبروی آینه صحبت کنم؛ چقد شخص توی آینه برام جذابیت داره؟! چقد حس خوب ازش دریافت میکنم؟؟!! واقعأ متشکرم از ابرلیدر بزرگ ایران آقای یوسفی که انقدر پر انرژی و علمی سمینار پربار امروز رو اجرا کردن، از تمام لیدرهای عزیز و با تجربه ی جی تیم هم ممنونم که به پربارتر شدن این سمینار کمک زیادی کردن، مخصوصأ از لیدرهای خوب و دوس داشتنی خودم آقای شعبانی عزیز و آقای کوهنورد عزیز
میترکونیم جی تیم میترکونیم...
درود به خانواده بزرگ گلوبال تیم
بارها شده که شب خوابمون نبرده! اگه یه مروری کنیم می بینیم که هربار که یه نقطه عطف تو زندگیمون داشته باشیم، این اتفاق میفته!
سمینار «نخستین سفارش تا نخستین مشاوره» یکی از اون نقطه عطف ها بود! حداقل برای من بود! امروز ابرلیدر جی تیم آقای یوسفی با حضورشون علاوه بر اینکه الهام بخش همه ما هستن، دنیایی از تجربه رو منتقل کردن! خیلی از درسها و تجاربی که امروز به ما منتقل شد رو دوستان عنوان کردن، ولی لازم میدونم چیزی رو که روی شخص من خیلی تأثیرگذاشت رو بگم، تو همه صحبتای لیدر یوسفی یه چیز خیلی تأکید میشد، و اون هم اینکه پراسپکت ما بیشتر از اینکه به حرفهای ما گوش کنه متوجه رفتار ما میشه! جی تیم که همه معتقدیم سبکی نو در زندگیه؛ چه تغییری در من ایجاد کرده که پراسپکت من اون رو حس کنه بدون اینکه من بگم و تأکید کنم؟؟؟ من چه حس خوبی به اون شخص منتقل می کنم که به من اعتماد کنه و باور کنه که زندگیش قراره متحول بشه؟؟؟؟ آیا زندگی من متحول شده یا باور دارم که میشه؟! و قبل از اون آیا من متحول شدم؟؟ اگه برم روبروی آینه صحبت کنم؛ چقد شخص توی آینه برام جذابیت داره؟! چقد حس خوب ازش دریافت میکنم؟؟!! واقعأ متشکرم از ابرلیدر بزرگ ایران آقای یوسفی که انقدر پر انرژی و علمی سمینار پربار امروز رو اجرا کردن، از تمام لیدرهای عزیز و با تجربه ی جی تیم هم ممنونم که به پربارتر شدن این سمینار کمک زیادی کردن، مخصوصأ از لیدرهای خوب و دوس داشتنی خودم آقای شعبانی عزیز و آقای کوهنورد عزیز
میترکونیم جی تیم میترکونیم...
خصوصيات افراد موفق:
@GTeam
اصولا مثبت فکر می کنند، امیدوار هستند، دنیا را زیبا می بینند، دوربین ذهن آنها به طور مرتب روي پدیده هاي زیباي زندگی تمرکز می کند،مثبت و امیدوارانه سخن می گویند، چهره اي گشاده و متبسم دارند و معتقدند که انسان هاي خوش اقبالی هستند.
@GTeam
فکر می کنند همه چیز براي آنها درست انجام می شود. هیچ گاه به موانع و مشکلات زندگی نمی اندیشند. به طور معمول، داستان هاي خوشحال کننده تعریف می کنند، به خاطرات خوب زندگی خود می اندیشند و آنها را براي دیگران تعریف می کنند. خیال پردازي هاي زیبایی از آینده خود می کنند. اعتماد به نفسی عالی دارند و فکر می کنند که آینده حتما بهتر از گذشته آنان است. نگاه زیبایی به کرانه هاي دور زندگی خود دارند. به سلامت و تندرستی خود می اندیشند. ترسی از آینده ندارند. به طور معمول، روحیه اي بسیار شاد و عالی و احساس خوبی از زندگی دارند و از لحظه لحظه هاي آن لذت می برند.
@GTeam
@GTeam
اصولا مثبت فکر می کنند، امیدوار هستند، دنیا را زیبا می بینند، دوربین ذهن آنها به طور مرتب روي پدیده هاي زیباي زندگی تمرکز می کند،مثبت و امیدوارانه سخن می گویند، چهره اي گشاده و متبسم دارند و معتقدند که انسان هاي خوش اقبالی هستند.
@GTeam
فکر می کنند همه چیز براي آنها درست انجام می شود. هیچ گاه به موانع و مشکلات زندگی نمی اندیشند. به طور معمول، داستان هاي خوشحال کننده تعریف می کنند، به خاطرات خوب زندگی خود می اندیشند و آنها را براي دیگران تعریف می کنند. خیال پردازي هاي زیبایی از آینده خود می کنند. اعتماد به نفسی عالی دارند و فکر می کنند که آینده حتما بهتر از گذشته آنان است. نگاه زیبایی به کرانه هاي دور زندگی خود دارند. به سلامت و تندرستی خود می اندیشند. ترسی از آینده ندارند. به طور معمول، روحیه اي بسیار شاد و عالی و احساس خوبی از زندگی دارند و از لحظه لحظه هاي آن لذت می برند.
@GTeam
امين يه جي تيمي:
ادیفای...
مرسی لیدر یوسفی از توضیحات عالی شما...
تو تجارتم از قبل و شاید از قبل تر همیشه تاثیر ادیفای کردن رو دیدم و میدونم یکی از رازهای موفقیته،ما بصورت اتفاقی بارها ادیفای رو انجام میدیم،برای مثال وقتی دوستم رو میخوام به خانوادم معرفی کنم یا مثلا رییس یه مرکز رو میخوام به یکی از دوستام معرفی کنم و ...
اما وقتی من صاحب یه مغازه کوچیک رو به عنوان صاحب شرکت مرسدس بنز معرفی میکنم که البته تا اینجاش شاید مشکلی پیش نیاد! اما بعدش که طرف متوجه میشه ایشون یه مغازه خواربار فروشی دارن دیگه موضوع فرق میکنه!
ادیفای مناسب کمک میکنه تا افراد حتی ارتباط مناسبی بتونن با فرد روبرو پیدا کنن و چقدر لیدر یوسفی دقیق این رابطه رو تعریف کردن و عالی بود.
بعضی وقتها هم بدون ادیفای یک چیز و یا یک فرد از اهمیت اون به حدی کم میکنیم که تاثیر اون رو به کمترین حالت ممکن میرسونیم بعضی وقتها هم به حدی یه چیزی رو ادیفای میکنیم که از تخیل هم دورتر میشه!
ادیفای مثبت سنگ محکش همون احساس قلبی هست که نسبت به اون موضوع پیدا کردیم.
منتظر روزی هستم که برم روی استیج و با ادیفای مناسب پشتیبانهامو معرفی کنم و از افتخاری که نصیبم میشه نهایت استفاده رو ببرم.چون اگه اونها نبودن من الان اینجا نبودم...
یادمه از قبل اینکار رو تو تجارتم انجام میدادم اما طبق تعریف لیدر یوسفی به خودم نمره 2 رو میدم.
هنوز خیلی راه دارم🌹
ادیفای...
مرسی لیدر یوسفی از توضیحات عالی شما...
تو تجارتم از قبل و شاید از قبل تر همیشه تاثیر ادیفای کردن رو دیدم و میدونم یکی از رازهای موفقیته،ما بصورت اتفاقی بارها ادیفای رو انجام میدیم،برای مثال وقتی دوستم رو میخوام به خانوادم معرفی کنم یا مثلا رییس یه مرکز رو میخوام به یکی از دوستام معرفی کنم و ...
اما وقتی من صاحب یه مغازه کوچیک رو به عنوان صاحب شرکت مرسدس بنز معرفی میکنم که البته تا اینجاش شاید مشکلی پیش نیاد! اما بعدش که طرف متوجه میشه ایشون یه مغازه خواربار فروشی دارن دیگه موضوع فرق میکنه!
ادیفای مناسب کمک میکنه تا افراد حتی ارتباط مناسبی بتونن با فرد روبرو پیدا کنن و چقدر لیدر یوسفی دقیق این رابطه رو تعریف کردن و عالی بود.
بعضی وقتها هم بدون ادیفای یک چیز و یا یک فرد از اهمیت اون به حدی کم میکنیم که تاثیر اون رو به کمترین حالت ممکن میرسونیم بعضی وقتها هم به حدی یه چیزی رو ادیفای میکنیم که از تخیل هم دورتر میشه!
ادیفای مثبت سنگ محکش همون احساس قلبی هست که نسبت به اون موضوع پیدا کردیم.
منتظر روزی هستم که برم روی استیج و با ادیفای مناسب پشتیبانهامو معرفی کنم و از افتخاری که نصیبم میشه نهایت استفاده رو ببرم.چون اگه اونها نبودن من الان اینجا نبودم...
یادمه از قبل اینکار رو تو تجارتم انجام میدادم اما طبق تعریف لیدر یوسفی به خودم نمره 2 رو میدم.
هنوز خیلی راه دارم🌹
حامد يه جي تيمي
خیلی متن فوق العاده ای بود لیدر یوسفی عزیز ❤️
واقعا ادیفایی ک از دل میاد خیلی تاثیر گذاره و همون جمله ی هر آنچه از دل برآید بر دل نشیند رو تصدیق میکنه...
با خوندن جملاتتون یاد سمینار اسفند ماه 93 تو تالار مجلل افتادم. چ ادیفاهای قشنگی... چ صحبتهای عااالی همراه با اشک... یادش بخیر وقتی قرار بود کسی معرفش رو ادیفای کنه با جملات قشنگش مو ب تن آدم سیخ میشد!
واقعا اگه هر چیزی رو بتونیم درست و صحیح ادیفای کنیم میتونیم بهترین بهره و استفاده رو ازش ببریم.
سپاس❤️😍👏🙏
خیلی متن فوق العاده ای بود لیدر یوسفی عزیز ❤️
واقعا ادیفایی ک از دل میاد خیلی تاثیر گذاره و همون جمله ی هر آنچه از دل برآید بر دل نشیند رو تصدیق میکنه...
با خوندن جملاتتون یاد سمینار اسفند ماه 93 تو تالار مجلل افتادم. چ ادیفاهای قشنگی... چ صحبتهای عااالی همراه با اشک... یادش بخیر وقتی قرار بود کسی معرفش رو ادیفای کنه با جملات قشنگش مو ب تن آدم سیخ میشد!
واقعا اگه هر چیزی رو بتونیم درست و صحیح ادیفای کنیم میتونیم بهترین بهره و استفاده رو ازش ببریم.
سپاس❤️😍👏🙏
هومن يه جي تيمي:
آرزوی سوزان لازم است،اما کافی نیست.باید معتقد باشی که دولتمند می شودی. و راه کسب ایمان از طریق تکرار کلام است.
حکایت
آرزوی سوزان لازم است،اما کافی نیست.باید معتقد باشی که دولتمند می شودی. و راه کسب ایمان از طریق تکرار کلام است.
حکایت
مهديه يك جي تيمي:
@GTeam
سلام به جی تیمی ها حکایت فصل نهم. زندگی بسته به چهارچوب ذهنی ات میتواند بر روی زمین،باغ گل سرخی یا جهنمی باشد.اغلب به گل سرخ بیندیش.هربار که مشکلی روی مینماید،خودت را در دل گل سرخ گم کن.و به خاطر داشته باش که لازم نیست بار مشکلاتت را بر شانه حمل کنی.بیشتر مردم آنچه را هم اکنون گفتم نمیفهمند.معتقدند خوش بینی محض و ناپخته است.اما بسیار ژرفتر از آن است.جهان چیزی جز بازتاب ضمیر درونت نیست.اوضاع و شرایط زندگیت آیینه ای است که تصویر زندگی درونت را باز میتاباند.بر دل گل سرخ تمرکز کن تا حقیقت و شهودی را که برای هدایت سراسر زندگیت نیاز داری بیابی.راز دوگانه ی دولت راستین نیز خواهی یافت:عشق به هر آنچه میکنی و عشق به دیگران❤️👌👌👌
@GTeam
@GTeam
سلام به جی تیمی ها حکایت فصل نهم. زندگی بسته به چهارچوب ذهنی ات میتواند بر روی زمین،باغ گل سرخی یا جهنمی باشد.اغلب به گل سرخ بیندیش.هربار که مشکلی روی مینماید،خودت را در دل گل سرخ گم کن.و به خاطر داشته باش که لازم نیست بار مشکلاتت را بر شانه حمل کنی.بیشتر مردم آنچه را هم اکنون گفتم نمیفهمند.معتقدند خوش بینی محض و ناپخته است.اما بسیار ژرفتر از آن است.جهان چیزی جز بازتاب ضمیر درونت نیست.اوضاع و شرایط زندگیت آیینه ای است که تصویر زندگی درونت را باز میتاباند.بر دل گل سرخ تمرکز کن تا حقیقت و شهودی را که برای هدایت سراسر زندگیت نیاز داری بیابی.راز دوگانه ی دولت راستین نیز خواهی یافت:عشق به هر آنچه میکنی و عشق به دیگران❤️👌👌👌
@GTeam
باران يك جي تيمي
وقتی روابط رشد میکند و استحکام می یابد
اشخاص درگیر در آن از وجود یکدیگر لذت میبرند.صرف باهم بودن میتواند تجارب ناخوشایند را به تجارب خوشایند تبدیل کند.
17اصل صفحه 157
🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸
سلام به خانواده بزرگ جی تیم
روزتون بخیروشادی😊
حتما خیلی هاتون وقتی جملات بالا رو خوندید
سری تکون دادید به نشانه تایید!
واقعا همینطوره! برای منم همینطور بود!خیلی وقتا کارهایی سخت رو در کنار دوستای عزیزمون انجام دادیم
مثال نزدیک بزنم قابل لمس باشه
شبای امتحان دوران مدرسه...دوران دانشگاه...
من دارم میخونم...
تو صفحه چندی ...کجایی?
این سوال بنظرم مهمه ها...
نیم ساعت قبل امتحان همدیگرو ببینیم...یکم باهم بخونیم. ..
امتحان تموم شد و رفت...
ولی آون لحظات فراموش نمیشه...
حسی که یه دوست کنار ما بود. ..
با به پای ما
تو نتورک چی...
فکر نمیکنی این روزها همه میگذره...
سال دیگه بر میگردی به این خاطرات نگاه میکنی...
با افتخار برای افراد تیمت از سختی ها و چالش هاش میگی...
از همراهانی که هم قدم باهات بودن...
دوستان همینه...
این حس خوب به وجود میاد
آگه الان قدم هاتونو محکم و در راستای صحبت های لیدرهاتون بردارید...
که آگه این کارو از الان انجام بدید
از الان این چالش ها لذت بخش میشه براتون...
17 آذر مثل برقو باد داره میره که برسه به
30 ام
از خودت راضی هستی..?
سربلند باشید جی تیمی های بزرگوار
🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸
وقتی روابط رشد میکند و استحکام می یابد
اشخاص درگیر در آن از وجود یکدیگر لذت میبرند.صرف باهم بودن میتواند تجارب ناخوشایند را به تجارب خوشایند تبدیل کند.
17اصل صفحه 157
🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸
سلام به خانواده بزرگ جی تیم
روزتون بخیروشادی😊
حتما خیلی هاتون وقتی جملات بالا رو خوندید
سری تکون دادید به نشانه تایید!
واقعا همینطوره! برای منم همینطور بود!خیلی وقتا کارهایی سخت رو در کنار دوستای عزیزمون انجام دادیم
مثال نزدیک بزنم قابل لمس باشه
شبای امتحان دوران مدرسه...دوران دانشگاه...
من دارم میخونم...
تو صفحه چندی ...کجایی?
این سوال بنظرم مهمه ها...
نیم ساعت قبل امتحان همدیگرو ببینیم...یکم باهم بخونیم. ..
امتحان تموم شد و رفت...
ولی آون لحظات فراموش نمیشه...
حسی که یه دوست کنار ما بود. ..
با به پای ما
تو نتورک چی...
فکر نمیکنی این روزها همه میگذره...
سال دیگه بر میگردی به این خاطرات نگاه میکنی...
با افتخار برای افراد تیمت از سختی ها و چالش هاش میگی...
از همراهانی که هم قدم باهات بودن...
دوستان همینه...
این حس خوب به وجود میاد
آگه الان قدم هاتونو محکم و در راستای صحبت های لیدرهاتون بردارید...
که آگه این کارو از الان انجام بدید
از الان این چالش ها لذت بخش میشه براتون...
17 آذر مثل برقو باد داره میره که برسه به
30 ام
از خودت راضی هستی..?
سربلند باشید جی تیمی های بزرگوار
🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸
یه جی تیمی :
@GTeam
سلام جی تیم بزرگ
میدونم که عالی هستین
منم الان خیلی عالیم
ولی درراستای این متن که ازچرایی صحبت کرده میخوام ازاتفاقی که دیروزبرام افتاده صحبت کنم
دیروزصبح اماده شده بودم که برم اموزش پراسپکت یکی ازدایرکتام که گوشیم زنگ خورد فکرکردم دایرکتمه ولی وقتی گوشیموازجیبم بیرون اوردم دیدم یکی ازاشناهامون بودبعدازاحوالپرسی ومعرفی بهم گفت ببخشیدسرصبح زنگ زدم این خبررودارم بهت میدم ولی دیگه مجبورشدم منم که استرس سرتاپاموگرفته بودگفتم خواهش میکنم بگوچی شده اونم گفت بابات ماهیگیری بوده که یه دفعه حالش بدشده الان بهداریه زودبروبهش برس که دارن بااورژانس میبرنش بیمارستان کوثر
خانوادتم خبرندارن فقط به توگفتیم
منم نمیدونم مسیرخونه تابهداری روچطوررفتم ولی وقتی رسیدم اونجادیدم بابام خیلی حالش بده تاحالااینجوری بااین حالت ندیده بودمش
خیلی سریع نشستم توی امبولانس وحرکت کردیم به سمت بیمارستان
توی مسیرهمش ازش سوال کردم که بهترشدی یانه
گفت سردمه منم کاپشنمودراوردم گذاشتم روی دستاش دیدم خیلی دستاش سرده
باورم نمیشد که بابام جلوی چشمام داره ازدست میره
یکی ازچراییهای زندگیم داره ازدست میره ومنم نمیتونم کاری بکنم و فقط دعامیکردم که زودبه بیمارستان برسیم
اونجابودکه بغزموشکوندم دیگه نتونستم جلوی گریموبگیرم
باورم نمیشد حامی وپشتیبانمو دارم ازدست میدم دیگه زندگی واسم معنی نداشت
ولی جلوش گریه نکردم رفتم اونطرف امبولانس
راننده امبولانسم دوستم بود وقتی حال منودید همش دلداریم میدادکه ناراحت نباش خوب میشه
وقتی رسیدیم بیمارستان وداشتن ازدستش خون میگرفتن ازسرمای زیاد رگش انگاربسته شده بودوپرستاره میگفت نمیتونم خون بگیرم
ولی چون بیماری تنگی نفس داشت چندتا اسپری توی دهانش زدیم ودیدیم که خداروشکرکم کم داره حالش بهترمیشه
راننده امبولانس بهم گفت حالاکه حالش بهترشده دارم اینوبهت میگم که بابات توی مسیربهداری دیگه مرده بودوبیهوش شده بودوماتوی بهداری بهش امپول زدیم که به هوش اومده
واگه دیرترمیرسیددیگه نمیشدکاری کرد
سرم که بهش زده بودن وقتی قطره قطره از سرم پایین میومد وبه دستش میرفت یاد ساعت شنی افتادم و فکرکردم زندگی ماداره همینجورمثل برق وبادمیره
ازهمه بدترزمانی بودکه دکتربهم گفت بابات که بیماری نفس تنگی یاهمون آسم روداره نباید تو سرمای شدیدکارکنه
دوباره گریم گرفت وگفتم چقدربی غیرتی که میزاری بابات بااین بیماری بره وتوی سرماکارکنه و وقتی داشتن روی تختش تاریخ میزدن نوشتن هفدهم اذرماه ومن باخودم فکرکردم توی این هفده روزیکه ازاین ماه گذشته ایاتمام تلاشمو واسه چرایی خودم انجام دادم یانه
اگه خدای نکرده ازدستش میدادم دیگه تااخرعمرخودمونمیبخشیدم
موقع ترخیصش وبرگشتن به سمت خونه به خودم وبه بابام قول دادم ازاین به بعدطوری کارکنم که دیگه نزارم بابام کارکنه
دیگه نزارم اب توی دلش تکون بخوره
واینجابودکه فهمیدم دیگه جای معطل کردن و حتی یک ثانیه غفلت نیست ودیگه نباید کارامروز رو به فرداگذاشت
چون چرایی هامون منتظرن
واگه سستی بکنیم توی کارمون یعنی داریم به اوناخیانت میکنیم
وخدای نکرده اگه اتفاقی براشون بیفته دیگه نمیتونیم خودمون روببخشیم
البته امیدوارم هیچکدومتون اتفاق دیروزمنوتجربه نکنین
وهرثانیه به چراییتون فکرکنید
به امیدموفقیت روزافزون همتون
ببخشید درددل کردم باهاتون
@GTeam
موفق باشید
@GTeam
سلام جی تیم بزرگ
میدونم که عالی هستین
منم الان خیلی عالیم
ولی درراستای این متن که ازچرایی صحبت کرده میخوام ازاتفاقی که دیروزبرام افتاده صحبت کنم
دیروزصبح اماده شده بودم که برم اموزش پراسپکت یکی ازدایرکتام که گوشیم زنگ خورد فکرکردم دایرکتمه ولی وقتی گوشیموازجیبم بیرون اوردم دیدم یکی ازاشناهامون بودبعدازاحوالپرسی ومعرفی بهم گفت ببخشیدسرصبح زنگ زدم این خبررودارم بهت میدم ولی دیگه مجبورشدم منم که استرس سرتاپاموگرفته بودگفتم خواهش میکنم بگوچی شده اونم گفت بابات ماهیگیری بوده که یه دفعه حالش بدشده الان بهداریه زودبروبهش برس که دارن بااورژانس میبرنش بیمارستان کوثر
خانوادتم خبرندارن فقط به توگفتیم
منم نمیدونم مسیرخونه تابهداری روچطوررفتم ولی وقتی رسیدم اونجادیدم بابام خیلی حالش بده تاحالااینجوری بااین حالت ندیده بودمش
خیلی سریع نشستم توی امبولانس وحرکت کردیم به سمت بیمارستان
توی مسیرهمش ازش سوال کردم که بهترشدی یانه
گفت سردمه منم کاپشنمودراوردم گذاشتم روی دستاش دیدم خیلی دستاش سرده
باورم نمیشد که بابام جلوی چشمام داره ازدست میره
یکی ازچراییهای زندگیم داره ازدست میره ومنم نمیتونم کاری بکنم و فقط دعامیکردم که زودبه بیمارستان برسیم
اونجابودکه بغزموشکوندم دیگه نتونستم جلوی گریموبگیرم
باورم نمیشد حامی وپشتیبانمو دارم ازدست میدم دیگه زندگی واسم معنی نداشت
ولی جلوش گریه نکردم رفتم اونطرف امبولانس
راننده امبولانسم دوستم بود وقتی حال منودید همش دلداریم میدادکه ناراحت نباش خوب میشه
وقتی رسیدیم بیمارستان وداشتن ازدستش خون میگرفتن ازسرمای زیاد رگش انگاربسته شده بودوپرستاره میگفت نمیتونم خون بگیرم
ولی چون بیماری تنگی نفس داشت چندتا اسپری توی دهانش زدیم ودیدیم که خداروشکرکم کم داره حالش بهترمیشه
راننده امبولانس بهم گفت حالاکه حالش بهترشده دارم اینوبهت میگم که بابات توی مسیربهداری دیگه مرده بودوبیهوش شده بودوماتوی بهداری بهش امپول زدیم که به هوش اومده
واگه دیرترمیرسیددیگه نمیشدکاری کرد
سرم که بهش زده بودن وقتی قطره قطره از سرم پایین میومد وبه دستش میرفت یاد ساعت شنی افتادم و فکرکردم زندگی ماداره همینجورمثل برق وبادمیره
ازهمه بدترزمانی بودکه دکتربهم گفت بابات که بیماری نفس تنگی یاهمون آسم روداره نباید تو سرمای شدیدکارکنه
دوباره گریم گرفت وگفتم چقدربی غیرتی که میزاری بابات بااین بیماری بره وتوی سرماکارکنه و وقتی داشتن روی تختش تاریخ میزدن نوشتن هفدهم اذرماه ومن باخودم فکرکردم توی این هفده روزیکه ازاین ماه گذشته ایاتمام تلاشمو واسه چرایی خودم انجام دادم یانه
اگه خدای نکرده ازدستش میدادم دیگه تااخرعمرخودمونمیبخشیدم
موقع ترخیصش وبرگشتن به سمت خونه به خودم وبه بابام قول دادم ازاین به بعدطوری کارکنم که دیگه نزارم بابام کارکنه
دیگه نزارم اب توی دلش تکون بخوره
واینجابودکه فهمیدم دیگه جای معطل کردن و حتی یک ثانیه غفلت نیست ودیگه نباید کارامروز رو به فرداگذاشت
چون چرایی هامون منتظرن
واگه سستی بکنیم توی کارمون یعنی داریم به اوناخیانت میکنیم
وخدای نکرده اگه اتفاقی براشون بیفته دیگه نمیتونیم خودمون روببخشیم
البته امیدوارم هیچکدومتون اتفاق دیروزمنوتجربه نکنین
وهرثانیه به چراییتون فکرکنید
به امیدموفقیت روزافزون همتون
ببخشید درددل کردم باهاتون
@GTeam
موفق باشید
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
درود بر همه جي تيمي ها❤️و باز هم يك گام جلوتر. اينبار مصاحبه اختصاصي مديريت محترم شركت بيز در اخبار شبكه يك در مورد بازاريابي شبكه ايي✌️
حامد يه جي تيمي:
دنیس کلیفتون به همراه برادرش که قدرتمندترین سازمان جهانی را ساختند، به یاد می آورد زمانی که تازه ثبت نام کرده بود(می 1986). چقدر در مورد آینده کارش هیجان زده بود. در زمانی که هیچ کدام از ما نمی دانستیم واقعا چه کاری می کردیم . او می گوید: در حالی که داشتم به فهرست اسامی ام نگاه می کردم ، متوجه شدم این کار آن قدر ها هم که فکر می کردم ساده نیست. تقریبا به هر کسی که زنگ می زدم حتی حاضر نبود با من ملاقات کند، ولی با وجود این دیدگاه من هم چنان مثبت بود تا این که یک روز صبح .... من دوستی داشتم که در یک شبکه رادیویی مسئول بخش انتخاب موزیک بود . یک روز که سرکار بود با او تماش گرفتم و برایش توضیح دادم که مشغول چه کاری هستم. پاسخ او چیزی بود که تا به حال نشنیده بودم. در واقع او با صدای بلند شروع به خنده کرد. منظورم از خنده ملایم دوستانه یا عادی نبود. بلکه یک خنده از ته دل و دلخراش بود که دیوار را می لرزاند.
من حسابی روحیه ام را از دست دادم و گوشی تلفن را گذاشتم. تا به حال کسی این طوری به من نخندیده بود. بعد صداهای منفی توی سرم شروع کردند ' اصلا چرا من باید این کار را انجام بدهم؟ هیچ چیزی بدتر از این نوع تحقیر شدن نیست . شاید دلایل این که هیچ کس نمی خواهد این کار را انجام دهد به این خاطر است که آن ها چیزی می دانند که من نمی دانم. اگر الان از کار کنار بگیرم دیگر مجبور نیستم چنین برخورد هایی را تحمل کنم.'
یادم می آید که من هم داخل آن حفره سیاه لغزیدم ، حفره ای که بسیار از توزیع کنندگان تازه کار دیگر نتوانستند از آن بیرون بیایند
یک روز معرف من تماس گرفت او مارک یارنل بود. پرسید سلام مرد بزرگ! چه خبر؟به او گفتم: مارک باورت نمی شود ، من حسابی مورد تمسخر قرار گرفتم و کل ماجرا رت برایش تعریف کردم.... و جدس بزنید که او چی عکس العملی نشتم داد؟ او بی اختیار شروع به خندیدن کرد بعد از چند دقیقه که به حالت عادی برگشت گفت«دنیس بابت آن دوستت خودت را ناراحت نکن . فقط شش ماه دیگر یک عكس از چک پورسانت خودت را برایش بفرست»
چه جواب جانانه ای ..حالابیش از ده سال از آن ماجرا می گذرد و آن مردی که که نزدیک بود با خنده اش مرا از این کار ناامید کند هنوز در همان رادیو مشغول به کار است. و من به همراه همسرم و فرزندانم در کوه های کلو رادو زندگی می کنیم و یک تجارت بین المللی در بیش از بیست کشور جهان داریم. من از آن خنده تا به حال میلیون ها دلار درآمد داشته ام و به شما اطمینان می دهم که ارزشش را داشته است. بگذارید آنها بخندند.
تنها راز 34
دنیس کلیفتون به همراه برادرش که قدرتمندترین سازمان جهانی را ساختند، به یاد می آورد زمانی که تازه ثبت نام کرده بود(می 1986). چقدر در مورد آینده کارش هیجان زده بود. در زمانی که هیچ کدام از ما نمی دانستیم واقعا چه کاری می کردیم . او می گوید: در حالی که داشتم به فهرست اسامی ام نگاه می کردم ، متوجه شدم این کار آن قدر ها هم که فکر می کردم ساده نیست. تقریبا به هر کسی که زنگ می زدم حتی حاضر نبود با من ملاقات کند، ولی با وجود این دیدگاه من هم چنان مثبت بود تا این که یک روز صبح .... من دوستی داشتم که در یک شبکه رادیویی مسئول بخش انتخاب موزیک بود . یک روز که سرکار بود با او تماش گرفتم و برایش توضیح دادم که مشغول چه کاری هستم. پاسخ او چیزی بود که تا به حال نشنیده بودم. در واقع او با صدای بلند شروع به خنده کرد. منظورم از خنده ملایم دوستانه یا عادی نبود. بلکه یک خنده از ته دل و دلخراش بود که دیوار را می لرزاند.
من حسابی روحیه ام را از دست دادم و گوشی تلفن را گذاشتم. تا به حال کسی این طوری به من نخندیده بود. بعد صداهای منفی توی سرم شروع کردند ' اصلا چرا من باید این کار را انجام بدهم؟ هیچ چیزی بدتر از این نوع تحقیر شدن نیست . شاید دلایل این که هیچ کس نمی خواهد این کار را انجام دهد به این خاطر است که آن ها چیزی می دانند که من نمی دانم. اگر الان از کار کنار بگیرم دیگر مجبور نیستم چنین برخورد هایی را تحمل کنم.'
یادم می آید که من هم داخل آن حفره سیاه لغزیدم ، حفره ای که بسیار از توزیع کنندگان تازه کار دیگر نتوانستند از آن بیرون بیایند
یک روز معرف من تماس گرفت او مارک یارنل بود. پرسید سلام مرد بزرگ! چه خبر؟به او گفتم: مارک باورت نمی شود ، من حسابی مورد تمسخر قرار گرفتم و کل ماجرا رت برایش تعریف کردم.... و جدس بزنید که او چی عکس العملی نشتم داد؟ او بی اختیار شروع به خندیدن کرد بعد از چند دقیقه که به حالت عادی برگشت گفت«دنیس بابت آن دوستت خودت را ناراحت نکن . فقط شش ماه دیگر یک عكس از چک پورسانت خودت را برایش بفرست»
چه جواب جانانه ای ..حالابیش از ده سال از آن ماجرا می گذرد و آن مردی که که نزدیک بود با خنده اش مرا از این کار ناامید کند هنوز در همان رادیو مشغول به کار است. و من به همراه همسرم و فرزندانم در کوه های کلو رادو زندگی می کنیم و یک تجارت بین المللی در بیش از بیست کشور جهان داریم. من از آن خنده تا به حال میلیون ها دلار درآمد داشته ام و به شما اطمینان می دهم که ارزشش را داشته است. بگذارید آنها بخندند.
تنها راز 34